جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زندگی در حاشیه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    چشم و دلی مجاب و کمی پنجره!
    نوشته
    1,219
    حضور
    12 روز 11 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    464
    صلوات
    12347

    شاد زندگی در حاشیه




    ما حاشیه نشین هستیم.
    مادرم می گوید:«پدرت هم حاشیه نشین بود ، در حاشیه به دنیا آمد ، در حاشیه جان کند و در حاشیه مرد.»
    من در حاشیه به دنیا آمده ام.
    ولی نمی خواهم در حاشیه بمیرم.
    برادرم در حاشیه ی بیمارستان مرد.
    خواهرم همیشه مریض است.همیشه گریه می کند ، گاهی در حاشیه ی گریه ، کمی هم می خندد. مادرم می گوید:«سرنوشت ما را در حاشیه ی صفحه ی تقدیر نوشته اند.»
    و هر شب ستاره ی بخت مرا که در حاشیه ی آسمان سوسو میزند به من نشان می دهد.
    ولی من می گویم:«این ستاره ی من نیست.»

    من در حاشیه به دنیا آمدم.
    در حاشیه بازی کردم.
    همراه با سگ ها و گربه ها و مگس ها در حاشیه ی زباله ها گشتم تا چیز به درد بخوری پیدا کنم.
    من در حاشیه بزرگ شدم و به مدرسه رفتم.
    در مدرسه گفتند:«جا نداریم.»
    مادرم گریه کرد . مدیر مدرسه گفت:«آقای ناظم اسمش را در حاشیه ی دفتر بنویس تا ببینیم!»
    من در حاشیه ی روز به مدرسه ی شبانه می روم.
    در حاشیه ی کلاس می نشینم.
    در حاشیه ی مدرسه می نشینم و بازی بچه ها نگاه می کنم ، چون لباسم همرنگ بچه ها نیست.
    من روز ها در حاشیه ی خیابان کار می کنم و بعضی شب ها در حاشیه ی پیاده رو می خوابم.
    من پاییز کار می کنم ،زمستان کار می کنم ،بهار کار می کنم ،تابستان کار می کنم و در حاشیه ی کار زندگی می کنم.
    من در حاشیه ی شهر زندگی می کنم.
    من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم.
    من در مدرسه آموخته ام که زمین مثل توپ گرد است و می چرخد.
    اگر من در حاشیه ی زمین زندگی می کنم ، پس چطور پایم نمی لغزد و در عمق فضا پرتاب نمی شوم؟
    زندگی در حاشیه ی زمین خیلی سخت است.
    حاشیه بر لب پرتگاه است ،آدم ممکن است بلغزد و سقوط کند.

    من حاشیه نشین هستم.
    ولی معنی کلمه ی حاشیه را نمی دانم.
    از معلم پرسیدم:«حاشیه یعنی چه؟»
    گفت:«حاشیه یعنی قسمت کناره ی هر چیزی ، مثل کناره ی کتاب یا لباس ، مثلأ بعضی کتاب ها حاشیه دارند و بعضی از کلمات را درحاشیه می نویسند؛ یا مثل حاشیه ی شهر که زباله ها را در آنجا می ریزند.»
    من گفتم:« مگر آدم ها زباله هستند که بعضی از آنها را در حاشیه ی شهر ریخته اند؟»
    معلم چیزی نگفت.
    .
    .
    من حاشیه نشین هستم.
    به مسجد می روم ، در حاشیه مسجد نماز می خوانم ، نزدیک کفش ها ؛ در حاشیه ی جلسه ی قرآن می نشینم. من قرآن خواندن را یاد گرفته ام.قرآن کتاب خوبی است.
    قرآن حاشیه ندارد.
    هیچ کلمه ای را در حاشیه ی آن ننوشته اند.
    من قرآن را دوست دارم.
    همه چیز باید مثل قرآن باشد...

    از کتاب بی بال پریدن- نوشته ی قیصر امین پور

    اِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ یَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ؛

    به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لق لقه زبان آنهاست
    تا جایى گرد دین می گردند که معاش آنها تامین باشد
    و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى‏ شوند


    حسین ابن علی علیه السلام
    تحف العقول، ص 245





  2. صلوات ها 3


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود