صفحه 7 از 9 نخست ... 56789 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی تطبیق معاد مثالی با معاد قرآن

  1. #61

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    my sister - Pleasure
    نوشته
    193
    حضور
    8 روز 13 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    362



    نقل قول نوشته اصلی توسط غریبه آشنا نمایش پست ها
    دانشمندی استرالیایی تحقیقات طولانی و زیادی را روی این مخلوق ضعیف انجام داد. تا جایی که چیزهایی را دریافت که کسی توقعش را نداشت. او پی برد که ساختار بدن مورچه ها دارای مقدار قابل توجهی از ماده ی شیشه است.یعنی حدود 75% از غشای خارجی بدن مورچه ها را شیشه تشکیل می دهد.
    سلام برادر عزیز،احتراما این موردی که فرمودین در جرگه شایعات هستش
    http://www.irna.ir/fa/News/81621585

  2. #62

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,258
    حضور
    64 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2812



    نقل قول نوشته اصلی توسط حسام 1999 نمایش پست ها
    سلام برادر عزیز،احتراما این موردی که فرمودین در جرگه شایعات هستش
    http://www.irna.ir/fa/News/81621585
    سلام
    منظورم از اون مطلب تاکیدی به شیشه بودن بدن مورچه نبود
    در ادامه همون مطلب آمده:


    دیگر دانشمندان به تازگي كشف كردند كه بدن مورچه با اسكلت استخواني سختي پوشيده شده كه بدن ضعيفش را از هرگونه آسيبي محافظت مي كند. ولي اين پوشش استخواني در حين قراردادن آن زير فشار به راحتي خردشده و مانند يك تكه شيشه مي شكند

  3. صلوات


  4. #63

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    3,303
    حضور
    50 روز 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5140



    نقل قول نوشته اصلی توسط حسام 1999 نمایش پست ها
    الیه ترجعون چه میشود؟اگر بفرمایید به شاکله وجودی خودشان در وجود علمی، طبق اعیان ثابته میرسند،برایم جالب نیست،
    من اینطور تصور میکنم که مانند دوندگان یک مسیر،نقطه ای وجود دارد که از جهت نزدیکی هر فردی به خدا مانند پیامبر نزدیک شود،(اگر روزی وجود خدا را بپذیرم تصورم این است) تنها در این صورت است که حدیث ای پیامبر همه را برای تو و تو را برای خودم آفریدم،اگر تو نبودی دیگران را نمی آفریدم برایم جلوه مناسبی پیدا میکند،و با حدیث عارفانه اگر کافران شوق مرا برای ترک اعمالشان میدانستن بند بند وجودشان از هم میگسست،مغایرت نداشته باشد،چون هر وجودی در جهت کمالش در آن مرتبه والا قرار میگیرد
    3 حصر منطقی وجود دارد
    یا باید در مسیر معدوم شوند،که چون از روح خود دمیده بنظرم ناشدنییست
    یا باید دریک جای مسیر ایستا شوند،که با فکرم جور نمی آید
    یا باید حرکتی باشد در بینهایت،و حرکتی مثل حرکت جوهری دنیوی در آنجا باشد،که تنها در این صورت است،خلقت افرادی که عدم را بر وجودشان ترجیح میدهند،توجیه شدنیست،زیرا وجود بخشیدن، از جود خداوند است،
    سلام
    وقتی از اعیان صحبت می کنیم یعنی همه حقایق یک موجود به جهت علمی آن پس در رجوع نمی تواند برتر از آن چیزی باشد که در مقام علمی تعیین گشته بخصوص که تعیین امور در اعیان ثابته ذاتی است نه به تعیین غیر.
    از تعالیم دین و سخنان اهل معرفت چنین برمی آید که رجوع همگان تا وصول به نهایی ترین درجه کمال ادامه دارد هرچند کم و کیف این رجوع یکسان نیست.
    یا علیم


    امام خامنه ای:
    این قرن ، قرن اسلام است
    کتاب "رهاورد تجربیات نزدیک به مرگ"
    را بطور رایگان از سایت های دانلود کتاب، دانلود کنید.


  5. صلوات


  6. #64

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    3,303
    حضور
    50 روز 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5140



    نقل قول نوشته اصلی توسط غریبه آشنا نمایش پست ها
    سلام

    چون قرآن تنزیل است نباید سخنش مطابق با واقع باشد و حتما باید یک معنای متعالی تری داشته باشد؟
    من از شما سوال میکنم مگر پدیده های جسمانی آیات عینی و تنزیلی خداوند نیستند؟!
    آیا باید عینیتشان را نفی کنیم؟

    واژه ی ” يَحطِمَنَّكُم ” (شما را درهم شکنند) از “تحطیم” شکستن، ویران کردن آمده است.
    دانشمندی استرالیایی تحقیقات طولانی و زیادی را روی این مخلوق ضعیف انجام داد. تا جایی که چیزهایی را دریافت که کسی توقعش را نداشت. او پی برد که ساختار بدن مورچه ها دارای مقدار قابل توجهی از ماده ی شیشه است.یعنی حدود 75% از غشای خارجی بدن مورچه ها را شیشه تشکیل می دهد.


    خدواند از کوچکترین چیز در مورد استعمال واژه مناسب غفلت نکرده و کاملا رویکرد علمی به مسائل دارد
    چطور به معاد که میرسیم الفاظ حجیت خود را از دست میدهند؟!
    اگر آیات معاد تنزیل اند آیات درهم شکستن مورچه و مراحل شکل گیری جنین هم تنزیل اند ..چطور یکی باید مطابق با واقع باشد و دیگری خیر؟!!

    کجا ثابت شده که معاد جسمانی نیست که ما قبول کنیم آیات معاد جسمانی تنزیل معاد روحانی اند؟!

    ضمن اینکه ثابت کردیم کلام خداوند لزوما ذوقی نیست و کاملا جنبه علمی نیز دارند
    سلام
    وقتی تنزیل بودن را بپذیرید بالملازمه پذیرفته اید که مصداق آنسویی لفظ چیزی برتر و بالاتر است وگرنه تنزل معنا نمی یابد.
    مثالهایی که زدید مانند "یحطمنکم" وصف امر اخروی نیست و موضوعا از بحث ما خارج است.
    یا علیم


    امام خامنه ای:
    این قرن ، قرن اسلام است
    کتاب "رهاورد تجربیات نزدیک به مرگ"
    را بطور رایگان از سایت های دانلود کتاب، دانلود کنید.


  7. #65

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,258
    حضور
    64 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2812



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها

    سلام
    وقتی تنزیل بودن را بپذیرید بالملازمه پذیرفته اید که مصداق آنسویی لفظ چیزی برتر و بالاتر است وگرنه تنزل معنا نمی یابد.
    مثالهایی که زدید مانند "یحطمنکم" وصف امر اخروی نیست و موضوعا از بحث ما خارج است.
    یا علیم
    سلام
    بله تنزیل بودن را پذیرفته ایم بعنوان اینکه حقایقی از دنیا و آخرت بر قلب پیامبر نازل شده اما اینکه چون آخرت الآن مشهود نیست آنرا غیر مادی و از امور عقلی بدانیم نه محسوس ملازمه ای ندارد
    معنای شما از تنزیل موافق نظریه رویای رسولانه است که آیات تعبیر میخواهند نه تفسیر
    بعنوان مثال اگر خداوند گفته شیر معنایش علم است نه شیر خوردنی یا شیر جنگل

    اما با ذکر چند مثال از خود قرآن ثابت میشود که این نوع معنا برای تنزیل صحیح نیست چراکه با قبول معنای شما لازم می آید نه تنها برای آخرت بلکه برای دنیا هم واژگان مصداق عینی نداشته باشد

    ضمن اینکه اگر قرار بود هر چیز غیرمادی به جهت تنگنای فهم مخاطب توصیف جسمانی داشته باشد لازم بود خداوند از استعمال واژه روح هم امتناع کند و از حیات بعد از موت هم سخن نگوید
    درحالی که زنده بودن بعد از موت و قبل از قیامت را خداوند در مورد شهدا و حتی کفار بیان کرده (حیات روحانی) اما سیاق آیات در مورد قیامت کاملا عوض میشود و اشکال همینجاست
    اگر اشکال نپذیرفتن معاد روحانی فهم مخاطب باشد برزخ و قبل از قیامت هم مشمولش میشود ولی میبینید که نشده
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۶/۱۰/۲۱ در ساعت ۲۰:۰۸

  8. صلوات


  9. #66

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    3,303
    حضور
    50 روز 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5140



    نقل قول نوشته اصلی توسط غریبه آشنا نمایش پست ها
    سلام
    بله تنزیل بودن را پذیرفته ایم بعنوان اینکه حقایقی از دنیا و آخرت بر قلب پیامبر نازل شده اما اینکه چون آخرت الآن مشهود نیست آنرا غیر مادی و از امور عقلی بدانیم نه محسوس ملازمه ای ندارد
    معنای شما از تنزیل موافق نظریه رویای رسولانه است که آیات تعبیر میخواهند نه تفسیر
    بعنوان مثال اگر خداوند گفته شیر معنایش علم است نه شیر خوردنی یا شیر جنگل

    اما با ذکر چند مثال از خود قرآن ثابت میشود که این نوع معنا برای تنزیل صحیح نیست چراکه با قبول معنای شما لازم می آید نه تنها برای آخرت بلکه برای دنیا هم واژگان مصداق عینی نداشته باشد

    ضمن اینکه اگر قرار بود هر چیز غیرمادی به جهت تنگنای فهم مخاطب توصیف جسمانی داشته باشد لازم بود خداوند از استعمال واژه روح هم امتناع کند و از حیات بعد از موت هم سخن نگوید
    درحالی که زنده بودن بعد از موت و قبل از قیامت را خداوند در مورد شهدا و حتی کفار بیان کرده (حیات روحانی) اما سیاق آیات در مورد قیامت کاملا عوض میشود و اشکال همینجاست
    اگر اشکال نپذیرفتن معاد روحانی فهم مخاطب باشد برزخ و قبل از قیامت هم مشمولش میشود ولی میبینید که نشده
    سلام
    مساله رویای رسولانه را ما فی الجمله رد می کنیم یعنی قائل به رویابودن وحی نیستیم. اما قائل هستیم که امور معنوی و اخروی را نمی توان با الفاظ اینسویی توصیف مگر به مناسبتی اندک که همین اندازه هم کافی است چون چاره ای دیگر نیست. مثل نسبت نور به خداوند که نور عادی را در اذهان متبادر می سازد.
    دیگر اینکه بارها در مباحث تاکید کرده ایم که آنچه از وحی به نگاه متفاوت نیاز دارد اخبار از غیب است هرچند امور ظاهری هم باطن و غیبی دارند اما فی الجمله مفاهیم مربوط به جنبه ظاهری آنها قابل قبول است .
    و آخر اینکه سخن گفتن از برزخ به کمک همان اندک مناسب هایی است که در توصیف امور اخروی هم مورد استفاده قرار می گیرد. آیات مصرح قرآن در مورد برزخ یکی بیشتر نیست و الباقی به نحو اشاره اند و این خود نشان از رعایت اصل "ظرفیت فهم مخاطب" است. چه اینکه عرب جاهلی باوری به حیات پس از مرگ نداشته است لذا عمده بحث روی معادی رفته که منتهای فهم او از رجوع الی الله است.
    برخی از روایات نشان می دهد فهم عموم مسلمین از حیات پس از مرگ و برزخ بسیار ناچیز بوده مثلا امام ع درباره نظر مردم در خصوص مرگ از یکی از یاران سوال می کند و او جواب می دهد مردم می گویند: خداوند ارواح مسلمین را در چینه دان پرنده ای تا روز قیامت قرار می دهد و امام آنرا کاملا رد می کند.اینها افکار و اندیشه عام مسلمین در مورد حیات پس از مرگ بوده است.
    شاهد دیگر اینکه شما اگر با برادران اهل سنت بحث کنید آنها قائل به حیات پس از مرگ نیستند لذا وقتی با قرآن با آنها محاجه می کنی آن مورد را اختصاصی قلمداد می کنند مثلا حیات پس از مرگ را خاص شهدا می دانند و غیر شهدا را زنده نمی دانند. آنها عموما فکرشان این است که انسان بعد مرگ نابود می شود و در معاد جسمانی کذایی به حیات باز می گردد.
    این تصور ما از نشر معارف معنوی در میان مسلمین با نظر به معارف غنی شیعه است که قرنها مورد بی اعتنایی عموم مسلمین بوده است. مقصود اینکه باورهای عموم مسلمین در مورد مرگ و برزخ و قیامت در طی قرنهای متمادی ، چیزی جز ماده محوری نبوده و بلکه هنوز هم غیر این نیست. پس اینکه می فرمایید در معارف دینی سخن از امور معنوی مانند برزخ به سادگی آمده در حالی که امور غیبی و معنوی بوده اند کاملا مخدوش است چرا که اگر این سخنان که به زعم شما سخن از امر معنوی است به همان نحو فهمیده می شد الان باور مسلمین در مورد حیات پس از مرگ این نبود.
    نتیجه اینکه قرآن بلکه روایات تا حد امکان رعایت فهم مخاطب کرده اند و اگر در برخی مذاهب اسلامی و بلکه برخی اندیشمندان ازآن مذاهب مساله عالم معنا و غیب به این نحو گسترده مورد موافقت قرار گرفته امری نادر است. اینها کسانی اند که با بالاتر رفتن از فهم های عادی حقایقی را یافته اند که عموم آنرا انکار می کنند.
    یا علیم

    ویرایش توسط محی الدین : ۱۳۹۶/۱۰/۲۳ در ساعت ۱۰:۲۱

    امام خامنه ای:
    این قرن ، قرن اسلام است
    کتاب "رهاورد تجربیات نزدیک به مرگ"
    را بطور رایگان از سایت های دانلود کتاب، دانلود کنید.


  10. صلوات


  11. #67

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,428
    حضور
    152 روز 6 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    6309



    درحالی که زنده بودن بعد از موت و قبل از قیامت را خداوند در مورد شهدا و حتی کفار بیان کرده (حیات روحانی) اما سیاق آیات در مورد قیامت کاملا عوض میشود و اشکال همینجاست
    سلام علیکم

    اگر برایتان مقدور است این تغئیر سیاق رو مثالی برایش بیاورید و شرحی بدهید .

  12. #68

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,258
    حضور
    64 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2812



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها

    سلام
    مساله رویای رسولانه را ما فی الجمله رد می کنیم یعنی قائل به رویابودن وحی نیستیم. اما قائل هستیم که امور معنوی و اخروی را نمی توان با الفاظ اینسویی توصیف مگر به مناسبتی اندک که همین اندازه هم کافی است چون چاره ای دیگر نیست. مثل نسبت نور به خداوند که نور عادی را در اذهان متبادر می سازد.
    دیگر اینکه بارها در مباحث تاکید کرده ایم که آنچه از وحی به نگاه متفاوت نیاز دارد اخبار از غیب است هرچند امور ظاهری هم باطن و غیبی دارند اما فی الجمله مفاهیم مربوط به جنبه ظاهری آنها قابل قبول است .
    و آخر اینکه سخن گفتن از برزخ به کمک همان اندک مناسب هایی است که در توصیف امور اخروی هم مورد استفاده قرار می گیرد. آیات مصرح قرآن در مورد برزخ یکی بیشتر نیست و الباقی به نحو اشاره اند و این خود نشان از رعایت اصل "ظرفیت فهم مخاطب" است. چه اینکه عرب جاهلی باوری به حیات پس از مرگ نداشته است لذا عمده بحث روی معادی رفته که منتهای فهم او از رجوع الی الله است.
    برخی از روایات نشان می دهد فهم عموم مسلمین از حیات پس از مرگ و برزخ بسیار ناچیز بوده مثلا امام ع درباره نظر مردم در خصوص مرگ از یکی از یاران سوال می کند و او جواب می دهد مردم می گویند: خداوند ارواح مسلمین را در چینه دان پرنده ای تا روز قیامت قرار می دهد و امام آنرا کاملا رد می کند.اینها افکار و اندیشه عام مسلمین در مورد حیات پس از مرگ بوده است.
    شاهد دیگر اینکه شما اگر با برادران اهل سنت بحث کنید آنها قائل به حیات پس از مرگ نیستند لذا وقتی با قرآن با آنها محاجه می کنی آن مورد را اختصاصی قلمداد می کنند مثلا حیات پس از مرگ را خاص شهدا می دانند و غیر شهدا را زنده نمی دانند. آنها عموما فکرشان این است که انسان بعد مرگ نابود می شود و در معاد جسمانی کذایی به حیات باز می گردد.
    این تصور ما از نشر معارف معنوی در میان مسلمین با نظر به معارف غنی شیعه است که قرنها مورد بی اعتنایی عموم مسلمین بوده است. مقصود اینکه باورهای عموم مسلمین در مورد مرگ و برزخ و قیامت در طی قرنهای متمادی ، چیزی جز ماده محوری نبوده و بلکه هنوز هم غیر این نیست. پس اینکه می فرمایید در معارف دینی سخن از امور معنوی مانند برزخ به سادگی آمده در حالی که امور غیبی و معنوی بوده اند کاملا مخدوش است چرا که اگر این سخنان که به زعم شما سخن از امر معنوی است به همان نحو فهمیده می شد الان باور مسلمین در مورد حیات پس از مرگ این نبود.
    نتیجه اینکه قرآن بلکه روایات تا حد امکان رعایت فهم مخاطب کرده اند و اگر در برخی مذاهب اسلامی و بلکه برخی اندیشمندان ازآن مذاهب مساله عالم معنا و غیب به این نحو گسترده مورد موافقت قرار گرفته امری نادر است. اینها کسانی اند که با بالاتر رفتن از فهم های عادی حقایقی را یافته اند که عموم آنرا انکار می کنند.
    یا علیم
    سلام

    ۱- اینکه سنی مذهب ها به روح اعتقاد ندارند(اگر ثابت شود) مربوط به صدر اسلام و احادیث امامان نیست...مشکل انحراف مذهب و علمای خودشونه
    مگر عوام مردم ما و دیگر ادیان به روح اعتقاد ندارند؟
    اسنادی وجود دارد که حتی قبل از اسلام هم اعتقاد به عالم ارواح وجود داشته


    ۲-همان اشارات کوتاه به حیات پس از مرگ که در قرآن آمده..ملازمه بین نظریه معاد روحانی، تنزیلی بودن آیات و ناگزیر بودن از بیان تمثیلی را رد میکند
    و کوتاه بودن آن آیات میتواند به موقتی بودن عالم برزخ مربوط باشد نه عدم فهم مخاطب
    و در حدیث هم داریم که برخی اصلا در برزخ حالت بیهوشی دارند و به آن معنا حیاتی ندارند
    ضمن اینکه منطقی به نظر نمیرسد که اگر معاد روحانی است و مخاطب عدم درک دارد...معاد جسمانی را تفصیل دهیم..تفصیل چرا؟!!
    تا جایی که خورشید را هم خاموش کنیم و عالم را بهم بریزیم!! اینها واقعا ضرورت نداشت و ربطی به معاد روحانی ندارد



    ۳-حدیث داریم و در قرآن هم فکر کنم اشاره شده که نعمت هایی در بهشت است که قابل تصور نیست!
    معلوم میشه مابقی توصیف ها دلالت تصوری دارند


    ۴-رجوع الی الله را چند حالت میتوان برایش متصور شد
    الف- رجوع جسمانی و مکانی
    ب- رجوع به معنای بازگشت به مبدا(روحانی)
    پ-رجوع به معنای تجسم اعمال
    مورد الف که صحیح نیست
    مورد ب با بخشی از آیات همخوانی دارد (آیات حشر) اما با آیات نشر که به معنای پهن شدن آنچه که جمع شده همخوانی ندارد.(صرف نظر از تاویل اون بخش از آیات)

    و اما مورد پ
    با معاد جسمانی و هیچ کدام از آیات قرآن تضاد ندارد
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۶/۱۰/۲۳ در ساعت ۱۸:۲۸

  13. #69

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,258
    حضور
    64 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2812



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاتح نمایش پست ها
    سلام علیکم

    اگر برایتان مقدور است این تغئیر سیاق رو مثالی برایش بیاورید و شرحی بدهید .
    سلام برادر

    بحث این بود که معاد جسمانی از نظر جناب محی الدین یک بیان ناگزیری به جهت عدم فهم مخاطب است
    و بنده با اشاره به آیاتی که حکایت از حیات بدون جسم دنیایی دارند این مطلب را رد کردم

    با قبول حیات بدون جسم خاکی بعد از موت...منطقی به نظر نمیرسد که بیان قرآن در مورد قیامت و حشر انسان به کلی عوض شود و معاد جسمانی با دها مثال تفصیل داده شود تا جایی که عالم را بهم بریزیم و خورشید را خاموش کنیم
    اگر سیر انسان فقط یک سیر از پایین به بالاست
    بلاغت و ساده گویی آیات در مورد قیامت زیر سواله

    برزخ یک حیات موقتی است و طبق برخی احادیث اصلا برخی در آن بیهوش هستند و درکش نمیکنند
    ضمن اینکه در مورد برزخ در قرآن صحبت خاصی نشده و در بعضی آیات اصلا به حساب نیامده

    《شما از زمین آفریده شدید و به آن باز میگردید و دوباره از آن خارج میشوید》
    در این آیه حیات انسان مستقیما به بدن خاکی او نسبت داده شده
    در حالی که لازمه معاد روحانی این است که گفته شود:
    شما در زمین آفریده شدید و با مرگ به سوی ما رجعت میکنید

  14. صلوات


  15. #70

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    2,428
    حضور
    152 روز 6 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    131
    آپلود
    6
    گالری
    8
    صلوات
    6309



    و علیکم السلام و رحمه الله

    کد:
    بنده با اشاره به آیاتی که حکایت از حیات بدون جسم دنیایی دارند این مطلب را رد کردم
    اغلب قریب به اتفاق متکلمان و حکما مسلمان حیات بدون جسم را مردود میدانند . روح را همگام با حدوث جسم یا نهایتا پس از استکمال صورت جسمانی در رحم ، حادث میشمرند یعنی معتقد به جسمانیته الحدوث و روحانیت البقا هستند .
    فرمایش شما روحانیه الحدوث است . بنده آیه ای را که تصریح بر آن داشته باشد ندیدم

    در آیات نحل ۳۲ و نسا ۹۷ گفت و شنود ملائکه با روح منوفی آمده که در حیات برزخی و مجرد غیر تام اند .
    همچنین در روایاتی از اقوال و احوالشان آمده مثل فرمایش امام کاظم که میفرمایند مومنان به دیدار بازماندگان می آیند در نوبت های متوالی و کوتاهی و بلندی آن به منزلت معنوی آنهاست ( کافی ج۳ص۲۳۱)
    از امام صادق علیه السلام در مورد خشنودی اموات از طلب بخشش و رحمت بازماندگان (محجه البیضا فیض کاشانی ) و همچنین احوال شهدا که در قرآن کریم آمده که ساکنان برزخ اند .

    در مورد رستاخیز که مرحله بعد این حائل ( برزخ ) است روح مجرد مثالی به جسمش منضم میشود . این شرایط منفاوت از حالت قبل یعنی تجرد مثالی بدون جسم است .
    ویرایش توسط فاتح : ۱۳۹۶/۱۰/۲۳ در ساعت ۱۸:۱۹

صفحه 7 از 9 نخست ... 56789 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۱۰/۰۷, ۱۱:۲۴ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود