صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امام حسین علیه السلام بهترین الگو برای همه

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416

    امام حسین علیه السلام بهترین الگو برای همه




    ................................*الگو بگیریم*
    با سلام به شما دوستان عزیز
    ما در این تایپیک قصد داریم الگوئی بی عیب و نقص و کامل و مورد اعتماد برای تعالی اخلاقی و تهذیب نفس ارائه دهیم تا اگر کسی به دنبال استاد عرفان میگردد از سر در گمی آزاد شود.
    قال رسول الله صل الله علیه و آله:حسین منّي و أنا من حسین؛حسین از من است و من از حسین.
    ........*** به راستی ایشان چه کردند تا نبی خدا اینطور بگوید؟؟؟

    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۸/۰۱ در ساعت ۲۲:۱۱

  2. صلوات ها 19


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    با سلام
    اسوه بودن امام حسين عليه السلام در تمام زمينه‏هاى فردى، اجتماعى، سياسى، نظامى، فرهنگى و اعتقادى تجلى و تبلور دارد.

    امام حسين عليه السلام عصاره رسالت و ميوه درخت امامت ‏است كه سيره اخلاقى او مى‏تواند ترسيم كننده ارزشهاى والاى قرآنى باشد.
    اعتلاى شخصيت اخلاقى امام حسين عليه السلام و استقلال شخصيت‏سياسى اجتماعى آن حضرت، انعكاس گسترده‏اى در جامعه اسلامى آن روز داشت; به گونه‏اى كه دشمنان و مخالفان وى نيز آن را باور داشتند;
    به اين جمله كه از زبان معاصران آن حضرت نقل شده، بنگريد: معاويه به فرزندش يزيد چنين سفارش كرد: «حسين احب الناس الى الناس‏» حسين محبوب‏ترين چهره مردمى است.

    و نيز وليدبن عتبه، والى مدينه به عبيدالله بن زياد نوشت: «حسين به عراق روى آورده است.
    او فرزند فاطمه و فاطمه دختر پيغمبر صلى الله عليه و آله است. بترس از آن كه كمترين ناگوارى به او برسانى و اگر با او بد رفتارى كنى، مردم به تو و قبيله‏ات مى‏شورند و هيچ كس از خاصه و عامه تا ابد آن را فراموش نخواهد كرد.»

    اين دو نمونه گواه اين نكته است كه: امام حسين عليه السلام به عنوان يك انسان وارسته و فرزانه در عصر خودش مطرح بوده و سيره و روش آن حضرت برهمگان روشن و معلوم بوده است.
    .

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۴/۱۳ در ساعت ۲۱:۰۰
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  5. صلوات ها 13


  6. #3

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    چهره سياسى - اجتماعى و نيز چهره انسانى و اخلاقى امام حسين عليه السلام به عنوان الگوى عينى جامعه اسلامى در ميان دوست و دشمن مطرح بوده است.

    اباعبدالله عليه السلام پيش از هرچيز، «عبدالله‏» بود و عبوديت در تمام زواياى زندگى و رفتار و گفتارش آشكار بود.

    سيره او سازنده انسان و ترسيم كننده سيستم ارزش‏هاى اخلاقى است.
    به اين حديث‏شريف از زبان امام باقر عليه السلام بنگريم و چهره انسان‏هاى سوزنده و سازنده را ترسيم نماييم و سپس به نمونه‏هايى از سيره سازنده اخلاقى امام حسين عليه السلام بپردازيم:



    امام باقر عليه السلام در ترسيم اسوه‏هاى شرآفرين و الگوهاى بركت‏آفرين و رحمت‏بخش چنين مى‏فرمايد:
    «ان لله عبادا ميامين مياسير يعيشون و يعيش الناس فى‏اكنافهم و هم فى‏عباده مثل القطر، و لله عباد ملاعين مناكير، لايعيشون و لا يعيش الناس فى اكنافهم، و هم فى‏عباده مثل الجراد، لايقعون على شى‏ء الا اتواعليه.»
    «همانا براى پروردگار بنده‏هايى است پربركت و باميمنت كه خود خوش مى‏زيند و مردم نيز در پرتو آنان زندگى خوشى دارند. آن‏ها در ميان بندگان مانند بارانند.
    در برابر، انسان‏هايى هستند نفرين شده و نكبت‏بار كه نه خود زندگى سالمى دارند و نه كسى از زندگى آنان بهره‏اى مى‏گيرد. اين گروه مانند ملخ هستند كه جز نابودى و تبهكارى چيزى ندارند.»


    امام حسين عليه السلام الگوى رحمت، رافت، كرامت و بزرگوارى است كه باران وجودش همگان را سيراب مى‏سازد و شادابى و نشاط و حيات و حركت مى‏آفريند.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  7. صلوات ها 12


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    همانند انبیا هدایتگر مردم است

    قرآن کریم در مورد انبیاء الهی می فرماید: «و جعلناهم ائمة یهدون بامرنا » ; «آنان را پیشوایانی که به امر ما هدایت می کنند، قرار دادیم.» و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، حسین علیه السلام را به عنوان چراغ هدایت معرفی می کندو می فرماید: «ان الحسین ... مصباح هدی و سفینة نجاة ; همانا حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است.»

    همچون انبیا از غیر خدا نمی ترسید

    او این ویژگی را در گفتار و کردار ثابت کرد. قرآن کریم در مورد انبیاء می فرماید: «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احدا الاالله » ; «آنان که رسالت های الهی را رسانند و از او می ترسند و جز خدا از کسی نمی ترسند.» و امام حسین علیه السلام فرمود: «لو لم یکن فی الدنیا ملجا و لا ماوی لما بایعت یزید بن معاویة ; اگر در دنیا هیچ پناهگاهی وجود نداشته باشد [باز هم] با یزید بن معاویه بیعت نخواهم کرد.»
    و در مورد یزید بن معاویه می فرماید: «یزید رجل شارب الخمر، قاتل نفس المحترمة، معلن بالفسق مثلی لایبایع مثله ; یزید مردی است که شراب می نوشد، نفس محترمه را به قتل می رساند، تظاهر به فسق می کند، مثل منی با مثل اویی بیعت نمی کند.»
    در مکتب حسینی ترس با ارزش، ترس از خداست نه ترس از غیر خدا، لذا حضرت در دعای معروف عرفه، ترس از خدا را طلب می نماید: «اللهم اجعلنی اخشاک کانی اراک; خدایا مرا چنان قرار ده که از تو بترسم، [چنانکه] انگار تو را می بینم.»
    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۸/۰۱ در ساعت ۲۲:۱۴

  9. صلوات ها 11


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    نويسنده مسيحي كتاب «حسين در انديشه مسيحي» در مصاحبه با روزنامه الدار كويت گفت: اگر امام حسين از ما بود، در تمام زمين براي او منبر و پرچم بر مي‌افراشتيم و مردم را با نام حسين به مسيحيت فرا مي‌خوانديم.

    «آنتوان بارا» در مورد عشق به امام حسين گفت: آيا انساني يافت مي‌شود كه چنين شخصيت نمونه‌اي كه تاكنون در هيچ ديني شبيه او متولد نشده‌است را دوست نداشته باشد؟ او سومين مشعل‌دار اسلام بعد از جدش پيامبر مصطفى و پدرش امير المؤمنين است و در حفظ و پاسباني از عقيده‌اش، خود را فدا كرد.

    وي سخنان پيامبر درباره امام حسين را بهترين توصيف در شناخت مقام و منزلت ايشان ذكر كرد و به اهداف قيام عاشورا، مظلوميت اباعبدالله و خاندان پيامبر در صحراي كربلا پرداخت و گفت: فرياد حسين در روز عاشورا كه «هل من ناصر ينصرني» مرا بخود مي‌لرزاند.



    اين نويسنده مسيحي كه به مسيحي متشيع شهرت دارد و به اين لقب افتخار مي‌كند، افزود: اگر از

    خودگذشتگي امام حسين نبود، از عقايد اسلامي چيزي باقي نمانده بود.



    وي مسلمانان را به كوتاهي و قدرنشناسي در حق امام‌حسين متهم كرده و شهادت ايشان را امانتي بر

    گردن همه مسلمانان مي‌داند كه بايد اسرار و اهداف بزرگ آن را به گوش جهانيان برسانند



    روابط عمومي و اطلاع‌رساني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي.

    ویرایش توسط سادات : ۱۳۸۹/۰۴/۱۴ در ساعت ۰۹:۵۰
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  11. صلوات ها 14


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    تواضع سید الشهداء علیه السلام
    ابن اثير در كتاب اسد الغابه مى‏نويسد:
    «كان الحسين رضى الله عنه فاضلا كثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال الخير جميعها (۱) »
    حسين (ع) بسيار روزه مى‏گرفت و نماز مى‏گذارد و به حج مى‏رفت و صدقه مى‏داد و همه‏ى كارهاى پسنديده را انجام مى‏داد.شخصيت حسين بن على (ع) آنچنان بلند و دور از دسترس و پر شكوه بود كه وقتى با برادرش امام مجتبى (ع)، پياده به كعبه مى‏رفتند، همه‏ى بزرگان و شخصيت‏هاى اسلامى باحترامشان از مركب پياده شده، همراه آنان راه پيمودند. (۲)
    احترامى كه جامعه براى حسين (ع) قائل بود بدان جهت بود كه او با مردم زندگى مى‏كرد ـ از مردم و معاشرتشان كناره نمى‏جست ـ با جان جامعه هماهنگ بود، چونان ديگرها از مواهب و مصائب يك اجتماع برخوردار بود و بالاتر از همه ايمان بى تزلزل او به خداوند او را غمخوار و ياور مردم ساخته بود.
    و گرنه، او نه كاخ‏هاى مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمى‏بستند و حرم رسول الله (ص) را براى او خلوت نمى‏كردند ...اين روايت يك نمونه از اخلاق اجتماعى اوست، بخوانيم:
    روزى از محلى عبور مى‏فرمود، عده‏اى از فقرا بر عباهاى پهن شده‏اشان نشسته بودند و نان پاره‏هاى خشكى مى‏خوردند، امام حسين (ع) مى‏گذشت كه تعارفش كردند و او هم پذيرفت، نشست و تناول فرمود و آنگاه بيان داشت:
    ان الله لا يحب المتكبرين. (۳)
    خداوند متكبران را دوست نمى‏دارد.
    سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت كردم، شما هم دعوت مرا اجابت كنيد.آنها هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند، حضرت دستور داد هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند، (۴) و بدين ترتيب پذيرايى گرمى از آنان به عمل آمد و نيز درس تواضع و انسان دوستى را با عمل خويش به جامعه آموخت.
    شعيب بن عبد الرحمن خزاعى مى‏گويد:
    چون حسين بن على (ع) به شهادت رسيد، بر پشت مباركش آثار پينه مشاهده كردند علتش را از امام زين العابدين (ع) پرسيدند، فرمود: اين پينه‏ها اثر كيسه‏هاى غذايى است كه پدرم شبها به دوش مى‏كشيد و به خانه‏ى زنهاى شوهر مرده و كودكان يتيم و فقرا مى‏رسانيد. (۵)
    ادامه دارد

    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۴/۱۴ در ساعت ۱۲:۳۶

  13. صلوات ها 12


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    دنباله
    شدت علاقه امام حسين (ع) را به دفاع از مظلوم و حمايت‏از ستم ديدگان مى‏توان در داستان ارينب و همسرش عبد الله بن سلام دريافت، كه اجمال و فشرده‏اش را در اينجا متذكر مى‏شويم :
    يزيد به زمان ولايت عهدى، با اينكه همه نوع وسائل شهوترانى و كام جوئى و كامروايى از قبيل پول، مقام، كنيزان رقاصه و...در اختيار داشت چشم ناپاك و هرزه‏اش را به بانوى شوهردار عفيفى دوخته بود.
    پدرش معاويه به جاى اينكه در برابر اين رفتار زشت و ننگين عكس العمل كوبنده‏اى نشان دهد، با حيله‏گرى و دروغ پردازى و فريبكارى، مقدماتى فراهم ساخت تا زن پاكدامن مسلمان را از خانه‏ى شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده‏ى پسرش يزيد بكشاند.حسين بن على (ع) از قضيه با خبر شد در برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه‏ى شوم معاويه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از يكى از قوانين اسلام، زن را به شوهرش عبد الله بن سلام باز گرداند و دست تعدى و تجاوز يزيد را از خانواده‏ى مسلمان و پاكيزه‏يى قطع نمود و با اين كار همت و غيرت الهى‏اش را نمايان و علاقمندى خود را به حفظ نواميس جامعه‏ى مسلمان ابراز داشت و اين رفتار داستانى شد كه در مفاخر آل على (ع) و دنائت و ستمگرى بنى اميه، براى هميشه در تاريخ به يادگار ماند. (۶)
    دامه دارد


  15. صلوات ها 6


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    دنباله
    علائلى در كتاب «سمو المعنى» مى‏نويسد: ما در تاريخ انسان به مردان بزرگى برخورد مى‏كنيم كه هر كدام در جبهه و جهتى عظمت و بزرگى خويش را جهانگير ساخته‏اند يكى در شجاعت، ديگرى در زهد، آن ديگر در سخاوت، و...اما شكوه و بزرگى امام حسين (ع) حجم عظيمى است كه ابعاد بى نهايتش هر يك مشخص كننده‏ى يك عظمت فراز تاريخ است، گويا او جامع همه‏ى والايى‏ها و فرازمندى‏هاست. (۷)
    آرى مردى كه وارث بى كرانگى نبوت محمدى است، مردى كه وارث عظمت عدل و مروت پدرى چون حضرت على (ع) است و وارث جلال و درخشندگى فضيلت مادرى چون حضرت فاطمه (ع) است، چگونه نمونه‏ى برتر و والاى عظمت انسان و نشانه‏ى آشكار فضيلت‏هاى خدايى نباشد.
    درود ما بر او باد كه بايد او را سمبل اعمال و كردارمان قرار دهيم.
    امام حسين (ع) و حكايت زيستنش و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد كردارش نه تنها نمونه‏ى يك بزرگ مرد تاريخ را براى ما مجسم مى‏سازد، بلكه او با همه‏ى خويشتن، آيينه‏ى تمام نماى فضيلت‏ها، بزرگ منشى‏ها، فداكاريها، جان بازى‏ها، خداخواهى‏ها و خدا جويى‏ها مى‏باشد، او به تنهايى مى‏تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را ضامن گردد.
    بودن و رفتنش، معنويت و فضيلت‏هاى انسان را ارجمندنمود.
    پى‏نوشتها:
    كتاب: پيشواى سوم حضرت امام حسين (ع)، ص ۲۳
    نويسنده: هيئت تحريريه مؤسسه در راه حق ۲ ـ ذكرى الحسين ج ۱ ص ۱۵۲ به نقل از رياض الجنان چاپ بمبئى ص ۲۴۱ ـ انساب الاشراف. ۴ ـ تفسير عياشى ج ۲ ص .۲۵۷ ۵ ـ مناقب ج ۲ ص .۲۲۲ ۶ ـ الامامة و السياسه ج ۱ ص ۲۵۳ به بعد.
    ۱ ـ اسد الغابه ج ۲ ص .۲۰ ۳ ـ سوره‏ى نحل آيه‏ى .۲۲ ۷ ـ از كتاب سمو المعنى ص ۱۰۴ به بعد نقل به معنى شده است.

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اهل بيت
    نوشته
    2,058
    حضور
    15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    17932



    .............................* ذبيح الله*
    در روايتي ذيل آيه « و فديناه بذبحٍ عظيمٍ» آمده است؛ ابراهيم(ع) پس از آنكه فرزند خود اسماعيل را براي قرباني برد و آن امتحان عظيم الهي را با موفقيت از سر گذرانيد، و خداي متعال فرمود: « قد صدّقت الرؤيا» عرضه داشت: من دوست داشتم فرزندم را در راه تو قرباني كنم تا به ثواب اعظم مصائب برسم، گويا سؤال حضرت اين است كه، كجاي كار را كم گذاشته‌ام كه اين توفيق از من سلب شد؟ خداي متعال فرمود: ابراهيم! خودت را بيشتر دوست داري يا پيامبر آخرالزمان را؟ حضرت فرمود: پيامبر آخرالزمان را. فرمود: فرزند پيامبر آخرالزمان را، يعني سيّدالشّهدا(ع). بعد خداي متعال روضة سيّدالشّهدا(ع) را اين‌طور خواند كه، ابراهيم كداميك از اين دو سنگين‌تر است اينكه، به امر ما فرزندت را در مني قرباني كني يا اينكه، فرزند پيامبر آخرالزمان را، انسان‌هايي كه مدّعي هستند امت آن پيامبرند، بين دو نهر آب مثل گوسفند سر ببرند؟!! گويا مي‌فرمايند: شما ظرف اعظم مصائب نبوده، تحمل آن را نداريد، اعظم مصائب از آن اعظم انسان‌ها، يعني رسول خاتم(ص) است، آن هم نه قرباني كردن اسماعيل به صورت محترمانه، بلكه اعظم مصائب، مصيبت سيّدالشّهدا(ع) است، به دست امتي كه هر چه دارند، به بركت رسول خاتم(ص) است، آن هم تحت عنوان تبعيت از او و فرمان خدا، فرزندش را محكوم به ارتداد كرده، مثل يك گوسفند با افتخار سر از بدنش جدا مي‌كنند. بعد گويا مي‌فرمايند: ابراهيم، اگر مي‌خواهي به ثواب اعظم مصائب دست يابي، بايد مصيبت سيّدالشّهدا(ع) را درك كني.

    با توجه به اين دو محبتي كه ابراهيم(ع) نسبت به رسول اكرم(ص) و سيّدالشّهدا(ع) داشتند، زمينة درك مصيبت سيّدالشّهدا(ع) فراهم شد، به خصوص كه آدم مبتلا، زودتر و بهتر ابتلا و مصيبت ديگران را مي‌فهمد، لذا شايد امتحان قرباني كردن اسماعيل، مقدمه درك مصيبت سيّدالشّهدا(ع) بود.

    ویرایش توسط عرفان : ۱۳۸۹/۰۸/۰۲ در ساعت ۰۸:۵۰
    از خلق جهان کناره کردیم *

    سر رشته عقل پاره کردیم *

    کس چاره ما نکرد و ما خود *

    بی منت خلق چاره کردیم *

    ننمود رهی بجز ره عشق *

    هر چند که استخاره کردیم*

  19. صلوات ها 3


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    1,538
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    15416



    توجه
    با سلام وخسته نباشید خدمت کاربر محترم عاشق!
    اگر نگاهی به موضوع تایپیک کنید متوجه خواهید شد که باعث انحراف کامل بحث شدید که بنده تذکر داده بودم این بحث ارائه زوایای مغفول مانده اخلاق زندگی سیدالشهداست ،نه مقتل خوانی یا پاسخ به شبهات مربوط به امام حسین علیه السلام و یا باز کردن موضوع ریا.ما هم عاجز از پاسخگوئی به شما نیستیم اما هر سخن جائی .... هر نکته مکانی دارد.شما در جای خودش بپرسید و جواب بگیرید.
    باید اضافه کنم بیشتر در طرح مباحث و اصل مطلب کار کنید،چه بسا این گفته شما و طرح غیر علمی،باعث به ریا افتادن افرادی شود و یا القاء شبهه کند. آن عبارتی که آوردید تقطیع کرده ارائه دادید و این اش
    کال دارد، باید در نقل امین باشید و مطلب را تکه تکه نکنید بنده متن اصلی را بطور کامل تقدیم میکنم اجازه بدهید در بحث ریا و اخلاص مفصلا به آن بپردازیم :
    فصل

    اقسام الرياء

    الرياء اما في العبادات او في غيرها (و الاول) حرام مطلقا و صاحبه ممقوت عند الله و هو يبطل اصل العبادة و لان الاعمال بالنيات، و المرائى بالعبادة لم يقصد امتثال امر الله بل قصد ادراك مال او جاه او غرض آخر من الاغراض فلا يكون ممتثلا لامر الله خارجا عن عهدة التكليف، ثم مع بطلان عبادته و عدم خروجه عن عهدة التكليف يكون له اثم على حدة لاجل الرياء، كما دلت عليه الآيات و الاخبار، فيكون اسوا حالا ممن ترك العبادة راسا، كيف لا و المرائي بالعبادة جمع بين الاستهزاء بالله و التلبيس و المكر لانه خيل الى الناس انه مطيع لله من اهل الدين و ليس كذلك.
    و اما الرياء بغير العبادات، فقد يكون مذموما، و قد يكون مباحا، و قد يكون مستحبا، و قد يكون واجبا، اذ يجب على المؤمن صيانة عرضه و الا يفعل ما يعاب عليه، فلا يليق بذوى المروات ان يرتكبوا الامور الخسيسة بانفسهم عند مشاهدة الناس و ان جاز لهم ذلك في الخلوة، و من زين نفسه باللباس او غيره في اعين الناس حذرا من لومهم و استثقالهم او استقذارهم اياه كان ذلك مباحا له، اذ الحذر من الم الذم غير مذموم الا ان ذلك يختلف باختلاف الازمنة و البلاد و الاشخاص من العباد، فربما كان بعض اقسام الرياء بغير العبادات مذموما بالنظر الى وقت او شخص او بلد غير مذموم بالنظر الى آخر. روى: «ان رسول الله-صلى الله عليه و آله و سلم-اراد يوما ان يخرج على اصحابه، فكان ينظر في حب من الماء و يسوى عمامته و شعره، فقيل له: او تفعل ذلك يا رسول الله؟
    فقال: نعم، ان الله تعالى يحب من العبد ان يتزين لاخوانه اذا خرج اليهم‏» . و قال امير المؤمنين-عليه السلام-: «يتزين احدكم لاخيه المسلم كما يتزين للغريب الذي يحب ان يراه في احسن الهيئة‏» ، و قال الصادق -عليه السلام-: «الثوب النقي يكبت العدو» . و روى: «انه -عليه السلام-نظر الى رجل من اهل المدينة قد اشترى لعياله شيئا و هو يحمله، فلما رآه الرجل استحى منه، فقال-عليه السلام-: اشتريته لعيالك و حملته اليهم، اما و الله لو لا اهل المدينة لا حببت ان اشتري لعيالى الشي‏ء ثم احمله اليهم‏» (19) اراد-عليه السلام-لو لا مخافة ان يعيبوه على ذلك لفعل مثل فعله، الا انه لما كان في زمان يعاب عليه بمثله لم يجز له ان يرتكبه، و لما لم يكن ذلك مما يعاب عليه في زمن امير المؤمنين -عليه السلام-كان يرتكبه و كان ذلك منقبة له و تعليما. فظهر ان ارتكاب بعض الامور و عدم ارتكاب بعض الافعال قد يكون رياء محبوبا و قد يكون رياء مذموما.{جامع السادات ج2}


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۷/۲۳, ۱۴:۵۹ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود