جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گواهی از مردگان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518

    مطلب گواهی از مردگان




    ام سله گفت :
    روزی سه كس از مشركان نزد پیامبر(ص) آمدند
    .یكی گفت : ای محمد! تو دعوی كرده ای كه از ابراهیم فاضلتری .
    ابراهیم خلیل بود و تو خلیل نه ای .
    خواجه صلی الله علیه و آله و سلم گفت : ابراهیم خلیل بود و من حبیب و صفی ام ؛ و حبیب و صفی بهتر باشد.
    دیگری گفت : تو گفتی كه از موسی بهترم . موسی كلیم بود و با حق تعالی سخن گفت و تو با حق سخن نگفتی .
    گفت : موسی سخن گفت در زمین و من وراء الحجاب، و من بر بالای هفت آسمان بر سرادق عرش با حق سخن گفت (بی حجاب (. دیگری گفت : تو گفتی كه من از عیسی بهترم . عیسی مرده زنده كرد و تو نكردی .
    خواجه صلی الله علیه و آله و سلم دست بر هم زد و گفت : یا علی ! یا علی ! در حال علی علیه السلام از در درآمد.
    گفت : ای علی ! كجا بودی ؟ در فلان خرماستان آواز تو به من رسید، بیامدم . گفت : بیا و این پیراهن نبوت من درپوش و با این سه تن به گور یوسف بن كعب شو و ما را از بهر ایشان زنده كن - تا علامت نبوت و كرامت امامت بینند.
    امیر المومنین علیه السلام پیراهن در پوشید و با ایشان رفت .
    ام سلمه گفت : من نیز از رسول اجازت خواستم و برفتم .
    شاه مردان در گورستان بقیع بر سر گور مدروس مطموس بایستاد و كلمه ای بگفت و گفت : ای صاحب گور! برخیز به فرمان حق تعالی تصدیق دعوی رسول كن . گور در جنبش آمد.

    بار دیگر بگفت : گور شكافته شد. پیری برخاست و خاك از سر خود دور می كرد.

    شاه مردان گفت : تو كیستی ؟
    گفت : منم یوسف بن كعب صاحب الاخدود، و سیصد سال است كه بمردم . این ساعت آوازی شنیدم كه ای یوسف بن كعب ! برخیز از برای تصدیق دعوی سید اولین و آخرین .

    آن مشركان به یكدیگر نگریستند و گفتند: مبادا كه قریش بدانند كه به سبب خواست ما محمد را، چنین معجز ظاهر شد. گفتند: ای علی ! بگو تا به مقام خود رود. امیر المومنین علیه السلام بفرمود، در زمان در گور خود رفت و گور بر وی راست شد.
    ..
    داستان عارفان / کاظم مقدم
    ویرایش توسط رضا : ۱۳۸۹/۰۴/۱۲ در ساعت ۱۳:۲۷
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات ها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود