صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: >>.:سخنوران سایت نظر بدید:.<<

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621

    >>.:سخنوران سایت نظر بدید:.<<




    راههایی که یه شخص می تونه به یه سخنور توانا تبدیل بشه چی هست؟؟
    مطلب در مورد سخنوری زیاد هست ولی لطفا تجربیات شخصی رو ارائه بدید
    اگر خاطره و یا نکته ای در مورد سخنوری دارید ، ذکر کنید


    تعریف سخنوری:
    سخنوري فن يا هنري است كه به وسيله آن مي‌توان شنونده را اقناع و بر منظور خويش آشنا و ترغيب كرد.
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  2. صلوات ها 20


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    161
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1154



    اول عذر میخوام که در حضور اساتید پیش قدم شدم...
    البته من سخنور!نیستم ولی چند تجربه ای که فکر می کنم خیلی به کار میاد و کمک می کنه به جذب مخاطب و اینکه شما یک سخنور خوب تلقی بشید میگم:
    اعتماد به نفس،چیزی که همه میدونیم
    صدات باید خوب و جذاب و بلند باشه...
    در مورد مطلبی که میخوای صحبت کنی باید مطالعات کافی رو داشته باشی
    مطلب و نوع بیان و استفاده از کلمات باید متناسب باشه با مخاطب
    فقط با یک تون و یک مدل صحبت نکنیم،
    تنوع بدیم به بحث...اگر میتونیم از داستان یا یک موضوع جالب در بین صحبت ها استفاده کنیم


    این ها تجربیات خودم بود که شاید بتونه به همه به خصوص دانشجویان برای ارائه کنفرانس و یا سخنرانی کمک کنه
    با دل تنگت بگو دلدار می آید ز راه ..... این حقیقت را من از گل های نرگس خوانده ام
    .............
    "ای شهید! ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود برنشسته ای. دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش".


    "اللهم الرزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک تحت رایة ولیک"

  5. صلوات ها 17


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    عقاید اسلامی
    نوشته
    2,154
    حضور
    1 روز 4 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    190
    صلوات
    19406



    سلام
    این هنر جز با تجربه بدست نمیاد ولی من امسال توی کتاب منظقمون چند تا مورد دیدم که واقعا درسته و به کار بردن اونا باعث میشه تاثیر کلام در مخاطب بیشتر باشه.چند تاشون هم تجربه شخصیمه که به زبان ساده و کاربردی بیان میکنم
    1.ظاهر سخنران
    ا.ظاهرش باید مثل مخاطبینش باشه.منظور اینکه وقتی شما برای یک جمع روستایی سخنرانی میکنید با زمانی که برای جمع اساتید دانشگاه و یا حوزه صحبت میکنید باید ظاهرتون متفاوت باشه.مخاطبین با دیدن ظاهر شما در قلبشون این حس ایجاد میشه که شما باهاشون در یک طبقه اید و مشکلاتشون رو بیشتر درک میکنید و از طبقه دیگری نیستید.البته باید توجه کرد که بحث ریا در اینجا خیلی حساسه
    ب.حالت چهره اش در زمان صحبت کردن باعث توجه بیشتر مخاطب میشه.اگر شما وقتی دارید درباره یک مسله عاطفی که میتونه روی مخاطب تاثیر بالایی برای پذیرش سایر سخنانتون داشته باشه ؛ بی تفاوت حرف بزنید مطمن باشید مخاطب دیگه با حس بالا به بقیه صحبت هاتون گوش نمیده.چهره سخنران وقتی داره از یک حادثه عظیمی مثل مقتل امام حسین(علیه السلام)حرف میزنه باید خیلی متفاوت تر از زمانی باشه که داره درباره رشد جمعیت در جهان صحبت میکنه.تکان دادن سر و دستها باعث میشه توجه مخاطب بیشتر جلب بشه.البته در حد تعادل
    ج.در حالتی قرار بگیره که در اون وضعیت تعادل بیشتر روی رفتار و گفتارش داره.مثلا بعضی هاباید بنشینند،بعضیا باید دستشون تکیه گاهی مثل میز داشته باشه.یا باید چیزی رو توی دستشون بچرخونن یا با انگشتاشون بازی کنن.ولی نکته مهم اینکه مخاطب متوجه نیاز شما به اون چیز نشه.که این هم جزو مهارتهای سخنرانه

    2.کلام
    ا.مخاطبین خیلی راحت و زود متوجه تسلط یا عدم تسلط سخنران میشن.بدترین چیز برای یک سخنران استفاده مکرر از یادداشتهاشه.
    ب.استفاده از مثل و کمی طبع شوخی در کلام البته به شرطی که خیلی سریع ازش بگذره باعث طراوت مجلس میشه و توجه مخاطب بیشتر جذب میشه.یا استفاده از آیات و روایات

    ویرایش توسط maryam : ۱۳۸۹/۰۳/۳۰ در ساعت ۲۱:۳۸
    [SIGPIC][/SIGPIC]

    مقربان

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    علاقه
    محض ریا فقط خدا
    نوشته
    348
    حضور
    1 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1753



    سلام
    نظر
    نقل قول نوشته اصلی توسط رسول الله نمایش پست ها
    فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    302
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2081



    فرموديد تجربه هاي شخصي رو بگيم ، به ترتيب اهميتي كه به نظرم دارد تجربه هاي شخصي خودم رو مي گم :

    1- توسل به اهل بيت عليهم السلام چون آن وجودات پاك هستند كه تأثير گذاري را كه نكته مهم و معمولا مغفول سخنراني هاست ، تأمين مي كنند
    .

    2- شروع خوب ، فوق العاده در جذب مخاطب مؤثر است به ويژه اگر كلام با مطلب حساس ، مبتلي به ، كمي خصوصي ، غير منتظره ، كمي غير مرتبط با مبحث و ... آغاز شود (هر كدام توضيحاتي دارد ان شاء الله سر فرصت)

    3- همراه كردن مخاطب با خود تا پايان سخن ، اين مسئله بسيار مهم و يك هنر است كه در درجه اعلاي خود ، غير اكتسابي به نظر مي رسد .


    4- جذاب سازي كلام با شعر ، مثال و خصوصا داستان و صد البته با آيات نوراني قرآن و احاديث اهل بيت عليهم السلام

    اينها مسائلي بود كه اجمالا به ذهنم رسيد
    موفق باشيد .


    عاشقم اما ...
    عاشقم اما دلم ويرانه نيست .... در فروغ شمع چون پروانه نيست
    باشم اينجا تا كه پر گيرد دلم ......... عاشقي را هم ز سر گيرد دلم


  11. صلوات ها 17


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    تدریس - تألیف - تحصیل
    نوشته
    1,916
    حضور
    34 روز 17 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    12300



    سلام بر بقیةالله الاعظم و منتظرانش

    متشکرم بزرگوار گه از بنده نیز دعوت کردید تا در این باره از تجربیات خود بگویم .

    البته بنده هیچگاه اولین سخنرانی خود را فراموش نمیکنم تقریبا" سال 78 بود که از طرف سازمان تبلیغات اسلامی پس از گذراندن دوره های متعدد مبلغان و تمرینها ی متعدد قرار شد اولین سخنرانی بنده در یک دبیر ستان دخترانه انجام بگیرد . ان وقتها با امور تربیتی استان هم همکاری داشتم و کلی برای این سخنرانی تبلیغ کردند . مخاطبین بنده تعدادی از اولیاء دانش اموزان نمونه تحصیلی و تربیتی بودند و تعدادی از مربیان امور تربیتی استان که تازه قرار بود وارد دبیرستانها شوند . و با توجه به مقالات و مطالبی که بنده ارایه داده بودم همه متفقا" بنده را برای این جلسه و سخنرانی انتخاب کردند و من که تا ان زمان فقط با قلم سخن میگفتم مثل بقیه فکر میکردم به خوبی از عهده ی این کار بر خواهم امد . روزموعود فرا رسید و من دیدم که مربی من در سازمان تبلیغات که مدیر کنفرانس هم بود میز بلندی را که تقریبا" تا زیر گلوی بنده میرسید را با سختی زیاد فراهم کردند ابتدا بسیار دلخور شدم که خوب چرا نمیگذارند عادی روی صندلی بنشینم و صحبت کنم و البته قرار بود در اخر جلسه هم پرسش و پاسخ باشد. مراسم شروع شد و بنده معرفی شدم وبه پشت تریبون دعوت شدم با قدمهایی محکم !!! به طرف تریبون رفتم اما همینکه برای اولین بار خود را در مقابل جمعیتی حدود 150 یا 160 نفر دیدم که در حال تشویق بنده بودند؛ شروع به لرزیدن کردم نمیدانم چرا اما زانوانم چنان میلرزید که خودم هم هراس سقوط برم داشته بود دستهایم را به تکیه گاهی که زیر تریبون بلند مقابلم قرار داشت گرفتم وبا خود صلواتی فرستادم و سوره ی والعصر را قرائت کردم در همین لحظه مجری به بنده اشاره کرد که شروع کنید . تا حد وصف نشدنی ارامش پیدا کرده بودم البته شاید دلیل اصلی ارامشم بعد از لطف خدا وجود تریبون بلند بود که ابروی مرا حفظ کرد. در یک لحظه از خدای خودم و مربی عزیزم تشکر کردم زیرا اگر او با تجربه اش این تریبون بلند را که تا زیر چانه ام میرسید برایم قرار نمیداد قطعا" تمام جمعیت بدن لرزان مرا که تا زیر چانه ام میلرزید مشاهده میکردند و اکنون هم حتما" قادر به برگزاری سمینارها و جلسات سخنرانی نبودم . زیرا در صورت نبودن ان تریبون بلند حتما" مورد خنده حضار قرار میگرفتم وفرصتی برای کسب اعتماد به نفس و رسیدن به ارامش پیدا نمیکردم.


    .................................................. ....... حق یارتان .................................................. ..........
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۳/۳۱ در ساعت ۰۰:۱۴

  13. صلوات ها 17


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    ایمان ، اخلاق ، عمل ، امر به معروف و نهی از منکر
    نوشته
    1,947
    حضور
    3 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    75
    صلوات
    10621



    سلام و تشکر از نظرات دوستان، یک گزینه دیگر که درمورد سخنرانی مهم هست ، همدل شدن با شنوندگان هست ، که می تونه در ایجاد رابطه بین سخنران و شنوندگان و همچین ارائه سخنرانی بهتر و گیرا کمک کند...

    منتظر نظرات بقیه دوستان هستم.
    قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ

    قال الامام الباقر (ع): ان حدیثنا یحیی القلوب


    صبا از نكهت كویت نسیمی سوی ما آورد
    ز سوز شعلة شوقت چو تاب افتاد در دلها

    بار الها: از تو پوزش می خوام که به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگیم حاکم باشه!خدایا اینک سکان زندگی طوفان زده ام را به تو می سپارم!باشد که آرامش نتیجه این اعتماد و توکل باشد.من وثق بالله اراه السرور و من توکل علیه کفاه الامور

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    556
    حضور
    2 روز 9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4037



    سلام
    بیان موضوع با طرح سوال که باعث همراه سازی بیشتر مخاطب میشه
    البته به عنوان یک شنونده این رو عرض کردم!
    تشکر
    ولایه علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی



  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام و درود بر همه عزیزان

    نیایش گرامی سخنوری یک علم هست به تمام معنی
    در سخنوری اول باید ادبیات خوبی داشته باشی لذا لازم است ادیب خوبی باشی
    دوم در رشته ای که می خواهی سخنرانی کنی اشراف داشته باشی
    سوم موضوعی که در آن باب می خواهی درباره اش ایراد سخن کنی باید تیتر مشخصی داشته باشه سخنان شما باید در مسیر و با کمترین حاشیه روی برای وثوق هرچه سریعتر به نتیجه باشه
    چهارم وقتی موضوع را بیان می کنید متوجه سطح تحصیلات مستمع باشی و ترجیحا از لغات ساده و معمول استفاده کنی و از این نترسی که بگویند او ساده گو است پس بیسواد است چراکه موضوع بحث علمی و سطح آن بیانگر میزان سواد شما هست . در عوض باید غصه این را خورد که مستمع نفهمد که شما چه می گوئی و خوابش بگیرد.
    پنجم هرگز مانند جناب رحیمپور ازغدی شعارگونه سخنرانی نکنید چراکه دوران شعار به پایان رسیده.
    شش حالات دست چهره و نوع ایستادن یا نشستن شما و طرز نگاه کردن شما در هر موضوعی طابع شرایط آ« موضوع است لذا در مورد مثلا علی گندابی صحبت می کنید باید چهره یک راوی را داشته باشید و آنگاه دارید درمورد احکام حج صحبت می کنید باید با نظم خاصی در چهره و حرکات بدن صحبت نمائید که نمایانگر نظم موجود در این مناسک است.
    هفتم در مورد مبحثی که صحبت می کنید باید مششرفترین آدم به موضوع در جلسه سخنرانیتان باشید لذا لازم است اطلاعاتتان را جامعتر نمائید که مستمع نگوید پرت گفت و پاشه بره.
    هشتم در کلماتتان حق را بگوئید و اگر نتوانستید بگوئید بهتر است هیچی نگوئید چون ناحق بفرمائید جماعتی برحق بر شما نقد خواهند راند.
    نهم در هنگام سخنرانی صدای خود را رسا کنید ولی در جائیکه مثلا رازگونه صحبت میکنید صدای پائین و در جائیکه بر حکمی تاکید می کنید با صدای بلند تا هرکی خوایه بپره.
    دهم این مطلب چون بسیار مهم بود جداگانه درج می کنم
    اگر کسی مانند زنبور که از یک فرکانس مشخص استفاده می کند در سخنرانی استفاده نماید سر همه درد خواهد گرفت
    یازده با انرژیی و سرحال سخن بگوئید بطوریکه همین الان قادرید تمامممستمعین را بر روی دستانتان بلند کنید و بگذارید مستمعین این انرژی شما را دریافت نمایند.

    چون خیلی طولانی است و اکثر سخنوران همدوره من در یونان باستان مرده اند ومن دست تنها بقیه را به بعد موکول می کنم.
    ولی از شوخی گذشته این تیتر شما معنی اش می شود هرکسی که می خواهد مسخره شود که خود را سخنور می داند تشریف بیاورد ولی چونمن می دانستم منظور شما این نیست و این جمله را مانند سخنوری خود انتخاب نموده اید آمدم.
    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40518



    با سلام
    صحبت از
    فن سخن رانی شد یادم به دموستنس افتاد داستان جالبی دارد!!

    دموستنس یک خطیب یونانی است .بچه ی ضعیفی بود خیلی شرمگین صدایش نارسا اندامش بی قواره سخن گفتن هم بلد نبود حتی در حد یک بچه معمولی.در ان دوره در یونان سوفیسم از همه قوی تر بودو سوفیست ها یعنی سخن وران بزرگ و نیرومندی که با قدرت بیان شب را روز و روز را شب نشان می دادند در سیاست و قضاوت و نفوذ در افکار عموم قدرت به دست می اوردند و به نیروی استدلال و سحر کلام بر سرنوشت جامعه و افراد حکومت می کردند.

    دموستنس بچه ی ضعیف کم رو و یتیمی بود ارثی را که از پدرش به او رسیده بود مدعیان خوردند برای اینکه وکلای مدافع مدعیان و غاصبین که از همین سوفیست ها بودند با توانایی بیان توانستند در دادگاه حق اورا غصب کنند و غصب دیگران را حق جلوه بدهند و او از ارث محروم شد.

    این محرومیت که با قدرت منطق و سخن بر او تحمیل شده بود عقده ای سخت در او ایجاد کرد و تصمیم گرفت علی رقم ضعف بدنی ضعف زبان نارسایی بیان و جاذبه ی نداشتن قیافه سخنوری توانا بشود که بتواند حقش را احیا بکند.

    برای همین به تمرین سخن گفتن پرداخت .
    تنها به کوهستان می رفت و در صحرا برای جمعیت فرضی سخنرانی اتشین می کرد .در میان سنگ ها حفره ی غار مانندی درست کرده بود به اندازه ای که فقط خودش بتواند در ان ایستاده جای بگیرد بر دیواره های این غار تنگ و مصنوعی تیغ ها و خارها میخ ها و سیخ های کوچک و بزرگ و دراز و کوتاه نصب کرده بود که وقتی ایستاده سخنرانی می کند دست و سرو گردن و بدنش را بیش از اندازه ی لازم تکان ندهد اگر بیش از اندازه حرکت دهد برخورد کند به این تیغ های غار و مجروحش سازد تا درست ایستادن و حرکت دادن را تمرین کرده باشد تا این که دموستنس خطیب بزرگی شد که در تاریخ به عنوان یکی از بهترین سخنرانان جهان شناخته شد


    نکته قابل دقت :دوستان اشاره به فن سخن رانی کردند اما .!!.....
    بزگترین دست آورد یک سخن ران نتیجه گیریست که از ان به عمل میاید .!..

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود