جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اعتماد به تاریخ

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۶
    نوشته
    2
    حضور
    3 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2

    اعتماد به تاریخ




    با سلام و ضمن تشکر از فضایی که برای تبادل نظر و گفت و گو ایجاد کردید.<br>
    <br>
    پیامبر اسلام 23 سال به ترویج دستورات الهی پرداختند. ایشان هر روزه 17 رکعت نماز میخوانند و حداقل روزی یک بار وضو میگرفتند، ولی در نهایت اختلافاتی هر چند کوچک بین مذاهب مختلف در نحوه نماز خواندن و وضو گرفتن ایشان ایجاد شده است. یعنی در نحوه اجرای اعمالی که بالای هزار بار در مقابل دیگران انجام شده است اختلاف نظر وجود دارد. با توجه به این موضوع ما چگونه میتوانیم به احادیثی که شاید 2 بار نیز گفته نشده اند اعتماد کنیم؟<br>
    <br>
    با تشکر

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,216
    حضور
    166 روز 15 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    57077



    با نام و یاد دوست






    اعتماد به تاریخ








    کارشناس بحث: استاد ممسوس

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,204
    حضور
    23 روز 18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2577



    باسلام و احترام
    پاسخ به سوال شما در دو مرحله تبیین میگردد نکته اول اینکه اختلافاتی که بین مسلمانان در مورد نماز و وضو ایجاد شد ایا در زمان خود پیامبر رخ داد یا اینکه این اختلافها به مرور زمان و بعد از پیامبر شکل گرفت؟ همچنین چه عواملی باعث شد این اختلافات به وجود بیاید؟

    نکته دوم اینکه چگونه به احادیث اعتماد کنیم و سیره و روش شیعه در این باره چگونه بوده و چه فرقی با روش اهل سنت دارد؟نکته قابل تامل این است که نباید اختلافات مسلمین در مورد نماز را با چگونه اعتماد کردن به احادیث مقایسه کنیم زیرا هر کدام در دو مقوله جدا از هم قرار دارد.پیامبر گرامی اسلام 13 سال در مکه به سر بردند. سه سال اول دعوت مخفیانه بود طبیعتا سخنی از احکام و شرایع دینی نبود. در ده سال بعد برای تبیین اموزه های دینی مشکلات عدیده ای داشتند. که کفار و مشرکین برای پیامبر به وجود اوردند به گونه ای که برخی از یاران پیامبر به حبشه هجرت کردند برخی زیر شکنجه های سخت قرار میگرفتند. اگر به ایات و سور مکی نگاه کنیم در مییابیم که خداوند از معاد و توحید سخن گفته است و هنوز جامعه کوچک مسلمان پذیرش احکاو شرایع دینی را ندارد. پس این 13 سال به همین منوال گذشت. اما پس از هجرت پیامبر به مدینه و در 10 سالی که حضرت رسول در قید حیات بودند ایات احکام و شرایع نماز حج روزه خمس و .... نازل گردید. در مورد نماز اینکه تا قبل از سال نهم بعثت وجوبی برای نماز نیامده بود و 17 رکعت فعلی در 12 ریع الثانی سال اول هجرت واجب شد. آنچه در بیشتر منابع اسلامی دیده می‌شود این است که وجوب روزه در سال دوم هجرت با نزول آیه 183 سوره بقره به مسلمانان ابلاغ شد.[1] لذا اینطور که شما تصور میکنید که در طول این 23 سال پیامبر نماز خواندند و وضو گرفتند و همه مردم دیدند ولی باز در نماز و وضوی خود اختلاف پیداکردند، چنین نبوده است بلکه محدود به همان دوران مدینه است.

    [1] . ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن على‏، مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏1، ص 43، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، 1379ق؛ ابن ادریس حلّی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج ‏1، ص 125، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1410ق؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ‏1، ص 272، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1417ق؛ ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج ‏3، ص 254 و 347، بیروت، دار الفکر، 1407ق؛ بغدادی، علاء الدین علی بن محمد، لباب التاویل فی معانی التنزیل، ج ‏1، ص 110، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.



    اعتماد به تاریخ

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,204
    حضور
    23 روز 18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2577



    اما اینکه اختلافات در نحوه نماز خواندن و وضو گرفتن چرا به وجود امد و منشا ان چه بود باید عرض کنم پس از رحلت پیامبر با کنار زدن امیرالمومنین و غصب خلافت مسیر اصلی اسلام از چارچوبی که پیامبر برای ان تبیین کرده بودند منحرف شد همچنین منع کتابت حدیث و بدعتهایی که خلفا در دین گذاشتند باعث شد مردم به مسائل دینی خویش حتی وضو و نماز واقف نباشند. در این بین مطالب زیادی هست که از حوصله این پست خارج است و من به ان اشاره نمیکنم.
    اما بخش دوم سوال این بود که ما چگونه به احادیث اعتماد کنیم[1]
    اهل سنت احادیث امامان ما را نمیپذیرند و فقط به احادیث پیامبر توجه دارند در حالی که وقتی خلفا کتابت حدیث و نقل ان را تحریم نمودند احادیث جعل زیادی در منابع اهل سنت وارد شد اما خوشبختانه امامان ما با بیان احادیث مختلف سعی در زنده نگاه داشتن سیره پیامبر داشتند و لذا احادیث ما از گزند تحریفات مختلف زمان خلفا تا اواخر قرن اول مصون و محفوظ ماند.
    نکته قابل تامل این است که اعتماد به حدیث راههای دارد که به ان اشاره میشود.
    وقتی نوبت به اعتماد به یک حدیث و روایتی می شود و یا صحبت بر سر وجود یا عدم وجود یک نفر راوی یا شرح حال او از نظر اینکه آیا این شخص مورد اعتماد است یا خیر؟، پیش می آید اینگونه نیست که ما بدون هیچ بررسی و دقت یک حدیث را به صرف اینکه در یک کتاب روایی آمده است قبول کنیم تا بعد این شبهه پیش آید که این احادیث قابل اعتماد نمی باشد؛ زیرا وقتی صحبت از پذیرش یا رد یک روایت یا یک راوی می شود با استفاده از قواعد و اصول دو علم رجال و درایه (در رجال حال راویان و مورد اعتماد بودن یا نبودن روات احادیث مورد بررسی قرار می گیرد و در علم درایه متن، سند و طریق احادیث بررسی می شود) آن راوی و روایت او مورد ارزیابی قرار می گیرد. و تا با دلائل و قرائن و شواهد محکم به صحت یک روایتی یا مورد اطمینان بودن یک راوی پی نبرند به آن روایت و راوی اعتماد نمی کنند.[2]


    [1]. ابن خلدون عبد الحرحمن –مقدمه ابن خلدون ج 1- ص 13-ترجمه محمد پروین گنابادی –انتشارات بنگاه ترجمه ونشر کتاب چاپ چهارم تهران 1359

    [2] . علامه حلی رجال علامه حلی ج1ص 3- چاپ دارالذخائر قم سال 1411




    اعتماد به تاریخ

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,204
    حضور
    23 روز 18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2577



    راه هایی برای اعتماد به احادیث وجود دارد که عبارتند از:
    الف) پالایش متنی و سندی احادیث :
    این کاربه صورت های مختلفی انجام شده است:
    1. اولین روشنگری درباره جلو گیری از ورود احادیث جعلی در تراث شیعی توسط خود امامان معصوم (ع) انجام گرفت، ایشان به اشخاصی اشاره می کردند که واضع و جاعل احادیث بودند و در ضمن به نوع افکار و معانی که در احادیث جعل کرده اند اشاره می فرمودند. عبدالله بن مشکان از بعضی از اصحاب امام صادق (ع) نقل می کند که حضرت فرمود: «خداوند مغیرة بن سعید را لعنت کند، او پیوسته بر پدرم امام باقر (ع) دروغ می بست، خداوند گرمای آتش را به او بچشاند، خداوند لعنت کند کسی را که دربارۀ ما چیزی می گوید که ما نسبت به خود چنین اعتقادی نداشته باشیم، خداوند لعنت کند کسی را که ما را از درجۀ بندگی خداوندی که ما را خلق کرد و به سوی او باز می گردیم و همۀ امور ما به دست اوست خلع کند»این گونه روشنگری ها باعث طرد سندها و متونی بود که اسماء و افکار این گروه های منحرف در آن وجود داشت. یاران ائمه(ع) و محدثان شیعه با دقت نظر و تیزبینی اینگونه انحرافات را تا حد زیادی حذف کردند.
    2. نویسندگان کتب اربعه (کافی، من لا یحضره الفقیه، استبصار، تهذیب) که اشخاص متخصص و متعهدی بودند، احادیثی را جمع کرده اند که حجت بین خدا و ایشان باشد. یعنی احادیثی که به نظر خودشان صحیح بود. از طرفی می دانیم که اصطلاح صحیح در نزد قدماء یعنی روایتی که از صدور آن اطمینان داشته باشد که نتیجه بررسی سندی و متنی یک حدیث اطمینان از صدور آن از معصوم(ع) است.
    3.تألیف کتاب در علم رجال : قبل از کتب رجالی فهرستی اربعه (رجال کشی، فهرست نجاشی، رجال طوسی، فهرست طوسی) اصحاب دارای کتب رجالی زیادی بودند. یعنی پالایش احادیث از زمان حضرات معصومین (ع) شروع شد و محدّثین ما با آگاهی از رجال احادیث اقدام به نوشتن احادیث می کردند نه چشم بسته و بدون نقد و جرح و تعدیل. به عنوان مثال عبدالله بن جبله کنانی (م 219 هـ)، محمد بن عیسی یقطینی ، حسن بن محبوب (م 224 هـ) و حسن بن علی بن فضال (م 224 هـ) و دیگر اصحاب نیز هر کدام کتاب رجالی داشتند.بعد از این، کتب رجالی و فهرستی اربعه تألیف شد که سعی زیادی در شناخت روات و شناخت کتب روایات و صحت استناد آن به نویسندگانش نمودند

    اعتماد به تاریخ

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,204
    حضور
    23 روز 18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2577



    ب) پالایش متنی:
    برای پالایش متن احادیث از هر گونه تغییر و تحریف عمدی و غیر عمدی از این راه ها استفاده شده است:
    1-عرضۀ حدیث بر امامان و عالمان:
    یکی از روش های پالایش متنی که اصحاب ائمه (ع)، به خصوص اصحاب ائمه(ع) متأخر مانند امام رضا (ع) تا امام عسکری (ع) انجام می دادند. عرضۀ روایات بر معصومین(ع) و اطمینان از صحت و سقم روایات بود.
    این شیوه که در روایات آن را «عرض الحدیث» می نامند بیشتر در دوره نخستین تدوین حدیث یعنی «دورۀ حضور»، جلوه کرده است. در این روش حدیث بر امام معصوم (ع) و یا اصحاب بزرگ و مورد اعتماد او عرضه می شود و تأئید یا انکار امام نسبت به کلمات متن حدیث بدست می آید.
    عرضۀ مجموعه های متعدد روایی بر امام صادق(ع) نشانگر تشدید این جریان در عصر آن امام همام است. دوره ای که هویت تشیع، تثبیت شد و شیعۀ جعفری از شیعۀ زیدی و فرقه های مختلف دیگر تمایز یافت. اصحاب و راویان تربیت یافته در این مکتب به عنوان شاخص هایی برای محک زدن درستی هر آنچه به شیعه و امامان او نسبت داده می شد، مطرح شدند و آنان نیز با عرضۀ مجموعه های حدیثی نوشته و یا نقل شده، خود، امنیت میراث شیعی را تضمین کردند.
    همچنین یونس بن عبدالرحمن کتب زیادی از شیعه را محضر امام رضا (ع) عرضه کرد که در موردی حضرت احادیث فراوانی را انکار کرد. مانند این در مورد کتب بنی فضّال نیز وارد شده است. که امام حسن عسکری (ع) روایات این کتب را تائید کردند.

    اعتماد به تاریخ

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,204
    حضور
    23 روز 18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2577



    شیوۀ عرضۀ حدیث موجب گشت، ساده اندیشی از دایره حدیث شیعه رخت بربندد و دست جاعلان کوته اندیش ـ که کم هم نبودند ـ از دامان حدیث کوتاه گردد. تنها احساس هولناک ردّ امام نسبت به حدیثی کافی بود که بسیاری از منافقان داخل شده در صفوف شیعه را از کرسی نقل حدیث، پائین کشد و آنان را از حریم پاک آن دور سازد، گرچه بکلی کنار نرفتند.
    2- مقابله نسخه ها:
    این شیوه از قدیم الایام در بین علماء اسلام و اصحاب و یاران پیامبر و ائمه طاهرین(ع) مرسوم بوده که هر چند گاه یک بار نصوص و کتابهای حدیثی و خطی خود را با نوشته های صحیح و اصلی افراد مورد وثوق مقابله و تطبیق می کردند این روش کوششی است جهت زدودن تحریفها، افزوده ها و کاستیهای عمدی و سهوی.
    3-اجازۀ نقل حدیث:
    علمای حدیث، اجازۀ نقل را یکی از مهم ترین طرق تحمل حدیث دانسته اند و به عنوان پشتوانۀ صحّت و درستی نقل احادیث، به اخذ و مبادلۀ آن همّت گماشته اند. بدین صورت که اساتید علم حدیث به طور کتبی یا شفاهی اذن روایت احادیث از خود را به شاگردانشان اعطا می نمودند و معمولاً در این اجازات نام اساتید و مشایخ و تألیفات خود را می آوردند.به عنوان مثال احمد بن ادریس اشعرى قمى فقیه نامدار، محدث عالیقدر و یکى از چهره‏هاى درخشان قرن سوم هجرى در شهر مقدس قم است که توفیق یافت به محضر پیشواى یازدهم، حضرت امام حسن عسکرى (ع) شرفیاب شود. وی دانشهاى مختلف را از محضر اساتید و دانشوران نامدار امامیه عصر خویش، همچون احمد بن اسحاق قمى (سفیر امام زمان «عج» در شهر قم و ده‏ها تن از چهره‏هاى درخشان شیعه، فرا گرفت و موفق به تألیف کتاب‏هاى ارزشمند فقهى و حدیثى شد. او روایات متعددى را از ائمه اطهار (ع) نقل کرده است. شاگردان دانشمندى در مکتب او تربیت شده‏اند و او به آنان اجازه روایت داد. از مهمترین و مشهورترین شاگردان وى مى‏توان ثقة الاسلام، محمد بن یعقوب کلینى را نام برد که صاحب مطمئن‏ترین کتاب حدیثى شیعه یعنى «کافى» است و کلینى در آن روایات ابن ادریس را بدون واسطه نقل کرده است.
    از فواید مهم اجازۀ روایت، اتصال سند اخبار به ائمه معصومین(ع) است و معمولاً اساتید در اجازۀ روایی سلسله سند را به یکی از مشایخ بزرگ هم چون ملامحمدتقی مجلسی، شهید اول، علامه حلی و یا شیخ طوسی رسانده و بر او توقف می کنند چون طرق مشایخ بزرگ معلوم است.

    اعتماد به تاریخ

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,204
    حضور
    23 روز 18 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2577



    4- روش فهرستی:
    یکی دیگر از این روش ها، روش فهرستی است، قدماء چنین روشی داشتند یعنی روایات را با یک سری از قرائن می سنجیدند آن گاه قبول یا ردّ می کردند. مثلاً چون مسلک قمی ها در غلّو بسیار سختگیرانه بود به طوری که ابن ولید تمام کتب صفار جز بصائر الدرجات را نقل می کند. با اینکه نویسنده همه محمد بن الحسن الصفّار است، یا ابن ولید تمام رجال کتاب نوادر الحکمة را تأئید می کند ولی چند نفر را استثناء می کند نه اینکه این افراد ضعیف باشند بلکه روایتی که با این سند در این کتاب واقع شده مورد قبول نیست.
    در این روش هم اگر چه کاری شخصی و اجتهادی است ولی به نوع خود پالایش متنی روایات است.
    5- موافقت متن روایات با آموزه های صریح قرآن:
    یکی دیگر از این روش ها عرضۀ روایات بر آیات قرآن است. از پیامبر گرامی اسلام(ص) و ائمۀ طاهرین (ع) مکرر روایت شده است که فرمودند:"هر گاه از ما حدیثی به شما رسید آنرا بر کتاب خدا عرضه نمائید پس آنرا که موافق قرآن بود بگیرید (بر طبق آن عمل کنید) و آنرا که مخالف قرآن بود کنار بگذارید یا به ما برگردانید(درستی و نا درستی آنرا از ما بپرسید).
    همچنین خداوند برای نگهبانی از میراث گرانبهای نبوی در مقابل سودجویی فرصت طلبان، پاسدارانی را گمارده بود که محل رجوع مسلمانان حق جو بودند. از نمونه های بارز این حقیقت جویان، «سلیم بن قیس الهلالی» است که به سرنخهایی از اختلاط و التقاط و تفاوت نقلها و دروغ بستن به پیامبر(ص) دست یافته و پی برده بود که انتقال حدیث پیامبر(ص) تنها از مجرای علم صحیح اهل بیت میسّر است.
    خلاصه این که امروزه با این تلاش های وافر و پیگیریهای مجدّانه و طاقت فرسا از طرف ائمه (ع) و اصحاب ایشان تراث غنی و نسبتاً سالمی به دست ما رسیده است ولی در عین حال علماء و مجتهدین با عنایت به همۀ این تلاشها خود را از کاوش سندی و متنی و یافتن قرائن و شواهد در به دست آوری ملاکهایی برای تشخیص روایات صحیح واقعی از دیگر روایات بی نیاز نمی دانند، علماء و مجتهدان با بررسی سند روایات و بررسی صحت انتساب کتب اولیه که روایات کتب اربعه از آنها گردآوری شده است به صاحبانش چه بسا روایات صحیح السند و المتن را به خاطر بعضی از قرائن قطعی قبول نکنند مثلا 1. روایت مخالف قطعی با قرآن باشد. 2. مخالف با اصول مذهب باشد. 3. مورد اعراض علماء امامّیه در طول تاریخ واقع شده باشد. 4. روایات از روی تقیه صادر شده باشد. 5. روایات دارای نشانه های جعل باشد و ...
    اینها و دیگر امور بسیار دقیق و فنّی راه هایی است که امروزه علماء و مجتهدین برای قبول یا ردّ یک روایت به کار می گیرند.
    پس اگر چه ما احتمال تحریف را در بیان تاریخ را بدهیم ولی این مشکلی را برای ما در اعتماد به احادیث ایجاد نمی کند؛ زیرا برای پذیرش احادیث دو علم رجال و درایه وجود دارد که در علم رجال به بررسی افرادی که احادیث را نقل می کنند پرداخته می شود و در درایه به بررسی و بیان ملاکهایی در پذیرش یک حدیث و انواع احادیث پرداخته می شود. بنابراین ما به احادیث و راویان بعد از برخورداری از ملاکهایی که ذکر شد اعتماد می کنیم.

    اعتماد به تاریخ

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    648
    حضور
    12 روز 14 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    2
    گالری
    12
    صلوات
    1149



    نقل قول نوشته اصلی توسط ممسوس نمایش پست ها
    باسلام و احترام
    پاسخ به سوال شما در دو مرحله تبیین میگردد نکته اول اینکه اختلافاتی که بین مسلمانان در مورد نماز و وضو ایجاد شد ایا در زمان خود پیامبر رخ داد یا اینکه این اختلافها به مرور زمان و بعد از پیامبر شکل گرفت؟ همچنین چه عواملی باعث شد این اختلافات به وجود بیاید؟

    نکته دوم اینکه چگونه به احادیث اعتماد کنیم و سیره و روش شیعه در این باره چگونه بوده و چه فرقی با روش اهل سنت دارد؟نکته قابل تامل این است که نباید اختلافات مسلمین در مورد نماز را با چگونه اعتماد کردن به احادیث مقایسه کنیم زیرا هر کدام در دو مقوله جدا از هم قرار دارد.پیامبر گرامی اسلام 13 سال در مکه به سر بردند. سه سال اول دعوت مخفیانه بود طبیعتا سخنی از احکام و شرایع دینی نبود. در ده سال بعد برای تبیین اموزه های دینی مشکلات عدیده ای داشتند. که کفار و مشرکین برای پیامبر به وجود اوردند به گونه ای که برخی از یاران پیامبر به حبشه هجرت کردند برخی زیر شکنجه های سخت قرار میگرفتند. اگر به ایات و سور مکی نگاه کنیم در مییابیم که خداوند از معاد و توحید سخن گفته است و هنوز جامعه کوچک مسلمان پذیرش احکاو شرایع دینی را ندارد. پس این 13 سال به همین منوال گذشت. اما پس از هجرت پیامبر به مدینه و در 10 سالی که حضرت رسول در قید حیات بودند ایات احکام و شرایع نماز حج روزه خمس و .... نازل گردید. در مورد نماز اینکه تا قبل از سال نهم بعثت وجوبی برای نماز نیامده بود و 17 رکعت فعلی در 12 ریع الثانی سال اول هجرت واجب شد. آنچه در بیشتر منابع اسلامی دیده می‌شود این است که وجوب روزه در سال دوم هجرت با نزول آیه 183 سوره بقره به مسلمانان ابلاغ شد.[1] لذا اینطور که شما تصور میکنید که در طول این 23 سال پیامبر نماز خواندند و وضو گرفتند و همه مردم دیدند ولی باز در نماز و وضوی خود اختلاف پیداکردند، چنین نبوده است بلکه محدود به همان دوران مدینه است.

    [1] . ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن على‏، مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج ‏1، ص 43، قم، انتشارات علامه، چاپ اول، 1379ق؛ ابن ادریس حلّی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج ‏1، ص 125، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1410ق؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ‏1، ص 272، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، 1417ق؛ ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج ‏3، ص 254 و 347، بیروت، دار الفکر، 1407ق؛ بغدادی، علاء الدین علی بن محمد، لباب التاویل فی معانی التنزیل، ج ‏1، ص 110، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1415ق.


    سلام علیکم. اینکه راههایی برای افزایش اعتماد به تاریخ و حدیث وجود دارد، سخنی صحیح است، ولی سؤال دیگر اینجاست که آیا این اعتماد، به خصوص وقتی مربوط به حادثه ای در گذشته های دور باشد، تا سطحی بالا می رود که بتوانیم با یقین بگوییم متن فعلی، بازتاب دهندۀ بی کم و کاست تاریخ است؟ آیا ما در اکثر گزاره های تاریخی با گمان، هر چند گمان نزدیک به یقین باشد، به جای یقین روبرو نیستیم؟

    یک امر دیگری که در این عدم یقین مؤثر هست، جهتگیری فکری نویسندگان است، برای مثال در مورد تاریخ صدر اسلام تمامی منابع اسلامی هستند، مخالفین اسلام هم به خود حق می دهند که بگویند که مسلمانان همیشه طوری ماجرا را نقل می کنند که حق با خودشان باشد، زیرا حب و بغض افراد در نقل مؤثر است.

    مسئله سوم، این است که ممکن است راویان هر چند خودشان دروغ نگویند، ولی به خطا، با پذیرفتن بی مورد به افراد یا منابع، گزارشات اشتباه در تاریخ وارد کنند.

    با تشکر

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۶
    نوشته
    2
    حضور
    3 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2



    سلام
    ضمن تشکر از پاسخ کاملتون. باز هم سوال هایی برای بنده ایجاد شد.
    شما میفرمایید که احکامی مثل نماز 23 سال در ملاء عام انجام نشده. با توجه به حرفای شما حداکثر 10 سال این احکام اجرا شده. ما برای اطمینان در نظر میگیریم که 5 سال انتهایی عمر پیامبر مردمی که نماز میخوانده اند به یک صورت بوده و احکام واضح بوده است. در ادامه شما فرمودید که حاکمان آن زمان نگذاشتند احکام به درستی انتقال یابد. این موضوع چگونه انجام گرفته است؟ یعنی ناگهانی نحوه نماز خواندن را عوض کرده اند؟ آیا تغییر نحوه نماز خواندن و وضو موجب اعتراض بقیه مردم و امامان نشد؟ میخواهم بدانم عملی که هر روزه در حضور چشم همگان و با حضور خودشان در حال انجام بوده چگونه به انحراف کشیده میشود و دو دستگی موجب میشود.
    در مورد احادیث نیز موضوعی که ذهن مرا درگیر کرده است مورد سوم کاربر مسلمان ایرانی میباشد. چون برای بنده بارها پیش آمده که ماجرایی را برای شخصی تعریف میکنم ولی بعد از مدتی فردی دیگر همان موضوع را برایم تعریف میکند و بدون هیچ غرضی داستان عوض میشود. چگونه این موضوع در مورد احادیث توضیح داده میشود؟
    با تشکر
    ویرایش توسط شایا : ۱۳۹۶/۰۶/۲۹ در ساعت ۱۴:۰۰

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 16

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود