جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مناسبت علما و مردم در قرن پنجم

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    مناسبت علما و مردم در قرن پنجم




    درنگی در مناسبت مردم و علمای قرن پنجم: در دوران آل بویه هنگامی که عالمی وارد شهری می شد مردم به خاک پای او تبرک می جستند و در بزرگداشت او نهایت کوشش را می کردند و نفیسترین اموال خود را به پای او نثار می کردند . شیخ ابو اسحاق شیرازی متوفی 476 قمری چون از بغداد به ایران آمد به هر شهری می رسید مردم به استقبال او می رفتند و منتهای احترام او را می کردند و خاک زیر سم قاطر او را برای تبرک بر مید اشتند، چون به شهر ساوه رسید ، از مقابل هر دکان می گذشت ، صاحب دکان بهترین اجناس خود را به پای تخت روانی که شیخ بر آن نشسته بود می ریخت . سبکی از ابوالحسن همدانی نقل کرده است که چون شیخ ابواسحاق شیرازی به ایران رسید مرد و زن و کودک در شهرها به استقبال او می آمدند و دامن او را برای تبرک لمس می کردند و خاک زیر پای او را برای شفا برمی داشتند . در هر شهر صنعتگران و پیشه وران هر چه داشتند جلوی پای او نثار می کردند. یکی حلوا و شیرینی ، دیگری میوه و آن یکی لباس و پارچه و یکی دیگر پوستین و خلاصه هر کس هر چه داشت به پای شیخ می ریخت . و او آنها را از این کار منع می کرد . چون به بازار کفش دوزان رسید کفاشان شروع به ریختن انواع کفش در زیر پای او نمودند و از این رهگذر ، لنگه کفش بسیاری به سر و روی مردم می خورد و شیخ از این کار ایشان غرق در تعجب بود . چون از شهر ساوه بیرون آمد شیخ به همراهان خود رو کرد و به شوخی گفت : نثار را دیدید؟ آیا چیزی از آن نصیب شما شد؟ « سبکی » باز در ا ین زمینه می گوید که زنان صوفی شهر به استقبال شیخ رفتند و هر یک تسبیحی را که در دست داشت در تخت روان شیخ افکند ، قصدشان ا ین بود که دست شیخ به آنها بخورد و تبرک شود. چون به نیشابور رسید مردم به همین گونه به اتسقبال او آمدند و امام الحرمین جوینی ، شیخ نیشابور در حالی که غاشیه [ پارچه ای که پس از پیاده شدن اعیان روی زین اسب می کشیدند] اسب او را طلب کرد جلوی اسب او در حرکت بود [1]. در قرن پنجم رسم بود اگز عالمی بزرگ از دنیا می رفت شاگردان او در مقام سوگواری دوات و قلم خود را می شکستند . هنگامی که امام الحرمین جوینی از دنیا رفت چهار صد تن از شاگردان او ، دوات و قلم خود را شکستند و تا یک سال بدون قلم و داوت و وسایل نوشتن گذراندند [2]. منبر او را در مسجد جامع منیعی در نیشابور شکستند ، شاگردان دور نیشابور می گردیدند و برای او نوحه گری می کردند ، تا یک سال سرها برهنه بود ، و هیچ یک از بزرگان و روسا جرئت پوشانیدن سر خود را نداشت [3].

    [1] - آل بویه فقیهی ، ص 518 و 519

    [2] - وفیات الاعیان ، ابن خلکان ،ج 1 ص 313

    [3] - طبقات سبکی ج 5 ص 181 ، آل بویه فقیهی ، ص 519 .

    اگر نور چشم شما بدلیل مطالعه زیاد و یا کار با اینترنت کم شده این آیه را زیاد بخوانید : فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً (انسان2)
    اگر می خواهید پس از مطالعه آنچه را می خوانید در ذهنتان نقش ببندد، این آیه را پس از آن بخوانید: لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (انعام127)

  2. صلوات ها 2


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود