صفحه 9 از 9 نخست ... 789
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن چه نیازی به تایید شدن توسط علم دارد؟

  1. #81

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۵
    نوشته
    122
    حضور
    11 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    164



    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملایک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل
    بابا طاهر


  2. #82

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۶
    علاقه
    امن و شراب بی غش ، معشوق و جای خالی
    نوشته
    129
    حضور
    4 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    97



    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    نه من نمی‌خواهم از راه‌های عجیب و غریب به سراغ علم بروم، ولی باور کنید هنوز هم جامعه‌ی علمی پر از تعصب است ... پر از تمایلات شخصی است ... پر از «من قال» است ... به هر حال من اینطور جامعه‌ی علمی را یافتم، تواضع دارد ولی تعصب هم دارد، ظرفیتش بی‌نهایت نیست و نسبت به برخی مسائل هم حساسیت‌های بیجا دارد و مواجهه‌ی آن با برخی نظریات تمسخر است به جای تأمل ... مثال‌هایی هم برای این مسائل در ذهن دارم که مربوط به خودم نیست ... من الآن مشکلم بیشتر با فلاسفه و زیست‌شناسان است تا با فیزیکدانان ...
    ببینید این تصوری که شما از جامعه علمی دارید را من قبول ندارم .. جامعه علمی کار خودش را می کند ، تعصب برای علم یعنی مرگ . شاید یک استاد روی تحقیقات چند ساله خودش تعصب داشته باشد ، اما این تعصب مانع از آن نمی شود تا شاگردش نتایج تحقیقات استاد را رد کند .. همین هم مهم است ، یعنی حتی اگر «فرد» متعصب باشد تعصب او جامعه و فضای علمی را تحت الشاع قرار نمی دهد ..

    در بین همه ی زیست شناسان شاید کمتر کسی مانند داوکینز را بتوانیم نام ببریم که با فرگشت بر سر ادیان بکوبد و نقد کند .. همین داوکینز گاهی در قامت یک فیلسوف هم ظاهر شده و انصافا نقد های خوبی نیز بر کلیت دین ارائه می دهد . باری ؛ شاید از نظر شما ریچارد داوکینز یک متعصب افراطی است که اگر سخنی مخالفش گفته شود آنرا مسخره می کند ! حتی اگر همینطور هم باشد ( که البته نیست ) بازهم باب نقد آراء داوکینز و امثال او بر کسی بسته نیست .. در واقع جامعه علمی در خصوص فرگشت از هر گونه آزمایشی استقبال می کند و اصلا راز استواری و قدرت فرگشت نیز همین آزمایش ها و سربلندی در آنهاست ..
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    مثلاً دیدم که شما و جناب رامشتاین روی این آیه بحث داشته‌اید که: «أَيَحْسَبُ الْإِنسَانُ أَلَّن نَّجْمَعَ عِظَامَهُ ﴿٣﴾بَلَىٰ قَادِرِينَ عَلَىٰ أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ ﴿٤﴾» ...صحبت از جمع کردن استخوان‌هاست در جایگاه سؤال، و صحبت از مساوی قرار دادن انگشتانش به عنوان اضافه‌ای بر جواب مثبت به سؤالی که پرسیده شده است ... صحبت از خلقت سرانگشتان نیست، صحبت از مساوی قرار دادن آن‌هاست ... حالا اگر استخوان‌ها جمع شوند و همین استخوان‌ها باز سرهم شوند قاعدتاً انگشتان دست شخص که نباید طولشان بلند و کوتاه شود، پس یا باید مثلاً دو انگشت سبابه با هم برابر شوند یا امثال آن، و یا باید هر انگشت جدید عیناً مشابه انگشت قبلی شود ... البته در این مباحث بین خود علما هم اختلاف هست، برخی که اصلاً جمع شدن همین استخوان‌ها را بخاطر شبهه‌ی آکل و مأکول نادرست می‌دانند، ولی ظاهراً این آن علما هستند که در اشتباه هستند چون شبهه‌ی آکل و مأکول هم غیرممکن نیست که جواب داده شود ... حالا اینکه خداوند دست روی چیز خاصی گذاشته باشد که حتی آن چیز را هم درست می‌کنم که مثل همین الأنش بشود می‌تواند این ایده را در ذهن‌هایی فعال کند که لابد در سرانگشتان چیزی هست که خاص است! بعد هیچ چیزی به ذهنشان نمی‌رسد و می‌روند به دنبال مقایسه‌ی آناتومیک آن یا شناخت ناخن و سایر مشخصات سرانگشتان که بفهمند چرا خداوند این مثال را زده است و چیزی در نمی‌یابند، حداکثر می‌روند سراغ مباحثی که مثلاً تحت عنوان انرژی درمانی و تمرکز انرژی در سرانگشتان و امثال آن مطرح می‌شود، شاید، شاید هم نه، تا اینکه کسی که کلاً روی مسأله‌ی دیگری فکر می‌کرده است به این نتیجه می‌رسد که سرانگشتان افراد با احتمال خطای کمی خاص افراد صاحب آن‌هاست، بعد یک مسلمان که داشته روی این آیه فکر می‌کرده و ذهنش به جایی نمی‌رسد ناگهان می‌گوید که پس شاید منظور خداوند از اینکه سرانگشتان را به طور خاص مثال زده است همین مطلب بوده است ... و می‌گوید نازل‌کننده‌ی قرآن ۱۴۰۰ سال قبل این مطلب را می‌دانسته و به آن اشاره کرده است ولی ما معنای اشارت او را نفهمیده بودیم تا امروز که علم نشان داد و ایمان ما به الهی بودن قرآن تقویت یافت ...
    سوی الشی را راست و درست کردن چیز معنا کرده اند و «نسوی بنانه» را نیز اکثرا «ساخت انگشت» و گاهی انگشت را مجاز از دست گرفته و « ساخت دست » معنا کرده اند .. در این معنا که خب اشاره ای یافت نمی شود .

    اما اگر معنای شما « مساوی قرار دادن انگشتان » را بپذیریم ، این محدود به «یک فرد» می شود .. یعنی فلان شخص که مرده ، نه تنها می توانیم استخوان هایش را بسازیم ، بلکه انگشتانش را نیز مساوی و برابر قرار می دهیم ! خب اگر بگوئیم قرآن جامع سخن گفته معنی حرف می شود اینکه : انگشتان دو دست را چه از نظر تعداد ، چه از نظر ابعاد و چه حتی خطوط موجود در آنها مساوی قرار می دهیم ..

    تعداد و ابعاد را هرکس با نگاه کردن به دستان خود متوجه می شود ، اما خطوط نه ! خطوط سر انگشت های متناظر در دو دست در نگاه ظاهری یکسان و «مساوی» به نظر می رسد ، اما در واقع حتی دو انگشت متناظر یک انسان هم خطوط متفاوت دارند ، به عبارتی ده انگشت یک انسان ، ده اثر مختلف دارد .. از این نظر اگر به آیه نگاه کنیم دیگر اعجاز علمی نیست ، غلط علمی است ..
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    در مورد آهن اشاره‌اشان به این است که در قرآن آمده است که «وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ»، البته من خودم نرفتم آن مسائل که گفته‌اند را دنبال کنم که درست است یا نه، ولی ادعا کرده‌اند که فیزیک امروز هم گفته است که برای تشکیل آهن از عناصر ساده‌تر بعد از مهبانگ بزرگ به فشارهایی نیاز بوده که در منظومه‌ی شمسی فراهم نبوده است و باید در مرکز ستارگان بزرگتری تشکیل شده باشد و بعد به نحوی به زمین هم رسیده باشد و ادعا این است که اینکه در قرآن آمده که آهن را نازل کردیم به همان معناست که امروز علم تصدیق کرده است و این را یکی از اعجازهای علمی قرآن دانسته‌اند ...

    یک چیز دیگر هم بود که چند ساعت پیش یادم افتاده بود ولی یادم رفت، حالا اگر یادم آمد می‌گویم ان شاء الله


    امير مؤمنان على عليه السّلام در تفسير جمله «وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ» فرمود: «منظور از نازل كردن آهن خلقت آن است». [ برگزیده تفسیر نمونه : ج5 ص 109 ]


  3. #83

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۶
    علاقه
    امن و شراب بی غش ، معشوق و جای خالی
    نوشته
    129
    حضور
    4 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    97



    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    بهشت بعضی‌ها کاواره و رقاص‌خانه است و جهنمشان حسینیه و مسجد، بهشت بعضی‌ها هم حسینیه و مسجد است و جهنمشان کاواره و رقاص‌خانه ... آدم‌ها اینقدر می‌توانند متفاوت بشوند! ... در روایتی از معصوم علیه‌السلام پرسیدند که وقتی حضرت سلیمان علیه‌السلام فرمود که اگر هدهد عذر مقبولی برای تأخیرش نداشته باشد او را به سختی مجازات خواهم کرد «لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ» منظورشان چه بوده است؟ جواب داده شد که منظور ایشان این بوده که او را همنشین کلاغ قرار بدهند، اینکه همنشین بد داشتن جزء بدترین عذاب‌هاست، چنانکه در قرآن هم آمده است که دعای بدکاران این است که ای کاش بین ایشان و شیطان نفسشان فاصله‌ی بین دو مشرق بود «قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ» ... حالا یک نفر با اهل کاواره سنخیت دارد و بودنش در کنار یک مسجدی عذاب الیم است و یک نفر دیگر هم هوای روضه دارد و قرار گرفتنش کنار اهل دنیا عذاب الیم می‌شود ...
    این هم بر می‌گردد به تفاوت نگاه ما که شما بهشتیان معروف در دین را عامل جهنم شدن دنیا می‌شمرید و ما جهنمیان معروف در دین را عامل جهنم شدن دنیا می‌شمریم و منتظریم که فرجی حاصل شود ...
    به نظر من همین تفاوت هاست که جهان را زیباتر کرده است ، برای یک نفر تلاوت الحاقه مصطفی اسماعیل زیباست و برای دیگری ترانه های به زعم شما مبتذل ، خب چه اشکالی دارد که این دو کنار همدیگر زندگی کنند و به علایق یکدیگر احترام بگذارند ؟! حتما باید یکی دیگری را حذف کند ؟!
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    هر کجایش را خواستید از من بپرسید که روی درستیش قسم می‌خورم یا نه تا بگویم نه، مگر در مواردی که گفتم ... مگرنه من قابل نقد هستم بدون شک ... چه در اعتقادات دینی‌ام و چه در نظریاتی که در مورد فلسفه یا علوم طبیعی دارم ... شاید گویش من هم به قول شما عادت گفتاری بوده است ... سابقاً بیشتر تأکید می‌کردم که نظراتم برای فکر کردن هستند و نه برای پذیرفتن ...
    این نکته مهم به بحث بسیار مربوط است و آن نیز برداشت های هر فرد از دین است..

    بخشی که به موضوع تاپیک مربوط است را عرض می کنم ، آنچه که افراد در عبارت « قرآن 1400 سال پیش فلان حرف را زده است » و سایر عبارات مشابه می گویند در واقع چنین است : برداشت ما از قرآن همان است که امروز علم می گوید ..

    اینجا باید ریشه یابی کرد که این برداشت تازه از قرآن که برای برخی به وجود آمده و من نیز نامشان را معجزه تراش گذاشته ام از کجا منشا می گیرد ؟! ریشه اش در خود قرآن است یا آنکه برداشتی است که به یک علت دیگر به وجود آمده است ؟

    بررسی تاریخی که روی تفاسیر انجام می دهیم به ما کمک می کند بفهمیم برداشت های تازه ای که به عنوان اعجاز علمی از قرآن صورت می گیرد مسبوق به سابقه نبوده است .. در واقع اصالتی در متن قرآن ندارد .. مگر می شود یک موضوعی آنقدر واضح باشد ولی فهمیدنش قرن ها زمان ببرد .. پس این برداشت تازه ریشه در جایی دیگر دارد .. به زبان ساده تر اگر علم همچنان در سطح ابتدایی قرار می داشت امکان فهمیدن چنین نکاتی از قرآن محال می بود ..

    پس در واقع می توان گفت ما نه با خود قرآن که با تفاسیر و برداشت های افراد از آن ( که آنهم اصالتش را از جایی دیگر گرفته است ) سروکار داریم .. عامل تعیین کننده اینجا نه قرآن که علم و دانش و سطح آگاهی مردم است ..
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    منظور از روز ظاهراً روز ۲۴ ساعته نیست و البته این واضح هم به نظر می‌رسد وقتی خلقت آسمان‌ها و زمین مقدم است بر خلقت خورشید و زمین و چرخش زمین به دور خودش ...
    خب باید دید مثلا پیامبر در این خصوص چه نظری داشته است ؟ ( به نقل از تاریخ طبری ج1 ص 12 و 13 )

    ابن عباس گويد كه يهودان پيمبر را از خلقت آسمانها و زمين پرسيدند و فرمود: «خدا زمين را به روز يكشنبه و دوشنبه آفريد و كوهها را با فوايد آن روز سه شنبه آفريد و آب و درخت و شهرها و معموره و ويران را به روز چهار شنبه آفريد و اين چهار روز است كه فرمود: «أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ في يَوْمَيْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِكَ رَبُّ الْعالَمِينَ. وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ من فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها في أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ 41: 9- 10 [1] يعنى بگو چرا شما به آنكه زمين را به دو روز آفريد كافر مى‏شويد و براى او همتا مى‏نهيد اين پروردگار جهانيانست.
    و به چهار روز روى زمين لنگرها پديد كرد و در آن بركت نهاد و خوردنيهاى آن‏
    مقرر كرد كه براى پرسش كنان [چهار روز] كامل است».
    فرمود: «و آسمان را به روز پنجشنبه آفريد و به روز جمعه ستارگان و خورشيد و ماه و فرشتگان را تا سه ساعت به روز مانده آفريد و در نخستين ساعت از اين سه ساعت اجلها را آفريد كه كى زنده شود و كى بميرد و به ساعت دوم آفتها افكند بر هر چه مردم از آن منتفع شوند و به ساعت سوم آدم را بيافريد و در بهشت مكان داد و ابليس را به سجده وى فرمان داد در آخر ساعت وى را از بهشت برون كرد.
    آنگاه يهودان گفت: «اى محمد سپس چه شد؟» فرمود: «آنگاه بر عرش مقام گرفت.» گفتند: «اگر گفته بودى كه سپس استراحت فرمود درست بود.» و پيغمبر سخت خشمگين شد و اين آيه نازل شد كه: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما في سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا من لُغُوبٍ. فَاصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ يعنى ما آسمانها و زمين را با هر چه ميانشان هست به شش روز آفريديم و خستگى‏اى به ما نرسيد. بر آنچه مى‏گويند صبر كن.»


    چند صفحه بعد طبری همین اشکال را چنین پاسخ می دهد : خداوند از این لفظ«یوم» استفاده کرده و ما نیز همین کار را می کنیم .. به بیان دیگر همان که فرمودید : تسلیم حق هستیم !


  4. #84

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۶
    علاقه
    امن و شراب بی غش ، معشوق و جای خالی
    نوشته
    129
    حضور
    4 روز 2 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    97



    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    روح اسلام تسلیم شدن است، نحن ابناء الدلیل در اینجا جایگاهی ندارد، در اینجا اتفاقاً ابناء الدلیل شدن اگر منظور از دلیل همان چیزی باشد که رایج است دلیل شمرده شود شرک خفی است ...
    خب این نوعی دیکتاتوری و زورگویی است !

    ادعا می کنم ، اثبات هم نمی کنم ، هرکس هم دلیل خواست شرک مرتکب شده !
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    دعوت به امیدواری که فرهنگ ماست، در قرآن که قرآن است آمده که «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيدًا ﴿٦﴾وَنَرَاهُ قَرِيبًا ﴿٧﴾» و این در دعای عهد هم آمده است، علاوه بر اینکه آن مژده به پیرمردها بود اما نه به همه‌ی پیرمردها که این مطلب هم از عین نقل قول ایشان برمی‌آمد و هم اینکه اگر فقط یک ماه هم بین این خبر تا ظهور فاصله می‌بود در همان یک ماه چه بسا خیلی‌ها از دنیا می‌رفتند،‌ مضاف اینکه حتی اگر مستقیم هم فرموده باشند که چنین خواهد شد و نشود باز مطابق اعتقاد شیعیان به بداء است ...
    از نظر شما تمام این توضیحات ممکن است توجیه کردن محسوب شود، برای پذیرش این مسائل باید ایمان داشت و شناخت حقانیت دین هم نه از روی تصدیق این اعتقادات که بلکه از جای دیگری باید به دست بیاید ... تنها در این صورت است که در چنین مواردی می‌شود به جای تعجب کردن معتقد باقی ماند ...
    من نیز با همین مشکل دارم ، به زنجیر کشیدن افکار و کفن کردن پرسشگری توسط دین .. این همان به بردگی گرفتن افکار انسان هاست ..
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    علوم غریبه هم علم هستند و قابل تحقیق هستند اگر مثالش پیدا شده و مواجهه‌ی با آن عمومی گردد ... ما که نگفتیم علوم غریبه بدون واسطه از طرف خدا هستند که شما این جواب را مرحمت فرمودید
    قسمت مورد نظر ار مطالعه بفرمائید :
    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    اینها همگی اما با داستان های قرآن و سایر داستان هایی که در کتب ملل مختلف نقل شده است متفاوت هستند .. مهمترین تفاوتشان نیز این است که مثلا اعمال دراویش کردستانی قابل آزمایش است ، قابل مطالعه است ، در دسترس است .. نیاز نیست اول کسی ثابت کند اینها واقعا وجود دارد و افسانه نیست .. به قول شما کافی است به آنجا مراجعه کند و همه چیز برایش مشخص شود .. حتی اگر شعبده بازی هم باشد باز هم قابل آزمودن است .. اما داستان ها و نقل قول های گذشته را نه می توان اثبات کد واقعا رخ داده ، نه قابل آزمایش است و نه حتی با قیاس قابل توجیه .. فرضا اگر امروز با تکنولوژی یک فرش پرنده تولید شود نمیتوان نتیجه گرفت پس داستان قالیچه سلیمان هم حتما درست بوده و واقعارخ داده
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    گمان کردم مثال شبیه‌سازی یک حیوان و تولد آن بدون جفت‌گیری را به عنوان یک عامل برتری برای انسان مدرن نسبت به دین محسوب کرده‌اید که این مطلب را گفتم تا برسانم این علم و توانایی کسب شده از آن در مقابل قدرت و اثرگذاری که برای خداوند و دین قائل هستیم اصلاً قابل ذکر نیست ... و خود شما هم به محدودیت‌های انسان اشاره داشتید و در نتیجه بحثی در این زمینه باقی نمی‌ماند
    من گمان می کنم در این زمینه بین علم و دین تفاوت وجود دارد ، دین همیشه جواب هایی آماده برای هر سوالی دارد ، اما علم اینگونه نیست ..

    در عین حال موضوعی که تحت عنوان دستکاری ژنی صورت می گیرد ، نوعا دست بردن در همان خلقتی است که حضرتعالی ودین برای خدا قائل هستید ..
    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    علم بدون معنویت مثل چاقوست در دست بدمست خراب ... حتی در قرآن هم آمده که هدایت قرآن برای افراد خاصی است، یا اینکه قرآن کتاب مکنونی است که به کنه آن نمی‌رسند مگر پاکیزگان ... درست کردن ظاهر زندگی مردم بدون درست کردن باطن زندگی ایشان وقتی ارزش دارد که دنیا اصالت داشته باشد و قیامت توهم باشد و این رویکردی است که در ایسم‌های بشری دنبال شده است، توصیه‌ی دین چیز دیگری است، در دین آمده که هر وقت باطنتان آباد شد آن وقت است که درب‌های رحمت خدا از زمین و آسمان برایتان گشوده می‌شود تا ظاهر زندگی‌اتان هم درست شود «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَـٰكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ» ... اگر خدا بخواهد گروهی را بیچاره کند همان کاری را می‌کند که الآن غرب در پیش گرفته است که می‌خواهد بهشت را در دنیا به انسان بدهد تا انسان به کل به غفلتی فرو رود که برون‌رفتی برای آن متصور نتوان شد «وَلَوْلَا أَن يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن يَكْفُرُ بِالرَّحْمَـٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِجَ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ ﴿٣٣﴾ وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُرًا عَلَيْهَا يَتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾وَزُخْرُفًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۚ وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿٣٥﴾وَمَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَـٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ﴿٣٦﴾وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٧﴾» ... اینکه فکر کنیم اهل بیت علیهم‌السلام اگر علمی داشته باشند باید حتماً خیر علمشان را به مردم بچشانند این انتظار از نظر ما بجا نیست ...
    خب با این تفکر واپس گرایانه باید انسان ها تا قیام قیامت خر سوار شوند و شتر برانند !

    بعد وقتی من می گویم تفکرات شما ( که از دین ناشی می شود ) با رفاه و آسایش مردم مخالف است می فرمائید انصافت کجاست !! شما حتی داشتن ابتدایی ترین وسایل را هم حق مردم نمی دانید و می گوئید ائمه اگر آن وسایل را می ساختند موجب بدبختی آنها می شده است !!

    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    همه می‌گویند که هدف از اعجاز علمی قرآن این است که حقانیت قرآن با بالا رفتن دانش بشری آشکار شود ... یعنی در اینجا علم کمک می‌کند به اینکه حقانیت قرآن تحقیق شود و نه اینکه یک علم خاص در موضوعی علمی به مخاطبان قرآن انتقال یابد که اگر اینطوری بود دیگر اصلاً نیازی به قرآن نبود چون خود آن علم پیشتر به مخاطبان رسیده بود و گفتن قرآن دیگر ارزشی نداشته است ...
    این می تواند پاسخی به پرسش تاپیک هم باشد : قرآن چه نیازی به علم دارد ؟! به وسیله علم مفاهیمش آشکار می شود ..

    ولی طبیعی است که شما منکر نیاز قرآن به علم باشید ..


  5. #85

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    755
    حضور
    30 روز 23 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    848



    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    سوی الشی را راست و درست کردن چیز معنا کرده اند
    ولی تساوی هم معنا می‌دهد، چنانکه در جای دیگر از قرآن آمده است «قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ ﴿٩٦تَاللَّـهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٩٧إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿٩٨»، در جای دیگر هم آمده است «يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّىٰ بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّـهَ حَدِيثًا» و باز آمده است «لَّا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ۚ فَضَّلَ اللَّـهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً» و شاید باز هم باشد دیگر نگشتم ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    و «نسوی بنانه» را نیز اکثرا «ساخت انگشت» و گاهی انگشت را مجاز از دست گرفته و « ساخت دست » معنا کرده اند .. در این معنا که خب اشاره ای یافت نمی شود .
    آن‌ها مطابق درک خودشان ترجمه کردند و چه بسا برای یک آیه چندین ترجمه بشود یافت بسته به اینکه مخاطب آن چه کسی باشد، چنانکه در یکی از آیات تحدی قرآن آمده است که اگر راست می‌گویید «از مثل آن» چنین چیزی بیاورید، آنگاه در روایت آمده که وقی مخاطب این آیه اهل کتاب باشد آنگاه منظور از «من مثله» این است که از کتاب‌های خودتان، از تورات و از انجیل و از زبور، و وقتی که مخاطبش مشرکان مکه باشند آنگاه منظور از «من مثله» این است که از شخص سوادنیاموخته‌ای مانند حضرت محمد ابن عبدالله صلی‌الله‌علیه‌وآله چنین چیزی خارج نمی‌شود و ...
    به هر حال مشخص است که قرآن با ترجمه‌هایش مقیّد نمی‌شود و اصل مورد بحث همیشه متن خود قرآن خواهد بود و نه متن ترجمه‌هایش که کسی به الهی بودن آن‌ها اعتقادی ندارد و همه را بشری می‌دانند ... تفاسیر هم همینطورند ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    اما اگر معنای شما « مساوی قرار دادن انگشتان » را بپذیریم ، این محدود به «یک فرد» می شود .. یعنی فلان شخص که مرده ، نه تنها می توانیم استخوان هایش را بسازیم ، بلکه انگشتانش را نیز مساوی و برابر قرار می دهیم ! خب اگر بگوئیم قرآن جامع سخن گفته معنی حرف می شود اینکه : انگشتان دو دست را چه از نظر تعداد ، چه از نظر ابعاد و چه حتی خطوط موجود در آنها مساوی قرار می دهیم ..
    تعداد و ابعاد را هرکس با نگاه کردن به دستان خود متوجه می شود ، اما خطوط نه ! خطوط سر انگشت های متناظر در دو دست در نگاه ظاهری یکسان و «مساوی» به نظر می رسد ، اما در واقع حتی دو انگشت متناظر یک انسان هم خطوط متفاوت دارند ، به عبارتی ده انگشت یک انسان ، ده اثر مختلف دارد .. از این نظر اگر به آیه نگاه کنیم دیگر اعجاز علمی نیست ، غلط علمی است ..
    این قید که یکسان بودن آن‌ها باید با چشم غیرمسلح و با دقت یک انسان معمولی مشخص باشد و به بیش از آن نیازی نیست را از کجا آوردید بزرگوار؟ در قرآن آمده که ما حتی انگشتان او را هم مساوی انگشتان این دنیایش خلق می‌کنیم، چیزی در مورد اینکه تا چه حد شباهت داشته باشد بیان نشده است، بنابراین خارج از حدود بیان آمده در قرآن نشده است اگر کسی یکسان بودن خطوط سرانگشتان بدن محشور شده در حشر با بدن دنیایی را هم مطرح نماید ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    امير مؤمنان على عليه السّلام در تفسير جمله «وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ» فرمود: «منظور از نازل كردن آهن خلقت آن است». [ برگزیده تفسیر نمونه : ج5 ص 109 ]
    این هم درست است، حتی در روایات دیگری آمده که منظور از حدید یعنی شمشیر ذوالفقار که جبرائيل در جنگ برای رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله آورد، ولی این مانع از آن نمی‌شود که این آیه همین یک تفسیر را داشته باشد، کما اینکه شخصی پیش یکی از امامان معصوم علیه‌السلام رفت تا تفسیر آیه‌ای را بپرسد، وقتی پرسید و برگشت و از او سؤال کردند و جوابی داد تعجب کردند، چون گفتند که امام علیه‌السلام پیشتر از این به ما جواب دیگری داده بودند، بعد که از خود امام علیه‌السلام سؤال می‌شود ایشان می‌فرمایند که آیات قرآن یک تفسیر ندارند و هر دوی این تفسیرها درست هستند ...
    مطابق روایتی که شما به آن اشاره فرمودید حضرت امیر علیه‌السلام فرموده‌اند که مراد از نازل کردن در اینجا خلق کردن است، ولی این سؤال باقی می‌ماند که چرا در خود آن آیه از لفظ خلق کردن که آن هم عربی است و در سایر آیات خود قرآن هم به کرّات استفاده شده است استفاده نشده است ... این یک سؤال است که کنجکاوی در مورد آن می‌تواند به صورت یک سؤال لاینحل در ذهن علما باقی بماند تا دانش بشر به جایی برسد که تفسیر جدیدی برای آن بیابد ... حالا اگر امروز یافته باشد که من خودم درستی آن ادعا را هنوز تحقیق نکرده‌ام ... ولی اگر درست باشد همین مطلب می‌تواند یک مثال خوب باشد برای آنچه که از آن تحت عنوان اعجاز علمی یاد می‌شود ... اما به هر حال طبق توافقی که در چند پست قبلی داشتیم از آنجا که در متون اساطیری هم چنان مطالبی هست که بشود با دانش جدید تفاسیر علمی از آن‌ها کرد شاید بهتر باشد عنوان اعجاز علمی به آن‌ها ندهیم، تا ببینیم آیا جناب عامل دفاعی از این مطلب دارند یا خیر، هنوز که جوابی نداده‌اند ...

    همه را حلال کردم اگر چیزی بوده، لطفاً شما هم حلال کنید اگر چیزی دیدید، خدا خیرتان بدهد

    خدا همه‌ی ما رو هدایت کند و عاقبتمان را ختم به خیر کند ... ان شاء الله

  6. #86

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    755
    حضور
    30 روز 23 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    848



    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    به نظر من همین تفاوت هاست که جهان را زیباتر کرده است ، برای یک نفر تلاوت الحاقه مصطفی اسماعیل زیباست و برای دیگری ترانه های به زعم شما مبتذل ، خب چه اشکالی دارد که این دو کنار همدیگر زندگی کنند و به علایق یکدیگر احترام بگذارند ؟! حتما باید یکی دیگری را حذف کند ؟!
    این بحث هم فراتر از بحث این تاپیک است و فکر نکنم به این راحتی‌ها بشود روی آن در اینجا بحث کرد ... فقط مختصراً بگویم که همینکه قائل شویم که همه‌ی آن‌ها بتوانند در کنار هم باشند خودش می‌شود یک مکتب فکری جدید که در این مکتب فکری جدید باید طوری قیود و آزادی‌ها را تعریف کرد که این همجواری ممکن شود و طبیعی است که این قیود همگی وضع شده‌ی علم بشری خواهند بود و بدون نقص نیستند و کل این مکتب فکری می‌شود یک ایسم در کنار ایسم‌های دیگر، یک مکتب فکری بشری در کنار مکتب دین و مکاتب دیگر بشری ... مکتب دین می‌گوید قانون‌گذار فقط خداست، چون حکیم فقط خداست و چون فقط خداست که بدون غرض شخصی حکم می‌دهد چرا که بی‌نیاز است و چند دلیل دیگر ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    این نکته مهم به بحث بسیار مربوط است و آن نیز برداشت های هر فرد از دین است..
    بخشی که به موضوع تاپیک مربوط است را عرض می کنم ، آنچه که افراد در عبارت « قرآن 1400 سال پیش فلان حرف را زده است » و سایر عبارات مشابه می گویند در واقع چنین است : برداشت ما از قرآن همان است که امروز علم می گوید ..
    بله همینطوره ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    اینجا باید ریشه یابی کرد که این برداشت تازه از قرآن که برای برخی به وجود آمده و من نیز نامشان را معجزه تراش گذاشته ام از کجا منشا می گیرد ؟! ریشه اش در خود قرآن است یا آنکه برداشتی است که به یک علت دیگر به وجود آمده است ؟

    بررسی تاریخی که روی تفاسیر انجام می دهیم به ما کمک می کند بفهمیم برداشت های تازه ای که به عنوان اعجاز علمی از قرآن صورت می گیرد مسبوق به سابقه نبوده است .. در واقع اصالتی در متن قرآن ندارد .. مگر می شود یک موضوعی آنقدر واضح باشد ولی فهمیدنش قرن ها زمان ببرد .. پس این برداشت تازه ریشه در جایی دیگر دارد .. به زبان ساده تر اگر علم همچنان در سطح ابتدایی قرار می داشت امکان فهمیدن چنین نکاتی از قرآن محال می بود ..

    پس در واقع می توان گفت ما نه با خود قرآن که با تفاسیر و برداشت های افراد از آن ( که آنهم اصالتش را از جایی دیگر گرفته است ) سروکار داریم .. عامل تعیین کننده اینجا نه قرآن که علم و دانش و سطح آگاهی مردم است ..
    جناب دارنی، اینکه واضح است که وقتی کسی با یک گزاره مواجه می‌شود برداشت او از آن گزاره متناسب باشد با سطح دانش و آگاهی‌اش ... با افزایش سطح دانش و آگاهی‌اش هم برداشتش ارتقاء می‌یابد ... حتی یک نفر ممکن است یک کتاب را ده بار بخواند و هر بار بگوید که انگار دارم کتاب جدیدی را می‌خوانم و از تازگی این کتاب برایم کم نشده است ... حرفی که در مورد قرآن هم زیاد بیان می‌شود و برای خودم هم همینطور بوده است ...
    یک مثال برایتان بزنم ... یکی از ۴ امام اهل سنت رسید خدمت امام صادق علیه‌السلام، ایشان غذا که خوردند فرمودند که شکر خدا و شکر پیامبرش، آن امام اهل سنت برآشفت که اینکه دیگر واضح است که شرک است! امام علیه‌السلام آیه‌ای از قرآن را برایش تلاوت فرمودند و پرسیدند که آیا تا بحال این آیه را ندیده بودی؟ با تعجب گفت که چرا ولی تا کنون به آن توجه نکرده بودم ... امام علیه‌السلام جواب دادند که بلکه نفس تو مانع از این شد که این موضوع را از آن آیه درک کنی ...
    با این حساب اینکه امروز چیزی را از قرآن برداشت کنیم یا به قرآن نسبت بدهیم لزوماً به این معنا نیست که کسی بتواند بپرسد اگر چنین چیزی در قرآن بود چرا تا کنون کسی به آن توجه نکرده بوده است ... مگر کتاب آفرینش از هزاران سال پیش تا همین چند صد سال پیش تغییری کرده بود که ناگهان شروع کردند طور دیگری آن را بخوانند و به آن توجه کنند و در آن عجایبی را کشف نمایند؟ اگر ۷۰۰۰ سال چنین توجهی نکرده باشند و بعد توجه کنند به معنای این است که در آن ۷۰۰۰ سال خبری از آن عجایب در کتاب آفرینش نبوده است؟

    همه را حلال کردم اگر چیزی بوده، لطفاً شما هم حلال کنید اگر چیزی دیدید، خدا خیرتان بدهد

    خدا همه‌ی ما رو هدایت کند و عاقبتمان را ختم به خیر کند ... ان شاء الله

  7. #87

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    755
    حضور
    30 روز 23 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    848



    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    خب باید دید مثلا پیامبر در این خصوص چه نظری داشته است ؟ ( به نقل از تاریخ طبری ج1 ص 12 و 13 )

    ابن عباس گويد كه يهودان پيمبر را از خلقت آسمانها و زمين پرسيدند و فرمود: «خدا زمين را به روز يكشنبه و دوشنبه آفريد و كوهها را با فوايد آن روز سه شنبه آفريد و آب و درخت و شهرها و معموره و ويران را به روز چهار شنبه آفريد و اين چهار روز است كه فرمود: «أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ في يَوْمَيْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِكَ رَبُّ الْعالَمِينَ. وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ من فَوْقِها وَ بارَكَ فِيها وَ قَدَّرَ فِيها أَقْواتَها في أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِينَ 41: 9- 10 [1] يعنى بگو چرا شما به آنكه زمين را به دو روز آفريد كافر مى‏شويد و براى او همتا مى‏نهيد اين پروردگار جهانيانست.
    و به چهار روز روى زمين لنگرها پديد كرد و در آن بركت نهاد و خوردنيهاى آن‏
    مقرر كرد كه براى پرسش كنان [چهار روز] كامل است».
    فرمود: «و آسمان را به روز پنجشنبه آفريد و به روز جمعه ستارگان و خورشيد و ماه و فرشتگان را تا سه ساعت به روز مانده آفريد و در نخستين ساعت از اين سه ساعت اجلها را آفريد كه كى زنده شود و كى بميرد و به ساعت دوم آفتها افكند بر هر چه مردم از آن منتفع شوند و به ساعت سوم آدم را بيافريد و در بهشت مكان داد و ابليس را به سجده وى فرمان داد در آخر ساعت وى را از بهشت برون كرد.
    آنگاه يهودان گفت: «اى محمد سپس چه شد؟» فرمود: «آنگاه بر عرش مقام گرفت.» گفتند: «اگر گفته بودى كه سپس استراحت فرمود درست بود.» و پيغمبر سخت خشمگين شد و اين آيه نازل شد كه: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما في سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا من لُغُوبٍ. فَاصْبِرْ عَلى‏ ما يَقُولُونَ يعنى ما آسمانها و زمين را با هر چه ميانشان هست به شش روز آفريديم و خستگى‏اى به ما نرسيد. بر آنچه مى‏گويند صبر كن.»

    چند صفحه بعد طبری همین اشکال را چنین پاسخ می دهد : خداوند از این لفظ«یوم» استفاده کرده و ما نیز همین کار را می کنیم .. به بیان دیگر همان که فرمودید : تسلیم حق هستیم !
    این حدیث را دیده بودم و آن را درست هم می‌دانم، ولی اینکه بحث شنبه و یکشنبه و دوشنبه پیش بیاید آیا یعنی مراد از روز همین روزهای ما باشد؟ زمانی که خورشید نبوده دوشنبه را چطوری به صورت روزهای هفته تعریف می‌کردید؟
    برای توضیح این مطلب روایت دیگری هست که در طی آن معصوم علیه‌السلام می‌فرمایند که همانا عده‌ی روزهای سال نزد خداوند ۳۶۰ روز است که ۶ روز آن صرف خلقت شده است و در نتیجه ۳۵۴ روز باقی مانده به عنوان سال قمری هر سال ثبت می‌گردد. سال قمری ۳۵۴ روز است که ۱۱ روز از سال شمسی با ۳۶۵ روز کمتر است. این روایت به خودی خود خیلی عجیب است چون ۶ روز خلقت باید قاعدتاً فقط در همان سال اولی که خلقت روی داده از تعداد روزهای سال کم می‌شد (با این پیش‌فرض که منظور از روز همان روزی باشد که در نگاه اول به ذهن ما می‌رسد). این روایت تا مدتی ذهن من را درگیر کرده بود که یعنی چه تا اینکه توضیح مرحوم علامه‌ی مجلسی را در باره‌ی آن خواندم و آن اینکه کل خلقت این جهان آفرینش اگر ۱ سال باشد ۶ روز اول آن صرف خلقت شده است، یعنی از بعد از اتمام خلقت روز شنبه اولین روز از ۳۵۴ روز باقی‌مانده از عمر جهان است. جالب است که اگر درست خاطرم باشد روایات دیگری بجز «روز» به «ماه» اتمام خلقت هم اشاره کرده‌اند و فرموده‌اند که جهان در ماه حمل (فروردین) زاده شد (وضع حمل گشت) ...
    بله جناب دارنی، ما تسلیم کلام خدا هستیم ولی نه به آن معنا که فکر کنیم مطلب خدا اشتباه است و با این وجود بر آن گردن می‌نهیم، بلکه چون می‌دانیم که کلام خدا درست است اگرچه ما درست متوجه منظور آن نشویم ... تسلیم شدن با این نگاه است که عاقلانه است و نه با این نگاه که حتی اگر فلان کلام اشتباه باشد هم باز ما تسلیم آن هستیم چون احترام خدا واجب است و بزرگتر ماست، این اگر بود من هم می‌گفتم که احمقانه است ... ولی این هم عاقلانه نیست که اگر قرار شد احتمال بدهیم که یا کلام خدا غلط باشد و یا برداشت ما از کلام خدا سریع بیاییم و بگوییم که ما که اشتباه نمی‌کنیم پس لابد نعوذبالله خداوند در اشتباه بوده است ... این عین غرور و تکبر است و تکبر در مقابل خدا عین جهالت است ...

    همه را حلال کردم اگر چیزی بوده، لطفاً شما هم حلال کنید اگر چیزی دیدید، خدا خیرتان بدهد

    خدا همه‌ی ما رو هدایت کند و عاقبتمان را ختم به خیر کند ... ان شاء الله

  8. #88

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    755
    حضور
    30 روز 23 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    848



    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    خب این نوعی دیکتاتوری و زورگویی است !
    ادعا می کنم ، اثبات هم نمی کنم ، هرکس هم دلیل خواست شرک مرتکب شده !
    چرا خدا حقانیت دینش را اثبات می‌کند، اما نه از این راه، از راه خودش اثبات می‌کند، اثباتی که بدانیم قابل اطمینان است و باید به آن تن بدهیم و اگر نپذیریم و عذر و بهانه بیاوریم هم بدانیم که داریم خودمان را گول می‌زنیم ... خدا حقانیت دینش را اثبات می‌کند و بعد کلی مطلب عجیب و غریب که پذیرششان سخت باشد را می‌گذارد مقابلمان و می‌گوید اگر به خدا بودن من ایمان داری بدون چون و چرا بپذیر ... اشکالی ندارد تحقیق هم بکنی ولی این تحقیق نباید شرط پذیرش تو از من محسوب گردد که اگر باشد آن وقت تو از من نپذیرفته‌ای بلکه از علم ناقص خودت تبعیت کرده‌ای و آن را شریک من در حکم قرار داده‌ای ... و این شرک خفی است ...
    این کجایش غیرمنطقی است؟ اینکه عین عقلانیت است ... ولی قبول دارم که اشکال داشت اگر مبنای پذیرش حقانیت دین قرار بود همین مسائلی باشد که رویش اما و اگر وجود دارد ... یکی از اختلافاتی که با بزرگواران بر سر مفهوم معجزه دارم هم به همین خاطر است ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    من نیز با همین مشکل دارم ، به زنجیر کشیدن افکار و کفن کردن پرسشگری توسط دین .. این همان به بردگی گرفتن افکار انسان هاست ..
    چه برای فکر کردن و چه برای سؤال پرسیدن در اسلام محدودیت داریم، ولی محدودیتش چیزی نیست که کسی بتواند نتیجه بگیرد که پس ما آزاد نیستیم ...
    برای مثال در سوره‌ی مدثّر سه نوع تفکر اشتباه شمرده شده است که خداوند در مقابلش وعده‌ی عذاب می‌دهد، با آنکه تفکر بالاترین عبادت شمرده می‌شود که فضیلت آن از درک شب قدر هم بالاتر است، چرا که یک ساعتش معادل ۷۰ سال عبادت است در حالیکه شب قدر چند ساعت است و اینقدر فضیلت دارد ... سه تفکری که نهی شده‌ایم اینهاست:
    ۱. إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ * فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ
    ۲. عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ * وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً ۙ وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا ... وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّـهُ بِهَـٰذَا مَثَلًا ۚ كَذَٰلِكَ يُضِلُّ اللَّـهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ...
    ۳. فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ * ... * بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَىٰ صُحُفًا مُّنَشَّرَةً * كَلَّا ۖ بَل لَّا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ

    آیات خیلی عجیبی هستند ... در نوع اولی که از تفکر نهی شده‌ایم در واقع تفکر نیست و تفکیر است، یعنی خود را به فکر زدن است، یعنی خود را به زحمت انداختن برای استفاده از فکر است برای اینکه خودمان را توجیه کنیم، یعنی عذر و بهانه تراشیدن برای موجه جلوه دادن راهی که دوست داریم فرض کنیم درست است و دیگران را هم می‌خواهیم قانع کنیم که بپذیرند که درست است ... در نوع دوم از تفکر بحث سؤالات بیجا مطرح شده است که نوعاً انحرافی هستند و ذهن‌ها را از موضوعات اصلی‌تری منحرف می‌کنند ... و نوع سوم سؤالات هم برای وقتی است که برای شخص حجت تمام می‌شود ولی او اصرار دارد که الا و بالله باید برای من از آن راهی که خودم می‌گویم حجت تمام شود، مثل ریاضی‌دانی که بگوید من کاری ندارم که می‌دانم چه درست است یا نه، من به شرطی می‌پذیرم که اسلام حق است که آن را با زبان ریاضیات برایم اثبات کنند، یا چیزی شبیه به آن ...
    تفکر فلاسفه‌ی ما در اتمام حجت فلسفی بر مخاطبان اسلام از نوع سوم است، سؤالات بنی‌اسرائیلی فکر کنم از نوع دوم باشند، و خیلی از محاجّه‌هایی که اهل کفر با اهل ایمان دارند هم از نوع اول است، ایشان چون نمی‌خواهند تسلیم اسلام شوند آسمان و ریسمان است که به هم می‌بافند تا خود را موجّه نشان دهند ...
    برای سؤال پرسیدن منعیات دیگری هم داریم ... مثلاً در قرآن آمده که برای چه سؤالی می‌پرسید که اگر به شما جواب داده شود شما را ناراحت می‌کند ... یا منع شده‌ایم از اینکه سؤالی بپرسیم که جوابش را می‌دانیم و نیتمان از طرح این سؤال مشکل‌دار باشد ...

    اما بجز این موارد خاطرم نیست که منع دیگری شده باشیم در تفکر یا در طرح پرسش ... مگر اینکه می‌فرمایند در ذات خداوند فکر نکن که ذهنت وا می‌ماند و به حیرت می‌افتی و به ذات او آگاه نمی‌گردی و چه بسا از حیرت به جنون کفر بیفتی و انکار کنی چیزی را که ظرفیت فهمش را نداری ...

    حالا این قیود همان قول‌وزنجیرهای به بردگی کشیدن تفکر انسان‌های آزاده است؟ به نظر که اینطور نمی‌رسد ...

    همه را حلال کردم اگر چیزی بوده، لطفاً شما هم حلال کنید اگر چیزی دیدید، خدا خیرتان بدهد

    خدا همه‌ی ما رو هدایت کند و عاقبتمان را ختم به خیر کند ... ان شاء الله

  9. #89

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    755
    حضور
    30 روز 23 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    848



    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    من گمان می کنم در این زمینه بین علم و دین تفاوت وجود دارد ، دین همیشه جواب هایی آماده برای هر سوالی دارد ، اما علم اینگونه نیست ..
    بله درست است ... دین همیشه یک جواب ساده برای تمام مجهولات دارد که درست هم هست، ولی به آن معنا نیست که بگوید برای این سؤال همین یک جواب بسیط وجود دارد و جواب تفصیلی ندارد، بنابراین کسی که به دنبال تفصیل مطلب باشد می‌تواند همچنان خود را در جایگاه یک دانشمند علوم طبیعی دانسته و به دنبال جواب‌های تفصیلی بگردد ...
    اینکه دین برای هر سؤالی یک جواب اجمالی هم داشته باشد چگونه ممکن است به جای نقطه‌ی قوت نقطه‌ی ضعف دین محسوب گردد؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    در عین حال موضوعی که تحت عنوان دستکاری ژنی صورت می گیرد ، نوعا دست بردن در همان خلقتی است که حضرتعالی ودین برای خدا قائل هستید ..
    نه بزرگوار، ما برای خدا خالقیتی از جنس خلقت قوانین را قائل هستیم، انسان حتی اگر دستکاری ژنی هم بکند همچنان از همان قوانینی که خداوند حاکم کرده است سود می‌برد و کارش مثل لگو بازی و ساخت بناهای لگویی با لگوهای کارخانه‌ی دیگری تحت ضوابط وضع شده توسط آن کارخانه‌ی دیگر است ... این کجا و آن کجا؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    خب با این تفکر واپس گرایانه باید انسان ها تا قیام قیامت خر سوار شوند و شتر برانند !

    بعد وقتی من می گویم تفکرات شما ( که از دین ناشی می شود ) با رفاه و آسایش مردم مخالف است می فرمائید انصافت کجاست !! شما حتی داشتن ابتدایی ترین وسایل را هم حق مردم نمی دانید و می گوئید ائمه اگر آن وسایل را می ساختند موجب بدبختی آنها می شده است !!
    گ
    اگر انسان بخواهد تا قیام قیامت انسان نشود و چهارپا باقی بماند همان خر و شتر هم برایش زیاد است ... انسان چنان موجودی است که می‌تواند خودش هیچ نباشد ولی به تار موی گندیده‌ای که به سرش باشد هم مغرور شود و تکبر بورزد ...
    من که خودم و شما را به انصاف فراخواندم از شما پرسیدم که دین کجا با رفاه و آسایش مردم مخالف است؟ جز این است که گفتم اول اصلاح باطن و انسان شدن،‌ بعد رفاه و آسایش و اصلاح ظاهر؟ ... مردم راست‌راست امامشان را مخالفت کرده و تنهایشان گذاشته و شهیدشان می‌کردند و به هلاکت کفر و شرک و نفاق می‌افتادند و ما انتظار داریم امام علیه‌السلام به ایشان طی‌الأرض و علم کیمیا و امثال آن بدهند تا زندگی‌اشان مرفه گشته و ظلم و فسادشان بیش از پیش سر به آسمان بگذارد؟ ... یزید اگر تانک و هواپیما و نفربر زرهی و موشک‌های بالستیک داشت چه می‌کرد؟

    حالا از نظر شما این تفکر یک تفکر واپس‌گرایانه است، من کاری از دستم برنمی‌آید که تصور شما را تغییر بدهم ولی برای خودم مثل روز روشن است که عقلانیت به همین رویه حکم می‌کند ... اینکه تا ظرفیت یک علم نباشد نباید آموزشش داد ... در عوض در روایات آمده که بعد از فرج حضرت اباصالح‌المهدی علیه‌السلام بر سرها دست کشیده و عقل‌ها شکوفا گشته و تا آن زمان یک یا دو حرف از ۷۲ حرف علم کسب شده است اما بعد از ظهور تمام آن علوم برای انسان منکشف می‌گردند ... بیخود نیست که عقوبت نافرمانی مردم بعد از ظهور دیگر جنگ نیست بلکه قیام قیامت است و پشم‌زده شدن کوه‌ها و ...

    همه را حلال کردم اگر چیزی بوده، لطفاً شما هم حلال کنید اگر چیزی دیدید، خدا خیرتان بدهد

    خدا همه‌ی ما رو هدایت کند و عاقبتمان را ختم به خیر کند ... ان شاء الله

  10. #90

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۵
    نوشته
    755
    حضور
    30 روز 23 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    848



    نقل قول نوشته اصلی توسط dahim-darni نمایش پست ها
    این می تواند پاسخی به پرسش تاپیک هم باشد : قرآن چه نیازی به علم دارد ؟! به وسیله علم مفاهیمش آشکار می شود ..
    ولی طبیعی است که شما منکر نیاز قرآن به علم باشید ..
    نه بزرگوار منکر نیستم ... البته منکر نیاز قرآن به علم هستم و لی منکر نیاز مردم به علم برای فهم بهتر قرآن نیستم

    همه را حلال کردم اگر چیزی بوده، لطفاً شما هم حلال کنید اگر چیزی دیدید، خدا خیرتان بدهد

    خدا همه‌ی ما رو هدایت کند و عاقبتمان را ختم به خیر کند ... ان شاء الله

صفحه 9 از 9 نخست ... 789

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (1 کاربران و 2 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا فقط مراجع مورد تایید جامعه مدرسین اعلم هستند؟
    توسط مدیر ارجاع سوالات در انجمن تقلید
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۱۱/۲۰, ۱۹:۱۷
  2. جمع بندی چرا بهاییان نجس هستند؟!
    توسط آرامش در انجمن آشنایی با ادیان
    پاسخ: 42
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۴/۱۲, ۲۰:۴۳
  3. خود را بیازمایید/ نمره مسلمانی در کلاس درس پیامبر
    توسط باغ بهشت در انجمن شیعه شناسی
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۱, ۱۶:۴۴
  4. تغییر حکم حلال یا حرام شمردن آهنگی خاص
    توسط conquest در انجمن عزاداري و موسيقي
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۵/۰۷, ۰۰:۰۰
  5. بوییدن عطریات در اعتکاف
    توسط user در انجمن ساير ابواب احكام
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۲/۳۱, ۱۱:۰۵

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 56

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود