صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مکان ثبت قطعات ادبی شما برای شرکت در مسابقه نجوای انتظار(اینجا)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,198
    حضور
    144 روز 13 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93053

    مکان ثبت قطعات ادبی شما برای شرکت در مسابقه نجوای انتظار(اینجا)




    مکان ثبت قطعات ادبی شما برای شرکت در مسابقه نجوای انتظار(اینجا)

    به نام خدا

    شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است
    لب تشنه اگر آب نبیند سخت است

    مانوکر وارباب توئی مهدی جان
    نوکر رخ ارباب نبیند سخت است


    این تاپیک برای درج قطعات ادبی و دل نوشته های شما تقدیمی به محضر حضرت بقیة الله الاعظم روحی وجسمی له الفداء زده شده
    جهت سوالات و پیشنهادات خویش به این تاپیک مراجعه نمایید
    اینجا
    واز درج قطعات غیر ادبی خودداری فرمایید.مطالب غير از موضوع مسابقه حذف يا منتقل خواهند شد
    منتظریم


  2. صلوات ها 15


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    116
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    734



    ببخشيد
    من قصد نداشتم شما را به گريه در آورم اما
    حالا كه اصرار مي كنيد دستمال ها خود را برداريد تا اشك ...

    عصاره گل ها
    آخ اي انتظار تو گلوي نازك من را فشردي
    تو دلم را مثل سير و سركه جوشاندي
    تو با حوصله ات رود دلم را خروشاندي
    انتظار تو كي به سر مي رسي تو كه جان من را به لب رساندي
    اما نه..
    نه من هرگز از تو دلگير نيستم
    با تمام بي قرارهايت به من قرار دادي
    تو مرا ساكن صبح اميدكردي
    تو مرا در غربان امتحان عاشقي گذاشتي
    و من...برايم دعا كن كه قبول شوم و مشروط امتحان عاشقي نشوم چون كه مي دانم
    «بي معرفت نباش كه در من يزيد عشق
    اهل نظر معامله با آشنا كنند»
    من تمام فرهنگ هاي دنيا رو گشتم تو خلاصه يك كلامي. بله تو
    تفسير «پايان شبه سيه سفيد است» هستي
    ویرایش توسط فراری : ۱۳۸۹/۰۴/۰۳ در ساعت ۰۲:۳۶
    عجب زوری داره، لامصب، این واقعیت

  5. صلوات ها 12


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نقل قول نوشته اصلی توسط فراری نمایش پست ها


    عصاره گل ها
    ........
    بله تو تفسير «پايان شبه سيه سفيد است» هستي
    به به ببینید کی این جاست
    فراری این احساسات با آیدیتان تناسب ندارد
    موفق باشید اشکم را درآوردی
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۸۹/۰۴/۰۳ در ساعت ۱۳:۰۶
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    985
    حضور
    1 روز 20 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8589



    * تقدیم به غائب همیشه حاضر *

    خاک پا

    یابن الحسن ، بگویم از نیامدنت دلگیرم ، دروغ گفته ام
    بگویم از دوریت سردر گم و در جوانی پیرم ، دروغ گفته ام
    آقا جان

    ای همیشه امین و سمیع حرفهایم
    به هر که رسیدم اما ، از جاودانگی حضورت گفتم
    گفتم که اسیر شدم در چاه تنهایی و تباهی
    آخر ای یوسف زهرا ، گرفتارم ، چرا نمی آیی؟
    بیا و خلاص کن مار ا زا این برزخ
    که بی خیالی ما و این انتظار می برد ما را به مسلخ
    ......
    آقا جان ، می شود روزی بیائید و امید به حق دستی به آب زنید
    شهادت من حقیر را در صف عاشقانت به خط ناب زنید

    ...

    اگر آمدید و نبودم که خاک پایتان باشم
    گنه کارم ، اما معترف به عشق شمایم ،
    چه باشم
    و
    چه نباشم...


    التماس دعا


    از روزگار آموختم بغض هایم را نگویم گاهی سبک نشوم سنگین ترم.

  9. صلوات ها 11


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621





    در ظلمتکده ی دنیا منتظر عشقی نورانی می باشم، تا با تلألواش چشم و دلم روشن گردد.



    -----------------------------------------------------------------------------------------------
    منظور از ظلمتکده : وجود گمراهی ها در دنیاست
    منظور از نورانی: همراه داشتن نور هدایت می باشد
    منظور از روشن شدن دل: هدایت شدن از طرف امام (عج) می باشد...

    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  11. صلوات ها 13


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سللم بر بقیة الله الاعظم و منتظرانش

    بی تو مهدی جان انتظار هم غم فراغ میکشد
    گل بی رخ تو در بهار هم دامن زباغ میکشد

    دوست دارم در فراغت انتظار را تفسیر کنم . همه شب؛ بااشک ؛ دیده را تطهیر کنم . قبله ی جان را با سجده هایم تعبیر کنم . تا سحر بنشینم و چاره ای بر تقدیر کنم . من چگونه این فراغ را تدبیر کنم؟
    اعتقاد را باید که؛ خالی از تردید کنم . تا جمال رخ مهدی را در زمان حضورش بتوانم تایید کنم.

    خداوندا مرا از زمره ی آنانی قرار ده که اگر ظهورش را به دیده لیاقت دادی به جان هم لیاقت درکش را عنایت فرمایی . زیرا بسیارند کسانی که اورا در زمان ظهورش باور نمیکنند !!!!
    ••ostad••
    3/4/89 تابستان

    .................................................. .............. حق یارتان .................................................. ..
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۴/۰۳ در ساعت ۲۱:۴۶

  13. صلوات ها 13


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    985
    حضور
    1 روز 20 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8589



    سفر به شهر دوست

    امروز که تاریخ نیامدنت را نگاه می کنم
    قصه نیامدنت به هزار و چهارصد بار غربت می رسد

    بی تو آقا جان باور می کنی خیلی خوب نیستم
    بعضی وقتها آنقدر درگیر زندگیم که نبودنت را حس نمی کنم

    آنقدر ارقام دنیا و دلبستگی هایم مشغولم کرده
    که شمارش روزهای تلخ بی تو را از یاد برده ام

    آقا نکند با ما قهری؟

    نکند در حجاب غیبت بمانی و باز نگردی

    نه نه چه حرفهایی
    همه عالم و مذاهب می دانند
    همه در انتظارند ؛ منتظر شما ناجی غیبی

    یابن الحسن ، دیروز در خیابان عریض چه کنم ، قدم می زدم
    قصه در رکاب شما بودنم را رقم می زدم

    ادامه دارد ....

    (
    داخل پرانتز بگم : اینها حرف دل است ، برای شرکت در مسابقه و ... نیست . می دونم که هر آیدی فقط باید یه بار در مسابقه شرکت کند و یه متن ارائه بدهد ، برای همین اگر این متن را حذف کنید به شما حق میدم ، اگر هم مایل بودید ادامه اش را براتون می نویسم. )

    ویرایش توسط گل نرگس : ۱۳۸۹/۰۴/۰۴ در ساعت ۱۰:۳۷
    از روزگار آموختم بغض هایم را نگویم گاهی سبک نشوم سنگین ترم.

  15. صلوات ها 12


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    دل عاشق مي سرايد و گوشش بدهكار اخطار مدير فرهنگي براي عدم تجاوز از ده سطر نيست
    با عرض پوزش


    گيسوي دراز انتظار
    می دانم که سرنوشت عصر حاضر به گيسوي دراز انتظارت گره خورده
    و می دانم که سخت ترین سؤال کنکور هستی، انتظار واقعی و عمل به وظیفه است امتحانی که پذیرفته شدگانش پای حضور و توجه به دانشگاه وصالت می‌گذارند.
    امّا باز می دانم که انتظار تنها حکایت از زخم دل و بی قراری هایمان نمی‌کند، انتظار تنها خواب را از چشم سلول های عاشقان نمی‌گیرد و اقیانوس پر موج و نا آرام انتظار تنها کارش دلواپس و مچاله كردن دل نیست. انتظار تو، سینه تحمل را سینای صبر می‌کند. بهاء مروارید اشک را در بازار «عشق» و «معرفت» چندین هزار برابر می کند.
    انتظار تو، لحظه های جدایی را رنگ خدایی وجادوي جاودانی می‌زند و ظرف ثانیه ثانیه دل شوره را لبریز از شور و معنا می‌کند.
    انتظار تو، حساب جداگانه‌ای برای «امید»، «بودن» و حتی «دیدن» باز می‌کند. آری درخت انتظار باید روزی به ثمره وصال بنشیند و باید یک فصل کام چشم های چشم به راهت به مشاهده جمالت شیرین شود.


    دیده را فایده آن است که دلبر بیند




    ور نبیند چه بود فایده بینایی را


    ((((((((((((())))))))))))))

    يك دنيا «ناباوری» و «بی‌ياوری»
    انتظار باوری شورآور و شوری در باورست.
    انتظار، کلید طلایی وصال و حضور دائمی است. عصاره پیام شیعه برای یک دنیا «ناباوری» و «بی‌ياوری» است. انتظار، تپیدن دل تاریخ برای ثبت یک معجزه دیگر است. انتظار، بوی طلوع دوباره خورشید از پشت كوه باورهاست. انتظار، پایان داستان ابر غیبت و شروع تابش شبانه روزی خورشید ولایت و امامت است.
    آقا! ما به لحظه‌هاي نفس‌گير فراق خرده نمی‌گیریم. چرا که به‌ خاطر انتظار طولانی و تلخ است که شیرینی وصال زیادتر می گردد و می‌دانیم که تو خود بیشتر از هر کسی دلت برای آمدن می تپد امّا... امّا وای بر ما اگر غیبتت به‌ خاطر عمل زشتمان باشد.
    آقای من! تو خود فرمودی که انتظار قشنگ ترین گل عبادت در سرزمین سرسبز بندگی است گلی که خزان یأس هم نمی‌تواند با کولاک بی‌مهری‌اش موی از کاکل گلبرگ‌های ارزشمندش بکاهد و باز گفتید که «چشم عمل» به آئینه حضور بدوزید نه «فکر امل» و آرزوهای پوچ.


    ندارد یار من بر خود حجابی



    نه بر صورت نه بر زلفش نقابی



    حجاب از بی صفائی دل ماست



    نباشد آسمانش را سحابی




    و ما به خاطر تو تن به شعله های انتظار و فراغت می دهیم تا طلای محبتمان در آتش انتظارت خالص تر گردد و با قدم های دل تنگی شباشب در حالی که منتظر صبح آمدنت هستم در راهروی دراز انتظار گام امید به وصالت بر می دارم.

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۸۹/۰۴/۰۴ در ساعت ۱۰:۵۶
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  17. صلوات ها 12


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    شايد طولاني باشه
    هر مقداري را دوست داريد گزينش كنيد
    مي گويند ....منافقي براي بار اولش رفت بنايي. بناء مي گفت سه قد بده او كه گيج شده بود. يك آجر براي او پرت كردو گفت: نمي دونم سه قد چيه هر مقداري به كارت مياد را بردار و بقيه رو بيندار.
    ویرایش توسط حامی : ۱۳۸۹/۰۴/۰۴ در ساعت ۱۱:۱۷
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  19. صلوات ها 13


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    علاقه
    عاشق بچه هام. . . جمله هاي قشنگ هم خيلي دوست دارم...
    نوشته
    42
    حضور
    2 روز 7 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    297



    بتاب ای خورشید روشنی بخش بر شب تارم

    بتاب که بی تو زار و بیمارم

    شنیده ام سخن گفتن با تو به هر زبان میسر است
    به زبان مادریم با تو سخن ها دارم

    بیا به جان مادرت ای همزبان غریب

    بیا که بی تو شبم را طلوعی نیست
    بیا که تنهایی من را بی تو نیست پایانی


  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود