صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امام زمان (عج) هم قابل نقد است!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    علاقه
    *^* الله *^*
    نوشته
    521
    حضور
    34 روز 19 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1282

    اشاره امام زمان (عج) هم قابل نقد است!




    سلام



    اگر یک وقتی
    امام زمان ظهور کنه(نقل از کلام اقای دکتر روحانی)، اون وقت هم میشه نقد کرد!
    بالاتر از پیغمبر که نداریم ، ایشون هم اجازه نقد می داد و صحابه به ایشون میگفتن فلان حرفتون وحی بود یا از خودتون!

    چه پاسخی داریم؟
    ایا این مطلب صحیح است؟

    قابل توجه: هدف در اینجا یک بحث علمی است و به گروه بندی های سیاسی اصلا کاری نداریم.
    تشکر از اینکه مراعات می کنید.

    ویرایش توسط روح سبز : ۱۳۹۶/۱۰/۲۶ در ساعت ۱۷:۱۵


    * دیده بر رهت دارم در دل شب تارم ---- در غم تو بیمارم تا دوباره برگردی *

    انسانیت به چیست؟ یکی از نشانهای انسانیت کمک مالی به دیگران است.
    موسسه خیریه همت. پرداخت با تلفن همراه : #5588*720*
    سایت موسسه : http://www.hemmat110.com/
    موسسه خیریه محک ( کودکان سرطانی)
    سایت موسسه : http://mahak-charity.org/main/

  2. صلوات ها 9


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    23,296
    حضور
    210 روز 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    43
    صلوات
    61961



    با نام و یاد دوست






    امام زمان (عج) هم قابل نقد است!








    کارشناس بحث: استاد مسلم

  4. صلوات ها 7


  5. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,785
    حضور
    77 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5568



    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و احترام

    نقل قول نوشته اصلی توسط روح سبز نمایش پست ها
    اگر یک وقتی امام زمان ظهور کنه، اون وقت هم میشه نقد کرد!
    بالاتر از پیغمبر که نداریم ، ایشون هم اجازه نقد می داد

    چه پاسخی داریم؟
    ایا این مطلب صحیح است؟

    برای پاسخ به این سوال باید به دو نکته توجه بفرمایید:

    نکته اول: دلیل جواز نقد معصوم

    دلیلی که بر این مطلب اقامه شده است استناد به قول برخی اطرافیان پیامبر(ص) است که به آن حضرت(ص) میگفتند: چیزی که میگویی از جانب خداوند است یا خودت!
    خب این نقد و این پرسش از جانب یک انسان غیر معصوم چیزی نیست که ما آن را پذیرفته و آن را مبنای کار خویش قرار دهیم!! بله اگر چنین سوالی از جانب معصوم ارائه شده بود جای بررسی داشت، اما وقتی یک کسی که روشن است درک و اعتقاد درستی نسبت به معصوم ندارد چنین سوالی می کند چه جای پیروی از او وجود دارد؟!

    علاوه بر اینکه اگر ما نقد نرم افزاری صحابه نسبت به معصومین را مبنا و دلیل جواز قرار دهیم، نقد سخت افزاری و جنگ صحابه بزرگ پیامبر(ص) با علی(ع) را هم باید مجوز نقد سخت افزاری، و جنگ با امام بدانیم! چون تفاوتی بین این دو نیست، اگر صحابه می توانند الگو بوده، و رفتار نرم افزاری ایشان می تواند دلیل باشد، طبیعتا رفتار سخت افزاری ایشان هم این کشش را خواهد داشت.

    بله اگر منظور استقبال از نقد باشد، یا سخن از چرایی یک رفتار باشد اینها اشکالی ندارد، اینکه نه از صحت و درستی، بلکه از چرایی یک دستور از امام و نبی سوال کنیم این اشکالی ندارد، اما اینکه به معصوم بگوییم این سخن از جانب خداوند است یا از جانب خودت اوج بی احترامی، و اوج عدم درک درست جایگاه امامت و نبوت است.

    گواه مدعا این است که وقتی در جریان غدیر خم این سوال از پیامبر(ص) شد که این حکم از جانب خداوند است یا خودت؟ حضرت ناراحت شده و چشمانشان سرخ شد و سه مرتبه فرمودند: به خدایی که معبودی غیر از او نیست از جانب خداوند است؛ پس حارث بلند شد و گفت خداوندا اگر این حکم از توست بر ما باران سنگ ببار(رضی الدین حلی، العدد القویه، ص185؛ نفحات الازهار، ج8، ص351)

    خب این جملات نشان می دهد که چه کسانی چنین سخنانی بر زبان جاری می کرده اند، و واکنش پیامبر(ص) نشان می دهد این اعتراض و به اصطلاح نقد، خصوصا با این لحن، چیزی نبوده که پیامبر(ص) از آن راضی بوده و آن را تایید کرده باشد، در این صورت آیا ما باید به سخنان امثال اینها در جواز نقد پیامبر و امام معصوم استناد کنیم؟! از جهّالی پیروی کنیم که بین اوامر خداوند و نبی تفاوت گذاشته و تفکیک می کرده اند!

    نکته دوم: اصل جواز نقد معصوم

    در خصوص اصل این ادعا میتوان از دو طریق عقلی و نقلی به آن پرداخت:

    الف) مسیر عقلی: تعارض عصمت و نقد!

    هدف از نقد دستیابی به نقاط ضعف و قوت یک چیز است، به همین خاطر چیزی یا کسی را نقد می کنند که احتمال خطا در او وجود دارد، اما قبول عصمت یک شخص یعنی باور داریم هیچ نقطه ضعفی در گفتار و رفتار و حتی تقریر آن شخص معصوم وجود ندارد، اینجا دیگر چه جای نقد و ارزیابی است؟ بنابراین باور به عصمت یک شخصیت و نقد او تناقض است!!
    معصوم خط کشی است تا رفتار بشر با آن سنجیده شود، اگر قرار باید هر کسی هم با خط کش خودش این معصوم را بسنجد که پس این عصمت چه نقشی دارد؟!

    در کتب کلامی دلیلی تحت عنوان «تسلسل» بر لزوم عصمت امام اقامه شده است بدین شرح که:
    فلسفه و علت نیاز بشر به امام این است که مردم معصوم نیستند، به همین خاطر اگر امام هم معصوم نباشد خودش نیازمند یک امام خواهد بود و این سلسله باید به یک امام معصوم ختم شود که او دیگر نیازمند به امام دیگری نباشد.(علامه حلّی، کشف المراد، ص364)

    بنابراین «عصمت» یک تکیه گاه معرفتی است تا خطای مردم را پوشش داده و غیر معصوم بودن ایشان را جبران سازد! خب طبیعتا دیگر اصلا نقد معصوم توسط غیر معصومین معنا ندارد!!

    ب) مسیر نقلی: تعارض جواز نقد با آیات قرآن کریم
    تصریح آیات و روایات بر این است که سخن معصوم همان سخن خداوند است، وهیچ بهانه ای برای نقد آن وجود ندارد، قرآن کریم در مورد پیامبر(ص) می فرماید:
    «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى‏»؛ هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏ گويد! * آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست.(نجم:3و4)

    و نیز می فرماید:
    «مَا ءَاتَئكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا»؛ آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد.(حشر:7)

    یا به اطاعت بی قید و شرط از رسول و اولی الامر فرمان می دهد:
    «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم‏»؛ اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر را (نساء:59)

    آیا این آیات به ما اجازه نقد معصومین را می دهد؟!

    بنابراین تنها توجیهی که برای این سخن وجود دارد این است که این سخن در جواز نقد از سوی مردم نباشد، بلکه در استقبال از نقد و گفتگو از سوی معصومین باشد؛ یعنی مردم نباید از صحابه نقد کردن پیامبر(ص) و امام را یاد بگیرند، بلکه حکّام و مسئولین باید از معصومین احترام به نقدها و نظرات دیگران را یاد گرفته و پیروی کنند.

    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۶/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۳:۳۵
    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  6. صلوات ها 12


  7. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    3,034
    حضور
    44 روز 19 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4928



    نقل قول نوشته اصلی توسط روح سبز نمایش پست ها
    سلام

    اگر گفته شوذ:

    اگر یک وقتی امام زمان ظهور کنه، اون وقت هم میشه نقد کرد!
    بالاتر از پیغمبر که نداریم ، ایشون هم اجازه نقد می داد

    چه پاسخی داریم؟
    ایا این مطلب صحیح است؟

    قابل توجه: هدف در اینجا یک بحث علمی است و به افراد و اشخاص و گروه بندی های سیاسی اصلا کاری نداریم.
    تشکر از اینکه مراعات می کنید.
    سلام
    یک وقت نقد به معنای انتقاد از وضعیت موجود است که نوعی شکایت و اظهار ناراحتی است و نه نقد این اشکال ندارد
    یک وقت منظور از نقد بررسی عالمانه شیوه و روشهاست برای بهبود آنها که این هم دلسوزی و نصیحت است و بلا اشکال است
    یک وقت منظور از نقد این است که بگوییم بر اساس آنچه که من می دانم و قبول دارم فلان شیوه و روش و سیاست مشخص درست نیست که در مورد معصوم قابل قبول نیست چون معصوم معصوم است و خطا نمی کند تا مورد نقد قرار گیرد. بله می توان کارگزاران را نقد کرد اما امام و شیوه و روشی که او تعیین یا تایید کرده قابل نقد نیست.
    یا علیم


    امام خامنه ای:
    این قرن ، قرن اسلام است
    کتاب "رهاورد تجربیات نزدیک به مرگ"
    را بطور رایگان از سایت های دانلود کتاب، دانلود کنید.


  8. صلوات ها 4


  9. #5

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    امام حسین علیه السلام
    نوشته
    150
    حضور
    5 روز 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    242



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    بله اگر منظور استقبال از نقد باشد، یا سخن از چرایی یک رفتار باشد اینها اشکالی ندارد، اینکه نه از صحت و درستی، بلکه از چرایی یک دستور از امام و نبی سوال کنیم این اشکالی ندارد، اما اینکه به معصوم بگوییم این سخن از جانب خداوند است یا از جانب خودت اوج بی احترامی، و اوج عدم درک درست جایگاه امامت و نبوت است.
    سلام و عرض ادب و احترام

    سرور مکرم جناب استاد مسلم بزرگوار ، مطالب مفیدی فرمودید که از شما متشکرم. ولی خب حالا که بحث هم راجع به نقد است با اجازه از محضر شما راجع به بعض عبارات حضرتعالی بنده حرف هایی دارم .

    اولا احتمالا با حقیر موافق هستید که پیرامون همه شخصیت های بزرگ و اثر گذار جهان در طول تاریخ یک هاله ای از اسطوره و افسانه شکل می گیرد که حسب تاثیر گذاری فرد و فرهنگ عمومی مردم آن جامعه این شدت آن متفاوت است . حضرت رسول ص نیز قاعدتا از این امر مستثنی نیستند و چه بسیار روایات و افسانه هایی که پیرامون شخصیت ایشان در کتب تاریخ و حدیث وارد شده و به علت تکرار آن در نسل های متوالی امری یقینی و مسلم تلقی شده است . گاهی وقتی بدون دقت برخی روایت های کتاب های سیره ، شمائل و علی الخصوص دلائل النبوة مطالعه می شوند حقیقتا پیامبر ص و سایر بزرگان دین از قالب بشری خارج شده و حالتی اسطوره ای و افسانه ای به خود می گیرند . و حال آنکه قرآن خداوند به رسول الله توصیه می کند که به مردم بگو :

    إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ( کهف - 110 )
    یعنی : من هم بشری مثل شما هستم .

    تصور کنید با وجود چنین توصیه صریح و محکمی بازهم آن حجم از افسانه ها و دروغ ها راجع به رسول الله نقل شده است ، اگر احیانا این مطلب در قرآن تذکر داده نمیشد وضع چه بود ؟

    نکته اصلی بحث هم اتفاقا همینجاست ، خود محمد ص به امر پروردگارش می گوید من هم یک بشر مثل شما هستم ، می خندم ، می خورم ، می پوشم ، ناراحت می شوم .. اما برخی کاتولیک تر از پاپ شده و به خیال اینکه باید کار عظیم پیامبر ص را در قصه های اغراق آمیز غرق کنند تا بزرگی آن حضرت بیشتر به چشم بیاید دست به جعل و تحریف روایات تاریخی می زنند و آنچنان جعلیاتی سرهم می کنند که دیگر واقعا نمی توان گفت کجای این مطلب افسانه است و کجایش حقیقت تاریخی !

    از آنجا که من زیاد به احادیث و روایات اعتماد ندارم و آنها را فاقد اصالت می دانم بهتر است بحث را با همان آیه قرآن ادامه دهیم ، درخواست دارم بار دیگر به آیه مورد بحث توجه بفرمائید :

    قل انما بشر مثلکم یوحی الی ( کهف - 110 )
    یعنی : (ای محمد ) بگو من هم بشری مثل شما هستم جز آنکه به من وحی می شود .

    کلام قرآنی واضح است ، محمد ص در همه ویژگی های بشری با مردم یکسان است و فقط یک تفاوت میان او و بقیه وجود دارد : به او وحی می شود .. تمام !

    آن آیه ای هم که زحمت کشیدید و آوردید :
    «وَ مَا يَنطِقُ عَنِ الهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى‏»؛ هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏ گويد! * آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست.
    ناظر به همین موضوع است . مشرکین می گفتند این قرآنی که محمد ادعا دارد از طرف خداست ساخته های ذهن اوست ، پاسخ آمد که اینطور نیست ، به او وحی می شود . ادامه همین آیات از جبرئیل هم یاد شده است .

    اما عجیب این است که کسی از این آیه برداشت کند جبرئیل 24 ساعته نزد پیامبر بوده و حتی سلام و احوال پرسی های روزانه را هم بر پیامبر نازل می کرده و خلاصه رسول الله هیچ نمی گفته مگر آنکه همه را جبرئیل به او القا کند !!

    اگر پذیرفتیم که فقط بخشی از سخنان پیامبر ص - یعنی همان ها که قرآن نام گرفته - وحی است و بقیه سخنان و اعمال ایشان منشا غیر وحی داشته است اینها را هم می شود نقد کرد ، هم به آنها خرده گرفت و هم اینکه بعضا انجام نداد !! اینجای بحث را با یک آیه و چند نمونه تاریخی تکمیل می کنم :

    عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ ( توبه - 43 )
    یعنی : خدايت ببخشايد، چرا پيش از آنكه [حال‌] راستگويان بر تو روشن شود و دروغگويان را بازشناسى، به آنان اجازه دادى؟

    مواخذه پیامبر ص توسط خدا در قرآن فراوان است ، اما این نمونه معروف به وضوح و صراحتا به ما نشان می دهد که پیامبر ص عملی انجام داده که مورد نظر خداوند نبوده است . پس این شاهدی بر اینکه همه اقوال و اعمال پیامبر مطابق وحی نبوده است .

    اما از نمونه های معروف تاریخ :

    1 - امیرالمومنین علی علیه السلام در جریان صلح حدیبیه که مامور نوشتن عهدنامه بودند ، هنگامی که پیامبر به ایشان دستور می دهد تا عنوان « رسول الله » را از جلوی نام «محمد» پاک کنند ، امتناع کرده و لذا خود پیامبر به دستان خود عنوان رسول الله را از پیمان نامه پاک می کنند .

    این کار حضرت علی ع که در واقع نقد عملی و بلکه بالاتر از آن مخالفت با دستور پیامبر است آیا العیاذ بالله مخالفت با وحی خدا و ان هو الا وحی یوحا ست ؟!! اگر برخی خشک مذهبانِ امروز ، آن روز حضور می داشتند آیا فریاد مرگ بر ضد ولایت نبی سر نمی دادند ؟!

    2 - در ماجرای جنگ بدر پیامبر تاکتیکی جنگی را اتخاذ کردند که مورد قبول برخی اصحاب واقع نشد ، همان موقع است که یکی از آنان ( حباب بن منذر ) می گوید : أ من الله ام منک ؟ رسول الله نیز می فرمایند این نظر خودم است. و حباب تاکتیک خودش را ارائه می دهد و اتفاقا نظر او تایید می شود . این همان قضیه ای است که گفته شد و بعد برخی مقابل آن موضع گرفتند و اکنون موضوع این بحث است . در حالیکه خود رسول الله نیز سخت گیری که اینان دارند را نداشتند !!

    3 - جمله معروفی نیز از پیامبر نقل شده که فرمودند انتم اعلم بامور دنیاکم ، یعنی شما مردم نسبت (به من ) به امور دنیای تان آگاهتر هستید . ماجرای آنرا نیز احتمال فراوان می دانید وبه جهت اختصار از ذکر آن خودداری می کنم .

    نمونه ها به همین ختم نمی شوند ، اما چون از حوصله بنده و خوانندگان محترم خارج است از ذکر بقیه آنها خودداری می شود . غرض این بود که وجود مواردی که نشان می دهد اعتراض و نقد به پیامبر ص در تاریخ اسلام سابقه داشته و البته برای منتقدین و معترضین هم هزینه ای در بر نداشته ، بلکه بسیار خوب و منطقی با آنها برخورد شده است را به حضرتعالی یادآوری کنم .


    با تشکر فراوان /


    پ.ن : در گذشته هر روندی وجود داشته است ، امروز اما ارزش ها و فضیلت ها تغییر کرده اند . در جهان امروز مردم حق حاکمیت بر خود را دارند و نمی توان با استدلال های اینچنینی آنها را از برخورداری از حقوقشان منصرف کرد ، حتی گفتن سخنانی مثل اینکه « مردم چه حقی دارند » یا « مردم چکاره اند » هم جز نفرت و انزجار چیزی پدید نمی آورد و این را هم مد نظر داشته باشید : امروزه عنوانی که بر ماحصل سخنان شما مطابقت پیدا می کند بی تعارف دیکتاتوری است . عرض بنده این است اگر حتی واقعا چنین فضای بسته ای در گذشته وجود داشته است ، آنرا نه یک حقیقت لایتغیر بلکه پدیده ای برآمده از محیط عربستان بدانید که هم قابل اصلاح است و هم قابل تغییر !
    ویرایش توسط *حسام الدین* : ۱۳۹۶/۱۰/۲۴ در ساعت ۱۸:۴۹
    زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
    در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

  10. صلوات ها 6


  11. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    167
    حضور
    1 روز 16 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    401



    آیت‌الله سید احمد خاتمی عضو مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، با بیان اینکه گفته شده است در این کشور همه قابل نقد هستند که این یک سخن جدید نیست و باید دید با چه هدفی این مطالب مطرح می‌شود، اظهار داشت: ما به اهداف این سخنان خوش‌بین نیستیم و نگرانی داریم که از این کلام سوء استفاده و حریم‌های این کشور آسیب ببیند.


    آیت‌الله خاتمی ادامه داد: گفته شده است که امام زمان (عج) و پیامبر (ص) قابل نقد هستند؛ این تعبیر زیر سوال بردن یک اعتقاد حق، مسلم و ثابت شده اسلام و تشیع است و در این بیان دو مطلب خلط شده است.
    عضو مجلس خبرگان رهبری بر همین اساس افزود: اول آنکه پیغمبر (ص) کدام اجازه نقد را می‌دادند، مشخص است که پیامبر اسلام قابل نقد نیست و دلیل آن در دهها آیه و روایت آمده است که پیامبر سخن و رفتاری بدون وحی ندارد و سخن دیگر این است که پیامبر اجازه نقد می‌دادند اما این مساله به معنای قابل نقد بودن نیست.


    وی تاکید کرد: آنچنان که پیامبر ما تاکید بر مشورت داشتند ولی این امر به معنای آن نیست که نیاز به مشورت دارند، از این رو پیامبر اسلام برای تکریم امت و الگوسازی اقدام به مشورت می‌کردند و اجازه نقد می‌دادند نه آنکه خودشان قابل نقد هستند؛ لذا این سخنان اخیر قطعا نادرست است.
    آیت‌الله خاتمی خاطرنشان کرد: تقاضای من از صاحبان تریبون این است که اعتقادات حق را که سال‌ها علما با خون دل آن را تثبیت کرده‌اند در مسلخ اهداف سیاسی خود ذبح نکنند و از این رو از مسئولان انتظار می‌رود که جای طرح مباحث چالش‌زا به معیشت مردم، حل گرانی و رفع مشکل بیکاری بپردازند.
    عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین یادآور شد: اینکه استناد شده در تصمیمی از تصمیمات پیامبر سوال کننده پرسیده این از شما است یا خدا تحقیقا این نقل دروغ است و علامه سیدجعفر مرتضی در کتاب الصحیح دروغ بودن این را اثبات کرده است.
    عنه عليه السلام: إيّاكَ أن يَنزِلَ بكَ المَوتُ وأنتَ آبِقٌ مِن ربِّكَ في طَلَبِ الدُّنيا
    : مبادا مرگ در حالى به سراغت آيد كه تو [چون بنده ‏اى فرارى‏] از خداوندگارت در طلب دنيا گريخته باشى.







  12. صلوات ها 2


  13. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    1,145
    حضور
    25 روز 3 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3712



    سلام
    وقتی خدا به پیامبرش می فرماید و شاورهم فی الامر
    مشورت کردن یعنی نظر خواستن از دیگران
    این نشان میده پیامبر متکلم وحده نبودن و یک زندگی اجتماعی و برای بشر نمونه کردن.
    آیا به این صورت نمیشه نقد سازنده داشت؟

    یا نمیشه از جملات بالا این و برداشت کرد که همه انسان ها میتونن مورد نقد واقع بشن حتا معصومین با عصمت تمام که داشتن و حق کامل بودن اجازه نقد و می دادن و کافر قلمداد نمیشدن.


  14. صلوات ها 2


  15. #8

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,785
    حضور
    77 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5568



    نقل قول نوشته اصلی توسط *حسام الدین* نمایش پست ها
    سلام و عرض ادب و احترام
    سرور مکرم جناب استاد مسلم بزرگوار ، مطالب مفیدی فرمودید که از شما متشکرم. ولی خب حالا که بحث هم راجع به نقد است با اجازه از محضر شما راجع به بعض عبارات حضرتعالی بنده حرف هایی دارم

    با سلام و احترام جناب حسام الدین عزیز
    بنده هم از نقد و نظر حضرتعالی صمیمانه تشکر می کنم.

    کلام شما دو بخش دارد، بخش اول ناظر به نقد عصمت و خطا ناپذیری پیامبران و معصومین است، و بخش دوم ناظر به حق حاکمیت مردم

    در مورد بخش ابتدایی کلام شما باید توجه بفرمایید بله اگر کسی عصمت و خطاناپذیری یک شخصیت را قبول نداشته باشد طبیعتا نقد آن شخصیت صحیح و رواست، اما اگر کسی عصمت یک شخصیت را قبول داشته باشد نقد اصلا معنا ندارد! چون آن شخصیت آمده که الگو و خط کشی برای رفتار ما غیر معصومین باشد، نمی توان دیگر توقع داشت که ما غیر معصومین هم خط کشی برای سنجش رفتار او باشیم!

    اشکال بنده با فرض اینکه گوینده این سخنان عصمت انبیاء و ائمه(ع) را قبول دارد بود، اما بنا بر مبنای شما که خطا را در رفتار همه ممکن می دانید خب نقد هم جایگاه پیدا می کند، منتهی گوینده این سخنان مبنای شما را قبول ندارد، و ثانیا شما باید ابتدا این مبنا را اثبات سازید!

    ورود به بحث از مبنا طبیعتا خارج از موضوع تاپیک است و بنده از این بحث در تاپیک مستقل استقبال می کنم، اما در این تاپیک فقط در همین یک پست می توانم پاسخ بدهم ان شالله که با این یک پست مسئله حل شود، در غیر اینصورت باید تاپیک جدیدی تأسیس کنید تا از مبنای بحث یعنی عصمت یا عدم عصمت ایشان بحث شود.

    اما در مورد بخش دوم کلام شما خب به تاپیک مربوط هست و میتوانیم بحث را در آن پی بگیریم که عرض خواهم کرد.

    اما نقد بنده به بخش ابتدایی سخنان حضرتعالی:


    نقل قول نوشته اصلی توسط *حسام الدین* نمایش پست ها
    اولا احتمالا با حقیر موافق هستید که پیرامون همه شخصیت های بزرگ و اثر گذار جهان در طول تاریخ یک هاله ای از اسطوره و افسانه شکل می گیرد که حسب تاثیر گذاری فرد و فرهنگ عمومی مردم آن جامعه این شدت آن متفاوت است . حضرت رسول ص نیز قاعدتا از این امر مستثنی نیستند و چه بسیار روایات و افسانه هایی که پیرامون شخصیت ایشان در کتب تاریخ و حدیث وارد شده و به علت تکرار آن در نسل های متوالی امری یقینی و مسلم تلقی شده است . گاهی وقتی بدون دقت برخی روایت های کتاب های سیره ، شمائل و علی الخصوص دلائل النبوة مطالعه می شوند حقیقتا پیامبر ص و سایر بزرگان دین از قالب بشری خارج شده و حالتی اسطوره ای و افسانه ای به خود می گیرند
    بله این سخنان شما را به عنوان یک احتمال در شهرت و اسطوره سازی شخصیت ها در تاریخ قبول دارم، اما اینکه هر خصوصیت ممتاز و پررنگی که در تاریخ از هر شخصیت برجسته ای رسیده و او را اسطوره ساخته است حتما متاثر از بزرگنمایی مردم باشد پذیرفتنی نیست، بلکه باید مجموعه ادله را دید، اگر بقیه ادله چنین مسئله ای را اثبات می کنند دیگر نمی توان آن را محصول بزرگنمایی مردم دانست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط *حسام الدین* نمایش پست ها
    إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ( کهف - 110 )
    یعنی : من هم بشری مثل شما هستم .
    خود محمد ص به امر پروردگارش می گوید من هم یک بشر مثل شما هستم ، می خندم ، می خورم ، می پوشم ، ناراحت می شوم .. اما برخی کاتولیک تر از پاپ شده و به خیال اینکه باید کار عظیم پیامبر ص را در قصه های اغراق آمیز غرق کنند تا بزرگی آن حضرت بیشتر به چشم بیاید دست به جعل و تحریف روایات تاریخی می زنند و آنچنان جعلیاتی سرهم می کنند که دیگر واقعا نمی توان گفت کجای این مطلب افسانه است و کجایش حقیقت تاریخی !

    در این خصوص باید به چند نکته توجه بفرمایید:

    اولا: عصمت یک ویژگی فوق انسانی نیست که بگوییم اگر کسی معصوم باشد دیگر بشری مانند مردم نیست! عصمت از سنخ علم است، علم صحیح و شدیدی که به خاطر حضور و شدت آن مورد غفلت، فراموشی واقع نمیشود.
    اصلا ما خودمان هم جلوه هایی از عصمت را در درون خودمان داریم، مثلا قبحی که در نگاه ما نسبت به اینکه عریان وارد خیابان شویم، قبحی است که آنقدر در نگاه ما شدید است که حتز از روی اشتباه و فراموشی هم آن را تکرار نمی کنیم!
    پس این آیات مطلقا دلالتی بر نفی عصمت ندارند.

    ثانیا:
    عصمت از نظر دلالت عقلی ضرورت دارد، پیامبری که معصوم نباشد بود و نبود او فرقی نمی کند، و این نقض غرض خداوند از ارسال انبیا است، یعنی یک هدفی از فرستادن انبیا داشته اما چون مقدمات هدفش را فراهم نکرده طبیعتا خودش هدفش را نقض کرده است!
    مثلا اگر ما احتمال بدهیم پیامبر در ابلاغ یک آیه اشتباه کرده است دیگر تمام قرآن بلا استفاده خواهد شد، چون روی هر آیه ای دست بگذارید احتمال دارد همان آیه باشد!
    یا پیامبری که خطا و اشتباه می کند طبیعتا مردم به او اعتماد نخواهند کرده و پیروی نخواهند کرد، خب این یعنی نقض غرض الهی از ارسال انبیا!!

    ثالثا:
    نکته دوم اینکه مگر میشود اعتبار روایات را نادیده گرفت؟! اگر اعتبار روایات را نادیده بگیریم نه می توانیم حج به جا آوریم، نه نماز بخوانیم، و نه روزه بگیریم و نه هیچ عمل دیگری! چون آیات قرآن در خصوص هیچکدام از این عبادات کفایت نمی کند.

    رابعا:
    با چشم پوشی از روایات، آیات فراوانی در این خصوص وجود دارد:
    قرآن شیطان را از اغوای مخلَصین (اسم مفعول به معنای خالص شده، نه مخلِص) ناتوان معرفی می کند:
    «وَ لَأُغْوِيَنهُّمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ الْمُخْلَصِين‏»؛ و همگى را گمراه خواهم ساخت، مگر بندگان مخلصت را(حجر:39و40)

    و خداوند را از جمیع اوصاف منزّه می داند مگر اوصافی که مخلَصین خداوند را به آن توصیف می کنند:
    «سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ* إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِين‏(صافات:159)
    این اگر عصمت نیست پس چیست؟!

    همچنین آیاتی در مورد عصمت ائمه(ع) وجود دارد(نساء:59؛ توبه:119) که حتی فخر رازی که از بزرگترین علمای اهل سنت است از آنها عصمت را برداشت کرده اما می گوید چون کسی بعد از پیامبر(ص) معصوم نیست پس اجماع امت اسلامی منظور است!


    نقل قول نوشته اصلی توسط *حسام الدین* نمایش پست ها
    1 - امیرالمومنین علی علیه السلام در جریان صلح حدیبیه که مامور نوشتن عهدنامه بودند ، هنگامی که پیامبر به ایشان دستور می دهد تا عنوان « رسول الله » را از جلوی نام «محمد» پاک کنند ، امتناع کرده و لذا خود پیامبر به دستان خود عنوان رسول الله را از پیمان نامه پاک می کنند
    امتناع حضرت امیر(ع) در این بود که من نمی توانم نبوت را از جلوی اسم شما پاک کنم، این نهایت احترام بود نه نافرمانی، یعنی حتی نمی تواند نبوت پیامبر(ص) را روی کاغذ نادیده بگیرد چه برسد در عمل! قطعا اگر پیامبر(ص) علی(ع) را امر می کردند حضرت هم اطاعت می کردند!

    نقل قول نوشته اصلی توسط *حسام الدین* نمایش پست ها
    2 - در ماجرای جنگ بدر پیامبر تاکتیکی جنگی را اتخاذ کردند که مورد قبول برخی اصحاب واقع نشد ، همان موقع است که یکی از آنان ( حباب بن منذر ) می گوید : أ من الله ام منک ؟ رسول الله نیز می فرمایند این نظر خودم است. و حباب تاکتیک خودش را ارائه می دهد و اتفاقا نظر او تایید می شود . این همان قضیه ای است که گفته شد و بعد برخی مقابل آن موضع گرفتند و اکنون موضوع این بحث است . در حالیکه خود رسول الله نیز سخت گیری که اینان دارند را نداشتند !!

    ببینید جناب حسام الدین عزیز عصمت که به معنا علم نامحدود نیست!!
    ما می گوییم هر کجا پیامبر(ص) نظر بدهد بدون شک آن بهترین نظر است، اینکه در کیفیت جنگ ها از سایرین نظرخواهی می کرده است که نقد و ارزیابی نمی شود!
    اینکه مردم نظر پیامبر(ص) را قبول نکنند دلیل نمیشود ما هم نظر معصوم را قبول نکنیم!! مثلا در جنگ احد پیامبر(ص) به سفارش دیگران به بیرون از شهر رفتند و این شکست هم تا حد زیادی معلول همین بیرون رفتن بود!

    بله اگر پیامبر(ص) خودشان نظری ندهند و از دیگران نظرخواهی کنند که خب حرفی نیست و نشان از ارزش قائل شدن حکّام برای مردم است و خوب است، اما مردم وقتی در برابر ایشان حاکم معصومی وجود دارد و نظر داده دیگر نظر دادن روی نظر او منطقی نیست! حتی اگر از روی احترام و بها دادن از ایشان نظر خواهی کند و به نظر ایشان هم عمل کند! همانطور که در جنگ احد عمل کرد و شکست خوردند!


    نقل قول نوشته اصلی توسط *حسام الدین* نمایش پست ها
    3 - جمله معروفی نیز از پیامبر نقل شده که فرمودند انتم اعلم بامور دنیاکم ، یعنی شما مردم نسبت (به من ) به امور دنیای تان آگاهتر هستید . ماجرای آنرا نیز احتمال فراوان می دانید وبه جهت اختصار از ذکر آن خودداری می کنم .

    این جمله از نظر سندی قابل اعتماد نیست، و در جای خود از ضعف سند آن سخن گفته شده است، شما که روایات صحیح السند را نمی پذیرید نمی توانید به یک روایت ضعیف السند استناد کنید.
    علاوه براینکه قبلا هم عرض کردم عصمت به معنای علم نامحدود نیست، به معنای آن است که معصوم آنچه که می داند و آنچه که می گوید و آنچه که انجام میدهد خطا ناپذیر است.


    اما در مورد بخش دوم کلام شما:

    نقل قول نوشته اصلی توسط *حسام الدین* نمایش پست ها
    در گذشته هر روندی وجود داشته است ، امروز اما ارزش ها و فضیلت ها تغییر کرده اند . در جهان امروز مردم حق حاکمیت بر خود را دارند و نمی توان با استدلال های اینچنینی آنها را از برخورداری از حقوقشان منصرف کرد ، حتی گفتن سخنانی مثل اینکه « مردم چه حقی دارند » یا « مردم چکاره اند » هم جز نفرت و انزجار چیزی پدید نمی آورد و این را هم مد نظر داشته باشید : امروزه عنوانی که بر ماحصل سخنان شما مطابقت پیدا می کند بی تعارف دیکتاتوری است . عرض بنده این است اگر حتی واقعا چنین فضای بسته ای در گذشته وجود داشته است ، آنرا نه یک حقیقت لایتغیر بلکه پدیده ای برآمده از محیط عربستان بدانید که هم قابل اصلاح است و هم قابل تغییر !
    اولا: دیکتاتوری یعنی خودخواهی و خودکامگی! یعنی ملاک خوب و بد خواست حاکمی است که رفتارش ملاکی جز دل بخواهی ندارد! بله چنین دیدگاهی کاملا مذموم و غیر منطقی است!
    اما عصمت یعنی خطاناپذیری!! عصمت یعنی تجلی الهی در زمین، یعنی خواست معصوم همان خواست خداست! ذره ای تکبر و هوای نفس و منافع شخصی در او راه ندارد! ذره ای رانت خواهی و شهرت طلبی و عافیت طلبی در او راه ندارد!
    معصوم یعنی آگاه ترین شخص به مصلحت مردم!
    معصوم یعنی دلسوزترین شخص به مردم!
    معصوم یعنی احترام به مردم، نظرخواهی از مردم، احترام به نظر مردم
    معصوم یعنی برتری دادن دیگران بر خود، یعنی نان و خرما بردن نیمه شب در خانه یتیمان!
    معصوم یعنی اگر هدایت دیگران در گرو این است که وارد گودی قتلگاه شود و خانواده اش اسیر، ابایی نداشته باشد!!

    ثانیا: معصومین همواره از مردم نظر خواهی می کرده اند، اما این سخنی که گفته شده سخن از نقد است، نقد یعنی ارزیابی!! ما نمی گوییم که معصوم هیچ نظری از مردم جویا نشود! می گوییم مردم نمی توانند رفتار معصوم را نقد و ارزیابی کنند!
    به عبارت دیگر بحث ما در خصوص وظیفه حاکم نیست، در خصوص وظیفه مردم است، می گوییم مردم اگر باور دارند حاکمشان معصوم است دیگر نمی توانند او را نقد کنند! معنا ندارد!!

    ثالثا: جاهایی که مردم در مقابل معصومین ایستاده اند و به قول خودشان رفتار معصوم را نقد کرده اند نتیجه را می بینیم!
    نقد علی(ع) در صفین به جریان حکمیت و تشکیل خوارج انجامید!
    نقد امام حسن(ع) به صلح و نقد صلح ایشان به ابراز انزجار از آن حضرت(ع) انجامید!
    نقد امام حسین(ع) به کربلا منجر شد!

    عصمت که آمد وظیفه مردم فقط پیروی است، فقط پیروی!! هر کجا مردم آمدند رفتار معصوم را با عقل سنجیدند و پیروی نکردند هم خودشان زمین خوردند و هم معصوم را زمین زدند!




    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  16. صلوات ها 4


  17. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,785
    حضور
    77 روز 10 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5568



    با سلام و احترام

    نقل قول نوشته اصلی توسط روزنه نمایش پست ها
    وقتی خدا به پیامبرش می فرماید و شاورهم فی الامر
    مشورت کردن یعنی نظر خواستن از دیگران
    این نشان میده پیامبر متکلم وحده نبودن و یک زندگی اجتماعی و برای بشر نمونه کردن.
    آیا به این صورت نمیشه نقد سازنده داشت؟

    یا نمیشه از جملات بالا این و برداشت کرد که همه انسان ها میتونن مورد نقد واقع بشن حتا معصومین با عصمت تمام که داشتن و حق کامل بودن اجازه نقد و می دادن و کافر قلمداد نمیشدن

    ببینید بحث نظر سنجی با بحث نقد تفاوت دارد! اولی وظیفه حاکم است و دومی وظیفه مردم.
    بحث ما در خصوص وظیفه مردم است، ما که نمی گوییم معصومین از مردم نظرخواهی نکنند! نظر خواهی حکّام حتی اگر معصوم باشند لازم است چرا که موجب جذب قلوب و احترام به مردم میشود و قرآن هم به آن توصیه کرده است و همواره معصومین از مردم نظر خواهی کرده اند.
    همچنین اینکه معصومین باید از نقد استقبال کنند و با نقد کننده با خشونت برخورد نکنند و مانند آن، همه اینها را ما قبول داریم، اما وارد این مسائل نشدیم چون اصلا بحث در خصوص وظیفه حاکم نیست.

    بحث در خصوص وظیفه مردم است، چون نقد مسئولین از جانب مردم منظور است:
    جایی که معصوم یک رفتاری داشته است آیا ما می توانیم او را نقد کنیم؟! اگر می توانیم پس عصمت یعنی چی؟ کسی که خطاناپذیری او را در گفتار و رفتارش پذیرفته ایم می توانیم با خط کش خودمان که خطا پذیر است رفتارش را بسنجیم؟!
    اصلا نقد معصوم از جانب غیر معصومین منطقا صحیح است؟!

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  18. صلوات ها 4


  19. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    امام حسین علیه السلام
    نوشته
    150
    حضور
    5 روز 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    242



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    با سلام و احترام جناب حسام الدین عزیز
    بنده هم از نقد و نظر حضرتعالی صمیمانه تشکر می کنم.
    عرض ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار و گرامی ، جناب مسلم

    از پاسخ مبسوط و مفید شما متشکرم و در باره بعض از مسائلی که به نظرم ابهام وجود دارد توضیحاتی ارائه می کنم و برخی از سوالاتی که در خلال بحث ایجاد می شود را خدمتتان عرض میکنم .
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    در مورد بخش ابتدایی کلام شما باید توجه بفرمایید بله اگر کسی عصمت و خطاناپذیری یک شخصیت را قبول نداشته باشد طبیعتا نقد آن شخصیت صحیح و رواست، اما اگر کسی عصمت یک شخصیت را قبول داشته باشد نقد اصلا معنا ندارد! چون آن شخصیت آمده که الگو و خط کشی برای رفتار ما غیر معصومین باشد، نمی توان دیگر توقع داشت که ما غیر معصومین هم خط کشی برای سنجش رفتار او باشیم!

    اشکال بنده با فرض اینکه گوینده این سخنان عصمت انبیاء و ائمه(ع) را قبول دارد بود، اما بنا بر مبنای شما که خطا را در رفتار همه ممکن می دانید خب نقد هم جایگاه پیدا می کند، منتهی گوینده این سخنان مبنای شما را قبول ندارد، و ثانیا شما باید ابتدا این مبنا را اثبات سازید!

    ورود به بحث از مبنا طبیعتا خارج از موضوع تاپیک است و بنده از این بحث در تاپیک مستقل استقبال می کنم، اما در این تاپیک فقط در همین یک پست می توانم پاسخ بدهم ان شالله که با این یک پست مسئله حل شود، در غیر اینصورت باید تاپیک جدیدی تأسیس کنید تا از مبنای بحث یعنی عصمت یا عدم عصمت ایشان بحث شود.
    البته هم کلامی با شما بزرگوار در موضوعات مختلف باعث افتخار و خرسندی است . موضوع عصمت پیامبر و ائمه بزرگوار - آنگونه که حضرتعالی به آن اعتقاد دارید - یک ظرافت خاصی دارد که هم به این بحث می خورد و هم نوعا پرداختن به آن خروج از بحث محسوب می شود . با این حال بنده هم سعی می کنم فقط آن مواردی که می تواند به بحث اصلی ما مربوط باشد را خدمتتان عرض کنم و از بقیه مسائل دوری کنم .
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    اولا: عصمت یک ویژگی فوق انسانی نیست که بگوییم اگر کسی معصوم باشد دیگر بشری مانند مردم نیست! عصمت از سنخ علم است، علم صحیح و شدیدی که به خاطر حضور و شدت آن مورد غفلت، فراموشی واقع نمیشود.
    اصلا ما خودمان هم جلوه هایی از عصمت را در درون خودمان داریم، مثلا قبحی که در نگاه ما نسبت به اینکه عریان وارد خیابان شویم، قبحی است که آنقدر در نگاه ما شدید است که حتز از روی اشتباه و فراموشی هم آن را تکرار نمی کنیم!
    پس این آیات مطلقا دلالتی بر نفی عصمت ندارند
    اگر به قول شما بپذیریم که عصمت یک ویژگی فوق انسانی نیست ، پس باید در سایر افراد هم مشاهده بشود . یعنی آنقدر معمول و متداول باشد که بگوئیم این یک ویژگی بشری است !

    اما واضح است که حضرتعالی اعتقاد ندارید عصمت ویژگی متداول و معمول در میان انسان هاست . بنابراین موضوعش آنقدر اهمیت دارد که به طور مشخص و صریح در قرآن ذکر گردد ! بی آنکه جایی برای ابهام و پرسش بنده و دیگری بگذارد !!
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    عصمت از نظر دلالت عقلی ضرورت دارد، پیامبری که معصوم نباشد بود و نبود او فرقی نمی کند، و این نقض غرض خداوند از ارسال انبیا است، یعنی یک هدفی از فرستادن انبیا داشته اما چون مقدمات هدفش را فراهم نکرده طبیعتا خودش هدفش را نقض کرده است!
    مثلا اگر ما احتمال بدهیم پیامبر در ابلاغ یک آیه اشتباه کرده است دیگر تمام قرآن بلا استفاده خواهد شد، چون روی هر آیه ای دست بگذارید احتمال دارد همان آیه باشد!
    یا پیامبری که خطا و اشتباه می کند طبیعتا مردم به او اعتماد نخواهند کرده و پیروی نخواهند کرد، خب این یعنی نقض غرض الهی از ارسال انبیا!!
    این ضرورت عقلی که می فرمائید از نبود نص جلی ( دلیل روشن ) منشا می گیرد . اما همین مورد نیز قابل نقد است .

    ببینید بزرگوار ما باید مرز تبعیت و پیروی از پیامبر و ائمه را مشخص کنیم . در واقع پرسش مهم این است : ما در چه زمینه هایی باید از پیامبر ص پیروی کنیم ؟

    بنده یک مرز مشخص دارم : محدوده دین ! تا هرکجا پیامبر و قرآن خودشان گفته اند ... آن ما آتاکم الرسول فخذوه که قرآن می فرماید مربوط به امور دینی است . یعنی اگر قرآن محمد ص فرموده نماز بخوان و زکات بده ، بنده مومن می بایست اطاعت کنم . خب در این محدوده آیا به من مربوط است پیامبر چه غذایی دوست داشته است ؟ با چه وسیله ای سفر می کرده است ؟ چه غذایی می پوشیده است ؟! حتی فراتر از آن آیا برای من مهم است روش تجارت پیامبر در مسائل بازرگانی چگونه بوده است ؟ پیامبر چه روشی در کشاورزی داشته اند ؟! و آیا در تجارت و کشاورزی شان موفق بوده اند یا خیر ؟!! معلوم است که مهم نیست ! اکنون که مهم نیست من حق دارم از غذایی که پیامبر دوست داشته بدم بیاید ، روش تجارت ایشان را قبول نداشته باشم و به همین ترتیب در مسائلی که مربوط به زندگی دنیای بنده است الزامی به اطاعت از شخص رسول الله نمی بینیم ! ممکن است این حرف برای برخی ابتدا سنگین به نظر برسد ، اما اگر کمی دقت کنیم متوجه می شویم الگوی زندگی اکثر ما کوچکترین شباهتی با پیامبر ص ندارد ( حتی آنکه ادعای بسیار هم دارد ) .. ما چیزهایی را استفاده می کنیم که ایشان استفاده نکرده اند و برعکس ممکن است ایشان از وسایلی استفاده کرده باشند که ما هیچ گاه حتی اسمشان را هم نشنیده باشیم !!

    اینجاست که باید مرز اطاعت از پیامبر مشخص شود .. اگر قرار است پیامبر ص در جمیع امور زندگی الگوی ما باشند ، این دیگر حد و مرز ندارد .. بی تعارف باید برگردیم به وضعیت عربستان در 1400 سال پیش و همانگونه رفتار کنیم که ایشان رفتار کردند !! اما بنده نیز نیک می دانم که اکثرا افراد مذهبی مرزی دلبخواهی برای خودشان انتخاب می کنند و در همان محدوده انتخابی که کاملا هم سلیقه ای است پیامبر و ائمه علیهم السلام را الگوی خود قرار می دهند !! این هم روشی است ، اما دیگر دقیق و قابل طرح نیست .

    لذا اگر عصمت را در همان امور دینی که شامل دریافت وحی و ابلاغ آن به مردم است تعریف کنیم و البته مرز مشخصی نیز برای اطاعت از رسول الله ص در نظر بگیریم دیگر خطاهای احتمالی ایشان در اموری که مربوط به زندگی شخصی شان و یا حتی شیوه حکومت داریشان بوده نباید ما را در دینمان سست کند .
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    با چشم پوشی از روایات، آیات فراوانی در این خصوص وجود دارد:
    قرآن شیطان را از اغوای مخلَصین (اسم مفعول به معنای خالص شده، نه مخلِص) ناتوان معرفی می کند:
    «وَ لَأُغْوِيَنهُّمْ أَجْمَعِينَ* إِلَّا عِبَادَكَ مِنهُمُ الْمُخْلَصِين‏»؛ و همگى را گمراه خواهم ساخت، مگر بندگان مخلصت را(حجر:39و40)
    خب پیشنهاد می کنم برای فهم کامل این آیه ادامه آنرا هم مطالعه کنیم :

    خداوند به شیطان گفت : در حقیقت تو را بر بندگان من تسلطی نیست ، مگر آن گمراهانی که از تو پیروی کنند . و قطعا وعده گاه همه آنها دوزخ خواهد بود.

    حضرت عالی استدلال کردید که شیطان فقط بر بندگان مخلص خدا که یحتمل معصومین هستند تسلطی ندارد و نمی تواند آنها را گمراه کند . اما آیا طرف دیگر ماجرا را هم می بینید ؟!! مطابق تفسیر شما هرکس غیرمعصوم باشد توسط شیطان گمراه می شود و وعده گاه همه ما هم جهنم خواهد بود !!

    اگرچه جسارت است اما به عقیده من در این زمینه به خطا رفته اید ، آن گمراهی که در آیه مطرح شده مربوط به مسئله کلی خداپرستی و توحید و سایر مسائل اساسی و کلانی است که فرد گمراه و دنباله رو شیطان به واسطه آن وارد دوزخ خداوند می شود !!
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    امتناع حضرت امیر(ع) در این بود که من نمی توانم نبوت را از جلوی اسم شما پاک کنم، این نهایت احترام بود نه نافرمانی، یعنی حتی نمی تواند نبوت پیامبر(ص) را روی کاغذ نادیده بگیرد چه برسد در عمل! قطعا اگر پیامبر(ص) علی(ع) را امر می کردند حضرت هم اطاعت می کردند!
    تا آنجا که بنده مطالعه کرده ام رسول الله به امیر المومنین می فرمایند آنرا پاک کن و حضرت امیر می فرمایند من این کار را نمی کنم . حالا اگر احترام گذاشتن هم بوده - که قطعا چنین است - اما در قالب نافرمانی و سرپیچی از دستور پیامبر ص بوده است .

    چون این موضوع مهم است درخواست دارم به شکل ویژه در این خصوص بحث شود و اگر در منبعی مشاهده کرده اید که پیامبر به امیرالمومنین دستور نداده اند ، تمنا دارم آنرا ارائه دهید . از این جهت عرض میکنم که در اصل دستور دادن آن حضرت به مولا علی علیه السلام گویا تردید دارید !

    ببینید جناب حسام الدین عزیز عصمت که به معنا علم نامحدود نیست!!
    ما می گوییم هر کجا پیامبر(ص) نظر بدهد بدون شک آن بهترین نظر است، اینکه در کیفیت جنگ ها از سایرین نظرخواهی می کرده است که نقد و ارزیابی نمی شود!
    اینکه مردم نظر پیامبر(ص) را قبول نکنند دلیل نمیشود ما هم نظر معصوم را قبول نکنیم!! مثلا در جنگ احد پیامبر(ص) به سفارش دیگران به بیرون از شهر رفتند و این شکست هم تا حد زیادی معلول همین بیرون رفتن بود!

    بله اگر پیامبر(ص) خودشان نظری ندهند و از دیگران نظرخواهی کنند که خب حرفی نیست و نشان از ارزش قائل شدن حکّام برای مردم است و خوب است، اما مردم وقتی در برابر ایشان حاکم معصومی وجود دارد و نظر داده دیگر نظر دادن روی نظر او منطقی نیست! حتی اگر از روی احترام و بها دادن از ایشان نظر خواهی کند و به نظر ایشان هم عمل کند! همانطور که در جنگ احد عمل کرد و شکست خوردند!
    استاد گرامی درخواست دارم بار دیگر توجه بفرمائید .. پیامبر نظر ابتدایی شان این بوده که بهتر است این شیوه را برای جنگ داشته باشیم . حباب بن منذر نامی می گوید یا رسول الله این که فرمودید نظر خودتان است یا دستور خداست ؟ پیامبر می فرمایند نظر خودم است . حباب می گوید اما به نظر من بهتر است کار دیگری انجام دهیم و پیامبر نیز می پذیرد و از نظر قبلی خود باز می گردد .

    فکر نمی کنم ابهامی وجود داشته باشد که در اینجا صحابی نظر شخصی پیامبر ص را نقد و رد کرده ، پیامبر ص هم نه تنها اورا سرزنش نکرده که سخنش را نیز پذیرفته است . این با مشورت خواستن فرق دارد .

    دیکتاتوری یعنی خودخواهی و خودکامگی! یعنی ملاک خوب و بد خواست حاکمی است که رفتارش ملاکی جز دل بخواهی ندارد! بله چنین دیدگاهی کاملا مذموم و غیر منطقی است!
    اما عصمت یعنی خطاناپذیری!! عصمت یعنی تجلی الهی در زمین، یعنی خواست معصوم همان خواست خداست! ذره ای تکبر و هوای نفس و منافع شخصی در او راه ندارد! ذره ای رانت خواهی و شهرت طلبی و عافیت طلبی در او راه ندارد!
    معصوم یعنی آگاه ترین شخص به مصلحت مردم!
    معصوم یعنی دلسوزترین شخص به مردم!
    معصوم یعنی احترام به مردم، نظرخواهی از مردم، احترام به نظر مردم
    معصوم یعنی برتری دادن دیگران بر خود، یعنی نان و خرما بردن نیمه شب در خانه یتیمان!
    معصوم یعنی اگر هدایت دیگران در گرو این است که وارد گودی قتلگاه شود و خانواده اش اسیر، ابایی نداشته باشد!!
    لازمه این سخنان آن است که ما بگوئیم خداوند واو به واو حکومت داری را در قالب وحی به پیامبر نازل کرده است و بعد از همین جا لاجرم باید نتیجه گرفت جبرئیل شبانه روز در کنار پیامبر بوده اند و هر چه ایشان می گفته اند همه وحی الهی بوده است ( در واقع لب کلام شما جز این نیست ) . اما آیا نتیجه این نخواهد بود که برخی بگویند العیاذ بالله محمد ربات الله بوده است و از خود اختیاری نداشته است . هرچه می گفته و هر چه انجام می داده همه را جبرئیل به او می رسانده است . در اینصورت او فضیلتی ندارد !

    با تشکر فراوان از حوصله حضرتعالی /
    زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
    در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

  20. صلوات ها 3


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 78

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود