صفحه 8 از 8 نخست ... 678
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قدرتِ سیاسی ، اجتماعیِ زن در اسلام

  1. #71

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    195
    حضور
    61 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    54
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    417



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    با دغدغه های لطیف و ارزشمند شما موافقم و این جزو آمال و آرزوهای جامعه اسلامی است.
    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    با تزریق و احیاء روح این دغدغه مندی در جامعه با شما کاملاً موافقم
    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    حکومت اسلامی باید برای رفع بسیاری از آسیبهایی که متأسفانه شاهد آن هستیم هم در فضای دانشگاهی و هم فضای کار و اشتغال، ساز و کار مناسبی را ایجاد کند تا مشکلات موجود به حداقل ممکن برسد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    البته هر قدر زن و مرد از اختلاط پرهیز کنند بهتر و به مطلوب نزدیکتر است
    سلام خدمت شما

    ما نیز همین ها را عرض کردیم بزرگوار
    فقط از این جهت انتقاد کردیم که چرا این "اصل" و "مطلوبی" که مورد نظر شما و ماست هیچ اشاره ای به آن نشد
    هر دسته ای از افراد ممکن است متن شما را مشاهده کنند... مخاطب شما نباید فقط افراد سطح پایینی که در همان مرحله حجاب اولیه هم مشکل دارند باشند
    شما "اصل" را بیان کنید... آن موقع هر که داشت هوس کرب و بلا بسم الله ...
    اینگونه نباشد که علاوه بر بیان نکردن اصل به خاطر نداشتن ظرفیت جامعه، آن را هم افراط و کم اهمیت جلوه دهیم

    ضمن احترام و ادب، از پست های چند صفحه قبل شما هیچ برداشتی از این موضوع نبود که بهتر و افضل تر برای یک زن دقیقا چیست ... شاید فرموده اید و بنده توانایی فهمش را نداشتم

    پس لطفا موضع را واضح اعلام کنید تا مخاطبین بدانند بعضی از کارهای خودسرانه ای که وجود دارد، آنقدر ها هم با ارزش و مقدس نیست و کارهای با ارزش تر از این نیز هست!
    بعید میدانم این باعث دین گریزی شود وقتی حدها مشخص باشند که مثلا فلان طور رفتار کردن حد واجب و جایز است، البته مطلوب تر فلان کار است چون مثلا فلان و فلان و فلان مشکل را ندارند...

    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    حکایت چنین تمنا و انتظاری بمثابه آنست که کسی هنوز در قبول و پذیرش ولایت امامان اشکال و شائبه دارد بخواهیم وی را به قبول ولایت فقیه وادار کنیم و یا در خواندن نمازهای یومیه اش ساهل و کاهل است وی را به نماز جماعت و جمعه سوق دهیم
    بزرگوار این صحبتتان درست است... اما به نظر حقیر این نباید به شکلی مطرح گردد که برخی فکر کنند نماز جماعت و مستحبی مختص زمان گذشته بوده و الان دیگر جایگاهی ندارد! (مانند خیلی ها که مسئله عفت مطلوب فاطمی و زینبی سلام الله علیمها را فقط مختص اوایل اسلام میدانند )

    اینگونه همه چیز در حد شرعیات آن هم ظاهر شرع باقی خواهد ماند
    یاعلی
    ویرایش توسط کهف الحصین : ۱۳۹۵/۱۱/۰۳ در ساعت ۲۰:۲۸

    گذشته را شخم نزن مگر این که بخواهی در آن بذری برای آینده بهتر بکاری!

  2. صلوات ها 3


  3. #72

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,313
    حضور
    28 روز 14 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3563



    با سلام و تشکر مجدد از همه عزیزان و کاربران گرامی که با مشارکت فعالشان در بحث، مباحث خوب و مفیدی را رقم زدند، اگر عزیزان، مطلب خاص جدید و یا سؤال و نکته ای که در ارتقاء مباحث پیشین مؤثر باشد دارند ظرف 48 ساعت آینده بفرمایند در غیراینصورت، همکاران محترم اجرایی، تایپیک را جهت جمعبندی خواهند بست.

    ملتمس دعا ...

    بنام حضرت دوست قدرتِ سیاسی ، اجتماعیِ زن در اسلام

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  4. #73

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11400



    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام جناب مشکور
    بنده فقط یک مطلب عرض میکنم..
    اگر آن پاسخگوی محترم که بنده دستشون رو میبوسم،مثل شما پاسخ میدادند (قطعا شما پاسخ این سوال را اینگونه که ایشان پاسخ دادند پاسخ نمیدادید)و تفکر شما مبنی بر رعایت مصالح و محافظه کار بودن با توجه به شرایط جامعه را در پاسخشان لحاظ میکردند و اینگونه پاسخ نمیداند:
    نقل قول نوشته اصلی توسط nobelist نمایش پست ها
    ک تجربه شخصی: با شماره 09640 بخش اخلاق تماس گرفتم و پرسیدم که من دکترا در یک رشته دارم. فوق لیسانس رشته دیگر را هم دارم. و حالا می خواهم سرکار بروم ولی می ترسم که جای یک پسر را بگیرم و وجدانم در عذاب است. کارشناس در نهایت صبر و درایت پاسخ جالبی داد: " متاسفانه یک بادی در جامعه آمده که دارد همه را با خودش می برد، خانم محترم اولویت زندگی شما آمادگی برای همسر شدن و مادر بودن و تربیت فرزند است. نه این که تمام جوانیت را صرف تحصیل و گرفتن فلان مدرک و شاگرد اولی و ... بکنی. کاری که شما کردی گناه ندارد اما کاری نیست که خدا به شما دستور داده. مثل آن می ماند که من به فرزندم بگویم که برو برایم آب بیاور و او برود و شروع به شستن ظرف ها کند، کارش ناپسند نیست اما چیزی نیست که من خواسته باشم. شما خواسته های خدای متعال را درباره خود پشت سر انداخته و به کارهای دیگر مشغول شده اید، تازه معلوم نیست که آیا خدا می پسندد که با این همه نامحرم سرو کله بزنید و برای خود موقعیت اضطرار برای گفتگو و فعالیت ایجاد کنید یا خیر. "
    من واقعا نمیدانم که به حرفهای کدام کارشناسان دینی می توان اعتماد کرد. یک کارشناس اینطور راهنمایی میکند و کارشناس دیگر آنقدر محافظه کارانه سوال شما را جواب میدهد که نکند خدای ناکرده شما ذره ایی متوجه شوید که بالاخره باید چه کنید و چطور باید راه سعادت و عاقبت بخیری تان را پیدا کنید. من متاسفانه گاها تناقضات 180 درجه ایی در برخورد کارشناسان معتبر دینی با این قضیه را مشاهده کرده ام.
    قطعا کاربر محترمی که بالاترین مدارج علمی را پیموده اند به چنین معرفت عمیقی نمیرسیدند:

    نقل قول نوشته اصلی توسط nobelist نمایش پست ها
    قبول کنیم که در این کشور جهان سومی ما شغل برای همه وجود ندارد . تعداد زیادی از زنها چه کسانی که تحصیلات عالیه دارند و در مشاغل خاص و مرتبط مشغول هستند و چه کسانی که تحصیلات کمتری دارند و در مشاغلی نظیر حسابداری و منشی گری و ... مشغول هستند جای مردها را گرفته اند و من واقعا این موضوع را دیده ام.
    نقل قول نوشته اصلی توسط nobelist نمایش پست ها
    من خودم خیلی ناراحت می شوم وقتی می بینم که این ها در ظاهر زندگی بسیار عاشقانه ای دارند اما در باطن برخی وقتها ذهنشان سمت کس دیگری می رود.
    و ایشان که یکی از کسانی هستند که با توجه به تحصیلات عالیه ایشان ،با توجه به تفکر شما باید خیلی ملاحظه اشان را کرد،به خود شما جهت کتمان انچه خودتان فرمودید الزامات جامعه، اشکال نمیکردند که:

    نقل قول نوشته اصلی توسط nobelist نمایش پست ها
    جناب مشکور خواهش میکنم اندکی واقع بین باشید
    لذا از عکس العمل جامعه نترسید،جامعه ی زخم خورده و سوخته...منتظر دلیل است..منتظر تحلیل است،نه توجیه و محافظه کاری..
    جامعه آماده است که بگوید،حق با شماست،من اشتباه کردم،اشتباه رفتم..
    این فرصت را از او نگیریم...وگرنه خودمان هم منزوی میشویم

    ویرایش توسط تنهاترین سردار : ۱۳۹۵/۱۱/۰۸ در ساعت ۱۵:۲۴

    "و روی انها ما زالت بعد ابیها معصبه الراس ، ناحله الجسم ، منهده الرکن ، باکیه العین ، محترقه القلب .."

    ناحلة الجسم یعنی.... ---------------------
    باکیة العین یعنی ...
    نحیف و دلشکسته میری-------------- بارون غصه ها می باره
    جوونی اما مادر پیری---------------- چشای مادر ما تاره
    بهونه ی سفر می گیری--------------- دیگه علی شده بیچاره

  5. صلوات ها 2


  6. #74

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,313
    حضور
    28 روز 14 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3563



    نقل قول نوشته اصلی توسط تنهاترین سردار نمایش پست ها
    لذا از عکس العمل جامعه نترسید،جامعه ی زخم خورده و سوخته...منتظر دلیل است..منتظر تحلیل است،نه توجیه و محافظه کاری..
    جامعه آماده است که بگوید،حق با شماست،من اشتباه کردم،اشتباه رفتم..
    این فرصت را از او نگیریم...وگرنه خودمان هم منزوی میشویم
    با سلام و تشکر از شما برادر بزرگوار

    ملالی نیست اگر رویکرد بنده را محافظه کارانه قلمداد کنید لکن مکرر گفته ام و مجددا تکرار می کنم انسان، چه زن باشد چه مرد و در هر مقام و جایگاهی که باشد تکالیفی دارد اولاً و بالذات مأمور و موظف به انجام و به ثمر رساندن آن وظایف است و در وهله ی بعدی تلاش در جهات و حیثیات دیگر زندگی اگر معارض با تکالیف و رسالتهای اصلی اش نداشته باشد بلامانع است البته آنهم با رعایت حدود و شرایطش، اگر بدون توجه به آن رسالتها و وظایف اصلی اش وارد عرصه های فرعی شود و یا حدود و شرایط لازمه را رعایت نکند قطعاً مسئول است.

    در خصوص زنان، حکایت همچنین است؛ زن اولاً و بالذات وظایف و تکالیفی بسته به اقتضائات وجودی اش دارد اگر به آن لوازم و اقتضائات وجودی اش توجه و اهتمام داشت و در بدو ورود به عرصه های دیگر (فعالیت های جانبی و فرعی) ملاحظات و شرایط و سنخیت داشتن با وظایف اصلی را رعایت کرد، اینکه متعارض و مخل نباشد! چه اشکالی دارد در آن عرصه ها هم حضور و فعالیت داشته باشد و ما محدوده تلاش و فعالیت وی را صرفاً بدلیل زن بودن و لطافت وجودی اش و احیاناً آسیبهایی که بدلیل عدم رعایت خیلی ها (بانوان عدم راعی) متوجه فرد و جامعه شده را متوجه جامعه بانوان مسئول، راعی و وظیفه شناس نکینم و همه را با یک چوب نرانیم.

    در هر حال، دغدغه مندی شما قابل ستایش است، لکن باید شرایط و اقتضائات و آسیبها و مشکلات را تبیین نمود نه اینکه بدلیل رؤیت آثار شومی که از حضور زنان عدم راعی و غیرپرهیزکار متوجه جامعه شده، دچار انفعال شده و راهکار حل بحران را به تحدید و قطع مطلق نفس حضور و فعالیت زن در جامعه حکم کنیم.

    موفق باشید ...

    بنام حضرت دوست قدرتِ سیاسی ، اجتماعیِ زن در اسلام

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  7. صلوات ها 3


  8. #75

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,313
    حضور
    28 روز 14 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3563

    راهنما جمعبندی بحث قدرت سیاسی، اجتماعی زنان در اسلام




    بنام خدا

    سؤال:
    قدرت طلبی برای زنان تا چه حدودی ( در ابعاد سیاسی و اجتماعی ) جایز است؟ آیا زن می تواند برای رسیدن به قدرت، از همۀ ابزارهای مشروع استفاده کند؟ آیا امروزه بنابر مصلحتِ زمان ، نفوذ و حضور زن در عرصۀ قدرت سیاسی منفعتِ بیشتری ندارد؟ آیا این نگرش ( قدرتِ سیاسیِ برتر برای زن ) فمنیستی است؟

    جمعبندی:

    سلام و ادب

    پاسخ به سؤالات شما مستلزم توجه به مقدمات و نکاتی است که در ادامه تقدیم می گردد:

    اول. در اسلام هيچ گونه تبعيضي بين مرد و زن وجود ندارد؛ بلكه در جنبه‏ هاي مختلفي از تساوي برخوردارند: در آفرينش؛ در جنبه‏ هاي رواني و معنوي، در شئون همسري، در همدوشي با مردان در زمينه‏ هاي مختلفي از سير و سلوك گرفته تا استقلال اقتصادي و... . (1)؛ اما هرگز نبايد بين «تساوي» يا «تشابه» اشتباه كرد؛ در اينكه زن و مرد داراي تساوي در حقوق و انسانيت اند، جاي بحث نيست؛ ولي اين سخن به معناي تشابه در حقوق نيست: اصل اين است كه مرد و زن به كمال مقدر خود برسند؛ ولي هر كدام در نظام خاص زيستي، عاطفي و رواني خود.(2)

    دوم. آنچه که در اسلام به آن توجه خاص شده ـ مسئلة تفاوت هاي روحي و جسمي زنان و مردان و تفاوت وظايف آنان است. حقيقت غير قابل انكار اين است كه مرد و زن از نظر جسمي و شرايط فيزيولوژيك، با يكديگر متفاوت‏اند و هر يك براي انجام دادن وظايف ويژه‏اي آفريده شده‏ اند. اينكه برخي اصرار دارند اين دو جنس را مساوي در همه چيز قلمداد كنند، اصراري به دور از واقعيت است و مطالعات مختلف علمي آن را انكار مي‏كند.(3)

    سوم. در پاسخ به سؤال اول و دوم شما گفتنی است: اصولاً در نگاه اسلام صرف تلاش برای رسیدن به قدرت، چندان ممدوح نیست و در این مقوله تفاوتی بین مردان و زنان نیست. زیرا چنین رویکردی(قدرت طلبی) در اکثر موارد معمولاً به فساد می انجامد بلکه از منظر اسلام، آنچه باید از نگاه مسلمانان و جامعه ایمانی در مسیر کسب قدرت، مورد توجه باشد اولاً خلوص نیت و لله بودن، ثانیاً تلاش برای حفظ و اعتلای اهداف مقدس اسلام و ترویج روح ارزشهای متعالی دین و ثانیاً در راستای ارتقاء روح انسانیت و تولید خدمت است. با این ملاحظات و با رعایت برخی شرایط در محدوده ای که خواهیم گفت؛ زنان نیز می توانند دوشادوش مردان در امور حکومت و فعالیت های گوناگون سیاسی و اجتماعی نقش و حضوری فعال داشته باشند.

    چهارم. سوم. البته واقعيت اين است كه جنس زن براي انجام دادن وظايف متفاوتي با مرد آفريده شده و به همين دليل احساسات متفاوتي دارد. قانون آفرينش، گرمي كانون خانواده و پرورش نسل‏ها را بر عهده او گذاشته و به همين دليل سهم بيشتري از عواطف و احساسات به او داده است. در حالي كه وظايف خشن و سنگين اجتماعي، بر عهده جنس مرد گذاشته شده و سهم بيشتري از دورانديشي (و تدبیر) به او اختصاص يافته است. بنابراين اگر بخواهيم عدالت را اجرا كنيم، بايد پاره‏اي از وظايف اجتماعي ـ كه نياز بيشتري به انديشه و مقاومت و تحمّل شدايد دارد ـ بر عهدة مردان گذاشته شود و وظايفي كه عواطف و احساسات بيشتري را مي‏طلبد، بر عهدة زنان.(4)

    پنجم. زنان مؤمن جامعه ما از قبل از پیروزی انقلاب با حضور فعال و نقش اساسی شان، دوشادوش مردان، سهم بسزائی در پیروزی انقلاب داشتند بعلاوه بعد از وقوع انقلاب اسلامي تا کنون، زنان کشورمان به صورت گسترده و چشمگيري در فعاليت هاي سياسي و اجتماعي مختلف، حضور داشته و دارند به نحوي که به هيچ وجه قابل مقايسه با قبل انقلاب و با ساير کشورهاي منطقه نيست، اما در عين حال نگاهي به اهداف والاي نظام و انقلاب اسلامي و مقايسه آن با واقعيات موجود، بيانگر اين است که زنان به مراتب مي توانند نقش و کارکردهاي مهم تر و فعال تري در جامعه ايفا نمايند. و حضور و فعالیت فعال زنان در مسائل سیاسی و اجتماعی صرفاً بمعنای تصرف مشاغل مهم حکومتی نیست. البته به غير از مشاغل خاصي نظير مرجعيت، قضاوت، امامت ظاهري و رهبري و رياست جمهوري ـ كه به دليل ويژگي‏هاي خاص اين مشاغل از يك سو و خصوصيات روحي و عاطفي زنان از سوي ديگر ـ در ساير فعاليت‏هاي اجتماعي و سياسي، هيچ گونه محدوديتي براي زنان، از صدر اسلام تاكنون وجود نداشته است. براساس آموزه‏هاي اسلامي، زنان نيز مانند مردان حق دارند تا انتخاب گر باشند و مخالفت يا موافقت خويش را با نظام حاكم بيان كنند.(5)

    ششم. البته برای حضور و فعالیت های سیاسی، اجتماعی زنان، دو شرط اصلي وجود دارد: 1. رعايت عفت، حجاب و شئون اسلامي، 2. حفظ حقوق شوهر و فرزندان و نهاد خانواده. اگر اين نكات در مشاركت سياسي، اجتماعي زنان رعايت شود، می توان بالنسبه و بقدر ضرورت، از ظرفیت زنان در فعالیت های سیاسی اجتماعی و حتی مدیریتی کلان استفاده کرد و اگرآن شرایط رعایت نشود، همان آثار منفي را در پي خواهد داشت كه در كشورهاي غربي شاهد آن هستيم. آنها نيز هم اكنون در حال بيداري و بازگشت از اين مسير انحرافي مي‏باشند: چنان که براساس آمار، دو سوم زنان انگليسي، خانه دار بودن را به اندازه شغل بيرون از منزل مهم و مفيد مي‏دانند و معتقدند: مسئوليت آنان در داخل خانه است و كسب درآمد و روزي، وظيفه مردان. همچنين در آمريكا بسياري از زناني که فرزند كوچك دارند، مشاغل خود را رها كرده و به مادران تمام وقت تبديل شده‏اند.(6) خانم «ويجديس فينبو گادوتيو» ـ نخستين زني كه رئيس جمهور ايسلند شد ـ پس از پايان دوره رياست جمهوري خود، اعلام كرد: حاضر نيست در دوره بعدي در انتخابات شركت كند؛ چون به نظر او «كار در خانه به مراتب آسان‏تر و لذت بخش‏تراست و در قبال مردم مسئوليت داشتن كمر شكن است، مردم نمي‏دانند كه داشتن يك مقام عمومي، چه قدر دردسر و خودخوري دارد. نه تنها بايد از منافع كشور دفاع كند؛ بلكه بايد مراقب تاريخ هم باشد تا بعد او را مورد انتقاد قرار ندهند و مسئول خرابي‏هاي آينده ندانند».(7) اين نمونه عیتی دقیقاً مؤیدی بر فرمايش امام علي(ع) در 1400 سال پيش است كه درباره مشاغل سياسي و اجتماعي زنان فرمود: «المراة ريحانه و ليست بقهرمانه»؛ «زن گلي خوشبو است و قهرماني زورمند نيست».(8) از اینرو بدلیل سنگینی فوق العاده برخی مناصب سیاسی و اجرائی و بقول شما (قدرت برتر) گرچه بتواند از عهده اداره امور و انجام مسئولیت بخوبی برآید لکن بدلیل همان روحیه لطیف و حساسی که در بیان حضرت مولا (ع) نیز گذشت، ورود آسیب و انقلاب روحی از لطافت و ریحانه بودن به سختی و زمختی گریز ناپزیر است.

    هفتم. بهترین نگاه در باب میزان حضور و فعالیت زنان در عرصه مسائل سیاسی و اجتماعی نگاه اعتدالی به قضیه است، اسلام از یکسو مخالف نگاه تفریطی عدم برخورداری زنان از سهم و نقش حضور در مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. و از سوی دیگر به دلیل همان محدودیت ها و شرایطی که در باره روحیه زنان یادآور شدیم با حضور و برخورداری صددرصدی و همه گیر در همه عرصه های حکومتی و سیاسی و اجتماعی زنان و به عبارت شما (دستیابی زنان به قدرت سیاسی برتر) مخالف است(نفی افراط) و چنین نگرشی بدون شک، شائبه ی اصراری که از سوی جریانات فمینستی پیگیری می شود را تشدید می کند.

    هشتم. بی شک اگر چنین انتظاری در جامعه دینی ما ایجاد شود که زنان جامعه ما نیز حق دارند در تمام عرصه های کلان سیاسی دوشادوش مردان حضور و نقش فعال داشته باشند (گرچه تا حدود زیادی شاهد چنین پدیده ای هستیم) نقش اصلی زنان که مورد تأکید قرآن و سنت بوده و هست روز به روز کمرنگ و کمرنگ تر خواهد شد و شاهد آن خواهیم بود که خانواده و امر تربیت و حرارت بخشی آن بشدت تضعیف شده و یا بمرور چیزی از آن باقی نخواهد ماند.

    نهم. علاوه بر مطالبی که بیان شد لازم بذکر است از گذشته تاریخ، وظیفه انجام امور سخت و دشوار، مسئولیت های بیرونی (تدبیر سیاست و مدن) و امر نان آوری بر دوش مردان بوده و امور تدبیر منزل بر عهده زنان، حال اگر چنین وضعیتی منقلب شود و فرهنگی ایجاد شود که زنان نیز همپای مردان بالسویه بدنبال کسب سهم خود در امور سیاست و مدن یعنی مسائل سیاسی و اجرائی و نظائر آن در همه عرصه ها باشند با توجه به اینکه معمولاً مسئولیت نان آوری و تشکیل و اداره امور خانواده بر عهده مردان است، مشاغل و مناصب حکومتی و کارهای بیرون از خانه نیز باید بطور مساوی بین زنان و مردان تقسیم شود. اگر چنین وضعیتی در جامعه حاکم شود جمعیت غالب مردان که وظیفه و مسئولیت تشکیل خانواده و نان آوری را دارند بیکار خواهند بود به تبع آن، امکان ازدواج و تشکیل خانواده برای بسیاری فراهم نخواهد بود و در منطق ازدواج، بسیاری از خانواده ها و زنان که واجد موقعیت شغلی هستند حاضر به ازدواج با چنین مرد بیکاری نمی شوند. از سوی دیگر، در چنین شرایطی دختران و زنان به عشق رسیدن به موقعیتهای شغلی بالا جز به ادامه تحصیل و کار و تلاش بیشتر در بیرون نمی اندیشند و با چنین نگرشی معمولا به ازدواج به چشم محدودیت نگریسته و حتی الامکان از ازدواج امساک می کنند. در نهایت، همه این حوادث و اتفاقات و نتایج نامبارک، نظام فرد، خانواده و جامعه را تهدید می کند و دود همه اینها به چشم فرد فرد جامعه خواهد رفت.

    دهم. در مأموریت های مختلفی که پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) بعنوان الگوهای عملی به نمایندگان خود می سپردند، یا در اداره جنگ ها، اقدامات اجرائی حکومت و نظائر آن، تماماً حضور و نقش آفرینی مردان ثابت است و زنان نقش یاری رسانی و پر کردن برخی خلاءها را عهده دار بودند چنانکه در برخی مثالها گفته شد نظیر امر درمان مجروحین و سایر کمکهایی که ما در دوران دفاع مقدس خودمان توسط زنان متعهد شاهد بودیم. بی شک، زنان در عرصه های تربیتی قدرت برتر هستند اگر به شأن ومنزلت خود توجه داشته باشند. از طرفی زنان در عرصه های مختلف علمی، اقتصادی، ورزشی و بسیاری از فعالیت مفید اجتماعی و حتی برخی عرصه های مدیریتی می توانند برتر باشند اما بدلایلی که در پستهای قبل اشاره کردیم نه مصلحت و نه منفعت، ایجاب نمی کند که زنان در همه عرصه های حکومتی و سیاسی جواز حضور داشته باشند.

    یازدهم. اینکه در باره فعالیت های سیاسی و اجتماعی حضرت زهرا و حضرت زینب (علیهاسلام) که الگو و اسوه زنان هستند مطالبی اظهار می شود لازم بذکر است؛ قطعاً حضور ایشان، در عرصه جنگ و یا در فضای اسارت و یا حضور در برخی اجتماعات، در شرایط اضطرار بوده، اصولاً اصل جنگ و تبعات آن و پیگیری حق(چنانکه در قضیه خطبه فدکیه مطرح است) نوعی اضطرار است و اگر در شرایط عادی و غیرضروری بود، قطعاً از چنین حضور و نقش آفرینی هایی پرهیز می کردند. چنانکه در روایات مختلف و در منابع تاریخی نقل شده حضرت زهرا س و حضرت زینب و دیگر زنان وابسته به کانون وحی، معمولاً در فقرات گوناگونی که در اجتماع حضور می یافتند با حجاب و پوشش کامل بوده و عده ای از زنان، گرداگر ایشان بوده اند. (9) البته نباید شرایط و اقتضائات زمانه را نیز نادیده گرفت، و برای زنان در عصر حاضر، همان شرایط و اقتضائات محدود آن مقاطع تاریخی را لحاظ نمود. بلکه آنچه در مقطع کنونی اهمیت دارد و با رعایت آن، زن اجازه می یابد با لحاظ شرایط و اقتضائات دیگری که پیشتر گفتیم، در همه عرصه های سیاسی و اجتماعی دوشادوش مردان حضور یابد، رعایت حجاب به قدر ضرورت و وجوب و نیز رعایت دیگر شئون تکالیف الهی، اخلاقی و انسانی از جمله عفاف و پرهیز از روابط عادی با نامحرمان است.

    دوازدهم. البته در بحث مهم و حساس اینچنینی باید مرز حدود شرعی رعایت حجاب با نگاه عرفانی به مسأله را تفکیک کرد بعبارتی یک وقت از جواز حضور زنان با رعایت حجاب متعارف که مورد نظر شرع است و در بیان مراجع عظام تقلید آمده صحبت می کنیم یک وقت از سطح مطلوبی که از حجاب و پوشش کامل انتظار می رود و نمونه هایش را در حجاب حضرت زهرا (س) و دیگر اولیاء خدا شنیده ایم سخن می گوییم. نباید این دو وضعیت را خلط نمود تا زنان ما دچار پارادوکس تکلیف شوند. البته توجه دادن جامعه و زنان مؤمن به نقطه ی مطلوب حجاب و پوشش اسلامی عاری از اشکال است بلکه رشد دهنده است، لکن بسته به شرایط جامعه و افراد باید ملاک و معیار انتظار از جامعه را در محدوده حدود شرعی تنظیم کنیم. بنابراین در شرایطی که جامعه آمادگی پذیرش حجاب مطلوب را ندارد و حتی در سطح حجاب اعتدالی مورد نظر حدود شرعی و رعایت حداقل ها نقضان و کاستی دارد، انتظار حجاب مطلوب چنانکه در سنت آمده، نوعی افراط در تبیین ملاک و معیارهای حدود حجاب است.

    نتیجه انکه، انسان، چه زن باشد چه مرد و در هر مقام و جایگاهی که باشد تکالیفی دارد اولاً و بالذات مأمور و موظف به انجام و به ثمر رساندن آن وظایف است و در وهله ی بعدی تلاش در جهات و حیثیات دیگر زندگی اگر معارض با تکالیف و رسالتهای اصلی اش نباشد بلامانع است البته آنهم با رعایت حدود و شرایطش، اگر بدون توجه به آن رسالتها و وظایف اصلی اش وارد عرصه های فرعی شود و یا حدود و شرایط لازمه را رعایت نکند قطعاً مسئول است. در خصوص زنان، حکایت همچنین است؛ زن اولاً و بالذات وظایف و تکالیفی بسته به اقتضائات وجودی اش دارد اگر به آن لوازم و اقتضائات وجودی اش توجه و اهتمام داشت و در بدو ورود به عرصه های دیگر (فعالیت های جانبی و فرعی) ملاحظات و شرایط و سنخیت داشتن با وظایف اصلی را رعایت کرد، اینکه متعارض و مخل نباشد! هیچ اشکالی متوجه ورود و حضور او نیست، می تواند در آن عرصه ها هم حضور و فعالیت داشته باشد و شایسته نیست، محدوده تلاش و فعالیت زنان را صرفاً بدلیل زن بودن و لطافت وجودی اش و احیاناً آسیبهایی که بدلیل عدم رعایت بعض (بانوان عدم راعی) که متوجه فرد و جامعه شده محدود کرده و متوجه جامعه بانوان مسئول، راعی و وظیفه شناس کنیم و همه را با یک چوب برانیم!

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________

    1. حيات زن در انديشه اسلامي، دكتر علي قائمي، انتشارات اميري، چاپ اول، 1373، صص 375 – 395.
    2. مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، 1374 ،ص 231.
    3. همان منبع.
    4. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، جلد 2، ص 164 ذيل آيه 228 سوره بقره، چاپ اول، 1374، چاپخانه مروي، دار الكتب الاسلاميه.
    5. سراج، مركز پژوهش‏هاي صدا و سيما، 1380، ص 218.
    6. مجله صبح، ش 75، ص 68.
    7. همان.
    8. نهج البلاغه، نامة 31، ص 129.
    9. طبرسی الاحتجاج ج 1 ص 98.

    بنام حضرت دوست قدرتِ سیاسی ، اجتماعیِ زن در اسلام

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


صفحه 8 از 8 نخست ... 678

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود