صفحه 6 از 6 نخست ... 456
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رد پیشنهاد خدا برای ورود به بهشت توسط انسان

  1. #51

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    5,029
    حضور
    138 روز 17 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    22033



    باسمه العلیم

    عرض سلام و ارادت

    نقل قول نوشته اصلی توسط الرحیل نمایش پست ها
    سلام
    خیلی که منطقی بوده. چرا برگشتند،
    این بحث در واقع فرع بر مسئله ی تلازم خلود در دوزخ و خلود در عذاب است

    معنی ندارد که کفار و مشرکین در جهنم مخلد باشند امّا عذاب ملائم با طبع آنها شود

    یعنی به نحوی با آن انس بگیرند و به آن عادت کنند،چرا که در قران کریم سخن از تبدّل ابدان

    و استمرار عذاب است:

    "هر چه پوست آنها بسوزد پوست دیگری جایگزین آن می کنیم تا عذاب را بچشند"نساء/56


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  2. #52

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    5,029
    حضور
    138 روز 17 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    22033



    باسمه العلیم

    عرض سلام و ادب

    نقل قول نوشته اصلی توسط حافظ نمایش پست ها
    آیا می‌پذیرید کمال جهنمی در رفتن او به جهنم است؟‌ البته این جهنم صرفا برای او یک جای خوش آب و هوایی که از آن لذت می برد نیست؛ بله رنج هم می‌برد اما آیا کمال جهنمی در این هست یا نیست؟‌
    عرض بنده تغییر نظر جناب ملاصدرا در باب مسئله ی خلود در عذاب بود که با فرمایش اخیر حضرتعالی

    منافاتی ندارد.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  3. صلوات ها 2


  4. #53

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    my sister - Pleasure
    نوشته
    184
    حضور
    8 روز 13 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    21
    صلوات
    362



    نقل قول نوشته اصلی توسط الرحیل نمایش پست ها
    خیلی که منطقی بوده. چرا برگشتند،
    سلام
    با اجازه خواهر عارفه حبیبه
    بنظر بنده؛
    تا عارفان واقعی شناخته شوند!
    با اسلوب نوشتاری ایشان در اسفار و سایر کتب،چنین طبع لطیفی همخوانی ندارد
    متن عارفان جلوه دیگری دارد.
    خداوندا چگونه میتوانم از بهشت لذت ببرم،درحالی که میدانم جهنم وجود دارد،من گروهی بنیان مینهم،تا افرادی را که در جهنم هستن تسلی دهند و اگر نتوانند،همراه آنها عذاب میکشند!
    اگر شما یا هر فرد دیگری(فرض کند این حرف را پیامبر گفته)یک حال خوب و بینش عارفانه ای در آن میبیند،
    امیدوارم به مجرد آنکه بگویم این سخن عارف بزرگ آسیزی هستش،از بلندای آن در نظرتان کم نکند!
    البته استاد صدرا، ابن عربی،که وی را از بوعی و فارابی والاتر میداند،طبع لطیف تری داشته،و در مورد جهنم،به خرد نزدیک تر است(اگر وجود داشته باشد)
    ویرایش توسط حسام 1999 : ۱۳۹۶/۱۰/۲۰ در ساعت ۰۳:۵۷

  5. #54

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    702
    حضور
    100 روز 7 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    2378



    نقل قول نوشته اصلی توسط حسام 1999 نمایش پست ها
    سلام
    با اجازه خواهر عارفه حبیبه
    بنظر بنده؛
    تا عارفان واقعی شناخته شوند!
    با اسلوب نوشتاری ایشان در اسفار و سایر کتب،چنین طبع لطیفی همخوانی ندارد
    متن عارفان جلوه دیگری دارد.
    خداوندا چگونه میتوانم از بهشت لذت ببرم،درحالی که میدانم جهنم وجود دارد،من گروهی بنیان مینهم،تا افرادی را که در جهنم هستن تسلی دهند و اگر نتوانند،همراه آنها عذاب میکشند!
    اگر شما یا هر فرد دیگری(فرض کند این حرف را پیامبر گفته)یک حال خوب و بینش عارفانه ای در آن میبیند،
    امیدوارم به مجرد آنکه بگویم این سخن عارف بزرگ آسیزی هستش،از بلندای آن در نظرتان کم نکند!
    البته استاد صدرا، ابن عربی،که وی را از بوعی و فارابی والاتر میداند،طبع لطیف تری داشته،و در مورد جهنم،به خرد نزدیک تر است(اگر وجود داشته باشد)
    سلام علیکم
    کلا نفهمیدم چه گفتید

  6. صلوات


  7. #55

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    892
    حضور
    20 روز 3 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2105



    گفتنی است واژه خلود به ماندن بسیار طولانی است (المفردات فی غریب القرآن، ماده‌ی خلد)؛ مثلا در آیه‌ی «وَ مَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خلِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيما» خلود به معنای آن است که عذاب بسیار طولانی جهنم برای افرادی است که مرتکب قتل عمد می‌شوند. پس خلود به معنای ماندگار شدن به مدت طولانی است.
    بله، در برخی آیات مانند آیه 57 و 122 از سوره نساء در مورد ماندگاری بهشتیان با واژه‌ی «ابدا» تأکید شده و در این جا « إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خلِدِينَ فِيهَآ أَبَدا» با واژه‌ی «ابدا» جاودانگی این گروه از کافران در دوزخ یادآوری شده است.


  8. صلوات


  9. #56

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    892
    حضور
    20 روز 3 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2105

    جمع بندی




    سؤال:
    آیا فردی که از سوی خداوند مستحق ورود به بهشت است کاملاً به اختیار خویش به بهشت وارد می‌شود؟ (آیا می‌تواند از رفتن به بهشت سر باز زند) یا آن که وی را به جبر وارد بهشت می‌کنند؟


    پاسخ:
    از اسامی قیامت، «یوم تبلی‌ السرائر»[1] است. بر این مبنا، هیچ کس نمی‌تواند بر خلاف اقتضائات وجودی‌ و خواست‌ و میل باطنی‌اش گام بردارد؛ زیرا، پشت پرده‌ای که شخص بتواند در پس آن خود و حقیقت خود و اقتضائات و خواست‌های خود را پنهان بدارد، وجود ندارد.
    از سوی دیگر، بهشت و نعیم بهشتی اعم از نعمتهای صوری و معنوی، همان اقتضائات و چه بسا نفس همان ملکات و اعمالی است که شخص در دار دنیا برای خویش ساخته است در نتیجه، شخص بر اساس این ساختارِ برساخته‌ی خویش جزا می‌بیند؛ بدین معنا که با تمام وجود خواهان همان است و شراشر وجود وی همان را طلب می‌کند، نه چیز دیگر را. پس به نظر می‌رسد «... كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِه ...»[2] نه تنها در دار دنیا دارای حقیقت و مصداق است، بلکه در عالم آخرت نیز چنین بوده، هر کس بر اساس آن شاکله و ساختار شخصیتی‌ایی که برساخته‌ی خود در عالم دنیاست، رفتار می‌کند و نیات و خواست و اراده‌اش بر مدار همان می‌چرخد.
    بر همین اساس، شخص بهشتی، برای ورود به بهشت مجبور هست اما نه از سوی خداوند؛ بلکه از سوی خود و ساختار وجودی و شخصیتی خویش؛ که البته این جبر، ریشه در اختیاری دیرینه (در دنیا) دارد و به قول این کریمه‌ی قرآنی «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُم ...»[3] هر گامی به سمت خوبی، احسانی ست به خویش.
    گفتنی است؛ اگر چه، انسان‌های بهشتی، با انتخاب خویش ورود به بهشت را برای خود ضرورت می‌بخشند اما نباید از این نکته غافل شد که نعیم بهشتی، به تفضل الهی بسندگی دارد و اگر فضل و رحمت خداوند نبود؛ چنین غایتی هم در میان نبود؛ زیرا از آنجا که خداوند فیاض علی الاطلاق است و هر درخواست‌ کننده‌ی فیضی را اجابت می‌کند؛ درخواست درونیِ فرد بهشتی را نیز اجابت کرده، یو را غریق رحمت خویش می‌گرداند پس به صراحت می‌توان گفت: «ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ...»[4].

    نتیجه:
    بهشت بر اساس خواست باطنی و درونی جان بهشتی است و هرگز به صورت فرمایشی و قراردادی نیست و از آنجا که در قیامت باطن‌ و سریره انسان‌ها آشکار می‌شود، یک بهشتی نمی‌تواند میل و اراده‌ای غیر از بهشت داشته باشد؛ زیرا وجودی که با جهنم هیچ مسانختی ندارد؛ و تمام سنخیتش با نعیم بهشتی گره خورده است نمی‌تواند درخواستی جز بهشت داشته باشد و این نتوانستن به معنای جبر از سوی خداوند نیست.

    منابع:
    [1]. الطارق/ 86: 9؛ ترجمه: «روزی که سریره‌ها (باطن‌ها) آشکار می‌شود.

    [2]. إسراء / 17: 84؛ ترجمه: « هر كس بر حسب ذات و طبيعت خود عملى انجام خواهد داد» (ترجمه الهی قمشه‌ای).

    [3]. إسراء / 17: 7؛ ترجمه: «اگر نيكى و احسان كرديد به خود كرده‏ايد»

    [4]. نساء / 4: 79.





  10. صلوات ها 2


صفحه 6 از 6 نخست ... 456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 51

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود