صفحه 6 از 6 نخست ... 456
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی شخصیت ابن عربی از نگاه امام صادق (ع)

  1. #51

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    779
    حضور
    17 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1895



    شاهد دوم:
    در ابتدای فص یعقوبی ابن‌ عربی در یک تقسیم‌بندی، دین را به دو نوع تقسیم می‌کند یکی «دین عند الله» و دیگر «دین عند الخلق»؛ که البته محور اساسی دین عند الخلق، همان دین عند الله است. مشرِّعِ دینِ عند الخلق، نبی و وصی اوست که با تعبیر «من عرَّف من عرَّفه الحق‏» در عبارت حاضر بیان شده است: «الدين‏ دينان‏، دين عند اللَّه و عند منمراد، نبی‌الله است. عرَّفه الحق تعالى و منمراد، وصی و وارث باطنی و روحیِ پیغمبر، امیر‌مؤمنان علی علیه‌السلام است. عرَّف من عرفه الحق».

    حال، سؤال وارد بر منتقدان ابن‌عربی آن است که کدام عالم شیعه‌ای را یافته‌اید که در بستر و محیطی سخت و متعصب از اهل سنت بوده باشد و در عین حال اینچنین، دم از معتقدات شیعه آنهم در قسمت امامت و ولایت زده باشد!! روشن است که دو شاهد مذکور در فوق، فرمول امامتی است که متعلق به شیعه است ولی ابن‌عربی به جای آن‌که با بی‌درایتی و نپختگی دم به دم شعار ولایت و امامت امیر‌المؤمنین را در آثارش ذکر کند، به خوبی این فرمول را در کلمات و آثار خود جاسازی کرده است همچنان که قرآن نیز با رندی تمام، تنها به بیان فرمول امامت بدون آن‌که نامی از اولیاء دین آورده باشد، اکتفا کرده است؛ هرچند با توجه به شواهد ذکر شده، ابن عربی، به ندرت، اسم امیرالمؤمنین علیه السلام را نیز ذکر کرده است و در موردی سخن از دوازده معصوم به عنوان خلیفه بر حق رسول اللهصلی الله علیه و آله به میان آورده است.
    ممکن است متعصبینی که به خون معارف عرفانی تشنه‌اند این خورده را بگیرند که ابن عربی، ابوبکر و عمر و عثمان را نیز در این مقامات با حضرت علی علیه السلام هم‌شانه می‌دانسته است؛
    در پاسخ این عده، به عبارتی صریح از فتوحات استناد می‌نمایم آنجا که می‌گوید به عقیده‌ی من، لازمه تقدم در امامت(به معنای خلافت و زعامت ظاهری)، تقدم در فضل نیست (یعنی هر کس که در امامت مقدم شد، تقدم فضلی ندارد): «يموت قبل عثمان و عثمان يموت قبل علي رضي اللَّه عن جميعهم و الكل له حرمة عند اللَّه فجعل خلافة الجماعة كما وقع فقدم من علم إن أجله يسبق أجل غيره من هؤلاء الأربعة فمانافیه قدّم من قدّم منهم لكونه أكثر أهلية من المتأخر منهم في نظري»
    (فتوحات، ج4، ص 298).

    همچنین در چند موضع از فتوحات بیان داشته است که در شهود خود یافتم که چنین ترتیبی بین خلفاء، علمی و مقامی نیست. این عبارات همه، حکایت از آن دارد که اگر در ابتدا به بسترهای اهل سنتی که در آن رشد و نمو داشته، تعلقاتی داشته است اما آهسته آهسته از آن‌ها فاصله می‌گرفته است تا آنجا که به نحوی سخن رانده که گویا احادیث امام صادق‌علیه السلام را در مقابل خود گذاشته و از روی آن نگاشته است.

    ادامه دارد...



    بررسی شخصیت ابن عربی از نگاه امام صادق (ع)

  2. #52

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    779
    حضور
    17 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1895



    شاهد سوم:
    ابن‌عربی بعد از اثبات مقام «خلت»، برای حضرت ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام ، تصریح به أتم و أکمل بودن مقام «خلت علوی» از «خلت ابراهیمی» می‌کند و در مقام تبیین چنین اکملیت و اتمیتی، اینچنین گفته است: «لأن أحكام الصفات الثبوتية الإلهية ظهرت في على، عليه السلام، على سبيل التحقق و في إبراهيم على سبيل التخلق»

    همچنین، ابن‌عربی در مورد محبت و مودت اهلبیت علیهم السلام همانند یک شیعه‌ی قرن پانزدهمی معتقد است که از جمله خیانت‌هایی که در حق رسول مکرم صلی الله علیه و آله روا داشته شده، به جهت مودت اهلبیت ایشان است و در نظر وی، نباید بین مودت به شخص پیامبرصلی الله علیه و آله و مودت به اهلبیت ایشان، هیچ گونه تفاوتی اعمال شود؛ زیرا، پیامبر صلی الله علیه و آله جزئی از اهلبیت بوده و نباید بین اهلبیت در مودت، تبعیض قائل شد. «فإن الحب مانافیه تعلق إلا بالأهل لا بواحد بعينهمنظور از واحد، پیامبر ص است. فاجعل بالك و أعرف قدر أهل البيت فمن خان أهل البيت فقد خان رسول اللَّه ص و من خان ما سنه رسول اللَّه ص فقد خانه ص في سنته‏»


    حتی شیخ اعظم محی‌الدین‌بن عربی، در این محبت و مودت تا آنجا پیش رفته که دایره مودت اهل‌بیت را تا ذراری رسول اللهصلی الله علیه و آله (سادات) گسترش می‌دهد.


    وی، در شأن اهلبیت عصمت و طهارت و در مقام مقایسه‌ی اهل‌بیت و دیگران (اعم از ابوبکر و عمر)، مقام اهل بیت را بالاتر از دیگران قرار داده است تا آن‌جا که امیر المؤمنین علیه السلام را آدم اولیاء عنوان کرده است. قهرا، با این عنوان، مأخذ علم و باب معرفت و علم نبی بودن حضرت امیرعلیه السلام نیز رمز‌گشایی می‌گردد. در همین راستا، این سروده را در فتوحات نقل می‌کند: «فلا تعدل بأهل البیت خلقاً / فأهل البیت هم أهل السیادة / فبغضهم من الانسان خسر / حقیقی، و حبهم عبادة»



    پس به نص «آدم اولیاء»، علی علیه‌السلام رئیس و رأس عترت می‌باشد. همچنان که جناب سید جلال الدین آشتیانی نیز بر این مطلب اذعان دارد: «سعيد الدين فرغانى و استاد فرغانى، صدر الدين رومى قونوى و ابن عربى و تلاميذ قونوى، مثل شمس الدين ايكى و مؤيد الدين جندي و ملّا عبد الرزاق كاشانى و شرف الدين قيصرى و جمع كثيرى از محققان عرفا- شكّر اللّه مساعيهم-، امام و خليفه و جانشين واقعى حضرت ختمى مرتبت را مطابق قواعد مسلمه عرفان و تصوف و بر طبق روايات وارد از طرق محدثان عامه، عترت پيغمبر مى‏دانند» (مشارق الدراری، مقدمه آشتیانی، ص 83).

    بنابراین، اگر ادعا می‌شود ابن‌عربی بر این باور است، کسی شایسته مقام خلافتِ به حق مقام محمدی است که ویژگیِ « من صحت نسبته الیه صمنظور رسول الله صلی الله علیه و آله ظاهرا و باطنا و قد استفاضت عن النبی فی مأخذهم» را داشته باشد، این به جهت مبانی بنیادینی است که در باب امیر‌المومنین و اولاد معصومینشعلیهم السلام و الصلاة اتخاذ کرده است.

    از موارد دیگری که حکایت از هم‌گام بودن ابن‌عربی در عقاید با شیعه دارد، سخن وی پیرامون دوازده امام، خصوصا، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. وی در فتوحات بعد از ذکر نام امام دوازدهم و بیان شرایط ظهور و قیام حضرت و این‌که حتی اگر یک روز از دنیا باقی مانده باشد آنقدر طولانی می‌گردد تا خلیفه دوازدهم ظهور کند، بیان می‌دارد که ایشان، از ولد پیامبر و حضرت زهرا سلام الله علیهما است و بعد یکی پس از دیگری امامان قبل از ایشان را نام می‌برد:
    «و اعلموا أنه لا بد من خروج المهدي عليه السلام لكن لا يخرج حتى تمتلى‏ء الأرض جورا و ظلما فيملؤها قسطا و عدلا و لو لم يكن من الدنيا إلا يوم واحد طول اللّه تعالى ذلك اليوم حتى يلي ذلك الخليفة و هو من عترة رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم من ولد فاطمة رضي اللّه عنها جده الحسين بن علي بن أبي طالب و والده حسن العسكري ابن الإمام علي النقي بالنون ابن محمد التقي بالتاء ابن الإمام علي الرضا ابن الإمام‏ موسى‏ الكاظم‏ ابن الإمام جعفر الصادق ابن الإمام محمد الباقر ابن الإمام زين العابدين علي ابن الإمام الحسين ابن الإمام علي بن أبي طالب رضي اللّه‏»

    پس از آن در بحثی مستوفی، ویژگی‌های شخصیتی حضرت را ذکر کرده و در ضمن آن، برخی نشانه‌های ظاهری و صوری امام دوازدهم را نیز ذکر می‌کند. لازم به ذکر است در بیان فوق، هیچ سخنی از ابوبکر و عمر و عثمان نه در ضمن خلفای دوازده گانه و نه در خارج از ائمه دوازده گانه، به میان نیاورده است. بعلاوه، نکته حائز اهمیت، برجسته سازی عنوان «الامام» در مورد خلفای دوازده گانه است که دقیقا بر عقیده شیعه منطبق است.


    بنابر سخن فوق، بر کسانی که اندک آشنایی با عقاید اهل سنت دارند جای هیچ گونه شک و تردید باقی نخواهد ماند که جناب شیخ اعظم محیی الدین ابن عربی، در عقاید، دارای مسلک تشیع بوده است.

    قابل توجه کسانی که جناب ابن‌عربی را ناصبی می‌پندارند:

    ارادت ابن‌عربی به اولاد حضرت زهرا سلام الله علیها:
    شيخ أكبر، ابن عربى صاحب فصوص الحكم در فتوحات مكيه، مفصل در اين مسأله سخن گفته است و تصريح نموده كه اهل عصيان از سادات و شرفاى اولاد زهرا- عليها سلام اللّه تعالى- چون به حسب اصل طينت پاك و طاهرند، به عذاب آخرت مبتلا نمى‏شوند، اگر چه در دنيا به واسطه اظهار معاصى حدود شرعيه بر آنها جارى شود.


    ابن‏ عربى‏ عقيده خاصى در اولاد فاطمه‏ عليها سلام اللّه الملك العلام، دارد و آنها را به حسب طينت، به واسطه قرابت رسول اللّه، طيب و طاهر و پاك مى‏داند و عاصيان از اولاد زهرا را گناهكار صورى پنداشته و گويد: «و ان انفردت القرابة الطينية و صحّت النسبة من صورته العنصرية- صلى اللّه عليه و سلم- تخلعت النسبة الروحانية و المعنوية، فسوف يؤول إلى ذلك و لا بدّ، لأنّ الولد على كل حال، سرّ أبيه و إذا صحّت النسبة فلا بدّ أن يكون معها من أخلاقه و علومه و أحواله، سرّ معنوى. فان وقعت منهم مخالفة في الصورة الدينية الشرعية، فلا يجوز لمؤمن ان لا ينظر إليهم بنظر التعظيم و التبجيل و السيادة و ان كانوا على خلاف الشريعة ظاهرا. فقد يكون منهم اهل الابتلاء بحالة المخالفة، ثم الأحوال لا بدّ أن تحول و للحقيقة أن ترجع إلى طهارتها الاصلية و تئول، فافهم و اعلم و اعمل بذلك تعلم اسرارا في هذا المقام مكتمة و تلمح أنوارا على اهل الحجاب محرّمة. و قد استقصينا القول في ذلك في شرح مواقع النجوم و فيما ذكرنا مقنع، و اللّه يقول الحق و يهدي السبيل».

    آیا ناصبیون چنین عقایدی دارند؟!!

    نتیجه گیری:
    این‌که برخی تعریف‌ها و تمجید‌ها در مورد ابوبکر و عمر در آثار ابن‌عربی مشاهده می‌شود، یا به جهت تقیه است (که در فصول بعد بدان پرداخته خواهد شد)، و یا به جهت تعبدی که نسبت به کلام رسول‌الله مبذول می‌داشته(که در فصل گذشته ذکر آن شد)، بوده است؛ زیرا تخطی از مبنای «إني‏ مؤمن‏ بكل‏ ما جاء به صلى اللَّه عليه و سلم مما علمت و ما لم أعلم‏» برای وی کاری صعب و مستصعب بوده است. اما با این حال، در بسیاری از جاها دیده می‌شود که وی از بسترهای اهل سنت فاصله گرفته و به سمت بسترهای شیعه نزدیک شده است. البته این مواردی که به بسترهای شیعه نزدیک شده است رندی و زیرکی وی اقتضا کرده طوری قدم بردارد که اهل سنت را نیز راضی کرده باشد؛ مثلا در یک بستری که به ظاهر نزاع و ناسازگاریِ با شیعه را وانمود کرده، بحث «أسنی القربات» در باب حب اهل‌بیتعلیهم السلام را به خوبی تثبیت کرده است: «أن ذلك من أسنى القربات‏ إلى اللَّه. و كذلك هو»



    بررسی شخصیت ابن عربی از نگاه امام صادق (ع)

  3. #53

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    779
    حضور
    17 روز 7 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1895



    ابن‌عربی، در شب 17 رمضان‌المعظم 560ه.ق در شهر مرسیه (از شهرهای اَندَلُس) به دنیا آمد. پس از آن در سال 568 ه.ق به اشبلیة (از دیگر شهرهای اندلس) انتقال یافت و تا سال 598 ه.ق در همان‌جا اقامت گزید. بعد از سال 598، به بلاد مشرق مهاجرت کرده و چند سال در شهر مکه مقیم شد و در آنجا مصنفاتی از قبیل فتوحات را نگاشت. بعد از آن به بلاد روم مهاجرت کرد و بعد از ازدواج و سفرهای متعدد به حجاز و بغداد و حلب، در شهر دمشق ساکن شد و تا هنگام وفات در همان‌ جا اقامت کرده به تصانیف خود مشغول گشت. گفته شده، هنگامی که وی در سال 638، در شب جمعه‌ای وفات یافت، والی دمشق به همراه امراء و وزراء و علماء و فقرا با پای پیاده در تشییع جنازه‌اش حضور یافتند و مردم بازار به جهت اعلام تعزیت، به مدت سه روز مغازه‌های خویش را تعطیل کردند. وی در صالحیة دمشق به خاک سپرده شد.

    به لحاظ مشی مذهبی، جناب ابن‌عربی، دارای سیاستی مثال زدنی بوده است به طوری که قاضی القضاة مالکیة، نه تنها خود را مفتخر به خدمتگزاری شیخ اکبر محیی‌الدین ابن عربی می‌دانسته، بلکه دختر خویش را نیز به عقد وی در آورده بود. این در حالی است که قاضی القضاة شافعیة، شمس الدین الخوبی (قاضی القضاة دمشق)، خود را ملزم به خدمتگزاری و اطاعت از وی می‌دانسته است و همچنین، روزانه 30 درهم به نیابت از ابن‌عربی صدقه می‌داده و سپس بر مجلس او حاضر و بر صورت او نظاره می‌کرده است.

    همه این شواهد، حکایت از سه مطلب دارد: اولا، خاطر خواهی اجله‌ی مذاهب گوناگون نسبت به ابن‌عربی، نه به خاطر چشم و ابروی وی، بلکه به خاطر تعبد وی نسبت به شریعت هر یک از ائمه اهل سنت بوده است؛ ثانیا، روشن است، سرمایه‌های حدیثی که در مرأی و منظر ابن‌عربی قرار داشته، احادیث منقول از غیر شیعه بوده است و به ندرت احادیثی در مدح امیرالمؤمنین و ائمه اطهار در دست‌رس وی قرار داشته، که آن‌هم در کتب خود اهل سنت بوده است.
    در همین راستا سخن مرحوم آشتیانی مفید خواهد بود: «... او گويا مطلقاً آثار أئمه شيعه را نديده است. البته در موارد معدود كه حديثى از أئمه شيعه، عليهم السلام، آن هم از طريق عامّه نقل مى‏كند، آن چنان تجليل و تكريم مى‏كند كه آدمى گمان مى‏برد أو شيعه‏اى عالى مقام بلكه متوغل در تشيع است كه به لسان مولى الموالى سخن مى‏گويد. ناگفته نماند كه ابن عربى و اتباع او در اصول علوىّ المشرب‏اند كه «الولاية» محمدى المشرب و علوىّ المشهد است

    جناب آشتیانی در جای دیگر می‌گوید:
    «شيخ اعظم با شيعه رابطه نداشته است، از اين باب كه شيعه بيش از دو قرن به نقل حديث مشغول بود و به محتواى أحاديث مربوط به اصول عقايد اهميتى نمى‏داد. تا قبل از صدر المتألهين حتى يكى از آثار ارباب عصمت در اصول عقايد مورد تحقيق دقيق قرار نگرفته بود. اگر رابطه‏‌اى نيز بين شيعه و عامه بود، منحصر به فقه و علوم نقلى بود، چه آن كه بين بسيارى از علماى دو فرقه رابطه تعليم و تعلم فقه بر قرار بود. ناقلان و مؤلفان أحاديث شيعه، از قبيل مشايخنا العظام كلينى و صدوق و شيخنا الأقدم فقيه دانا مفيد و سيد مرتضى علم الهدى و شيخ الطائفة معروف به شيخ طوسى، در صدد تفسير روايات مربوط به عقايد بر نمى‏آمدند، و بيشتر براى فقه و اصول فقه اهميت قايل بودند، و به مباحث عقايد چنانكه بايد توجه نداشتند. فقه و اصول بر ساير علوم، از جمله اصول عقايد و تفسير، رجحان داشت. از اين رو، عرفان و حكمت الهى و تفسير و علم الحديث و غور در معانى رواياتِ محكم و متقن، كه پايه و اساس معرفت است، مهجور ماند»

    در پایان، آیا وقت آن نشده، آقایانی که دم از تشیع می زنند، به رسم مذهب تشیع، بر طبل دشنام و توهین نکوبند و از در احتیاط وارد شوند!




    بررسی شخصیت ابن عربی از نگاه امام صادق (ع)

صفحه 6 از 6 نخست ... 456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 31

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود