صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مستعلیه

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    2,644
    حضور
    1 روز 12 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11247

    مستعلیه




    مستعلیه یا بوهره یکی از شاخه‌های اصلی فرقه اسماعیلیه در تشیع است. مستعلیه به دلیل انتسابشان به احمد مستعلی نهمین خلیفه فاطمی، به این نام خوانده می‌شوند؛ احمد مستعلی جانشین معاذ مستنصر شد؛ گروهی از اسماعیلیه که از احمد مستعلی ناخشنود بودند، به برادرش نزار روی آوردند و از او خواستند که خلافت را برعهده بگیرد. تلاش های نزار برای به دست گرفتن خلافت، به نتیجه نرسید و به قولی، نزار کشته شد؛ اما پیروی از نزار در ایران ادامه یافت و شاخه نزاریه در مقابل مستعلیه در آن سرزمین شکل گرفت.

    برخی از مستعلیه به دلیل انتسابشان به طیب ابوالقاسم، طیبی خوانده می‌شوند. گروه دیگر مستعلیه، حافظیه نامیده می‌شوند که حاضر به پذیرش طیب ابوالقاسم به عنوان امام نشدند و در عوض سلسله امامت را در خلفای فاطمی مصر ادامه دادند. با رکود و اضمحلال خلافت فاطمی، حافظیه به تدریج طرفداران خود را از دست داد؛ به طوری که امروزه تمام پیروان مذهب مستعلیه طیبی هستند.


  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    سلام

    اقبال من این بود(دومیش اولیش دیروز بود که یادم نمیاید)

    خوشحال می شم این بحث رو ادامه بدید

    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    5,227
    حضور
    68 روز 6 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    253
    آپلود
    48
    گالری
    41
    صلوات
    22069



    سلام علیکم جمیعا

    استاد گمنام شما مطمئنید اینها شیعه هستند ؟

    یاحق
    علی علیه السلام :
    خداوند، ملائكه را از نيروى عقل محض ، حيوانات را از غرائز و شهوات محض و انسان را تركيبى از هر دو آفريد. آن كس كه نيروى انديشه و فكرش ‍ بر شهوتش غلبه كند، از ملائكه برتر و آن كس كه نيروى شهوت و غريزه اش ‍ بر قوه عقل غالب شود از حيوانات پست تر است . ( بحارالانوار، ج 57، ص 299، حديث 5 )

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    با سلام


    عبيد الله مهدى به سال 296 ه. ق در آفريقا قيام كرد و به طريق اسماعيليه به امامت‏خود دعوت نمود و دولت فاطمى را بنيان نهاد، پس از وى اعقابش مصر را دار الخلافه قرار داده تا هفت پشت‏بدون انشعاب سلطنت و امامت اسماعيليه را بر عهده داشتند.
    پس از هشتمين خليفه فاطمى مستنصر بالله سعد بن على (427-487ه.ق) دو فرزند وى «نزار» و «مستعلى‏» بر سر خلافت و امامت منازعه كردند و پس از كشمكش بسيار وجنگهاى خونين «مستعلى‏» غالب شد و برادر خود «نزار» را دستگير نموده، زندانى ساخت تا مرد. در اثر اين كشمكش و بزرگترين نفاق و شقاق داخلى، نهضت اسماعيليه از هم گسيخت و پيروان فاطميان به دو دسته تقسيم شدند: نزاريه و مستعليه. (1)

    درباره‏ى انگيزه جدايى اين دو برادر مى‏گويند: اندكى پيش از مرگ «مستنصر» پسر امير الجيوش «بدر الجمالى‏» يعنى «افضل‏» به جاى پدر مقام وزارت يافت.بدر با تزويج دختر خود به «مستعلى‏» بر آن بود كه وى را كه انعطاف پذيرتر از نزار بود به جانشينى پدر برگزيند وقتى مستعلى به مسند امامت مى‏نشست، همچنان متكى بر افضل باقى مى‏ماند و لذا اوضاع به استوارى و فرخندگى سابق دوام مى‏يافت.
    افضل اين نقشه را به انجام رسانيد و نزار هنگامى كه شنيد «مستنصر» در بستر مرگ «مستعلى‏» را به جانشينى برگزيده است فورى به اسكندريه فرار كرد كه مركز قواى شورشيانى بود كه بدر آنها را سركوب ساخته بود (2) و از افتگين ترك و اعراب هواخواه خود كمك طلبيد و مردم اسكندريه با وى بيعت كردند و او را «مصطفى لدين الله‏» ناميدند و با مردم خطبه خواند و «افضل‏» را لعن كرد و نيز مورد پشتيبانى قاضى اسكندريه قرار گرفت. (3)
    اما به هر حال شكست‏خورده و دستگير گرديد و هنگامى كه وى را به قاهره برگرداندند و محبوس ساختند، شورش در واقع به پايان رسيد، گويى اصلا واقعه‏اى رخ نداده است گرچه بعدها مدعيان نزارى پيدا شدند; اما آنان را با نزاريان محلى و بيگانه ارتباط و وابستگى نبود و هيچ يك از پسران و نوه‏هاى وى حتى در نقش يك رئيس پوشالى و ساختگى در جنبش نزارى ظاهر نشدند. (4)

    فرقه اسماعيليه پس از امامت مستعلى از هم پاشيده شد.
    اسماعيليان مشرق از به رسميت‏شناختن خليفه جديد سرباز زدند و هواخواهى خود را از نزار و فرزند او اعلام داشتند و ارتباط خويش را با سازمان ضعيف فاطميان در قاهره قطع كردند.
    در سال 525 پس از قتل الامر پسر و جانشين مستعلى به دست طرفداران نزار، بقيه اسماعيليان از قبول خليفه جديد كه در قاهره بر مسند خلافت نشست، امتناع ورزيدند و بر اين عقيده شدند كه پسر شيرخوار آمر به نام «طيب‏» كه گم شده بود امام غايب و منتظر است و پس از وى ديگر امامى نخواهد بود. (5)

    در سال 567 يعنى در همان هنگام كه «العاضد» آخرين خليفه فاطمى (555-567ه.ق) در بستر مرگ افتاده بود سردار كرد«صلاح الدين ايوبى‏» كه در آن زمان فرمانرواى واقعى مصر محسوب مى‏شد، اجازه داد كه خطبه به نام خلفاى عباسى بخوانند و كتابهاى اسماعيليان جمع آورى و سوزانيده شد و بدين ترتيب مصر پس از بيش از دو قرن باز به دست اهل تسنن افتاد. (6)
    اما در سرزمينهاى ديگر فرقه اسماعيليه در دو شاخه عمده كه هنگام مرگ مستنصر به آن تقسيم شده بودند، زنده ماند: يكى مستعلويان كه هنوز هم بيشتر آنان در يمن و هند باقى هستند و در هند به نام «بهره‏» يا «بحره‏» معروف مى‏باشند.
    عقايد اسماعيلى را بدان صورت كه در نزد آنان رايج است‏به علت آن‏كه بر شيوه سنن و عقايد كيش اسماعيلى دوران فاطمى است‏«دعوت قديم‏» مى‏نامند.

    پس از شكست دعوت قديم به «دعوت جديدى‏» احتياج شد كه مؤسس آن شخصى به نام حسن صباح بود..
    7


    پى‏نوشت‏ها:
    1. رشيد الدين فضل الله، جامع التواريخ، بخش اسماعيليه; جوينى، تاريخ جهانگشاى: 3/179.
    2. فرقه اسماعيليه، ص 83، ترجمه: فريدون بدره‏اى.
    3. ابن اثير، الكامل:8/173، حوادث سنه 487.
    4. فرقه اسماعيليه، ص 83.
    5. مشكور، تاريخ شيعه و فرقه‏هاى اسلام تا قرن چهارم، ص 223.
    6. همان مدرك.
    7. فداييان اسماعيلى، لويس برنارد، ترجمه: فريدون بدره‏اى ص 49-55;طائفة الاسماعيليه، ص‏61.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    یکی از فرقه های معروف شیعه فرقه اسماعیلیه است که قائلند اسماعیل بزرگترین فرزند امام صادق(ع) که در زمان حیات پدر درگذشت امام است.
    در مذهب اسماعیلیه انشعاباتی رخ داد و فرقه های جدیدی پدید آمد مانند مبارکیه، قرامطه از جمله مستعلویه که اصطلاح صحیح آن مستعلیه است که در کشور هند معروف به بهره هستند و فرقه نذاریه که صحیح آن نزاریه است که بعدا معروف به آقاخانیه شدند که از انشعابات قرامطه هستند که خود از انشعابات اسماعیلیه است.
    چگونگی پیدایش مستعلیه
    در اوج قدرت فاطمیان خلیفه زمام تمام امور را شخصا به دست داشت و بر قوای سه گانه نظارت می کرد از زمان مرگ الحاکم امرای نظامی روز به روز به قدرت خود در برابر امرای کشوری و شخص خلیفه می افزودند در سال 467 هجری، هنگامی که بدرالجمالی فرمانده سپاه عکا به دعوت خلیفه با لشکریان خودبه سوی مصر حرکت کرد تا زمام امور را به دست گیرد پس از فرو نشاندن شورش های داخلی به تدریج بر تمام کشور سیادت یافت و خلیفه عناوین رؤسای قوای سه گانه مملکت را یکجا به وی عطا کرد.
    از این به بعد فرمان روای واقعی مصر امیر الجیوش بود و به زودی این مقام به صورت یک منصب موروثی درآمد و پسر و نوه بدرالجمالی جانشین وی شدند در سال 487 افضل پسر بدرالجمالی جانشین پدر شد.
    در هنگام مرگ خلیفه المستنصر، امیر الجیوش «افضل» با مسأله انتخاب خلیفه جدید مواجه شد. در یک طرف نزار یکی از پسران «المستنصر» قرار داشت که جوانی برومند بود و قبلا به ولایتعهدی المستنصر برگزیده شده بود و در جوان دیگر مستعلی پسر دیگر خلیفه که جوانی بود بی یاور و پشتیبان که اگر به خلافت می رسید کاملا متکی به حامی خویش امیرالجیوش می گشت با ملاحظه چنین وضعی افضل دختر خود را به عقد مستعلی درآورد و بعداز مرگ المستنصر داماد خود را به خلافت برگزید.
    حال آن گروه از اسماعیلیه که پس از مرگ المستنصر المستعلی بالله را خلیفه دانستند در مصر و یمن و مغرب و افریقا مستعلیه و در هند بهره خوانده می شوند و بهره با بوهره از اصل گجرانی (Bohora) یعنی تجارت گرفته شده زیرا نخستین پذیرندگان مذهب اسماعیل در گجرات بازرگانان بودند که خود این فرقه بهره به دو گروه داودی و سلیمانی تقسیم شدند.
    بهره به حج و نماز و روزه و سایر فروع دین کاملا معتقدند و برای زیارت روضه پیامبر(ص) و مرقد امامان معصوم تا امام ششم به مدینه و عراق سفر می کنند قبور امامان و داعیان اسماعیلی را نیز زیارت می کنند رسوم آنها مخلوطی از سنن هندویی و رسوم شیعیان اثنی عشری است.
    نزاریه «آقاخانیه»
    پس از آن که المستعلی بعد از مرگ المستنصر به حکومت رسید نزار به اسکندریه گریخت و به مخالفت با مستعلی قیام کرد ولی به زودی دستگیر شد و به قتل رسید.
    هواداران او از به رسمیت شناختن مستعلی سرباز زدند و هواخواهی خود را از نزار و فرزندان او اعلام کردند.
    فرقه نزاریه نخست در ایران توسط حسن صباح در قلعه های الموت دست به فعالیتی گسترده زد و پس از حمله مغول به ایران قلع و قمع گردید و پس از آن در سال 1255 هجری آقاخان محلاتی که از نزاریه بود در ناحیه کرمان بر ضد محمدشاه قاجار قیام کرد ولی شکست خورد و به بمبئی هندوستان گریخت و دعوت نزاری را به امامت خود منتشر ساخت و از آن پس نزاریه به آقاخانیه شهرت یافته اند و مخالفانشان در هند آنها را خوجه یا خجاس می نامند.
    آقاخانیه برعکس بهره به مراسم عبادی و دینی چندان اهمیت نمی دهند.
    آئین مستعلیه را دعوت قدیم و آئین نزاریه را که توسط حسن صباح ترویج گردید دعوت جدید می نامند که در مسأله امامت و مسائل دیگر تفاوت هایی دارند که جهت آگاهی کامل به این دو فرقه می توانید به منابع ذیل مراجعه فرمایید:

    1- تاریخ شیعه و فرقه های اسلام، شیخ محمد حسین مظفر
    2- دائره المعارف تشیع، جمعی از نویسندگان
    3- تاریخ الفرق الاسلامیه، محمد خلیل الزین
    4- فرق و مذاهب کلامی، علی ربانی گلپایگانی
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    624
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1719



    با سلام و احترام
    مخالفت آقاخانیه با شاخه مستعلیه
    مطالب ذیل به نقل از یکی از پایان نامه های کارشناسی ارشد حوزه علمیه قم با عنوان "نقد و بررسی فرقه اسماعیلیه آقاخانیه" تالیف محمودرضا قاسمی نقل می گردد.
    اسماعیلیان حاضر در جهان به دو فرقه عمده نزاریه آقاخانیه و بهره ها (مستعلوی)تقسیم می شوند.
    نزاریه آقاخانیه در مبحث امامت از مخالفین جدی مستعلیه هستند ، زیرا که قائل به امام حی حاضر هستند تا فرامین او را پذیرا باشند در حالی که مستعلیه امام غایبی دارند که راهی به سوی او نیست.مستعلویه بعد از ورود به هند بهره نامیده شدند که باقیمانده از مستعلویه طیبیه شامل داوودیه و سلیمانیه هستند که در حال حاضر بهره خوانده می شوند.امامت مومنیه از نزاریه متوقف شده است گرچه خود مومنیه الان وجود دارند. امامت قاسمیه از نزاریه تا به امروز ادامه دارد و در حال حاضر آنان آقاخانیه نامیده می شوند.عقیده دوری بودن امامت را مستعلویان نیز حفظ کردند و همچنین در آثار نزاریه نیز دیده می شود اما با این اصلاح که این دور را بجای دور هفتم دور ششم لحاظ کردند که خود دارای چند دور است.و اخیراً نزاریه آقاخانیه این را نیز تغییر داده فقط به دو دور، دور نبوت از آدم تا خاتم و دور امامت از پیامبر اکرم (ص) تا قیامت قائل شدند.
    ویرایش توسط هادي : ۱۳۹۰/۰۱/۱۳ در ساعت ۱۳:۱۶

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    624
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1719



    امامت مومنیه از نزاریه متوقف شده است، گرچه خود مومنیه الان وجود دارند. امامت قاسمیه از نزاریه تا به امروز ادامه دارد و در حال حاضر آنان آقاخانیه نامیده می شوند.عقیده دوری بودن امامت را مستعلویان نیز حفظ کردند و همچنین در آثار نزاریه نیز دیده می شود اما با این اصلاح که این دور را بجای دور هفتم دور ششم لحاظ کردند که خود دارای چند دور است.و اخیراً نزاریه آقاخانیه این را نیز تغییر داده فقط به دو دور، دور نبوت از آدم تا خاتم و دور امامت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تا قیامت قایل شدند.
    علاوه بر آن با کنار گذاشتن شریعت وظائف امام مانند توضیح و تبیین وحی و بیان جزئیات احکام شریعت بی معنا می شود. عقاید اسماعیلی نزد مستعلویان به علت آن که بر شیوه سنن و عقاید کیش اسماعیلی دوران فاطمی است « دعوت قدیم » می نامند . پس از شکست دعوت قدیم به « دعوت جدیدی » احتیاج شد که مؤسس آن شخصی به نام حسن صباح بود و آقاخانیه نزاریه بر خلاف مستعلیان معتقد به این دعوت جدید است.(1)
    [1] . لویس برنارد ،فداییان اسماعیلی ، ص 49-55 .
    ویرایش توسط هادي : ۱۳۹۰/۰۱/۱۲ در ساعت ۱۷:۱۷

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    624
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1719



    نزاریه آقاخانیه در مبحث امامت از مخالفین جدی مستعلیه هستند ، زیرا که قائل به امام حی حاضر هستند تا فرامین او را پذیرا باشند در حالی که مستعلیه امام غایبی دارند.
    در مورد امام اول ،مستعلویان امام علی صلوات الله علیه را اساس و امام حسن صلوات الله علیه را امام اول به شمار می آورند. اما نزاریه امام حسن صلوات الله علیه را از سلسله امامان حذف کرده، امام علی صلوات الله علیه را امام اول و امام حسین صلوات الله علیه را امام دوم می دانند. و امام حسن صلوات الله علیه را امام مستودع می دانند که برای این مطلب هیچ توجیهی ندارند و تقسیم امامت به مستقر و مستودع مشکل را حل نمی کند.
    مستعلویان هنوز به شریعت پایبندند اما نزاریه به ظاهر شریعت عمل نمی کنند لذا عقیده آنان در مقابل دیگر مسلمانان به چالش کشیده می شود، علاوه بر آن چون خود امام آنان نیز پایبند به شریعت نبوده و حتی دارای فرهنگ دینی نمی باشد در اثبات شرائط امامت همچون عصمت به معنای مصطلح آن در او دچار مشکل هستند و از طرفی دیگر به علت کسب و تحصیل علم توسط امامان آنها چون مردم عادی از غیر امام و غیر معصوم، در اثبات داشتن علم لدنی که از شرایط امام می باشد نیز دچار مشکل هستند.
    اختلاف بین مستعلویه و نزاریه نشان می دهد که آن چنان که آقاخانیه اصرار بر حقانیت خود دارد ، سایر اسماعیلیان در این باره چنین نظری ندارند.
    ویرایش توسط هادي : ۱۳۹۰/۰۱/۱۲ در ساعت ۱۷:۱۱

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    تأسیس دولت اسماعیلی در الموت

    حسن صباح، مؤسس دولت اسماعیلی در قلعه الموت به معنای آشیانه عقاب در رودبارقزوین بود، دولتی که 172 سال دوام آورد.در آنجا بر فراز کوه الموت، قلعه ای قرارداشت که رسیدن به آن بسیار دشوار بود.این قلعه از ابتدای استقرار اسماعیلیان تاآمدن مغولان، در اختیار این گروه ماند.در تمام این مدت، سلجوقیان، باوندیان وخوارزمشاهیان، حتی در گسترده ترین حملات نظامی نتوانستند آن را بگشایند.
    حسن صباح حسن بن علی بن محمد بن جعفر رهبر و مؤسس این دولت، شرح حال خود نوشتیداشته که شرح زندگی خویش در آن باز گفته است.این شرح حال در کتابخانه الموت بوده وبعد از فتح آن توسط مغولان، به دست عطاملک جوینی افتاده است.وی متن آن را در کتابتاریخ جهانگشای جوینی آورده است.
    حسن از نژاد عرب و از قبیله حمیر بوده است.پدرانش از کوفه به قم و از آنجا به ریآمده و در آنجا مقیم شده اند.بنابر این او مذهب امامیه را داشته است.در ری با یکیاز اسماعیلیان گفتگوی مذهبی داشته و اندک اندک مرام وی را پذیرفته است.در سال 464در همان شهر با عبد الملک عطاش که داعی عراق عجم بوده دیدار کرده است.حسن می نویسدکه عطاش «مرا پسندیده داشت و نیابت دعوت به من فرمود و اشارت کرد که به حضرت مصرباید شد» .
    این سیاستی بود که پیش از این درباره بسیاری از نخبگانی که به این مذهب میگرویدند مانند ناصر خسرو اجرا شده بود.حسن از آنجا به اصفهان و سپس به آذربایجانرفت و آنگاه در سال 471 به قاهره وارد شد.
    در آن زمان، مستنصر عباسی خلیفه فاطمی بود و به نوشته حسن، با این که او دیداریبا مستنصر نداشته، خلیفه فاطمی از احوال وی خبر داشته و چند بار از او ستایش کردهاست.
    درباره جانشینی مستنصر، اختلافی در زمان حیات او در میان طرفدارانش، نسبت به دوفرزندش پیش آمد.برخی مستعلی و برخی نزار را امام دانستند.حسن صباح طرفدار نزار بودکه ابتدا به ولایت عهدی انتخاب شده بود.از آنجا که امیر الجیوش مصر طرفدار مستعلیبود، پس از یک سال و نیم که از اقامت حسن گذشت او را از مصر بیرون کرد.وی از آنجابه شام و حلب رفت، سپس به بغداد و از آنجا اصفهان آمده سه سال در دامغان به سربرد.از آنجا کسانی را به این سوی و آن سوی می فرستاد تا دعوت اسماعیلی را نشردهند.در این وقت، وی یک اسماعیلی نزاری بود.
    خبر تبلیغات او به گوش نظام الملک رسید.وی به ابو مسلم رازی، حاکم ری، دستوردستگیری حسن صباح را داد.به همین دلیل حسن نتوانست به ری باز گردد.اندکی بعد، بهسال 483 به الموت وارد شد.تا این زمان «از غایت زهد، بسیاری مردم، صید او شده بودندو دعوت او قبول کرده بودند


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,143
    حضور
    45 روز 22 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10548



    حسن صباح تغییرات مختصری در آیین اسماعیلی داد.به همین دلیل مرام او را در آییناسماعیلی دعوت جدیده نامیدند.این مرام تا پیش از آن به مقدار زیادی عقلی و تأویلیشده و معتقد بود که هر آیه یا حدیث، یک ظاهر و یک باطن دارد.این بار، صباح، باب عقلرا بست و همه چیز را به تعلیم و تعلم امام دانست.به همین دلیل از آن پس نام جدیدآنها فرقه تعلیمی شد.باور حسن چنین بود که شناخت هیچ چیز، حتی شناخت خداوند، بدونآن که از طریق امام باشد، ممکن نیست:
    سیدنا به کلی در تعلیم دربست و گفت خدای شناسی به عقل و نظر نیست، به تعلیمامامست، چه بیش تر اهل عالم عقلااند و هر کسی را در راه دین نظر است، اگر در معرفتحق تعالی نظر عقل کافی بودی، اهل هیچ مذهبی را بر خصم خود انکار و اعتراض نرسیدی وهمگنان متساوی بودندی، چه همه کس به نظر عقل مزین اند.
    حسن صباح با استقرار در الموت، کوشید تا نواحی اطراف الموت را به تصرف خود درآورد و دولت خویش را همانجا مستقر سازد.هدف مهم وی، تصرف قلعه های نفوذ ناپذیری بودکه در اطراف الموت و نقاط دیگر ایران وجود داشت.
    جدای از الموت، حسن صباح یکی از داعیان خود با نام حسین قائنی را به قهستان درجنوب خراسان، در نواحی قاینات فرستاد.وی موفق به تسخیر برخی از قلعه های آن ناحیهشد و آن مرکز، پس از الموت، دومین مرکز اسماعیلیان در ایران گردید.
    تبلیغات اسماعیلی به سرعت در حال گسترش بود و داعیان در قزوین، ری، طالقان وبسیاری از نقاط دیگر توانستند طرفداران بسیاری را جلب کرده و به الموت بفرستند.
    نخستین حمله سپاه ملکشاه به فرماندهی ارسلانتاش به الموت، با شکست مواجه شد.سپاهدیگر وی در قهستان، بدون آن که بتواند قلعه های اسماعیلیه را تصرف کند، با شنیدنخبر درگذشت ملکشاه، از محاصره دست برداشت و به اصفهان بازگشت.در سال 495 قلعه لمسرکه در رودبار بود، به تصرف اسماعیلیان در آمد و مواضع آنها در آن دیار استحکام بیشتری یافت.


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود