صفحه 6 از 9 نخست ... 45678 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی تطبیق معاد مثالی با معاد قرآن

  1. #51

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,258
    حضور
    64 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2812



    نقل قول نوشته اصلی توسط حسام 1999 نمایش پست ها
    سلام برادر جان،
    اگه آخرت بدن زمینیه؛
    با ایراد آکل و ماکول چه میکنید؟
    بدن من،قسمت زیادی از افراد مرده رو در پی داره،و این جابه جایی جرم هستش،اگه همه اجرام که وجود داشتن با همین ،مواد دوباره در قیامت بیایند،عملا نشدنیه
    البته منم،برداشتی که میکنم بدن زمینیه از آیه!
    سلام

    هرچند که معاد جسمانی معنای زنده شدن مجدد در دنیا نیست
    اما شبهه آکل و ماکول حداقل متوجه رجعت برخی در دنیا هست که تعقل در یک آیه میتواند راهگشا باشد

    آیه ای که میگوید آیا خلقت اولیه خود را فراموش کردید؟
    آیا ما جز ابدان پدران و اجدادمان بودیم یا نبودیم ؟ آیا منحصر به فرد و مجزا از دیگران بودیم یا نبودیم در هر حالتی؟ و آیا با تولد ما خاکی از زمین کم شد که ما نگران کسری خاک در معاد باشیم؟
    شما همین حالت آفرینش اول را بدون اسباب دنیایی آن و بدون اینکه تناسخ لازم بیاید را در آفرینش دوم تصور کنید موضوع کاملا حل است . از این جهت میگویم بدون تناسخ که زنده شدن مرده با تمام فعلیتش ممکن است و انبیا انجام داده اند

    و اما در مورد معاد جسمانی مثل هر فرضیه علمی که ابتدا با تصور و تخیل چگونگی آن صورت گرفته..میتوان تصور کرد که بدن ما بواسطه اعمالمون حامل انرژی های مادی دیگر هست که تا لحظه آخر عمر از انسان ساطع میشود که در انرژی های معمولی جهان مستهلک نمی شود که منشاء بدنی جدید در فصل جدیدی از جهان هستی میگردد
    توجه داشته باشید که در علم جدید انرژی هم مادی است اما ماده غیر فشرده
    یک مثال ساده:
    انرژی های خورشید می آید و در زمین به گیاه و میوه مبدل میشود
    همین مسئله رو در یک مقیاس کلی تر در مورد بدن اخروی میتوان تصور کرد و بعید ندانست
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۶/۱۰/۱۹ در ساعت ۲۱:۲۴

  2. صلوات


  3. #52

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    3,303
    حضور
    49 روز 23 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5139



    نقل قول نوشته اصلی توسط غریبه آشنا نمایش پست ها
    از نظر شما بله
    اما در نظر امثال شیخ زنوزی ها که فیلسوف نیز بوده اند آیات معاد جسمانی و روایات آنقدر صراحت داشته که از نظر امثال ملاصدرا عبور کنند
    سلام
    حکیم علی زنوزی ابتکاری در بحث معاد جسمانی ارائه کرد که به نظر حقیر برمبنای برخی روایات است. ایشان گفت بجای اینکه بگوییم در قیامت روح می آید و به جسم ملحق می شود می گوییم جسم ارتقاء می یابد و به روح می پیوندد. این ابتکار حکیم زنوزی چیزی را در بحث معاد روحانی تغییر نمی دهد جز اینکه قائل است در معاد کلی عالم مادی، جسم به روح می پیوندد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط غریبه آشنا نمایش پست ها
    آیه اولی را که آوردم در مورد خارج شدن دوباره از زمین خیلی واضح حیات انسان را در دنیا و آخرت به بدن خاکی و زمینی او نسبت داده که برای شما راهی عملا جز تفسیر این آیه به معاد نوعی نگذاشت
    معاد نوعی یک راه حل برای معاد جسمانی و مسائل آن نیست بلکه یک واقعیت است که برخی اهل دانش و معرفت بدان ملتفت گشته و روایات هم موید آن است.

    یک نکته مهم در بحث معاد روحانی این است که اساسا انسان وقتی چیزی را نتواند بفهمد یا بفهمد اما نتواند با آن ارتباطی برقرار کند معمولا تصورش در مورد آن موضوع این است که آن چیز موهوم است.
    ما وقتی بحث معاد روحانی را مطرح می کنیم در دو مرحله با این مشکل روبرو هستیم. یا طرف بحث نمی تواند معاد روحانی را آنطور که هست بفهمد یا تا اندازه ای می فهمد اما نمی تواند هیچ ارتباطی درونی با آن برقرار کند و این نتیجه رسوخ اصاله الماده در افراد است. انسانها چون در این مرحله فرزند ماده و جسم هستند برایشان حقیقت و واقعیت تنها چیزی است که مادی و جسمانی باشد تا جایی که ممکن است در ضمیر ناخودآگاه خود ، خدا را هم مادی بدانند. برای آنها یک چیز یا جسمانی هست یا اصلا وجود ندارد. این مساله بیشتر یک مساله روانی است تا یک مساله فکری و اعتقادی. لذا وقتی می گویی منظور از زوج در آخرت این همسر کذایی نیست بطور کلی ارزش زوج آخرتی در نظرش محو می شود. اگر بگویی غذای اخروی ذکر و یاد حق تعالی است آن خوردن و آشامیدن روحانی بی نظیر، برایش بی ارزش و بی محتوا خواهد بود. او فقط چیزی را می تواند بپذیرد که تعین مادی و جسمانی داشته باشد. اولیاء الهی به این حقیقت متفطن بودند لذا از طرح و بسط معاد روحانی ابا داشتند و حقایق آنسویی را در قالب فهم و تمایل اینسویی افراد مطرح می کردند هرچند برای الفاظ و عبارات ایشان تاویلات اخروی صحیحی مطابق با واقعیات آنجا وجود دارد لذا کلامشان از لغو و کذب نیز مبراست.
    یا علیم

    ویرایش توسط محی الدین : ۱۳۹۶/۱۰/۲۰ در ساعت ۰۹:۴۰

    امام خامنه ای:
    این قرن ، قرن اسلام است
    کتاب "رهاورد تجربیات نزدیک به مرگ"
    را بطور رایگان از سایت های دانلود کتاب، دانلود کنید.


  4. صلوات


  5. #53

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    3,303
    حضور
    49 روز 23 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5139



    نقل قول نوشته اصلی توسط حسام 1999 نمایش پست ها
    سلام برادر جان،متوجه رجوع به مبدا نمیشوم!
    شبیه یک حرکت دایره ای یا 360 درجه هستش! اگه در ابتدا صاحب کمالات بودیم ،و در مبدا بودیم،چه نیازیه ی مسیر رو طی کنیم تا برگردیم جایی که بودیم؟
    با سلام
    انسان در قوس نزول ابتداءا وجودی علمی دارد در مقام واحدیت پس برای او در آن مرتبه تعینی نیست لذا برای تحقق خارجی و عینی باید در مراتب نازل شود تا به مرتبه ماده برسد و دارایی های ذاتی خود را نشان بدهد؛ پس از این باز می گردد اما نه با یک وجود علمی بلکه وجودی عینی لذا ابتدا و انتهای ما به جهت اجمال و تفصیل و علمی بودن و عینی بودن تفاوت دارد و این تفاوت بسیار است مثل تفاوت دانه و درخت است.
    یا علیم

    ویرایش توسط محی الدین : ۱۳۹۶/۱۰/۲۰ در ساعت ۰۹:۴۵

    امام خامنه ای:
    این قرن ، قرن اسلام است
    کتاب "رهاورد تجربیات نزدیک به مرگ"
    را بطور رایگان از سایت های دانلود کتاب، دانلود کنید.


  6. صلوات


  7. #54

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    my sister - Pleasure
    نوشته
    193
    حضور
    8 روز 13 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    362



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    با سلام
    انسان در قوس نزول ابتداءا وجودی علمی دارد در مقام واحدیت پس برای او در آن مرتبه تعینی نیست لذا برای تحقق خارجی و عینی باید در مراتب نازل شود تا به مرتبه ماده برسد و دارایی های ذاتی خود را نشان بدهد؛ پس از این باز می گردد اما نه با یک وجود علمی بلکه وجودی عینی لذا ابتدا و انتهای ما به جهت اجمال و تفصیل و علمی بودن و عینی بودن تفاوت دارد و این تفاوت بسیار است مثل تفاوت دانه و درخت است.
    یا علیم
    سلام ممنون،
    در مقام والا و عالیه فنا
    لذتِ آدمی مطرح است؟اگر کثرتی نباشد،درک متعددی وجود ندارد،درک متعددی نباشد نهایت پیامبر و هیتلر باید یکی شود؟اگر نشود دیگر واحدیت چه معنی دارد؟
    در نهایت اینکه چون صفات خدا عین ذاتش است،(خطبه اول نهج البلاغه رو دیده ام) در ذات کثرت داریم؟مثالی عرض کنم،گفته میشود خدا با رحمانیتش برخورد میکند و نه عدالتش،خب بین صفات تفاوت وجود دارد که باعث تمایز و کثرت است،چون در سایر وحدت ووجودی ها مثل زنوفان واسپینوزا و... صفات سلب میشود دیگه کثرتی در کار نیست!یا اینکه سایر صفات خدا منتقم ذوالشدید وعادل .. منبعث هستن از یک صفت مانند رحمان،که در مراتب مختلف جلوه متفاوتی میگیرد؟

  8. #55

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,258
    حضور
    64 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2812



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها

    یک نکته مهم در بحث معاد روحانی این است که اساسا انسان وقتی چیزی را نتواند بفهمد یا بفهمد اما نتواند با آن ارتباطی برقرار کند معمولا تصورش در مورد آن موضوع این است که آن چیز موهوم است.
    ما وقتی بحث معاد روحانی را مطرح می کنیم در دو مرحله با این مشکل روبرو هستیم. یا طرف بحث نمی تواند معاد روحانی را آنطور که هست بفهمد یا تا اندازه ای می فهمد اما نمی تواند هیچ ارتباطی درونی با آن برقرار کند و این نتیجه رسوخ اصاله الماده در افراد است. انسانها چون در این مرحله فرزند ماده و جسم هستند برایشان حقیقت و واقعیت تنها چیزی است که مادی و جسمانی باشد تا جایی که ممکن است در ضمیر ناخودآگاه خود ، خدا را هم مادی بدانند. برای آنها یک چیز یا جسمانی هست یا اصلا وجود ندارد. این مساله بیشتر یک مساله روانی است تا یک مساله فکری و اعتقادی. لذا وقتی می گویی منظور از زوج در آخرت این همسر کذایی نیست بطور کلی ارزش زوج آخرتی در نظرش محو می شود. اگر بگویی غذای اخروی ذکر و یاد حق تعالی است آن خوردن و آشامیدن روحانی بی نظیر، برایش بی ارزش و بی محتوا خواهد بود. او فقط چیزی را می تواند بپذیرد که تعین مادی و جسمانی داشته باشد. اولیاء الهی به این حقیقت متفطن بودند لذا از طرح و بسط معاد روحانی ابا داشتند و حقایق آنسویی را در قالب فهم و تمایل اینسویی افراد مطرح می کردند هرچند برای الفاظ و عبارات ایشان تاویلات اخروی صحیحی مطابق با واقعیات آنجا وجود دارد لذا کلامشان از لغو و کذب نیز مبراست.
    یا علیم[/SIZE][/COLOR][/FONT]
    سلام
    اینکه حقایق آنسویی در قالب فهم اینسویی درآمده اشکال اغراء به جهل دارد
    همانطور که صحیح نیست خداوند را جسم بدانیم صحیح هم نیست که معاد اگر روحانی است جسمانی بدانیم
    پس آیات معاد جسمانی میشود عین گمراهی

    اگر خداوند متکلمی حکیم است برفرض تنگنای فهم مخاطب و قبول معاد روحانی..میبایست معاد مثالی را طرح کند نه معاد جسمانی و زنده شدن مردگان را
    اینطوری هم معاد روحانی ثابت میشد و هم درک مخاطب تامین میگردید
    ولی نیست چنین چیزی در قرآن برادر
    اصلا صحبت اُنس با ماده نیست حداقل بنده به شخصه تعصبی ندارم روی معاد جسمانی
    مشکلم فقط عدم تطابق آیات است که راه نمیدند به معاد روحانی..مگر اینکه از منزلت قرآن بکاهیم و امثال نظریه رویای رسولانه را بپذیریم

  9. صلوات


  10. #56

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    3,303
    حضور
    49 روز 23 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5139



    نقل قول نوشته اصلی توسط حسام 1999 نمایش پست ها
    لذتِ آدمی مطرح است؟اگر کثرتی نباشد،درک متعددی وجود ندارد،درک متعددی نباشد نهایت پیامبر و هیتلر باید یکی شود؟اگر نشود دیگر واحدیت چه معنی دارد؟
    سلام
    بازگشت به مقام احدیت و واحدیت اولا برای عموم بسیار طولانی است ثانیا با بازگشت، مراتب نازله مانند وجود برزخی منتفی نیست بلکه به اندک توجهی می تواند به آنها رجوع کند ثالثا تکثر فقط در مقامات بسیار بالا منتفی می شود و در آن مقامات اصلا من و تو و ایشان مطرح نیست که حرفی از یکی شدن باشد. مثل اینکه بگوییم در مقام آب، اکسیژن و هیدروژن معنا ندارد یا بالعکس


    نقل قول نوشته اصلی توسط حسام 1999 نمایش پست ها
    در نهایت اینکه چون صفات خدا عین ذاتش است،(خطبه اول نهج البلاغه رو دیده ام) در ذات کثرت داریم؟مثالی عرض کنم،گفته میشود خدا با رحمانیتش برخورد میکند و نه عدالتش،خب بین صفات تفاوت وجود دارد که باعث تمایز و کثرت است،چون در سایر وحدت ووجودی ها مثل زنوفان واسپینوزا و... صف ات سلب میشود دیگه کثرتی در کار نیست!یا اینکه سایر صفات خدا منتقم ذوالشدید وعادل .. منبعث هستن از یک صفت مانند رحمان،که در مراتب مختلف جلوه متفاوتی میگیرد؟
    صفات ذات با صفات فعل به اعتباری متفاوت اند. آنچه که عین ذات است صفات ذات است. اهل فن می گویند صفات در مقام ذات مندمج است نه اینکه ذات خالی از صفات باشد.
    تفاوت مقام ذات با مقام اسماء مانند تفاوت نور بسیط با وقتی است که از منشور منعکس می شود ؟ تقریبا یک چنین چیزی!
    یا علیم


    امام خامنه ای:
    این قرن ، قرن اسلام است
    کتاب "رهاورد تجربیات نزدیک به مرگ"
    را بطور رایگان از سایت های دانلود کتاب، دانلود کنید.


  11. صلوات


  12. #57

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    3,303
    حضور
    49 روز 23 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5139



    نقل قول نوشته اصلی توسط غریبه آشنا نمایش پست ها
    ینکه حقایق آنسویی در قالب فهم اینسویی درآمده اشکال اغراء به جهل دارد
    همانطور که صحیح نیست خداوند را جسم بدانیم صحیح هم نیست که معاد اگر روحانی است جسمانی بدانیم
    پس آیات معاد جسمانی میشود عین گمراهی
    سلام
    اغراء به جهل در جایی است که فرد را به خلاف واقعیت اخبار دهیم نه به نازل تر از واقعیت. اخبار از حقایق فوق تصور ماورایی به امور قابل فهم اینسویی که البته یک مناسبت وجودی هم با آن حقایق دارند اغراء به جهل نیست چون وقتی فرد با این اخبار و هدایت به اصل موضوع می رسد آنرا بسیار بسیار برتر و بالاتر از آنچه تصور می کرد می یابد لذا نه تنها شکوائیه ای ندارد بلکه بسیار مشعوف است که همچون موسی ع به طلب آتشی آمد اما به نور نبوت رسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط غریبه آشنا نمایش پست ها
    اگر خداوند متکلمی حکیم است برفرض تنگنای فهم مخاطب و قبول معاد روحانی..میبایست معاد مثالی را طرح کند نه معاد جسمانی و زنده شدن مردگان را
    اینطوری هم معاد روحانی ثابت میشد و هم درک مخاطب تامین میگردید
    ولی نیست چنین چیزی در قرآن برادر
    شما باید منطقی باشید نه احساسی. وقتی خود عالم ماده تصویری ناچیز از حقایق عالم بالاست چطور سخن گفتن که از ابزار اینسویی است برتر از اصل خود باشد؟
    بعدم بارها و بارها خدای متعال در مورد قرآن که کلام خود اوست فرمود : نحن نزلنا الذکر ، انا انزلنا بلکه نام قرآن را تنزیل گذاشت . حال چه کند که همین تنزیل را هم به تصور مادی خود فرود آمدن از آسمان کذایی می پندارند؟ بازهم گفت ما تیسیر کردیم آسان کردیم که بتوانید بفهمید. اما شما اصرار دارید الفاظ قرآن در مورد حقایق آنسویی مطابق با مفاهیم اینسویی آنهاست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط غریبه آشنا نمایش پست ها
    اصلا صحبت اُنس با ماده نیست حداقل بنده به شخصه تعصبی ندارم روی معاد جسمانی
    مشکلم فقط عدم تطابق آیات است که راه نمیدند به معاد روحانی..مگر اینکه از منزلت قرآن بکاهیم و امثال نظریه رویای رسولانه را بپذیریم
    آنانکه از خدا هدایت طلب اند خداوند هدایتشان کند.
    یا علیم


    امام خامنه ای:
    این قرن ، قرن اسلام است
    کتاب "رهاورد تجربیات نزدیک به مرگ"
    را بطور رایگان از سایت های دانلود کتاب، دانلود کنید.


  13. #58

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    my sister - Pleasure
    نوشته
    193
    حضور
    8 روز 13 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    362



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    اهل فن می گویند صفات در مقام ذات مندمج است نه اینکه ذات خالی از صفات باشد.
    سلام ممنون
    منظور اهل فن علی الظاهر توحید صمدی برداشت میشود از مندمج و توپر بودن،
    اما ایراداتی را پیش می آورد اسپینوزا ،که آیاتی از قرآن در اینجا استعاذه خوبی دارد
    1. وَ لَمْ یکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ: چیزى شبیه او نمى‏باشد. 2. لَیسَ کَمِثْلِهِ شَی‏ءٌ: هیچ چیز مانند او نیست.
    3. فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ إِنَّ اللَّهَ یعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ: پس، براى خدا امثال (و شبیه‏ها) قائل نشوید! خدا مى‏داند، و شما نمى‏دانید.
    البته برداشت من از این آیات افراطی ترین برداشت ممکن است،مانند سخن زنوفان در برابر خدایان،
    برداشت معمولی که وجود دارد،صفات اکمل و کامل است،مثلا خدا در صفات ،مقام یک نقاش چیره دست را در برابر یک نقاش مبتدی که انسان است دارد(با این تمایز که آن مبتدی از خود چیزی ندارد)
    اما برداشت من اینست،چه در جهت وجود چه در جهت عدم،و چه در هر جهتی که به ذهن آدم میرسد،و چه صفاتی که به ذهن نمیرسد،خداوند با آن متفاوت است
    و بنظرم با این حدیث که انسان را خداوند بر صورت خود آفرید مغایرتی هم ندارد،
    اما برداشت دیگرم همان مثال خوبتان است،که آن نور واحد همان صفتی مانند رحمن هستش،که با تجزیه نورهای مختلفی مانند منتقم و... را در بر دارد


    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    بازگشت به مقام احدیت و واحدیت اولا برای عموم بسیار طولانی
    الیه ترجعون چه میشود؟اگر بفرمایید به شاکله وجودی خودشان در وجود علمی، طبق اعیان ثابته میرسند،برایم جالب نیست،
    من اینطور تصور میکنم که مانند دوندگان یک مسیر،نقطه ای وجود دارد که از جهت نزدیکی هر فردی به خدا مانند پیامبر نزدیک شود،(اگر روزی وجود خدا را بپذیرم تصورم این است) تنها در این صورت است که حدیث ای پیامبر همه را برای تو و تو را برای خودم آفریدم،اگر تو نبودی دیگران را نمی آفریدم برایم جلوه مناسبی پیدا میکند،و با حدیث عارفانه اگر کافران شوق مرا برای ترک اعمالشان میدانستن بند بند وجودشان از هم میگسست،مغایرت نداشته باشد،چون هر وجودی در جهت کمالش در آن مرتبه والا قرار میگیرد
    3 حصر منطقی وجود دارد
    یا باید در مسیر معدوم شوند،که چون از روح خود دمیده بنظرم ناشدنییست
    یا باید دریک جای مسیر ایستا شوند،که با فکرم جور نمی آید
    یا باید حرکتی باشد در بینهایت،و حرکتی مثل حرکت جوهری دنیوی در آنجا باشد،که تنها در این صورت است،خلقت افرادی که عدم را بر وجودشان ترجیح میدهند،توجیه شدنیست،زیرا وجود بخشیدن، از جود خداوند است،

  14. #59

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,258
    حضور
    64 روز 8 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2812



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    [SIZE="3"


    شما باید منطقی باشید نه احساسی. وقتی خود عالم ماده تصویری ناچیز از حقایق عالم بالاست چطور سخن گفتن که از ابزار اینسویی است برتر از اصل خود باشد؟
    بعدم بارها و بارها خدای متعال در مورد قرآن که کلام خود اوست فرمود : نحن نزلنا الذکر ، انا انزلنا بلکه نام قرآن را تنزیل گذاشت . حال چه کند که همین تنزیل را هم به تصور مادی خود فرود آمدن از آسمان کذایی می پندارند؟ بازهم گفت ما تیسیر کردیم آسان کردیم که بتوانید بفهمید. اما شما اصرار دارید الفاظ قرآن در مورد حقایق آنسویی مطابق با [/SIZE]
    سلام

    چون قرآن تنزیل است نباید سخنش مطابق با واقع باشد و حتما باید یک معنای متعالی تری داشته باشد؟
    من از شما سوال میکنم مگر پدیده های جسمانی آیات عینی و تنزیلی خداوند نیستند؟!
    آیا باید عینیتشان را نفی کنیم؟

    واژه ی ” يَحطِمَنَّكُم ” (شما را درهم شکنند) از “تحطیم” شکستن، ویران کردن آمده است.
    دانشمندی استرالیایی تحقیقات طولانی و زیادی را روی این مخلوق ضعیف انجام داد. تا جایی که چیزهایی را دریافت که کسی توقعش را نداشت. او پی برد که ساختار بدن مورچه ها دارای مقدار قابل توجهی از ماده ی شیشه است.یعنی حدود 75% از غشای خارجی بدن مورچه ها را شیشه تشکیل می دهد.


    خدواند از کوچکترین چیز در مورد استعمال واژه مناسب غفلت نکرده و کاملا رویکرد علمی به مسائل دارد
    چطور به معاد که میرسیم الفاظ حجیت خود را از دست میدهند؟!
    اگر آیات معاد تنزیل اند آیات درهم شکستن مورچه و مراحل شکل گیری جنین هم تنزیل اند ..چطور یکی باید مطابق با واقع باشد و دیگری خیر؟!!

    کجا ثابت شده که معاد جسمانی نیست که ما قبول کنیم آیات معاد جسمانی تنزیل معاد روحانی اند؟!

    ضمن اینکه ثابت کردیم کلام خداوند لزوما ذوقی نیست و کاملا جنبه علمی نیز دارند
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۶/۱۰/۲۰ در ساعت ۱۸:۳۰

  15. صلوات


  16. #60

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,365
    حضور
    243 روز 2 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1455



    کاربران و کارشناسان، بازی با کلمات می کنند...دروغ را به مسخره و باز می گیرند به دلخواه تغییر می دهند...اغراء به جهل رو هم به دلخواه به بازی می گیرند...
    بعید نیست کارشناسان فردا بگویند اگر خدا دروغ بگوید و فردا راستش را به شکل شهودی و علم حضوری به ما نشان دهد...دیگر دروغی نگفته بوده!!!
    ویرایش توسط پارسا مهر : ۱۳۹۶/۱۰/۲۰ در ساعت ۲۱:۵۳
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  17. صلوات ها 2


صفحه 6 از 9 نخست ... 45678 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۱۰/۰۷, ۱۱:۲۴ : 4

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود