صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از این عشق خسته شدم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۶
    نوشته
    1
    حضور
    2 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8

    از این عشق خسته شدم




    ⁣سلام من دختری نوزده ساله هستم حدود چهار پنج ماه پیش با پسری در گروه تلگرام آشنا شدم رابطه ما حدود بیست روز الی یک ماه طول کشید این اقا به من خیلی علاقه مند شده بود منم خیلی دوسش داشتم ولی نمیتونستم باهاش ادامه بدم چون ببخشید حرفای جنسی میزد بهش اینو گفتم گفت دیگه نمیگم دلیل بعدی من هم این بود که این اقا میگفت میخوام باهات ازدواج کنم ولی من شرایط ازدواج رو نداشتم دلیل دیگم این بود که پدرمن پزشک و مادرم دبیره ولی پدر ایشون سوپرمارکت داره و مادرشون آرایشگره من چندان با شغل پدرومادرش مشکلی ندارم ولی به نظرم من تو یه خانواده فرهنگی بزرگ شدم و اون تو یه خانواده بازاری و اختلاف بینمون وجود داره ازنظر مالی میگن پولداریم ولی خودش شغل و درآمد مشخصی نداره و دانشگاهم نرفته
    این اقا ازمن مبلغ پولی به عنوان قرض گرفتن و یه دفعه غیبشون زد بعدچهارماه اومده و میگه میخواد باهام ازدواج کنه و دلیل غیبتش رو هم میگه به دوستش بدهکار بوده و گوشیشو ازش گرفته میدونم راست میگه چون تماس که میگرفتم دوستش جواب میداد⁣میگه تو هرکاری بگی انجام میدم میگه میخوام برم سرکار میگه میخواد بیاد خواستگاری ولی من واقعا شرایط ازدواج رو ندارم و به نظرم سن ۱۹ برای یه دختر سن کمیه
    بهش گفتم به درد هم نمیخوریم میگه خودمو میکشم حتی قبلا هم که اینو گفتم دستشو با تیغ خون انداخته بود میترسم به خودش صدمه بزنه
    من چیکارکنم چه طوری بهش بگم؟آیا من گناه میکنم؟
    خیلی خیلی عذاب وجدان دارم ازطرفی خیلیم دوسش دارم اونم عاشقمه ولی واقعا هرطوری که فکرمیکنم بهم نمیخوریم چون فقط سربازیشو رفته و کارمشخصی نداره ولی میگه میخوام شاغل بشم و دومیلیون درآمد دارم ولی به نظرم کافی نیست چون من تو خونه پدرم خیلی راحت زندگی میکنم و این حقوق حداقل برای من کافی نیست هرطوری میخوام بهش بگم من به دردش نمیخورم میگه خودمو میکشم و تلفن رو قطع میکنه و نمیذاره حرف بزنم و میگه به مادرم گفتم میخوایم عید بیایم شمال...اخه من اهل شمالم اون تهران
    من دوسش دارم ولی همه چیز فقط علاقه نیست ما واقعا به درد هم نمیخوریم اونم سنی نداره فقط21سالشه کار و مدرک مشخصی هم نداره از نظر دینی هم من ازش یکم مذهبی ترم واسه همین نمیتونم تو رابطه دوستی بمونم ازطرفی شرایط ازدواج رو ندارم
    به نظرشما چیکارکنم خیلی خسته شدم دیگه بریدم

  2. صلوات ها 8


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    25,948
    حضور
    224 روز 7 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    48
    صلوات
    63076



    با نام و یاد دوست






    از این عشق خسته شدم








    کارشناس بحث: استاد راهنما

  4. صلوات ها 5


  5. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    965
    حضور
    33 روز 21 دقیقه
    دریافت
    38
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4224



    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    ⁣سلام من دختری نوزده ساله هستم حدود چهار پنج ماه پیش با پسری در گروه تلگرام آشنا شدم رابطه ما حدود بیست روز الی یک ماه طول کشید این اقا به من خیلی علاقه مند شده بود منم خیلی دوسش داشتم ولی نمیتونستم باهاش ادامه بدم چون ببخشید حرفای جنسی میزد بهش اینو گفتم گفت دیگه نمیگم دلیل بعدی من هم این بود که این اقا میگفت میخوام باهات ازدواج کنم ولی من شرایط ازدواج رو نداشتم دلیل دیگم این بود که پدرمن پزشک و مادرم دبیره ولی پدر ایشون سوپرمارکت داره و مادرشون آرایشگره من چندان با شغل پدرومادرش مشکلی ندارم ولی به نظرم من تو یه خانواده فرهنگی بزرگ شدم و اون تو یه خانواده بازاری و اختلاف بینمون وجود داره ازنظر مالی میگن پولداریم ولی خودش شغل و درآمد مشخصی نداره و دانشگاهم نرفته
    این اقا ازمن مبلغ پولی به عنوان قرض گرفتن و یه دفعه غیبشون زد بعدچهارماه اومده و میگه میخواد باهام ازدواج کنه و دلیل غیبتش رو هم میگه به دوستش بدهکار بوده و گوشیشو ازش گرفته میدونم راست میگه چون تماس که میگرفتم دوستش جواب میداد⁣میگه تو هرکاری بگی انجام میدم میگه میخوام برم سرکار میگه میخواد بیاد خواستگاری ولی من واقعا شرایط ازدواج رو ندارم و به نظرم سن ۱۹ برای یه دختر سن کمیه
    بهش گفتم به درد هم نمیخوریم میگه خودمو میکشم حتی قبلا هم که اینو گفتم دستشو با تیغ خون انداخته بود میترسم به خودش صدمه بزنه
    من چیکارکنم چه طوری بهش بگم؟آیا من گناه میکنم؟
    خیلی خیلی عذاب وجدان دارم ازطرفی خیلیم دوسش دارم اونم عاشقمه ولی واقعا هرطوری که فکرمیکنم بهم نمیخوریم چون فقط سربازیشو رفته و کارمشخصی نداره ولی میگه میخوام شاغل بشم و دومیلیون درآمد دارم ولی به نظرم کافی نیست چون من تو خونه پدرم خیلی راحت زندگی میکنم و این حقوق حداقل برای من کافی نیست هرطوری میخوام بهش بگم من به دردش نمیخورم میگه خودمو میکشم و تلفن رو قطع میکنه و نمیذاره حرف بزنم و میگه به مادرم گفتم میخوایم عید بیایم شمال...اخه من اهل شمالم اون تهران
    من دوسش دارم ولی همه چیز فقط علاقه نیست ما واقعا به درد هم نمیخوریم اونم سنی نداره فقط21سالشه کار و مدرک مشخصی هم نداره از نظر دینی هم من ازش یکم مذهبی ترم واسه همین نمیتونم تو رابطه دوستی بمونم ازطرفی شرایط ازدواج رو ندارم
    به نظرشما چیکارکنم خیلی خسته شدم دیگه بریدم
    با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر گرامی و همه اسک دینی های بزرگوار
    از حسن اعتماد شما به این انجمن سپاسگذارم توجه و رعایت نکاتی که خدمتتون نوشته می شود شما را از تحیر خارج کرده و برای آینده و تصمیمات شما بسیار مفید می باشد.
    خواهر گرامی موفقیت در ازدواج در گروی امور مختلفی است که در صورتی که بررسی شود و مناسب باشد ازدواج موفق رقم می خورد و الا مشکلات زیادی را ایجاد می کند.
    آن امور عبارتند از :

    1. سلامت شخصیتی ،جسمی و ورانی دو طرف
    2. تناسب شخصیتی ،جسمی و روانی دو طرف
    3. کفویت در امور خانوادگی ،اجتماعی ،اقتصادی،علمی،فرهنگی،مذهب ی و...
    4. شناخت و آگاهی مناسب دو طرف نسبت به ازدواج و انتخاب همسر
    5. وجود ملاکهای هریک از دو طرف در طرف مقابل
    6. وجود بلوغهای عاطفی،اجتماعی،اقتصادی و فکری در دو طرف


    مهمترین موانع برای بررسی موارد فوق عبارتند از :

    1. عشق و علاقه بدون شناخت کافی قبل از خواستگاری و ازدواج
    2. عجله نمودن دو طرف و خانواده آنها
    3. شناخت ناکافی نسبت به ازدواج و انتخاب همسر
    4. و...


    خواهر بزرگوار سعی نمایید موارد فوق را در ازدواجتون محقق نمایید.

    اما در مورد این ارتباط و ازدواج با این آقا پسر:

    1. با توجه به سنتون و علاقه شدیدتون به نظر می رسد اسیر عشق و علاقه کور شده اید عشق و علاقه ای که منشاء آن از احساسات می باشد و جلو شناخت کافی و تصمیمات عقلانی را می گیرد.
    2. شناخت شما از همدیگر کم است و عجله نمودن و برخورد احساسی این آقا جلوی ازدواج با شناخت و عقلانی را می گیرد.
    3. در حرفهای ایشان تناقض وجود دارد و در صداقت ایشان نیز تردید وجود دارد مثلا می گوید پولداریم بعد از شما قرض می گیرد.با قطع ارتباط چهارماهه با شما در ضمن ابراز عشق که با هم جمع نمی شود.
    4. کفویت مذهبی،علمی،خانوادگی ،اقتصادی و فرهنگی بین شما برقرار نیست.
    5. ایشان بلوغ عاطفی و اجتماعی و فکری ندارند نظیر همین بریدن دست همچنین شما نیز بلوغ عاطفی لازم را ندارید بخاطر اینکه بدون شناخت درست به ایشان دل بسته اید.
    6. حرفهای جنسی با یک دختر نامحرم آن هم در کمتر از یک ماه آشنایی؟؟؟؟؟به نظر می رسد ایشان حیاء لازم را ندارد و در صداقت و رفتارهای ایشان تردید وجود دارد.
    7. و...


    ریشه اصلی مسئله شما ارتباط نامناسب در فضای مجازی می باشد که سبب وابستگی شما به همدیگر و مشکلات بعدی آن شده است و لذا به هیچ عنوان این ازدواج در وضعیت فعلی به صلاح هیج یک از شما نمی باشد و شما با ادامه این رابطه هم به خود و هم به ایشان ظلم و خیانت نموده اید.

    خواهر بزرگوار ایشان را به مشاور و روانشناس ارجاع دهید و ارتباط خود را قطع نمایید و خود نیز در صورت سختی تحمل قطع رابطه حتما به صورت حضوری به روانشناس متعهد و متخصص و همجنس مراجعه نمایید.
    به تهدیدات و التماسها و...ایشان اصلا توجه و اعتنا نکنید و سعی نمایید خودتان را از این گرداب بیرون بکشید.

    منتظر پستهای بعدی شما هستم.

    در پناه قرآن و عترت موفق باشید
    یا علی


    ویرایش توسط راهنما : ۱۳۹۶/۱۰/۲۲ در ساعت ۱۹:۴۴

  6. صلوات ها 9


  7. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    my sister - Pleasure
    نوشته
    193
    حضور
    8 روز 13 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    362



    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    اینو گفتم دستشو با تیغ خون انداخته بود میترسم به خودش صدمه بزنه
    درود ها،
    بدترین حالت رو متصور میشیم با مثالی ساده،
    شما و اون دوست گرامی لبِ یک رودخانه ای ایستاده اید که انتهایش مرگ است
    شما ایشون رو هل دادید به رود خانه(وارد رابطه شدن و علت عذاب وجدان شما) خب ایشون متلاشی خواهد شد، دو راه پیش روی شماست،با فکرِ کمک ،دست یاری دراز کنید و ،دو نفری با هم متلاشی بشین!یا کاملا فراموشش کنید
    ببینید گرامی شما از یک خانواده،نسبتا خوبی برخوردار هستین و طبعا بازسازی خودتون و فراموش کردنش راحت تره،این درد که باعث خستگی شما شده،برای اون گرامی ممکنه باعث خودکشی بشه(در بدترین حالت)
    اینکه خانواده شما در لول بالایی قرار دارن ،اول باید به خودتون میگفتید،تا باعث شه در برابر هر غریبه اشدا برخورد کنید،نه اینکه در پیوی تلگرام چنان فضای صمیمی به وجود بیاورید که صحبت به مسائل جنسی برسه!
    حتما، قبلش یک صحبت های محبت آمیز،و نیاز به الطافِ پر کنندهِ خلاءِ محبتی نسبت به جنس مخالف در گفتارتون،یا طرز نوشتارتون [مثل همین آیدی که انتخاب کردید] بوده،که اجازه پیشروی به ایشون رو داده،
    اما بایستی میدانستید،این ترمز محبتی درباره مسال جنسی که در جنس مونث [غالبا]وجود داره،در قاطبه افراد مذکر در چنین شرایطی وجود نداره
    عواطف آهنگی دگرسان دارند؛
    اما نسخه طبی من برای شما،
    پشیمانی و احساس گناه رو کاملا بریزید دور،حتی اگه بدترین اتفاق[که احتمالا نمی افته]-یعنی خودکشی- برای ایشون رخ داد،گویی یک فردِ غریبه خودشو کشته،
    رو خودتون کار کنید،به هستنده بودن خودتون بنازید،نه داشتنده بودنتون!به کارایی که علاقه دارید بپردازید،هیچ فکری در جهت برگشت به رابطه، در جهت تصحیح رابطه(مانند اینکه باهاش باشم،ولی اخلاقمو بد کنم تا خودش ازم بدش بیاد...) در جهت درمانش نکنید،
    فقط فراموش،گویی که نبوده!
    ،اگه پدرتون اوپن مایند،یا خودمونی هستش،بهشون بگین این کار رو کردین،تا خطر احتمالی کاهش پیدا کنه
    شوپنهاور بزرگ گفته،مسائل مثل اجسام اگه جلو چشممون بگیریم،فضای دیدمون رو میبنده و بزرگ بنظر میاد، زمان هم همین تاثیر رو داره،هر چه مسائل و مشکلات به زمان حال نزدیک شه،گویی مسئله بزرگیه!
    یکم زمان بگذره درست میشه،،اگه ممکنه راه ارتباطیتونو با ایشون قطع کنید،بعد یکی دو ماه، بگید که فراموشش کردین
    در کل،شما باید خودتونو نجات بدین،کمک کردن ایشون به معنی متلاشی کردنِ خودتون هست

  8. صلوات ها 4


  9. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۶
    نوشته
    10
    حضور
    5 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    26



    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    این اقا ازمن مبلغ پولی به عنوان قرض گرفتن و یه دفعه غیبشون زد بعدچهارماه اومده
    سلام بر شما
    تو این 4 ماه خودش رو نکشت؟آدم به راحتی میتونه سیم کارت خودش یا یه سیم کارت 5 تومنی رو بندازه توی گوشی یکی از افراد خانواده و تماس برقرار کنه نه اینکه 4 ماه گم باشه .بنظر من قانع کننده نیست . البته منظورم این ادعای خودکشی ایشونه چون کسی که تا این حد وابستگی عاطفی داشته باشه 4 ماه نمیتونه بی خبر بمونه.
    شاید این خون انداختن دستش- تازه اگر ترفند نباشه و واقعی باشه- راهی برای نگه داشتن شماست تا یا بازم از شما پول بگیره و یا شما رو نگه داره برای اینکه سر خودش گرم باشه چون جوانی که کار نداره خب حوصله اش سر میره .ببخشید اینطور رک حرف میزنم ولی به این موارد هم فکر کنید . بعدش هم خیلی مراقب باشید چیزی از شما بعنوان مدرک و عکس و ... نداشته باشه تا بعدا بتونه با استناد به اون از شما اخاذی کنه یا مزاحمتی ایجاد کنه.
    بازم هر چی کارشناس می فرمان همونطور عمل کنید

  10. صلوات ها 5


  11. #6

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,617
    حضور
    162 روز 6 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    22
    آپلود
    0
    گالری
    3316
    صلوات
    45571



    با سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    من دوسش دارم ولی همه چیز فقط علاقه نیست ما واقعا به درد هم نمیخوریم اونم سنی نداره فقط21سالشه کار و مدرک مشخصی هم نداره از نظر دینی هم من ازش یکم مذهبی ترم واسه همین نمیتونم تو رابطه دوستی بمونم ازطرفی شرایط ازدواج رو ندارم
    به نظرشما چیکارکنم خیلی خسته شدم دیگه بریدم
    نگفتید این علاقه بر چه اساسی بوجود اومد ؟ ایا شماره رو دیده ؟ ( احتمال هم زده میشه دیده باشه)

    باید این نکته رو در نظر بگیرید که هر علاقه ای شرط لازم برای ازدواج و پایداری زندگی نمی تونه باشه
    اونم علاقه ای که با شناخت بسیار پایینی در فضای مجازی و از راه دور شکل گرفته باشه
    و میتونه مقطعی بر اساس بیان حرف هایی و ابراز احساساتی نسبت به هر فرد دیگری بوجود بیاد و در مقطعی هم ناپدید بشه

    من به یقین میتونم بگم شما بیش از 10 درصد شناخت از این اقا ندارید!
    علاقه ای هم که در سطح پایینی از شناخت طرفین شکل گرفته باشه بسیار متزلزل خواهد بود


    بر اساس منطق و صلاح واقعی تصمیم بگیرید نه احساسی ( بر اساس وابستگی عاطفی پیش امده)

    از این عشق خسته شدم

  12. صلوات ها 3


  13. #7

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    علاقه
    خوشنویسی ، زبان انگلیسی، برنامه نویسی لینوکس
    نوشته
    418
    حضور
    28 روز 22 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1155



    سلام.
    اوه، چه جراتی شما دارین خانم . چت کردین، دوست شدین، علاقه مند شدین، وابستگی ایجاد کردین، پول دادین������������ و .....
    من که 30 سالمه، بهترین دانشگاههای ایران درس خوندم و کلی دوست خانم حسابی دارم جرات نکردم یکبار با یک آقا اینطور رابطه برقرار کنم.
    به نظرم کارهایی که تا بحال در قبال ایشون انجام دادین خیلی ترسناکه و بعید نیست که تا سنتون به حدودای 30 برسه چند سری دیگه از این کارها هم بکنید و ضربه بدی بخورید.
    به نظرم کلا خودتون رو مورد بررسی قرار بدید، یک مشکلی دارید که کارتون به اینجا رسیده. اگر احتیاج به محبت دارین یا به عبارتی کمبود محبت دارید بهتره برید از خانواده خودتون طلب کنید نه یک انگلی که چسبیده به شما.

    میبینم اون روزی رو که بخاطر این آدم به چه خفت و خواری ها بیفتید، پدر و مادرتون با ازدواجتون موافقت نکنن، کلی تو روی والدین وایستید، خودتون رو تو فانیل انگشت نما کنید، از پیشرفت های زندگی شخصی بمونید، بعد باهاش فرار کنید ، بعد به بهونه ازدواج باهم رابطه داشته باشید، بعد والدینتون پیداتون کنن و آبروتون بره، بعد دیگه خودشون با رضایت مایلند که شما رو به عنوان یک لکه ننگ خانواده بفرستن خونه شوهر، ازدواج رسمی کنید ، بعد بفهمید چقدر خنگ بودید، چقدر بی خانواده است، چقدر نفهم و بی شعوره، بهتون فحاشی میکنه، پدر مادر درست حسابی نداره،کار درست حسابی نداره، رفیق های آشغال که هرکدوم برای ننگ یک طایفه کافی هستند هر روز دم خونه پلاسن، خونتون خونه نیست آشغالدونیه، احتمالا معتاد هم هست شاید ایدزی چیزی هم داشته باشه و .....بالاخره بعد مدتی که معلوم نیست چند ماه یا چند سال باشه با آبرو ریزی و نکبت ازش جدا میشید.

    چند تا هم دانشگاهی دختر داشته باشم که دقیقا همین مسیرو طی کرده باشن خوبه؟ شما پا جای پای اونا گذاشتبن.
    ویرایش توسط nobelist : ۱۳۹۶/۱۰/۲۲ در ساعت ۲۳:۳۱
    طلب حلالیت از همه اسک دینی ها
    خداحافظ
    Arizona University: Every Dreams come true

  14. صلوات ها 2


  15. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    یکی دوتا نیستند :)
    نوشته
    4,778
    حضور
    148 روز 10 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    57
    گالری
    1826
    صلوات
    14431



    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر تنها.. نمایش پست ها
    به نظرشما چیکارکنم خیلی خسته شدم دیگه بریدم
    سلام
    تجربه تلخی بود، بذارین اولی و آخری بمونه

    هیچ اتفاق خاصی نیفتاده، بدون هیچ خبر قبلی، با تعویض سیم کارت خود و همچنین پاک کردن هر چه رد ونشون که به او دادید بزودی این رابطه تموم میشه .

    مطمئن باشید نه شما دوستش دارید نه او عاشق شماست، اگر احساسی نسبت به ایشون دارید فقط بخاط همین مدت ارتباط است که موجب شکل گرفتن وابستگی شده که خوشبختانه بموقع عمل کردید و خیلی زود فراموشش خواهید کرد.

  16. صلوات ها 5


  17. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    مطالعه کتابهای عرفانی ، خط نستعلیق، ورزش
    نوشته
    41
    حضور
    5 روز 13 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    97



    خانم nobelist عزیز بهتره یه کم ترمز کنی! چه خبره؟ جوری حرف میزنی انگار پیشگویی بلدی؟ چرا میگی بعید نیست تا سی سالگی باز این کارها رو تکرار کنی؟ اگه میخوای نهی از منکر کنی یه کم ملایمتر یه کم امید بده ته دلشو خالی نکن خب!

  18. صلوات


  19. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    علاقه
    خوشنویسی ، زبان انگلیسی، برنامه نویسی لینوکس
    نوشته
    418
    حضور
    28 روز 22 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1155



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهربون نمایش پست ها
    خانم nobelist عزیز بهتره یه کم ترمز کنی! چه خبره؟ جوری حرف میزنی انگار پیشگویی بلدی؟ چرا میگی بعید نیست تا سی سالگی باز این کارها رو تکرار کنی؟ اگه میخوای نهی از منکر کنی یه کم ملایمتر یه کم امید بده ته دلشو خالی نکن خب!
    سلام. متاسفانه خبری شده و خیلی ها بیخبر موندن. من نمیدونم شما تا بحال با موارد دقیقا اینچنینی برخورد داشتین یا نه ولی من متاسفانه در بین همکلاسی هام زیاد دیدم، زباد منظورم 5 الی 6 تاست و اگر همین جا متوقف نشه و ریشه یابی نشه اصلا و ابدا بعید نیست که اشتباهات مجددا تکرار بشن. اتفاقا بنده نمیخوام نهی از منکر کنم ، منکر اتفاق افتاده و این خانم درش گیر افتاده و داره دست و پا میزنه و در این مورد نمیشه طرف رو ناز کرد و امید داد بلکه باید با شدت بیرونش کشبد البته اگر خودش واقعا بخواد. بنده دقیقا امید به چی بدم؟؟؟ خواهشا یکبار دبگه پست اول استارتر رو با توجه به سن و موقعیت خانوادگیشون کلمه به کلمه با دقت بخونید، اگر فرزند دلبند یا خواهر کوچکتر از خودتون بود و تا اینجا پیش رفته بود هم با ملایمت امید میدادید که ته دلش خالی نشه؟؟؟

    یک خانم ممکنه بارها در سنین جوانی چنین موقعیتهای فریبنده ایی براش ظاهر بشه ، ممکنه طرف مقابل استادش، همکارش، رئیسش، همسایه اش، دوست خانوادگیش، دکتر روانشناس یا روانپزشکش و .... باشه که شبیه به این حالت گولش بزنن و چه افراد تحصیل کرده ایی رو میبینید که براحتی فریب میخورند و لطمه جبران ناپذیر.
    ویرایش توسط nobelist : ۱۳۹۶/۱۰/۲۳ در ساعت ۰۱:۳۵
    طلب حلالیت از همه اسک دینی ها
    خداحافظ
    Arizona University: Every Dreams come true

  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود