جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حضرت اليسع(ع)......

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518

    مطلب حضرت اليسع(ع)......




    با سلام
    حضرت اليسع نيز از پيامبران بنى‏اسرائيل است كه پس از الياس ظهور كرده و نامش در قرآن دو بار همراه با مدح و ستايش آمده و به خير و فضيلت توصيف شده‏است؛
    وَاذكُرْ إِسْمعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الكِفْلِ وَكُلٌّ مِنَ الأَخْيارِ؛(1)
    و اسماعيل و اليسع و ذوالكفل رابه ياد آور، كه همگى از نيكان بودند.
    وَإِسْماعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطاً وَكُلّاً فَضَّلْنا عَلَى العالَمِينَ؛(2)
    و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط (را به‏ياد آر) و جملگى را بر جهانيان فضيلت بخشيديم.
    مطابق روايات، اليسع جانشين الياس بوده كه پس از تلاش‏ها و فعاليت‏هاى تبليغى و زمينه‏سازيهاى مفيد و مؤثر، راه را براى ايمان بنى‏اسرائيل هموار كرده است، به‏گونه‏اى كه پس از او، عموم بنى‏اسرائيل به اليسع ايمان آورده و به فرمانش گردن نهاده‏اند.


    طبرسى به نقل از ابن عباس مى‏گويد:
    پس از آن كه خداوند الياس را براى نجات از توطئه پادشاه و همسرش به آسمان برد و دشمنانى نيرومند را بر پادشاه و قومش مسلط كرد كه وى و همسرش را به قتل رساندند، خداى‏تعالى اليسع را به رسالت ميان مردم برانگيخت. بنى‏اسرائيل بدو گرويدند و او را بزرگ داشتند و فرمانش گردن نهادند.(3)

    اليسع اسوه همكارى و استمرار دعوت

    قرآن مجيد به شيوه‏هاى تبليغى حضرت اليسع هيچ اشاره ننموده و تنها او را مدح نموده است، اما آنچه از روايات موجود بر مى‏آيد اين است كه اليسع در شرايط خفقان و فشار و بدون آن كه رابطه خويشى ميان او و الياس بوده باشد همراهى و مساعدت نيكويى با الياس انجام داده و پس از او به‏خوبى از عهده جانشينى او برآمده است.
    ثعلبى در قصص الانبياء مى‏نويسد:
    الياس (در هنگام گريختن از چنگ جبار زمان) به خانه زنى از بنى‏اسرائيل وارد شد كه‏پسرى بيمار به نام اليسع بن اخطوب داشت.
    آن زن الياس را پناه داد و خبرش را پنهان‏داشت.
    الياس براى فرزند او دعا كرد و شفا يافت.
    از آن پس اليسع تابع مرام الياس‏گشت و به او ايمان آورد و تصديقش نمود و همراهى كرد و به هر كجا مى‏رفت ملازم او بود.(4)
    با اين همه، مأموريت اصلى اليسع هنگامى آغاز مى‏شود كه از سوى الياس به جانشينى منصوب مى‏شود و خدا نيز او را به رسالت مبعوث مى‏فرمايد:
    و قيل انه استخلف اليسع على بنى‏اسرائيل ... و بعث الله اليسع رسولاً فامنت به بنواسرائيل و عظموه و انتهوا الى امره.(5)
    گفته شده كه اليسع به جانشينى براى رهبرى بنى‏اسرائيل منصوب شد و خداوند او را رسول اين قوم قرار داد، پس بنى‏اسرائيل بدو ايمان آورده و بزرگش داشتند و فرمانش پذيرفتند.
    با توجه به عدم ذكر شيوه‏هاى دعوت اليسع در قرآن و روايات، در بيان سيره تبليغى او به همين مقدار اكتفا مى‏كنيم.



    1 - ص (38) آيه 48.
    2 - انعام (6) آيه 86.
    3 - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 13، ص 397.
    4 - ثعلبى، قصص القرآن، ص 229.
    5 - محمدباقر مجلسى، بحارالأنوار، ج 13، ص 397.
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود