صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: احکام توسل در تشیع چیست ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069

    احکام توسل در تشیع چیست ؟




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با عرض سلام خدمت عزیزان و عرض تبریک بمناسب میلاد علی بن ابیطالب علیه السلام

    هرچه بین احکام گشتم در این سایت احکام توسل در تشیع رو پیدا نکردم.

    از اساتید تمنا دارم اگر احکامی در ارتباط با توسل در تشیع وجود دارد بنده را راهنمائی نمایند.

    با سپاس فراوان

    یاحق

    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    مطالبی در یک سایت در این رابطه

    توسّل به عزیزانِ درگاه الهی از جمله مسائلی است که همه فرقه‌های مسلمین به آن توجه داشته و از آن بهره می‌جویند. توسل با تولد شریعت اسلام و به وسیله پیامبر مشروعیت یافت و سپس قرنها به حیات خود ادامه داد تا به دست ما رسید.
    در این میان تنها گروهی که توسل را زیر سؤال برده و نفی نموده‌اند وهابیها هستند. این نظریه در اندیشه‌های «ابن تیمیه‌» سردمدار فقه و هابی متولد شد و بعدها در نظر «محمد بن وهاب» موسس و پایه‌گذار این مذهب قدرت گرفت.
    در این بخش برآنیم که با توجه به دو محورِ (الف) احادیث موجود و (ب) سیره مسلمانان در زمان پیامبر و ائمه اطهار (علیهم‌السلام) در ابتدا به توضیح مشروعیت توسل پرداخته و سپس نوع نگاه و نظر وهابیان را نقد نمائیم.
    الف) احادیث و سخنان مختلف پیامبر در مورد توسل
    1: مرد نابینائی حضور پیامبر آمد و گفت از خداوند بخواه به من عافیت بخشد، پیامبر فرمود: اگر مایل هستی دعا کنم و اگر مایل هستی صبر کن که این بهتر است.
    مرد نابینا گفت دعا بفرمائید.
    پیامبر به او دستور داد وضو بگیر و در وضوی خود دقت کند و دو رکعت نماز بگذارد و این چنین دعا کند:
    اللّهم إنی اساَلُکَ، وَ أتَوَجَّهُ اِلَیک بِنَبیّک مُحمَّدٍ نَبِیّ الرَّحمَهِ . یا مُحَمَّدُ إنّی أتَوَجَّهُ بِکَ إلی رَبِّی فِی حاجَتیِ لِتَقضِیَف اَللّهُمَ شَفَّعهُ فِیَّ.
    ( پروردگارا من از تو درخواست می‌کنم و به وسیله پیامبرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، پیامبرِ رحمت به تو متوجه می‌شوم. ای محمد(صلی الله علیه و آله) من دربارۀ حاجتم به وسیله تو به خدایم متوجه می‌شوم تا حاجتم را برآورده بفرمائی، پروردگارا شفاعت او را درباره من بپذیر... )
    درباره سند حدیث نیز هیچ مشکلی وجود ندارد، چرا که حتی پیشوای وهابی‌ها ابن تیمیه سند آن را صحیح می‌خواند
    در این حدیث به دو صورتِ متفاوت توسل عنوان شده و بیان می‌کند که اولاً آن شخص در قسمتی بوسیله پیامبر(صلی الله علیه و آله) از خداوند حاجت طلبیده می‌شود و ثانیاً در جای دیگر از خودِ پیامبر و بوسیله قدرتی که خداوند به ایشان داده‌اند حاجت طلبیده شده است و هر دوی آنها در این حدیث به فرد نابینا آموزش داده می‌شود.

    2: در آیه 37 سوره بقره چنین آمده که:
    «فَتَلقی آدَمَ مِن رَبِّهِ کَلِماتٍ فَتاب عَلَیه، اِنَّهُ هُوَ التَّوابٌ الرَّحیم»
    (آدم از خدای خود کلماتی را با خضوع دریافت کرد و سپس توبه نمود، حقا که خداوند توبه‌پذیر است)
    در مورد تفسیر این آیه در کتابهای مختلفی مثل کتابهای (المعجم الصغیر) و (مستدرک صحاح) و (دلائل النبوه) و ... که اکثراً از اهل تسنن می‌باشد حدیثی از عمربن الخطاب خلیفه دوم اهل تسنن نقل می‌شود که او گفت: پیامبر گرامی فرمودند:
    وقتی آدم مرتکب گناهی شد، سر به آسمان بلند کرد و گفت (خدایا) ترا به حق محمد سؤال می‌کنم که مرا ببخشی، خدا به او وحی نمود که محمّد کیست؟ آدم پاسخ داد، وقتی مرا آفریدی سر به عرش بلند نمودم، در این هنگام دیدم در آن نوشته است. «معبودی جز خدا نیست و محمّد پیامبر خدا است» با خود گفتم که محمد بزرگترین مخلوق اوست که خدا نام او را کنار خود آورده است، در این موقع به او وحی شد که او آخرین پیامبر از ذریه تو است، و اگر او نبود ترا خلق نمی‌کردم.
    در مورد صحت حدیث، آنقدر بگوئیم که این حدیث به تواتر از منابع اهل تسنن بیان شده و به نظر ایشان هیچ نوع شکّی در آن نیست. در این حدیث که در فقه شیعه به صورت دیگری بیان شده ]حضرت آدم خداوند را با نام پنج تن آل عبا قسم داد و نام مبارک پیامبر در کنار بقیه پنج تن مورد استفاده قرار گرفته است[
    در این روایت نیز می بینیم که بصورت صریح توسل و واسطه قرار دادن اولیا امری مشروع و موردنظر خداوند قرار گرفته است. چنانکه خود برای اجابت دعای آدم این امر را به او آموزش می‌دهد.

    ادامه ...
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    در ادامه ...

    3: طبرانی در معجم کبیر و اوسطِ خود و ابن حبان و ابونعیم و جلال الدین سیوطی همه حدیث زیر را بیان کرده و در صحت و درستی سند آن مهر تایید می‌زنند.
    در این حدیث بیان می‌شود که هنگامی که فاطمه بنت اسد مادر حضرت امیرالمومنین (علیه‌السلام) درگذشت، پیامبر به لحاظ شدت علاقه کلمات جانگداز و جالبی را در عزای او بیان کرده و سپس دستور کندن قبر ایشان را دادند و نهایتاً وقتی که قبر آماده شد، وجود مبارکشان در قبر خوابیدند و این چنین فرمودند:
    خدائی که زنده می‌کند و می‌میراند و او زنده است و نمی‌میرد، مادرم فاطمه بنت اسد را بیامرز و جایگاه او را وسیع قرار بده، به حق پیامبرت و پیامبرانی که پیش از من بودند.
    در این حدیث نیز می‌بینیم که خود پیامبر مقام خود و بقیه انبیا را واسطه قرار می‌دهند تا به حاجت خود برسند.
    ب) سیره مسلمانان در زمان پیامبر و ائمه اطهار (علیهم‌السلام)
    علاوه برا حادیث و دستوراتی که مستقیماً و صراحتاً دستور به توسل و استفاده از نام بزرگان برای رسیدن به حاجات می‌دهند، با نگاهی به تاریخ صدر اسلام نیز به راحتی می‌توان بهره‌گیری از توسل را در سیره و روش زندگی مسلمانان یافت کرد. داستانها و روایات متعددی در این زمینه وجود دارد که حتماً تا به حال به آن برخورد نموده‌اید.
    روایاتی که در آن مسلمانان حاجات خود را از پیامبر درخواست کرده و مقام و رتبه پیامبر را واسطه قرار می‌دهند تا حاجت خود را از درگاه الهی بگیرند.
    نه تنها در زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) که در بقیه دوران‌ها نیز چنین رویه‌ای مرسوم بوده و مسلمانان با رجوع به اولیای خداوند سعی می‌کردند ( از راه میان بر) سریعتر به خداوند نزدیک شده و با استفاده از مقام بزرگان زودتر حاجت خود را بدست آورند.
    تا آنجا که احادیث مختلفی از اهل تسنن بیان شده که جدای از صحت یا نادرستی آن همه خلفای چهارگانه را مرجعی برای دریافت حاجات مسلمین معرفی می‌نماید.
    به هر حال توجه به سیره مسلمانان و صحابه پیامبر که به نظر اهل تسنن و وهابیان از مهمترین محورهای بدست آوردن احکام فقهی است به تواتر توسل به بزرگان را تایید و مورد صحت معرفی می‌کند.
    پس از توضیح و شرح دلایل معتبری که درصحت توسل و واسطه قرار دادن اولیاء الهی در درگاه خداوند بیان شد به بیان اندیشه وهابیان در اینباره و نقد و پژوهش پیرامون آن می‌پردازیم.
    شیخ عبدالعزیز بن باز مفتی کل عربستان در مورد جواز توسل بیان می‌کند که توسل دارای چهار نوع است و از این انواع دو قسمش جایز نبوده و شرک به حساب می‌آید.
    هرچند این فتوی نسبت به علمای قبلی وهابیت که همه انواع توسل به انبیا و اولیا را شرک می‌دانستند منعطف‌تر می‌باشد ولی باز هم دو نوع از توسل را شرک محسوب می‌کند.
    او می‌گوید: اگر کسی از خود خداوند چیزی را بطلبد و برای رسیدن به آن خدا را به مقام پیامبر یا شخصی دیگر قسم دهد، با وجودِ تقدّس مقام اولیاء باز هم عمل او اشتباه، نادرست و شرک آمیز است.
    در این باره اکثر علمای وهابیت از خرد و کلان نظرشان بر مذموم بودن و نهی از توسل به اولیای الهی است. آنها بر این اندیشه‌اند که در توسل به نوعی شرک وجود دارد چرا که در کنار وجود خداوند شما شخصیت و مقام دیگری را فرض کرده و حاجت خود را از او می‌خواهید و لذا حرام و شرک است. آنچه مسلم و واضح است اینکه در اندیشه شیعه و تمامی فرقی که از توسل بهره می‌جویند طلب کمک و استمداد هرچند از طریق اولیای الهی و با نام ایشان صورت می پذیرد اما هیچ نوع منبع قدرتی در کنار قدرت لایزال پروردگار عالم تصور نمی‌شود.
    اشتباه وهابیان در این جاست که مقام اولیای الهی در توسل را در طول اراده حق تعالی فرض کرده و بیان می‌دارند که شیعه با توسل به حضرات معصومین (علیهم‌السلام) در اصل رب‌النوع‌هایی را در کنار پروردگار یکتا فرض کرده و از ایشان مدد می‌جوید ، در صورتی که چنین نبوده و هیچ یک از متوسلان به اولیای الهی چنین تصوری را در ذهن نمی‌پرورانند.
    آنها بدلیل ضعف بنیادی که در وجود معنوی خود حس می کنند ، مقام و شخصیت خود را در مصاحبت با حضرت حق پایین‌تر از حضرات معصومین (علیهم‌السلام) در نظر گرفته و برای رسیدن به حاجت خود کسانی که از آبرو و ارزش معنوی بالاتری برخوردار هستند را واسطه قرار می‌دهند تا خداوند به خاطرآنها نگاه لطفی روانه ایشان داشته و درصورت امکان حاجت موردنظر را برطرف نماید.
    به لحاظ عقلی نیز این مسئله بسیار بدیهی به نظر می‌رسد. فرض کنید که شما حاجت مهمی را از یکی مقامات سیاسی کشور خواستارید و می‌دانید که وی آشنایی اندکی با جنابعالی دارد لذا سعی می‌کنید تا با واسطه قرار دادن شخص ثالثی که در نظر آن مقام دارای رتبه و ارزش بالاتری است از راه میان بر، زودتر به مقصد خود رسیده و با استفاده از اهمیت شخص سوم در نگاه آن مقام به اطمینان بیشتری در رسیدن به حاجتی که دارید برسید.
    توسل نیز راهی است برای رسیدن به اطمینان بیشتر برای مصاحبت با پروردگار و رسیدن به حاجات که هم به لحاظ عقلی و هم به لحاظ روائی و سیره صحابه در صدر اسلام به راحتی قابل اثبات و تائید است.
    همانطورکه در تصویر (الف) می بینید در تفکر شیعه توسل راهی برای نزدیکی به خدا و گرفتن حوائج با واسطه قرار دادن مقام اولیای الهی ازدرگاه خداوند است .
    اما درتصویر (ب) ما می بینیم که چگونه وهابیون تصور می کنند که شیعیان در توسل ، مقام اولیای الهی را در ردیف جایگاه خداوند می دانند .
    و با در نظر گرفتن این تصور اشتباه حکم به مشرک بودن شیعیان و نادرستی توسل می دهند .

    اتمام نقل



    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    فقه جعفري
    نوشته
    3,119
    حضور
    52 روز 23 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    11219



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم




    هرچه بین احکام گشتم در این سایت احکام توسل در تشیع رو پیدا نکردم.

    از اساتید تمنا دارم اگر احکامی در ارتباط با توسل در تشیع وجود دارد بنده را راهنمائی نمایند.
    با سپاس فراوان


    یاحق:gol:


    اگر اسمتداد از غیر خدا با این اندیشه همراه باشد که آن موجود بطور مستقل و بدون نیاز به اذن و یاری خداوند می تواند حاجت انسان را بر طرف سازد با توحید نا ساز گار است.
    اما اگر انسان به بعضی از مخلوقات به این دیده بنگرد که هریک در حوزه خاصی با اذن الهی و براساس اراده و خواست خداوند می توانند به او یاری رسانند با توحید هم منافاتی ندارد.
    درست مثل بیماری که برای باز یافتن سلامتی خود به پزشک مراجعه می کند و از دارو کمک می گیرد در حالیکه معتقد است دارو و پزشک وسایلی هستند که خدا آنها را در نظام طبیعی برای شفای بیماران قرار داده اما تاثیر و سودمندی آن تابع اذن خداست.

    شیعه بر این باور است که اولیای الهی به دلیل منزلت و جایگاه بلندی که نزد پروردگار دارند ، می توانند هم از طریق درخواست از ذات اقدس الهی و هم بر اساس قدرتی که خدا در اختیار آنها نهاده است ، پاره ای از نیازهای ما را برطرف نماید .
    این گونه کمک خواهی در واقع ، استعانت از خداوند است زیرا اوست که به این وسائل هستی بخش، تاثیر و توان عطا فرموده است.
    ویرایش توسط شفا : ۱۳۸۹/۰۴/۰۶ در ساعت ۲۳:۳۶
    احکام توسل در تشیع چیست ؟

    احکام توسل در تشیع چیست ؟

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط شفا نمایش پست ها
    اگر اسمتداد از غیر خدا با این اندیشه همراه باشد که آن موجود بطور مستقل و بدون نیاز به اذن و یاری خداوند می تواند حاجت انسان را بر طرف سازد با توحید نا ساز گار است. اما اگر انسان به بعضی از مخلوقات به این دیده بنگرد که هریک در حوزه خاصی با اذن الهی و براساس اراده و خواست خداوند می توانند به او یاری رسانند با توحید هم منافاتی ندارد.
    با عرض سلام و سپاس از شفای گرامی

    زیبائی ای که از حق بودن این کلام است را بوضوح می توان دید.
    ای کاش این تحلیل حدود روائی و نا روائی توسل را تعئین می نمود تا غیر شیعه بیاموزد توسل جائز کدام است و توسل غیر جائز کدام.

    شما این مطلب را بیشتر باز کنید با سپاس

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    نقل قول نوشته اصلی توسط شفا نمایش پست ها
    اگر اسمتداد از غیر خدا با این اندیشه همراه باشد که آن موجود بطور مستقل و بدون نیاز به اذن و یاری خداوند می تواند حاجت انسان را بر طرف سازد با توحید نا ساز گار است.
    یعنی قدرت تکوینی قائل شدن.
    قدرت تکوینی ای که شامل خلق و مجازات می شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط شفا نمایش پست ها
    اما اگر انسان به بعضی از مخلوقات به این دیده بنگرد که هریک در حوزه خاصی با اذن الهی و براساس اراده و خواست خداوند می توانند به او یاری رسانند با توحید هم منافاتی ندارد.
    مثل دعای مومنین در حق یکدیگر که جائز است این کلمه التماس دعا

    نقل قول نوشته اصلی توسط شفا نمایش پست ها
    شیعه بر این باور است که اولیای الهی به دلیل منزلت و جایگاه بلندی که نزد پروردگار دارند ، می توانند هم از طریق درخواست از ذات اقدس الهی و هم بر اساس قدرتی که خدا در اختیار آنها نهاده است ، پاره ای از نیازهای ما را برطرف نماید . این گونه کمک خواهی در واقع ، استعانت از خداوند است زیرا اوست که به این وسائل هستی بخش، تاثیر و توان عطا فرموده است.
    ولی این وسائل شامل قدرت تکوینی نمی شود وجهه ای نزد خدا

    وجهه ای که شامل دعای بهترین بندگان است .

    ولی دلیل بر تائید قطعی دعای آنها نیست درست است ؟

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    بسم الله الرحمن الرحیم

    در هنگام وقوع مشکلات و همینطور در عبادات امید قطعی به غیر خدا بستن دلیل بر نداشتن ایمان به وجود خداوند است.

    تنها کسی به غیر خدا امید قطعی می بندد که یا قلبا به وجود او ایمان ندارد و یا با خالقش آشنائی ندارد.
    و هنوز نپذیرفته که او قادر مطلق است.

    ولی گاها حوائج و خواسته های بندگان بر صلاحشان نیست و آنها نادانسته طالب استجابت دعا می گردند.
    و یا امر پلیدی را خواهانند که مورد اجابت قرار نمی گیرد.

    در این شرایط به ائمه متوسل می گردند و آنها را دارای قدرتی مافوق قدرت خداوند متصور می شوند.
    که همانا تصوری شرک آمیزند. آنها ترجیح می دهند خود را اصلاح نکنند و بجای آن با خیال اینکه ائمه بر عکس خدا به درخواستشانپاسخ می دهند به آنها متوسل می گردند.

    البته تعدادی از روایات نیز به افکار آنها صحه می گذارد که از جمله آنها این روایت است که از جناب کافی سخنران مشهور شنیده ام و ایشان این جمله را از بحار الانوار نقل می کرده آن جمله این است

    می فرماید حضرت علی علیه السلام فرموده ما برای تمام شیعیان در روز قیامت واسطه می شویم و آنها را به بهشت می بریم (البته این بخش به نقل از کلام ایشان است ) تا چشم مخالفانمان در آید.
    و یا روایاتی از این دست. لازم نیست این نوع توسل را بخواهیم در موردش تحلیل نمائیم همانطوریکه واضح است این توسل جائز نمی باشد.

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    فتوای یک وهابی که خودش را از اهل تسنن می داند و جالب اینکه در این فتوا تهمت هم هست !

    متن فتواي يکي از شيوخ وهابي در مورد تکفير شيعيان
    نوشته شده توسط مصطفی جوادی نسب
    پنجشنبه ، 6 خرداد 1389 ، 07:04

    متن فتواي يکي از شيوخ وهابي در مورد تکفير شيعيان

    غرض اصلي سخن ما اين است که همه رافضيان بدترين امّتند؛ چرا که در آنها تمامي موجبات کفر از جمله تکفير صحابه، تعطيل صفات، شرک در عبادت با دعا در مورد اموات و استغاثه به آنان گرد آمده است.

    شماره فتوا: 18 8

    تاريخ فتوا: 26/11/1427 هـ.ق (2 6-12-17 ميلادي)

    سوال:

    حضرت! شيخ (عبد الرحمن بن البرّاک)، سلام عليکم.

    يکي از برادران، تکفير رافضي هايي را که به اعمال شرک آميز چون استعانت و استغاثه از حسين و زيارت و حج ضريح ها مي پردازند، صحيح ندانسته است.



    اين برادر (با اينکه از من در طلب علم پيشقدم بوده) گفته تکفير عقيده شيعيان به معني تکفير عامّه جاهلانشان که به سبب امامانشان گمراه شده اند، نيست، بلکه اگر نصيحت شوند و برايشان حجت آورده شود و باز از عقيده فاسدشان برنگردند، آنگاه تکفير آنان واجب است، نظر حضرت شيخ چيست؟ آيا افراد جاهل آنان معذور از شرک مي باشند؟


    جواب:

    رافضيان خود را شيعه مي نامند و ادّعاي دوستي آل بيت رسول الله (ص) را دارند، آنها بدترين طوايف امّت اسلامي هستند، مؤسس اين مذهب نامش عبد الله بن سبأ است که اصحاب سبئيه ياران افراطي او بودند که ادّعاي خدايي علي را کردند و اکنون مي بينيد که به امامانشان از ذريه علي مقام خدايي مي دهند، «اينان به اجماع تمام مسلمين کافرند»!!!، و اگر اسلام را ظاهر و عقيده شان را کتمان کنند، منافق محسوب مي شوند، اينان از طوايف افراطي رافضه اند که عدّه اي از علما در موردشان گفته اند: آنها رافضي بودن خود را آشکار، و کفر محضشان را پنهان مي دارند.
    از ميان رافضيان عده اي سبّابه ناميده مي شوند.(چون که) آنان ابوبکر و عمر را دشنام مي دهند و به آنان بغض و کينه دارند و جز عدّه کمي، آنان را کافر و فاسق مي دانند، و در مقابل علي رضي الله عنه را به جانشيني بعد از پيامبر شايسته تر مي دانند، (و ميگويند) که پيامبر آن را وصيت کرد، ولي صحابه کتمان کردند، و غلو و جفا نمودند.

    سپس شيعيان به اصول معتزله مانند نفي صفات و قضا و قدر معتقد شدند و بعد از چندين قرن بر قبور امامنشان ضريح و مسجد بنا کردند و در ميان امّت شرک و بدعت قبور را ايجاد نمودند. اکثر طوايف صوفي مسلک نيز به اين راه رفتند.
    غرض اصلي سخن ما اين است که همه رافضيان بدترين امّتند؛ چرا که در آنها تمامي موجبات کفر از جمله تکفير صحابه، تعطيل صفات، شرک در عبادت با دعا در مورد اموات و استغاثه به آنان گرد آمده است. اين واقعيت حال رافضه اماميه است که مشهورترينشان دوازده امامي هستند.

    آنان در حقيقت کافر و مشرکند ولي آن را کتمان مي کنند، اگر در بين مسلمانان باشند در جهت کتمان عقيده باطلشان و سازش با مخالفان تقيه مي کنند، آنان کودکانشان را بر اساس بغض نسبت به صحابه خصوصاً ابوبکر و عمر و غلو در مورد اهل بيت خصوصاً علي و فاطمه و فرزندانشان تربيت مي کنند، و اينها نشان مي دهد که آنها کافر و مشرک و منافقند!

    اين حکم براي تمام طايفه آنان است. اما بزرگانشان همانطور که اهل علم بيان داشته اند، حکم بر افراد معين، متوقف بر چند شرط و نبودن مانع است، بر اين اساس آنان همانند منافقان، اسلام را ظاهر مي کنند. اما بايد از آنان بر حذر بود و نبايد به چيزهايي که از نصرت اسلام مي گويند، مغرور شد.

    اين سخنان آنان منطبق بر اين آيه قرآن است که مي فرمايد: وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَي مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ، وقوله تعالي وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ،
    و لازم نيست که حتماً يکي از اصول کفريه و بدعيه در آنان جمع شود (که کافر محسوب شوند)، معلوم است که ائمه و علمايشان آنان را به گمراهي کشانده اند و اين عذر عوام آنان پذيرفته نيست؛ چرا که آنان افرادي متعصّبند که اصلاً به سخن منادي حق گوش نمي دهند و براي همين اغلب دشمن اهل سنت هستند و هر قدر که بتوانند نسبت به آنان کيد و مکر مي کنند! ولي به مانند منافقان آن را پنهان مي دارند و لذا «خطر شيعيان براي مسلمانان به خاطر خفاي امرشان، بزرگتر از خطر يهود و نصاراست»

    و به اين سببب بسياري از جاهلان اهل سنت تقريب بين سني و شيعه را باور کرده اند... در حالي که آن دعوت باطلي است، مذهب اهل سنّت و مذهب شيعه دو ضدّي است که با هم جمع نمي شوند و نزديک ساختن اين دو جز با دست کشيدن از اصول مذهب سنت يا از بعضي از آن يا سکوت در مورد بطلان رافضه ممکن نيست، و اين مطلب (سکوت کردن در مورد بطلان عقيده رافضيان) به کلّي از صراط مستقيم منحرف است.

    مشرکان هم از پيامبر مي خواستند با قسمتهايي از دينشان موافقت کند يا از آنان چيزي نگويد تا آنان هم سکوت کنند، چنانکه خداي تعالي فرموده وَدّوا لَو تُدهِنُ فَيُدهِنون، والله أعلم.

    سايت رسمي عبد الرحمن بن البرّاک (شيخ وهابي)



    لينک فتوا: http://albarrak.islamlight.net/index...ask=view&id=18 8
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام خدمت همه دوستانی که این مطلب رو مشاهده کردند

    bina88, pantea, REZA, لبیک یا حسین, مدیر سایت, اسراء, دلتنگ مهدی (عج), زمزم, شفا, عقیل, عاشق, عبدالکریم

    سلام بر همگی شما

    تا کنون به این سئوال بجز پاسخی که جناب شفا فرمودند پاسخ دیگری داده نشده.
    با توجه به این امر بنوعی این مطلب در تشیع بررسی نکردیده و یا هم اگر بررسی شده اجمالی و سطحی بوده.

    با توجه به این مراتب من از همه شما سپاسگذارم و از مدیریت محترم سایت تقاضامندم این مبحث را ببندند.


    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,787
    حضور
    6 روز 22 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9230



    نقل قول نوشته اصلی توسط bina88 نمایش پست ها
    هرچه بین احکام گشتم در این سایت احکام توسل در تشیع رو پیدا نکردم.

    با عرض سلام وتشكر از زحمات شما كاربر محترم جنابِbina88
    احتراماً؛
    از اول بحث شاهد تلاش شما بوديم علت عدم شركت در بحث اين است؛
    اولا؛ جايگاه چنين بحث در انجمن احكام نيست.
    ثانيآهمانطور كه خودتون كه بحث را هدايت مي كرديد وميبينيدبحث به فقه ربطي ندارد بلكه بيشتر به كلام واخلاق وحديث تناسب داردوشما هم اگر سري هم به فقه بزنيدچيزي به نام احكام توسل كه يك بحث مستقل باشد نداريم البته يه جورائي مي شود به فقه ربط داد كه بگوئيم؛
    توسل چند نوع است ؛
    1توسل حرام؛به شخصي توسل شود كه موجب اذلال اويا تحقيرويا شرك به خدا شود از نوع حرام است.
    2-توسل راجح؛كه اين قسم دو نوع است: الف) مستحب؛ مثل توسل به اهل بيت عليهم السلام براي مشكلات خود البته با در نظر گرفتن به اينكه منجر به شرك نشود
    ب)توسل واجب ؛مثل اونجائي كه نذر كرده در صورت براورده شدن حاجتش مجلس توسلي برپا كند.
    3-توسل جائز ومباح؛ توسل به اشخاص براي برطرف كردن مشكلش بدون اينكه منجر به شرك ويا ذلت شخص و..شود.

    مجدد خدمت كاربر محترم عرض شود اين بحث باتوجه به جايگاهش وبا توجه به نوع بحث كه از ناحيه خودتان ارائه شده به فقه مرتبط نمي شود يعني جايگاه مستقلي در فقه ندارد ،واين بحث را به قسمت كلام ارجاع ميدهيم تا بيشتر از وجود شما استفاده شود.
    با تشكر


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود