صفحه 3 از 7 نخست 12345 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات اعجاز قرآن با توجه به خصوصیات آورنده آن ، پیامبر اکرم (ص)

  1. #21

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,576
    حضور
    31 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3120



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiyavar نمایش پست ها
    آیا در کتابی در باره نشانه های پیامبری شان نوشته شده است؟(مثل همان علامت بین دو کتف مبارکشان)
    با سلام و احترام
    در مورد نشانه های نبوت همچنین مهر نبوت بر شانه پیامبر صلی الله علیه و آله منابع مختلفی وجود دارد که به این موضوع پرداخته اند برخی از این منابع را نام میبرم.
    1. اكمال‌الدين و تمام‌النعمة : تأليف شيخ صدوق ، جلد اول كتابفروشي اسلاميه طهران ، صفحات : 271 ، 283 ، 293 ، 314 . )
    2. بحارالانوار علامه مجلسي : چاپ دارالكتب الاسلاميه ، تهران جلد 15 ، صفحات : 193 ، 198 ، 206 ، 215 ، 217 ، 273 ، 294 ، 327 ، 353 ، 401 ، 410در بابهاي مختلف ، تولد و رضاع و غيره .
    بحار‌الانوار : جلد 16 ، باب خلقت و شمائل و خاتم نبوت ، صفحات : 175 ، 177 ، 180 ، 194 .
    3. پيامبر(ص)، زين‏ العابدين رهنما، ص 544.
    4. دلائل‏ النبوه، بيهقى، ترجمه: محمود مهدوى دامغانى، ص 138.
    5 . مناقب آل ابي‌طالب : تأليف ابي‌جعفر رشيد‌الدين محمد بن علي شهر‌آشوب سروي مازندراني مطبعه علميه قم ، جلد اول ، صفحات : 16 ، 29 ، 40 ، 124 ، 125 .


  2. #22

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,576
    حضور
    31 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3120



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    با عرض سلام و خسته نباشید. با توجه به محدود و مجمل بودن اطلاعات تاریخی پیرامون دوران کودکی حضرت رسول، درس نخوانده بودن حضرت چگونه ثابت می شود؟
    با سلام و احترام

    در مورد سوال شما مباحث متعددی در انجمنها وجود دارد که بنده لینک این مباحث را ارائه میکنم تا شما موضوعات را مطالعه کنید و پس از مطالعه اگر ایرادی دیدید بیان فرمایید.
    مقدمة عرض کنم این موضوع قدری اختلافی است برخی معنی امی را عدم خواندن و نوشتن میدانند برخی معنی امی را اهل مکه بودن میدانند برخی هم سواد خواندن و نوشتن را برای پیامبر محفوظ میدانند چه قبل از بعثت و چه پس از بعثت . شما میتوانید دلائل این اقوال را مطالعه کنید پس از مطالعه اگر ابهامی بود در خدمت شما هستم

    http://www.valiasr-aj.com/persian/sh...hp?idnews=5256

    http://wikiporsesh.ir/%D8%A7%D9%85%D...87%D8%B1%DB%8C

    http://www.askdin.com/archive/index.php/t-47831.html

  3. صلوات ها 2


  4. #23

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,576
    حضور
    31 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3120



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    به علاوه وقتی می گوییم امیت ایشان یکی از ابعاد اعجاز است، با این احتمال که ممکن است ایشان علیرغم بی سواد بودن، شفاهاً مطالبی را از دیگران آموخته باشند چه می کنیم؟
    با سلام و احترام

    اینکه بگوییم پیامبر صلی الله علیه واله شفاها مطالب را از دیگران گرفته و به عنوان وحی ان را ارائه مینموده ادعای بدون دلیلی است. اگر در این باره استنادی وجود دارد ارائه کنید والا صرف بیان مطلبی که پشتوانه علمی ندارد قابل قبول نیست. مضافا اینکه تعداد ایات الهی بیش از شش هزار ایه است چگونه این ایات را پیامبر صلی الله علیه و آله شفاها از دیگران بیاموزد و به مسلمانان ارائه نماید؟ زمانی که بر پیامبر صلی الله علیه و آله وحی نازل میشد و حالات عجیبی بر ایشان غالب میگشت چه توجیهی دارد ؟ ایا میشود گفت شفاها کسی این ایات را بر پیامبر صلی الله علیه و آله نقل میکرد؟ مگر ذهن انسان چه اندازه کشش دارد که بتواند این همه ایات با تعداد بالا را حفظ نماید؟ طبعا باید این ایات بر قلب نازنین ان حضرت نازل شود و ایشان ایات را بخوانند و کاتبان وحی ان را یاداشت کنند.
    اگر بگوییم امر نزول وحی را پیامبر صلی الله علیه و آله شفاها از دیگران اموخته طبعا افراد زیادی میتوانستند چنین ادعایی بکنند و بگویند ما ایاتی را شفاها از دیگران اموختیم و ان را به عنوان وحی الهی ارائه کنند اما چنین چیزی در تاریخ وجود ندارد. همچنین انان که خواستند یک ایه شبیه قران بیاورند عاجز شدند اگر شفاها مقدور بود انها هم این کار را میکردند.


  5. صلوات


  6. #24

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    علاقه
    علم
    نوشته
    1,576
    حضور
    31 روز 15 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3120



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    همچنین، ممکن است که انسان با نبوغ خودش مطالبی را غلیرغم اینکه در هیچ مدرسه ای درس نخوانده، بگوید. از کجا می دانیم در مورد اعجاز قرآن و تعالیم اسلام، نبوغ انسانی حضرت رسول مؤثر نبوده است؟
    با سلام و احترام
    قطعا نزول وحی را نمیتوان از راه نبوغ ثابت کرد زیرا هر دو مقوله جدا از هم هستند.
    در تفاوت نبوغ و وحی می توان به مواردی اشاره نمود:

    1. نوابغ از راه حواس خود با اشیاء تماس می گیرند و با نیروی حسابگر عقل خود بر روی فرآورده های ذهنی خود کار می کنند و به نتیجه می رسند ولی پیامبران الهی علاوه بر برخورداری از نیروی خرد و اندیشه و حسابگریهای ذهنی، به نیروی دیگری به نام وحی مجهزند و نوابغ از این نیرو بی بهره اند.

    به بیان دیگر، نبوغ نوابغ مربوط به نیروی تفکر و اندیشه بشری است ولی ویژگی پیامبران مربوط به نیروی دیگری به نام وحی و اتصال به مبدأ هستی است.

    2. فرد نابغه، حقایقی را درک می کنند که این نوع حقایق با عقل و دانش بشری قابل ادراک است، در حالی که مطالبی از طریق وحی وارد می شود، در دسترس عقل و دانش بشری نیست.

    3. در دریافتهای بشری ـ ولو افراد نابغه ـ احتمال خطا می رود، ولی در دریافت وحی، احتمال خطا نیست.

    4. پـیـامـبـران ـ برخلاف نوابغ ـ مردم را به سوی خویش و افکار خود فـرا نـخـوانـده، بـلکه همواره تاکید نموده ‌اند که ما از سوی پروردگار عالمیان مبعوث شده و پـیام او را می ‌رسانیم.

    به بیان دیگر، در نظر غير پیامبران ـ ولو نوابغ ـ مركز و مقصد و اساس كوشش ها و كاوش ها نفس انسان يا نوع انسان است و لذا همه چيز بايد در استخدام و استفاده او باشد، اما براي پيامبران مركز و مقصد خداست و در سايه خداپرستي و اعتقاد و تدارك آخرت است كه جامعه بايد اصلاح و آباد شود.

    5. پیامبران برای اثبات صدق ادعای خود نیز در موارد لازم به آوردن معجزات اقدام کرده ‌اند، معجزاتی که هیچ انسانی حتی اگر نابغه باشد توان انجام آن را ندارد.






  7. صلوات ها 2


  8. #25

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    שאלה
    نوشته
    522
    حضور
    8 روز 13 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    591



    نقل قول نوشته اصلی توسط ممسوس نمایش پست ها
    با سلام و احترام

    در مورد سوال شما مباحث متعددی در انجمنها وجود دارد که بنده لینک این مباحث را ارائه میکنم تا شما موضوعات را مطالعه کنید و پس از مطالعه اگر ایرادی دیدید بیان فرمایید.
    مقدمة عرض کنم این موضوع قدری اختلافی است برخی معنی امی را عدم خواندن و نوشتن میدانند برخی معنی امی را اهل مکه بودن میدانند برخی هم سواد خواندن و نوشتن را برای پیامبر محفوظ میدانند چه قبل از بعثت و چه پس از بعثت . شما میتوانید دلائل این اقوال را مطالعه کنید پس از مطالعه اگر ابهامی بود در خدمت شما هستم

    http://www.valiasr-aj.com/persian/sh...hp?idnews=5256

    http://wikiporsesh.ir/%D8%A7%D9%85%D...87%D8%B1%DB%8C

    http://www.askdin.com/archive/index.php/t-47831.html
    با سلام. از دو پاسخ و لینکهایی که برای پرسش اول ارائه کردید ممنونم. لینکها مطالب مفیدی دارند، ولی به طور مستقیم به سؤال اول جواب روشنی نداده اند. اگر به این سؤال هم خودتان جوابی بدهید، ممنون می شوم: اطلاعات در مورد دوران کودکی و نوجوانی پیامبر، بسیار کم و مجمل است، آیا با این اطلاعات کم، می توانیم مطمئن باشیم که ایشان هرگز درس نیاموخته اند؟

    متشکرم
    אני אוהב את מוחמד

  9. #26

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    452
    حضور
    42 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    441



    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    یا با این اطلاعات کم، می توانیم مطمئن باشیم که ایشان هرگز درس نیاموخته اند؟
    اگر منظورتان از درس سواد خواندن و نوشتن است که ایشان ظاهرا درس ناخوانده بودن را تکذیب کردند.

    من با آی دی که تازه اسمش را عوض کرده‌ام در این سایت نیستم و بر نمی‌گردم.

  10. #27

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    علاقه
    ...
    نوشته
    56
    حضور
    2 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    96



    نقل قول نوشته اصلی توسط ممسوس نمایش پست ها
    با سلام و احترام
    در مورد نشانه های نبوت همچنین مهر نبوت بر شانه پیامبر صلی الله علیه و آله منابع مختلفی وجود دارد که به این موضوع پرداخته اند برخی از این منابع را نام میبرم.
    1. اكمال‌الدين و تمام‌النعمة : تأليف شيخ صدوق ، جلد اول كتابفروشي اسلاميه طهران ، صفحات : 271 ، 283 ، 293 ، 314 . )
    2. بحارالانوار علامه مجلسي : چاپ دارالكتب الاسلاميه ، تهران جلد 15 ، صفحات : 193 ، 198 ، 206 ، 215 ، 217 ، 273 ، 294 ، 327 ، 353 ، 401 ، 410در بابهاي مختلف ، تولد و رضاع و غيره .
    بحار‌الانوار : جلد 16 ، باب خلقت و شمائل و خاتم نبوت ، صفحات : 175 ، 177 ، 180 ، 194 .
    3. پيامبر(ص)، زين‏ العابدين رهنما، ص 544.
    4. دلائل‏ النبوه، بيهقى، ترجمه: محمود مهدوى دامغانى، ص 138.
    5 . مناقب آل ابي‌طالب : تأليف ابي‌جعفر رشيد‌الدين محمد بن علي شهر‌آشوب سروي مازندراني مطبعه علميه قم ، جلد اول ، صفحات : 16 ، 29 ، 40 ، 124 ، 125 .
    نقل قول نوشته اصلی توسط חסר משמעות نمایش پست ها
    با سلام. از دو پاسخ و لینکهایی که برای پرسش اول ارائه کردید ممنونم. لینکها مطالب مفیدی دارند، ولی به طور مستقیم به سؤال اول جواب روشنی نداده اند. اگر به این سؤال هم خودتان جوابی بدهید، ممنون می شوم: اطلاعات در مورد دوران کودکی و نوجوانی پیامبر، بسیار کم و مجمل است، آیا با این اطلاعات کم، می توانیم مطمئن باشیم که ایشان هرگز درس نیاموخته اند؟

    متشکرم
    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    اگر منظورتان از درس سواد خواندن و نوشتن است که ایشان ظاهرا درس ناخوانده بودن را تکذیب کردند.
    با سلام و عرض ادب و احترام
    بنده می خواهم مطلبی،تحقیقی در اختیار شما بگذارم درباره اثبات اینکه قرآن معجزه است یعنی هیچکس و هیچ چیزی نمیتواند به مانند ان را بیاورد ،و ضمنا قصد دارم با اثبات این مطلب،وجود خدا و رسالت و پیامبر بودن حضرت پیامبر اکرم صل الله علیه و اله و همچنین حقانیت معارف و مطالب قرآن را برای شما اثبات کنم
    اول از همه این نکته را متذکر می شوم که بنده با کسی که می خواهد برای یک دلیلی که عقل هم آن را تایید میکند ،شک و شبهه ایجاد کند و خود را گول بزند کاری ندارم
    بنده فقط دنبال کسی ام که می خواهد حقیقت را بداند و دنبال پوشاندن روی حق نیست
    -------------------------------------------
    قرآن یک کتابی است که ایجاد شده، هست و در این شکی نیست...


    به نظر من بهترين معني معجزه همان چيزي است كه خداي تعالي در قرآن در آيات23
    سورة بقره و 38 سورة يونس و 13 سورة هود و آية 88 سورة اسري بـه آن اشاره فرموده و
    ميگويد : ((اگر جنّ و انس پشت به پشت هم بدهند و بخواهند مانند اين قرآن را به كمك
    يكديگر بياورند، نميتوانند:




    قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰۤ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هَٰذَا الْقُرْآنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ
    كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا ﴿٨٨﴾
    بگو: قطعاً اگر جن و انس گرد آیند که مانند این قرآن را بیاورند، نمی‌توانند مانندش را بیاورند، اگر چه پشتیبان یکدیگر باشند. (88)




    )) زيرا ((معجزه)) از عجز گرفته شده و عجز به معني ناتواني است
    پس معجزه پديدهاي است كه تمام عوامل طبيعي از ايجادش ناتوان باشند و عقل هر عاقلي
    1 اين چنين پديدهاي را مربوط به طبيعت نداند.


    و به عبارت علمى معجزه فاعل است و از عجز گرفته شده يعنى غير فاعلش كه خداي
    2 تعالي باشد ديگران عاجزند . از انجامش(- از تحقيق در كتب لغت مانند: اقرب الموارد- مختار الـصحاح - معجـم مـتن ّاللغ - لـسان
    العرب- لغتنامة دهخدا- المنجد و غيره استفاده مي شود كه كلمة معجزه اسم فاعل است به معني
    عاجز كننده بوده و هاء آن براي مبالغه است.(
    بنابر اين اگر جنّ و انس كـه دو گروه عاقل و مـتـفـكـّر عـالم خـلقـت انـد نـتـوانـنـد
    مـثـل قرآن را بـيـاورنـد به طـريـق اولي بـقـيـّة موجودات عـالم خلقت كـه مادون اين دو
    نوع از مخلوقات و اهل علم و فـكـر و عقل نيستند نـمـىتـوانـنـد كـتـابـى مثل قرآن را
    بياورند.
    پـس قرآن بـا اين بيان و اين آيات كه آنها را مفسرين، آيـات تحـدی مـى نامنـد معنـى
    اعجاز را بـراى خـود ثـابـت كـرده و مـی گـويـد: كـه مـن مـعـجـزه ام و كــسـى غـيــر از
    خـدا نـمـى تـوانـد مثل مرا بوجود آورد.






    فائده اثبات اعجاز قرآن


    اگر ما بتوانيم معجزه بودن قرآن را همان گونه كه خود قرآن مدعى است ثابت كنيم، طبعاً
    خدا را ثابت نموده و يكى از دلائل محكم اثبات وجود خدا را بيان كردهايم زيـرا اگـر ثـابـت
    شـود كه هيچ نيروئى در عالم خلقت نمىتواند اين پديده را بوجود آورد و حـال آنـكـه
    بـوجـود آمـده، پـس بايد به نيروى مافوق طبيعت كه دانا و حكيم است و مى تواند قرآنى را
    كه دانشمندان جنّ و انس از آوردنش عاجزند ايجاد كند معتقد شد و آن قدرت دانا و توانا جز
    خداى تعالى نمىتواند چيز ديگرى باشد.
    بـه عـلاوه بـه ايـن وسيله رسالت حضرت ((رسول اكرم(صلّي االله عليه و اله))) را كـه آورندة
    اين معجزه از جانب خدا است اثبات نموده ايم زيرا ممكن نيست كه خداي تعالي يك چنين
    قدرت نمائي فوق العاده اي را در اختيار كسي بگذارد كه او به دروغ ادعاي رسالت كرده باشد.
    و سوم آنكه محتوا و علوم قرآن مجيد به طور كلّى حجيت پيدا مى كند و باب علوم واقعى
    به روى ما باز ميشود و با توجه به آنكه قرآن بيان كنندة همة علوم و معارف و حقايق اسـت
    طبعاً ثـروت عـلمـى بـى نـهايت خوبى و باب معارف قرآن مجيد از همين جا به روى ما بـاز
    مى شود.






    ((اثبات اعجاز قرآن))


    ç


    à
    بعضي از مفسرين در تفسير آية 23 سورة بقره كـه ميفرمايد:وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا
    شُهَدَاۤءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٣﴾


    و اگر در «وحی بودن» آنچه ما بر بنده خود [محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله] نازل کردیم، در تردید و شک هستید پس سوره‌ای مانند آن بیاورید و برای این کار شاهدان خود را [از فُصحا و بُلغای بزرگ عرب] در برابر خدا فرا خوانید، اگر «در گفتارتان که این قرآن وحی نیست» راستگو هستید. (23)



    (اگـر دربـارة نـزول قرآن از جـانـب خـدا بـر ((پيامبر)) در شـكهـسـتـيـد يـك ســوره
    از مثــل او بياوريــد.) گفتــهانــد : كــه ضــمير((مثله))مثــل او)ممكــن اســت هــم بــه
    ((پيامبر اكرم(صلّي االله عليه و اله))) برگردد و هم ممكن است به قرآن برگردد و هم ممكـن اسـت
    به هر دوي آنها برگردد.
    يعني اگر جنّ و انس پشت به پشت هم بدهند و بخواهند مثل قرآن را بياورند نمىتوانند
    و هم اگر بخواهند مدعى شوند كه يك سورة قرآن را روى جريان طبيعى از مثل پيـامبرى كـه
    درس نخوانده و از جائى و كسى مطلبى استفاده نكـرده آورده شـود ممكـن نخواهـد بــود و
    بـرخـلاف طـبـيـعـت است بـنـابـر ايـن تفكّر تـحدى قرآن كه به معنى خـصم را بـه پـيش
    خوانــــدن و او را عــــاجز كــــردن اســــت، هــــم دربـــــارة آوردن قــــرآن از مـثـــــل
    ((پيامبر اكرم(صلّي االله عليه و اله))) و هم دربار محتواى آن از نظر مطالب اعجازآميز قرآن ميباشد.
    به عبارت واضحتر قرآن از دو نظر معجزه است.
    اول : از جـهـت خـصـوصـيـّاتـى كه در آورندة آن يعنى ((پيامبر اسلام(صلّي االله عليه و الـه)))
    بوده كه درس نخوانده و مطلبى از كسى و يا از جائى استفاده نكرده مىباشد زيرا در اين آيـه
    بـخـصـوص كـه بـا كـلمـة (عَبْدِنَا ((ذكـر شـده بـطـور وضـوح مـنـظـور از مثل پيامبرى
    كه درس نخوانده و از كسى چيزى ياد نگرفته مىباشد.
    دوم: از جـهـت آنـكه وقتى بـه اعماق مـطالب علـمى و تحـقيقى و پيشگوئى ها و
    فصاحت و بلاغت قرآن تـوجه مى شود كاملاً روشن مى گردد كه اگر جنّ و انس بخواهند
    پشت به پشت هم بـدهند نمى توانند مثلش را بيـاورند، می باشد زيرا در سورة یـونس
    ميفرمايد: (( فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ)) (بدون من ) كه در اينجا منظور سوره اي از قرآن است.
    ،بنابر اين مطلب ما در اين بخش به دو قسمت تقسيم ميگردد


    1-اعجاز قرآن از جهت خصوصیات آورنده آن
    2-اعجاز قرآن با توجه به محتوای آن




    قسمت اول:از جهت خصوصیان آورنده قرآن:اعجاز قرآن از جهت خصوصياتي كه در آورندة آن بوده است.
    بدون ترديد و به اتّفاق تمام مورخين ((پيغمبر اسلام(صلّي االله عليه و اله))) مدعي بودهاست كه
    درس نخوانده و مطلبي را از جائي جز از خداي تعالي استفاده نكرده و تعليم نگرفته است.
    اگر ما بتوانيم اين ادعا را اثبات كنيم بدون ترديد آوردن قرآن از يك چنين فرد درس
    نخواندهاي معجزه است.
    امـّا اثـبـات ايـن مـطـلب خـيـلى سـاده است، احتياجى به بحثهاى عميق علمى و فلسفى
    ندارد فقط كافى است يك مقدار از نظر تاريخ و وضع جغرافيائى و اجتماعى شهر مكّه به
    عقب برگرديم و زمـان بـعـثت ((پيغ اكرممبر (صلّي االله عليه و اله))) را در مكّه در نظر بگيريم كـه
    اگر اين كار را انجام داديم يقين مىكنيم كـه ((پيغمبر اكرم(صلّي االله عليه و اله))) درس نخوانده و
    از كسى، چيزى ياد نگرفته است.


    (( و ما در اينجا با هفت مقد مة خيلي ساده اين مطلب را توضيح ميدهيم.))


    مقدمه اول :
    شهر مكّه مثل امروز نمىتوانسته جـاى بزرگـى بوده باشد زيرا زندگـى هر اجتماعى
    بخصوص در آن روزگار مربوط به مقدار آبى بوده كه در سرزمين محلّ زندگى آنان وجود
    داشته است.
    و تـرديـدى نـيست كه در آن زمان و حتّى امروز تنها آبى كه در مكّه وجود داشته و دارد
    يك حلقه چـاهـى بـوده كـه اسـمـش ((چاه زمزم)) . اسـت
    از ايـن چـاه در آن روزگـار تـنـهـا بـا سـطـل و ريـسـمـان آب مـى كـشـيـدنـد و از
    ايـن طـريـق در آن هواى گرم و سوزان زندگى خود و حـيـوانـاتـشـان را ادامـه مـى دادنـد.
    آنـان در آن روزگـار مـثـل امـروز نـمـى تـوانـسـتـنـد از وسـائل مـوتـورى و لوله كـشـى و
    بـرق و يـا لااقل از همان چاه بوسيلة موتور، آب زيادى در اختيار مردمى كه مى خواهند در
    آنجا زندگى كنند بـگـذارنـد بـه عـلاوه سـرزمـيـن مـكـّه چـون از كـوه هـاى سـنـگـى
    تـشـكـيـل شـده و جـز هـمـان مـحـلّى كـه ((چاه زمزم)) در آنـجـا وجـود دارد جـاى
    ديـگـرى قـابـل براى چاه زدن نبوده و مردم مكّه نمىتوانستند در جاهاى ديگر چاهى براى
    استفادة خود حفر كـنـنـد حـتـّى بـعـضى از دانشمندان زمين شناس معتقدند كه چاه زمزم
    هم از نظر زمين شناسى غير عادى حفر شده است.
    -از آيات قرآن كاملاً استفاده ميشود كه سرزمين مكّه غير قابل كـشت و زرع بـوده زيـرا
    آب نداشته است.
    كتاب ((تاريخ الرّسل و الملوك طبري)) به نقل از كتاب ((مسجد الحرام و كعبه)) مي گويـد: چـاهي
    غير از زمزم در زمان بعثت ((رسول اكرم)) . نبوده
    ((تاريخ يعقوبي)) ميگويد: در زمان ((منصور دوانيقـي)) براي تـأمين آب مـردم مكّـه آبـي را از
    دوازده مايلي مكّه در مجراهاي قلعي جاري ساخت و به مكّه آورد كه به بركة ((ام جعفر)) معروف
    گرديد.
    كتاب ((مسجد الحرام و كعبه)) ميگويد: تاريخ نويسان اصـلاً بـراي مكّـه قنـات و چـاهي ذكـر
    نكردهاند حتّي در زمان ((معاويه)) آب از خارج مكّه و در زمان ((هارون الرّشيد)) از خـارج مكّـه در
    حدود 35 كيلومتري شمال شرقي عرفه در منطقة حنين به دستور همسرش ((زبيده )) آب قناتي را
    به مكّه آوردند كه به چشمة زبيده يا قنات حنين معروف گرديد.
    كتاب ((حرمين شريفين)) ميگويد: شاهد بر اينكه در مكّه چاهي غير از چـاه زمـزم نبـوده ايـن
    است كه در زمان ((جعفر عباسي)) آب زمزم بسيار كم شد و بـه همـين جهـت مـردم در تـشنگي
    شديدي قرار گرفتند و چنانكه آبي و چاهي غير از زمـزم حتّـي در زمـان((منـصور عباسـي)) وجـود
    داشت مردم به تشنگي گرفتار نميگشتند.
    بنابر اين مكّه همواره مورد تهديد كم آبي بوده است و به غير از چاه زمزم در آن چاهي ديگر
    وجود نداشته است و اصولاً موقعيت جغرافيائي مكّه به صورتي است كه بارانهاي منظّم و زياد هـم
    در آن نميبارد و فقط گاهي بارانهائي به ندرت ميباريده است و هوائي بـسيار گـرم و خـشك را
    دارا است و به واسطة احاطة كوه هاي آن به شدت خشك است.
    ((معجم البلدان ياقوت حموي)) جلد 5 صفحة 187 مينويسد: در مكّه آب جاري وجـود نـدارد،
    آبهاي آن از آسمان (يعني از باران) است و براي اهل مكّه چاههائي كه آب مشروب داشته باشـد
    وجود ندارد (غير از زمزم).
    ((ايـن مقدمه براى آن بود كه بگوئيم: جمعيت مكّه در آن زمان
    خيلى زياد نبوده و بلكه نهايت از يكصد خانوارتجاوز نمى كرده است .
    زيرا اطراف اين مقدار از آب در آن اراضي سوزان بيشتر از اين
    جمعيت نميتوانسته اند زندگي كنند((






    مقدمة : دوم
    ((پيغمبر اسلام(صلّي االله عليه و اله))) از معروفترين مردم مكّـه بـوده اسـت ، زيـرا خـانواده آنهـا
    كليددار كعبه و مالك ((چاه زمزم)) و پدر و جدش رئيس و بزرگتر قريش بوده اند اين موضـوع
    به قدرى در تاريخ واضح است كه احتياج به شرح و بيان زيادترى ندارد.
    )) دايرة المعارف فريد وجدي)) جلد 9 صفحة 358 مينويسد: اما بني هاشم عظمت امرشـان
    خصوصاً در زمان عبدالمطلب بن بني هاشم جد)) پيامبر اكرم (صلّي االله عليه و الـه))) (كـه سـلطنت او
    بعد از حملة فيل عظيم و شهرتش منتشر و قبائـل عـرب از او ترسـان شـدند) بـه اوج رسـيده و
    اعراب از همة جهات قصد او كردند.
    ((تاريخ قرون وسطي)) (آلبرماله) صفحة 95 می گويد: حضرت ((محمـد(صـلّي االله عليـه و الـه))) از
    قبيلة با نفوذ قريش بود، لكن در شش سالگي يتيم ماند.
    1
    ((اين مقدمه براي آن بود كه بگوئيم: شكّي نيست كه اگر خانوادة
    معروف و مشخّص در قريه اي كه حدوداً صد خانوار بيشتر ندارد وجود
    داشته باشد قطعاً تمام اعمال و رفتار آنها كاملاً زير نظر اهل آن محل بوده
    و نميتوانند كارهائي از قبيل مدرسه رفتن و مدارك علمي گرفتن خود و
    فرزندانشان را از اهل آن قريه بالاخص اقوام نزديكشان مخفي كنند))




    مقدمة سوم:
    در مكّه و بـلكـه در جـزيـره العـرب، مـردم بـاسـواد و مـتـمـدنـى وجـود نـداشته و
    بلكه داراى تعصبات جاهلانة فوق العاده زشتى هم بوده اند.
    حضرت ((علي ابن ابي طالب((عليه السلام )))) : فرموده
    ((وقتي كه خداي تعالي((پيغمبر اسلام(صلّي االله عليه واله))) را مبعوث
    فرمود حتّي يك نفر از عربها خواندن و نوشتن را نميدانست.))...1)) -انّ االله بعــث محمــد صــلي االله عليه و آلــه و ليس احــد مــن العــرب يقرء كتابــاً )) خطبــة 33
    نهج البلاغه.




    1
    و اين مطلب در تاريخ و نهج البلاغه بسيار تكرار شدهاست.
    بلکه آنچه در بين مردم آن سامان بيش از هر چيز شايع بوده خرافات و اعمال وحشيانه و
    دور از اخلاق و امتيازات نژادى و خونريزىها و فرضيات غير علمى بوده است.
    قرآن دربارة آنها فرموده: (وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُواۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْــدَاۤءً
    فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ
    مِنْهَاۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٠٣﴾


    و همگی به ریسمان خدا [قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام] چنگ زنید و پراکنده و گروه گروه نشوید؛ و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که [پیش از بعثت پیامبر و نزول قرآن] با یکدیگر دشمن بودید، پس میان دل‌های شما پیوند و الفت برقرار کرد، در نتیجه به رحمت و لطف او با هم برادر شدید و بر لب گودالی از آتش بودید، شما را از آن نجات داد؛ خدا این‌گونه، نشانه‌های [قدرت، لطف و رحمت] خود را برای شما روشن می‌سازد تا هدایت شوید. (103)
    سورة آل عمران آية 103

    و بالأخره وضع اخلاقى و فرهنگى مردم جـزيـره العـرب بخصوص مردم مكّه به قدرى بد
    بوده كـه بـعـدهـا نـام آن زمـان را جاهليت و اسـم مـردم آن عهد را مردم زمان جاهليت
    گذارده اند و بـدتـريـن عـقـوبـت كـسـى كه عمل زشتى را انجام مىداد، اين بود كه بگويند
    او با مردم زمان جاهليت محشور مىشود.
    آنها فرزندان خود را زنده به گور مى كردند و به هيچ وجه در رسومات و روشهاى غلط
    خود تـوجهى به عقل و وجدان نمى نمودند و نادانى آنها به حدى بود كه در هيچ زمان هيچ
    جمعيتى تا آن حد نادان نبوده اند.
    )) - تاريخ عرب)) جلـد اول صـفحة 34 دربـارة حـالات عـرب قبـل از بعثـت ((پيـامبر اسـلام
    (صلّي االله عليه و اله)))مينويسد: غارت، اقتصاد چوپاني جامعه بدوي بدون رسوخ كامـل دارد حتّـي
    قبائل مسيحي مانند بني نغلب از رسم غارت پيروي ميكنند. ((قطـامي)) شـاعر عـصر اول امـوي
    ضمن شعري اصول غارتگري را توضيح داده ميگويد: ((كار ما غارتگري و هجـوم بـه همـسايه و
    دشمن است و گاه هم اگر جز برادر خويش كسي را نيابيم او را غارت ميكنيم)).
    ((تاريخ عـرب)) جلـد اول صـفحة 36 مـيگويـد: نفـوذ ديـن در روح (بـدوي) چنـدان راسـخ
    نبوده است، قرآن مردم بدوي را به شدت كفر و نفاق وصف ميكند.
    قبيله، اساس اجتماع بدوي است... اگر مقتول از قبيلة ديگري بود رسم انتقام اجراء مـيشـد و
    هر يك از افراد قبيلة قاتل در اين خطر بود كه جان خود را به عوض مقتول از دست بدهد... گـاه
    ميشد خونخواهي چهل سال طول ميكشيد چنانچه در جنگ ((سبوس)) كه ميان بنيبكر و تغلـب
    بود، مورخان به تأكيد ميگويند: كـه در همـة ايـام عـرب((جنگهـاي قبـايلي در ايـام جاهليـت(
    خونخواهي باعث اساس جنگ ميشد... قبيله حق دارد كه از افراد تقاضـا كنـد از همـسران خـود
    دوري گيرند اين فكر راسخ... در حقيقت تكامل خودپرستي فرد است كه در شخصيت قبيله تجلّي
    ميكند طبعاً يه اين نتيجه ميرسد كه قوم وقبيلة ديگر را شكار قانوني خويش بداند.
    ... كلمة عرب از جهت اشتقاق يك كلمة سامي است به معني صحرا يا مقيم صحرا.
    فصول بتپرستي بدويان، مظاهر آفتابپرستي، دختران خدا، اخلاق بدويان از دريچـة اشـعار
    كتاب تاريخ عرب جلد اول در تأييد اين مقدمه قابل ملاحظه است.
    ((تاريخ عرب)) صفحةجلد اول 109 مينويسد: تاريخ بدويان غالب گزارش جنگهـاي چريكـي
    است كه نزد عربان بعنوان ايام عرب معروف است و ضـمن آن غـارت و چپـاول رواج داشـت و
    خون كمتر ريخته ميشد در همة ايام عرب... در آغاز كار ميـان عـدة كمـي در نتيجـة اخـتلاف
    مرزي يا اهانت شخصي زدوخوردي رخ ميداد و خيلي زود كشاكش ايـن گـروه معـدود مـشتعل
    همگان ميشد.
    كتاب مذكور صفحة 119 ميگويد: سرزمين عربستان تا قبـل از ظهـور اسـلام همـواره زيـر
    سيطرة امپراطوران مصر، كلده و آشور، ايران و يونان و روم قرار داشت و حكومتهاي قبيله اي كـه
    بيشتر با هم در حال جنگ بودند هر يك در ناحيه اي حكمروائي ميكردند.
    ترجمة تاريخ قرون وسطي (آلبرماله دژول ايزاك) صفحة 95 مينويسد: در گـل عـرب آثـار
    جهالت و ملكات ناجوانمردي به وضوح شگفتآوري سرشته بود مثلاً چون تولّد دختر را مـصيبت
    مي دانست دختر تازه مولود خود را زنده به گور ميكرد... به غارتگري ولع داشت.
    ... قبايل عرب بتهاي خود را نيز در كعبه گذاشته بودند، عدد اين بتها به سيصد ميرسيد.
    ترجمة ((تاريخ تمدن توين جي)) صفحة 442 مينويسد: (قريش) از هيچ نوع بيرحمي ابا نداشتند
    آنها ميدانستند رونق بازارشان بسنگي تمام به تشريفات مذهبي شان دارد، آنها ميدانـستند كـه
    اگر دعوت ((محمد(صلّي االله عليه و اله))) به سوي خداي يكتا همه جا گيـر شـود كعبـه كـه جايگـاه
    خدايانشان بود از كار ميافتد.
    ((دائرة المعارف مصاحب)) جلد دوم صفحة 1708 ميگويد: زندگي در شبه جزيرة عربـستان
    بر پاية نظام قبيله اي بوده است.(اعم از شهري و بيابان نشين) چه بسا براي خونخواهي يـك فـرد
    جنگهاي طولاني ميان قبايل صورت ميگرفت.
    ((دائرة المعارف مصاحب)) جلد دوم صفحة 1710 ميگويـد: از تحقيـق در روايـات و اخبـار
    نويسندگان اسلامي و كنيه هاي پيدا شده در عربستان بر مي آيد كه در ميان ساكنين شبه جزيـرة
    عربستان پرستش ارواح و اجداد و اصنام رواج داشته است.
    آنچه دلالت بر وجود نوعي توتميسم(اعتقـاد بـه تـوتم) در ميـان عـرب قبـل از اسـلام دارد،
    نامگذاري عده اي از اشخاص و قبايل به نام حيوانات از قبيل كلب، ذئب، دب، لاك پشت، ضـب
    (سوسمار) و غيره، داشتن تعاويز و استخوان حيوانات.
    در سال 1962 بر اساس آمار /5 97 در صد مردم عربستان بي سواد بودهاند.(نظـري اجمـالي
    به كشورهاي عربستان صفحة 9.




    ))ايــن مقدمــه را بخــاطر ايــن جهــت عنــوان كــرديم كــه بگــوئيم:
    ((پيغمبر اسلام(صلّي االله عليه و اله))) نميتوانسته از هر كسي سـخني يـاد
    بگيرد و از مردم مكّه مطالب علمي قرآن را افواهاً بياموزند((




    : مقدمة چهارم
    اطـراف مـكـّه در آن زمان شهر و يا قرية آبادى كه اوضاعش بهتر از مكّه باشد وجود
    نداشته و شـهـر ((يـثـرب)) كه آن روز و امروز آن را ((مدينه)) مى نامند، متجاوز از چهارصد
    كيلومتر با مكّه فاصله داشته است و از شهر جده در آن زمان اثرى نبوده و آبادى اين شهر از
    زمانى كه كشتيها و هـواپـيـمـاهـا كـنـار آن لنـگـر انـداخـتـه و فـرود آمـده انـد، آغـاز
    شـده و در عـيـن حال در آن زمان با مكّه متجاوز از دو روز راه بوده است.
    ))اين مقدمه را از اين جهـت آورديـم كـه بگـوئيم: ((پيغمبـر اسـلام
    (صلّي االله عليه و اله ))) نميتوانسته مخفي بـه شـهر هـاي نزديـك بـراي
    تحــصيل علــم و دانــش، دور از چــشم اهــل مكّــه بخــصوص اقــوام
    وخويشاوندانش برود و آنچه مـيدانـسته از آنهـا يـاد بگيـرد زيـرا شـهر
    نزديكي وجود نداشته است((


    مقدمة پنجم:
    در آن زمـان اگـر كسى مىخواست مسافرتى به شهرهاى ديگر بكند ناگزير بوده كه بـا
    قـافـله و بـا هـمـشهريان و آشنايان انجام دهد و به تنهائى به هيچ وجه مسافرت برايش
    امكان نداشت.
    و لذا هـر زمـان ((پيغمبر اسلام(صلّي االله عليه و اله))) قـبـل از بـعثت مىخواسته مسافرتى
    بكند جمعى از قريش و هم محلّيها همراه او بوده اند و او را تنها نمى گذاشته اند.
    (( این مقدمه را متذکر شدیم که بگوییم : ((پيغمبر اسلام
    (صلّي االله عليه و اله))) نميتوانسته به شهرهاي دور بدون اطلاع اهل
    محل برود و از علماء آنجا چيزي ياد بگيرد.
    و به علاوه حضرت ((رسول اكرم(صلّي االله عليه و الـه)))غيـر از دو
    مسافرت كه يكي قبل از بلوغ با عمويش حضرت ابوطالب با قافلة مكّـه
    به شام رفت و ديگري با غلام خديجـه بـا قافلـة مكّـه در بيـست و پـنج
    1 سالگي بوده سفر ديگري نرفته است.))1 - تفسير الميزان جلد اول صفحة 63
    )اینجا ممکن است سوال پیش آید که مثلا ممکن است خانواده ایشان مخفی کرده باشند اگردرسی چیزی خوانده اند اما در مقدمه بعد ذکر خواهد شد))




    مقدمة ششم:
    بـدون تـرديـد وقـتـى ((پيغمبر اسلام(صلّي االله عليه و اله))) مبعوث شد و عبادت بتها را تحريم
    كرد مردم مكّه حتّى اقوام بسيار نزديكش (مانند عموهايش) با او دشمن شدند و كمر قتلش را
    بـسـتـنـد و بـه حـدى بـا او سرسختانه عمل كردند كه منجر به حبس او در ((شعب ابيطالب))
    واخـراج و يـا فرار او از مكّه به سوى مدينه گرديد و حتّى در مدينه هم او را راحت
    نگذاشتند و به سوى او مكرّر لشكر كشيدند و با او جنگ كردند.
    ((تاريخ يعقوبي )) مينويسد:
    ((قريش ((رسول خدا(صلّي االله عليه و اله))) را مسخره و استهزاء
    كردند و ميگفتند : به راستي برادرزاده مان خدايان ما را بد گفته است و
    خردهاى ما را سبك شمرده و گذشتگان ما را گـمـراه دانـسـتـه اسـت و
    قـريـش بـه سـختترين وجهي به آزار او پرداختند آو زار دهندگان او
    گروهي بودند از جمله ابولهب و حكم بن عاص، و عقب بن ابى معيط و
    ... و اما آزار ابولهب از هميشه بيشتر بود و بعضي گفته اند در بازار عكاظ
    رسول خداصلّي االله عليه و اله بپا خاست (تاريخ يعقوبي جلد اول صفحة 379(
    و مردم را به اسلام فرا خواند كه عمويش در ميان حرفهاي او دويد و او را دروغگو قلمداد كرد.
    ـگروهـي از قريش غلام و کودکان خود را وا ميداشتند تـا
    ((رسول خدا(صلّي االله عليه و اله))) را استهزاء كنند.
    و قضیه خالی کردن سرگـين شتر به سـر و شانة ((پيغمبر اسلام
    (صلّي االله عليه و اله))) ،در حال سجده معروفتر از آن است كه بيان شود
    و قريش به ابوطالب پيشنهاد كردند كه بـهـترين جوان و زيباترين جوان
    قريش را به تو ميدهيم تا فرزندت باشد و تو ((پيامبر)) را به ما واگذار
    تا او را بكشيم.
    و نيز ميگويند : مسلمانان در شكنجة زيادي به دست قريش در مكّه
    بسر ميبرند براي اينكه از دين اسلام برگردند حتّي بدين خاطر گروهي
    به حبشه مهاجرت كردند و چند نفر كشته شدند.))تاريخ يعقوبي جلد اول صفحة 384.



    و نيز ميگويند: ((رسول خدا(صلّي االله عليه و اله))) از قبيله ثقيف
    در طائف آزار و اذيت بسيار زيادي ديد:تاريخ يعقوبي جلد اول صفحة 394.


    و نيز ميگويند: ((پيامبر اكرم(صلّي االله عليه و اله )) از شدت اذيت
    قريش به شعب ابيطالب رفتند.:تاريخ يعقوبي جلد اول صفحة 390


    و نيز ميگويند ( : قريش) از هيچ نوع بي رحمي ابا نداشتند:تاريخ يعقوبي. توين بي. صفحة 443
    3
    اينها مطالبى است كه در كتب تاريخ و حتّى در قرآن به صراحت ثبت است و ما در اينجا
    بيش از اين مقتضى نمى دانيم كه به آنها اشاره كنيم.
    (این مقدمه برای این است که کسی نگوید ممكـن است
    پيامبر اكرم(صلّي االله عليه و اله )) درس خوانده بـاشد و اهل محل و
    فاميلش آن را به نفع او مخفي كرده و اظهار نكرده باشند.))






    ممکن است این فکر پیش اید که ممکن است حضرت ابو طالب یا عبد المطلب علیهما السلام درس به حضرت پیامبر یاد داده باشند که این محال است چون اگر این دو بزرگوار درس خوانده بودند بعد از بعثت همین دستمایه کفار و مشرکین میشد که اصلا چنین نبوده و هیچ وقت اعراب به پیامبر و یا آن دو بزرگوار نگفته اند که تو پیش فلان کس درس خوانده ای ...








    مقدمة هفتم:
    قرآن در چند آيه تصريح كرده كه ((پيامبر)) درس نخوانده و كسى در مطالب علمى به او
    كمك نـكـرده و حـتّى در مقام دفاع از او برآمده و كسانى را كه اين چنين نسبتى به آن
    حضرت مى دهند نادان و بى اطّلاع و ظالم و كلامشان را باطل دانستهاست.
    در سورة عنكبوت كه در مكّه نازل شده و آن حضرت آن سوره را در ميان همان مردم مكّه
    مطرح كرده مى فرمايد:


    ((و نبودي كه قبل از اين كتابي خوانده باشي و نه خطّي با دستت
    نوشته باشي زيرا اگر اين چنين بود آنهائي كه بر باطل بودند يعني كفّار
    در دين تو شك ميكردند.)) سورة عنكبوت آية 48.
    1
    و در آية 105 سورة انعام در مقام دفاع از آن حضرت بر آمده و جمعي نادان را كه
    گفتهاند او درس خوانده رد كرده و ميگويد:
    ((يك عدهاي ميگويند : تو درس خواندهاي ما براي كساني كه اهـل
    2 علم و دانشاند بيان ميكنيم كه تو درس نخواندهاي.))


    و در آية 4 سورة فرقـان در مقام رد کفار می گویند:دیگران در تدوين قرآن به
    ((پيغمبر اسلام)) كمك كرده اند. : فرموده
    ((كساني كه كافرند (و ميخواهند حق را بپوشانند) ميگويند اين
    قرآن جز مطالبي دروغ كه بر خدا بسته است چيزي نيست و ديگران به
    او در تدوينش كمك كردهاند آنها كلام باطلي را گفته و به تو در اين
    سخن ظلم كرده اند.))

  11. صلوات


  12. #28

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    452
    حضور
    42 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    441



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiyavar نمایش پست ها
    تـرديـدى نـيست كه در آن زمان
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiyavar نمایش پست ها
    بدون ترديد و به اتّفاق تمام مورخين
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiyavar نمایش پست ها
    بدون ترديد آوردن قرآن
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiyavar نمایش پست ها
    تـرديـدى نـيست كه در آن زمان و حتّى امروز
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiyavar نمایش پست ها
    بـدون تـرديـد وقـتـى ((پيغمبر اسلام(صلّي االله عليه و اله))) مبعوث شد
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiyavar نمایش پست ها
    شكّي نيست كه
    به نظر من در مورد همۀ این‌ها شک هست. خوشخیالانه س.
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiyavar نمایش پست ها
    جمعيت مكّه در آن زمان
    خيلى زياد نبوده و بلكه نهايت از يكصد خانوارتجاوز نمى كرده است .
    زيرا اطراف اين مقدار از آب در آن اراضي سوزان بيشتر از اين
    جمعيت نميتوانسته اند زندگي كنند
    امروز حدود 2 ملیون نفر در مکه هست و ظاهرا نیمی از آب مصرفی آن‌ها از خود مکه تأمین می‌شود.


    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiyavar نمایش پست ها
    قطعاً تمام اعمال و رفتار آنها كاملاً زير نظر اهل آن محل بوده
    و نميتوانند كارهائي از قبيل مدرسه رفتن و مدارك علمي گرفتن خود و
    فرزندانشان را از اهل آن قريه بالاخص اقوام نزديكشان مخفي كنند
    در آن زمان مدرسه و مدرک کجا بوده؟ تنها چند جلسه آموختن حروف و بعد تمرین خود شخص کافی است و همۀ این‌ها می‌تواند خصوصی انجام شود.
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiyavar نمایش پست ها
    در مكّه و بـلكـه در جـزيـره العـرب، مـردم بـاسـواد و مـتـمـدنـى وجـود نـداشته
    اشعاری به جا مانده که گفته می‌شود از اعراب جاهلی است. اشعاری بسیار متمدنانه به نظر می‌رسند. مثلاً یبه یاد دارم یکی از آن‌ها در مذمت غیبت بود. فکر کنید کسانی که غیبت کردن را بد بدانند آیا آن قدر که می‌گویند وحشیند؟ وحشی‌گری همه جا هست. حتی در تهران (مثلا حادثۀ چاقوی کشی علیه یک روحانی در مترو که جواب حرف را با چاقو می‌دهند). این دلیل بر عدم تمدن کل جامعه و... نیست.

    ویرایش توسط the_will_to_believe : ۱۳۹۶/۰۴/۲۴ در ساعت ۲۳:۳۲
    من با آی دی که تازه اسمش را عوض کرده‌ام در این سایت نیستم و بر نمی‌گردم.

  13. #29

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    علاقه
    ...
    نوشته
    56
    حضور
    2 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    96



    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    امروز حدود 2 ملیون نفر در مکه هست و ظاهرا نیمی از آب مصرفی آن‌ها از خود مکه تأمین می‌شود.
    با سلام و احترام
    خودتون میفرمایید امروز،امروز با توجه به پیشرفت تکنولوژی ، وسایل انتقال آب هست،اما بنظرتان در مکه ای که با دست آب میکشیدند دومیلیون نفر میتوانند زندگی کنند؟؟؟آن موقع وسایل آبکشی و پمپ و اینها نبوده در مطلب ذکر شد
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiyavar نمایش پست ها
    آنـان در آن روزگـار مـثـل امـروز نـمـى تـوانـسـتـنـد از وسـائل مـوتـورى و لوله كـشـى و
    بـرق و يـا لااقل از همان چاه بوسيلة موتور، آب زيادى در اختيار مردمى كه مى خواهند در
    آنجا زندگى كنند بـگـذارنـد بـه عـلاوه سـرزمـيـن مـكـّه چـون از كـوه هـاى سـنـگـى
    تـشـكـيـل شـده و جـز هـمـان مـحـلّى كـه ((چاه زمزم)) در آنـجـا وجـود دارد جـاى
    ديـگـرى قـابـل براى چاه زدن نبوده و مردم مكّه نمىتوانستند در جاهاى ديگر چاهى براى
    استفادة خود حفر كـنـنـد حـتـّى بـعـضى از دانشمندان زمين شناس معتقدند كه چاه زمزم
    هم از نظر زمين شناسى غير عادى حفر شده است.
    -از آيات قرآن كاملاً استفاده ميشود كه سرزمين مكّه غير قابل كـشت و زرع بـوده زيـرا
    آب نداشته است.
    كتاب ((تاريخ الرّسل و الملوك طبري)) به نقل از كتاب ((مسجد الحرام و كعبه)) مي گويـد: چـاهي
    غير از زمزم در زمان بعثت ((رسول اكرم)) . نبوده
    ((تاريخ يعقوبي)) ميگويد: در زمان ((منصور دوانيقـي)) براي تـأمين آب مـردم مكّـه آبـي را از
    دوازده مايلي مكّه در مجراهاي قلعي جاري ساخت و به مكّه آورد كه به بركة ((ام جعفر)) معروف
    گرديد.

    امام باقر علیه السلام ـ به سلمة بن کهیل و حکم بن عتیبه ـ فرمود : اگر به شرق و غرب بروید، هرگز دانش درستى را نخواهید یافت، مگر همان چیزى که از ما خاندان صادر شود.

  14. #30

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۵
    علاقه
    ...
    نوشته
    56
    حضور
    2 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    96



    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    در آن زمان مدرسه و مدرک کجا بوده؟ تنها چند جلسه آموختن حروف و بعد تمرین خود شخص کافی است و همۀ این‌ها می‌تواند خصوصی انجام شود.
    منظورتان توسط چه کسی است؟اگر حضرت عبد المطلب و ابو طالب است که با کارشناس بحث شد و در تاریخ چیزی ذکر نشده که دستمایه کفار و مشرکین قرار گرفته باشد
    امام باقر علیه السلام ـ به سلمة بن کهیل و حکم بن عتیبه ـ فرمود : اگر به شرق و غرب بروید، هرگز دانش درستى را نخواهید یافت، مگر همان چیزى که از ما خاندان صادر شود.

صفحه 3 از 7 نخست 12345 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود