صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از این عشق خسته شدم

  1. #11

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    نوشته
    39
    حضور
    23 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    177



    من به عیب و ایرادای دیگه ش کار ندارم ولی بنظرم کسی که رگشو با تیغ میزنه مشکل روانی داره و به هیچ وجه بدرد زندگی نمیخوره -__-

  2. صلوات ها 3


  3. #12

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    کامپیوتر
    نوشته
    2,012
    حضور
    41 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    61
    صلوات
    12792



    با تشکر از دوستان

    ایشون عاقل بودن و فهمیده داره اشتبا میکنه و دنباله چارست..بقیه چی تو تلتگرام و اینستا دارن همین الان با فیل شگن انلاین میشن.. یعنی کار از بدتر به بدترین رسیده...

    ویرایش توسط guest : ۱۳۹۶/۱۰/۲۳ در ساعت ۰۰:۵۳
    شهید محسن حججی
    سید میثم یه پسر بهشتی
    شهید سید محمد حسین میردوستی
    این روزها میگذرد... اما من از این روز ها نمیگذرم
    ☼•``:آموزش مرحله به مرحله ساخت وبلاگ مذهبي◄ شروع ساخت وبلاگ +فیلم.:``
    ♥مدیون من خواهید بود اگر در جایی از حرف و نظر من،ناراحت و دلخور شده باشید اما بخودم نگویید که ازشما عذرخواهی نموده و مرا ببخشید



  4. صلوات ها 2


  5. #13

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    کلا کارای هنری ....
    نوشته
    5,868
    حضور
    328 روز 20 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    405
    صلوات
    20152



    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    تلگرام آشنا شدم رابطه ما حدود بیست روز الی یک ماه طول کشید
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    نمیتونستم باهاش ادامه بدم
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    شرایط ازدواج رو نداشتم
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    به نظرم من تو یه خانواده فرهنگی بزرگ شدم و اون تو یه خانواده بازاری و اختلاف بینمون وجود داره ازنظر مالی میگن پولداریم ولی خودش شغل و درآمد مشخصی نداره و دانشگاهم نرفته
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    ولی واقعا هرطوری که فکرمیکنم بهم نمیخوریم چون فقط سربازیشو رفته و کارمشخصی نداره ولی میگه میخوام شاغل بشم و دومیلیون درآمد دارم ولی به نظرم کافی نیست چون من تو خونه پدرم خیلی راحت زندگی میکنم و این حقوق حداقل برای من کافی نیست
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    همه چیز فقط علاقه نیست ما واقعا به درد هم نمیخوریم اونم سنی نداره فقط21سالشه کار و مدرک مشخصی هم نداره از نظر دینی هم من ازش یکم مذهبی ترم واسه همین نمیتونم تو رابطه دوستی بمونم ازطرفی شرایط ازدواج رو ندارم
    باسلام
    کاری ندارم که شما هم نقش داشتید تو ادامه این رابطه و....
    فعلا این شرایط گذشته مهم اینه که ادامه این راه درست پیش بره
    خب خواهر من تو یک ماه به این نتایج رسیدید تا چند سال به کجا میرسید:)
    همین مواردی که خودتون اشاره کردیدکفایت میکنه که شما به این نتیجه برسید که این فرد معیارهای مد نظر شما رو ندارند
    پس ادامه دادن با این فرد درست نیست
    که خودتون هم به این نتیجه رسیدید
    حال نوع رفتار این فرد دیگه بعد از این مدت نباید برای شما دغدغه باشه این فرد اگر مشکلی نداشته باشه انتخاب و نظر شما براش مطمئنا باید مهم باشه با خودکشی این چیزها که نمیشه یه زندگی رو شروع کرد که آدمی که برای یه موضوع به این سادگی میخواهد خودکشی کند در آینده سر مشکلات زندگی چه میکنه
    به نظر بنده تغییر سیم کارت و کلا هر چیزی که شما رو به یاد این موضوع میندازه بهترین راهکار هستش
    یه مدت از این موضوع دور باشید فراموش میشه
    براتون آروزی موفقیت و بهروزی دارم
    یاحق
    ویرایش توسط اللیل والنهار : ۱۳۹۶/۱۰/۲۳ در ساعت ۰۲:۰۳
    درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است.
    امام حسین (ع)

    *************************************************
    از این عشق خسته شدم

  6. صلوات ها 4


  7. #14

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۳
    نوشته
    854
    حضور
    43 روز 6 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3298



    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    میدونم راست میگه چون تماس که میگرفتم دوستش جواب میداد⁣
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    میگه خودمو میکشم حتی قبلا هم که اینو گفتم دستشو با تیغ خون انداخته بود
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    حرفای جنسی میزد
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    این اقا ازمن مبلغ پولی به عنوان قرض گرفتن و یه دفعه غیبشون زد


    سلام
    این چهارتا جمله بالایی رو بذار کنار هم و از چشم اون آقا نگاشون کن
    حالا دیگه یه دختر تنها نیستی که از تنهایی رفته سراغ یه پسر و خیلی زودم پشیمون شده
    و حالا نگران آسیب جسمی اون پسر و گناه خودشه
    حالا قصه کلی فرق میکنه
    تو نگاه اون آقا قصه اینجوری تعریف میشه :

    یه مدتیه یکی رو گیر آوردم خیلی پخمه اس ولی عوضش چپش پره
    قبلا تیغش زدمو و رفتم عشق و حال وقتیم زنگ میزد گفتم بچه ها دست به سرش کنن
    الانم میخوام برم خواستگاریش
    دارم رو مخش کار میکنم که اگه قبولم نکنی خودمو میکشم
    یا قبولم میکنه و باباهه واسه خاطر شان خودش حسابی ساپورتم میکنه
    یا قبول نمیکنه و میرم سراغ باباش و از ترس آبروش جیبمو پر میکنه
    نقشه ام حرف نداره دو سر سوده ....


    خواهر گلم اگه خودت و آینده ات اندازه سر سوزنی واست اهمیت دارن
    یه بار محکم جلوش وایسا و بگو همه چی تمومه
    بعدشم سیمکارتتو بشکن و یکی دیگه بخر
    بهت قول میدم امکان نداره خودکشی کنه
    اگرم کرد معنیش اینه که مامان باباش وقت نذاشتن واسه تربیت درستش
    تو مسئول هیچ چیز و هیچ کس نیستی جز خودت و خانوادت
    پای عشق باید از همه چیز گذشت
    ولی این عشق نیست حتی هوسم نیست
    یه نقشه اس از یه مغز بیمار واسه ارضای عقده های جنسی و مالی ...


    من معتکف ظهور توام آقا ...

  8. صلوات ها 2


  9. #15

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,940
    حضور
    43 روز 18 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4781



    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    سلام من دختری نوزده ساله هستم حدود چهار پنج ماه پیش با پسری در گروه تلگرام آشنا شدم رابطه ما حدود بیست روز الی یک ماه طول کشید این اقا به من خیلی علاقه مند شده بود منم خیلی دوسش داشتم ولی نمیتونستم باهاش ادامه بدم چون ببخشید حرفای جنسی میزد بهش اینو گفتم گفت دیگه نمیگم دلیل بعدی من هم این بود که این اقا میگفت میخوام باهات ازدواج کنم ولی من شرایط ازدواج رو نداشتم دلیل دیگم این بود که پدرمن پزشک و مادرم دبیره ولی پدر ایشون سوپرمارکت داره و مادرشون آرایشگره من چندان با شغل پدرومادرش مشکلی ندارم ولی به نظرم من تو یه خانواده فرهنگی بزرگ شدم و اون تو یه خانواده بازاری و اختلاف بینمون وجود داره ازنظر مالی میگن پولداریم ولی خودش شغل و درآمد مشخصی نداره و دانشگاهم نرفته
    این اقا ازمن مبلغ پولی به عنوان قرض گرفتن و یه دفعه غیبشون زد بعدچهارماه اومده و میگه میخواد باهام ازدواج کنه و دلیل غیبتش رو هم میگه به دوستش بدهکار بوده و گوشیشو ازش گرفته میدونم راست میگه چون تماس که میگرفتم دوستش جواب میداد⁣میگه تو هرکاری بگی انجام میدم میگه میخوام برم سرکار میگه میخواد بیاد خواستگاری ولی من واقعا شرایط ازدواج رو ندارم و به نظرم سن ۱۹ برای یه دختر سن کمیه
    بهش گفتم به درد هم نمیخوریم میگه خودمو میکشم حتی قبلا هم که اینو گفتم دستشو با تیغ خون انداخته بود میترسم به خودش صدمه بزنه
    من چیکارکنم چه طوری بهش بگم؟آیا من گناه میکنم؟
    خیلی خیلی عذاب وجدان دارم ازطرفی خیلیم دوسش دارم اونم عاشقمه ولی واقعا هرطوری که فکرمیکنم بهم نمیخوریم چون فقط سربازیشو رفته و کارمشخصی نداره ولی میگه میخوام شاغل بشم و دومیلیون درآمد دارم ولی به نظرم کافی نیست چون من تو خونه پدرم خیلی راحت زندگی میکنم و این حقوق حداقل برای من کافی نیست هرطوری میخوام بهش بگم من به دردش نمیخورم میگه خودمو میکشم و تلفن رو قطع میکنه و نمیذاره حرف بزنم و میگه به مادرم گفتم میخوایم عید بیایم شمال...اخه من اهل شمالم اون تهران
    من دوسش دارم ولی همه چیز فقط علاقه نیست ما واقعا به درد هم نمیخوریم اونم سنی نداره فقط21سالشه کار و مدرک مشخصی هم نداره از نظر دینی هم من ازش یکم مذهبی ترم واسه همین نمیتونم تو رابطه دوستی بمونم ازطرفی شرایط ازدواج رو ندارم
    به نظرشما چیکارکنم خیلی خسته شدم دیگه بریدم
    سلام
    شما و اون آقا پسر با هر فرد مشابه دیگری چنین آشنایی پیدا می کردید به این تعلق خاطر می رسیدید لذا این علاقه خصوصیتی نداره. یعنی هرگزینه مشابه دیگری قابل جایگزینی است. لذا شما از ورای این دوستی و تعلق خاطر با معیارهای صحیح برای ازدواج فکر کنید. اگر معیارها اینجا موجود نیست ازدواج نکنید. این تعلق خاطر هم پس از مدتی فراموش میشه بخصوص آقا پسرا خیلی زودتر گزینه جدید پیدا می کنن و همه چیز فراموششون میشه. تهدیدات ایشون هم نادیده بگیرید. کافی است رابطه رو قطع کنید.
    یا علیم


    امام خامنه ای:
    این قرن ، قرن اسلام است
    کتاب "رهاورد تجربیات نزدیک به مرگ"
    را بطور رایگان از سایت های دانلود کتاب، دانلود کنید.


  10. صلوات ها 4


  11. #16

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    909
    حضور
    31 روز 5 ساعت نامشخص
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4123

    جمع بندی




    سوال :
    ⁣سلام من دختری نوزده ساله هستم حدود چهار پنج ماه پیش با پسری در گروه تلگرام آشنا شدم رابطه ما حدود بیست روز الی یک ماه طول کشید این اقا به من خیلی علاقه مند شده بود منم خیلی دوسش داشتم ولی نمیتونستم باهاش ادامه بدم چون ببخشید حرفای جنسی میزد بهش اینو گفتم گفت دیگه نمیگم دلیل بعدی من هم این بود که این اقا میگفت میخوام باهات ازدواج کنم ولی من شرایط ازدواج رو نداشتم دلیل دیگم این بود که پدرمن پزشک و مادرم دبیره ولی پدر ایشون سوپرمارکت داره و مادرشون آرایشگره من چندان با شغل پدرومادرش مشکلی ندارم ولی به نظرم من تو یه خانواده فرهنگی بزرگ شدم و اون تو یه خانواده بازاری و اختلاف بینمون وجود داره ازنظر مالی میگن پولداریم ولی خودش شغل و درآمد مشخصی نداره و دانشگاهم نرفته
    این اقا ازمن مبلغ پولی به عنوان قرض گرفتن و یه دفعه غیبشون زد بعدچهارماه اومده و میگه میخواد باهام ازدواج کنه و دلیل غیبتش رو هم میگه به دوستش بدهکار بوده و گوشیشو ازش گرفته میدونم راست میگه چون تماس که میگرفتم دوستش جواب میداد⁣میگه تو هرکاری بگی انجام میدم میگه میخوام برم سرکار میگه میخواد بیاد خواستگاری ولی من واقعا شرایط ازدواج رو ندارم و به نظرم سن ۱۹ برای یه دختر سن کمیه
    بهش گفتم به درد هم نمیخوریم میگه خودمو میکشم حتی قبلا هم که اینو گفتم دستشو با تیغ خون انداخته بود میترسم به خودش صدمه بزنه
    من چیکارکنم چه طوری بهش بگم؟آیا من گناه میکنم؟
    خیلی خیلی عذاب وجدان دارم ازطرفی خیلیم دوسش دارم اونم عاشقمه ولی واقعا هرطوری که فکرمیکنم بهم نمیخوریم چون فقط سربازیشو رفته و کارمشخصی نداره ولی میگه میخوام شاغل بشم و دومیلیون درآمد دارم ولی به نظرم کافی نیست چون من تو خونه پدرم خیلی راحت زندگی میکنم و این حقوق حداقل برای من کافی نیست هرطوری میخوام بهش بگم من به دردش نمیخورم میگه خودمو میکشم و تلفن رو قطع میکنه و نمیذاره حرف بزنم و میگه به مادرم گفتم میخوایم عید بیایم شمال...اخه من اهل شمالم اون تهران
    من دوسش دارم ولی همه چیز فقط علاقه نیست ما واقعا به درد هم نمیخوریم اونم سنی نداره فقط21سالشه کار و مدرک مشخصی هم نداره از نظر دینی هم من ازش یکم مذهبی ترم واسه همین نمیتونم تو رابطه دوستی بمونم ازطرفی شرایط ازدواج رو ندارم
    به نظرشما چیکارکنم خیلی خسته شدم دیگه بریدم

    پاسخ:
    با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر گرامی و همه اسک دینی های بزرگوار
    از حسن اعتماد شما به این انجمن سپاسگذارم توجه و رعایت نکاتی که خدمتتون نوشته می شود شما را از تحیر خارج کرده و برای آینده و تصمیمات شما بسیار مفید می باشد.
    خواهر گرامی موفقیت در ازدواج در گروی امور مختلفی است که در صورتی که بررسی شود و مناسب باشد ازدواج موفق رقم می خورد و الا مشکلات زیادی را ایجاد می کند.
    آن امور عبارتند از :


    1. سلامت شخصیتی ،جسمی و ورانی دو طرف
    2. تناسب شخصیتی ،جسمی و روانی دو طرف
    3. کفویت در امور خانوادگی ،اجتماعی ،اقتصادی،علمی،فرهنگی،مذهب ی و...
    4. شناخت و آگاهی مناسب دو طرف نسبت به ازدواج و انتخاب همسر
    5. وجود ملاکهای هریک از دو طرف در طرف مقابل
    6. وجود بلوغهای عاطفی،اجتماعی،اقتصادی و فکری در دو طرف



    مهمترین موانع برای بررسی موارد فوق عبارتند از :

    1. عشق و علاقه بدون شناخت کافی قبل از خواستگاری و ازدواج
    2. عجله نمودن دو طرف و خانواده آنها
    3. شناخت ناکافی نسبت به ازدواج و انتخاب همسر
    4. و...

    خواهر بزرگوار سعی نمایید موارد فوق را در ازدواجتون محقق نمایید.

    اما در مورد این ارتباط و ازدواج با این آقا پسر:


    1. با توجه به سنتون و علاقه شدیدتون به نظر می رسد اسیر عشق و علاقه کور شده اید عشق و علاقه ای که منشاء آن از احساسات می باشد و جلو شناخت کافی و تصمیمات عقلانی را می گیرد.و این نشاندهنده این است که هر دو شما در بلوغ عاطفی ضعیف هستید و لذا لازم است زمینه را برای رشد عاطفی فراهم آورید.یکی از علل رشد عاطفی،صمیمیت بیشتر با خانواده می باشد.
    2. شناخت شما از همدیگر کم است و عجله نمودن و برخورد احساسی این آقا جلوی ازدواج با شناخت و عقلانی را می گیرد.
    3. در حرفهای ایشان تناقض وجود دارد و در صداقت ایشان نیز تردید وجود دارد مثلا می گوید پولداریم بعد از شما قرض می گیرد.با قطع ارتباط چهارماهه با شما در ضمن ابراز عشق که با هم جمع نمی شود.
    4. کفویت مذهبی،علمی،خانوادگی ،اقتصادی و فرهنگی بین شما برقرار نیست.
    5. ایشان بلوغ عاطفی و اجتماعی و فکری ندارند نظیر همین بریدن دست همچنین شما نیز بلوغ عاطفی لازم را ندارید بخاطر اینکه بدون شناخت درست به ایشان دل بسته اید.
    6. حرفهای جنسی با یک دختر نامحرم آن هم در کمتر از یک ماه آشنایی؟؟؟؟؟به نظر می رسد ایشان حیاء لازم را ندارد و در صداقت و رفتارهای ایشان تردید وجود دارد.
    7. و...


    ریشه اصلی مسئله شما ارتباط نامناسب در فضای مجازی می باشد که سبب وابستگی شما به همدیگر و مشکلات بعدی آن شده است و لذا به هیچ عنوان این ازدواج در وضعیت فعلی به صلاح هیج یک از شما نمی باشد و شما با ادامه این رابطه هم به خود و هم به ایشان ظلم و خیانت نموده اید.

    خواهر بزرگوار ایشان را به مشاور و روانشناس ارجاع دهید و ارتباط خود را قطع نمایید و خود نیز در صورت سختی تحمل قطع رابطه حتما به صورت حضوری به روانشناس متعهد و متخصص و همجنس مراجعه نمایید.
    به تهدیدات و التماسها و...ایشان اصلا توجه و اعتنا نکنید و سعی نمایید خودتان را از این گرداب بیرون بکشید.

    در پناه قرآن و عترت موفق باشید
    یا علی



  12. صلوات ها 2


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 53

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود