جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خوشا به حال كفاش ها...

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    قرآن، اينترنت، كتاب، يوگا
    نوشته
    45
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    463

    خوشا به حال كفاش ها...




    مرحوم سيد عبدالكريم ( رحمه الله ) پيرمرد كفاش معاصري بود كه در تهران زندگي مي كرد. اكثر علماي اهل معني معتقد بودند كه حضرت بقيه الله (ارواحنا فداه ) گاهي به مغازه كوچك كفاشي او تشريف مي برند و با او مي نشينند و هم صحبت مي شوند.
    لذا بعضي از آنها به اميد آنكه زمان تشريف فرمائي حضرت ولي عصر (ع) را درك كنند ساعتها در مغازه او مي نشستند و انتظار ملاقات حضرت را مي كشيدند و شايد بعضي ها هم بالاخره به خدمتش مشرف مي شدند.
    مرحوم سيد عبدالكريم اهل دنيا نبود حتي خانه مسكوني نداشت و تنها راه درآمدش كفاشي و پينه دوزي بود.


    روزي حضرت به حجره كفاشي سيد عبدالكريم تشريف آوردند در حالي كه او مشغول كفاشي بود پس از دقايقي حضرت فرمودند : سيد عبدالكريم كفش من نياز به تعمير دارد برايم پينه مي زني ؟
    سيد عرض كرد: آقا جان به صاحب اين كفش كه مشغول تعمير آن هستم قول داده ام كفش را برايش حاضر كنم البته اگر شما امر بفرمائيد چون امر شما از هر امري واجب تر است آن را كنار مي گذارم و كفش شما را تعمير مي كنم .
    حضرت چيزي نفرمودند و سيد مشغول كارش شد.
    پس از دقايقي مجددا حضرت فرمودند: سيد عبدالكريم ! كفش من نياز به تعمير دارد برايم پينه مي زني ؟ سيد كفشي را كه در دست داشت كنار گذاشت بلند شد و دستانش را دور كمر حضرت حلقه زدو به مزاح گفت : اگر يك بارديگر بفرمائيد كفش مرا پينه مي زني ؟ داد و فرياد مي كنم كه اي مردم آن امام زماني كه دنبالش مي گرديد پيش من است بياييد زيارتش كنيد!
    حضرت لبخند زدند و فرمودند : خواستيم امتحانت كنيم تا معلوم شود نسبت به قولي كه داده اي چقدر مقيد هستي.بدان كه ما شما را براي خودمان نمي‌خواهيم بلكه شما را براي خدا مي‌خواهيم هر اندازه شما بندگي كنيد ما شما را بيشتر دوست داريم. سيّد عبدالكريم اگر نبود اين تقوا و مراعات تو هرگز مغازة تو را انتخاب نمي‌كردم و به تو سر نمي‌زدم.

    مي گويند وقتي ظهور مي كني دين جديد مي آوري
    از خدا مي خواهم اگر زنده بودم آنقدر جاهل و متعصب نباشم كه به خاطر دين نا راست خودم تو را باور نكنم.



    از دست غيبت تو شكايت نمي كنم
    تا نيست غيبتي نبود لذت حضور
    حافظ شكايت از غم هجران چه مي كني
    در هجر وصل باشد و در ظلمت است نور






  2. صلوات ها 7


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود