جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شيعه اسماعيليه و انشعاباتشان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهریور 1388
    نوشته
    2,648
    صلوات
    11214
    حضور
    1 روز 8 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شيعه اسماعيليه و انشعاباتشان







    باطنيه : امام ششم شيعه فرزند پسرى داشت بنام اسماعيل كه بزرگترين فرزندانش بود و در زمان حيات پدر وفات نمود و آن حضرت بمرگ اسماعيل استشهاد كرد حتى حاكم مدينه را نيز شاهد گرفت در اين باره جمعى معتقد بودند كه اسماعيل نمرده بلكه غيبت اختيار كرده است و دوباره ظهور ميكند و همان مهدى موعود است و استشهاد امام ششم بمرگ او يك نوع تعميد بوده كه از ترس منصور خليفه عباسى بعمل آورده است و جمعى معتقد شدند كه امامت حق اسماعيل بود و با مرگ او به پسرش محمد منتقل شد و جمعى معتقد شدند اسماعيل با اينكه در حال حيات پدر درگذشته امام ميباشد و امامت پس از اسماعيل در محمد بن اسماعيل و اعقاب او است .
    دو فرقه اولى پس از اندك زمانى منقرض شدند ولى فرقه سوم تاكنون باقى هستندو انشعاباتى نيز پيدا كرده اند .
    اسماعيليه بطوركلى فلسفه اى دارند شبيه بفلسفه ستاره پرستان كه با عرفان هندى آميخته ميباشد و در معارف و احكام اسلام براى هر ظاهرى باطنى و براى هر تنزيلى تأ ويلى قائلند اسماعيليه معتقدند كه زمين هرگز خالى از حجت نميشود و حجت خدابر دو گونه است ناطق و صامت , ناطق پيغمبر و صامت ولى و امام است كه وصى پيغمبر ميباشد و در هر حال حجت مظهر تمام ربوبيت است .
    اساس حجت پيوسته روى عدد هفت ميچرخد باين ترتيب كه يك نبى مبعوث ميشودكه داراى نبوت ( شريعت ) و ولايت است و پس از وى هفت وصى داراى وصايت بوده و همگى داراى يك مقام ميباشند جز اينكه وصى هفتمين داراى نبوت نيز هست و سه مقام دارد .
    نبوت و وصايت و ولايت .
    باز پس از وى هفت وصى كه هفتمين داراى سه مقام ميباشد و بهمين ترتيب .
    ميگويند : آدم عليه السلام مبعوث شد با نبوت و ولايت , و هفت وصى داشت كه هفتمين آنان نوح و داراى نبوت و وصايت وولايت بود و ابراهيم (ع ) وصى هفتمين نوح و موسى وصى هفتمين ابراهيم و عيسى وصى هفتمين موسى و محمد (ص ) وصى هفتمين عيسى و محمد بن اسماعيل وصى هفتمين محمد (ص ) باين ترتيب محمد (ص ) و على و حسين و على بن حسين سجاد و محمد باقر و جعفر صادق و اسماعيل و محمد بن اسماعيل ( امام دوم حضرت حسن بن على را امام نميدانند ) و پس از محمد بن اسماعيل هفت نفر از اعقاب محمد بن اسماعيل كه نام ايشان پوشيده و مستور است و پس از هفت نفر از اعقاب محمد بن فاطميين مصر كه اولشان عبيدالله مهدى بينان گذار سلطنت فاطميين مصر ميباشد .
    اسماعيليه معتقدند كه علاوه بر حجت خدا , پيوسته در روى زمين دوازده نفر نقيب كه حواريين و خواص حجتاند وجود دارد ولى بعضى از شعب ( دروزيه ) باطنيه شش نفر از نقباء را از ائمه ميگيرند و شش نفر از ديگران .
    در سال 278 هجرى ( چند سال قبل از ظهور عبيدالله مهدى در آفريقا ) شخصى خوزستانى ناشناسى كه هرگز نام و نشان خود را اظهار نميكرد در حوالى كوفه پيدا شد شخص نامبرده روزها را روزه ميگرفت و شبها را بعبادت ميگذرانيد و از دسترنج خود ارتزاق ميكرد و مردم را بمذهب اسماعيليه دعوت نمود .
    بدينوسيله مردم انبوهى را بخود گروانيد و دوازده نفر بنام نقباء از ميان پيروان خودانتخاب كرد و خودعزيمت شام كرده از كوفه بيرون رفت و ديگر از او خبرى نشد .
    پس از مرد ناشناس , احمد معروف بقرمط در عراق بجاى وى نشست و تعليمات باطنيه را منتشر ساخت و چنانكه مورخين ميگويند او نماز تازه اى را به جاى نمازهاى پنجگانه اسلام گذاشت و غسل جنابت را لغو و خمر را اباحه كرد و مقارن اين احوال سران ديگرى از باطنيه بدعوت قيام كرده گروهى از مردم را بدور خود گرد آوردند .
    اينان براى جان و مال كسانى كه از باطنيه كنار بروند هيچگونه احترامى قائل نبودند و از اين روى در شهرهائى از عراق و بحرين و يمن و شامات نهضت راه انداخته خون مردم را ميريختند و مالشان را بيغما ميبردند و بارها راه قافله حج را زده ده ها هزار نفر از حجاج را كشتند و زاد و راحله شان را بيغما بردند .
    ابو طاهر قرمطى يكى از سران باطنيه كه در سال 311 بصره را مسخر ساخته و ازكشتار و تاراج اموال مردم فرو گذارى نكرد و در سال 317 با گروه انبوهى از باطنيه در موسم حج عازم مكه گرديد و پس از درهم شكستن مقاومت مختصر دولتيان ,وارد شهر مكه شد و مردم شهر و حجاج تازه وارد را قتل عام نمود و حتى در مسجد حرام و داخل كعبه جوى خون روان ساخت پيراهن كعبه را در ميان ياران خود قسمت نمود و در كعبه را كند و حجر الاسود را از جاى خود درآورده بيمن برد كه مدت بيست و دو سال پيش قرامطه بود .
    در اثر اين اعمال بود كه عامه مسلمين از باطنيه برائت كرده آنان را خارج از آئين اسلام شمردند و حتى عبيدالله مهدى پادشاه فاطمى كه آن روزها در افريقا طلوع كرده خود را مهدى موعود و امام اسماعيليه معرفى ميكرد , از قرامطه بيزارى جست .
    طبق اظهار مورخين , مشخص مذهبى باطنيه اين استكه احكام و مقررات ظاهرى اسلام را بمقامات باطنى عرفانى تاويل ميكنند و ظاهر شريعت را مخصوص كسانى ميدانندكه كم خرد و از كمال معنوى بيبهره بوده اند با اين وصف گاهى برخى از مقررات از مقام امامتشان صادر ميشود


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود