سوال: میخواستم ببینم نظر اسلام در مورد احترام، نوع دوستی و مهربانی با انسانهای فاقد ارزشهای انسانی چیست؟ مستأجر دوستم تقریبا یک ماه از موعد تخلیه شان گذشته، ولی هیچ اقدامی نسبت به نخلیه نکرده اند. مرد خانه به دلیل کلاهبرداری در زندان است. به دلیل عدم توجه به حلال و حرام و پرداخت نکردن شارژ ساختمان و ... تمام همسایه ها از آنها شاکی هستند. الان کار به شورای حل اختلاف کشیده و دوستم می تواند ایشان را بیرون کند ولی مسائلی مثل زمستان و شب عید هم در میان است. از طرفی این خانم نمی خواهد یک قرارداد جدید و دارای حقوق نرمال را امضا کند. حالا یک سوال برای من پیش آمده و می خواستم نوع نگاه دین و اخلاق اسلامی را نسبت به آن بدانم.
یک اسوه اسلامی در چنین شرایطی چگونه عمل می کند؟



پاسخ: قبل از پاسخ به سوال، بهتر است مسئله انسان و ارزش انسانی را مورد بررسی قرار دهیم تا ابتدا روشن شود که اصولا معیار ارزش انسان چیست و انسان با چه ملاکی ارزش گذاری می شود. در مورد معیار ارزش انسان،‌ قاعدتا ایدئولوژی نقش مهمی دارد. خداوند به صراحت در قرآن بیان می فرماید که «... إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ...؛ ... در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست...»1

اما یک اشتباه شایع و رایج در این زمینه وجود دارد و آن هم اینست که معمولا تقوا را در انجامِ بیشترِ عبادت، و در مظاهر بیرونی آن معنا می کنیم. در حالیکه در یک دید کلی، معیار و ملاک تقوا حتی مسلمان بودن هم نیست، چه رسد به تکالیف و عبادات ظاهری. بیشترین چیزی که ملاک ارزشمندی قرار می گیرد، طرز تفکر و اندیشه و صفات روحی است. (البته که ظاهر هم بسیار مهم است،‌ اما ملاک نیست) حتما عباراتی با این مضامین را در روایات دیده اید: چه بسیار کسی که در بستر مرده و اجر شهید دارد،‌ و چه بسا شهیدی که در میدان جنگ کشته شده و مرداری بیش نیست؛ چه بسیار فقیری که با ثروتمندان محشور و حسابرسی می شود و چه بسیار اغنیائی که فقیر محشور می شوند؛ گاهی یک صلوات اجری بیش از فلان مقدار عبادت دارد و امثال اینها. دلیل این مدل روایات واضح و روشن است. اولا همه چیز ظاهر نیست؛ ثانیا ظاهر همه چیز نیست.

توضیح نکته اول روشن است؛ خیلی اوقات ظواهر به دلائلی غیر از دلائل الهی آراسته می شوند. قاعدتا این ظاهرسازی، ارزش خاصی به انسان نمی دهد؛ و توضیح نکته دوم اینکه خیلی صفات و ملکات نفسانی وجود دارند که انسان را در نزد خداوند بسیار با ارزش می کنند. صفاتی که خداوند دوست دارد بنده اش را متصف به آنها ببیند. مثل سخاوت، داشتن روحیه کمک به دیگران، مهربان بودن، خوشبین بودن نسبت به دیگران، باگذشت بودن، مسئولیت پذیر بودن،‌ داشتن وجدان کاری و ... . برخی از این صفات قابل دیدن نیست، حتی ممکن است فردی که دارای این صفت است،‌ هیچوقت موقعیت و زمینه بروز آن را پیدا نکند. مثلا ممکن است کسی از نظر وضعیت مالی، در موقعیتی نباشد که بتواند به دیگران کمکی کند؛ اما ملکه نفسانی سخاوت در او وجود داشته باشد. این فرد با اینکه کار خاصی انجام نداده،‌ اما نزد خدا بسیار باارزش خواهد بود. کسی که روحیه دفاع از حق داشته باشد،‌ ولو در طول زندگی اش زمینه جهاد برایش فراهم نشده باشد، اما قطعا اجر جهاد را خواهد داشت. نقل شده که بعد از جنگ جمل یکی از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام به ایشان فرمود کاش برادرم هم با ما بود... حضرت پرسید آیا میل و محبت برادر تو با ماست؟ گفت آری. فرمود او هم در این جنگ با ما بوده و کسانی که هنوز به دنیا نیامده اند هم با ما بوده اند...2

همچنین از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام به این مضمون نقل شده که فرمودند خداوند در روز قیامت امر میکند بنده ای را برای حساب حاضر میکنند و بعد از اعمال خوب و بد، ثواب هائی را برای او میخوانند. عرض میکند من این عبادت را به جا نیاورده ام. خطاب می رسد آری آنها را به جا نیاورده ای ولکن من مطلع بر ضمائر قلوب بندگان خود می باشم چون میدانم تو در قلبت دوست داشتی که این گونه عبادات را انجام می دادی و وسیله فراهم نشد که آنها را بجا آوری، لذا من ثواب آنها را در نامه عمل تو ثبت و ضبط نمودم.3
اما نکته بسیار مهم دیگری که باید به آن توجه کرد اینست که هر کسی در شرایط و موقعیت خودش سنجیده می شود. ممکن است فردی روحیه حق پذیری داشته باشد،‌ اما هیچوقت موقعیتی برایش فراهم نشده تا حق برایش روشن شود. یا به لحاظ شرایطی که دارد، مجبور به انجام بعضی کارهایی ست که اگر در این شرایط نبود، هرگز به چنین عملی دست نمی زد.

یکی از شاگردان علامه طباطبائی نقل می کند که از ایشان سوال کردم شما دائم سفارش می کنید که ما همیشه خودمان را نزد خدا کمتر و کوچکتر از دیگران بدانیم، حالا در نظر بگیرید کسی که تمام شب را در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها عبادت کرده و بعد از اذان نماز صبح را خوانده و از حرم خارج می شود. در این حال مردی را می بیند که مست و لایعقل در حال عربده کشی و تهدید و زورگیری از مردم است. در چنین حالتی چطور می تواند این مرد را نزد خداوند از خودش بالاتر ببیند؟! علامه فرمودند به این فکر کن که اگر جای این دو نفر با هم عوض می شد، چه می شد؟ اگر او در شرایط و خانواده این شخص دوم به دنیا آمده بود، آیا به همین مقدار بسنده کرده و فقط مستی و عربده کشی می کرد؟ یا ممکن بود بسیار بدتر از او عمل کرده و به درجات بدتری از انسانیت سقوط کند؟ و برعکس، اگر شرایطی را که خداوند بر سر راه این مرد نمازگزار قرار داده و موقعیتی را که برایش فراهم کرده، به او می داد،‌ آیا او در همین حد باقی می ماند،‌ یا با استفاده از این نعمتها الان در عرش بود؟!4

قطعا ارزش و ملاک برتری انسانها به شرایط و موقعیت هایشان هم بستگی دارد. خداوند هر کسی را با نعمتها و ابتلائاتی که به او داده سنجیده و بر اساس آنها ارزش گذاری می کند. توجه بفرمایید که این بدان معنی نیست که اگر کسی شرایط مناسبی نداشت، حق دارد که خطا کند و گناهی بر او نیست. خیر؛ هر کسی اراده و اختیار دارد و می تواند با استفاده از توانائی های دیگری که خداوند به او داده، به سعادت برسد. منظور اینست که خداوند تمام شرایط را در نظر می گیرد. به هر کسی نعماتی می دهد و شرایطی را برای امتحانش در نظر می گیرد. لزوما نمازی که ما در ممکلت اسلامی و در امنیت کامل در مسجد و به جماعت، با تمام مستحبات برگزار می کنیم، برتر از نماز دست و پا شکسته ای که یک نوجوان در زیرپله مدرسه ای در یک کشور غیر مسلمان، با ترس از مسخره شدن توسط دوستانش می خواند، برتر نیست.

اما در مورد دوستتان، بستگی به شرایطی که عرض می کنم،‌ می توانند تصمیم بگیرند. در شرایط معمولی و صرفنظر از ضرورت هایی مثل اینکه کسی مضطر شده باشد، یا اگر به او کمک نکنیم، مجبور به گناه شود و امثال اینها، نوع دوستی و کمک به دیگران بسیار مهم است و تعریف خاصی هم دارد؛ و از طرف دیگر هم، هر کسی قبل از هرچیز نسبت به خودش و خانواده اش وظیفه دارد. اگر این خانم شرایطی دارد که احتیاجی به پول این منزل نداشته و می تواند با نیت رضای خدا این خانواده را بیرون نکند، قاعدتا کار پسندیده ای ست.اما در حالتی که افراد نزدیک و ارحام ایشان به این پول محتاج تر باشند، ایشان وظیفه ای در کمک کردن به مستاجرش ندارد.

توضیح این مطلب اینست که داشتن یک زندگی معمولی و متعارف (غیر از تجملات و نیازهای غیر ضروری) برای هر کسی لازم است. اگر کسی در خانواده و ارحام خودش فردی وجود دارد که برای فراهم کردن چنین چیزی مشکل داشته و نیاز به کمک دارد، برای این خانم از نظر اخلاق اسلامی، اولویت در کمک کردن به خانواده خودش است. اما اگر در خانواده و ارحام کسی نیاز به کمک ضروری ندارد، می تواند با قصد قربت و با نیت احسان به دیگران، هرچقدر می تواند نسبت به آنها سهلگیری کرده و باری از دوششان بردارند. (در کمک کردن به دیگران، ضرورت ها، اولویت و شرایط دیگری هم مطرح هست که به علت طولانی نشدن، صرفنظر می کنم.) در اینصورت اینکه این خانواده قدردان خواهند بود یا نه، یا رفتارشان با دوستتان چطور خواهد بود،‌ اصلا مهم نیست و اصولا در کارهایی که برای خدا و با نیت قرب او انجام می شوند، نباید انتظار تشکر و قدردانی از دیگران داشت.





پی نوشت:
1. سوره مبارکه حجرات، آیه 13
2. ترجمه و شرح نهج البلاغه فیض الاسلام صفحه 63 (با اندکی تلخیص)
3. منهاج السرور جلد 3 صفحه 117
4. این مطلب را بنده به طور شفاهی از یکی از شاگردان علامه شنیده ام.