صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا قرآن و امام اول شیعیان حرفی برای آیندگان نزدند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وکالت و حقوق
    نوشته
    474
    حضور
    8 روز 5 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    3
    گالری
    0
    صلوات
    479

    اشاره چرا قرآن و امام اول شیعیان حرفی برای آیندگان نزدند؟




    همانطور که می دانیم به گوش ما خوانده اند امامت مخرن علم الهیست
    و مثلا آورده شده
    ***
    «بپرسید از من قبل از آنکه مرا نیابید، سوگند به خدا چیزی از گذشته یا آینده نمی پرسید مگر آنکه به شما خبر خواهم داد.»

    سعد وقاص بلند شد و گفت:
    ای علی! بگو در سر و صورت من چند تار مو وجود دارد؟
    (حال اگر امام تعداد واقعی موهای او را می فرمود، آیا او می توانست درک کند که عدد کامل است یا ناقص؟)
    امام علی علیه السلام فرمود:
    فرزندی در خانه ی تو در حال رشد کردن است که فرزند من حسین را در کربلا به شهادت می رساند.
    و این را بدان که خال موئی در سر و صورت تو وجود ندارد، جز آنکه شیطانی در ریشه ی آن لانه کرده است.
    منبع
    عیون الاخبار ج 2 ص 355: ابن قتیبه (متوفای 276 ه‍)
    http://rasekhoon.net/article/show/70...%A7%D9%85-(1)/

    @@

    ***
    چرا خود ایشان حرفی نزد مثلا نگفت که این گفته ام را مردم ۱۴۰۰سال بعد می فهمند(در مورد فناوری سخن می گفت) و نشانه ای برایمان می گذاشت که آن ها حتی ذره ای از علوم جدید آگاهی دارند که جای امیدی به گفعه هایشان بود
    فرض کنیم تا۱۰۰۰سال دیگر با این سیر، در غیر، زمین و منظومه ی شمسی، هم بشود زندگی کرد و یا چرا دور برویم حرفی از کشتی های غول پیکر ،زیر دریایی و اینترنت نزدند
    آن‌ها که نشانه اند
    همیشه این تعجب را داشتم که اگر چند آیه از داستان های گاه تکراری(مثلا در عهدین ذکر شده) در قرآن کم می شد و به جایش در مورد خلافت و جانشینی به طور صریح مطالبی گفته(نام افراد آورده می شد), و یا از محکم و متشابه پرهیز می شد مسلمانان چه عامه یا فرق شیعه این همه اختلاف اعتقادی نداشتند
    و یا چند نکته ی علمی دقیق که باعث پیشرفت بارز علم می گشت در قرآن با علم نامحدود خالق اسلام(الله)آورده می شد که جای هیچ شبهه ای باقی نمی ماند
    واقعا چرا؟
    هر عملی عکس العملی داره
    همیشه قدرت نه گفتن داشته باش
    گرگ باش ولی حق کسی رو نخور
    تقلب نکن
    برای اهدافت تلاش کن
    دروغ نگو
    سبز باشیم

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,303
    حضور
    172 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    57996



    با نام و یاد دوست






    چرا قرآن و امام اول شیعیان حرفی برای آیندگان نزدند؟








    کارشناس بحث: استاد هادی
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۶/۰۵/۲۴ در ساعت ۲۱:۳۷ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,875
    حضور
    83 روز 6 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6678



    نقل قول نوشته اصلی توسط علی پارساپور(a.p) نمایش پست ها
    چرا خود ایشان حرفی نزد مثلا نگفت که این گفته ام را مردم ۱۴۰۰سال بعد می فهمند(در مورد فناوری سخن می گفت) و نشانه ای برایمان می گذاشت که آن ها حتی ذره ای از علوم جدید آگاهی دارند که جای امیدی به گفعه هایشان بود
    فرض کنیم تا۱۰۰۰سال دیگر با این سیر، در غیر، زمین و منظومه ی شمسی، هم بشود زندگی کرد و یا چرا دور برویم حرفی از کشتی های غول پیکر ،زیر دریایی و اینترنت نزدند
    آن‌ها که نشانه اند
    با سلام
    فراموش نکنیم انبیاء و اوصیای الهی برای هدافی والا و مقدس ارسال شده اند که ان هدف چیزی جز انسان سازی نیست، لذا ائمه بزرگوار ما هر آنچه در ارتباط با این هدف بود بیان فرمودند و چیزی را دریغ نکردند.
    اینکه گفتید: « نشانه ای برایمان می گذاشت که آن ها حتی ذره ای از علوم جدید آگاهی دارند» نشان گر این است که روایات این باب را ملاحه نکردید و می پندارید آن بزرگواران هیچ مطلبی در مورد علوم جدید بیان نکردند، لکن اگر کسی به روایات اهل بیت (ع) رجوع داشته باشد ، ملاحظه می کند که سخنان آن بزرگواران در باره ی عالم خلقت بسیار فراوان می باشد. لکن آن بزرگواران به گونه ای سخن گفته اند که باید در آنها اجتهاد نمود تا به نظریّات علمی دست یافت.
    البته باید دانست که شأن امام ، شأن هدایتگری است نه شأن درمانگری و مهندسی و صنعتگری و ... .اگر امام برای این است که به امور صرفاً دنیایی بپردازد در آن صورت باید تمام عمرش را صرف همین علوم دنیوی کند ؛ در حالی که او برای امر دیگری آمده است. علوم دنیوی را خود بشر به مرور زمان و متناسب با نیاز خود به دست می آورد ؛ امّا علوم خاصّ الهی که انبیاء و اهل بیت(ع) برای بشر به ارمغان آورده اند جز از راه معصوم قابل دست یابی نیستند. از سوی دیگر ، بود و نبود این علوم دنیوی هیچ ربطی به انسانیّت انسان ندارد ؛ نه کسی با دانستن علم فیزیک انسان‌تر می شود نه با نداشتن آن از انسانیّت می افتد. تاریخ مصرف این علوم تا پای قبر است ؛ و از آن به بعد ارزشی ندارند. در حالی که انبیاء و ائمه (ع) آمده اند تا انسان را برای ابدیّتش بسازند.
    البته اگرچه شأن ویژه ی امام معصوم ، شأن هدایتگری به سوی سعادت حقیقی است ، امّا چنین هم نیست که ائمه(ع) از علوم دنیوی هیچ چیزی برای بشر نگفته باشند.
    بنیانگذار علم شیمی نوین جابر بن حیّان شاگرد امام صادق(ع) است که امروزه به نام پدر علم شیمی شناخته می شود. و علم شیمی بزرگترین نقش را در رشد علم زیست شناسی و علم پزشکی داشته است.
    همچنین هزاران صفحه مطالب طبّی از ائمه(ع) به یادگار مانده که هر جمله از آنها قابلیّت این را دارند که موضوع یک تحقیق علمی شوند. جناب حجّة الاسلام ری شهری این احادیث گهربار را در دو جلد قطور به نام احادیث پزشکی گرد آورده و به طبع رسانده اند.
    پیامبر(ص) هنگام ساخت مسجد النبی در مدینه دستوری محاسباتی به سازندگان داد که در قرن چهارم هجری ، ریاضیدان بزرگ اسلامی ، ابوالوفای بوزجانی با استفاده از آن دستور العمل نبوی ، قانون تانژانت را در علم مثلثات کشف نمود.
    ابوالاسود دوئلی شاگرد امام علی (ع) اوّلین کسی است که به تعلیم امیر المومنین(ع) علم دستور زبان (صرف و نحو) را در زبان عربی ابداع نمود. آنگاه غیر عربها نیز این شیوه را در زبان خود به کار بستند.


    ویرایش توسط هادی : ۱۳۹۶/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۸:۲۹
    چرا قرآن و امام اول شیعیان حرفی برای آیندگان نزدند؟
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,875
    حضور
    83 روز 6 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6678



    همچنین آیات و روایات پر هستند از حقایقی در باب آسمانها و زمین و طبیعت که چند جلد از کتاب بحارالانوار را به خود اختصاص داده اند.برای نمونه به چند روایت اشاره می شود:

    « عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یقُولُ إِنَّ مِنْ وَرَاءِ شَمْسِكُمْ هَذِهِ أَرْبَعِینَ عَینَ شَمْسٍ مَا بَینَ شَمْسٍ إِلَى شَمْسٍ أَرْبَعُونَ عَاماً فِیهَا خَلْقٌ كَثِیرٌ مَا یعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ أَوْ لَمْ یخْلُقْهُ وَ إِنَّ مِنْ وَرَاءِ قَمَرِكُمْ هَذَا أَرْبَعِینَ قَمَراً مَا بَینَ قَمَرٍ إِلَى قَمَرٍ مَسِیرَةُ أَرْبَعِینَ یوْماً فِیهَا خَلْقٌ كَثِیرٌ مَا یعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ أَوْ لَمْ یخْلُقْهُ ... »
    جابر گوید شنیدم از امام باقر(ع) که می فرمود: همانا در پس خورشید شما چهل چشمه ی خورشید است که بین خورشیدی تا خورشید دیگر چهل سال فاصله است. در آن مخلوقات زیادی هستند که خبر ندارند که آیا خدا آدمی خلق کرده یا نه. و همانا در پس ماه شما چهل ماه است که از قمری تا قمر دیگر به اندازه چهل سال فاصله است. در آن مخلوقات زیادی هستند که خبر ندارند که آیا خدا آدمی خلق کرده یا نه.(بحارالأنوار ج : 27 ص : 45)

    امام صادق عليه السّلام فرمودند:
    « إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ عَالَمٍ كُلُّ عَالَمٍ مِنْهُمْ أَكْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِينَ مَا يَرَى عَالَمٌ مِنْهُمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَيْرَهُمْ وَ إِنِّي الْحُجَّةُ عَلَيْهِم‏» راستى براى خدا عز و جل 12000 عالم است كه هر كدام بزرگترند از هفت آسمان و هفت زمين، و هيچ كدامشان نمي دانند كه خدای عز و جل عالم ديگرى دارد، و من حجّت بر همه ی آنها هستم» (بحار الأنوار ، ج‏54 ،ص 320)

    « عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ دَخَلَ رَجُلٌ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ مَنْ أَنْتَ قَالَ أَنَا مُنَجِّمٌ قَالَ فَأَنْتَ عَرَّافٌ قَالَ فَنَظَرَ إِلَيْهِ ثُمَّ قَالَ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى رَجُلٍ قَدِمَ مُذْ دَخَلْتَ عَلَيْنَا فِي أَرْبَعَةَ عَشَرَ عَالَماً كُلُّ عَالَمٍ أَكْبَرُ مِنَ الدُّنْيَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَمْ يَتَحَرَّكْ مِنْ مَكَانِهِ قَالَ مَنْ هُوَ قَالَ أَنَا وَ إِنْ شِئْتَ أَنْبَأْتُكَ بِمَا أَكَلْتَ وَ ادَّخَرْتَ فِي بَيْتِك‏»
    عبد الصمد بن على گفت: مردى نزد امام سجّاد عليه السّلام آمد و امام به او فرمودند: تو كيستى؟ گفت: من منجّم هستم. فرمودند: پس تو عرّاف و شناسنده‏اى؟ عبد الصمد گوید: آنگاه امام به او نگريسته و فرمودند: آیا به تو بنمایم مردى را كه بی جنبشی از جای خود ، از آنگاه كه تو نزد ما آمدى ، در چهارده عالم گام زده ؛‌ كه هر كدامشان بزرگتر از سه برابر دنيا هستند؟ منجم گفت: او كيست؟ فرمودند: او من هستم ؛ و اگر بخواهى به تو خبر می دهم از آن چه که خورده ای و از آن چه که در خانه‏ات ذخيره نموده ای.» (بحار الأنوار، ج‏54 ،ص329 )

    احادیثی از این دست ، که اسراری علمی و فلسفی را در بر دارند در منابع روائی شیعه به فراوانی یافت می شوند که می توان از متن آنها فرضیّه ها و نظریّه های علمی را بیرون کشید ؛ همانگونه که ابوالوفای بوزجانی از حدیث پیامبر(ص) تانژانت را کشف نمود. و شکّی نیست که علم روز هنوز فرسنگها با این مطالب فاصله دارد.





    ویرایش توسط هادی : ۱۳۹۶/۰۵/۲۶ در ساعت ۱۸:۳۲
    چرا قرآن و امام اول شیعیان حرفی برای آیندگان نزدند؟
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,875
    حضور
    83 روز 6 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6678





    مطلب دیگر در مورد جنبه ی علمی اهل بیت(ع) این است که آن بزرگواران افراد قابلی برای این گونه علوم نداشتند تا آن را برایشان بیان کنند. شاهد این مطلب آن است که امیر المومنین)ع) در جمع عمومی فرمودند:

    « أَیهَا النَّاسُ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْض» ای مردم قبل از آنکه مرا از دست بدهید از من بپرسید چرا که من به راههای آسمان را بهتر از راههای زمین می شناسم.»( نهج‏البلاغة: خطبه ی 189)
    گفته اند یکی از حاضران پرسید یا علی! تعداد موهای سر من چند است؟ آری اهل بیت(ع) مبتلا به چنین افرادی بودند که به جای پرسیدن از اسرار طبیعت و کنه حقیقت از تعداد موی سر خود می پرسیدند.

    امام باقر(ع) فرمودند:
    «... وَ لَمْ یجِدْ جَدِّی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع حَمَلَةً لِعِلْمِهِ حَتَّى كَانَ یتَنَفَّسُ الصُّعَدَاءَ وَ یقُولُ عَلَى الْمِنْبَرِ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَإِنَّ بَینَ الْجَوَانِحِ مِنِّی عِلْماً جَمّاً هَاهْ هَاهْ أَلَا لَا أَجِدُ مَنْ یحْمِلُهُ أَلَا وَ إِنِّی عَلَیكُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَة ...». جدّم امیرالمومنین(ع( حاملی برای علم خود نمی یافت ؛ لذا مثل کسانی که نفس تنگی دارند نفس می کشید ، و بر بالای منبر می گفت از من بپرسید قبل از آنکه مرا از دست بدهید ؛ همانا درون سینه ی من علم فراوانی انباشته است. آه آه ، آگاه باشید که حمل کننده ای برای آن نمی یابم ؛ آگاه باشید که من حجّت بالغه ی خدا بر شما هستم. ( یعنی با وجود من حجّت بر شما تمام است) (بحارالأنوار ،ج3 ،ص224)

    همچنین حضرتش به کمیل ابن زیاد نخعی فرمود:
    « هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً ــ‌ وَ أَشَارَ بِیدِهِ إِلَى صَدْرِهِ ــ‌ لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً بَلَى أَصَبْتُ لَقِناً غَیرَ مَأْمُونٍ عَلَیهِ مُسْتَعْمِلًا آلَةَ الدِّینِ لِلدُّنْیا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِیائِهِ أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَةِ الْحَقِّ لَا بَصِیرَةَ لَهُ فِی أَحْنَائِهِ ینْقَدِحُ الشَّكُّ فِی قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ أَلَا لَا ذَا وَ لَا ذَاكَ أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّةِ سَلِسَ الْقِیادِ لِلشَّهْوَةِ أَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْعِ وَ الِادِّخَارِ لَیسَا مِنْ رُعَاةِ الدِّینِ فِی شَی‏ءٍ أَقْرَبُ شَی‏ءٍ شَبَهاً بِهِمَا الْأَنْعَامُ السَّائِمَةُ كَذَلِكَ یمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِیهِ ».
    بدان که در اینجا علم فراوانی است ــ و اشاره فرمودند به سینه ی خود ــ کاش حاملی برای آن می یافتم. آری افراد باهوشی را می یابم که بر علم امین نیستند و دین را وسیله ی دنیا خواهی قرار می دهند و با نعمت های الهی برای بندگانش اظهار فضل می کنند و با حجّتهای خدا بر اولیایش فخر می فروشند. برخی نیز افراد فرمانبردار و امینی برای حاملان حقیقت هستند ولی بینایی و ژرف اندیشی لازم را در شناخت حقیقت ندارند ، که با اوّلین شبهه ای شک و تردید در دلشان ریشه می زند ؛ پس نه آنها و نه اینها ، سزاوار آموختن دانش های فراوان من نمی باشند. یا فرد دیگری که سخت در پی لذّت بوده و اختیار خود را به شهوت داده است ؛ یا آن که در ثروت اندوزی حرص می ورزد ؛ هیچ کدام از آنان نمی توانند از دین پاسداری کنند ، و بیشتر به چهارپایان چرنده شباهت دارند و چنین است که دانش با مرگ دارندگان دانش می میرد.»(خطبه 147 نهج البلاغه)




    چرا قرآن و امام اول شیعیان حرفی برای آیندگان نزدند؟
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,875
    حضور
    83 روز 6 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6678



    نقل قول نوشته اصلی توسط علی پارساپور(a.p) نمایش پست ها
    یا از محکم و متشابه پرهیز می شد


    برای اینکه بدانیم چرا در قرآن آیات متشابه وجود دارد لازم است به عوامل تشابه كلام اشاره ای داشته باشیم:

    به طور كلي پنج عامل باعث تشابه سخن مي‌شود:
    1.نقص گوينده

    نقص گوينده، گاهي ذاتي و غير اكتسابي است؛ مانند ناتواني بر بيان «ما في الضمير» كه در برخي افراد به علل طبيعي وجود دارد، و گاهي اكتسابي و اختياري است؛ از قبيل آشنا نبودن با واژگان و قواعد محاورهٔ زباني كه در صدد به كارگيري آن است؛ مانند فارسي زباني كه بخواهد به عربي مقصود خود را بيان كند؛ ولي تسلط كافي بر واژگان و اصطلاحات و قواعد آن نداشته باشد.
    2. تفهيم به افراد خاص يا به اندازهٔ خاص

    گاهي گوينده، قدرت فهماندن مقصود خود را دارد و به همين هدف نيز سخن مي‌گويد؛ ولي به عللي در پي آن است كه فقط گروه خاصي به مقصود او دست يابند يا آنكه همگان به اجمال ـ و در حدّ كلي ـ از مراد او باخبر شوند. بدين جهت يا رمزگونه سخن مي گويد يا با عباراتي مجمل مقصودش را به شنونده منتقل مي كند. در صورت نخست، فقط آگاهان به آن رموز به هدف او پي مي‌برند و در صورت دوم، همه به نحوي كلي بدان آگاه مي‌شوند؛ بنابراين سخن او در صورت اول براي ناآگاهان به آن رموز، متشابه خواهد شد و در صورت دوم، نسبت به تفاصيل و جزئيات موضوع مطرح شده، براي همگان متشابه خواهد بود.
    3. معماگويي

    گاهي گوينده در عين توانايي كامل، در پي معماگويي است و سخن خود را به عمد به گونه‌اي مطرح مي‌كند كه مقصود او در بوتهٔ ابهام باقي بماند؛ مانند سخن شاعري كه مي‌گويد:

    هندو به طعنه گفت كه ياران خدا دو تاست

    لعنت بر آن كسي كه بگويد خدا يكي است(ر.ك: عبدالعلي باقي، بهار ادب، ص287.)

    و مانند پاسخ سبط ابن جوزي (م 654) به پرسشي كه درباره خليفهٔ پس از پيامبر(صلى الله عليه وآله) از او شد و او گفت: «من كان بنته في بيته؛ آنكه دخترش در خانهٔ اوست»! و هنگامي كه از او در باب تعداد جانشينان پيامبر(صلى الله عليه وآله) سؤال شد، گفت: «اقول اربعة اربعة اربعة»!( محمد مهدي حائري، شجرهٔ طوبي، ج1، ص66.)

    4. جدايي قراين و قيود از اصل سخن

    گاهي گوينده قيود كلام را همراه با اصل سخن بيان نمي‌كند يا هرچند گوينده قيود و قراين را بيان كرده، بر اثر گذشت زمان، قيود كلام از متن سخن جدا افتاده است و يا آنكه شنونده از آن غفلت مي‌كند و در نتيجه جدايي اين قيود، سخن متشابه مي‌شود.
    5 . متعالي بودن محتوا

    برخي از معاني و مطالب، بسي فراتر از آن است كه در قالب الفاظ و عبارات بگنجد و با واژگان و جملاتي كه در بارهٔ امور محدود است، بيان شود؛ زيرا الفاظ و عباراتي كه بشر به كار مي‌برد، براي معاني محدود و محسوس يا معقول انساني وضع شده‌اند؛ بنابراين هنگامي كه در پي بيان امور نامحدود و نامحسوس فراسوي ماده با همين واژه‌ها باشيم، سخن متشابه خواهد شد. شبستري مي‌گويد:

    چو محسوس آمد اين الفاظ مسموع *** نخست از بهر محسوس است موضوع

    ندارد عالم معنا نهايت *** كجا بيند مر او را چشم غايت

    چو اهل دل كند تفسير معنا *** بمانندي كند تعبير معنا

    به محسوسات خاص از عرف عام است *** چه داند عام كاين معني كدام است(محمود شبستري، گلشن راز، ص72.)


    و حافظ در بارهٔ غير قابل بيان بودن حقايق عرفاني مي‌گويد:

    سخن عشق نه آن است كه آيد به زبان *** ساقيا مي ده و كوتاه كن اين گفت و شنود(حافظ، ديوان خواجه حافظ شيرازي، ص37.)

    برخي از عواملي كه بيان كرديم، در مورد قرآن كريم روا نيست. عامل اول كه نقص گوينده است، به هيچ روي در بارهٔ خداي متعال مطرح نيست؛ زيرا توان خداي تعالي در بيان مقصود خويش، بي نهايت است و قرآن را در حدّ اعلاي بيان (معجزه) ـ كه برتر از همه سخنان ديگر است ـ فرو فرستاده. همچنين عامل معماگويي نيز، در قرآن راه ندارد؛ زيرا معماگويي ملازم با سرگرمي و وقت‌گذراني است و گوينده در پي تفهيم مطالب و معارف به مخاطب نيست، در حالي كه قرآن كريم به هدف نجات بشر و رها ساختن وي از غفلت نسبت به سرنوشت ابدي خويش و توجه دادن به زندگي حقيقي نازل شده، نه سرگرمي و وقت‌گذراني قرآن هدف اصلي آفرينش انسان و نزول كتب آسماني را كسب معرفت و راه‌يابي به سعادت واقعي مي‌داند.

    صرف نظر از اين دو عامل، ديگر عوامل تشابه را مي‌توان در قرآن مشاهده كرد. حروف مقطعه و آياتي كه مقاصد قرآني در آنها به صورت مجمل و مختصر بيان شده، نشانگر وجود عامل دوم (تفهيم به افراد خاص يا به اندازهٔ خاص) است. تشابه در آياتي كه قيود و قراين آنها در آيات ديگر يا در روايات معصومان(عليهم السلام) آمده، معلول عامل چهارم است. و آيات متشابهي كه بيانگر حقايق فراسوي ماده است، به سبب عامل پنجم متشابه شده‌اند.

    حاصل سخن این که:

    الفاظ بشري براي مفاهيم حسّي وضع شده‌اند. از سوي ديگر، سلسله حقايقي داريم كه فوق مفاهيم حسي هستند. الفاظ ديگري نيز كه ويژه بيان آن حقايق باشد، وجود ندارد. ناگزير بايد با استفاده از همين الفاظ و توسعه معناي آنها، آن حقايق را بيان كنيم. از اينجا يكي از بزرگ‌ترين انواع تشابه پديد مي‌آيد؛ يعني لفظي در معنايي استعمال مي‌شود كه مصداق‌هاي مختلف حسي، اعتباري و ماوراي حسي دارد؛ بنابراين نمي‌فهميم كدام‌يك از آنها در اينجا اراده شده است.( ر.ك: محمد حسين طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن، ج3، ص 22 ، 23 و 58 به بعد) نمونهٔ آن، واژه عرش در برخي آيات است. آيا مقصود از آن در اين‌گونه آيات، تخت جسماني است يا موجودي جسماني كه در حكم تخت و چيزي شبيه به آن است؟ يا اينكه اصلاً موجودي ماوراي حسّ است؟ به ويژه اگر تعبير «استوي» نيز به آن اضافه شود: «الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى؛ رحمان (خداوند) بر عرش (تدبير جهان) مسلط است.» (طه، 5). اين‌گونه تعبيرات، متشابه است و نظير آن در مسائل اعتقادي و غير اعتقادي وجود دارد. بدين ترتيب، مفاهيمي كه در آن اشتباه واقع مي‌شود، به سبب آن است كه مصاديق متشابهي دارد و از آنجا كه قرآن، خطاب به مردم است، به ناچار ‌بايد از همان الفاظ و تركيب‌هاي متداول بين مردم استفاده كند و نتيجه آن، پديد آمدن تشابه در برخي آيات است.

    وجود اين‌گونه متشابهات در قرآن، طبيعي است؛ زيرا معارف متعالي قرآن (از قبيل اوصاف خداوند و فرشتگان و ويژگي‌هاي معاد و مانند آن) در قالب الفاظ محدودي كه براي امور حسي وضع شده است نمي‌گنجد و هنگامي كه به لباس چنين الفاظي در آيد، متشابه خواهد شد؛ بنابراين بيان محتواي اين‌گونه آيات در قالب عبارات محكم، امكان‌پذير نيست تا گفته شود چرا به صورت محكم بيان نشده و راز تشابه آن چيست؟ از سوي ديگر، بيان نكردن اين معارف در قرآن، باعث محروم ماندن كساني كه توانايي درك اين حقايق را دارند مي‌شود و در مواردي اين حقايق، شرط سعادتمندي يا كسب درجات بالاتر كمال و قرب خداست.

    ر.ک: آیت الله مصباح ، معارف قرآن (6) ص 215-210.
    چرا قرآن و امام اول شیعیان حرفی برای آیندگان نزدند؟
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,875
    حضور
    83 روز 6 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6678



    نقل قول نوشته اصلی توسط علی پارساپور(a.p) نمایش پست ها
    در مورد خلافت و جانشینی به طور صریح مطالبی گفته(نام افراد آورده می شد)
    در این رابطه لینک زیر را مطالعه کند:
    www.askdin.com/showthread.php?t=691
    چرا قرآن و امام اول شیعیان حرفی برای آیندگان نزدند؟
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۶
    علاقه
    شعر، نجوم،فیزیک ،شیمی، تاریخ و جغرافیای پیامبران و پادشاهان
    نوشته
    49
    حضور
    3 روز 1 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    68



    نقل قول نوشته اصلی توسط علی پارساپور(a.p) نمایش پست ها
    فرض کنیم تا۱۰۰۰سال دیگر با این سیر، در غیر، زمین و منظومه ی شمسی، هم بشود زندگی کرد و یا چرا دور برویم حرفی از کشتی های غول پیکر ،زیر دریایی و اینترنت نزدند
    آن‌ها که نشانه اند
    سلام
    حضرت علی (ع) از اینرتنت و تلوزیون خبر داده بود (من یه جایی خونده بودم الان منبعش یادم نیست )

    یا مثلا درباره عوالم بسیار زیادی که وجود دارد خبر داد و توی این 25 سالی که در خونه زندانی بود حضرت علی به تمام اون عوالم سفر کرد و با ساکنین مختلف انها گفتگو کرد به انها در امورشان کمک کرد و در جنگ های انها شرکت کرد
    وقتی از او پرسیدند ایا به جز ما انسان ها یا موجودات دیگری هم در عوالم بالای سر ما هستن امام علی که تقریبا به همه ان سکنات در طول سالیان دراز تنهایی خود سفر کرده بود گفت اری موجوداتی به مانند شما در سر زمین هایی مانند زمین شما به دور خورشیدی به مانند خورشید شما (که به وسیله ی ستون هایی از نور متصل است و در گردش هست) وجود دارند که بعضی از انها از شما بزرگ تر و بعضی کوچکترند-بعضی بسیار متمدن تر (یعنی در عصر ربات و سفینه های فضایی بسر می برند) و بعضی از انها از شما عقب ترند و در ابتدای خلقت هستن- بعضی بسیار زیبا تر و بعضی زشت تر هستن.... انها به مانند شما ازدواح می کنن، معامله می کنن، نبرد می کنن و ...

    حضرت علی در لابلای جنگی ناگهان شمشیرش را به سوی اسمان گرفت و نعره وحشتناکی زد و ناگهان ناپدید شد!! (اینو همه سربازان اون وقت دیدند و نقل کردن)
    ساعتی بعد وقتی برگشت سربازان با تعجب از او علت غیب شدن و این معجزه را پرسیدن !
    امام علی هم گفت در سرزمینی در اسمان به گروهی از شیعیان ما تجاوز شد و انها مرا صدا زدند پس من واجب دیدم به امت خود کمک برسانم !
    (حالا چه نوع نژادی بودن خدا می دونه)
    ویرایش توسط اتمقلی : ۱۳۹۶/۰۵/۲۷ در ساعت ۲۲:۱۳

  17. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,514
    حضور
    37 روز 20 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4322



    نقل قول نوشته اصلی توسط علی پارساپور(a.p) نمایش پست ها
    چرا خود ایشان حرفی نزد مثلا نگفت که این گفته ام را مردم ۱۴۰۰سال بعد می فهمند(در مورد فناوری سخن می گفت) و نشانه ای برایمان می گذاشت که آن ها حتی ذره ای از علوم جدید آگاهی دارند که جای امیدی به گفعه هایشان بود
    فرض کنیم تا۱۰۰۰سال دیگر با این سیر، در غیر، زمین و منظومه ی شمسی، هم بشود زندگی کرد و یا چرا دور برویم حرفی از کشتی های غول پیکر ،زیر دریایی و اینترنت نزدند
    آن‌ها که نشانه اند
    همیشه این تعجب را داشتم که اگر چند آیه از داستان های گاه تکراری(مثلا در عهدین ذکر شده) در قرآن کم می شد و به جایش در مورد خلافت و جانشینی به طور صریح مطالبی گفته(نام افراد آورده می شد), و یا از محکم و متشابه پرهیز می شد مسلمانان چه عامه یا فرق شیعه این همه اختلاف اعتقادی نداشتند
    و یا چند نکته ی علمی دقیق که باعث پیشرفت بارز علم می گشت در قرآن با علم نامحدود خالق اسلام(الله)آورده می شد که جای هیچ شبهه ای باقی نمی ماند
    واقعا چرا؟
    سلام
    آن انوار مقدسه به آنچه تمام همشان بود هم نتوانستند درست برسند(بخاطر ابتلائات و مصائب بسیار) چه رسد به گفتن مسائل علمی پیچیده که هیچ نسبتی با شرایط آن زمان و ماموریت های الهی شان نداشته است.
    مشکل آن است که شما فکر می کنید ابزار سازی خیلی خیلی مهم است نه انسان سازی.
    هرکس خود را گوهر گرانقدر عالم می داند و به دنبال ساختن خویش است علم انسان سازی آن بزرگواران را بگیرد نه آنچه که شاید نهایتا تا لب گور بدردش بخورد.
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  18. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    وکالت و حقوق
    نوشته
    474
    حضور
    8 روز 5 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    3
    گالری
    0
    صلوات
    479



    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی نمایش پست ها

    فراموش نکنیم انبیاء و اوصیای الهی برای هدافی والا و مقدس ارسال شده اند که ان هدف چیزی جز انسان سازی نیست، لذا ائمه بزرگوار ما هر آنچه در ارتباط با این هدف بود بیان فرمودند و چیزی را دریغ نکردند.
    جواب مختصر
    @با آنکه تمام مصلحان دینی برای هدایت بشر آمده اند گروهی تفکر خود را برتر از دیگران میدانند
    و این را می‌دانیم در پیروان تفکرات مختلف افراد با تلاش و توجه به گفته های بزرگانشان رشد مالی و اخلاقی نموده اند
    حال فرق شیعه با سایر تفکرات در چیست

    @در قرآن داستانهای زیادی آمده است که اگر به جای آن چند آیه که فرمول دقیق برای تحول بشر می‌آمد بهتر آسمانی بودنش قابل باور بود
    چون بر اساس اعتقادات اسلامی قرآن برای تمام زمان هاست
    و در آن جز اندک مواردی علمی که تازه آن هم صراحتا اشاره ای به مباحث علمی ندارد بلکه به طور ضمنی به آن اشاره کرده است(زوجیت گیاهان،ستون آسمان ها که از آن جاذبه برداشت شده و مواردی از این دست )
    حال ما دقیقا از کجا بفهمیم این کتاب واقعاً از جانب خالق این جهان با نظم پیچیده است









    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی نمایش پست ها
    این علوم دنیوی هیچ ربطی به انسانیّت انسان ندارد ؛ نه کسی با دانستن علم فیزیک انسان‌تر می شود نه با نداشتن آن از انسانیّت می افتد. تاریخ مصرف این علوم تا پای قبر است ؛ و از آن به بعد ارزشی ندارند
    مثلا انسان با توجه به علوم پزشکی از بیماری ها پرهیز می کند
    حالا اگر اطلاعات عمومی در این ضمینه را نداشته باشد کیفیت زندگی اش پایین آمده با آنکه هنوز انسان است
    اما ممکن است با عدم دانستن علوم بشری از نگرش انسانی و اخلاقی فرد کاسته شود

    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی نمایش پست ها

    مطلب دیگر در مورد جنبه ی علمی اهل بیت(ع) این است که آن بزرگواران افراد قابلی برای این گونه علوم نداشتند تا آن را برایشان بیان کنند. شاهد این مطلب آن است که امیر المومنین)ع) در جمع عمومی فرمودند:

    « أَیهَا النَّاسُ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَلَأَنَا بِطُرُقِ السَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّی بِطُرُقِ الْأَرْض» ای مردم قبل از آنکه مرا از دست بدهید از من بپرسید چرا که من به راههای آسمان را بهتر از راههای زمین می شناسم.»( نهج‏البلاغة: خطبه ی 189)
    گفته اند یکی از حاضران پرسید یا علی! تعداد موهای سر من چند است؟ آری اهل بیت(ع) مبتلا به چنین افرادی بودند که به جای پرسیدن از اسرار طبیعت و کنه حقیقت از تعداد موی سر خود می پرسیدند.

    امام باقر(ع) فرمودند:
    «... وَ لَمْ یجِدْ جَدِّی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع حَمَلَةً لِعِلْمِهِ حَتَّى كَانَ یتَنَفَّسُ الصُّعَدَاءَ وَ یقُولُ عَلَى الْمِنْبَرِ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی فَإِنَّ بَینَ الْجَوَانِحِ مِنِّی عِلْماً جَمّاً هَاهْ هَاهْ أَلَا لَا أَجِدُ مَنْ یحْمِلُهُ أَلَا وَ إِنِّی عَلَیكُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَة ...». جدّم امیرالمومنین(ع( حاملی برای علم خود نمی یافت ؛ لذا مثل کسانی که نفس تنگی دارند نفس می کشید ، و بر بالای منبر می گفت از من بپرسید قبل از آنکه مرا از دست بدهید ؛ همانا درون سینه ی من علم فراوانی انباشته است. آه آه ، آگاه باشید که حمل کننده ای برای آن نمی یابم ؛ آگاه باشید که من حجّت بالغه ی خدا بر شما هستم. ( یعنی با وجود من حجّت بر شما تمام است) (بحارالأنوار ،ج3 ،ص224)

    همچنین حضرتش به کمیل ابن زیاد نخعی فرمود:
    « هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً ــ‌ وَ أَشَارَ بِیدِهِ إِلَى صَدْرِهِ ــ‌ لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً بَلَى أَصَبْتُ لَقِناً غَیرَ مَأْمُونٍ عَلَیهِ مُسْتَعْمِلًا آلَةَ الدِّینِ لِلدُّنْیا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِیائِهِ أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَةِ الْحَقِّ لَا بَصِیرَةَ لَهُ فِی أَحْنَائِهِ ینْقَدِحُ الشَّكُّ فِی قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ أَلَا لَا ذَا وَ لَا ذَاكَ أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّةِ سَلِسَ الْقِیادِ لِلشَّهْوَةِ أَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْعِ وَ الِادِّخَارِ لَیسَا مِنْ رُعَاةِ الدِّینِ فِی شَی‏ءٍ أَقْرَبُ شَی‏ءٍ شَبَهاً بِهِمَا الْأَنْعَامُ السَّائِمَةُ كَذَلِكَ یمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِیهِ ».
    بدان که در اینجا علم فراوانی است ــ و اشاره فرمودند به سینه ی خود ــ کاش حاملی برای آن می یافتم. آری افراد باهوشی را می یابم که بر علم امین نیستند و دین را وسیله ی دنیا خواهی قرار می دهند و با نعمت های الهی برای بندگانش اظهار فضل می کنند و با حجّتهای خدا بر اولیایش فخر می فروشند. برخی نیز افراد فرمانبردار و امینی برای حاملان حقیقت هستند ولی بینایی و ژرف اندیشی لازم را در شناخت حقیقت ندارند ، که با اوّلین شبهه ای شک و تردید در دلشان ریشه می زند ؛ پس نه آنها و نه اینها ، سزاوار آموختن دانش های فراوان من نمی باشند. یا فرد دیگری که سخت در پی لذّت بوده و اختیار خود را به شهوت داده است ؛ یا آن که در ثروت اندوزی حرص می ورزد ؛ هیچ کدام از آنان نمی توانند از دین پاسداری کنند ، و بیشتر به چهارپایان چرنده شباهت دارند و چنین است که دانش با مرگ دارندگان دانش می میرد.»(خطبه 147 نهج البلاغه)


    چرا آنها مطالبشان را مکتوب نکردند و برای مردم با شعور ۱۴۰۰ سال بعد باقی نگذاشتند
    در ضمن احادیثی که گفتید نیاز به اجتهاد دارند با توجه به اینکه ما دسترسی به پدیدآورندگان آنها نداریم پس با این کار در اصل مواردی با به آنها نسبت میدهیم که ممکن است منظور آنها نبوده باشد
    هر عملی عکس العملی داره
    همیشه قدرت نه گفتن داشته باش
    گرگ باش ولی حق کسی رو نخور
    تقلب نکن
    برای اهدافت تلاش کن
    دروغ نگو
    سبز باشیم

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 28

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود