صفحه 19 از 19 نخست ... 9171819
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوالات و شبهاتی در رابطه با علم غیب پیامبر و ائمه علیهم السلام

  1. #181

    عضویت
    جنسیت مهر 1393
    نوشته
    244
    صلوات
    285
    حضور
    12 روز 16 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نگار70 نمایش پست ها
    سلام
    معلمی می رود در یک روستا تدریس می کند. با وجود اینکه "می داند" اگر در فلان روستا 30 دانش آموز جذب کند( علی رغم آموزش های عالی و تکالیفِ در حد توان دانش آموزان و دادن فرصت های بسیار استثنایی برای درس خواندن)، 15 نفر از دانش آموزان مردود می شوند و دچار گرفتاری و ناراحتی های فراوانی می گردند. این یک امر بدیهی است که آن 15 نفر به "اختیار" خود مردود شده اند.
    ...
    سلام خدمت شما

    گاهی مثال بجای اینکه ما رو نزدیک کنه، دورتر میکنه ... مثال معلم و غذا رو نمیشه با خلقت و سیستم قضایی خدا مقایسه کرد ... در مثال معلم اگر دانش آموز درس نخونه، مردود میشه ... همین ... معلم بخاطر مردود شدن شکنجه ش نمیکنه ... عذابش نمیده ... آتیشش نمیزنه ... آیا برخورد خدا با مردودها زندگی هم همینطور هست؟

    در مورد غذا و سفره هم همینطوره ... چه انسان عاقلی اگر گرسنه باشه و غذا هم جلوش حاضر نمیخوره؟ ... اگر رسیدن به بهشت مثل غذا خوردن بود چه کسی ابا میکرد؟ برای بهشت انسان باید تکلیف و سختی بسیاری رو بجون بخره ... تازه اگر مطمین بود بعد از این همه سختی بهشت بدون شک در انتظارشه خیلی راحت تر میتونست سختی ها تحمل کنه ... بزرگترین مساله اینه که انسان باید عقلش رو قانع کنه که با وجود تمام سوالات و شبهات و تناقضات بهشت وجود داره ...


    مثال قطار هم همین ایراد برش وارد هست ... انسان از کجا مطمین باشه آخر این قطار بهشت هست و نعمت و خوشبختی و اون یکی عذاب و جهنم و ... چه انسان عاقلی اگر واقعا بهشت و جهنم رو ببینه سوار قطار جهنم میشه؟

    مثال درست اینه ...

    مدرسه وجود داره که در اون قبولی بسیار سخت هست بطوری که تنها عده بسیار کمی قبول خواهند شد و اکثریت مردود خواهند شد ... در این مدرسه نتیجه قبولی رشد و کمال و نتیجه مردود شدن آتش زدن دانش آموزا هست ... مدیر مدرسه با وجود اینکه میدونه اکثر بچه بچه ها مردود خواهند شد و باید در آتش بسوزن اونها رو بدون اینکه خودشون بخوان وارد مدرسه اش میکنه ... بعد هم میگه من بسیار مهربان و خیرخواه هستم و فقط خوبی شما رو میخوام ...
    ویرایش توسط L.E.O : 1396/03/07 در ساعت 16:43
    ای فرزند آدم ...
    دل تو تنها با من خو می گیرد و آرامش می یابد ...



  2. صلوات ها 2


  3. #182

    عضویت
    جنسیت آذر 1389
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    1,552
    صلوات
    3691
    حضور
    44 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و احترام

    با توجه به اینکه پست شما مربوط به عدالت خداوند است، نه علم غیب باید آن را در تاپیک مستقلی دنبال بفرمایید، اما اجمالا بنده برای اینکه شاید ابهام شما برطرف بشود دو نکته عرض می کنم:

    نکته اول مربوط به این پست شماست:


    نقل قول نوشته اصلی توسط L.E.O نمایش پست ها
    وقتی میدانید خلقت شما به قیمت گمراهی و بدبختی و شقاوت و جهنمی شدن اکثر انسان ها تمام خواهد شد؟ مهربانی و خیرخواهی که نتیجه اش رنج و عذاب اکثر انسان ها باشد جای افتخار و تشویق دارد؟
    قطعا اکثر انسان ها اهل سعادت خواهند بود، و از خلقت خویش رضایت خواهند داشت، تعداد بسیار اندکی هستند که در نهایت اهل جهنم بوده و در آن جاویدان خواهند ماندف و آنها هم کسانی هستند که از روی عناد و لجاجت کفر ورزیده یا مشرک شده باشند.

    و نکته دوم در رابطه به این پست شماست:

    نقل قول نوشته اصلی توسط L.E.O نمایش پست ها
    مثال درست اینه ...

    مدرسه وجود داره که در اون قبولی بسیار سخت هست بطوری که تنها عده بسیار کمی قبول خواهند شد و اکثریت مردود خواهند شد ... در این مدرسه نتیجه قبولی رشد و کمال و نتیجه مردود شدن آتش زدن دانش آموزا هست ... مدیر مدرسه با وجود اینکه میدونه اکثر بچه بچه ها مردود خواهند شد و باید در آتش بسوزن اونها رو بدون اینکه خودشون بخوان وارد مدرسه اش میکنه ... بعد هم میگه من بسیار مهربان و خیرخواه هستم و فقط خوبی شما رو میخوام ...
    آنچه که در این خصوص رهزنی کرده و مانع نتیجه گیری درست می شود توجه به تمثیلات و مسائل عرفی مانند آن است، در حالی که باید فلسفی به مسئله نگاه کرد.

    همه چیز در جهان تابع نظام اسباب و مسببات است، و شکل گیری انسانها با تفکرات متفاوت و گاهی شرک آمیز و کفر آمیز لازمه چنین نظامی است، خداوند اگر بخواهد مانع ایجاد آنها شود باید نظام آفرینش را تغییر دهد، یا اینکه هر بار این قاعده اسباب و مسببات را با استثنائاتی نقض کند و این هرگز حکیمانه نخواهد بود، مثال برایتان میزنم:

    خداوند اراده کرده است که جوانب مادی پدر و مادر بر فرزند تأثیر بگذارد، خب این یک مسئله خوب و حکیمانه است، و باعث می شود پدر و مادر از نظر ژنتیکی، از نظر تغذیه ای، از نظر بنیه جسمی و... بر فرزندشان تأثیر بگذارند، اما این مسئله خوب ممکن است در موارد حداقلی یک عوارض بدی را به دنبال خود داشته باشد، مثلا اگر این مادر درست تغذیه نکند، یا نوشیدنی های الکلی مصرف کند، یا هر چیزی که تاثیر منفی دارد، خب طبیعتا بر روی فرزندش تأثیر خواهد گذاشت. اینجا ما سه نوع توقع می توانیم از خداوند داشته باشیم:

    الف) نه جوانب مثبت پدر و مادر بر فرزند تآثیر بگذارند، و نه جوانب منفی!
    ج) جوانب مثبت تأثیر بگذارند، اما جوانب منفی بر فرزند تأثیر نگذارند!
    ب) هم جوانب مثبت پدر و مادر بر فرزند تأثیر بگذارند، و هم منفی!

    گزینه «الف» به معنای انکار نظام اسباب و مسببات است، گزینه «ب» به معنای هرج و مرج در این نظام است، و گزینه «ج» کاملا منطقی است، چون جوانب مثبت یک خیر حداکثری هستند که یک شر حداقلی را در کنار خود دارند، لذا منطقی نیست که به خاطر یک شر حداقلی، از یک خیر حداکثری بگذریم.
    توقعی غیر از این داشتن، یعنی خداوند پدر و مادرهایی که قرار است بچه های بدی باربیاورند یا عقیم شوند، یا مجبور به تربیت درست شوند، یا...، می بینید که هیچکدام از این راهکارها منطقی نیست و موجب هرج و مرج در قوانین عالم می شود.

    سوالات و شبهاتی در رابطه با علم غیب پیامبر و ائمه علیهم السلام

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  4. صلوات


  5. #183

    عضویت
    جنسیت مهر 1393
    نوشته
    244
    صلوات
    285
    حضور
    12 روز 16 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما استاد گرامی

    بله صحیح میفرمایید این بحث ربط چندانی به این تاپیک ندارد ... در صورت صلاحدید میتوانید آنرا به تاپیک مربوطه انتقال دهید ...

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    با سلام و احترام

    نکته اول مربوط به این پست شماست:


    قطعا اکثر انسان ها اهل سعادت خواهند بود، و از خلقت خویش رضایت خواهند داشت، تعداد بسیار اندکی هستند که در نهایت اهل جهنم بوده و در آن جاویدان خواهند ماندف و آنها هم کسانی هستند که از روی عناد و لجاجت کفر ورزیده یا مشرک شده باشند.
    بخش قرمز فرمایش شما با آیات زیر تناقضی ندارد؟

    اکثرالناس لایؤمنون
    فابی اکثرالناس الاکفورا
    و لقد ضل قبلهم اکثر الاولین
    اکثرالناس لایعلمون
    و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله
    ولکن اکثرالناس لایشکرون
    ولکن اکثرالناس لا یعلمون
    وما آمن معه الاقلیل
    ...
    ثُمَّ لآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنَِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لاتَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرینَ - قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکُمْ أَجْمَعینَ
    ...
    ویرایش توسط L.E.O : 1396/03/07 در ساعت 22:13
    ای فرزند آدم ...
    دل تو تنها با من خو می گیرد و آرامش می یابد ...



  6. صلوات ها 2


  7. #184

    عضویت
    جنسیت آذر 1389
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    1,552
    صلوات
    3691
    حضور
    44 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط L.E.O نمایش پست ها
    اکثرالناس لایؤمنون
    فابی اکثرالناس الاکفورا
    و لقد ضل قبلهم اکثر الاولین
    اکثرالناس لایعلمون
    و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله
    ولکن اکثرالناس لایشکرون
    ولکن اکثرالناس لا یعلمون
    وما آمن معه الاقلیل
    ...
    ثُمَّ لآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنَِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لاتَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرینَ - قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکُمْ أَجْمَعینَ
    ...
    بله، درست می فرمایید، اکثر انسان ها از رسیدن به آن مقامات عالیه باز می مانند، اما این مسئله بدین معنا نیست که همه آنها تا ابد اهل عذاب خواهند بود، بلکه کسانی در جهنم خواهند ماند که از روی لجاجت و عناد مسیر انحراف را برگزیده باشند، اما سرنوشت نهایی عموم مردم سعادت و بهشت خواهد بود.

    علاوه بر اینکه حقیقت رحمت و بخشش الهی در آخرت آشکار خواهد شد، همانطور که قرآن کریم از بخشش گناهان بدون توبه سخن میگوید:

    «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ »؛ خداوند شرک را هرگز نمی بخشد، اما غیر از آن را برای هر کسی که بخواهد می بخشد.(نساء:48)
    روشن است که با توبه هر گناهی بخشیده می شود، حتی شرک، بنابراین آیه شریفه از بخششی بدون توبه سخن میگوید.

    و امام صادق(ع) گستردگی این بخشش ها را به قدری می داند که حتی ابلیس هم به بخشش الهی امیدوار می شود:

    «
    إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَشَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى رَحْمَتَهُ حَتَّى يَطْمَعَ‏ إِبْلِيسُ‏ فِي‏ رَحْمَتِه»؛ وقتی روز قیامت شود، خداوند رحمتش را پراکنده سازد، تا آنجا که ابلیس نیز در آن طمع کند(صدوق، امالی، ص205)
    روشن است که اگر خوب موقعیت را تصور کنیم خیلی بخشش الهی باید عظیم و گسترده باشد تا ابلیس امیدوار شده و به آن دل ببندد(تصور کنید)

    سوالات و شبهاتی در رابطه با علم غیب پیامبر و ائمه علیهم السلام

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  8. صلوات


  9. #185

    عضویت
    جنسیت فروردین 1396
    نوشته
    61
    صلوات
    49
    حضور
    1 روز 5 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط L.E.O نمایش پست ها
    سلام خدمت شما

    گاهی مثال بجای اینکه ما رو نزدیک کنه، دورتر میکنه ... مثال معلم و غذا رو نمیشه با خلقت و سیستم قضایی خدا مقایسه کرد ... در مثال معلم اگر دانش آموز درس نخونه، مردود میشه ... همین ... معلم بخاطر مردود شدن شکنجه ش نمیکنه ... عذابش نمیده ... آتیشش نمیزنه ... آیا برخورد خدا با مردودها زندگی هم همینطور هست؟

    در مورد غذا و سفره هم همینطوره ... چه انسان عاقلی اگر گرسنه باشه و غذا هم جلوش حاضر نمیخوره؟ ... اگر رسیدن به بهشت مثل غذا خوردن بود چه کسی ابا میکرد؟ برای بهشت انسان باید تکلیف و سختی بسیاری رو بجون بخره ... تازه اگر مطمین بود بعد از این همه سختی بهشت بدون شک در انتظارشه خیلی راحت تر میتونست سختی ها تحمل کنه ... بزرگترین مساله اینه که انسان باید عقلش رو قانع کنه که با وجود تمام سوالات و شبهات و تناقضات بهشت وجود داره ...


    مثال قطار هم همین ایراد برش وارد هست ... انسان از کجا مطمین باشه آخر این قطار بهشت هست و نعمت و خوشبختی و اون یکی عذاب و جهنم و ... چه انسان عاقلی اگر واقعا بهشت و جهنم رو ببینه سوار قطار جهنم میشه؟

    مثال درست اینه ...

    مدرسه وجود داره که در اون قبولی بسیار سخت هست بطوری که تنها عده بسیار کمی قبول خواهند شد و اکثریت مردود خواهند شد ... در این مدرسه نتیجه قبولی رشد و کمال و نتیجه مردود شدن آتش زدن دانش آموزا هست ... مدیر مدرسه با وجود اینکه میدونه اکثر بچه بچه ها مردود خواهند شد و باید در آتش بسوزن اونها رو بدون اینکه خودشون بخوان وارد مدرسه اش میکنه ... بعد هم میگه من بسیار مهربان و خیرخواه هستم و فقط خوبی شما رو میخوام ...

    سلام
    نه دیگه نشد!

    تمام مثال های رو تفسیر با رای کردید
    بعد دوباره حرف خودتون تکرار کردید

    شما مثال های رو نقد نکردید بلکه بحث رو تغییر دادید و وارد مقوله ی عدم یا وجود معاد شدید

    اون یک بحث دیگه ست
    برای اون هم دلایل خاص خودش رو داریم

    اما در مورد سخناتون:



    کسی که ندونه (واقعا ندونه)
    تکلیفی بر اون نیست و جزو اهل فطرت حساب میشه

    کسی که بدونه_و_معتقد_باشه و گناه انجام بده؛ فقط تاوان گناهانش رو پس میده و آخرتش به کلی خراب نمیشه.

    اما کسی که بدونه ولی بخاطر غرور و منافع_شخصی و ... حقیقت رو کتمان کنه

    همچین شخصی همه ی پل ها رو خودش با دستان خودش خراب کرده

    شما دارید بخاطر کسانی خلقت خدا رو زیر سوال می برید که اگه همین الان بهشون بگید موضوع رو؛ بهتون میخندن
    میگن خدا و معاد و ...دیگه چه صیغه هایی هستن ول کن این خرافات رو؛ در حالی که میدونن؛ چون اگه ندونن؛ مکلف نیستن

    خدای متعال چه نیازی به افراد داره؟ (از هر سه گروه نام برده بی نیاز هست)

    هیچ عاقلی نیست که نیکی رو قبول نکنه

    این افراد میگن ما قبول نداریم؛ و کارشون عاقلانه نیست

    آیا یک امر عاقلانه رو بخاطر یک عملکرد غیر عاقلانه تعطیل می کنن؟
    ویرایش توسط نگار70 : 1396/03/08 در ساعت 00:22

  10. صلوات


  11. #186

    عضویت
    جنسیت آذر 1389
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    1,552
    صلوات
    3691
    حضور
    44 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش
    لطفا به سوالات ذیل در خصوص علم غیب پاسخ دهید:

    اول:
    با توجه به اینکه خداوند در آیه 188سوره اعراف به پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: «بگو اگر علم غیبی داشتم می توانستم آنچه خیر است را برای خود فراهم آورده و هر چه بدی است از خودم دفع کنم» چطور میگوییم پیامبران علم غیب داشته اند؟ طبق این آیه و آیات مشابه، پیامبران علم غیب نداشته اند، فقط خداوند ایشان را از برخی مسائل آگاه می کرده است، نه این که پیامبر همیشه غیب میدانستند.

    دوم:
    آیاتی مثل آیه 27 سوره جن که می فرماید خداوند برخی اوقات انسان ها را از غیب آگاه می کند، مربوط به انبیاء است، پس به چه دلیلی می گویید ائمه(علیهم السلام) علم غیب داشته اند؟ از کجا معلوم آگاهی های انسان های غیر انبیاء الهام نبوده باشد؟

    سوم:
    آیا علم غیب خداوند و فرستادگانش به اعمال بندگان، موجب جبر نمیشود؟ اصلا با توجه به دستاوردهای فیزیک کوانتوم می توان علیت چیزی را کشف کرده، و علم پیشین به پدیده پیدا کرد؟


    پاسخ


    پاسخ به سوال اول

    برای پاسخ به این سوال توجه به چند نکته لازم است:

    نکته اول:

    یکی از آفات نگرش های دینی، جزئی نگری و نگاه گزینشی به آیات و روایات است، برای موضع گیری صحیح باید همه آیات و روایات را با هم و در کنار هم دید و نتیجه گیری کرد.
    درست است که در برخی آیات، علم غیب از غیر خداوند نفی شده است، اما در برخی آیات چون آیه 44 سوره آل عمران، 102یوسف، 28 انبیاء، و بسیاری از روایات علم غیب برای بخشی از انسان ها از جمله انبیاء اثبات شده است، این دو دسته آیات را که کنار هم می گذاریم روشن میشود بخشی از علم غیب از انسان ها نفی می شود، نه به صورت مطلق؛ مثلا قرآن کریم می فرماید:
    «فَلَا يُظْهِرُ عَلىَ‏ غَيْبِهِ أَحَدًا إِلَّا مَنِ ارْتَضىَ‏ مِن رَّسُول‏» خب این آیه را شما چکار می کنید؟ اینجا سخن از آگاهر نمودن فرستادگان به علم غیب است. بنابراین قرآن نمی خواهد بگوید انبیاء آگاهی غیبی ندارند، بلکه می خواهد بفرماید: خداوند بدون اینکه کسی او را آگاه کند، آگاه است، اما انبیاء در صورتی که خداوند آنها را آگاه کند، آگاه خواهندبود، پس آگاهی یکی ذاتی است و دیگری آگاهی اش را از غیر گرفته است، و این به معنای نفی علم غیب نیست، بلکه نفی علم غیبِ ذاتی است.
    بنابراین آیه 188 سوره مبارکه اعراف علم غیب را به طور مطلق نفی نمی‌کند، بلکه "علم بالذات و مستقل" را از پیامبر نفی می‌کند؛ همان‌گونه که در ابتدای آیه مالکیت هر گونه سود و زیان را به طور مستقل از او نفی کرده است ﴿قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعًا وَلاَ ضَرًّا إِلاَّ مَا شَاء اللَّهُ﴾، بنابراین نفی علم غیب نیز به طور مطلق نیست، بلکه هدف نفی استقلال در علم می‌باشد.(1)

    نکته دوم:

    آیه 188 سوره اعراف که اشاره فرمودید هرگز به جزئی و اندک بودن آگاهی های غیبی انبیاء و ائمه(علیهم السلام) دلالت ندارد، اما سایر آیات، و بسیاری از روایات علم غیب گسترده ای برای ایشان ترسیم می کنند.
    طبق قرآن کریم، گاهی خداوند حتی از خوردنی های مردم و آنچه در خانه شان ذخیره کرده بودند نیز انبیا را آگاه می کرده است:
    «أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في‏ بُيُوتِكُمْ»؛ از آنچه مى‏ خوريد، و در خانه‏ هاى خود ذخيره مى‏كنيد، به شما خبر مى‏ دهم‏.(2)

    یا در آیه شریفه در خصوص پیامبر(ص)دیگری می فرماید:
    «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى‏ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَديثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمَّا نَبَّأَها بِهِ قالَتْ مَنْ أَنْبَأَكَ هذا قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَليمُ الْخَبير»؛ هنگامى را كه پيامبر يكى از رازهاى خود را به بعضى از همسرانش گفت، ولى هنگامى كه وى آن را افشا كرد و خداوند پيامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتى از آن را براى او بازگو كرد و از قسمت ديگر خوددارى نمود هنگامى كه پيامبر همسرش را از آن خبر داد، گفت: «چه كسى تو را از اين راز آگاه ساخت؟» فرمود: «خداوند عالم و آگاه مرا با خبر ساخت‏.(3)

    روایات هم همینطور، هم روایات معتبر شیعه، و هم اهل سنت گستره علوم غیبی انبیاء را بسیار گسترده توصیف نموده اند، در روایت صحیح السندی از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است:

    «اللَّهُ أَجَلُّ وَ أَعَزُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ يَحْجُبُ عَنْهُ عِلْمَ سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ ثُمَّ قَالَ لَا يَحْجُبُ ذَلِكَ عَنْهُ»؛ خدا والاتر از آنست كه اطاعت از بنده‏ اى را واجب كند كه علم آسمان و زمينش را از او پنهان کرده است و باز فرمود: (نه) آن را از او پنهان نمی کند. (4)


    در منابع اهل سنت هم این روایات بسیار زیاد است، اما من فقط از دو کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل می کنم:

    «أَنَسُ بْنُ مَالِكٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَامَ عَلَى الْمِنْبَرِ فَذَكَرَ السَّاعَةَ وَذَكَرَ أَنَّ بَيْنَ يَدَيْهَا أُمُورًا عِظَامًا ثُمَّ قَالَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَسْأَلَ عَنْ شَيْءٍ فَلْيَسْأَلْ عَنْهُ فَوَاللَّهِ لَا تَسْأَلُونِي عَنْ شَيْءٍ إِلَّا أَخْبَرْتُكُمْ بِهِ مَا دُمْتُ فِي مَقَامِي هَذَا قَالَ أَنَسٌ فَأَكْثَرَ النَّاسُ الْبُكَاءَ وَأَكْثَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنْ يَقُولَ سَلُونِي فَقَالَ أَنَسٌ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ أَيْنَ مَدْخَلِي يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ النَّارُ»(5)
    ترجمه: انس بن مالک نقل می­کند: پیامبر(صلی الله علیه و آله) بر منبر رفته و قیامت را یادآوری نمودند، و ذکر کردند پیش از آن امور عظیمی اتفاق می افتد، سپس فرمود: هر کسی می خواهد از چیزی سوال کند، بپرسد، پس به خدا قسم چیزی از من نمی پرسید مگر آنکه مادامی که در جایگاهم بین شما هستم شما را از آن خبر می دهم، انس می گوید: پس گریه مردم شدت گرفت، و پیامبر(صلی الله علیه و آله) می افزود که از من بپرسید. پس مردی ایستاد و گفت: جایگاه من کجاست ای رسول خدا؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: آتش جهنم».


    «فَخَرَجَ ذَاتَ يَوْمٍ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَقَالَ سَلُونِي لَا تَسْأَلُونِي عَنْ شَيْءٍ إِلَّا بَيَّنْتُهُ لَكُمْ فَلَمَّا سَمِعَ ذَلِكَ الْقَوْمُ أَرَمُّوا وَرَهِبُوا أَنْ يَكُونَ بَيْنَ يَدَيْ أَمْرٍ قَدْ حَضَرَ قَالَ أَنَسٌ فَجَعَلْتُ أَلْتَفِتُ يَمِينًا وَشِمَالًا فَإِذَا كُلُّ رَجُلٍ لَافٌّ رَأْسَهُ فِي ثَوْبِهِ يَبْكِي فَأَنْشَأَ رَجُلٌ مِنْ الْمَسْجِدِ كَانَ يُلَاحَى فَيُدْعَى لِغَيْرِ أَبِيهِ فَقَالَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ مَنْ أَبِي قَالَ أَبُوكَ حُذَافَةُ ثُمَّ أَنْشَأَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَالَ رَضِينَا بِاللَّهِ رَبًّا وَبِالْإِسْلَامِ دِينًا وَبِمُحَمَّدٍ رَسُولًا»(6)
    ترجمه: پس پیامبر(صلی الله علیه و آله) روزی خارج شده و بر فراز منبر رفت و فرمود: از من بپرسید، چیزی از من نمیپرسید مگر آنکه (پاسخ) آن را برای شما بیان خواهم نمود. پس هنگامی که قوم سخن ایشان را شنیدند ساکت شده و ترسیدند که امری در پیش رو باشد، انس میگوید به چپ و راستم نگاه کردم ، در این هنگام همه سر به یر لباس کشیده بودند و گریه می کردند، پس مردی که در او مخاصمه شده بود و به غیر پدرش نسبت داده میشد پرسید: ای پیامبر خدا پدر من کیست؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: پدر تو حذافه است. سپس عمر گفت: به ربوبیت الله رضایت دادیم،و به اسلام به عنوان دین، و به محمد به عنوان رسول راضی شدیم.

    «طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ قَالَ سَمِعْتُ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَقُولُ قَامَ فِينَا النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَقَامًا فَأَخْبَرَنَا عَنْ بَدْءِ الْخَلْقِ حَتَّى دَخَلَ أَهْلُ الْجَنَّةِ مَنَازِلَهُمْ وَأَهْلُ النَّارِ مَنَازِلَهُمْ»(7)
    ترجمه: طارق بن شهاب از عمر بن خطاب نقل می کند که: پیامبر(صلی الله علیه و آله) در میان ما برخاست و به ما از اول خلقت تا زمانی که اهل بهشت و جهنم داخل در منازل شوند، خبر داد.

    «حُذَيْفَةَ قَالَ قَامَ فِينَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَقَامًا مَا تَرَكَ شَيْئًا يَكُونُ فِي مَقَامِهِ ذَلِكَ إِلَى قِيَامِ السَّاعَةِ إِلَّا حَدَّثَ بِهِ»(8)
    ترجمه: حذیفه بن یمان میگوید: پیامبر(صلی الله علیه و آله) در میان ما ایستاد و ما را از هر آنچه تا قیامت واقع خواهد شد آگاه ساخت.

    «أَبُو زَيْدٍ يَعْنِي عَمْرَو بْنَ أَخْطَبَ قَالَ: فَأَخْبَرَنَا بِمَا كَانَ وَبِمَا هُوَ كَائِنٌ فَأَعْلَمُنَا أَحْفَظُنَا»(9)
    عمرو بن اخطب میگوید: پس پیامبر(صلی الله علیه و آله) به ما خبر داد از آنچه که واقع شده، و آنچه که واقع خواهد شد، عالم ترین ما کسی بود که بیشتر حفظ کرد.

    نکته سوم:

    اینکه گاهی انبیاء یا ائمه(علیهم السلام) از برخی امور اجتماعی یا فردی اظهار بی اطلاعی می کرده اند در تعارض با علم غیب نیست، چون:

    اولا: علم غیب به معنای علم نامحدود نیست، ما برای هیچ کسی جز خداوند معتقد به علم نامحدود نیستیم.

    ثانیا: همین علمی که داشته اند را هم ما هم معتقد نیستیم بالفعل(در یک زمان) می دانسته اند، کسی که همه چیز را بالفعل می داند فقط خداوند است، در مورد پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه(علیهم السلام) از روایات استفاده میشود که هر کجا صلاح می دیده اند و اراده می کرده اند که بدانند خداوند ایشان را آگاه می کرده است.(10)
    و از آنجا که خودشان در روایات فرموده اند که ما هر زمان اراده کنیم خداوند ما را آگاه می کند، اما فرموده اند: دل ما ظرف مشیت خداوند است و هرکجا او اراده کند ما هم اراده می کنیم(11) لذا می دانند کجا باید دانستن را اراده کنند و کجا نباید اراده کنند، به همین خاطر امیرالمومنین(سلام الله علیه) زمانی که به جای پیامبر(صلی الله علیه و آله) در بستر ایشان خوابید از پیامبر(صلی الله علیه و آله) سوال کرد که اگر من به جای شما بخوابم آیا شما سالم به مدینه می رسید؟ چون اینجا محل امتحان بود.
    پس هرگاه رضایت لهی به دانستن فرستادگان تعلق گرفته باشد، آنها دانستن را اراده کرده و از غیب اگاه می شوند.

    پاسخ به سوال دوم
    برای پاسخ به این مسئله هم باید به چند نکته توجه بفرمایید:

    نکته اول:

    آیات قرآن اگرچه علم غیب را برای انبیاء اثبات می کند، اما هرگز از غیر ایشان نفی نمی کند، چرا که اولا: همین آیه 27 جن منظور از رسول یعنی فرستاده شده، و فرستاده شامل تمام انسان هایی که از جانب خداوند آمده است می شود چه پیامبر باشند و چه امام، همانطور که عهد خداوند با حضرت ابراهیم(علیه السلام)، عهد امامت بود.(12)
    و ثانیا: آگاهی های غیبی که برای حضرت مریم(سلام الله علیها) (13) و مادر حضرت موسی(علیه السلام)(14) بیان می کند نشان از این دارد که خداوند گاهی انسانهایی غیر از انبیاء را به صورت غیبی از آینده مطلع می کند.

    نکته دوم:

    ما وقتی با آیات و روایات امامت و عصمت اهل بیت(علیهم السلام) را اثبات کردیم، سخن ایشان برای ما حجت خواهد بود، خود ایشان از آگاهی غیبی گسترده ای که خداوند به ایشان ارزانی داشته است فراوان سخن گفته اند، من به یک مورد از روایات صحیح السند که از امام باقر(سلام الله علیه) روایت شده است اشاره می کنم:
    «إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَيْنِ عِلْمٌ لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا هُوَ وَ عِلْمٌ عَلَّمَهُ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ فَمَا عَلَّمَهُ مَلَائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ ع فَنَحْنُ نَعْلَمُهُ.(15)

    ترجمه:به راستى براى خدا عز و جل دو علم است: علمى كه جز حضرت او نداند، و علمى كه به فرشته‏ ها و رسولان آموخته باشد، آنچه را به فرشته‏ ها و رسولان عطا نموده، ما (نیز) آن را مى ‏دانيم.
    در منابع اهل سنت نیز می توان روایاتی بر این مطلب یافت، مثلا از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: «من أراد أنْ ينظر إلى آدم في علمه، وإلى نوح في فهمه، وإلى يحيى بن زكريّا في زهده، وإلى موسى بن عمران في بطشه، فلينظر إلى علي بن أبي طالب‏»
    هر کس می خواهد به آدم در علمش، و به نوح در فهمش، و به یحیی بن زکریا در زهدش، و به موسی بن عمران در اقتدار و نیرومندی اش نگاه کند پس به علی بن ابیطالب(سلام الله علیه) بنگرد.
    این روایت از 38 تن از راویان و مولفین مشهور اهل سنت نقل شده، و از سند درستی برخوردار است.(16)
    خب می بینید که همان علمی که به انبیاء عنایت شده است و خداوند فرمود: «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها» به علی بن ابیطالب(سلام الله علیه) هم داده شده است.

    نکته سوم:

    اینکه می فرمایید ممکن است آگاهی ائمه(علیهم السلام) از غیب، همچون مادر موسی(علیه السلام) و مریم(سلام الله علیها) از سنخ الهام باشد، نه وحی، در اصل مسئله تفاوت ایجاد نمیکند.

    اولا:
    باید دقت بفرمایید که «الهام» هم القائات الهی و برای انبیاء و ائمه(علیهم السلام) به صورت یقینی و شفاف است، به همین خاطر «وحی» را یک نوع الهالم خاص دانسته اند(17) وگرنه اگر شفاف و یقین آور نبود هیچ مادری به صرف اینکه به دلش افتاده و ظن براش پیش آمده که اگر بچه اش را بیندازد در رودخانه عظیم نیل نجات پیدا می کند و در آینده بچه اش پیغمبر میشود، اینچنین کاری نمی کند.

    ثانیا:
    علم غیب، علمی است که خداوند بدون استفاده از طریق اسباب عادی به انسان می دهد(18)، یعنی مهم نیست که به چه چیزی آگاه شود، یک چیز معمولی باشد، یا یک چیز بسیار مخفی، مهم طریق آگاهی است، اگر کسی بدون اینکه با چشمش پشت دیواری را ببیند، از جانب خداوند از پشت آن دیوار آگاه شده و از آن خبر دهد این علم غیب است.
    ما که در روش آگاه شدن از علوم غیبی نزاعی نمیکنیم، که وحی مستقیم بوده، یا از طریق ملائکه بوده، یا از طریق الهام بوده، یا مانند ان؛ ما طبق ادله ای که گذشت معتقد به اصل علم غیب برای ائمه(علیهم السلام) بوده و می گوییم خداوند ایشان را هم از غیب مطلع کرده است، کاری نداریم به چه طریق! حتی اگر به واسطه ملائکه هم باشد باز اشکالی ندارد چرا که ارتباط با ملائکه منحصر در وحی نیست، همانطور که جبرئیل در برابر حضرت مریم(سلام الله علیها) تمثل یافته و با او سخن گفت.(19)

    پاسخ به سوال سوم:

    علم پیشین به اعمال و رفتار انسان ها هرگز منجر به جبر نمیشود، چون این علم علت آن رفتار نیست، بلکه ان رفتار خودش علل و عاملی دارد که خداوند به خاطر علم به آن علل و عوامل، رفتار را می داند و گاهی فرستادگانش را آگاه می کند. علم پیشین زمانی موجب جبر می شود که چون ما می دانستیم فلان اتفاق می افتد فلان اتفاق بیفتد، اینجا بله جبر است، چون علم ما علت آن حادثه بوده، اما علم غیب اینطور نیست، بلکه علم ما به علت آن حادثه علم پیدا می کند و لذا حادثه را پیش بینی می کند اینجا جبر نیست.
    مثل این است که اگر معلمی بگوید این شاگرد من قطعا در آخر سال نمره نمی آورد آیا اختیار آن شاگرد از میان میرود؟! خیر ، چون آگاهی و پیشگویی معلم ربطی به افتادن آن شاگرد ندارد، بلکه معلم از علل نمره نیاوردن(درس نخواندن) باخبر است، لذا نتیجه کار آن شاگرد را پیش بینی میکند.

    این سخن تابع یک دلیل و استدلال عقلی است که: (20)
    مقدمه اول: علم به علت موجب علم به معلول می شود.
    مقدمه دوم: خداوند به تمام علل و عوامل علم دارد(چون خودش خالق آنهاست)
    نتیجه: خداوند به تمام معلول ها از جمله رفتارهای انسان ها علم دارد(یعنی علم خداوند به این علل و عوامل موجب علم پیشین او به تمام وقایع آینده می شود)

    استبعاد ما در این خصوص به خاطر این است که ما آگاهی بشری را دائما ملاک قرار می دهیم و آن را با آگاهی خداوند قیاس می کنیم، بله آگاهی بشر چون ناقص است هیچ پیش بینی 100 درصد نیست، چون علم به علل و عوامل 100 درصدی نیست، پیش بینی ها هم صد درصدی نیست، اما آیا شما قبول ندارید که اگر آگاهی به علل و شرایط 100 درصدی باشد، نتیجه پیش بینی هم 100 درصدی خواهد بود؟ مثلا امروز می بینید که منجمین زمان و ساعت دقیق خورشید گرفتگی در 50 سال دیگر را پیش بینی می کنند و سر آن ساعت و دقیقه محقق می شود، چون علم آنها به شرایط 100 درصدی است و لذا نتیجه پیش بینی هم 100در صدی خواهد بود.

    به عبارت دیگ خود شما می پذیرید که با تحلیل و آمار، یک اطلاعات نسبی از آینده می توان به دست آورد، خب این پیش بینی 10 درصدی یا20 درصدی از کجا حاصل می شود؟ از تحلیل علل و عوامل؛ خب وقتی می شود با اطلاع 20 درصدی یک پیش بینی 20 درصدی داشت چرا نشود با آگاهی 100 درصدی ، یک پیش بینی 100 درصدی داشت؟ یا شما باید بگویید مطلقا علم پیشین ما حتی 10 درصد هم ممکن نیست! یا اگر گفتید 1درصد احتمال دارد آینده را پیش بینی کرد باید امکان پیش بینی 100 درصدی را هم بپذیرید.
    چون ما که از درصد بحث نمی کنیم، ما از اصل امکان پیشگویی سخن می گوییم، اگر امکان داشته باشد، مطلقا امکان دارد، و اگر امکان نداشته باشد، مطلقا امکان ندارد.

    اما در خصوص فیزیک کوانتوم باید دقت بفرمایید که اولا: فیزیک مدرن تفسیرهای متعددی دارد، و تفسیر فیزیکدانانی چون ماکس پلانک، دیوید بوم، و نلیز بور بر خلاف تفسیر هایزنبرگ، حاکی از قوانین واقعی در جهان زیر اتمی است که انسان به آنها جهل دارد، یعنی از دیدگاه ایشان این عدم قطعیت به خاطر محدودیت آگاهی انسان است، نه اینکه در واقع هیچ قانون و قاعده مشخصی وجود نداشته باشد.(21)

    ثانیا اصل علیت یک اصل بدیهی فلسفی است و انکار آن مستلزم تناقض است، و نمی توان با علوم تجربی آن را نقض کرد.(22)
    ثالثا: نظریات فیزیک کوانتوم منحصر در دنیای زیراتمی است، و حیطه های دیگر را شامل نمیشود.

    __________________________________
    1. ر.ک: طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القران، ج8، ص 372؛ و مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج7، ص46.
    2. آل عمران:49/3.
    3. تحریم:3/66.
    4. کلینی، محمد، الکافی، ج1، ص262.
    5. بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج21، ص487.
    6. مسلم بن حجاج نیشابوری، صحیح مسلم، ج12، ص49.
    7. صحیح بخاری، ج10، ص464.
    8. صحیح مسلم، ج14، ص72.
    9. همان، ج14، ص74.
    10. الکافی، ج1، ص258.
    11. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، ص247.
    12. بقره:124/2.
    13. مریم:19/19.
    14. قصص:7/28.
    15. الکافی، ج1، ص256.
    16. ر.ک: نفحات الازهار، ج19، ص24؛ و عبقات الانوار، ج16، از ص2.
    17. ر.ک: سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، ج8، ص203.
    18. سبحانی، جعفر، راهنمای حقیقت، ص367.
    19. مریم:17/19.
    20. سبحانی، جعفر، الالهیات، ج1، ص113.
    21. ایان باربور، علم و دین، بخش سوم.
    22. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج1، ص99.
    سوالات و شبهاتی در رابطه با علم غیب پیامبر و ائمه علیهم السلام

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

صفحه 19 از 19 نخست ... 9171819

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از 1396/04/03, 21:31 : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود