صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسیر جدید ی در مورد آیات سوره ی انجیر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519

    تفسیر جدید ی در مورد آیات سوره ی انجیر




    سلام

    اینجانب در نظر دارم تفسیر جدیدی در مورد آیات سوره ی انجیر در این مکان ارائه دهم


    با توجه به تجربیات قبلی و واکنش بعضی از دوستان شتابزده فعلا چیزی

    نمی گویم فقط تا مدتی با دقت در سوره و تفاسیر تکراری قبلی تدبر کنید اگر هم نکته ای به ذهنتان

    آمد بنویسید شاید شمابه نکته های جالبی رسیده باشید

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

    وَالتِّينِ وَالزَّيتُونِ(التين/1) وَطُورِ سِينِينَ(التين/2)
    وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ(التين/3)
    لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ(التين/4)
    ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ(التين/5)
    إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيرُ مَمْنُونٍ(التين/6)
    فَمَا يكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ(التين/7)
    أَلَيسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ(التين/8)

    سوگند به انجير و زيتون
    و طور سينا
    و اين شهر امن [و امان]
    [که] براستي انسان را در نيکوترين اعتدال آفريديم
    سپس او را به پست‏ترين [مراتب] پستي بازگردانيديم
    مگر کساني را که گرويده و کارهاي شايسته کرده‏اند که پاداشي بي‏منت‏خواهند داشت
    پس چه چيز تو را بعد [از اين] به تکذيب جزا وامي‏دارد
    آيا خدا نيکوترين داوران نيست
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۴/۱۲ در ساعت ۲۰:۴۴

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    114
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    326



    سلام
    به نظر این کمترین ادمها باید بتونن ابراز وجود و عقیده کنن و این چیز معمولیه ولی چطور این نظرشون رو بیان کنن خیلی شرطه


  4. صلوات ها 2


  5. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519



    نقل قول نوشته اصلی توسط بشارت نمایش پست ها
    سلام
    به نظر این کمترین ادمها باید بتونن ابراز وجود و عقیده کنن و این چیز معمولیه ولی چطور این نظرشون رو بیان کنن خیلی شرطه
    سلام بشارت

    ببین در هر جایی غیر از بهشت وجهنم هم آدم خوب هست وهم بد

    بعضی ها ذاتا بدگمانند دست خودشون نیست

    هر حرف وسخن جدیدی را می کوبند اگر چه واقعا درست هم باشه

    قضیه ی گالیله که یادته بخاط اینکه می گفت زمین می چرخه می خواستن او را در آتش بسوزانند !!

    چون یک عده آدم بیفکر وقهقهرا گرا حرفای اون را نمی توانستند باور کنن و بر اسب چموش بد گمانی

    سوار شده بودند که گالیه ی گاو چران تو میخای بر ما و ارسطو وبطلمیوس بزرگ ایراد بگیری !!!

  6. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    با عرض سلام
    دوستان گرامی اساتید محترم اجازه بدید

    اجازه بدید منظور ایشان از تفسیر برداشتی از این ایات است که می تواند برای همه ما مفید باشد.

    من این مطلب را نباید در اینجا بگویم اما چون حق است به زبان می آورم
    متاسفانه ما مجتهد داریم که حتی قرآن را صحیح ترجمه نکرده

    حال اجازه بدید ایشان نظرشان را در ارتباط با این سوره کاملا بخصوص بفرمایند.
    من مشتاقانه منتظر شنیدنش هستم

    یاحق

    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    با عرض سلام
    دوستان گرامی اساتید محترم اجازه بدید

    اجازه بدید منظور ایشان از تفسیر برداشتی از این ایات است که می تواند برای همه ما مفید باشد.

    من این مطلب را نباید در اینجا بگویم اما چون حق است به زبان می آورم
    متاسفانه ما مجتهد داریم که حتی قرآن را صحیح ترجمه نکرده

    حال اجازه بدید ایشان نظرشان را در ارتباط با این سوره کاملا بخصوص بفرمایند.
    من مشتاقانه منتظر شنیدنش هستم

    یاحق:gol:
    لا اله الا الله از دست بعضی ها

    ببینید مگر نمی گویند قرآن برای همه ی زمانهاست خوب باید انتظار داشت در هر زمانی نکته ی جدیدی

    از اسرار آن هویدا شود

    این ظلم است به قرآن که بر آن قفل رکود بزنیم

    مگر قرآن برای تمام نسل بشر نیامده مگر مخاطب قرآن گروه اندکی از مردم است ؟

    یا ایها الناس، یا ایها الذین آمنوا ......

    پس وقتی که برای تمام مردم و بشر فرستاده شده است آیا ما نباید در آن اجازه ی تدبر و تفکر داشته

    باشیم ؟؟؟

    چرا بعضی ها قرآن را بر خلاف آموزهای آشکار قرانی منحصر به حیات خلوت خود می دانند ؟؟؟؟

    و خیال می کنند که مخاطبین قرآن فقط آنها یند

    اگر این خیال درست باشد ؟؟؟پس بقیه هیچ تکلیفی ومسئولیتی در انجام دستورات قرآنی ندارند !

    چرا که قرآن آن ها را مخاطب نساخته و از ما بهتران فقط مخاطب قرآن هستند و فقط آنها باید به قرآن

    عمل کنند !!!
    شما چیزی نمی دانید فقط ابزار دست ما هستید

    این است نتیجه تفکر بعضی ها

    آقایان نوع انسان آزاد است که تفکر کند از کجا معلوم قطره ی بیمقداری مثل اینجانب که شما

    از اشرار می پندارید از شما ها نزد خدا مقربتر نباشند

    گویی حسادت و خودشیفتگی برخی مانع از آن است که سخن خود قرآن را بیاد آورند که گفته

    الَّذِينَ يسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ(الزمر/18)

    به سخن گوش فرامي‏دهند و بهترين آن را پيروي مي‏کنند اينانند که خدايشان راه نموده و اينانند همان

    خردمندان

    پس به بعضی ها نصیحت می کنم که مانع اظهار نظر دیگرا ن نشوند چرا که قرآن گفته

    فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيئًا وَيجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيرًا كَثِيرًا(النساء/19)

    پس چه بسا شما از چیزی خوشتان نمی آید در حالیکه خداوند در آن خیر فراوان قرار مي‏دهد


    اما نظریات جدید

    بعضی متاسفانه نا آگاهانه به قرآن قفل رکود زده اند خیال می کنند قرآن همین معانی صرف ونحوی

    محدودعربی است که گفته اند !!

    اما به قول مرحوم حافظ : وه که در این خیال کج عمر عزیز شد تلف

    ومبارزه ی اصلی اینجانب با این گروه نزدیک بین است

    قرآن حمال ذو وجوه است انبوهی از استنباط در آن نهفته است

    قرآن مثل فضا می ماند بسیاری از سیارات وستاره ها در زمان پیامبر که کشف نشده بودند و کسی آنها

    را که نمی دیده اما با پیشرفت علم کشف شده اند

    وسعت علوم فضایی فعلی را با صدر اسلام مقایسه کنید

    زمین تا آسمان به کمک علم پیشرفت کرده است

    پس چرا بعضی ها به پیشرفت علوم قرآنی و گذر از حصار های کذایی تفسیر های ابتدایی اعتقاد ندارند ؟؟

    حرف نزن تفسیر نکن سبقت نگیر اصلا تو چرا بر خلاف ما حرف میزنی ما بر همه چیز آگاهیم وتو از علم

    !!!؟؟؟؟ چیزی نمی دانی ؟!

    بزرگان ما و پیشینیان ما و علمای اعلام ما ومراجع عظام ما اینطور گفته اند وما اینطور یاد گرفته ایم وتو

    محلی از اعراب نداری !!!! ساکت کودک چوب سوار

    اساسا یکی از محور های رسالت پیامبر در هم کوبیدن و نابودی عقاید بر گرفته از بزرگان و پیشینیان

    جاهلیت بود

    با این مقدمه بخاطر احترام به در خواست بعضی دوستان در پست بعد تفسیر به رای !!!!خود را می گویم

    تا آقایان بدانند که علم قرآن منحصر به آنان و بزرگان آنان وآبا واجداد کسی نیست

    وقرآن در قباله مالکیت و حصار هیچ قشری محدود نشده است حصار خلوت کسی نیست

    فضای بیکرا ن خداوندی است پس هر که چشمش و تدبرش دقیقتر

    باشد مطلب آسمانی بیشتری کشف می کند همین
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۴/۱۳ در ساعت ۱۰:۱۹

  8. صلوات


  9. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135

    جهت اطلاع




    شرایط مفسر
    دانشمندان علوم قرآن، تحت عنوان «شرایط مفسر» یا «ویژگی‎های لازم برای مفسر» امور فراوانی را ذكر كرده‎اند كه بخشی مربوط به «منابع تفسیر»، بخشی مربوط به «قواعد تفسیر»، بخشی مربوط به «علوم مورد نیاز» و بخشی مربوط به «شیوه تفسیر» است. البته در این میان محقّقانی هستند كه مجموعه‎های یاد شده را با شرایط مفسر به هم نیامیخته‎اند، ولی غالباً بخشی از مجموعه‎های یاد شده را تحت عنوان شرایط مفسر ذكر كرده‎اند. این آمیختگی معلول یكی از سه امر زیر است:

    نخست آن كه چون طرح این مباحث سابقه طولانی نداشته است، تفكیك محورهای مختلف یاد شده از یكدیگر، مورد غفلت قرار گرفته و یا به ‎آسانی میسر نبوده است.
    دوّم آن كه گاه برخی از این مباحث با نگرش‎های متفاوت در قلمرو عناوین مختلف قرار می‎گیرند. به عنوان مثال، اگر به علوم ادبی به عنوان یك منظومه معرفتی نگریسته شود، از علوم مورد نیاز مفسر، و اگر به عنوان تخصص و تبحر مفسر در به كارگیری آن منظومه معرفتی نگریسته شود، از شرایط مفسر به شمار می‎آید.
    سوّم آن كه برخی از این دانشمندان از واژه «شرایط تفسیر» مفهوم گسترده‎ای را مدنظر داشته‎اند كه شامل علوم مورد نیاز و رعایت قواعد تفسیر نیز می‎شود.
    در هر حال، مفهوم مورد نظر در این جا، معنای خاصی دارد و تنها در برگیرنده اموری است كه حاكی از وجود نوعی توانایی و كمال برای مفسر در بعد بینش یا گرایش می‎باشد و شامل دیگر مجموعه‎های یاد شده نمی‎گردد.
    در فصول گذشته یادآور شدیم كه رعایت نكردن اصول و قواعد تفسیر، بی‎توجهی و استفاده نكردن از منابع معتبر تفسیر و فرانگرفتن علوم مورد نیاز مفسر، سبب خطای در تفسیر و بی‎اعتباری آن می‎شود. در این فصل در صدد بیان آنیم كه علاوه بر امور یاد شده، مفسر باید دارای ویژگی‎ها و شرایطی باشد كه رعایت آن‎ها نیز سبب می‎شود تا خطای وی در تفسیركاهش یابد. پیش از پرداختن به بیان شرایط و ویژگی‎های مفسر، ذكر دو نكته ضروری به نظر می‎رسد:
    الف. ویژگی‎های روحی مفسر گاه ذاتی و غیر اكتسابی است، مانند استعداد فوق العاده و سرعت انتقال و گاه اكتسابی است مانند ملكه استنباط و تقوا. در ویژگی‎های غیر اكتسابی، نقش اصلی را جنبه غیر اكتسابی آن به عهده دارد هرچند این ویژگی‎ها به طور ارادی قابل تقویت وتضعیف است. ویژگی‎های اكتسابی، هم در اصل پیدایش و هم از حیث تقویت و تضعیف، وابسته به تلاش مفسر است و به هر میزان كه تلاش بیشتری در این زمینه صورت پذیرد، توانمندی افزونتری در تفسیر حاصل می‎شود. هم چنین گاه ویژگی‎های اكتسابی نوعی آگاهی است؛ مانند بینش صحیح اعتقادی، و گاه مانند تقوا و ایمان، از مقوله گرایش‎های اكتسابی است، چنان كه گاهی نیز از امور زمینه ساز برای دستیابی به آگاهی است؛ مانند ذهن كنجكاو و آكنده از پرسش داشتن، و گاه از مقوله هنر ومهارت است؛ مانند ملكه استنباط، و مهارت در رعایت قواعد تفسیر. این بحث انواع مختلف این شرایط را در بر می‎گیرد.
    ب. برخی از شرایط و ویژگی‎های مفسر، در صحت و اعتبار تفسیر مؤثر است، به گونه‎ای كه فقدان آن سبب خطای در تفسیر می‎شود، مانند علوم موردنیاز و آزاد اندیشی، و برخی از ویژگی‎ها سبب كمال و باروری بیشتر تفسیر است؛ مانند برخورداری از ذهن پر سئوال، تقوا و خلوص نیت. در این فصل، به بررسی این دو دسته از شرایط می‎پردازیم.

    تسلط و حضور ذهن نسبت به پیش فهم‎های تفسیر
    چنان كه قبلاً اشاره شد، مفسر باید در مورد مبانی و قواعد موضع‎گیری مستند و مستدل داشته باشد و از علوم مؤثر در تفسیر و منابع اولیه تفسیر، آگاهی كافی داشته باشد. هر گونه تفسیر، به ویژه در بخش مهمی از معارف قرآنی، وابسته به آن موضع گیری و این آگاهی است و بدون احراز شرایط و اوصاف یاد شده، تفسیر به رونویسی و تقلید صرف از تفاسیر دیگر مبدل می‎شود و یا سر از تفسیر به رأی در می‎آورد.[1]
    ملكه استنباط
    قواعد، مبانی، علوم و منابعی كه آگاهی از آنها و به كارگیری دقیقِ هر یك برای مفسر ضرورت دارد، امور متعدد و متنوعی است كه صرف آگاهی از آن‎هابرای دستیابی دقیق به مفاهیم و معارف قرآن كفایت نمی‎كند، بلكه مفسر باید با ممارست فراوان در استخراج معارف قرآن و به كارگیری امور یاد شده، این آگاهی را به یك مهارت تبدیل كرده و به شكل ملكه و حالت نفسانی در آورد؛ به گونه‎ای كه برای وی به كارگیری امور یاد شده و یا قدرت استنباط، فقط می‎تواند گزارشگر آراء دیگران باشد و در هر موردی كه خود اظهار نظر كند، از خطر تفسیر به رأی مصون نخواهد بود، كسی كه قدرت استنباط او در حد مهارت و ملكه نفسانی نباشد نیز امكان غفلت از به كارگیری قواعد و اصول تفسیر را خواهد دشت و نتیجتاً در این خصوص نیز در استفاده شایسته از علوم مورد نیاز و انتخاب منابع معتبر در معرض خطا و لغزش خواهد بود. و در نهایت، زمینه خطای در تفسیر برای او فراهم است. دستاورد مهم مهارت در تفسیر عبارت است از اشراف بر مواضع خطا، شناخت آیات محكم و آگاهی از اصول حاكم بر معارف قرآن. اموری كه در كاهش خطا در تفسیر و فهم دقیق و هماهنگ از آیات شریفه، نقش به سزایی دارد. آن چه زمخشری در مقدمه تفسیر كشاف به عنوان یكی از شرایط مفسر آورده است، مبنی بر ان كه مفسر باید «كثیر المطالعه و طویل المراجعه» (پر مطالعه و دارای مراجعه مستمر و طولانی به منابع مربوطه) باشد، در واقع ناظر به زمینه‎های پیدایش مهارت و ملكه استنباط است.
    آگاهی و اعتقاد به جهان بینی قرآن
    بیانات قرآن مجید، بر اساس مبانی خاص و منطبق با جهان بینی واقع‎گرایانه ارائه شده است و معارف آن بر مبانی مزبور مبتنی بوده و با آن هماهنگ است. در واقع، آن مبانی مانند روح واحدی در پیكره معارف قرآن حضور و ظهور دارد. از این رو، كسی كه از آن مبانی آگاه نباشد، در فهم این معارف و انتقال از الفاظ آیات كریمه به آن‎ها دچار خطا خواهد شد. همچنین عدم ایمان به این اصول، فهم دقیق و انتقال به ظرایف و ریزه‎كاریهای مفاهیم قرآن را با مشكل مواجه می‎كند. این مشكل به ویژه در مواردی رخ می‎دهد كه قرآن مجید به بیان جنبه‎های رفتاری پیامبران و مؤمنان و توصیف و تحلیل آن می‎پردازد.
    صاحب نظران علوم انسانی بر این نكته تأكید دارند كه برای فهم صحیح رفتار انسان‎ها، صرف آگاهی از معتقدات و فرهنگ انسان‎ها كفایت نمی‎كند، بلكه محقق باید آن رفتارها را در خود درك و هضم كند. اگر ما می‎توانیم درك كنیم كه دادخواهی و سخنان پرخاشگرانه یك انسان ستم دیده چه معنایی دارد، برای آن است كه خود نیز در شرایطی به نحوی مورد ستم واقع شده‎ایم. همان گونه كه فهم رفتار یك فرد، منوط به یافتن آن حالت در خویشتن است، در فهم توصیف آن رفتارها و حالت‎ها نیز، اعتقاد صحیح و ایمان به آن مبانی ـ كه این رفتارها و حالت‎های نقل شده برخاسته از آن است ـ بدون شك مؤثر است. بر همین اساس، جمعی از پژوهشگران علوم قرآنی و مفسران نیز بر این نكته تأكید كرده‎اند كه مفسر باید از ایمان و اعتقاد صحیح برخوردار باشد. ضرورت این شرط، از روایت ذیل به خوبی هویداست:
    «انما القرآن امثال لقوم یعلمون دون غیرهم و لقوم یتلونه حق تلاوته و هم الذین یومنون به و یعرفونه واما غیرهم فما اشد اشكاله علیهم»
    «همانا قرآن توصیف‎هایی است برای اهل معرفت و نه دیگران؛ (یعنی) برای آنان كه قرآن را چنان كه شایسته است، تلاوت می‎كنند و آنان كسانی هستند كه بدان ایمان دارند و كاملاً آن را می‎شناسند، ولی كسانی كه چنین نیستند، فهم قرآن بر آنان بسیار مشكل است».[2]
    در آن چه كه برخی از پژوهش‎گران علوم قرآنی با عنوان «آگاهی از ابواب سرّ» از آن نام برده و مقولاتی از قبیل توكل، اخلاص و دیگر حالات روانی و اخلاقی را به عنوان موارد آن ذكر كرده‎اند، نیز از همین باب است و مشابه چنین تبیینی در مورد آن‎ها نیز مطرح است.
    بی‎طرفی علمی
    در فهم هر متنی، هدف آن است كه بدانیم گوینده سخن چه چیزی را مدنظر داشته است و این هدف، مفسر متن را از جهاتی محدود می‎كند: در این راستا، وی نمی‎تواند آرا و اندیشه‎های خود و خواستهای فردی و گروهی را در تفسر دخالت دهد و تحلیل‎های خود را به حساب مفاد و مراد از متن بگذارد. البته ذهنی پر سؤال داشتن، كه به عنوان یكی دیگر از شرایط مفسر ذكر خواهد شد، مسأله دیگری است كه با این شرط مناقات ندارد. در آن شرط، سخن بر سر موضوع‎ها و سؤال است و در این شرط، سخن بر سر پاسخ‎ها و محمول‎هاست. بی‎طرفی علمی در هر تحقیقی ضرورت دارد؛ خواه آن تحقیق در زمینه كشف قوانین طبیعی و انسانی باشد و خواه در نایل شدن به فهم و درك سخن یا نوشته‎ای؛ ولی در خصوص قرآن، به لحاظ پیامدهای ارزشی آن، مسأله بسیار حساس‎تر است.
    روایات فراوانی هم كه از تفسیر به رأی نكوهش می‎كند، ناظر به همین نكته است. به طور كلی، عدم رعایت بی‎طرفی علمی، گاه در قالب حاكمیت بخشیدن به تمایلات فردی و گروهی بر قرآن و تفسیر آیات، گاه به صورت حاكم ساختن آراء شخصی خود بر قرآن صورت می‎گیرد و گاه در اثر مرعوب دیدگاه دیگران شدن و جرأت اقدام برای فهم نوین بر اساس قواعد را به خود ندادن و از نوآوری و فهم جدید و نكات بیشتر پرهیز كردن است.[1] . از آنجا كه درباره نقش و ضرورت آگاهی‎های یاد شده، در فصل‎های گذشته سخن به میان آمد، در این جا در حد یادآوری به همین مقدار بسنده می‎شود و بر این نكته تأكید می‎كنیم كه مفسر باید تسلط كافی و حضور ذهن كامل نسبت به موارد یاد شده داشته باشد.
    [2] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 92، ص 100.
    ‎شرایط مؤثر در اعتبار تفسیر
    محمود رجبي- روش‎شناسي تفسير قرآن

    ویرایش توسط محمد : ۱۳۸۹/۰۴/۱۳ در ساعت ۰۹:۳۹
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

  10. صلوات ها 2


  11. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد نمایش پست ها
    شرایط مفسر
    دانشمندان علوم قرآن، تحت عنوان «شرایط مفسر» یا «ویژگی‎های لازم برای مفسر» امور فراوانی را ذكر كرده‎اند كه بخشی مربوط به «منابع تفسیر»، بخشی مربوط به «قواعد تفسیر»، بخشی مربوط به «علوم مورد نیاز» و بخشی مربوط به «شیوه تفسیر» است. البته در این میان محقّقانی هستند كه مجموعه‎های یاد شده را با شرایط مفسر به هم نیامیخته‎اند، ولی غالباً بخشی از مجموعه‎های یاد شده را تحت عنوان شرایط مفسر ذكر كرده‎اند. این آمیختگی معلول یكی از سه امر زیر است:

    نخست آن كه چون طرح این مباحث سابقه طولانی نداشته است، تفكیك محورهای مختلف یاد شده از یكدیگر، مورد غفلت قرار گرفته و یا به ‎آسانی میسر نبوده است.
    دوّم آن كه گاه برخی از این مباحث با نگرش‎های متفاوت در قلمرو عناوین مختلف قرار می‎گیرند. به عنوان مثال، اگر به علوم ادبی به عنوان یك منظومه معرفتی نگریسته شود، از علوم مورد نیاز مفسر، و اگر به عنوان تخصص و تبحر مفسر در به كارگیری آن منظومه معرفتی نگریسته شود، از شرایط مفسر به شمار می‎آید.
    سوّم آن كه برخی از این دانشمندان از واژه «شرایط تفسیر» مفهوم گسترده‎ای را مدنظر داشته‎اند كه شامل علوم مورد نیاز و رعایت قواعد تفسیر نیز می‎شود.
    در هر حال، مفهوم مورد نظر در این جا، معنای خاصی دارد و تنها در برگیرنده اموری است كه حاكی از وجود نوعی توانایی و كمال برای مفسر در بعد بینش یا گرایش می‎باشد و شامل دیگر مجموعه‎های یاد شده نمی‎گردد.
    در فصول گذشته یادآور شدیم كه رعایت نكردن اصول و قواعد تفسیر، بی‎توجهی و استفاده نكردن از منابع معتبر تفسیر و فرانگرفتن علوم مورد نیاز مفسر، سبب خطای در تفسیر و بی‎اعتباری آن می‎شود. در این فصل در صدد بیان آنیم كه علاوه بر امور یاد شده، مفسر باید دارای ویژگی‎ها و شرایطی باشد كه رعایت آن‎ها نیز سبب می‎شود تا خطای وی در تفسیركاهش یابد. پیش از پرداختن به بیان شرایط و ویژگی‎های مفسر، ذكر دو نكته ضروری به نظر می‎رسد:
    الف. ویژگی‎های روحی مفسر گاه ذاتی و غیر اكتسابی است، مانند استعداد فوق العاده و سرعت انتقال و گاه اكتسابی است مانند ملكه استنباط و تقوا. در ویژگی‎های غیر اكتسابی، نقش اصلی را جنبه غیر اكتسابی آن به عهده دارد هرچند این ویژگی‎ها به طور ارادی قابل تقویت وتضعیف است. ویژگی‎های اكتسابی، هم در اصل پیدایش و هم از حیث تقویت و تضعیف، وابسته به تلاش مفسر است و به هر میزان كه تلاش بیشتری در این زمینه صورت پذیرد، توانمندی افزونتری در تفسیر حاصل می‎شود. هم چنین گاه ویژگی‎های اكتسابی نوعی آگاهی است؛ مانند بینش صحیح اعتقادی، و گاه مانند تقوا و ایمان، از مقوله گرایش‎های اكتسابی است، چنان كه گاهی نیز از امور زمینه ساز برای دستیابی به آگاهی است؛ مانند ذهن كنجكاو و آكنده از پرسش داشتن، و گاه از مقوله هنر ومهارت است؛ مانند ملكه استنباط، و مهارت در رعایت قواعد تفسیر. این بحث انواع مختلف این شرایط را در بر می‎گیرد.
    ب. برخی از شرایط و ویژگی‎های مفسر، در صحت و اعتبار تفسیر مؤثر است، به گونه‎ای كه فقدان آن سبب خطای در تفسیر می‎شود، مانند علوم موردنیاز و آزاد اندیشی، و برخی از ویژگی‎ها سبب كمال و باروری بیشتر تفسیر است؛ مانند برخورداری از ذهن پر سئوال، تقوا و خلوص نیت. در این فصل، به بررسی این دو دسته از شرایط می‎پردازیم.

    تسلط و حضور ذهن نسبت به پیش فهم‎های تفسیر
    چنان كه قبلاً اشاره شد، مفسر باید در مورد مبانی و قواعد موضع‎گیری مستند و مستدل داشته باشد و از علوم مؤثر در تفسیر و منابع اولیه تفسیر، آگاهی كافی داشته باشد. هر گونه تفسیر، به ویژه در بخش مهمی از معارف قرآنی، وابسته به آن موضع گیری و این آگاهی است و بدون احراز شرایط و اوصاف یاد شده، تفسیر به رونویسی و تقلید صرف از تفاسیر دیگر مبدل می‎شود و یا سر از تفسیر به رأی در می‎آورد.[1]
    ملكه استنباط
    قواعد، مبانی، علوم و منابعی كه آگاهی از آنها و به كارگیری دقیقِ هر یك برای مفسر ضرورت دارد، امور متعدد و متنوعی است كه صرف آگاهی از آن‎هابرای دستیابی دقیق به مفاهیم و معارف قرآن كفایت نمی‎كند، بلكه مفسر باید با ممارست فراوان در استخراج معارف قرآن و به كارگیری امور یاد شده، این آگاهی را به یك مهارت تبدیل كرده و به شكل ملكه و حالت نفسانی در آورد؛ به گونه‎ای كه برای وی به كارگیری امور یاد شده و یا قدرت استنباط، فقط می‎تواند گزارشگر آراء دیگران باشد و در هر موردی كه خود اظهار نظر كند، از خطر تفسیر به رأی مصون نخواهد بود، كسی كه قدرت استنباط او در حد مهارت و ملكه نفسانی نباشد نیز امكان غفلت از به كارگیری قواعد و اصول تفسیر را خواهد دشت و نتیجتاً در این خصوص نیز در استفاده شایسته از علوم مورد نیاز و انتخاب منابع معتبر در معرض خطا و لغزش خواهد بود. و در نهایت، زمینه خطای در تفسیر برای او فراهم است. دستاورد مهم مهارت در تفسیر عبارت است از اشراف بر مواضع خطا، شناخت آیات محكم و آگاهی از اصول حاكم بر معارف قرآن. اموری كه در كاهش خطا در تفسیر و فهم دقیق و هماهنگ از آیات شریفه، نقش به سزایی دارد. آن چه زمخشری در مقدمه تفسیر كشاف به عنوان یكی از شرایط مفسر آورده است، مبنی بر ان كه مفسر باید «كثیر المطالعه و طویل المراجعه» (پر مطالعه و دارای مراجعه مستمر و طولانی به منابع مربوطه) باشد، در واقع ناظر به زمینه‎های پیدایش مهارت و ملكه استنباط است.
    آگاهی و اعتقاد به جهان بینی قرآن
    بیانات قرآن مجید، بر اساس مبانی خاص و منطبق با جهان بینی واقع‎گرایانه ارائه شده است و معارف آن بر مبانی مزبور مبتنی بوده و با آن هماهنگ است. در واقع، آن مبانی مانند روح واحدی در پیكره معارف قرآن حضور و ظهور دارد. از این رو، كسی كه از آن مبانی آگاه نباشد، در فهم این معارف و انتقال از الفاظ آیات كریمه به آن‎ها دچار خطا خواهد شد. همچنین عدم ایمان به این اصول، فهم دقیق و انتقال به ظرایف و ریزه‎كاریهای مفاهیم قرآن را با مشكل مواجه می‎كند. این مشكل به ویژه در مواردی رخ می‎دهد كه قرآن مجید به بیان جنبه‎های رفتاری پیامبران و مؤمنان و توصیف و تحلیل آن می‎پردازد.
    صاحب نظران علوم انسانی بر این نكته تأكید دارند كه برای فهم صحیح رفتار انسان‎ها، صرف آگاهی از معتقدات و فرهنگ انسان‎ها كفایت نمی‎كند، بلكه محقق باید آن رفتارها را در خود درك و هضم كند. اگر ما می‎توانیم درك كنیم كه دادخواهی و سخنان پرخاشگرانه یك انسان ستم دیده چه معنایی دارد، برای آن است كه خود نیز در شرایطی به نحوی مورد ستم واقع شده‎ایم. همان گونه كه فهم رفتار یك فرد، منوط به یافتن آن حالت در خویشتن است، در فهم توصیف آن رفتارها و حالت‎ها نیز، اعتقاد صحیح و ایمان به آن مبانی ـ كه این رفتارها و حالت‎های نقل شده برخاسته از آن است ـ بدون شك مؤثر است. بر همین اساس، جمعی از پژوهشگران علوم قرآنی و مفسران نیز بر این نكته تأكید كرده‎اند كه مفسر باید از ایمان و اعتقاد صحیح برخوردار باشد. ضرورت این شرط، از روایت ذیل به خوبی هویداست:
    «انما القرآن امثال لقوم یعلمون دون غیرهم و لقوم یتلونه حق تلاوته و هم الذین یومنون به و یعرفونه واما غیرهم فما اشد اشكاله علیهم»
    «همانا قرآن توصیف‎هایی است برای اهل معرفت و نه دیگران؛ (یعنی) برای آنان كه قرآن را چنان كه شایسته است، تلاوت می‎كنند و آنان كسانی هستند كه بدان ایمان دارند و كاملاً آن را می‎شناسند، ولی كسانی كه چنین نیستند، فهم قرآن بر آنان بسیار مشكل است».[2]
    در آن چه كه برخی از پژوهش‎گران علوم قرآنی با عنوان «آگاهی از ابواب سرّ» از آن نام برده و مقولاتی از قبیل توكل، اخلاص و دیگر حالات روانی و اخلاقی را به عنوان موارد آن ذكر كرده‎اند، نیز از همین باب است و مشابه چنین تبیینی در مورد آن‎ها نیز مطرح است.
    بی‎طرفی علمی
    در فهم هر متنی، هدف آن است كه بدانیم گوینده سخن چه چیزی را مدنظر داشته است و این هدف، مفسر متن را از جهاتی محدود می‎كند: در این راستا، وی نمی‎تواند آرا و اندیشه‎های خود و خواستهای فردی و گروهی را در تفسر دخالت دهد و تحلیل‎های خود را به حساب مفاد و مراد از متن بگذارد. البته ذهنی پر سؤال داشتن، كه به عنوان یكی دیگر از شرایط مفسر ذكر خواهد شد، مسأله دیگری است كه با این شرط مناقات ندارد. در آن شرط، سخن بر سر موضوع‎ها و سؤال است و در این شرط، سخن بر سر پاسخ‎ها و محمول‎هاست. بی‎طرفی علمی در هر تحقیقی ضرورت دارد؛ خواه آن تحقیق در زمینه كشف قوانین طبیعی و انسانی باشد و خواه در نایل شدن به فهم و درك سخن یا نوشته‎ای؛ ولی در خصوص قرآن، به لحاظ پیامدهای ارزشی آن، مسأله بسیار حساس‎تر است.
    روایات فراوانی هم كه از تفسیر به رأی نكوهش می‎كند، ناظر به همین نكته است. به طور كلی، عدم رعایت بی‎طرفی علمی، گاه در قالب حاكمیت بخشیدن به تمایلات فردی و گروهی بر قرآن و تفسیر آیات، گاه به صورت حاكم ساختن آراء شخصی خود بر قرآن صورت می‎گیرد و گاه در اثر مرعوب دیدگاه دیگران شدن و جرأت اقدام برای فهم نوین بر اساس قواعد را به خود ندادن و از نوآوری و فهم جدید و نكات بیشتر پرهیز كردن است.[1] . از آنجا كه درباره نقش و ضرورت آگاهی‎های یاد شده، در فصل‎های گذشته سخن به میان آمد، در این جا در حد یادآوری به همین مقدار بسنده می‎شود و بر این نكته تأكید می‎كنیم كه مفسر باید تسلط كافی و حضور ذهن كامل نسبت به موارد یاد شده داشته باشد.
    [2] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 92، ص 100.
    ‎شرایط مؤثر در اعتبار تفسیر
    محمود رجبي- روش‎شناسي تفسير قرآن
    من هم به تما م موارد فوق به خواست خدا تسلط دارم ولی خود را در حصار محدود آنها منحصر نمی کنم

    چون محدودیت = رکود ، وجلوگیری از ایده های جدید همانطور یکه اغلب می بینیم

    ببخشید از اینکه مثلی می زنم

    سیرک را که دیده اید حیوانات را می گیرند و در جایی محبوس می کنند و به آنها به زور هم که شده

    آموزش می دهند که مطابق آموزهای تحمیلی برای دیگرا حرکات نمایشی اجرا کنند

    واین حرکات آن حیوانات ارزش ذاتی ندارد و اگر دست خودشان بود اصلا اجرا نمیکردند


    در انسانها هم همینطور است

    اگر ما با اجبار وزور به دیگران آموزش دهیم آنها هم حرکات نمایشی و ریاکارانه را انجام می

    دهند پس اینکار ما و اینها هیچ ارزش معنوی ندارد نه برای فرد طالب و نه برای مطلوب فقط ریا کاری را زیاد

    می کند اگر دست خودشان بود اصلا انجام نمی دادند

    وبا اینکار جلوی ابتکارافراد هم گرفته می شود

    تنها کسی موفق می شود که ایده ی نوی ارائه دهد که از یوغ محدودیهای آموزشهای تحمیلی فرار کرده باشد


    ارزش به آن است که تمام گزینه های مشروع را در اختیار افرد قرار دهیم که خود با اختیار خود در چار

    چوبی انسانی انتخاب و اجرا کند وایدهای نوی را به نمایش گذارد
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۴/۱۳ در ساعت ۱۰:۴۶

  12. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    114
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    326



    سلام
    غلام علی جان کودک چوب سوارم این حرف حرف تازه ای نیست همون مفسرای عزیزی که شما بهشون متلک میزنی به ما یاد دادند قران دارای 4 سطح مختلفه یک ظاهر داره که مخصوص لفظه عوام میفهمند
    دو معنا که تدبیر نیاز داره و دایرش از سطح اول خیلی کوچکتره ولی شامل تو هم میشه
    سه باطن معنای قران که تعلیل و تفسیر قرانه که بقول معروف فوق تخصص لازم داره که دایرش خیلی کوچیکتره و
    چهار که دیگه دست یافتنی فقط برای اهل تطهیره لا یمسه الا المطهرون که اهل تطهیر رو هم همه میشناسیم
    حالا بعضی به ظاهر بسنده میکنن و راضیند بعضی به معنا میرسند که با توجه به معنای لفظ بدست میاد و درش علی الضاهر اختلاف هست و باطنش که دیگه علم لدنی میخواد و باید خدا نظر خاص داشته باشه و مرخله اخر که ما خوطب به نام داره و باید به راسخون در علم برای فهمیدنش مراجعه کرد
    حالا شما انسان مختار و ازاد می تونی بهره خودتو مشخص کنی این سفره این هم همت بسم الله


  13. صلوات ها 2


  14. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    ویرانگری
    نوشته
    835
    حضور
    3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1519



    نقل قول نوشته اصلی توسط بشارت نمایش پست ها
    سلام
    غلام علی جان کودک چوب سوارم این حرف حرف تازه ای نیست همون مفسرای عزیزی که شما بهشون متلک میزنی به ما یاد دادند قران دارای 4 سطح مختلفه یک ظاهر داره که مخصوص لفظه عوام میفهمند
    دو معنا که تدبیر نیاز داره و دایرش از سطح اول خیلی کوچکتره ولی شامل تو هم میشه
    سه باطن معنای قران که تعلیل و تفسیر قرانه که بقول معروف فوق تخصص لازم داره که دایرش خیلی کوچیکتره و
    چهار که دیگه دست یافتنی فقط برای اهل تطهیره لا یمسه الا المطهرون که اهل تطهیر رو هم همه میشناسیم
    حالا بعضی به ظاهر بسنده میکنن و راضیند بعضی به معنا میرسند که با توجه به معنای لفظ بدست میاد و درش علی الضاهر اختلاف هست و باطنش که دیگه علم لدنی میخواد و باید خدا نظر خاص داشته باشه و مرخله اخر که ما خوطب به نام داره و باید به راسخون در علم برای فهمیدنش مراجعه کرد
    حالا شما انسان مختار و ازاد می تونی بهره خودتو مشخص کنی این سفره این هم همت بسم الله
    بشارت توچقدر مهربانی چقدر خوش زبانی

    ازاینکه یک همسن و سال پیداکردم خوشحالم
    ویرایش توسط غلامعلی نوری : ۱۳۸۹/۰۴/۱۳ در ساعت ۱۰:۴۳

  15. صلوات


  16. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    1,899
    حضور
    3 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    39
    صلوات
    13135



    نقل قول نوشته اصلی توسط غلامعلی نوری * نمایش پست ها
    من هم به تما م موارد فوق به خواست خدا تسلط دارم
    جناب نوري در اينگونه موارد قضاوت را به كاربران هوشيار و داناي سايت بسپاريد...
    از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
    زده ام فالی و فریاد رسی می آید . . .

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود