صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فلسفه عزاداری و گریه

  1. #11

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    یک کلام: علی(سلام الله علیه)
    نوشته
    3,007
    حضور
    83 روز 18 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6043



    نقل قول نوشته اصلی توسط یحبّونه نمایش پست ها
    1- خود امام حسین علیه السلام هم بعد ظهور آقا، به این عالم خواهند آمد لذا فراق و عزای ایشان بی معنی خواهد بود!

    2- بیان بُعد سیاسی قیام امام حسین در زمان حکومت امام زمان، کاربرد ندارد!

    3- در آن زمان بیشتر بُعد فدا شدن امام حسین در راه معشوق حقیقی یعنی خداوند، مورد توجه قرار میگیرد!
    متوجه فرمایش شما هستم جناب «یحبونه» عزیز؛ خصوصا نکته اول شما نکته قابل توجهی است.
    اما عرض بنده این است که با توجه به اینکه امام حسین(ع) که هم زمان با ظهور حضرت مهدی(عج) رجعت نمی کنند دو نکته را باید توجه داشت:

    نکته اول: چرا مردم در زمان امام زمان(ع) او را یاری می دهند؟ چون بصیرت دارند و بخش عظیمی از این بصیرت افزایی از واقعه و مکتب عاشوراست؛ در ابتدای ظهور و در ادامه ی آن این بصیرت باید باشد، وگرنه به صرف بودن امام زمان ع که موفقیت حاصل نمی شود، اگر قرار بود کار تماما به دوش امام زمان(عج) باشد که اصلا غائب نمیشدند! پس شرط ظهور این است که مردم این ظرفیت و بصیرت همراهی ایشان را داشته باشند، و همانطور که در ابتدای قیام به این بصیرت نیاز هست در ادامه و بقای آن هم نیاز است، چون قرار است همه چیز طبیعی و با رشد مردم پیش برود، با این اوصاف مانعی ندارد پس از ظهور نیز مجالس سیدالشهدا(ع) برای رشد مردم و بصیرت افزایی و حفظ بصیرت مردم باقی بماند.

    نکته دوم: اصلا فارغ از نقش تربیتی و بصیرت افزایی عزاداری بر امام حسین(ع)، خود اشک بر سیدالشهدا(ع) طبق روایات نقش سازندگی درونی دارد، نقش تصفیه سازی روح دارد، نقش آمرزش گناهان دارد، این نقش برای خود گریه است، و تا زمانی که بشر امکان تکامل دارد این نقش نیز هست، روایات ثواب و آثار گریه را ببینید، مثلا امام رضا(ع) می فرمایند:
    «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَه‏»؛ ای پسر شبیب اگر گریه کنی بر حسین(ع) به گونه ای که اشکت بر گونه ات بچکد خداوند هر گناهی را که مرتکب شده ای بر تو خواهد بخشید.
    روایات از این دست زیاد است، این روایات برای خود گریه نقش قائل شده و آن را در بخشش گناهان تاثیرگذار دانسته اند، یعنی اصلا سخن از الگو گرفتن و مانند آن نیست.
    چون دنیا دار تکلیف و رشد است، اما آخرت از این لحاظ تفاوت ماهوی با دنیا دارد و هرگز رشد و تکامل در آن نیست!


    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  2. #12

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,363
    حضور
    241 روز 18 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1455



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    اولا ما برای پیامبر(ص)، و سایر اهل بیت(ع) هم گریه میکنیم ، اما این گریه مرکب از عشق و مصیبت است؛ یعنی تلفیقی از عشق و شدت مصیبت حجم این گریه را تعیین می کند، بالا و پایین رفتن هر کدام از این دو شاخص در شدت گریه تاثیر دارد، اگر عشق نباشد شخص مقابل به بدترین وجه هم کشته شود ممکن است انسان ناراحت شود اما گریه نکند، و اگر عشق باشد اما مصیبت نباشد باز هم در کاهش گریه نقش خواهد یافت.
    استاد گرامی.ممنون از پاسختون...اول به نظرم باید روشن شود که این گریه استاد به خاطر درد و فراق نیست...دوستمون سوال خوبی مطرح کردند...من احساس می کنم، شما به اشکال و انتقاد ایشون پاسخ ندادید...اگر فراق و دوری از معشوق مطرح هست(شما نوشتید:.گریه جدایی و فراق بین عاشق و معشوق است)، چرا ذکر مصیبت می شود و گریه می شود؟طرف گریه نمی کند، نمی کند...تا اینکه روزه خوان می گوید مثلا از سر بریده امام حسین حرف به میان می آد...و بعد گریه شروع می شود...خوب این معلوم و مشهود است که این گریه به خاطر درد و مصیبت و وضعیتی که بر امام حسین آمده است صورت می پذیرد...انقدر در ادبیات دینی ما، شواهد برای این امر وجود دارد که خدا می داند....مثلا می گویند که جبرئیل و حتی خدا هم بر امام حسین گریه کردند در روز عاشورا...خوب خدا هم درد فراق داشت؟ خدا هم درد جدایی داشت؟جبرئیل هم درد فراق داشت؟؟ عجیب است به خدا!!!می گویند که پیامبر هم برای امام حسین گریه می کرد...پیامبر هم درد فراق داشت؟امام حسین که کنار پیامبر بودند؟؟از یک طرف می گویید که این گریه به خاطر فراق و دوری است و بعد حرف از مصیبت به میان می آورید...چه معنی و چه جایی دارد ذکر مصیبت؟؟من عزیزم را دوست دارم و در فراق و دوری اش گریه می کنم...ولی چه بسا اصلا عزیز من، در طول عمرش مصیبت و دردی نداشته باشد...ولی عجیب است که شما از یک طرف می گویید این درد فراق است...بعد می گویید مصیبت هم اینا مطرح هست...
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    اینکه میگویم گریه عاشق و معشوق است
    استاد گریه عاشق و معشوق هست که حرفی نیست...ولی ایم گریه، گریه عاشق به خاطر مصیبت ها و درد و رنج های معشوق است، نه فراق یا نه صرفا فراق و دوری...
    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    مصیبت که به هر دو رسیده است، پای عشق است که مصیبت یکی را برای انسان سنگین می کند.
    استاد حرف شما تا حدی درست است...من فکر نمی کنم ایرادی بر این امر گرفته شد.اشکال بر این بود که شما می گویید، و گفتید، این درد فراق است.باز تاکید می کن، فراق و جدایی!!!!!!
    عرض کردم، تا حدی درست است...چون همین هم پشتش حرف و حدیث است...شیعیان اعتقاد دارند درد و مصیبت و رنجی که به ائمه وارد شد،بر هیچکسی وارد نشده، من تعجب می کنم...مصیبت هم صرفا ظاهری نیست...بگوییم، فلانی هم کشته شد...یک بعد غیر ظاهری هم دارد که باید توجه به آن شود

    پس حرف من این است اولا، این گریه به خاطر فراق و دوری نیست...این اشکال اولی و اصلی که بنده می بینم....بعد این هم حرف درستی نیست که بگویید، مصیبت که یکی هست..فلانی هم مثلا بچه شیر خواره اش مرد و اینها...نه اینا فرق می کند...اون بچه شیرخواره جنس و رنگ و پوستشان فرق می کند، درجه مظلومانه بودنشان فرق می کند، روحیه ها فرق می کند...این ها بر درد و مصیبت تاثیر گذارند.درد و مصیبت یعنی چه...ما چقدر می شنویم که علی و حسین درد و مصیبت هایی کشیدند که هیچکس ندیده...

    ویرایش توسط پارسا مهر : ۱۳۹۶/۰۸/۱۴ در ساعت ۱۱:۳۰
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  3. #13

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    یک کلام: علی(سلام الله علیه)
    نوشته
    3,007
    حضور
    83 روز 18 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6043



    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    شما نوشتید:.گریه جدایی و فراق بین عاشق و معشوق است)، چرا ذکر مصیبت می شود و گریه می شود؟
    بله درست می فرمایید، لذا بنده هم در توضیح برای دوستمان عرض کردم این گریه تلفیقی از عشق و مصیبت است:

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    این گریه مرکب از عشق و مصیبت است؛ یعنی تلفیقی از عشق و شدت مصیبت حجم این گریه را تعیین می کند، بالا و پایین رفتن هر کدام از این دو شاخص در شدت گریه تاثیر دارد، اگر عشق نباشد شخص مقابل به بدترین وجه هم کشته شود ممکن است انسان ناراحت شود اما گریه نکند، و اگر عشق باشد اما مصیبت نباشد باز هم در کاهش گریه نقش خواهد یافت.

    شیرینی وصال این تلخی را از ذهن انسان خواهد برد.
    شما خودتان تصور کنید که دوست بسیار عزیزی را بر اثر مصیبت سنگینی از دست داده اید، هم بر مصیبتش گریه میکنید و هم بر فراقش؛ اما اگر به صورت معجزه آسایی زنده شود و به وصال یکدیگر برسید دیگر این شیرینی اجازه یادآوری آن تلخی ها را نخواهد داد.

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  4. #14

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,356
    حضور
    200 روز 12 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    29077



    چگونه میشودبایک قطره اشک روضه،همه گناهان بخشیده شود.
    .
    ماجرای تشرف علامه بحرالعلوم به محضر ولی عصر (ارواحنا فداه)
    سيد بحرالعلوم (ره) به قصد تشرف به سامرا تنها براه افتاد. در بين راه راجع به اين مساله، كه گريه بر امام حسين (سلام الله علیه) گناهان را مى آمرزد، فكر مى كرد.
    همان وقت متوجه شد كه شخص عربى كه سوار بر اسب است به او رسيد و سلام كرد. بعدپرسيد: جناب سيد درباره چه چيز به فكر فرورفته اى؟ و در چه انديشه اى؟ اگر مساله علمى است بفرماييد شايد من هم اهل باشم؟
    .
    سيد بحرالعلوم فرمود: در اين باره فكر مى كنم كه چطور مى شود خداى تعالى اين همه ثواب به زائرين و گريه كنندگان بر حضرت سيدالشهداء(سلام الله علیه)مى دهد.
    مثلا در هر قدمى كه در راه زيارت برمى دارد، ثواب يك حج و يك عمره در نامه عملش نوشته مى شود و براى يك قطره اشك تمام گناهان صغيره و كبيره اش آمرزيده مى شود؟
    .
    آن سوار عرب فرمود: تعجب نكن! من براى شما مثالى مى آورم تا مشكل حل شود. سلطانى به همراه درباريان خود به شكار مى رفت. در شكارگاه از همراهيانش دور افتاد و به سختى فوق العاده اى افتاد و بسيار گرسنه شد.
    خيمه اى را ديد و وارد آن خيمه شد، در آن سياه چادر پيرزنى را با پسرش ديد، آنان در گوشه خيمه عنيزه اى (بز شيرده) داشتند و از راه مصرف شير اين بز، زندگى خود را مى گرداندند.
    .
    وقتى سلطان وارد شد، او را نشناختند، ولى به خاطر پذيرايى از مهمان، آن بز را سربريده و كباب كردند، زيرا چيز ديگرى براى پذيرايى نداشتند، سلطان شب را همان جا خوابيد و روز بعد، از ايشان جدا شد و به هر طورى كه بود خود را به درباريان رسانيد و جريان را براى اطرافيان نقل كرد.
    در نهايت از ايشان سؤال كرد: اگر بخواهم پاداش ميهمان نوازى پيرزن و فرزندش راداده باشم، چه عملى بايد انجام بدهم؟

    يكى از حضار گفت: به او صد گوسفند بدهيد.
    .
    ديگرى كه از وزراء بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفى بدهيد.
    .
    يكى ديگر گفت: فلان مزرعه را به ايشان بدهيد.
    .
    سلطان گفت: هر چه بدهم كم است، زيرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل كرده ام، چون آنها هر چه را كه داشتند به من دادند، من هم بايد هرچه را كه دارم به ايشان بدهم تا سر به سر شود.
    .
    بعد سوار عرب به سيد فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سيدالشهداء (سلام الله علیه) هرچه از مال و منال و اهل و عيال و پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پيكر داشت همه را در راه خدا داد.
    .
    پس اگر خداوند به زائرين و گريه كنندگان آن همه اجر و ثواب بدهد، نبايد تعجب نمود، چون خدا كه خدائيش را نمى تواند به سيدالشهداء (سلام الله علیه) بدهد، پس هر كارى كه مى تواند انجام مى دهد.

    يعنى باصرف نظر از مقامات عالى خودش، به زوار و گريه كنندگان آن حضرت، درجاتى عنايت مى كند، در عين حال اينها را جزاى كامل براى فداكارى آن حضرت نمى داند.
    .
    چون شخص عرب اين مطالب را فرمود از نظر سيد بحرالعلوم غايب شد.

    منبع:‌ العبقرى الحسان، ج۱، ص۱۱۹.


  5. صلوات


  6. #15

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    یک کلام: علی(سلام الله علیه)
    نوشته
    3,007
    حضور
    83 روز 18 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6043

    جمع بندی




    پرسش

    با توجه به سفارش اکید در خصوص اشک و عزاداری برای امام حسین(سلام الله علیه)، در بهشت چه دگرگونی و چه تحولی رخ می دهد که دیگر نوحه و عزاداری برای واقعه عاشورا در آنجا نداریم؟ عاشورا در آنجا فراموش میشه یا ما غرق در نعمت های بهشت از آن غافل میشویم؟


    پاسخ

    همان طور که خودتان هم اشاره فرمودید عزاداری و گریه بر سیدالشهدا(سلام الله علیه) به عنوان یک تکلیف مستحب و موکّد در بهشت نخواهد بود چرا که:

    اولا: در بهشت مطلقا تکلیفی وجود ندارد، اصلا این احکام پنجگانه: واجب، مستحب، مباح، مکروه، و حرام متعلق به دنیا و دار تکلیف است، لذا عزاداری و گریه به عنوان یکی از مستحبات مطلقا در بهشت وجود ندارد.
    ثانیا: در بهشت هیچ حزن و اندوهی نیست، همانطور که آیات مختلف قران کریم به این مسئله اشاره دارند(1)

    ثالثا:علت اینکه در روایات اینقدر بر گریه سفارش شده است و ائمه(سلام الله علیهم) نیز عزا می گرفته و به آن تشویق می کرده اند این است که عاشورا یک مکتب عقلی و فلسفی است که می بایست در میان مردم تا قیامت باقی بماند، اما هر مکتب عقلی برای ماندگاری باید با عاطفه انسان پیوند بخورد، یعنی عشق و محبت و شور و حرارتِ آن است که ضامن بقاء آن مکتب است. به همین خاطر پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند:
    «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا»؛ به درستی که در قتل حسین(سلام الله علیه) حرارتی است در دلهای مومنین که هرگز سرد نمیشود»(2) نشان از اهمیت این حرارة و شور در بقای این مکتب در قلوب مومنین دارد.

    بنابراین تأکید بر عزاداری سیدالشهدا و استحباب موکُد آن به خاطر برخی ضرورت ها و نقش تکوینی آن است که در آخرت دیگر وجود ندارد.

    اما در خصوص اینکه در بهشت مصیبت های سیدالشهدا(سلام الله علیه) از یاد بهشتیان می رود یا چطور است که دیگر عزاداری نیست باید عرض کنم:

    الف) گریه برای پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت(علیهم السلام) تلفیقی از عشق و مصیبت است، یعنی شدن عشق و شدت مصیبت، حجم و سطح این گریه را تعیین می کند، بالا و پایین رفتن هر کدام از این دو شاخص در شدت گریه تاثیر دارد، اگر عشق نباشد شخص مقابل به بدترین وجه هم کشته شود ممکن است انسان ناراحت شود اما گریه نکند، و اگر عشق باشد اما مصیبت نباشد باز هم در کاهش گریه نقش خواهد یافت.

    در مورد سایر عزیزان هم همینطور است، اگر مادری فرزندش را در مقابل خودش ببینید که به بدترین وضع زخمی یا بیمار میشود روشن است که بسیار گریه و بی تابی می کند، اما وقتی این فرزند به صورت کامل از طریق طبیعی یا معجزه شفا پیدا کرده و خوب می شود دیگر این مادر به خاطر شوق بودن در کنار فرزند سالمش به یاد آن دوران نمی افتد. یعنی شوق امروزش مانع از یادآوری آن گذشته تلخ است.
    همچنین اگر کسی داغ عزیزی ببیند که با وضع بدی کشته شده است خب تا مدت ها خودِ این کشته شدن به صورت وخیم خودش مصیبت دو چندانی است، اما اگر به صورت معجزه آسایی این انسان زنده شود دیگر این شوق مانع از فکر نسبت به آن تلخی گذشته است.

    بنابراین وقتی ما در بهشت به وصال سیدالشهدا(سلام الله علیه) میرسیم و ایشان را در کمال نعمت بین اصحاب و یارانشان میبینیم دلیلی ندارد که دور امام حسین(سلام الله علیه) که خود حضرت آنجا صحیح و سالم است جمع بشویم و روضه بخوانیم و گریه کنیم!

    ب) سنخ گریه بر سیدالشهدا(سلام الله علیه) با گریه های دیگر به خاطر داغ عزیزانی که از دنیا رفته اند فرق میکند، گریه کنندگان این گریه را دوست دارند، اصلا به عنوان حزن و اندوه برایشان تلقی نمی شود که اگر در بهشت باشد با نبود حزن و اندوه معارض باشد، یعنی اصلا گاهی خود انسان دنبال بهانه می گردد برای این گریه، دنبال یک روضه ی خوب! به خاطر آرامشی که به انسان می دهد. مثل گریه مناجات با خدا، اصلا جنسش گریه ای که موجب ناراحتی باشد نیست!
    بر خلاف گریه بر داغ عزیزان که خب گریه ی خوبی نیست و انسان هرگز خواستار چنین گریه ای نیست، دنبال تحقق شرایط برای چنین گریه ای نیست، اما گریه بر امام حسین(سلام الله علیه) اصلا فرق می کند، قابل وصف نیست، خود انسان طالب آن است. لذا اگرچه در بهشت به عنوان تکلیف یا عبادت مستحبی نیست، اما اینکه کسی در بهشت با دیدن امام حسین(سلام الله علیه) اشک بریزد ممکن است از سر شوق وصال و شدت عشق و دیدن اسطوره صبر و مقاومت باشد، نه اینکه واقعا از این گریه ناراحت باشد، طبق آنچه که عرض شد حزن و اندوهی در بهشت نیست.
    علاوه بر اینکه حقیقت اعمال در آخرت آشکار میشود، بنابراین اگرچه ممکن است خود گریه در آخرت نباشد اما قطعا حقیقت و باطن این گریه ها و عزاداری ها، و نقش تکوینی و سازنده ای که این عزاداری ها بر باطن انسان گذارده اند آشکار خواهد شد.(3)

    جمع بندی و نتیجه گیری:

    با این اوصاف اگر بخواهیم طبق قاعده سخن بگوییم خلاصه حرف ما این میشود که گریه برامام حسین(سلام الله علیه) در بهشت دو حالت دارد:
    1-اگر مصداق حزن باشد قطعا در بهشت نیست، بنابراین چرایی آن اینگونه است که یا باید انسان آن را فراموش کند یا اینکه دیدن خود امام حسین(سلام الله علیه) و وصال آن حضرت مایه خاموشی این حزن خواهد بود.(که تقریب آن در نکته «الف» بیان شد)

    2-اگر مصداق شوق باشد: چه مستقیما شوق باشد، و چه حقیقت ملکوتی آن شوق باشد در هرصورت تعارضی با بهشت نداشته و عیبی ندارد که در بهشت هم باشد و با بهشت و نعمت های بهشتی سازگار است.(که تقریب آن در نکته «ب» بیان شد)

    _____________________________
    1. بقره:277/2؛ آل عمران:170/3.
    2. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج10، ص318.
    3. آل عمران:30/3.
    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89
    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  7. صلوات


صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود