صفحه 11 از 11 نخست ... 91011
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آسیب شناسی عشق های امروزی ؛ از دروغین تا حقیقی!

  1. #101

    عضویت
    جنسیت مرداد 1389
    علاقه
    ریاضی
    نوشته
    1,506
    صلوات
    7769
    حضور
    181 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    وبلاگ
    4
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    ستايشگر عزيز ، شما اينجا (احتمالاً ناخواسته) دست به يك مغالطه زديد
    فرموديد اين اتفاق با ضعيف شدنِ قيد و بند مذهبي پيش ميايد ، و با قدرت گرفتن شروط ضمن عقد
    درحاليكه اين شروط ضمن عقد كه گفتيد دقيقاً همان قيد و بند مذهبي است!!!

    خانم "روزنه" نكته اي بسيار مهم را گفتند كه به نظرم بايد خيلي بيشتر به آن پرداخته شود
    :


    حالا اگر بخواهيم صحبت ايشان را با صحبت شما تفسير كنيم ، اينطوري ميشود:
    مويد اينكه عشق وجود دارد و در قيد و بند شروط و اين حرفها هم نمي گنجد ، روش تقسيم كار بين امام علي(ع) و حضرت فاطمه(س) است
    كارهاي داخل بر عهدهء حضرت زهرا(س) گذاشته شد و كارهاي بيرون بر عهدهء حضرت علي(ع). تقسيم كار ، به روش عاشقانه ، نه قانون مدارانه


    اگر زندگي عاشقانه باشد
    زن هر وقت ديد شوهرش گرسنه است برايش غذا مي پزد
    مرد هر وقت ديد ظرفي نشسته است آن را ميشويد
    هيچكدام هم كاري ندارند كه اينها وظيفهء كيست ، چون هدفشان شاد كردنِ طرف مقابل است كه دوستش دارند


    شرح دادم
    خیر. اونجا که از ضعیف شدن قید و بند مذهبی گفتم، ناظر به مسائلی مانند حرمت ارتباط با نامحرم و ... هست و اونجا که از شروط ضمن عقد گفتم، منظور قرار دادیست که بین دو طرف به نام عقد بسته میشه. ( تفاوتشون که باعث جلوگیری از تناقض مورد اشاره میشه در اینجاست که در قسمت دوم لارم نیست افراد مذهبی باشند تا شروط ضمن عقد معنی پیدا بکنه! هر جایی که قانون راه برای شرط و شروط قرار دادن باز گذاشته باشه، میبینیم که طرفین هم متوجهند که باید مطالبات خودشون رو از ازدواج قید کنند و میکنند، چون فردا روزی که احساسات فروکش میکنه بتونن عایدیشون رو تضمین کنن! آدم از معشوقش که تضمین نمیگیره بذار از خونه برم بیرون! یا بذار کار فرهنگی بکنم! از طرف "معامله" اش تضمین میگیره. )

    بنده به علت اینکه از احوالات بین معصومین (ع) اطلاعات دقیق ندارم ( و با شناخت موجود هم فکر نمیکنم معصومین (ع)، اونهم امام علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س) نشسته باشن و از احساساتشون و یا عدم احساساتشون به همدیگر، با کسی حرفی زده باشن! ) بنابراین ابا دارم که در مورد زندگی خصوصی و روابط فیمابین ایشان حرفی بزنم.

    اما جناب رضا، من که میگم فقط معامله و تجارت بر سر کار هست و قراردادی بین افراد، این رو هم نمیگم که هیچکس تو خونه غذا درست نمیکنه یا ظرف نمیشوره! بعد از اینکه شور و حرارت مربوط به اون میل جنسی گذشت، همه چیز تبدیل میشه به اینکه "من این کار رو میکنم تا اون هم اون کار رو بکنه که بعدش فلان طور بشه که بهمان قضیه ای که مطلوبم هست پیش بیاد". مثل همه موقعیت های دیگه.

    حالا حرف من چیه؟ من میگم پس آدم ازدواج نکنه؟ میگم آدم ها از هم متنفر بشن؟ نه. من میگم اونچه به عنوان "عشق" میخوان بکنن تو مخ ما، که مثل لیلی و مجنون و خسرو و شیرین و رومئو و ژولیت و برن و لوتین هی قربون هم برن و هی خیلی هم رو دوست داشته باشن و ... اصلا "نیست"! وقتی که نیست، وقتی که زودگذره، انتظارات رو هم به صورت معقول باید تنظیم کرد. انتظار نداشته باشیم احساسات و هیجاناتمون نسبت به همسرمون همیشه مثل دو سه ماه اول بمونه. بدونیم که نهایت امر، اینه که یک تجارت داره شکل میگیره ( فلانی رو وارد زندگیم بکنم و بهمان کار رو بکنم تا به اون هدف برسم ).

    اما اگر این رو قبول نکنیم که اون احساسات زودی تموم میشن و اون تجارته میمونه، این میشه که انتظاراتمون رو غیر واقع بینانه تنظیم میکنیم، بعد یه چد مدت که خوابید، مییینیم این اونی نبود که تو ذهنمون بود، ناراضی میشم، نفرت پیدا میکنیم، دردسر میشه و ....

    ستایشگر
    اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا، صلواتک علیه و اله، و غیبه ولینا، و کثره عدونا، و قله عددنا و شده الفتن بنا، و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و اله و اعنا علی ذلک بفتح منک تعجله و بضر تکشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره، و رحمه منک تجللناها و عافیه منک تلبسناها، برحمتک یا ارحم الراحمین.


  2. #102

    عضویت
    جنسیت دی 1392
    علاقه
    یکی دوتا نیستند :)
    نوشته
    3,465
    صلوات
    13133
    حضور
    125 روز 21 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    64
    آپلود
    57
    گالری
    1671



    سلام
    با تشکر از حضور مفید و ارائه نظرات قابل استفاده در این بحث توسط کاربران عزیز

    این طنز خیلی هم بی ارتباط با موضوع نیست :

    از دلیجان تا رفسنجان

    سير زندگي زن و شوهري كه بدون شناخت با هم ازدواج مي‌كنند:

    اول زندگي «دليجان» هستند؛ يعني قلبشون براي هم مي تپد و تو دل هم جاي دارند.
    بعد به «لاهيجان» مي‌رسند و
    مشغول لهو، بازي و ملاعبه مي‌شوند.
    بعد از مدتي به «سيرجان» مي‌شوند و
    از جان سير مي‌شوند.
    بعد به «برازجان» مي‌رسند و
    از قلب و جان هم بيرون مي‌روند.
    مسير آخرشان «رفسنجان» است؛ يعني
    طلاق فيزيكي و جدايي است.

    بقیه داستان





    الهی مرا آن ده که آن به ...




  3. #103

    عضویت
    جنسیت شهریور 1392
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,827
    صلوات
    18388
    حضور
    126 روز 45 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ستايشگر نمایش پست ها
    آدم از معشوقش که تضمین نمیگیره بذار از خونه برم بیرون! یا بذار کار فرهنگی بکنم! از طرف "معامله" اش تضمین میگیره
    وجود حق و وظیفه بین افراد یک امر طبیعی است که ربطی به ازدواج هم ندارد
    قبلاً مهر مادری را مثال زدم برای شما ، اما می دانیم که مادر هم حقوقی دارد و وظایفی ، همچنین فرزند

    پس برویم به پیامبر(ص) هم بگوئیم مادر اگر به فرزندش محبت میکند برای این است که در پیری دستش را بگیرد
    و فرزند هم اگر به مادر احترام می گذارد برای این است که مادر او را تر و خشک کند. پس چیزی به اسم عشق مادری هم وجود ندارد!!!


    ستایشگر عزیز ، اصلاً بیائیم تمام شروط ازدواج را برداریم
    در آن صورت هم شما می توانید بگوئید عشقی وجود ندارد چون زن و شوهر به هم محبت میکنند فقط به این دلیل که طرف مقابل نیاز جنسی اش را رفع میکند!!!



    این شرح حقوق و وظایف که شما اشاره میکنید هیچ منفاتی با عشق ندارد
    نه تنها ندارد بلکه می تواند نشانگر وجود عشق باشد. چطور؟


    شما میگوئید اگر مرد برای زنش کار میکند و لباس میخرد به این دلیل است که زنش برای او غذا می پزد
    خب من هم همین را نشانهء عشق می دانم. اینکه عاشق کسی باشی که برایت غذا می پزد
    و زن عاشق مردی باشد که دارد بخاطر او کار و تلاش میکند و پول به خانه می آورد
    اصلاً اگر نیازی نباشد عشقی هم به وجود نخواهد آمد

    اگر زندگی آنطور بود که شما میگوئید ، مردها همه باید 4 زن داشته باشند و زنها هم در خانه دست به سیاه و سفید نزنند
    اما می بینیم که خیلی از زنها مهریه را نمی گیرند و با آگاهی هم نمی گیرند. مگر مهریه جزء همان معامله که میگوئید نیست؟
    می بینیم مردها حتی با وجود بیماری همسر اول ، اقدام به ازدواج دیگری نمی کنند. مگر ازدواج مجدد جزء شروط همین معامله نیست؟
    می بینیم که یکی از طرفین که بیمار میشود ، دیگری از او پرستاری میکند. آیا طرف مقابل در شروط معامله پرستاری را هم قید کرده؟


    نظرتان درمورد زن و شوهرهایی که بعد از مرگ یکی ، دیگری هم چند روز بعد وفات کرده چیست؟
    نمونه اش را شاید در اقوام دیده باشید. این را هم در قراردادِ تجاریِ خود نوشته بودند؟!


    از آنجایی که امضای من باعث پیش داوری در تاپیک
    "دموکراسی" می شد
    امضایم را برداشتم تا بدون پیش داوری بحث را ادامه دهیم




  4. صلوات


  5. #104

    عضویت
    جنسیت شهریور 1392
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,827
    صلوات
    18388
    حضور
    126 روز 45 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ستايشگر نمایش پست ها
    بعد از اینکه شور و حرارت مربوط به اون میل جنسی گذشت، همه چیز تبدیل میشه به اینکه "من این کار رو میکنم تا اون هم اون کار رو بکنه که بعدش فلان طور بشه که بهمان قضیه ای که مطلوبم هست پیش بیاد". مثل همه موقعیت های دیگه
    قطعاً موارد اینگونه هم در ازدواج ها مشاهده میشود
    ولی اینکه بگوئیم تمام ازدواج ها همینگونه هستند کاملاً اشتباه است




    نقل قول نوشته اصلی توسط ستايشگر نمایش پست ها
    مییینیم این اونی نبود که تو ذهنمون بود، ناراضی میشم، نفرت پیدا میکنیم، دردسر میشه و ....
    بله باید دو نفر واقع بین باشند و از انتظارات نابجا و غیرواقعی از یکدیگر پرهیز کنند
    اما این ربطی عدم وجود عشق ندارد

    حتی به همان حالت تجاری صرف هم اگر نگاه کنیم ، باز هم نباید توقع بی جا از طرف مقابل داشته باشیم
    در واقع
    "توقعِ بی جا داشتن" ، حاصل عشق نیست ، بلکه حاصل خودش است!
    خودش یک ایراد است که باید اصلاح بشود


    از آنجایی که امضای من باعث پیش داوری در تاپیک
    "دموکراسی" می شد
    امضایم را برداشتم تا بدون پیش داوری بحث را ادامه دهیم




  6. صلوات


  7. #105

    عضویت
    جنسیت دی 1395
    علاقه
    هر آنچه که در جهان هست علاقه دارم
    نوشته
    32
    صلوات
    45
    حضور
    2 روز 6 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط آرمین... نمایش پست ها
    سلام
    عشق یعنی سوختن یا ساختن ...
    عشق یعنی زندگی یا باختن
    ضمن قبولی طاعات و عبادات همه دوستان اسک دینی
    در چت با کس بین تعدادی از کاربران گرامی بحثی انجام شد تحت عنوان عشق که جهت بررسی همه جانبه و استفاده بهینه همه عزیزآن و استفاده از نظرات کارشناس محترم سایت تصمیم بر این شد بصورت تاپیکی ب این موضوع پرداخته شود و همه جوانب آن مورد کنکاش و واکاوی قرا بگیرد !
    لذا ب جهت شروع آن من سئوالات خودم را ابتدائا جهت اخذ نظر کارشناس محترم مطرح نموده تا پس تایید و انتشار آن سایر کاربران محترم نظرات و سئوالات مورد نظر خودشان را مطرح نموده و ب تبادل نظر بپردازند تا در پایان به یک جمع بندی مستدل در این خصوص برسیم شایان ذکر است کاربران خصوصا نامحرمان از گفتگو های دونفره مداوم با یکدیگر اجتناب فرمایند!

    پرسش 1/ عشق یعنی چه ؟ واساسا شکل گیری آن در افراد بر اساس چه مولف های صورت می گیرد؟
    2/چرا عشق های امروزی انطباقی با عشق های اساطیری ندارد؟ یعنی ن جاودان هستن و ن ماندگار؟
    3/چرا عشق های زمانه ما با این همه شدت بعد از مدتی ب نفرت از یکدیگر تبدیل می شود ؟ و پایبندی ب یکدیگر در آن وجود ندارد؟
    4/مرز تشخیص بین عشق حقیقی ودروغین در کجاست؟ واز کجا می شود عشق های هوی و هوسی و چند صباحی را تشخیص داد ؟

    با تشکر
    سلام
    اول از همه عید سعیدفطر رو تبریک میگم
    درباره سوالاتون
    جواب سوال سوم رو میگم
    از نظر من عشقای امروزی بیشتر وابستگیه تا دلبستگی
    وابستگی یعنی اینکه طرف از نظر عاطفی کمبود داره و برای پر کردن خلأ عاطفیش زندگی خودشو بسته به اون شخص میبینه
    رفتارای یه شخص وابسته: نمیتونه درست تصمیم بگیره_حس نگرانی داره همیشه(بعضیا اسم این نگرانی رو میذارن عشقِ زیاد!! بعد یه مدت به اصطلاح معشوق خسته میشه که یکی انقد نگرانشه و...)_ حس میکنن بدون شخصی که بهش وابسته هستن یا به قول خودشون عاشقشن نمیتونن زندگی کنن_...
    اول از اینکه شخصی که وابسته دیگری هست دیر یا زود اون شخص که اسمشو میذارن معشوق ازدست میده
    خب این قانون این جهانه برای وابسته ها چون وابستگی یه حس منفیه و فرکانس منفی به کل کاینات میفرسته
    کایناتم دیر یا زود شرایطو جوری میچینن که از اون شخص جدا شه(کتاب قدرت راندا برن)
    علت ناکامی افراد هم همینه که جای اینکه دلبسته هم بشن میان وابسته هم میشن
    اکثر افراد همینن
    وابستگی یعنی خودمو نمیشناسم وابستگی یعنی وجودم به غیر خدا به یه انسان وابسته است و این غلطه
    آسیبای زیادی داره این وابستگی که اسمشو میذارن عشق
    یکی از آسیباش اینه که بعد یه مدت دل زدگی ایجاد میشه و دو طرف از هم جدا میشن
    آسیب دیگش خودکشیِ طرف میگه من نمیتونم بدون عشقم زندگی کنم و خودشو میکشه
    آسیباش کلی هست
    فکر میکنم قبل از اینکه دلبسته کسی بشیم باید اول خودمونو کامل بشناسیم
    یاعلی

  8. صلوات ها 2


  9. #106

    عضویت
    جنسیت شهریور 1392
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,827
    صلوات
    18388
    حضور
    126 روز 45 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط یا علے نمایش پست ها
    قبل از اینکه دلبسته کسی بشیم باید اول خودمونو کامل بشناسیم



    از آنجایی که امضای من باعث پیش داوری در تاپیک
    "دموکراسی" می شد
    امضایم را برداشتم تا بدون پیش داوری بحث را ادامه دهیم




  10. #107

    عضویت
    جنسیت مرداد 1389
    علاقه
    ریاضی
    نوشته
    1,506
    صلوات
    7769
    حضور
    181 روز 16 ساعت 17 دقیقه
    وبلاگ
    4
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    وجود حق و وظیفه بین افراد یک امر طبیعی است که ربطی به ازدواج هم ندارد
    قبلاً مهر مادری را مثال زدم برای شما ، اما می دانیم که مادر هم حقوقی دارد و وظایفی ، همچنین فرزند

    پس برویم به پیامبر(ص) هم بگوئیم مادر اگر به فرزندش محبت میکند برای این است که در پیری دستش را بگیرد
    و فرزند هم اگر به مادر احترام می گذارد برای این است که مادر او را تر و خشک کند. پس چیزی به اسم عشق مادری هم وجود ندارد!!!


    ستایشگر عزیز ، اصلاً بیائیم تمام شروط ازدواج را برداریم
    در آن صورت هم شما می توانید بگوئید عشقی وجود ندارد چون زن و شوهر به هم محبت میکنند فقط به این دلیل که طرف مقابل نیاز جنسی اش را رفع میکند!!!



    این شرح حقوق و وظایف که شما اشاره میکنید هیچ منفاتی با عشق ندارد
    نه تنها ندارد بلکه می تواند نشانگر وجود عشق باشد. چطور؟


    شما میگوئید اگر مرد برای زنش کار میکند و لباس میخرد به این دلیل است که زنش برای او غذا می پزد
    خب من هم همین را نشانهء عشق می دانم. اینکه عاشق کسی باشی که برایت غذا می پزد
    و زن عاشق مردی باشد که دارد بخاطر او کار و تلاش میکند و پول به خانه می آورد
    اصلاً اگر نیازی نباشد عشقی هم به وجود نخواهد آمد

    اگر زندگی آنطور بود که شما میگوئید ، مردها همه باید 4 زن داشته باشند و زنها هم در خانه دست به سیاه و سفید نزنند
    اما می بینیم که خیلی از زنها مهریه را نمی گیرند و با آگاهی هم نمی گیرند. مگر مهریه جزء همان معامله که میگوئید نیست؟
    می بینیم مردها حتی با وجود بیماری همسر اول ، اقدام به ازدواج دیگری نمی کنند. مگر ازدواج مجدد جزء شروط همین معامله نیست؟
    می بینیم که یکی از طرفین که بیمار میشود ، دیگری از او پرستاری میکند. آیا طرف مقابل در شروط معامله پرستاری را هم قید کرده؟


    نظرتان درمورد زن و شوهرهایی که بعد از مرگ یکی ، دیگری هم چند روز بعد وفات کرده چیست؟
    نمونه اش را شاید در اقوام دیده باشید. این را هم در قراردادِ تجاریِ خود نوشته بودند؟!
    حق و وظیفه یک چیزه که اصلا در موردش حرفی نزدم.

    بحث ما در مورد احساسات بین یک آقا و خانم هست نه مادر و فرزند، اما برای تشریح سراغ این مثال شما میرم. اگر مادر همه جوره هوای بچه اش رو داشت ( فارغ از اینکه اون بچه چطور رفتار میکنه ) خوب میگم مادر بچه اش رو دوست داره و حرفمون هم درست هست. اما اگر مادر در ابتدای تولد ( اگر میشد در ابتدای بارداری ) از بچه اش امضا و تعهد بگیره که در صورتی تو رو باردار میشم و بزرگت میکنم که بجای دو سال فقط یکسال بهت شیر بدم، دیگه نمیشه بگیم بین این مادر و فرزند عشق برقراره! اینجا دیگه معامله ای داره صورت میگیره. ولی شما الان نمیبینید که مادری از بچه اش چنین تضمینی بگیره و بدون تضمین، بدون هیچی، خودش رو وقف بچه میکنه و این نشونه ی علاقه مادر به بچه اش هست.

    اگر اینطوره که شما میفرمایید و نه اونطور که بنده عرض میکنم، پس لابد دو شریک هم علاقه مند و عاشق همند که با هم تشریک مساعی میکنند تو مثلا یه کسب و کار و این نشونه عشقشونه که مثلا به نوبت پای دخل می ایستن! اینطور نیست دیگه. هر کی پای دخل می ایسته، چون در نهایت سود خودش رو میخواد ببره نه بخاطر اینکه چشم و ابروی شریکش رو دوست داره! تو زندگی هم همینه. حالا ممکنه شما مجبور شی بخاطر اینکه ته ماه پولت گیرت بیاد، یه جا از مقداری از حقت هم بگذری در مقابل شریکت، اما به این معنی نیست که چیزی جز معامله بین شما و شریکتونه و یا اینکه چیزی جز سودتون برای شما اهمیت داره.


    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    قطعاً موارد اینگونه هم در ازدواج ها مشاهده میشود
    ولی اینکه بگوئیم تمام ازدواج ها همینگونه هستند کاملاً اشتباه است


    بله باید دو نفر واقع بین باشند و از انتظارات نابجا و غیرواقعی از یکدیگر پرهیز کنند
    اما این ربطی عدم وجود عشق ندارد

    حتی به همان حالت تجاری صرف هم اگر نگاه کنیم ، باز هم نباید توقع بی جا از طرف مقابل داشته باشیم
    در واقع
    "توقعِ بی جا داشتن" ، حاصل عشق نیست ، بلکه حاصل خودش است!
    خودش یک ایراد است که باید اصلاح بشود
    توقع بی جا داشتن با توقع غیر واقع بینانه داشتن هم متفاوت هست. توقع بی جا داشتن از غرور ریشه میگیره و توقع غیر واقع بینانه، از نگاه غلط.


    ستایشگر
    ویرایش توسط ستايشگر : 1396/04/05 در ساعت 03:30
    اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا، صلواتک علیه و اله، و غیبه ولینا، و کثره عدونا، و قله عددنا و شده الفتن بنا، و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و اله و اعنا علی ذلک بفتح منک تعجله و بضر تکشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره، و رحمه منک تجللناها و عافیه منک تلبسناها، برحمتک یا ارحم الراحمین.

  11. صلوات


  12. #108

    عضویت
    جنسیت شهریور 1392
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,827
    صلوات
    18388
    حضور
    126 روز 45 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ستايشگر نمایش پست ها
    به نام خدا
    خداوند یار و یاورت باشد ستایشگر عزیز
    جزء معدود پست هایی است که اگر نام شما را از آن بردارند ، امکان ندارد باور کنم نوشتهء شماست!



    نقل قول نوشته اصلی توسط ستايشگر نمایش پست ها
    اگر مادر در ابتدای تولد ( اگر میشد در ابتدای بارداری ) از بچه اش امضا و تعهد بگیره که در صورتی تو رو باردار میشم و بزرگت میکنم که بجای دو سال فقط یکسال بهت شیر بدم، دیگه نمیشه بگیم بین این مادر و فرزند عشق برقراره! اینجا دیگه معامله ای داره صورت میگیره. ولی شما الان نمیبینید که مادری از بچه اش چنین تضمینی بگیره و بدون تضمین، بدون هیچی، خودش رو وقف بچه میکنه و این نشونه ی علاقه مادر به بچه اش هست
    برادر این چه قیاسی است؟
    اولاً یک نوزاد هیچگونه درکی از بلوغ ندارد که مادر بخواهد از او تعهد بگیرد!!!
    ثانیاً این کودک پیش همان مادر رشد میکند و تربیتش دست همان مادر است
    ثالثاً اصلاً نسبت مادری و فرزندی با نسبت همسری تفاوت های اساسی دارند

    من فقط وجه تشابه این دو مورد را مطرح کردم ، شما دارید تمام اجزا را بر هم منطبق میکنید؟!
    شما تا به حال نشنیده اید که فرزندی آق والدین بشود؟ خب چگونه آق والدین میشود؟
    آیا قبلش قراردادی بین آنها نوشته شده و والدین بخاطر تخطی فرزند از مفاد قرارداد او را آق کرده اند؟!




    نقل قول نوشته اصلی توسط ستايشگر نمایش پست ها
    اگر اینطوره که شما میفرمایید و نه اونطور که بنده عرض میکنم، پس لابد دو شریک هم علاقه مند و عاشق همند که با هم تشریک مساعی میکنند تو مثلا یه کسب و کار و این نشونه عشقشونه که مثلا به نوبت پای دخل می ایستن! اینطور نیست دیگه
    در این مثال شما "شریک تجاری بودن" را پیش فرض گرفته اید
    بعد نتیجه می گیرید همانطور که دو شریک تجاری عاشق هم نیستند پس زن و شوهر هم
    "که نوعی شریک تجاری هستند" نمی توانند عاشق هم باشند

    درحالیکه اساس بحث ما اثبات یا رد همین موضوع است که آیا زن و شوهر صرفاً شریک تجاری هستند یا خیر؟

    ضمن اینکه بیش از نیمی از گفته های مرا پاسخی ندادید
    گفتم چرا خیلی از مردها 4 زن نمی گیرند و چرا خیلی از خانمها مهریه را نمی گیرند؟
    چرا وقتی یکی بیمار میشود دیگری با جان و دل از او پرستاری میکند؟
    چرا حاضر به جدایی از هم نیستند و چرا دلتنگ هم میشوند؟ (آدم که دلتنگ شریک تجاریش نمیشود!)
    چرا بعضی از زوجها وقتی یکی از آنها فوت میکند دیگری چند روز بیشتر زنده نمی ماند؟

    سایر دوستانی که با عشق های آتشین مخالف هستند ، بی شک به دوست داشتن باور دارند
    اما شما هرگونه احساس زن به مرد را کلاً منکر میشوید!




    نقل قول نوشته اصلی توسط ستايشگر نمایش پست ها
    توقع بی جا داشتن با توقع غیر واقع بینانه داشتن هم متفاوت هست. توقع بی جا داشتن از غرور ریشه میگیره و توقع غیر واقع بینانه، از نگاه غلط
    هیچ فرقی در صحبت من ایجاد نمی کند
    شما هر کدام را که مایل هستید در جملات من قرار دهید


    از آنجایی که امضای من باعث پیش داوری در تاپیک
    "دموکراسی" می شد
    امضایم را برداشتم تا بدون پیش داوری بحث را ادامه دهیم




  13. صلوات ها 2


  14. #109

    عضویت
    جنسیت دی 1392
    علاقه
    یکی دوتا نیستند :)
    نوشته
    3,465
    صلوات
    13133
    حضور
    125 روز 21 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    64
    آپلود
    57
    گالری
    1671



    نمیدونم این جملات از کیه، به نظرم پرمغزه:

    می پرسند : مجردی یامتاهل؟
    می گویم : "متعهد"
    چون تجربه نشان داده، نه مجردبودن، نشانه ی تعلق خاطرنداشتن به کسی است.
    ونه متاهل بودن، نشانه ی
    تعهدو وفاداری!
    همه ی قراردادها را که روی کاغذهای بی جان نمی نویسند!
    بعضی از عهدها را روی قلب هایمان می نویسیم، حواسمان به این عهدهای غیر کاغذی باشد شکستنشان یک "انسان" را در هم می شکند...






    الهی مرا آن ده که آن به ...



  15. صلوات ها 2


  16. #110

    عضویت
    جنسیت شهریور 1392
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,827
    صلوات
    18388
    حضور
    126 روز 45 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ریحــانه الــنبی نمایش پست ها
    نمیدونم این جملات از کیه، به نظرم پرمغزه:

    می پرسند : مجردی یامتاهل؟
    می گویم : "متعهد"
    چون تجربه نشان داده، نه مجردبودن، نشانه ی تعلق خاطرنداشتن به کسی است.
    ونه متاهل بودن، نشانه ی
    تعهدو وفاداری!
    همه ی قراردادها را که روی کاغذهای بی جان نمی نویسند!
    بعضی از عهدها را روی قلب هایمان می نویسیم، حواسمان به این عهدهای غیر کاغذی باشد شکستنشان یک "انسان" را در هم می شکند...







    از آنجایی که امضای من باعث پیش داوری در تاپیک
    "دموکراسی" می شد
    امضایم را برداشتم تا بدون پیش داوری بحث را ادامه دهیم





صفحه 11 از 11 نخست ... 91011

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 62

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود