صفحه 4 از 4 نخست ... 234
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات نبوت حضرت محمد (ص)

  1. #31

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    558
    حضور
    28 روز 1 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    655



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    دلیل بداهت جمله دوم هم این اقرار شماست:
    میشه بگین از جمله ی من که نوشتم : من نگفتم ممکن نیست موجودی در خارج باشد که من قادر به درکش نباشم ، چگونه برداشت کردید که : ثانیا وجود و هستی منوط به یافتن فاعل شناسا نیستند.

    بزارین مساله رو روشن کنم، ممکن است موجودی در خارج باشد که من قادر به درک آن نباشم، ولی چطور ممکن است موجودی در خارج باشد که هیچکس قادر به درک آن نباشد و اسمش را هم موجود بزارید ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    مطلب سوم هم روشن است که ذهن شما به تبع وجود شما محدود است، پس انتظار درک کامل بی نهایت خارجی، انتظار بجایی نیست!
    ولی از کجا معلوم ذهن من محدود است ؟ پس چرا میتوانم بی نهایت بودن اعداد طبیعی را درک کنم ؟ در ضمن بی نهایت رو فرض بگیریم من نتونم درک کنم، بلاخره کسی در دنیا هست ( مثل خدا ) که درک کند یا نه ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    آیا عدم درک شما مساوی با عدم درک تمام فاعلهای شناسا است؟!!!
    با تجربه های دینی که افراد مختلف در ادیان مختلف دارند، چه می کنید؟
    همچنین ادراک نفس و حالات درونی انسان و البته مثالهای متعدد دیگر...
    آهان حالا گیرم کسی درک میکنه ، اون مسئوله نه من ! من وقتی نمیتونم وحود خداوند رو درک کنم در مقابلش مسئول نیستم که حتما به حرفاش گوش کنم! چون من که نمیشناسمش شاید اصلا خوده ابلیس منو اینطوری گول بزنه !

    تازه شما خودتون مگه ادعا نمیکنید خدارو هیچ کس نمیتونه درک کنه ؟ پس این تجربه های دینی چیه دیگه ؟ شما میگی خدارو هیچکس به صورت کامل نمیتونه درک کنه ! منم میگم اگه خدا کامل درک نشه دیگه خدا نیست ! جزئی از طبیعته به دو دلیل !

    چون ذات خدا بسیط است ، یعنی نمیشود یه ذره از او را درک کرد، جزء که ندارد به قول شما اگر هم دارد جزئیات دیگر اسمش خدا نیست ! هر کدام اسم خودشان را دارند !




    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    آیا عشق و محبت به کسی یا چیزی در وجود شما تاثیر می گذارد یا نه؟
    ترس از مسائل هولناک و وحشتناک چی؟
    گاهی ترس یا عشق حتی قدرت حرکت را از انسان سلب می کند!
    پس تنها ادراک مسائل مادی نیست که روی انسان موثر است...
    ضمنا منظور از ادراک عقلی، صرف تصور یک امر بدون تاثیر خارجی نیست و مسائلی که در بهشت بیان شده به صرف تصور حاضر می شوند، امور ذهنی صرف نیستند، بلکه خود آن شیء حاضر می شود.
    شما اولا از کجا به این نتیجه رسیدین که عشق و ترس امور مادی نیستن ؟ دوما ، اگر خداوند بخواهد کامل باشد باید تمام وجود را شامل شود، ما به وجدان در میابینم که ماده وجود دارد، پس خداوند باید شامل آن هم بشود .

    اینطور نیست که مثلا چون وجود دیگری را دارد از وجود دیگری که به نظر شما پایین تر است بی نیاز شود به نظرم !


    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    در قسمت سبز رنگ اگر منظور شما تمام موجودات باشد، به دلیل بطلان دور و تسلسل، قابل قبول نیست.
    اما در قسمت قرمز رنگ، چطور در نظر گرفتن همه موجودات در یک مجموعه آنها را بی نیاز از علت می کند، در حالی که به تصریح شما تک تک آنها محتاج به علت اند؟
    با توجه به اینکه مجموعه یک امر اعتباری است و حتی اگر بطور یک کل هم فرض شود، این کل محتاج به اجزاء است و نمی توان گفت نیاز برطرف شده است.
    در این مورد بحث کردیم و قرار شد سه شرط لازم باشد تا تسلسل محال باشد، یکی از آنها محدودیت زمانی بود که ممکن است شخصی در مورد جهان هستی محدودیت زمانی را باور نداشته باشد . شما اگر میتوانید ثابت کنید زمان ابتدا و آغازی داشته و بگویید چه اتفاقی افتاد که زمان آغاز شد و چرا قبل از آن آغاز نشده بود .


    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    چطور در نظر گرفتن همه موجودات در یک مجموعه آنها را بی نیاز از علت می کند، در حالی که به تصریح شما تک تک آنها محتاج به علت اند؟
    به این شکل که علت هر موجود تمام موجودات دیگر است، و علت موجودات دیگر به همین شکل تمام موجودات دیگر است و این روش تا بی نهایت ادامه پیدا میکند ، اگر هر چیزی نیاز به آغاز و ابتدا دارد به من بگویید آغاز خداوند چیست ؟
    دو تا لینک داده بودین دیگه

  2. صلوات


  3. #32

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,141
    حضور
    28 روز 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    4241



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    ولی چطور ممکن است موجودی در خارج باشد که هیچکس قادر به درک آن نباشد و اسمش را هم موجود بزارید ؟
    بزرگوار این قسمت را که توضیح دادم!!!
    عدم درک شما مساوی با عدم وجود نیست...

    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    چرا میتوانم بی نهایت بودن اعداد طبیعی را درک کنم ؟ در ضمن بی نهایت رو فرض بگیریم من نتونم درک کنم، بلاخره کسی در دنیا هست ( مثل خدا ) که درک کند یا نه ؟
    بی نهایت بودن اعداد، بی نهایت لایقفی است به این معنا که شما هر عددی را که فرض کنید بالاتر و بزرگتر از آنهم قابل فرض است. در این صورت هم شما احاطه به بی نهایت عددی پیدا نکرده اید. بلکه تنها یک مفهوم عدمی از آنرا درک کرده اید و آنهم پایان نداشتن اعداد است. این مفهوم عدمی بسیار کلی است و به معنای ادراک تام نیست. ادراک تام بی نهایت تنها از یک وجود بی نهایت برمی آید.
    به همین دلیل درک بینهایت توسط ما که محدود هستیم، ممکن نیست اما توسط موجود بی نهایت(خدا) ممکن است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    من وقتی نمیتونم وحود خداوند رو درک کنم در مقابلش مسئول نیستم که حتما به حرفاش گوش کنم!
    بنده عرض کردم انسانِ محدود نمی تواند درک تام و کامل از خدای نامحدود داشته باشد. اما این به معنای نفی مطلق علم و درک نسبت به خداوند نیست. همانطور که امیر المومنین(علیه السلام) در این زمینه می فرماید: لم یُطلع العقول على تحدید صفته ولم یحجبها عن واجب معرفته؛ عقل‌ها را بر حقیقت ذات خود، آگاه نساخته، اما از معرفت و شناسایی خود باز نداشته است.(نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ ص88) بنابراین هر کس به اندازه ظرفیت و سعه وجودی خود می تواند خدای خویش را درک کند و هر چقدر ظرفیت او بیشتر باشد، ادراک او قویتر خواهد بود. عرفا مثال خوبی برای این درک می زنند: اگر هر کس آینه ای در دست داشته باشد و اندازه ها این آینه ها متفاوت باشد، هر کدام به اندازه خود، تصویری از جهان به صاحب خود می دهند که برخی بزرگ و وسیع است و برخی کوچک و محدود. نفس انسان هم همینطور است، هرچقدر بزرگتر و وسیع تر شود، تصویر بزرگتری برای صاحب خود ایجاد خواهد کرد. البته این صرفا یک مثال برای تقریب به ذهن است.
    بنابراین با توجه به شناختِ نوع دوم، انسان در برابر خداوند مسئول است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    شما خودتون مگه ادعا نمیکنید خدارو هیچ کس نمیتونه درک کنه ؟ پس این تجربه های دینی چیه دیگه ؟ شما میگی خدارو هیچکس به صورت کامل نمیتونه درک کنه ! منم میگم اگه خدا کامل درک نشه دیگه خدا نیست !
    درک کامل خداوند غیر ممکن است.
    تجربه دینی همان شناختِ نوع دوم است.
    خدا خداست، چه شما او را درک کنید و چه نکنید!!!
    اتفاقا اگر بطور کامل درک میشد، دیگر خدا نبود! چون محدود میشد...

    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    شما اولا از کجا به این نتیجه رسیدین که عشق و ترس امور مادی نیستن ؟ دوما ، اگر خداوند بخواهد کامل باشد باید تمام وجود را شامل شود، ما به وجدان در میابینم که ماده وجود دارد، پس خداوند باید شامل آن هم بشود .
    عشق و ترس از افعال نفس اند و خواص ماده(مانند قابلیت تجزیه، مکانمندی و ...) را ندارند. البته در بدن مادی انسان باید معدات و مقدماتی(مانند کم یا زیاد شدن برخی هورمونها) برای بروز این افعال بوجود آید ولی این به معنای مادی بودن خود این احساسات نیست. البته این مطلب خارج از موضوع بحث است و لطفا در محل خودش به آن بپردازید تا از بحث اصلی منحرف نشویم.
    عالم ماده پایین تر از عالم مثال و عالم مثال مادون عالم عقل و مجردات است و خداوند مافوق تمام این عوالم است و بر تمام آنها احاطه و اشراف دارد. حالا با این توضیح بنده درک نمی کنم چطور شما کمال خداوند را ترکیب با پست ترین مرتبه عالم هستی می دانید؟!!!
    کمال علم و قدرت خداوند در این است که اشراف کامل و تام بر تمام مراتب عالم داشته باشد، نه اینکه با پست ترین مرتبه عالم ترکیب شده باشد. لطفا کمی دقت بفرمایید...

    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    در این مورد بحث کردیم و قرار شد سه شرط لازم باشد تا تسلسل محال باشد، یکی از آنها محدودیت زمانی بود که ممکن است شخصی در مورد جهان هستی محدودیت زمانی را باور نداشته باشد . شما اگر میتوانید ثابت کنید زمان ابتدا و آغازی داشته و بگویید چه اتفاقی افتاد که زمان آغاز شد و چرا قبل از آن آغاز نشده بود .
    این بحث مربوط به اینجا نیست. لطفا بحث های حاشیه ای را مطرح نکنید تا از بحث دور نشویم.
    اما تسلسل هیچ ربطی به زمان ندارد چرا که زمان در عالم ماده مطرح است، در حالی که تسلسل در علل، مربوط به ممکنات(اعم از مادی و مجرد) است.
    در هر حال بحث زمان و امتناع تسلسل در علل را در جای خود پی گیری بفرمایید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    به این شکل که علت هر موجود تمام موجودات دیگر است، و علت موجودات دیگر به همین شکل تمام موجودات دیگر است و این روش تا بی نهایت ادامه پیدا میکند ، اگر هر چیزی نیاز به آغاز و ابتدا دارد به من بگویید آغاز خداوند چیست ؟
    هر ممکن الوجودی نیاز به علت دارد نه هر موجودی!
    اتفاقا به دلیل امتناع تسلسل در علل است که عقل وجود موجودی مستقل را در ابتدای عالم هستی لازم می داند.


    اثبات نبوت حضرت محمد (ص)

  4. #33

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    558
    حضور
    28 روز 1 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    655



    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    عدم درک شما مساوی با عدم وجود نیست...
    عدم درک من مساوی با عدم وجود نیست، اما عدم درک کل موجودات چطور ؟ به موضوع دقت نمیکنید ! اگر فقط من نتونم درک کنم حرف شما درسته، ولی اگه کل موجودات نتونن درک کنن اون وقت چی؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    بنده عرض کردم انسانِ محدود نمی تواند درک تام و کامل از خدای نامحدود داشته باشد.
    منم عرض کردم :

    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    تازه شما خودتون مگه ادعا نمیکنید خدارو هیچ کس نمیتونه درک کنه ؟ پس این تجربه های دینی چیه دیگه ؟ شما میگی خدارو هیچکس به صورت کامل نمیتونه درک کنه ! منم میگم اگه خدا کامل درک نشه دیگه خدا نیست ! جزئی از طبیعته !

    چون ذات خدا بسیط است ، یعنی نمیشود یه ذره از او را درک کرد، جزء که ندارد به قول شما اگر هم دارد جزئیات دیگر اسمش خدا نیست ! هر کدام اسم خودشان را دارند !
    اما در مورد این حرفتون :

    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    درک نمی کنم چطور شما کمال خداوند را ترکیب با پست ترین مرتبه عالم هستی می دانید؟!
    ببینید یا این عالم ها مرتبه ی وجودی یک دیگر را دارند یا ندارند ! اگر ندارند مجموع آن عالم ها از عالم تنهای بالاتر بیشتر خواهد شد ( یعنی موجودی کاملتر خواهیم داشت )

    اگر دارند ، عالم پایین تر جزئی از عالم بالاتر خواهد بود !

    اگر متوجه نمیشوید به رسم شکل براتون توصیف کنم ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    ین بحث مربوط به اینجا نیست. لطفا بحث های حاشیه ای را مطرح نکنید تا از بحث دور نشویم.
    من تایپک مستقل ایجاد کردم، اما به صورت خلاصه میگم، فرض کنید کسی مدعی است که تسلسل در جهان هستی ممکن است دلیلش هم بی نهایت بودن زمان جهان هستی هستش، دلیل شما بر رد آن چیست ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    عقل وجود موجودی مستقل را در ابتدای عالم هستی لازم می داند
    خب پس بگین این موجود مستقل چه ویژگی دارد ؟ اگر فقط ادعا میشود مستقل است پس از کجا معلوم جهان هستی به عنوان کل مستقل نیست ؟ یعنی شما باید ویژگی موجود مستقل رو با دلیل بیارین و بعدش ثابت کنین جهان هستی این ویژگی هارو نداره !
    دو تا لینک داده بودین دیگه

  5. #34

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,141
    حضور
    28 روز 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    4241



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    اگه کل موجودات نتونن درک کنن اون وقت چی؟
    طبیعی است که مخلوق قادر به درک کامل خالق خود نباشد، که اگر باشد، خالق محدود خواهد شد و این با وجوب وجود سازگار نیست. و شمایی که مدعی درک کامل هستید باید این تناقض را پاسخ بدهید...
    اما در مورد اینکه چطور می توان از موجود بسیط درکی در حد خود داشت، باید گفت؛ این ادراک از طریق مفاهیم ممکن است، همانطور که اوصاف الهی در قرآ« و روایات وارد شده و ما درک مشترکی از آنها داریم، پس علم حاصل می شود. در مورد علم حضوری هم ادراک به میزان سعه وجودی است که در پست های قبل توضیح داده شد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    فرض کنید کسی مدعی است که تسلسل در جهان هستی ممکن است دلیلش هم بی نهایت بودن زمان جهان هستی هستش، دلیل شما بر رد آن چیست ؟
    گذشته از اینکه زمان مقدار حرکت است و منوط به ماده و از نظر فیزیک جدید هم ابتدا دارند، پس محدود اند. تسلسل در علل ربطی به بی نهایت بودن زمان ندارد، چون زمان یک معیار سنجش است و فرض علل در آن نشده است. در هر حال این بحث را در جای خود پی گیری کنید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    از کجا معلوم جهان هستی به عنوان کل مستقل نیست ؟
    قبلا توضیح دادم که «کل» یک امر اعتباری است نه حقیقی. در حالی که استقلال مربوط به واحد حقیقی است.
    از طرفی کل محتاج به اجزاء است و این احتیاج با وجوب وجود سازگار نیست و بحث هایی که گذشت... لطفا دوباره به خانه اول برنگردید!


    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    ببینید یا این عالم ها مرتبه ی وجودی یک دیگر را دارند یا ندارند ! اگر ندارند مجموع آن عالم ها از عالم تنهای بالاتر بیشتر خواهد شد ( یعنی موجودی کاملتر خواهیم داشت )
    اگر دارند ، عالم پایین تر جزئی از عالم بالاتر خواهد بود !
    این عوالم در طول هم اند؛ یعنی عالم بالا تمام کمالات عالم پایین را دارد.
    اگر رابطه طولیت را درست تصور کنید و بدانید که خداوند متعال چون علت تمام عالم است پس اشراف تام و کامل دارد، دیگر حرف از ترکیب خالق با پست ترین موجود عالم را نمی زنید...
    خودِ ترکیب باعث نقص است، چه رسد ترکیب با پست ترین موجود عالم! فهم این مطلب خیلی مشکل نیست...

    اثبات نبوت حضرت محمد (ص)

  6. #35

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    1,141
    حضور
    28 روز 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    4241

    جمع بندی




    بسم الله الرحمن الرحیم


    سوال:
    الف) آیا حد نداشتن خداوند و احاطه او بر مخلوقات، به معنای اینست که مخلوقات جزئی از اویند؟
    ب) اگر کسی با دلایل خداشناسی قانع نشود، آیا می تواند از طریق شناخت پیامبر و پی بردن به صداقت او، به خدا ایمان بیاورد؟

    پاسخ:
    در مورد قسمت اول سوال، ذکر دو مقدمه لازم است:
    مقدمه اول: نهایت نداشتن خدا با بی نهایتِ مقداری متفاوت است. کمیت و کیفیت از مقوله های ماهوی هستند و مقدار هم زیر مجموعه کمیت است. لذا با توجه به اینکه ماهیت محدود است، بی نهایت مقداری را هم باید در همان جایگاه در نظر گرفت. این در حالی است که خداوند متعال از ماهیتْ منزّه بوده و حد نداشتن او مقید به چیزی نیست.

    مقدمه دوم: فلاسفه قاعده ای دارند بنام بسیط الحقیقه کل الاشیاء. مفاد این قاعده این است که واجب تعالی تمام کمالهای هستی را داراست و هیچ وصف وجودی را فاقد نیست. بنابراین مرتبه ناقص(مخلوقات) در مرتبه کامل(واجب الوجود) به گونه اشرف و اعلی موجود است و مرتبه کامل تمام کمالهای مرتبه ناقص را داراست(1). البته واجد کمالات ناقص بودن به معنای حلول مخلوقات یا ترکیب واجب الوجود نیست، همانطور که حضرت امیر(علیه السلام) می فرماید: دَاخِلٌ‏ فِي‏ الْأَشْيَاءِ لَا كَشَيْ‏ءٍ دَاخِلٍ فِي شَيْ‏ءٍ وَ خَارِجٌ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا كَشَيْ‏ءٍ خَارِجٍ مِنْ شَيْ‏ء؛ خداوند داخل در اشیاء است اما نه مانند چیزی که داخل چیز دیگر است و خارج از اشیاء است نه مانند چیزی که خارج از آنهاست.(2)

    بنابراین وقتی وجودی بی نهایت و نامحدود باشد، جایی برای غیرْ باقی نمی گذارد.(3) علاوه بر این قاعده، عرفا نیز قائل به وحدت وجودند؛ بطوری که دیگر موجودات، مظاهر خداوند بوده و نسبت آنها به خدا مانند نسبت سایه به شخص است. در این دیدگاه نیز وجود صرف و بسیط خداوند واقعیت داشته و دیگر موجودات مظهر و سایه آن هستند.
    بنابر مقدمات پیشین، حد و نهایت نداشتن خداوند به معنای حلول ممکنات در خداوند نبوده و باعث ترکیب خداوند نیز نمی شود.(4) بلکه معنای صحیح آن بر مبنای مقدمه دوم، اینست که خداوند واجد تمام کمالات ممکنات بوده و وجودِ بی نهایت او جایی برای غیرْ باقی نمی گذارد. این تعبیر به نوعی برمی گردد به دیدگاه عرفا در مورد وحدت وجود و نتیجه آن، وجود حقیقی خداوند و وجود ظلی و تبعی ممکنات خواهد بود.

    اما در مورد قسمت دوم سوال نیز باید گفت؛ توحید مقدم بر نبوت است و نبوت بدون توحید بی معناست. به عبارتی نبی و رسول، فرستاده خدا هستند و اگر کسی خدا را قبول نداشته باشد، مسلما برای او رسولی قائل نیست. بنابراین نبی نمی تواند دلیل بر وجود خدا باشد، مگر اینکه پیامبر با استفاده از دلایل عقلی و توجه دادن به عقل و فطرت، باعث بیداری انسانها شده و آنها را به خداوند یکتا دعوت کند.(البته معجزه او نیز می تواند ارتباط او با ماوراء را تا حدودی ثابت کند و اینکه او با قدرت برتری در ارتباط است. اما اینکه خصوصیات آن موجود چیست یا چگونه باید باشد را باید از عقل و نقل(پس از قبول نبی) ثابت کرد.)

    بدین ترتیب پس از قبول نبی می توان از علم او در تکمیل خداشناسی استفاده کرد. چرا که برای شناخت خداوند، مراتب متفاوتی وجود دارد. همچنین درست است که انسانِ محدود نمی تواند درک تام و کامل از خدای نامحدود داشته باشد، اما این به معنای نفی مطلق علم و درک نسبت به خداوند نیست. همانطور که امیر المومنین(علیه السلام) در این زمینه می فرماید: لم یُطلع العقول على تحدید صفته ولم یحجبها عن واجب معرفته؛ عقل‌ها را بر حقیقت ذات خود، آگاه نساخته، اما از معرفت و شناسایی خود باز نداشته است.(5)

    بنابراین هر کس به اندازه ظرفیت و سعه وجودی خود می تواند خدای خویش را درک کند و هر چقدر ظرفیت او بیشتر باشد، ادراک او قویتر خواهد بود. بدین ترتیب برخی مسائل خداشناسی را انسان از طریق درک وجدانی یا عقلانی درمیابد و مازاد بر آنرا می تواند از نقل کمک بگیرد.
    بنابراین نمی توان از نبوت به توحید رسید، بلکه قبولِ نبوت به توحید برمی گردد. هرچند با توجه به مقدمه دوم، می توان نبی و رسول را مکمل شناخت انسان دانست.



    1. طباطبایی، نهایةالحکمة، مرحله 7.
    2. کلینی، الكافي؛ ج‏1 ؛ ص86.
    3. ملاصدرا، مفاتیح الغیب، ص 245.
    4. جزء یا عقلی است مانند جنس و فصل؛ یا خارجی است مانند ماده و صورت؛ یا مقداری است مانند اجزاء خط و سطح. هر سه صورت در مورد خداوند، به دلایل عقلی باطل اند. برای اطلاع بیشتر ر.ک: علامه طباطبایی، بدایة الحکمة، ص29.
    5. نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ ص88.


    ویرایش توسط معین : ۱۳۹۶/۰۶/۰۲ در ساعت ۱۶:۴۸
    اثبات نبوت حضرت محمد (ص)

صفحه 4 از 4 نخست ... 234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 30

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود