صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چقدر دیگه کمک کنم؟ به نظر شما دیگه بس نیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۶
    نوشته
    43
    حضور
    2 روز 7 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59

    اشاره چقدر دیگه کمک کنم؟ به نظر شما دیگه بس نیست؟




    سلام

    ما یه همسایه داریم و آدمهای خوب و با شخصیتی هستن..
    من رشته ام کامپیوتر هستش..و 10 سال هستش در این مکان جدید ساکن شدیم و با اینها همسایه شدیم...
    تو 5 سال اول اصلا به ما سر نمیزدن یا یه حال احوالی بگیرن...از زمانی که این همسایه لب تاپ گرفته بود کم کم خودشو به ما نزدیک کرد و بهم گفت که به من کامپیوتر یاد بده...نزدیک 5 سال به طور متوالی تقریبا ماهی 3 - 4 بار بهش کامپیوتر یاد میدادم...بدون هیچ چشم داشتی....یا مثلا تابستون ها میرفتن تفریح من 2 ماه گلهای حیاطشون رو آبیاری میکردم و بدون هیچ چشم داشتی...ولی در عوض اون تو این پنج سال تقریبا هیچ کاری نکرد که دلم خوش باشه این همه براش کار انجام دادم...الان فکر میکنم انگار این کمک یه طرفه بوده و انگاری داره سواستفاده میکنه...حتی گاهی سیستم خانوادشو میاورد من درستش میکردم...یه بار م سیستم دخترشو رفت از تهران آورد شمال تا من درستش کنم حس سواستفاده شدن بهم دست میده...و زمانی حسم بدتر شد که من فهمیدم که خانوم ایشون تو ترشیجات خیلی حرفه ای هستن و به مادرم گفتم برو وسایل بخر که خانومش برامون خیار شور بزاره...و وقتی مادرم رفت گفت وسایل بیارم برامون درست کنی....گفت کاری نداره که خودتون درست کنید...
    مادرم اومد خونه و خیلی ناراحت شد از رفتارش..
    حالا مسئله درست کردن یا نکردن خیار شور نیست....منظورم اینه که این همه من کمک کردم و هر سوالی و یا تخصصی بود در اختیارش گذاشتم...دیگه خسته شدم ....ولی نمیدونم چطوری این ارتباط رو قطع کنم..دیگه حوصله اش رو ندارم...
    بنظرتون این رفتارم که میخوام رابطه رو قطه کنم درسته؟شما جای من بودین چیکار میکردین.؟

  2. صلوات ها 6


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    24,092
    حضور
    214 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    48
    صلوات
    62243



    با نام و یاد دوست






    چقدر دیگه کمک کنم؟ به نظر شما دیگه بس نیست؟








    کارشناس بحث: استاد امین

  4. صلوات ها 5


  5. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    983
    حضور
    34 روز 21 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4877




    نقل قول نوشته اصلی توسط galin01 نمایش پست ها
    ما یه همسایه داریم و آدمهای خوب و با شخصیتی هستن..
    سلام علیکم.ممنون که سؤالتون رو در انجمن مطرح کردید.

    بنده سؤال شما رو با یک سؤال پاسخ می دهم.شما گفتید که انسانهای با شخصیتی هستند.

    سؤال:اگر بر فرض شما بروید و به او بگویید من احساس میکنم شما نگاه ابزاری به من دارید و حق همسایگی و رفاقت رو ادا نمی کنید و نشونه ش هم اینه که (همین چیزهایی که نقل کردید)به نظر شما این همسایه چه جوابی به شما میده؟ازتون میخوام از دید خودش جواب بدید و نه با سوء ظن و از طرف خودتون.


  6. صلوات ها 6


  7. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    452
    حضور
    42 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    441



    نقل قول نوشته اصلی توسط galin01 نمایش پست ها
    سلام

    ما یه همسایه داریم و آدمهای خوب و با شخصیتی هستن..
    من رشته ام کامپیوتر هستش..و 10 سال هستش در این مکان جدید ساکن شدیم و با اینها همسایه شدیم...
    تو 5 سال اول اصلا به ما سر نمیزدن یا یه حال احوالی بگیرن...از زمانی که این همسایه لب تاپ گرفته بود کم کم خودشو به ما نزدیک کرد و بهم گفت که به من کامپیوتر یاد بده...نزدیک 5 سال به طور متوالی تقریبا ماهی 3 - 4 بار بهش کامپیوتر یاد میدادم...بدون هیچ چشم داشتی....یا مثلا تابستون ها میرفتن تفریح من 2 ماه گلهای حیاطشون رو آبیاری میکردم و بدون هیچ چشم داشتی...ولی در عوض اون تو این پنج سال تقریبا هیچ کاری نکرد که دلم خوش باشه این همه براش کار انجام دادم...الان فکر میکنم انگار این کمک یه طرفه بوده و انگاری داره سواستفاده میکنه...حتی گاهی سیستم خانوادشو میاورد من درستش میکردم...یه بار م سیستم دخترشو رفت از تهران آورد شمال تا من درستش کنم حس سواستفاده شدن بهم دست میده...و زمانی حسم بدتر شد که من فهمیدم که خانوم ایشون تو ترشیجات خیلی حرفه ای هستن و به مادرم گفتم برو وسایل بخر که خانومش برامون خیار شور بزاره...و وقتی مادرم رفت گفت وسایل بیارم برامون درست کنی....گفت کاری نداره که خودتون درست کنید...
    مادرم اومد خونه و خیلی ناراحت شد از رفتارش..
    حالا مسئله درست کردن یا نکردن خیار شور نیست....منظورم اینه که این همه من کمک کردم و هر سوالی و یا تخصصی بود در اختیارش گذاشتم...دیگه خسته شدم ....ولی نمیدونم چطوری این ارتباط رو قطع کنم..دیگه حوصله اش رو ندارم...
    بنظرتون این رفتارم که میخوام رابطه رو قطه کنم درسته؟شما جای من بودین چیکار میکردین.؟
    بعضیا می‌تونن رک بگن. اگه نمیتونید خب بگید نتونستم لپ تاپ رو درست کنم. چند بار این جوری تموم میشه. 5 سال!

    من با آی دی که تازه اسمش را عوض کرده‌ام در این سایت نیستم و بر نمی‌گردم.

  8. صلوات ها 2


  9. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۶
    نوشته
    43
    حضور
    2 روز 7 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها



    سلام علیکم.ممنون که سؤالتون رو در انجمن مطرح کردید.

    بنده سؤال شما رو با یک سؤال پاسخ می دهم.شما گفتید که انسانهای با شخصیتی هستند.

    سؤال:اگر بر فرض شما بروید و به او بگویید من احساس میکنم شما نگاه ابزاری به من دارید و حق همسایگی و رفاقت رو ادا نمی کنید و نشونه ش هم اینه که (همین چیزهایی که نقل کردید)به نظر شما این همسایه چه جوابی به شما میده؟ازتون میخوام از دید خودش جواب بدید و نه با سوء ظن و از طرف خودتون.
    احتمالا میگه خب میخوام از این تجربه ای که دارید استفاده کنم و حیف که از این تجربه بی بهره باشم...

  10. صلوات


  11. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۶
    نوشته
    43
    حضور
    2 روز 7 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها

    بعضیا می‌تونن رک بگن. اگه نمیتونید خب بگید نتونستم لپ تاپ رو درست کنم. چند بار این جوری تموم میشه. 5 سال!
    یه دوباری اینکارو کردم...بعد بهم زنگ زده....چرا دیگه پیش ما نمیای و از این حرفا...من تو رودربایستی گفتم والا خجالت میکشه آدم همینطوری بره خونه همسایه اش معمولا اگه کاری بود پیشتون میومدم.


  12. صلوات


  13. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۶
    نوشته
    234
    حضور
    29 روز 7 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    473



    ما یه فامیلی داریم یه همسایه این طوری دارند. مثلا نون می گیرند، روغن، شامپو و...
    نه اینکه فقیر باشند نه. نمی دونم چه اخلاقی دارند که این طوری می کنند. ولی می دونم تقصیر فامیل ما هست. لازم نیست دروغ بگه. می تونه بگه ببخشید ما داریم ولی خودمون لازم داریم یا یجور غیر مستقیم بگه که این رفتار نادرسته. رک بودن بعضی وقتا لازمه. قرار نیست که ادم همش هوای همه رو داشته باشه که کسی ناراحت نشه. بعضی ها اصلا نمی دونند چطوری رفتار کنند. سو استفاده می کنند و باید تذکر داد حتی اگر ناراحت بشند.

  14. صلوات ها 4


  15. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۶
    نوشته
    43
    حضور
    2 روز 7 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    59



    نقل قول نوشته اصلی توسط zahra* نمایش پست ها
    ما یه فامیلی داریم یه همسایه این طوری دارند. مثلا نون می گیرند، روغن، شامپو و...
    نه اینکه فقیر باشند نه. نمی دونم چه اخلاقی دارند که این طوری می کنند. ولی می دونم تقصیر فامیل ما هست. لازم نیست دروغ بگه. می تونه بگه ببخشید ما داریم ولی خودمون لازم داریم یا یجور غیر مستقیم بگه که این رفتار نادرسته. رک بودن بعضی وقتا لازمه. قرار نیست که ادم همش هوای همه رو داشته باشه که کسی ناراحت نشه. بعضی ها اصلا نمی دونند چطوری رفتار کنند. سو استفاده می کنند و باید تذکر داد حتی اگر ناراحت بشند.
    مشکل همینه دیگه...ما آدم ساده ای هستیم و بلد نیستیم مثل افراد رک و رو دار حقمونو بگیریم.واسه یه نفر کار کردیم پارسال الان یک سال گذشته کل مبلغش یک میلیون بود که به من بده اینقدر قطره چکانی این پوله رو بهم داد که هنوز 400 تومنش مونده...آدم روش نمیشه بره درخونش ازش بگیره یا داد و بیداد راه بندازه....با اینکه وضعشون توپه توپه...بخدا آدم بعضی چیزا رو میبینه شاخ در میاره

  16. #9

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۵
    نوشته
    367
    حضور
    49 روز 12 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1074



    سلام
    حس غریبی کردم بین بچه های این سایت
    اخه همه کم رو هستن و من پررو!
    اون خانم تو تهمت خواستگارش
    شمام اینجوری
    منم همسایمون دخترش چند باری اومد درسای دبیرستانو بهش یاد بدم منم گفتم باشه و یاد دادم هیچی ازش هزینه نگرفتم
    گاهی میومد دردِدل!! منم که اصلا حوصله اینجور داستانا رو ندارم
    یکم که گذشت دیدم داره خیلی پررو میشه کم مونده بود شبم بیاد بمونه خونمون!!!
    بعد دیگه یه روز قاطی کردم درو باز نکردم اصلا
    زنگم زد خونه جواب ندادم
    بیرونم رفتم فقط یه سلام میدادم و میرفتم
    بعد یبار اومد گفت دیگه نیستی بیام خونه گفتم عزیزم مگه بیکارم که شما هروز بیای خونه ما؟سرم خیلی شلوغه هم کار هم درس!دیگه گذاشت رفت سراغ همسایه های طبقه های دیگه واقعا گاهی افتخار میکنم که پررو هستم گاهیم جلوی خودمو میگیرم چیزی نمیگم
    ولی گاهی پررو بودن بد نیست فکر میکنم!
    تکان میخوری بگو یا صاحب الزمان،
    صبح که از خواب بیدار میشوی مؤدب بایست
    و صبحت را با سلام به امام زمانت شروع کن
    و بگو آقا جان دستم به دامانت خودت یاری ام کن،
    شب که میخواهی بخوابی اول دست به سینه بگذار
    و بگو"السلام علیک یا صاحب الزمان"بعد بخواب.
    شب و روزت را به یاد محبوب سر کن که اگر اینطور شد,
    شیطان دیگر در زندگی تو جایگاهی ندارد،دیگر نمیتوانی گناه کنی،
    دیگر تمام وقت بیمه امام زمانی...

  17. صلوات ها 2


  18. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۶
    نوشته
    234
    حضور
    29 روز 7 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    4
    صلوات
    473



    نقل قول نوشته اصلی توسط galin01 نمایش پست ها
    مشکل همینه دیگه...ما آدم ساده ای هستیم و بلد نیستیم مثل افراد رک و رو دار حقمونو بگیریم.واسه یه نفر کار کردیم پارسال الان یک سال گذشته کل مبلغش یک میلیون بود که به من بده اینقدر قطره چکانی این پوله رو بهم داد که هنوز 400 تومنش مونده...آدم روش نمیشه بره درخونش ازش بگیره یا داد و بیداد راه بندازه....با اینکه وضعشون توپه توپه...بخدا آدم بعضی چیزا رو میبینه شاخ در میاره
    سخته. من خودم یک ادمی بودم که نه نمی گفتم. هر کسی تو دانشگاه کار داشت براش انجام میدادم. نکه مجبوری باشه دوست داشتم. ولی کم کم احساس کردم فقط موقعی که کار دارند به یاد من هستند در غیر این صورت نه. این منو ناراحت می کرد. حتی در فامیل کسی بود که میومد خونه مون که تمرین یا اشکال داشت با هم انجام میدادیم. الان تو خیابون منو می میبنه انگار نه انگار. برام مهم نیست. پشیمون نیستم ولی این رفتار دوگانه ناراحت کننده است. یعنی کار نداشته باشند من غریبه ام کار داشته باشند فامیل. سعی کردم همیشه با احترام رفتار کنم ولی گاهی عکس العمل برعکس بوده. برای همین تصمیم گرفتم یکم جدی باشم در برخوردهام. سعی کنم نه بگم. نه گفتن بسیار سخته ولی قرار نیست برای اینکه کسی دلش نشکنه همش من تحت فشار باشم. حتی گاهی از کار خودم گذشتم تا کار بقیه رو انجام بدم. مخصوصا در دوران دانشجویی واقعا از ته دل دوست داشتم کاری انجام بدم. ولی خوب نمیشه دیگه. اون ادم باید بدونه کار خودشو خودش انجام بده و بار کارش رو رو دوش بقیه نندازه. این رفتار ما همیشه درست نیست. کمک حدی داره. بعضی ها توقع دارند همیشه در هر شرایطی بهشون کمک کرد و کاری که وظیفه شون هست رو انجام نمیدن. این خیانت به اون ها هم هست. باید یاد گرفت وقتی توانایی داری کار خودت رو خودت انجام بدی یا وقت بگذاری یاد بگیری. کمک کردن برای همیشه درست نیست.
    می بینید کسی برای مدتی مشکلی داره یا در بحران قرار داره خوب ما انسان هستیم کمک می کنیم. یه وقتی هم کسی دیگه به ما کمک می کنه در شرایط بحرانی نه اینکه کمک گرفتن عادت بشه.
    ویرایش توسط zahra* : ۱۳۹۶/۰۵/۰۱ در ساعت ۱۳:۲۰

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 13

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود