جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نماز خواندن هنگام طلوع و غروب آفتاب از نظر اهل سنت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    174
    حضور
    1 روز 17 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    8
    صلوات
    421

    اشاره نماز خواندن هنگام طلوع و غروب آفتاب از نظر اهل سنت




    سلام
    آیا از نظر اهل سنت نماز خواندن هنگام طلوع آفتاب وغروب آفتاب حرام است؟
    واگر مثبت است ادله این حکم چیست؟
    این ادله در چه حدی هستند؟ وآیا میتوان این ادله را رد کرد وخلاف آن را ثابت است
    واین مسئله ز نظر فقه شیعه چگونه است؟
    عنه عليه السلام: إيّاكَ أن يَنزِلَ بكَ المَوتُ وأنتَ آبِقٌ مِن ربِّكَ في طَلَبِ الدُّنيا
    : مبادا مرگ در حالى به سراغت آيد كه تو [چون بنده ‏اى فرارى‏] از خداوندگارت در طلب دنيا گريخته باشى.







  2. صلوات ها 2


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    28,285
    حضور
    252 روز 21 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    51
    صلوات
    66085



    با نام و یاد دوست






    نماز خواندن هنگام طلوع و غروب آفتاب از نظر اهل سنت








    کارشناس بحث: استاد صدرا

  4. صلوات ها 2


  5. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,144
    حضور
    65 روز 18 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11261



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبد آبق نمایش پست ها
    سلام
    آیا از نظر اهل سنت نماز خواندن هنگام طلوع آفتاب وغروب آفتاب حرام است؟
    واگر مثبت است ادله این حکم چیست؟
    با سلام و عرض ادب

    1) از دیدگاه اهل سنت نماز نافله و مستحب در همه ی اوقات مستحب بوده؛ مگر در سه وقت که نماز در این اوقات مورد نهی است. الف) بعد از نماز صبح تا بلند شدن خورشید به اندازه‌ی یک نیزه؛ ب) هنگام قرار گرفتن خورشید در وسط آسمان تا هنگام زوال (آغاز ظهر شرعی)؛ ج) بعد از نماز عصر تا غروب خورشید؛[1] حکمت از این نهی، دوری از مشابهت با عمل خورشید پرستان بوده. این افراد برای شادی و خوش آمد گویی به خورشید هنگام طلوع، به سوی آن سجده می‌برند و در هنگام غروب نیز برای وداع بر آن سجده می نمودند.

    2) در اينكه مراد از نهی در این روایات حرمت بوده یا کراهت در فقه اهل سنت اختلاف نظر است؛ هر چند که نظر غالب فقهای مذاهب، مراد از نهی، نهی تحریمی است. همچنین در صورت نهی تحریمی اختلاف است که آیا علاوه بر حرمت خواندن نافله در این زمانها، نافله نیز باطل است یا خیر؟[2]

    3) از دیدگاه فقه حنفی، خواندن نافله در این زمانها حرام بوده؛ منتهی در صورت انجام نافله در این زمانها نافله ی نماز گزار صحیح می باشد.[3] از نظر فقه شافعی و حنبلی نیز خواندن نافله در این اوقات حرام می باشد منتهی با این تفاوت که آنها معتقد به عدم انعقاد نافله در این زمانها در صورت انجام آن می باشند. از دیدگاه فقه مالکی خواندن نماز نافله به هنگام بلند شدن خورشید و مقارن وقت ظهر اشکالی نداشته؛ ولی آنها نیز در دو وقت طلوع و بعد از خواندن نماز عصر(زمانی که پرتو آفتاب به رنگ زرد بر دیوار می افتد) قائل به حرمت خواندن نافله در این دو وقت شده اند.
    [4]

    4) در این میان باید توجه داشت که حرمت نافله در این موارد از دیدگاه غالب مذاهب فقهی مربوط به نوافلی است که دارای سبب نبوده؛ اما در صورتی که انجام نافله ای دستور خاص داشت، انجام آن بدون اشکال می باشد؛ همچون نماز طواف و تهیت مسجد و نماز در روز جمعه به هنگام قرار گرفتن خورشید در وسط آسمان و...


    [1] . الموسوعة الکویتیة، ج7، ص181: «ذَهَبَ الْحَنَفِيَّةُ وَالشَّافِعِيَّةُ وَالْحَنَابِلَةُ إِلَى أَنَّ عَدَدَهَا ثَلاَثَةٌ: عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ إِلَى أَنْ تَرْتَفِعَ بِمِقْدَارِ رُمْحٍ أَوْ رُمْحَيْنِ، وَعِنْدَ اسْتِوَائِهَا فِي وَسَطِ السَّمَاءِ حَتَّى تَزُول، وَعِنْدَ اصْفِرَارِهَا بِحَيْثُ لاَ تُتْعِبُ الْعَيْنَ فِي رُؤْيَتِهَا إِلَى أَنْ تَغْرُبَ»؛ البته در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة موارد کراهت در نزد احناف شامل مورد دوم نمی باشد: «الحنفية قالوا : يكره التنفل تحريما في أوقات وهي : بعد طلوع الفجر قبل صلاة الصبح إلا سنتها فلا تكره وبعد صلاة الصبح حتى تطلع الشمس فلا يصلي في هذا الوقت نافلة ولو سنة الفجر إذا فاتته لأنها متى فاتت وحدها سقطت ولا تعاد كما تقدم وبعد صلاة فرض العصر إلى غروب الشمس وعند خروج الخطيب من خلوته للخطبة سواء كانت خطبة جمعة أو عيد أو حج أو نكاح أو كسوف أو استسقاء وعند إقامة المؤذن للصلاة المكتوبة إلا سنة الفجر إذا أمن فوت الجماعة في الصبح كما تقدم وقبل صلاة العيد وبعدها على ما تقدم وبين الظهر والعصر المجموعتين في عرفة جمع تقديم ولو سنة الظهر وبين المغرب والعشاء المجموعتين في المزدلفة جمع تأخير ولو سنة المغرب وعند ضيق وقت المكتوبة وإذا وقع النفل في وقت من هذه الأوقات انعقد مع الكراهة التحريميةن ويجب قطعه وأداؤه في وقت الجواز». (الفقه علی المذاهب الاربعة، الجزیری، ج1، ص368، دار احیاء التراث العربی).

    [2] . به عبارت دیگر آیا علاوه بر حرمت تکلیفی حرمت وضعی نیز وجود دارد یا خیر؟

    [3] . الفقه علي المذاهب الاربعة، الجزیری، ج1، ص335، دار الكتب العلمية، بيروت – لبنان: «الحنفية قالوا: يكره التنفل تحريماً في أوقات ... وإذا وقع النفل في وقت من هذه الأوقات انعقد مع الكراهة التحريمية ويجب قطعه وأداؤه في وقت الجواز».

    [4] . همان. «الحنابلة قالوا: يحرم التنفل ولا ينعقد... الشافعية قالوا: تكره صلاة النافلة التي ليس لها سبب تحريماً، ولا تنعقد في خمسة أوقات... المالكية قالوا: يحرم التنفل، وهو كل ما عدا الصلوات الخمس المفروضة...».

    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۶/۰۲/۱۳ در ساعت ۲۲:۰۹
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  6. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,144
    حضور
    65 روز 18 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11261



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبد آبق نمایش پست ها
    این ادله در چه حدی هستند؟ وآیا میتوان این ادله را رد کرد وخلاف آن را ثابت است
    5) مستند چنین فتوایی برخی از روایات بوده که در منابع حدیث اهل سنت روایت شده اند که به روایاتی از صحیح مسلم اشاره می گردد:

    مسلم این روایات را در باب :« الْأَوْقَاتِ الَّتِي نُهِيَ عَنْ الصَّلَاةِ فِيهَا» در کتاب فضائل القرآن ذکر نموده است.

    «..عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ) نَهَى عَنْ الصَّلَاةِ بَعْدَ الْعَصْرِ، حَتَّى تَغْرُبَ الشَّمْسُ. وَ عَنْ الصَّلَاةِ بَعْدَ الصُّبْحِ، حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ»؛[1] ابوهریره می گوید: رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم از خواندن نماز بعد از نماز عصر و از خواندن نماز بعد از نماز صبح تا طلوع افتاب نهی می کردند.

    «...عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: سَمِعْتُ غَيْرَ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ. مِنْهُمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ. وَ كَانَ أَحَبَّهُمْ إِلَيَّ؛ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ نَهَى عَنْ الصَّلَاةِ بَعْدَ الْفَجْرِ، حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ. وَ بَعْدَ الْعَصْرِ، حَتَّى تَغْرُبَ الشَّمْسُ»[2]. «از ابن عباس نقل شده که او گفت: از چندین نفر از اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم) به ویژه عمربن خطاب محبوبترین آنان در نزد من!! شنیدم که رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلّم) از خواندن نماز بعد از نماز صبح تا طلوع خورشید و از خواندن نماز بعد از نماز عصر تا غروب آفتاب نهی می فرمود».

    ...عَطَاءُ بْنُ يَزِيدَ اللَّيْثِيُّ؛ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا سَعِيدٍ الْخُدْرِيَّ يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ (وآله)وَ سَلَّمَ:
    «لَا صَلَاةَ بَعْدَ صَلَاةِ الْعَصْرِ حَتَّى تَغْرُبَ الشَّمْسُ. وَ لَا صَلَاةَ بَعْدَ صَلَاةِ الْفَجْرِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ»؛[3] «ابو سعید خدری می گوید: رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلّم) فرمود: «پس از نماز عصر تا غروب خورشید و پس از نماز صبح تا طلوع خورشید هیچ نمازی نیست».

    ...عَنْ ابْنِ عُمَرَ؛ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ قَالَ: «لَا يَتَحَرَّى أَحَدُكُمْ فَيُصَلِّيَ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ لَا عِنْدَ غُرُوبِهَا»؛ [4] «از ابن عمر روایت است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلّم) فرمودند: «هیچ یک از شما هنگام طلوع خورشد و هنگام غروب آن قصد نماز نکند».

    عَنْ ابْنِ عُمَرَ؛ قَالَ: قَالَ‏ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ: «لَا تَحَرَّوْا بِصَلَاتِكُمْ طُلُوعَ الشَّمْسِ وَ لَا غُرُوبَهَا. فَإِنَّهَا تَطْلُعُ بِقَرْنَيْ شَيْطَانٍ‏»؛[5] «از ابن عمر روایت است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلّم) فرمودند: «به هنگام طلوع خورشید و غروب آن قصد خواندن نماز نکنید؛ زیرا در این اوقات، خورشید در میان دو شاخ شیطان طلوع (وغروب) می کند».

    «...عُقْبَةَ بْنَ عَامِرٍ الْجُهَنِيَّ يَقُولُ:
    ثَلَاثُ سَاعَاتٍ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ يَنْهَانَا أَنْ نُصَلِّيَ فِيهِنَّ. أَوْ أَنْ نَقْبُرَ فِيهِنَّ مَوْتَانَا: حِينَ تَطْلُعُ الشَّمْسُ بَازِغَةً حَتَّى تَرْتَفِعَ. وَ حِينَ يَقُومُ قَائِمُ الظَّهِيرَةِ حَتَّى تَمِيلَ الشَّمْسُ. وَ حِينَ تَضَيَّفُ‏ الشَّمْسُ لِلْغُرُوبِ حَتَّى تَغْرُبَ»؛[6] از عقبة بن عامر نقل است که وی گفت: سه زمان است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلّم) در آن ما را از خواندن نماز و دفن مردگان بر حذر داشت: وقتی که خورشید طلوع می کند تا انگاه که بالا آید و پرتو افشانی نماید و وقتی که خورشید در نیم روز وسط آسمان قرار می گیرد تا آنگاه که زوال یابد. و وقتی که خورشید به سمت غروب مایل می شود تا آنگاه که غروب کند».

    حدیث شاخ شیطان:
    «...أَخْبِرْنِي عَنْ الصَّلَاةِ؟ قَالَ «صَلِّ صَلَاةَ الصُّبْحِ. ثُمَّ أَقْصِرْ عَنْ الصَّلَاةِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ حَتَّى تَرْتَفِعَ. فَإِنَّهَا تَطْلُعُ حِينَ تَطْلُعُ بَيْنَ قَرْنَيْ شَيْطَانٍ. وَ حِينَئِذٍ يَسْجُدُ لَهَا الْكُفَّارُ. ثُمَّ صَلِّ. فَإِنَّ الصَّلَاةَ مَشْهُودَةٌ مَحْضُورَةٌ حَتَّى يَسْتَقِلَّ الظِّلُّ بِالرُّمْحِ‏. ثُمَّ أَقْصِرْ عَنْ الصَّلَاةِ. فَإِنَّ، حِينَئِذٍ، تُسْجَرُ جَهَنَّمُ. فَإِذَا أَقْبَلَ الْفَيْ‏ءُ فَصَلِّ.فَإِنَّ الصَّلَاةَ مَشْهُودَةٌ مَحْضُورَةٌ. حَتَّى تُصَلِّيَ الْعَصْرَ. ثُمَّ أَقْصِرْ عَنْ الصَّلَاةِ. حَتَّى تَغْرُبَ الشَّمْسُ. فَإِنَّهَا تَغْرُبُ بَيْنَ قَرْنَيْ شَيْطَانٍ. وَ حِينَئِذٍ يَسْجُدُ لَهَا الْكُفَّارُ»؛[7] پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلّم) به عمر بن عنبثه فرمودند: نماز صبح را بخوان سپس تا وقت طلوع خورشید و بالا آمدن آن صبر کن و بدان که خورشید در میان دو شاخ شیطان طلوع می کند که در آن هنگام کفار برای آن سجده می کنند. بعد از آن نماز بخوان و بدان که نماز همواره قرین حضور فرشتگان است تا اینکه سایه ی نیزه در برابر آن در جهت شمال قرار گیرد. در این هنگام نماز نخوان؛ زیرا در این وقت جهنم سخت بر افروخته می شود . زمانی که سایه برگشت نماز بگزار ...و چون نماز عصر را خواندی از نماز خواندن بازایست تا زمانی که آفتاب غروب کند؛ زیرا که خورشید در میان دو شاخ شیطان غروب می کند و کافران در آن هنگام بر خورشید سجده می برند.

    «مالک بن انس» نیز در الموطا روایت نموده:
    عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الصُّنَابِحِيِ‏؛ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ قَالَ: «إِنَّ الشَّمْسَ تَطْلُعُ وَ مَعَهَا قَرْنُ الشَّيْطَانِ. فَإِذَا ارْتَفَعَتْ فَارَقَهَا. ثُمَّ إِذَا اسْتَوَتْ قَارَنَهَا. فَإِذَا زَالَتْ فَارَقَهَا. فَإِذَا دَنَتْ لِلغُرُوبِ قَارَنَهَا. فَإِذَا غَرَبَتْ فَارَقَهَا». وَ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ عَنِ الصَّلَاةِ فِي تِلْكَ السَّاعَاتِ‏.[8] از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلّم) نقل شده که فرمودند: خورشید به وقت طلوعش مقارن شاخ شیطان است و چون ارتفاع گیرد شیطان از آن جدا شود و چون در وسط آسمان قرار گیرد شیطان دیگر بار قرین وی می گردد و به هنگام زوال از آن جدا می گردد و هنگان نزدیک شدن غروب قرین ان شود و اگر غروب کرد دیگر بار از ان جدا گردد. وی گفته: رسول خدا(صلی الله علیه واله و سلم) از خواندن نماز در این اوقات بر حذر فرمودند.



    [1] . صحیح مسلم، کتاب صلاة المسافرین و قصرها، باب 51،‌ح825، مصر-قاهرة.

    [2] . همان، ح826.

    [3] . همان، ح827.

    [4] . همان، ح828.

    [5] . همان.

    [6] . همان، ح831.

    [7] . همان، ح832.

    [8] .الموطا، مالک بن انس، باب النهی عن الصلاة بعد الصبح و بعد العصر، ح246، امارات –ابوظبی.
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  7. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,144
    حضور
    65 روز 18 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11261



    نقل قول نوشته اصلی توسط عبد آبق نمایش پست ها
    سلام
    آیا از نظر اهل سنت نماز خواندن هنگام طلوع آفتاب وغروب آفتاب حرام است؟
    واگر مثبت است ادله این حکم چیست؟
    این ادله در چه حدی هستند؟ وآیا میتوان این ادله را رد کرد وخلاف آن را ثابت است
    واین مسئله ز نظر فقه شیعه چگونه است؟
    6) نظر فقهی شیعه
    فقها نمازهاى مستحبى را به دو دسته تقسيم نموده ‏اند:
    1. نافله مُرَتَّبه (نمازهاى استحبابى كه پيش از يكى از نمازهاى يوميه يا بعد از آنها خوانده مى ‏شود).
    2. نافله غير مُرَتَّبه (نمازهاى مستحبى ديگر، غير از نافله ‏هاى ياد شده) كه آن نيز دو قسم است:
    الف: نافله‏ اى كه به جهت چيزى، و مناسبت خاصى خوانده مى‏ شود كه آن را اصطلاحاً «ذات السبب» گويند مثل نماز تحيت مسجد و نماز زيارت كه به جهت زيارت خوانده مى‏ شود، و نماز اول ماه، نمازهاى ايام و ليالى ماه رمضان. فقهاى شيعه در مورد اين دسته از نمازها گفته ‏اند: هنگام طلوع و غروب خورشيد و هر وقت ديگرى خوندان آن جايز است.

    ب: نماز نافله‏ اى كه سبب و علت خاصى ندارد، ولى از آنجا كه نماز بهترين عبادت، و معراج مؤمن است، شخص مسلمان بدون آن‏كه مناسبت خاصى داشته باشد، چند ركعت نماز مى‏ خواند. شكى نيست كه خواندن چنين نمازى در اصل اشكالى ندارد؛ لذا اكثر فقهاى شيعه خواندن آن را در هر زمان از شبانه ‏روز جايز دانسته‏ اند، اگرچه در صبح يا عصر باشد، هر چند که خواندن این نوافل در زمانهای نهی، مکروه به معنای کمتر بودن ثواب آنها می باشد.[1]

    مرحوم سيد كاظم يزدى كراهت خواندن نماز در اين اوقات را مورد اشكال مى ‏داند، ولى مرحوم آيةاللَّه العظمى بروجردى در حاشيه ی کتاب این اشکال را وارد ندانسته و قائل به كراهت نماز در اوقات مذكور شده اند.[2]

    نتیجه: بر اساس نظر غالب فقهای اهل سنت خواندن نافله در سه وقت حرام می باشد. مستند آنها وجود روایات متعددی است که از خواندن نماز در این زمانها نهی نموده که فقیهان اهل سنت نهی در این روایات را حمل بر تحریم نموده منتهی در این میان نوافلی را که دارای سبب خاصی بوده اند را از عموم این نهی خارج دانسته اند.
    در مقابل نظر فقیهان شیعه در نوافل مبتدئه در زمانهای نهی شده به دو صورت می باشد. مشهور فقها خواندن مطلق نوافل در هر زمانی را بدون اشکال دانسته منتهی قائل به کراهت(به معنای کمتر بودن ثواب آن) خواندن نوافل بدون سبب در زمانهای نهی شده اند. در مقابل گروهی دیگر از فقها اعتقادی به کراهت خواندن نافله در این زمانها نبوده اند.[3]


    موفق باشید.


    [1] . العروة الوثقى (المحشى)، ج‌2، ص 274، [ (مسألة 18): النافلة تنقسم إلى مرتّبة و غيرها] (مسألة 18): النافلة تنقسم إلى مرتّبة و غيرها و الأولى هي النوافل اليوميّة الّتي مرّ بيان أوقاتها، و الثانية إمّا ذات السبب كصلاة الزيارة و الاستخارة و الصلوات المستحبّة في الأيّام و اللّيالي المخصوصة. و إمّا غير ذات السبب و تسمّى بالمبتدئة، لا إشكال في عدم كراهة المرتّبة في أوقاتها و إن كان بعد صلاة العصر أو الصبح و كذا لا إشكال في عدم كراهة قضائها في وقت من الأوقات و كذا في الصلوات ذوات الأسباب و أمّا النوافل المبتدأة الّتي لم يرد فيها نصّ بالخصوص، و إنّما يستحبّ الإتيان بها لأنّ الصلاة خير موضوع، و قربان كلّ تقيّ، و معراج المؤمن، فذكر جماعة أنّه يكره الشروع فيها في خمسة أوقات: أحدها: بعد صلاة الصبح حتّى تطلع الشمس؛ الثاني: بعد صلاة العصر حتّى تغرب الشمس؛ الثالث: عند طلوع الشمس حتّى تنبسط؛ الرابع: عند قيام الشمس حتّى تزول؛ الخامس: عند غروب الشمس، أي قبيل الغروب، و أمّا إذا شرع فيها قبل ذلك فدخل أحد هذه الأوقات و هو فيها فلا يكره إتمامها، و عندي في ثبوت الكراهة في المذكورات إشكال ».

    [2] . همان.

    [3] . ر.ک: مدارک العروة،‌ الاشتهاردی،‌ج12، ص204.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۶/۱۱/۰۴ در ساعت ۱۸:۱۷
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  8. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,973
    حضور
    164 روز 11 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    21469



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    از دیدگاه فقه حنفی، خواندن نافله در این زمانها حرام بوده؛ منتهی در صورت انجام نافله در این زمانها نافله ی نماز گزار صحیح می باشد
    سلام استاد
    ببخشيد چطور ميشود كه خواندن نافله در زماني حرام باشد ، اما در عين حال صحيح باشد؟!


    فرهنگ یک جامعه صرفاً با توصیه تغییر نمی‌کند
    ایجاد فرهنگ در جامعه، نیازمند ایجاد قوانین مناسب است

    جمله‌ای از دوست خوبم جناب "فاتح"


  9. صلوات


  10. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,144
    حضور
    65 روز 18 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11261



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها

    ببخشيد چطور ميشود كه خواندن نافله در زماني حرام باشد ، اما در عين حال صحيح باشد؟!
    با سلام و عرض ادب
    بر اساس گفته صاحب کتاب «الفقه علی المذاهب الاربعة»، این عمل منعقد می گردد؛ هر چند که حرمت شرعی نیز دارد؛ لذا بر او واجب است که عمل را قطع کند؛ اما با این حال اگر قطع نکرد حرمت تکلیفی موجب بطلان عمل نخواهد بود.

    در تبیین چنین فتوایی در کتب اصولی احناف؛ همچون کتاب «اصول شاشی» تالیف نظام الدین شاشی[1] حنفی آمده است: نهی بر دو نوع می باشد که نوع دوم آن عبارت است از: منهی عنه غیر از آنچه نهی بدان اضافه شده، باشد؛ که در این صورت عمل فی نفسه(نماز) حسن بوده و قبح آن نیز عارضی(نماز در وقت طلوع) خواهد بود،[2] و انجام دهنده ی عمل مرتکب حرام غیری و نه نفسی شده است.[3] به عبارت دیگر قبح عمل در این موارد عارضی بوده و نهی بخاطر وصف عمل و نه ذات عمل خواهد بود؛ لذا نهی از عمل موجب بطلان عمل نخواهد بود.

    البته تذکر این امر لازم است که ممکن است در این مساله از دیدگاه احناف نظر مخالف نیز وجود داشته باشد.

    موفق باشید.



    [1] . از علمای قرن هفتم هجری.

    [2] . نماز فی نفسه مطلوب است؛ اما خواندن نماز در این وقت خاص مورد نهی بوده

    [3] . ر.ک: اصول الشاسی، نظام الدین الشاشی، ص147، دارالفاروق الاعظم: «وَالنَّهْي نَوْعَانِ نهي عَن الْأَفْعَال الحسية كَالزِّنَا وَشرب الْخمر وَالْكذب وَالظُّلم وَنهي عَن التَّصَرُّفَات الشَّرْعِيَّة كالنهي عَن الصَّوْم فِي يَوْم النَّحْر والصلوة فِي الْأَوْقَات الْمَكْرُوهَة وَبيع الدِّرْهَم بِالدِّرْهَمَيْنِ وَحكم النَّوْع الأول أَن يكون المنهى عَنهُ هُوَ عين مَا ورد عَلَيْهِ النَّهْي فَيكون عينه قبيحا فَلَا يكون مَشْرُوعا أصلا وَحكم النَّوْع الثَّانِي أَن يكون المنهى عَنهُ غير مَا أضيف إِلَيْهِ النَّهْي فَيكون هُوَ حسنا بِنَفسِهِ قبيحا لغيره وَيكون الْمُبَاشر مرتكبا لِلْحَرَامِ لغيره لَا لنَفسِهِ وعَلى هَذَا قَالَ أَصْحَابنَا النَّهْي عَن التَّصَرُّفَات الشَّرْعِيَّة يَقْتَضِي تقريرها وَيُرَاد بذلك أَن التَّصَرُّف بعد النَّهْي يبْقى مَشْرُوعا».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۶/۰۲/۱۴ در ساعت ۲۱:۲۶
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  11. صلوات


  12. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    3,144
    حضور
    65 روز 18 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11261

    جمع بندی




    پرسش اول: آیا نماز خواندن هنگام طلوع آفتاب وغروب آفتاب از نظر اهل سنت حرام است؟ ادله این حکم چیست؟
    پاسخ:
    از دیدگاه اهل سنت نماز نافله و مستحب در همه ی اوقات مستحب بوده؛ مگر در سه وقت که نماز در این اوقات مورد نهی است.

    الف) بعد از نماز صبح تا بلند شدن خورشید به اندازه‌ی یک نیزه؛
    ب) هنگام قرار گرفتن خورشید در وسط آسمان تا هنگام زوال (آغاز ظهر شرعی)؛
    ج) بعد از نماز عصر تا غروب خورشید؛
    [1]

    حکمت از این نهی، دوری از مشابهت با عمل خورشید پرستان بوده. این افراد برای شادی و خوش آمد گویی به خورشید هنگام طلوع، به سوی آن سجده می‌برند و در هنگام غروب نیز برای وداع بر آن سجده می نمودند.

    در اينكه مراد از نهی در این روایات حرمت بوده یا کراهت در فقه اهل سنت اختلاف نظر است؛ هر چند که نظر غالب فقهای مذاهب، مراد از نهی، نهی تحریمی است. همچنین در صورت نهی تحریمی اختلاف است که آیا علاوه بر حرمت خواندن نافله در این زمانها، نافله نیز باطل است یا خیر؟[2]

    از دیدگاه فقه حنفی، خواندن نافله در این زمانها حرام بوده؛ منتهی در صورت انجام نافله در این زمانها نافله ی نماز گزار صحیح می باشد؛ هر چند که بر نماز گزار واجب است که عمل را قطع کند؛ اما با این حال اگر قطع نکرد حرمت تکلیفی موجب بطلان عمل نخواهد بود.
    در تبیین چنین فتوایی در کتب اصولی احناف، همچون کتاب «اصول شاشی» تالیف نظام الدین شاشی[3] حنفی آمده است: نهی بر دو نوع می باشد که نوع دوم آن عبارت است از: منهی عنه غیر از آنچه نهی بدان اضافه شده باشد؛ که در این صورت عمل فی نفسه(نماز) حسن بوده و قبح آن نیز عارضی(نماز در وقت طلوع) خواهد بود،[4] و انجام دهنده ی عمل مرتکب حرام غیری و نه نفسی شده است.[5] به عبارت دیگر قبح عمل در این موارد عارضی بوده و نهی بخاطر وصف عمل و نه ذات عمل خواهد بود؛ لذا نهی از عمل موجب بطلان عمل نخواهد بود. البته تذکر این امر لازم است که ممکن است در این امر نظر مخالف نیز وجود داشته باشد.
    از نظر فقه شافعی و حنبلی نیز خواندن نافله در این اوقات حرام می باشد منتهی با این تفاوت که آنها معتقد به عدم انعقاد نافله در این زمانها در صورت انجام آن می باشند.
    از دیدگاه فقه مالکی خواندن نماز نافله به هنگام بلند شدن خورشید و مقارن وقت ظهر اشکالی نداشته؛ ولی آنها نیز در دو وقت طلوع و بعد از خواندن نماز عصر(زمانی که پرتو آفتاب به رنگ زرد بر دیوار می افتد) قائل به حرمت خواندن نافله در این دو وقت شده اند.

    در این میان باید توجه داشت که حرمت نافله در این موارد از دیدگاه غالب مذاهب فقهی مربوط به نوافلی است که دارای سبب نبوده؛ اما در صورتی که انجام نافله ای دستور خاص داشت، انجام آن بدون اشکال می باشد؛ همچون نماز طواف و تهیت مسجد و نماز در روز جمعه به هنگام قرار گرفتن خورشید در وسط آسمان و...

    مستند چنین فتوایی برخی از روایات بوده که در منابع حدیث اهل سنت روایت شده اند که به روایاتی از صحیح مسلم اشاره می گردد. مسلم این روایات را در باب : «الْأَوْقَاتِ الَّتِي نُهِيَ عَنْ الصَّلَاةِ فِيهَا» در کتاب «فضائل القرآن» ذکر نموده است که این روایات عبارتند از:

    1) ابوهریره می گوید: «رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم) از خواندن نماز بعد از نماز عصر و از خواندن نماز بعد از نماز صبح تا طلوع افتاب نهی می کردند». [6]
    2) از ابن عباس نقل شده که او گفت: «از چندین نفر از اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلّم) به ویژه عمربن خطاب محبوبترین آنان در نزد من!! شنیدم که رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلّم) از خواندن نماز بعد از نماز صبح تا طلوع خورشید و از خواندن نماز بعد از نماز عصر تا غروب آفتاب نهی می فرمود».[7]
    3) ابو سعید خدری می گوید: رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلّم) فرمود: «پس از نماز عصر تا غروب خورشید و پس از نماز صبح تا طلوع خورشید هیچ نمازی نیست».[8]
    4) از ابن عمر روایت است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلّم) فرمودند: «هیچ یک از شما هنگام طلوع خورشد و هنگام غروب آن قصد نماز نکند». [9]
    5) از ابن عمر روایت است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلّم) فرمودند: «به هنگام طلوع خورشید و غروب آن قصد خواندن نماز نکنید؛ زیرا در این اوقات، خورشید در میان دو شاخ شیطان طلوع (وغروب) می کند».[10]
    6)‌ از عقبة بن عامر نقل است که وی گفت: سه زمان است که رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلّم) در آن ما را از خواندن نماز و دفن مردگان بر حذر داشت: وقتی که خورشید طلوع می کند تا انگاه که بالا آید و پرتو افشانی نماید و وقتی که خورشید در نیم روز وسط آسمان قرار می گیرد تا آنگاه که زوال یابد. و وقتی که خورشید به سمت غروب مایل می شود تا آنگاه که غروب کند».[11]
    7) حدیث شاخ شیطان: پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلّم) به عمر بن عنبثه فرمودند: «نماز صبح را بخوان سپس تا وقت طلوع خورشید و بالا آمدن آن صبر کن و بدان که خورشید در میان دو شاخ شیطان طلوع می کند که در آن هنگام کفار برای آن سجده می کنند. بعد از آن نماز بخوان و بدان که نماز همواره قرین حضور فرشتگان است تا اینکه سایه ی نیزه در برابر آن در جهت شمال قرار گیرد. در این هنگام نماز نخوان؛ زیرا در این وقت جهنم سخت بر افروخته می شود . زمانی که سایه برگشت نماز بگزار ...و چون نماز عصر را خواندی از نماز خواندن بازایست تا زمانی که آفتاب غروب کند؛ زیرا که خورشید در میان دو شاخ شیطان غروب می کند و کافران در آن هنگام بر خورشید سجده می برند».[12]
    «مالک بن انس» نیز در الموطا روایت نموده:
    از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلّم) نقل شده که فرمودند: «خورشید به وقت طلوعش مقارن شاخ شیطان است و چون ارتفاع گیرد شیطان از آن جدا شود و چون در وسط آسمان قرار گیرد شیطان دیگر بار قرین وی می گردد و به هنگام زوال از آن جدا می گردد و هنگان نزدیک شدن غروب قرین ان شود و اگر غروب کرد دیگر بار از ان جدا گردد. وی گفته: رسول خدا(صلی الله علیه واله و سلّم) از خواندن نماز در این اوقات بر حذر فرمودند».[13]

    پرسش دوم: نظر فقهی فقهای شیعه در رابطه با نماز خواندن در اوقات مکروهه چیست؟
    پاسخ:
    فقها نمازهاى مستحبى را به دو دسته تقسيم نموده‏اند:
    1. نافله مُرَتَّبه (نمازهاى استحبابى كه پيش از يكى از نمازهاى يوميه يا بعد از آنها خوانده مى‏شود).
    2. نافله غير مُرَتَّبه (نمازهاى مستحبى ديگر، غير از نافله‏هاى ياد شده) كه آن نيز دو قسم است:
    الف) نافله‏اى كه به جهت چيزى، و مناسبت خاصى خوانده مى‏شود كه آن را اصطلاحاً «ذات السبب» گويند مثل نماز تحيت مسجد و نماز زيارت كه به جهت زيارت خوانده مى‏شود، و نماز اول ماه، نمازهاى ايام و ليالى ماه رمضان. فقهاى شيعه در مورد اين دسته از نمازها گفته‏اند: هنگام طلوع و غروب خورشيد و هر وقت ديگرى خوندان آن جايز است.
    ب) نماز نافله‏اى كه سبب و علت خاصى ندارد، ولى از آنجا كه نماز بهترين عبادت، و معراج مؤمن است، شخص مسلمان بدون آن‏كه مناسبت خاصى داشته باشد، چند ركعت نماز مى‏خواند. شكى نيست كه خواندن چنين نمازى در اصل اشكالى ندارد؛ لذا اكثر فقهاى شيعه خواندن آن را در هر زمان از شبانه‏روز جايز دانسته‏اند، اگرچه در صبح يا عصر باشد، هر چند که خواندن این نوافل در زمانهای نهی، مکروه به معنای کمتر بودن ثواب آنها می باشد.[14]
    مرحوم سيد كاظم يزدى كراهت خواندن نماز در اين اوقات را مورد اشكال مى‏داند، ولى مرحوم آيةاللَّه العظمى بروجردى در حاشيه ی کتاب این اشکال را وارد ندانسته و قائل به كراهت نماز در اوقات مذكور شده اند.[15]

    نتیجه: بر اساس نظر غالب فقهای اهل سنت خواندن نافله در سه وقت حرام می باشد. مستند آنها وجود روایاتی است که از خواندن نماز در این زمانها نهی نموده که فقیهان اهل سنت نهی در این روایات را حمل بر تحریم نموده؛ منتهی نوافلی را که دارای سبب خاصی بوده اند را از عموم این نهی خارج نموده اند. در مقابل نظر فقیهان شیعه در نوافل مبتدئه در زمانهای نهی شده به دو صورت می باشد. مشهور فقها خواندن مطلق نوافل در هر زمانی را بدون اشکال دانسته منتهی قائل به کراهت(به معنای کمتر بودن ثواب آن) خواندن نوافل بدون سبب در زمانهای نهی شده اند. در مقابل گروهی دیگر از فقها نماز خواندن در این اوقات را مکروه نمی دانند.[16]


    پی نوشت:

    [1] . الموسوعة الکویتیة، ج7، ص181: «ذَهَبَ الْحَنَفِيَّةُ وَالشَّافِعِيَّةُ وَالْحَنَابِلَةُ إِلَى أَنَّ عَدَدَهَا ثَلاَثَةٌ: عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ إِلَى أَنْ تَرْتَفِعَ بِمِقْدَارِ رُمْحٍ أَوْ رُمْحَيْنِ، وَعِنْدَ اسْتِوَائِهَا فِي وَسَطِ السَّمَاءِ حَتَّى تَزُول، وَعِنْدَ اصْفِرَارِهَا بِحَيْثُ لاَ تُتْعِبُ الْعَيْنَ فِي رُؤْيَتِهَا إِلَى أَنْ تَغْرُبَ»؛ البته در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة موارد کراهت در نزد احناف شامل مورد دوم نمی باشد: «الحنفية قالوا : يكره التنفل تحريما في أوقات وهي : بعد طلوع الفجر قبل صلاة الصبح إلا سنتها فلا تكره وبعد صلاة الصبح حتى تطلع الشمس فلا يصلي في هذا الوقت نافلة ولو سنة الفجر إذا فاتته لأنها متى فاتت وحدها سقطت ولا تعاد كما تقدم وبعد صلاة فرض العصر إلى غروب الشمس وعند خروج الخطيب من خلوته للخطبة سواء كانت خطبة جمعة أو عيد أو حج أو نكاح أو كسوف أو استسقاء وعند إقامة المؤذن للصلاة المكتوبة إلا سنة الفجر إذا أمن فوت الجماعة في الصبح كما تقدم وقبل صلاة العيد وبعدها على ما تقدم وبين الظهر والعصر المجموعتين في عرفة جمع تقديم ولو سنة الظهر وبين المغرب والعشاء المجموعتين في المزدلفة جمع تأخير ولو سنة المغرب وعند ضيق وقت المكتوبة وإذا وقع النفل في وقت من هذه الأوقات انعقد مع الكراهة التحريميةن ويجب قطعه وأداؤه في وقت الجواز». (الفقه علی المذاهب الاربعة، الجزیری، ج1، ص368، دار احیاء التراث العربی).

    [2] . به عبارت دیگر آیا علاوه بر حرمت تکلیفی حرمت وضعی نیز وجود دارد یا خیر؟

    [3] . از علمای قرن هفتم هجری.

    [4] . نماز فی نفسه مطلوب است؛ اما خواندن نماز در این وقت خاص مورد نهی است.

    [5] . ر.ک: اصول الشاسی، نظام الدین اشاشی، ص147، دارالفاروق الاعظم: «وَالنَّهْي نَوْعَانِ نهي عَن الْأَفْعَال الحسية كَالزِّنَا وَشرب الْخمر وَالْكذب وَالظُّلم وَنهي عَن التَّصَرُّفَات الشَّرْعِيَّة كالنهي عَن الصَّوْم فِي يَوْم النَّحْر والصلوة فِي الْأَوْقَات الْمَكْرُوهَة وَبيع الدِّرْهَم بِالدِّرْهَمَيْنِ وَحكم النَّوْع الأول أَن يكون المنهى عَنهُ هُوَ عين مَا ورد عَلَيْهِ النَّهْي فَيكون عينه قبيحا فَلَا يكون مَشْرُوعا أصلا وَحكم النَّوْع الثَّانِي أَن يكون المنهى عَنهُ غير مَا أضيف إِلَيْهِ النَّهْي فَيكون هُوَ حسنا بِنَفسِهِ قبيحا لغيره وَيكون الْمُبَاشر مرتكبا لِلْحَرَامِ لغيره لَا لنَفسِهِ وعَلى هَذَا قَالَ أَصْحَابنَا النَّهْي عَن التَّصَرُّفَات الشَّرْعِيَّة يَقْتَضِي تقريرها وَيُرَاد بذلك أَن التَّصَرُّف بعد النَّهْي يبْقى مَشْرُوعا».

    [6] . صحیح مسلم، کتاب صلاة المسافرین و قصرها، باب 51،‌ح825، مصر-قاهرة: «..عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ) نَهَى عَنْ الصَّلَاةِ بَعْدَ الْعَصْرِ، حَتَّى تَغْرُبَ الشَّمْسُ. وَ عَنْ الصَّلَاةِ بَعْدَ الصُّبْحِ، حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ».

    [7] . همان، ح826: «...عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: سَمِعْتُ غَيْرَ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ. مِنْهُمْ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ. وَ كَانَ أَحَبَّهُمْ إِلَيَّ؛ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ نَهَى عَنْ الصَّلَاةِ بَعْدَ الْفَجْرِ، حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ. وَ بَعْدَ الْعَصْرِ، حَتَّى تَغْرُبَ الشَّمْسُ».

    [8] . همان، ح827: «...عَطَاءُ بْنُ يَزِيدَ اللَّيْثِيُّ؛ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا سَعِيدٍ الْخُدْرِيَّ يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ (وآله)وَ سَلَّمَ: «لَا صَلَاةَ بَعْدَ صَلَاةِ الْعَصْرِ حَتَّى تَغْرُبَ الشَّمْسُ. وَ لَا صَلَاةَ بَعْدَ صَلَاةِ الْفَجْرِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ».

    [9] . همان، ح828: «...عَنْ ابْنِ عُمَرَ؛ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ قَالَ: «لَا يَتَحَرَّى أَحَدُكُمْ فَيُصَلِّيَ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ لَا عِنْدَ غُرُوبِهَا».

    [10] . همان: « عَنْ ابْنِ عُمَرَ؛ قَالَ: قَالَ‏ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ: «لَا تَحَرَّوْا بِصَلَاتِكُمْ طُلُوعَ الشَّمْسِ وَ لَا غُرُوبَهَا. فَإِنَّهَا تَطْلُعُ بِقَرْنَيْ شَيْطَانٍ‏».

    [11] . همان، ح831: «...عُقْبَةَ بْنَ عَامِرٍ الْجُهَنِيَّ يَقُولُ: ثَلَاثُ سَاعَاتٍ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ يَنْهَانَا أَنْ نُصَلِّيَ فِيهِنَّ. أَوْ أَنْ نَقْبُرَ فِيهِنَّ مَوْتَانَا: حِينَ تَطْلُعُ الشَّمْسُ بَازِغَةً حَتَّى تَرْتَفِعَ. وَ حِينَ يَقُومُ قَائِمُ الظَّهِيرَةِ حَتَّى تَمِيلَ الشَّمْسُ. وَ حِينَ تَضَيَّفُ‏ الشَّمْسُ لِلْغُرُوبِ حَتَّى تَغْرُبَ».

    [12] . همان، ح832: «...أَخْبِرْنِي عَنْ الصَّلَاةِ؟ قَالَ «صَلِّ صَلَاةَ الصُّبْحِ. ثُمَّ أَقْصِرْ عَنْ الصَّلَاةِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ حَتَّى تَرْتَفِعَ. فَإِنَّهَا تَطْلُعُ حِينَ تَطْلُعُ بَيْنَ قَرْنَيْ شَيْطَانٍ. وَ حِينَئِذٍ يَسْجُدُ لَهَا الْكُفَّارُ. ثُمَّ صَلِّ. فَإِنَّ الصَّلَاةَ مَشْهُودَةٌ مَحْضُورَةٌ حَتَّى يَسْتَقِلَّ الظِّلُّ بِالرُّمْحِ‏. ثُمَّ أَقْصِرْ عَنْ الصَّلَاةِ. فَإِنَّ، حِينَئِذٍ، تُسْجَرُ جَهَنَّمُ. فَإِذَا أَقْبَلَ الْفَيْ‏ءُ فَصَلِّ.فَإِنَّ الصَّلَاةَ مَشْهُودَةٌ مَحْضُورَةٌ. حَتَّى تُصَلِّيَ الْعَصْرَ. ثُمَّ أَقْصِرْ عَنْ الصَّلَاةِ. حَتَّى تَغْرُبَ الشَّمْسُ. فَإِنَّهَا تَغْرُبُ بَيْنَ قَرْنَيْ شَيْطَانٍ. وَ حِينَئِذٍ يَسْجُدُ لَهَا الْكُفَّارُ».

    [13] .الموطا، مالک بن انس، باب النهی عن الصلاة بعد الصبح و بعد العصر، ح246، امارات –ابوظبی: « عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الصُّنَابِحِيِ‏؛ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَ سَلَّمَ قَالَ: «إِنَّ الشَّمْسَ تَطْلُعُ وَ مَعَهَا قَرْنُ الشَّيْطَانِ. فَإِذَا ارْتَفَعَتْ فَارَقَهَا. ثُمَّ إِذَا اسْتَوَتْ قَارَنَهَا. فَإِذَا زَالَتْ فَارَقَهَا. فَإِذَا دَنَتْ لِلغُرُوبِ قَارَنَهَا. فَإِذَا غَرَبَتْ فَارَقَهَا». وَ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ عَنِ الصَّلَاةِ فِي تِلْكَ السَّاعَاتِ‏».

    [14] . العروة الوثقى (المحشى)، ج‌2، ص 274، [ (مسألة 18): النافلة تنقسم إلى مرتّبة و غيرها] (مسألة 18): النافلة تنقسم إلى مرتّبة و غيرها و الأولى هي النوافل اليوميّة الّتي مرّ بيان أوقاتها، و الثانية إمّا ذات السبب كصلاة الزيارة و الاستخارة و الصلوات المستحبّة في الأيّام و اللّيالي المخصوصة. و إمّا غير ذات السبب و تسمّى بالمبتدئة، لا إشكال في عدم كراهة المرتّبة في‌ أوقاتها و إن كان بعد صلاة العصر أو الصبح و كذا لا إشكال في عدم كراهة قضائها في وقت من الأوقات و كذا في الصلوات ذوات الأسباب و أمّا النوافل المبتدأة الّتي لم يرد فيها نصّ بالخصوص، و إنّما يستحبّ الإتيان بها لأنّ الصلاة خير موضوع، و قربان كلّ تقيّ، و معراج المؤمن، فذكر جماعة أنّه يكره الشروع فيها في خمسة أوقات: أحدها: بعد صلاة الصبح حتّى تطلع الشمس؛ الثاني: بعد صلاة العصر حتّى تغرب الشمس؛ الثالث: عند طلوع الشمس حتّى تنبسط؛ الرابع: عند قيام الشمس حتّى تزول؛ الخامس: عند غروب الشمس، أي قبيل الغروب، و أمّا إذا شرع فيها قبل ذلك فدخل أحد هذه الأوقات و هو فيها فلا يكره إتمامها، و عندي في ثبوت الكراهة في المذكورات إشكال ».

    [15] . همان.

    [16] . ر.ک: مدارک العروة،‌ الاشتهاردی،‌ج12، ص204.
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۶/۱۱/۰۶ در ساعت ۱۹:۴۹
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).
    بحارالانوار، ج91، ص150.

  13. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود