صفحه 7 از 7 نخست ... 567
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا باید کسی که به مقدسات توهین می کند اعدام شود؟

  1. #61

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,637
    صلوات
    7366
    حضور
    39 روز 16 ساعت 46 دقیقه
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط B-neshan نمایش پست ها
    بنده هم عرض نکردم که توهین به مقدسات درست است و یا نگفتم که نباید جلوی آنها را گرفت. عرض من این بود که چرا اعدام؟ چرا حبس نه؟ چرا حد نه؟ چرا جریمه ی مالی نه و .... عرض بنده عدم تناسب بود و مکررا عرض شد.
    با کدام معیار برون دینی می خواهید بدانید که حبس یا حد متناسب با توهین است؟
    همان موقع هم خواهند گفت: برای یک توهین ساده لفظی چرا باید شلاق خورد؟ چرا باید زندان رفت؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط B-neshan نمایش پست ها
    چرا مجازات این جرم، به جای کشتن خود شخص، کشتن شخصیت او نباشد!
    توهین به شخص دیگر خیلی وقت برای شخصیت پیداکردن ومطرح شدن است. آدمی که ا زتوهین به مقدسات دیگران دنبال شهرت است ویا مشکل دیگری دارد چطور می خواهید شخصیتش را از بین ببرید؟ این آدم داد می زند که من شخصیت ندارم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط B-neshan نمایش پست ها
    حتی اگر این شخص برای تعداد زیادی از انسانها عزیز باشد، دلیلی نیست که توهین کننده به ایشان باید اعدام شود! شاید توهین کردن به کسی که محبوب سه نفر است از توهین کردن به کسی که محبوب دو نفر است بدتر باشد!( شاید) اما اینکه چرا مجازات این جرم اعدام است از منظر عقل، مشخص نشد!
    صحبت از محبوب بودن در نزد چند نفر نیست. بحث سر مقدسات یک ملت وامت است. یعنی طرف حاضر است بخاطر حفظ آن مقدسات دار وندارش فدا کند، آنوقت چطور بقیه را آزاد بگذارند تا به این مقدسات توهین کنند.
    در مورد حکم هم مگر چند درصد احکام ما از طریق حکم مستقیم عقل مشخص شده است؟ عقل یکی از ابزار فهم احکام است ولی قبل از آن قرآن وسنت قرار دارند.
    مشکل عمده ما این است که عقل را در مقابل نقل قرار می دهیم بطوری که عقل می شود برون دینی ونقل درون دینی، و این غلط است. چون عقل ونقل هر دو از جانب خداست وهر کدام راهی برای کشف احکام وحقایق هستند. در جایی که توان عقل نمی رسد پیامبر وائمه(ع) که عاقل ترین شخص عالم هستی می باشند این احکام را بیان می کنند.


    چرا باید کسی که به مقدسات توهین می کند اعدام شود؟
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  2. #62

    عضویت
    جنسیت مهر 1391
    علاقه
    .....
    نوشته
    301
    صلوات
    866
    حضور
    16 روز 9 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر در یک جامعه مقدسات ارزش واحترام نداشته باشد وهر کس هر طور دلش خواست آنها را به باد فحش وناسزا گرفت، نمی شود آنجا را اداره کرد. چون وقتی چیزی برای مردم مقدس است اگر حکومت با متخلف برخورد مناسب نداشته باشد مردم خود دست به اقدام خواهند زد وآنموقع نمی توان اداره اش کرد.

    1-
    مردم خواهان اعدام شخص توهین کننده به مقدساتشان هستند.
    2- در صورت اعدام نشدن فرد، مردم آن فرد را اعدام خواهند کرد.
    3- وارد عمل شدن مردم جهت اعدام فرد، موجب هرج و مرج در جامعه می شود.
    4- نتیجه: جهت جلوگیری از هرج و مرج در جامعه، حکومت می بایست فرد را اعدام کند.
    تحلیل:
    1- یکی از فرض های این استدلال این است که: مردم خواهان اعدام شخص توهین کننده به مقدساتشان هستند. این طرز تفکر مردم از کجا به وجود آمده؟ از اعتقادی که اسلام به انها داده است. یعنی اگر اسلام از ابتدا به انها یاد نمی داد که مجازات توهین کننده اعدام باشد، آنها هم خواستار اعدام نمی بودند. این استدلال دچار دور است. کما اینکه در غرب، به پیامبر مسیحیان توهین می شود و هرچند مسیحیان آزرده خاطر می شوند اما کمر به قتل توهین کننده نمی بندند. زیرا این فکر به آنها الغا نشده که توهین کننده را اعدام کن! مردم بسیار تابع آنچه هستند که به آنها گفته می شود و عمده مردم منتظر هستند تا به آنها گفته شود که چه فکر کنند.
    ممکن شخصی استدلال کند که، حتی اگر اسلام به مسلمین نمی گفت که مجازات کننده را اعدام کنند، مردم به خاطر علاقه زیاد قلبی به پیامبرشان خواستار اعدام بودند.
    در این صورت این خواسته مردم، دلیل منطقی و خاصی ندارد، یعنی اینکه عده ای جمع شوند و بگویند یک شخصی برای ما خیلی عزیز است و هرکس به ایشان توهین کند، ما اورا میکشیم، دلیلی بر درستی آن نمی شود. یعنی وظیفه حکومت است در برابر این چنین خواست های غیر منطقی مقاومت نماید تا مردم اصلاح شوند. نه اینکه با همراهی با مردم، آتش آنها را تند تر نماید. اصولا تدوین قانون به این منظور است که اینطور نباشد که هرگروهی، مطابق خواست قلبی اش عمل نماید. بطور خلاصه، تا مردمی که کمر بر قتل توهین کننده بسته اند، ثابت نکنند که چرا توهین کننده مستوجب کشته شدن است، عمل آنها غیرمنطقی است و همراهی با آن ها هم صحیح نمی باشد.

    3- و در آخر، ایجاد هرج ومرج در جامعه هرچند ناخوشایند،اما دلیلی بر این نیست که شخصی را تنها به این دلیل اعدام کنیم که جلوی هرج و مرج را بگیریم! این دیدگاه دیدگاه ماکیاولیستی است که برای حفظ جامعه و حکومت، فردی را بیشتر از حد معمول مجازات نماییم.

    (توهین به )امر مقدس هم هر قدر بالاتر باشد مجازاتش شدیدتر خواهد بود ودر اسلام بالاتر از قرآن وپیامبر چیز دیگری نیست.
    فرض 1: در اسلام چیزی بالاتر از قرآن و پیامبر نداریم،
    فرض 2: حداکثر مجازات توهین کنندگان به امری مقدس، اعدام است.
    فرض 3: هرچه امر مقدس بالاتر مجازات توهین کننده به آن بیشتر.
    از این سه نتیجه گرفته اید که از آنجایی که پیامبر و قرآن بالاترین مقدس هستند(فرض 1) و هرچه امر مقدس بالاتر مجازات بالاتری لازم است( فرض 3) و از آنجایی که حداکثر مجازات توهین کننده اعدام است( فرض 2) پس مجازات توهین کننده به پیامبرو قرآن باید اعدام باشد.
    تمام بحث بر سر این فرض 2 است، چرا حداکثر مجازات توهین کننده اعدام است؟ چرا حبس نیست؟ چرا شلاق نیست؟ اصلا چرا شکنجه و بعد اعدام نیست؟ از آنجایی که دلیلی برای این فرض نداریم، این استدلال هم صحیح نیست.

    اگر مجازات این توهین اعدام نباشد برخی دشمنان برای بی ارزش کردن مقدسات بصورت برنامه ریزی شده قداست آنها را در ذهن ها از بین خواهند برد. وبعد تبدیل به یک بی ارزش خواهد شد
    1-اگر اشخاص توهین کننده اعدام نشوند و ترسی از اعدام شدن نداشته باشند، توهین هایشان را بصورت برنامه ریزی شده ادامه می دهند.
    2- درنهایت، ادامه توهین آنها باعث کاهش قداست پیامبر و قرآن در ذهن عده ای از مردم می شود.
    3-از آنجایی که با هر ابزاری باید جلوی کاهش قداست پیامبر و قرآن را در میان عده ای از مردم گرفت، پس
    نتیجه: اعدام توهین کننده مجاز است.
    در فرض 1، تنها راهی که موجب ترساندن فرد توهین کننده میشود اعدام فرض شده است. درحالی که شلاق زدن و زندانی کردن و جریمه نقدی و ... میتواند جلوی این امر را بگیرد. به عنوان مثال، بسیار از مردم از ترس جریمه نقدی، قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت میکنند و همین جریمه ی ناچیز نقدی، موجب ترس آنها می شود. البته شکی نیست که اگر به جای جریمه نقدی، مجازات اعدام در نظر گرفته می شد، مردم بیشتر قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت میکردند اما بحث همان بحث تناسب جرم و مجازات است.
    در فرض 2، جای تامل وجود دارد به این صورت از کجا مشخص می شود توهین کردن به شخصی از قداست و محبوبیت او کم کند، گاهی مردم به واسطه این که توهین کردن اصولا امری خلاف ذات شریف انسانی است، به حمایت و طرفداری از موضوعی که به آن توهین شده می پردازند. بنابراین دلیل محکمی برای فرض 2 نداریم.
    اما مهم ترین مشکل این استدلال از نظر من این است فرض 3 است. فرض کنیم دو فرض پیشین درست باشند( که البته آنها محل اشکال هستند) در این صورت چرا باید به هر قیمت و ابزاری جلوی کاهش قداست پیامبر را گرفت؟ باز کردن این موضوع زمان بر خواهد بود. قداست دقیقن به چه معناست و چه کاربردی در جامعه دارد و ... و این سوال مطرح می وشد که چرا مجازات کسی که تقدس یک چیز مقدس را کم کرده! اعدام است؟

    درنهایت فرمودید که: ، "قرآن و پیامبر تبدیل به یک بی ارزش خواهند شد"
    اینکه بگویم اگر کسی به پیامبر و یا قرآن توهین کند ، در اثر این توهین، "قرآن و پیامبر تبدیل به یک بی ارزش خواهند شد" ادعای بسیار عجیبی است! مگر ارزش قرآن و پیامبر تاکنون ناشی از عدم توهین عده ای به ان بوده که این ارزش بخواهد با توهین عدهای از بین برود؟

    یک فرهنگ هم بدون میراث فرهنگی ارزش چندانی ندارد واگر قرار باشد میراث فرهنگی خود را چنین به حراج بگذارد که هر کس هر طور دلش خواست به آن توهین کند چیزی از آن باقی نخواهد ماند.
    اینکه آیا با توهین، میراث فرهنگی نابود می شود یا خیر، بحث مفصلی است، اما صحبت اینجا بر سر این بود که چرا مجازات فردی که توهین میکند- به بیان شما سعی در نابودی میراث فرهنگی دارد- اعدام است و زندان و... نیست؟
    با کدام معیار برون دینی می خواهید بدانید که حبس یا حد متناسب با توهین است؟
    همان موقع هم خواهند گفت: برای یک توهین ساده لفظی چرا باید شلاق خورد؟ چرا باید زندان رفت؟
    تعیین دقیق مجازات یک جرم نیازمند بررسی و تحقیق همه جوانب مساله است اما نتیجه این تعیین هرچه باشد، باید به گونه ای باشد که وضع کننده آن مجازات، بتواند از آن بدرستی دفاع کند. و ارتباطی منطقی بین میزان جرم و مجازات آن را آنچنان مشخص کند که عقلا آن ارتباط را درک کنند.. به عنوان مثال اگر کسی بگوید جریمه عبور از چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی، قطع یک دست و یک پای مخالف است، احتمالا بسیاری این جرم و جنایت را متناسب نمیبینند.

    درنهایت هرکس ادعایی میکند که من برای یک جرم خاص، فلان مجازات را در نظر گرفته ام، وظیفه اش استدلال درست در جهت نشان دادن تناسب جرم و مجازات است.
    توهین به شخص دیگر خیلی وقت برای شخصیت پیداکردن ومطرح شدن است. آدمی که ا زتوهین به مقدسات دیگران دنبال شهرت است ویا مشکل دیگری دارد چطور می خواهید شخصیتش را از بین ببرید؟ این آدم داد می زند که من شخصیت ندارم.
    عرایض بنده راهکارهای برای مجازات شخص توهین کننده نبود و صرفا برای نشان دادن راههای متنوع و گوناگون برای مجازات و ایجاد سوال برای خواننده بود. هرچند حتی اگر این راه را هم به عنوان پیشنهاد من برای نوعی مجازات در نظر بگیرید، با رد کردن این راهکار( توهین متقابل به شخص توهین کننده)، دلیلی نمی شود که اعدام کردن راهکار صحیح است. یعنی مساله اینگونه نیست که جواب یا گزینه الف است یا ب. و حال بخواهیم ثابت کنیم که گزینه الف غلط است، پس گزینه ب حتما صحیح است.


    صحبت از محبوب بودن در نزد چند نفر نیست. بحث سر مقدسات یک ملت وامت است. یعنی طرف حاضر است بخاطر حفظ آن مقدسات دار وندارش فدا کند، آنوقت چطور بقیه را آزاد بگذارند تا به این مقدسات توهین کنند
    چندین بار عرض کردم که اینجا بحث بر سر مجازات کردن یا نکردن شخص نیست. بحث بر سر میزان مجازات است. یعنی ما فرض کردیم که باید فرد توهین کننده مجازات شود، حال بحث بر سر این بود که چرا اعدام؟
    مثلا فردی حاضر است دارو ندارش را برای خانواده اش فدا کند، آیا این شخص اجازه دارد کسی را که به خانواده اش توهین کند، به قتل برساند؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    در مورد حکم هم مگر چند درصد احکام ما از طریق حکم مستقیم عقل مشخص شده است؟ عقل یکی از ابزار فهم احکام است ولی قبل از آن قرآن وسنت قرار دارند.
    مشکل عمده ما این است که عقل را در مقابل نقل قرار می دهیم بطوری که عقل می شود برون دینی ونقل درون دینی، و این غلط است. چون عقل ونقل هر دو از جانب خداست وهر کدام راهی برای کشف احکام وحقایق هستند. در جایی که توان عقل نمی رسد پیامبر وائمه(ع) که عاقل ترین شخص عالم هستی می باشند این احکام را بیان می کنند.


    درست می فرمایید.
    کسی که اعتقاد دارد هر آنچه در اسلام و قرآن و سخنان پیامبر آمده صحیح است، لزومی به استفاده از عقل در احکام این چنینی ندارد. اگر بداند فلان نقل، مستدل است و همان بوده که خدا و پیغمبر گفته، دیگر بحثی برایش باقی نمی ماند.
    اما موضوع برای کسی پر اهمیت می شود که، برای او، حقانیت قرآن و اسلام با تکیه بر عقلش، ثابت نشده است. این شخص با بررسی احکام این چنینی، با عقل خودش، سعی میکند درک کند که آیا اسلام همانطور که ادعا میکند بی عیب و نقص است( چون از جانب خدا آمده) و یا دچار اشکالاتی است. اگر دچار اشکالاتی است ادعای آن مبنی بر الهی بودن از بین میرود.
    قوّت و استحکامِ روحِ هر انسان احتمالاً بايد با اين اندازه گرفته شود که او قادر به تحمّلِ چقدر «حقيقت» است يا به‌بيانِ دقيق‌تر او تا چه حدنياز دارد حقيقت برايش رقيق شده، مبدّل، تلطيف‌شده، ملايم و دروغ‌آميز شود.
    قوت روح شما چقدر است؟؟

  3. #63

    عضویت
    جنسیت تیر 1395
    نوشته
    506
    صلوات
    680
    حضور
    22 روز 12 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط B-neshan نمایش پست ها
    تعیین دقیق مجازات یک جرم نیازمند بررسی و تحقیق همه جوانب مساله است اما نتیجه این تعیین هرچه باشد، باید به گونه ای باشد که وضع کننده آن مجازات، بتواند از آن بدرستی دفاع کند. و ارتباطی منطقی بین میزان جرم و مجازات آن را آنچنان مشخص کند که عقلا آن ارتباط را درک کنند.. به عنوان مثال اگر کسی بگوید جریمه عبور از چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی، قطع یک دست و یک پای مخالف است، احتمالا بسیاری این جرم و جنایت را متناسب نمیبینند.
    درنهایت هرکس ادعایی میکند که من برای یک جرم خاص، فلان مجازات را در نظر گرفته ام، وظیفه اش استدلال درست در جهت نشان دادن تناسب جرم و مجازات است.
    جناب بی‌نشان، اگرچه پاسخ مرا نمی‌دهید، ولی این دلیل نمی‌شود من اشکالات سخنان شما را گوشزد نکنم ... این بایدها و نبایدها را از کجا آوردید؟ چرا فکر می‌کنید خدا باید به شما جوابگو باشد که هر هر حکمی را برای چه دستور داده است؟ ... در ضمن اینکه چرا فکر می‌کنید هر کسی که اسمش متفکر گذاشته شد و در میان عرف مردم از عقلا شمرده شد جزء کسانی است که خدا وظیفه دارد حکمت‌هایش را برای او شرح دهد؟ ... خدا وظیفه ندارد دلیل کارهایش را به ما بگوید (لَا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ، یعنی در آنچه که می‌کند بازخواست نمی‌شود و ایشان بازخواست می‌شوند)، اگر گفت لطف کرده است ولی وظیفه‌اش نیست، اما وظیفه‌اش هست (متناسب با عدالتش، همانطور که خودش این مطلب را بر خود واجب دانسته است) که بگوید اگر در این مورد از من اطاعت نکردید چه مجازاتی در انتظار شماست ...
    می‌بینید؟ ... شما هم مانند هر انسان دیگری یک سری باید و نباید در ذهنتان هست که دلیلی برایش ندارید، اگر از شما بپرسند حداکثر می‌گویید اینطوری به نظرم رسید، یا اینکه خیلی‌ها اینطور فکر می‌کنند، یا چیزهایی شبیه به این ... حال آنکه چنین فرضی را در چنین بحثی مانند یک اصل غیر قابل تردید مطرح می‌نمایید ... نوعاً این گونه بحث‌ها بر همین منوال است ... هر کسی یک سری مطلب را به عنوان اصل می‌پذیرد و بر مبنای آن‌ها وارد بحث می‌شود، ولو اینکه خودش هم فکر کند که مبنای بحثش خیلی بدیهی است ولی دلیلی ندارد که طرف مقابل هم همین نگاه را به مسأله داشته باشد ... بهتر است همه‌ی ما پیش از آنکه به بحث با دیگران بنشینیم اول برویم سراغ آن مواردی که در ذهنمان به صورت اصل در آمده است و همان‌ها را جستجو کنیم که چه مبنایی برایشان داریم ... مگرنه کارمان می‌شود مانند کسی که از چیزی دفاع می‌کند که خودش هم نمی‌داند چرا دارد از آن دفاع می‌کند ... این می‌شود مبنای یک بحث احساسی اگرچه ظاهرش خیلی هم متفکرانه و عاقلانه به نظر برسد ... جسارتم را ببخشید ... عادت کرده‌ام صریح صحبت کنم ... و البته هر چه که خطاب به شما و سایر دوستان گفتم را برای خودم هم روا می‌دانم ...
    مثلاً می‌دانم که اگر از قرآن دلیل بیاورم عده‌ای می‌گویند این یک بحث درون‌دینی است و برای ما قابل پذیرش نیست، ولی لااقل نزد خودم برای آنکه از قرآن دلیل بیاورم حجت دارم و می‌دانم که بحثم هر چه که باشد احساسی و روی هوا نیست ... حداقل می‌دانم چرا دارم از قرآن دفاع می‌کنم ... و لله الحمد ...
    ویرایش توسط نقطه : 1395/10/28 در ساعت 18:10
    همه را حلال کردم اگر چیزی بوده، لطفاً شما هم حلال کنید اگر چیزی دیدید، خدا خیرتان بدهد

    خدا همه‌ی ما رو هدایت کند و عاقبتمان را ختم به خیر کند ... ان شاء الله

  4. صلوات ها 3


  5. #64

    عضویت
    جنسیت مهر 1391
    علاقه
    .....
    نوشته
    301
    صلوات
    866
    حضور
    16 روز 9 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    جناب بی‌نشان، اگرچه پاسخ مرا نمی‌دهید،
    سلام بر شما. حمل بر بی ادبی نکنید اگر پست قبلی شما را پاسخ ندادم، پست قبلی شما را به دو دلیل جواب ندادم. اول اینکه حس کردم وارد بحث جانبی خواهم شد و بهتر است منتظر نتیجه بحث با کارشناس محترم باشم. در ثانی فرصت کافی برای تامل بر پست شما، برای من وجود نداشت.

    از دو منظر به موضوع نگاه کنیم.

    نخست:

    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    چرا فکر می‌کنید خدا باید به شما جوابگو باشد که هر هر حکمی را برای چه دستور داده است؟
    ببینید، ادعا این است که اسلام از جانب خدا آمده. خدایی عادل. اسلام ادعا میکند هرآنچه درآن است، عادلانه است. کسی هم که ادعایی میکند، طبیعتا باید در برابر پرسش هایی که پیرامون این ادعا؛ از او میشود پاسخگو باشد. در غیر این صورت ادعایش جز برای خودش ارزش ندارد.
    این حکم، چون یکی از مجموعه احکام اسلام است، شامل همان ادعای عادلانه بودن میشود. پس اگر کسی، سوالی در رابطه با چرایی و چگونگی عادلانه بودن این حکم در ذهنش ایجاد شد، بر او خرده نگیریم که رسم اندیشیدن "جان های آزاده" این چنین است!


    دوم اینکه:

    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    می‌بینید؟ ... شما هم مانند هر انسان دیگری یک سری باید و نباید در ذهنتان هست که دلیلی برایش ندارید، اگر از شما بپرسند حداکثر می‌گویید اینطوری به نظرم رسید، یا اینکه خیلی‌ها اینطور فکر می‌کنند، یا چیزهایی شبیه به این ... حال آنکه چنین فرضی را در چنین بحثی مانند یک اصل غیر قابل تردید مطرح می‌نمایید ... نوعاً این گونه بحث‌ها بر همین منوال است ... هر کسی یک سری مطلب را به عنوان اصل می‌پذیرد و بر مبنای آن‌ها وارد بحث می‌شود، ولو اینکه خودش هم فکر کند که مبنای بحثش خیلی بدیهی است ولی دلیلی ندارد که طرف مقابل هم همین نگاه را به مسأله داشته باشد ... بهتر است همه‌ی ما پیش از آنکه به بحث با دیگران بنشینیم اول برویم سراغ آن مواردی که در ذهنمان به صورت اصل در آمده است و همان‌ها را جستجو کنیم که چه مبنایی برایشان داریم ... مگرنه کارمان می‌شود مانند کسی که از چیزی دفاع می‌کند که خودش هم نمی‌داند چرا دارد از آن دفاع می‌کند ...
    من از چیز خاصی دفاع نمیکنم. حرف ساده ای هم میزنم. میگویم انسان ها آزادند هرچه میخواهند بکنند تا جایی که قانون گذار محدودیتی بر عمل آنها قرار نداده است.
    حال این قانون گذار هرکسی که باشد،( خدا، مجلس فانون گذاری یک کشور یا شهر، شورای ریش سفیدان قبیله و ...، ) بایدبتواند توضیح دهد که چرا فلان محدودیت را ایجاد کرده و آزادی ای را از انسانی سلب کرده. باید با دلایل عقلی ثابت کند که این محدودیت، چه خیر بزرگتری را میرساند و جلوی چه شری را میگیرد که لازم است باشد.

    -----------------------------------------
    به عنوان مثال،
    پلیس رانندگان را برای نبستن کمربند ایمنی جریمه میکند، کسی که این قانون را گذاشته باید بتواند مردم را قانع کند که چرا بستن کمربند ایمنی -که حافظ جان راننده است- ضروری است و نبستن آن مستوجب کیفر مالی است.
    راننده ای میتواند ادعا کند، جانی که دارم مال خودم است و اگر هم تصادف کنم و کمربند ایمنی نداشته باشم، خودم می میرم، به بقیه چه ارتباطی دارد! قانونگذار باید بتواند جواب این فرد را بدهد.!

    آزادی این فرد را گرفته اند، میخواهند جواب اش را هم ندهند؟ :) نمی شود که!

    -------------------------------------------


    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    جسارتم را ببخشید
    خواهش میکنم بزرگوار، چه جسارتی!
    =======


    توجه بفرمایید اسلام با وضع این احکام، آزادی هایی را محدود میکند، برای محدود کردن آزادی یک انسان -که آزاد به این دنیا آمده است-، نیاز به دلیل است. پرسیدن این دلایل اصلا چیز عجیبی نیست. چیز عجیب نداشتن جواب است.

    فکر میکنم، ایراد شما را درست متوجه شدم و امیدوارم از جواب من قانع شده باشید.
    قوّت و استحکامِ روحِ هر انسان احتمالاً بايد با اين اندازه گرفته شود که او قادر به تحمّلِ چقدر «حقيقت» است يا به‌بيانِ دقيق‌تر او تا چه حدنياز دارد حقيقت برايش رقيق شده، مبدّل، تلطيف‌شده، ملايم و دروغ‌آميز شود.
    قوت روح شما چقدر است؟؟

  6. صلوات


  7. #65

    عضویت
    جنسیت تیر 1395
    نوشته
    506
    صلوات
    680
    حضور
    22 روز 12 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط B-neshan نمایش پست ها
    سلام بر شما. حمل بر بی ادبی نکنید اگر پست قبلی شما را پاسخ ندادم، پست قبلی شما را به دو دلیل جواب ندادم. اول اینکه حس کردم وارد بحث جانبی خواهم شد و بهتر است منتظر نتیجه بحث با کارشناس محترم باشم. در ثانی فرصت کافی برای تامل بر پست شما، برای من وجود نداشت.
    از دو منظر به موضوع نگاه کنیم.

    نخست:

    ببینید، ادعا این است که اسلام از جانب خدا آمده. خدایی عادل. اسلام ادعا میکند هرآنچه درآن است، عادلانه است. کسی هم که ادعایی میکند، طبیعتا باید در برابر پرسش هایی که پیرامون این ادعا؛ از او میشود پاسخگو باشد. در غیر این صورت ادعایش جز برای خودش ارزش ندارد.
    این حکم، چون یکی از مجموعه احکام اسلام است، شامل همان ادعای عادلانه بودن میشود. پس اگر کسی، سوالی در رابطه با چرایی و چگونگی عادلانه بودن این حکم در ذهنش ایجاد شد، بر او خرده نگیریم که رسم اندیشیدن "جان های آزاده" این چنین است!

    دوم اینکه:


    من از چیز خاصی دفاع نمیکنم. حرف ساده ای هم میزنم. میگویم انسان ها آزادند هرچه میخواهند بکنند تا جایی که قانون گذار محدودیتی بر عمل آنها قرار نداده است.
    حال این قانون گذار هرکسی که باشد،( خدا، مجلس فانون گذاری یک کشور یا شهر، شورای ریش سفیدان قبیله و ...، ) بایدبتواند توضیح دهد که چرا فلان محدودیت را ایجاد کرده و آزادی ای را از انسانی سلب کرده. باید با دلایل عقلی ثابت کند که این محدودیت، چه خیر بزرگتری را میرساند و جلوی چه شری را میگیرد که لازم است باشد.

    -----------------------------------------
    به عنوان مثال،
    پلیس رانندگان را برای نبستن کمربند ایمنی جریمه میکند، کسی که این قانون را گذاشته باید بتواند مردم را قانع کند که چرا بستن کمربند ایمنی -که حافظ جان راننده است- ضروری است و نبستن آن مستوجب کیفر مالی است.
    راننده ای میتواند ادعا کند، جانی که دارم مال خودم است و اگر هم تصادف کنم و کمربند ایمنی نداشته باشم، خودم می میرم، به بقیه چه ارتباطی دارد! قانونگذار باید بتواند جواب این فرد را بدهد.!

    آزادی این فرد را گرفته اند، میخواهند جواب اش را هم ندهند؟ :) نمی شود که!

    -------------------------------------------


    خواهش میکنم بزرگوار، چه جسارتی!
    =======


    توجه بفرمایید اسلام با وضع این احکام، آزادی هایی را محدود میکند، برای محدود کردن آزادی یک انسان -که آزاد به این دنیا آمده است-، نیاز به دلیل است. پرسیدن این دلایل اصلا چیز عجیبی نیست. چیز عجیب نداشتن جواب است.

    فکر میکنم، ایراد شما را درست متوجه شدم و امیدوارم از جواب من قانع شده باشید.
    سلام جناب بی‌نشان و ممنون از جوابتان،
    اینکه حق دارد سؤال کند که شکّی درش نیست، ندانستن عیب نیست و نپرسیدن عیب است در این زمینه کاملاً قابل پذیرش است ... حتی در ذیل اینکه خداوند فرموده است «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» در روایت وارد شده که سؤال پرسیدن در هر زمینه‌ای که نمی‌دانیم واجب است، واجب شرعی، این جمله‌ی قرآن صیغه‌ی امر دارد ... ولی اینکه باید جواب هم داده بشود وضعش فرق دارد، چنانکه در ادامه‌ی همان روایت پرسیده شده که وقتی پرسیدن سؤال بر ما واجب است آیا پس دادن جواب هم بر شما واجب است؟ جواب دادند که نه، برای ما خداوند اینطور فرموده است که «هَـٰذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ» ... خداوند هم اجباری ندارد که جوابی به ما بدهد ... همین‌قدر که ما بدانیم یک دستور از طرف خداست باید برای واجب شدن یک حکم بر مخاطب آن کافی باشد ... شرط اطاعت کردن از کسی که می‌دانیم واجب‌الأطاعة است دانستن وظیفه‌ای است که او برایمان تعیین کرده است، نه دانستن اینکه او به چه دلیلی آن حکم را بر ما قرار داده است ... آیا شما می‌توانید ایرادی به این مطلب بگیرید؟ ... توجه داشته باشید که وقتی دانستیم که خداوند واجب‌الإطاعة است دیگر می‌دانیم که اطاعت از او واجب است، چون خداست، چون بی‌نیاز است و اگر دستوری بدهد برای نیازهایی که خودش داشته باشد نیست، چون عالم و حکیم است و اگر جایی ما ندانیم چرا طور خاصی حکم داده است لااقل می‌دانیم که کار خدا بی‌حکمت و بی‌‌دلیل نیست ... بنابراین تنها سؤالی که واجب است پاسخ داده شود این است که از کجا بدانیم که خداوند واجب‌الأطاعة است، آیا قبول دارید که اگر جواب این سؤال داده شود دیگر برای عمل کردن به دستورات او نیازی نیست که اگر از او سؤالی پرسیدیم حتماً جواب بدهد تا عادل محسوب گردد؟

    همه را حلال کردم اگر چیزی بوده، لطفاً شما هم حلال کنید اگر چیزی دیدید، خدا خیرتان بدهد

    خدا همه‌ی ما رو هدایت کند و عاقبتمان را ختم به خیر کند ... ان شاء الله

  8. صلوات


  9. #66

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,637
    صلوات
    7366
    حضور
    39 روز 16 ساعت 46 دقیقه
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط B-neshan نمایش پست ها
    یکی از فرض های این استدلال این است که: مردم خواهان اعدام شخص توهین کننده به مقدساتشان هستند. این طرز تفکر مردم از کجا به وجود آمده؟ از اعتقادی که اسلام به انها داده است. یعنی اگر اسلام از ابتدا به انها یاد نمی داد که مجازات توهین کننده اعدام باشد،
    این فرضیات شما علی الظاهر طبق نتیجه ای که می خواستید برسید درست شده است. والادر سخن ما چنین فرضیاتی وجود ندارد. ما گفتیم برخورد مناسب، الان مراجع تقلید هم برای مردم عزیز هستند ولی کسی بخاطر توهین به یک مرجع اعدام نمی شود. ما گفتیم اگر قانونی برای مقابله با متخلف نباشد جامعه به هرج ومرج کشیده می شود چون هر کس طبق برداشت خود قانون اجرا می کند مثل برخی از این فیلمهای هندی، اما اینکه حکم توهین به کی اعدام است وحکم کدام زندان وغیره است. با قانون است. قانون با توجه به مصالح اجتماعی خودش چنین تشخیص داده است که حکم توهین به پیامبر عدام است. حال حکمت این حکم چیست بنده دقیقا نمی دانم، وچه بسا بخاطر جایگاه والای ایشان باشد، وبعنوان یک پیامبر برای یک امت همانند سایر انبیاء که حک توهین به آنها هم اعدام است. تا کسی جرات نکند با اول شخص یک امت دربیفتد واحساسات میلیونها ویا میلیاردها طرفدار او را جریحه دار کند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط B-neshan نمایش پست ها
    عرایض بنده راهکارهای برای مجازات شخص توهین کننده نبود و صرفا برای نشان دادن راههای متنوع و گوناگون برای مجازات و ایجاد سوال برای خواننده بود. هرچند حتی اگر این راه را هم به عنوان پیشنهاد من برای نوعی مجازات در نظر بگیرید، با رد کردن این راهکار( توهین متقابل به شخص توهین کننده)، دلیلی نمی شود که اعدام کردن راهکار صحیح است. یعنی مساله اینگونه نیست که جواب یا گزینه الف است یا ب. و حال بخواهیم ثابت کنیم که گزینه الف غلط است، پس گزینه ب حتما صحیح است.
    در نظر داشته باشید که ما دراحکام متعبد هستیم. واینطور نیست که حکمت تمام احکام برای ما روشن باشد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط B-neshan نمایش پست ها
    حال بحث بر سر این بود که چرا اعدام؟
    مثلا فردی حاضر است دارو ندارش را برای خانواده اش فدا کند، آیا این شخص اجازه دارد کسی را که به خانواده اش توهین کند، به قتل برساند؟
    حکم هر توهینی اعدام نیست که بخواهیم چنین مقایسه کنیم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط B-neshan نمایش پست ها
    اما موضوع برای کسی پر اهمیت می شود که، برای او، حقانیت قرآن و اسلام با تکیه بر عقلش، ثابت نشده است. این شخص با بررسی احکام این چنینی، با عقل خودش، سعی میکند درک کند که آیا اسلام همانطور که ادعا میکند بی عیب و نقص است( چون از جانب خدا آمده) و یا دچار اشکالاتی است. اگر دچار اشکالاتی است ادعای آن مبنی بر الهی بودن از بین میرود.
    اسلام مراحلی دارد، در اعتقادات هیچ کس حق تقلید ندارد وباید خود با تحقیق به آنها وحقانیت شان برسد. وقتی اصول برای کسی منطقی بود در فروعات می داند که همان خدا ونبی حکیم هستند وحکمی بدون دلیل بیان نمی کنند واهل ظلم هم نیستند. لذا این حکم هم حکمتی دارد که یا بخاطر بسته شدن درب علم که اهلبیت(ع) باشند وخفقانی که برای آنها وجود داشت. ویا عدم ظرفیت عقلی ما به دست ما نرسیده است.

    چرا باید کسی که به مقدسات توهین می کند اعدام شود؟
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  10. #67

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,637
    صلوات
    7366
    حضور
    39 روز 16 ساعت 46 دقیقه
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط B-neshan نمایش پست ها
    حال این قانون گذار هرکسی که باشد،( خدا، مجلس فانون گذاری یک کشور یا شهر، شورای ریش سفیدان قبیله و ...، ) بایدبتواند توضیح دهد که چرا فلان محدودیت را ایجاد کرده و آزادی ای را از انسانی سلب کرده. باید با دلایل عقلی ثابت کند که این محدودیت، چه خیر بزرگتری را میرساند و جلوی چه شری را میگیرد که لازم است باشد.
    این درصورتی است که قانون گذار مجال داشته باشد. ائمه ما که عالمان به تمام حقایق اسلام بودند چقدر مجال برای بیان حقایق دشتند؟ وچقدر مردم از آنها در مقابل ستمگران حمایت کردند تا همه حقیقت ها گفته شود؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط B-neshan نمایش پست ها
    توجه بفرمایید اسلام با وضع این احکام، آزادی هایی را محدود میکند، برای محدود کردن آزادی یک انسان -که آزاد به این دنیا آمده است-، نیاز به دلیل است. پرسیدن این دلایل اصلا چیز عجیبی نیست. چیز عجیب نداشتن جواب است.

    فکر میکنم، ایراد شما را درست متوجه شدم و امیدوارم از جواب من قانع شده باشید.
    فرمایش بسیاری زیبا ودرستی است. اما دقت داشته باشید خدایی که آفریدگار انسان است حق دارد محدودیتهایی در راستای منافع خود انسان برای او قرار دهد. در عین حال زندگی اجتماعی بدون محدودیت امکان ندارد به سرانجام برسد. قوانین هم همین محدودیت ها هستند. وقانونگذار برای ما اسلام می باشد.
    چرا باید کسی که به مقدسات توهین می کند اعدام شود؟
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


صفحه 7 از 7 نخست ... 567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 61

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود