صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند پرسش در موضوع فطرت؟؟؟ منتظر می مانم؟؟؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه
    نوشته
    6
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28

    راهنما چند پرسش در موضوع فطرت؟؟؟ منتظر می مانم؟؟؟




    با سلام و درود

    چند سؤال اساسی که در بین برخی دانشجویان هم دوره ما مطرح است، امیدوارم که اساتید و کارشناسان عزیز بتوانند جواب آنها را مستنداً بیان کنند.

    آنگونه که به ما از ابتدا گفته اند یکی از راه های خداجوئی انسان، فطرت است؛ اما:

    اولاً این مطلب، فطرت خداجوئی چگونه قابل اثبات است؟ آیا بجز راه نقل از راه عقلی هم قابل اثبات است؟

    ثانیاً اگر چنین است، آیا وجود فطرت خداجوئی در انسان، برای هدایت بشر کافی نبوده و با این تفصیل، بعثت انبیاء الهی برای هدایت بشر کاری غیر ضروری و یا حتی بیهوده و عبث نبوده است؟

    ثالثاً اگر این مطلب، یعنی صدور فعل بیهوده (بعثت انبیاء)، برای خدا ثابت شود؟؟؟ چگونه با حکیم بودن خداوند که از ثوابت اعتقادات ماست، قابل جمع است؟؟؟

    ممنون از لطف تون


    ویرایش توسط شهید زنده : ۱۳۸۹/۰۳/۲۴ در ساعت ۱۸:۵۰ دلیل: فونت
    وداع همیشگی، فصل آخر و حتمی زندگی همۀ ماست.

    و بعضی کارهای ما خدا رحمتی بدنبال دارد.

    پس بیاییم از خودمان جز خدا رحمتی بجای نگذاریم.


  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    دینی
    نوشته
    398
    حضور
    25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1738



    سلام بر شهید زنده دوست جدید

    آقا دست مارو هم بگیر

    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید زنده نمایش پست ها
    آنگونه که به ما از ابتدا گفته اند یکی از راه های خداجوئی انسان، فطرت است
    بله درست به عرضتان رسانده اند ، آیه 30 سوره روم در مورد همین فطرته :

    فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يعْلَمُونَ(الروم/30)

    پس روي خود را متوجه آيين خالص پروردگار کن! اين فطرتي است که خداوند،انسانها را بر آن آفريده؛ دگرگوني در آفرينش الهي نيست؛ اين است آيين استوار؛ ولي اکثر مردم نمي‌دانند!


    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید زنده نمایش پست ها
    اولاً این مطلب، فطرت خداجوئی چگونه قابل اثبات است؟ آیا بجز راه نقل از راه عقلی هم قابل اثبات است؟
    بله ، اصولاً وقتی خداوند محکم ترین و پایدار ترین راه خداشناسی رو فطرت معرفی می کنه ( در آیه بالا ) ، باید دلایلی برای این مسئله وجود داشته باشه ( خیلی مختصر و مفید )

    1 . فطرت راه همگانی است :
    ببین عزیز من فطرت خداشناسی رو همه افراد دارن ، کوچک و بزرگ ، پیر و جوون ، زن و مرد ، باسواد و بیسواد و . . . نمیشناسه ، چون در عالمی به نام عالم ذرع خداوند خودش را تمام و کمال به همه انسانها معرفی نموده :

    وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ(الأعراف/172)
    و (به خاطر بياور) زماني را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خويشتن ساخت؛ (و فرمود:) «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آري، گواهي مي‌دهيم!» (چنين کرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم؛ (و از پيمان فطري توحيد بي‌خبر مانديم)»!

    در این آیه صراحتاً همگانی بودن فطرت داره عنوان میشه و این برای آن بود که انسانها نگویند ما از خداوند غافل بودیم ( او را نمی شناختیم )

    در حدیثی لز پیامبر صلی الله علیه و آله اینگونه داریم :

    کل مولود یولد علی الفطرة یعنی علی المعرفة بان الله عز و جل خالقه ( بحار / ج 3 / ص 279 )
    هر نوزادی بر فطرت خدایی متولد میشود ، یعنی بر معرفت اینکه خدای عز و جل خالق اوست


    2 . فطرت راه پایدار :
    از طرفی در همان آیه 30 سوره روم خداوند فرموده :

    لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيمُ
    در خلقت خداوند تغیری نیست ، همانا این دین استوار است

    فطرت از ابتدای خلقت تا انتهای آن در همه انسانها به یک کیفیت بوده و خواهد بود . چرا که تغییری برای آن نیست .

    اینها دلایل نقلی بود ،
    اما دلایل عقلی :

    همه ما میدانیم ، خداوند عز و جل منزه از آن است که توسط آفریدگان دیده شود ، یا لمس شود ، یا صدایی داشته باشد که با گوش بشر قابل شنیده شدن باشد ( نفی هر گونه تصور در مورد خداوند )
    از طرفی میدانیم بشر برای شناخت یک پدیده باید نسبت به آن احاطه علمی پیدا کند یعنی از طریق یکسری اطلاعات ورودی ( از طریق حواس پنجگانه ) و پردازش مغز بتواند خروجی قابل پذیرش را تولید کند ،
    با توجه به توضیح بالا باید گفت که انسانها در مورد خداوند هیچ گونه ورودی نخواهند داشت ، چون خداوند با هیچ یک از حواس پنجگانه قابل درک نیست ، پس انسان به خودی خود نمی تواند خداوند را بشناسد ( جالب اینجاست شیعه در منابع روایی خود دارد ، تا زمانی که خداوند خود را بر بشر معرفی ننموده ، هیچ حقی بر آنها در مورد شناخت خود ندارد ، زیرا اساساً بشر با توجه به داشته هایش قادر به این شناخت نیست ) پس خداوند باید ، به نوعی شناخت خود را به بشر عرضه کند ، از همین روست که میگوییم معرفت صنع خداوند یکتاست ، و اساساً شناخت خداوند از سوی ما و به وسیله ما محال است !و این شناخت همان فطرت است .

    اما از جمله دلایل دیگر میتوان به قرار گرفتن انسانها در عرصه خطر اشاره کرد :

    فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يشْرِكُونَ(العنکبوت/65)
    هنگامي که بر سوار بر کشتي شوند، خدا را با اخلاص مي‌خوانند (و غير او را فراموش مي‌کنند)؛ اما هنگامي که خدا آنان را به خشکي رساند و نجات داد، باز مشرک مي‌شوند!

    همه انسانها بدون استثناء زمانی که در معرض خطر قرار گرفته و از کمک همه علت و معلول ها نا امید میشوند ، نا خود آگاه متوجه قدرتی مافوق تمام قدرت ها شده و احساس میکنند که آن قدر میتواند نجاتشان دهد ( این خصیصه در همه انسانها از ابتدا تا انتهای خلقت بوده و خواهد بود - البته یکسری روانشناسان دلایلی بر رد این قضیه می آورند که میتوان براحتی پوچی آنها را ثابت کرد )

    اما در مورد انبیاء
    شما فرمودید :

    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید زنده نمایش پست ها
    ثانیاً اگر چنین است، آیا وجود فطرت خداجوئی در انسان، برای هدایت بشر کافی نبوده و با این تفصیل، بعثت انبیاء الهی برای هدایت بشر کاری غیر ضروری و یا حتی بیهوده و عبث نبوده است؟

    ببینید عزیز من ، فطرت بشر ، تنها وسیله شناخت خداونده ( با براهین عقلی تنها میتوان خداوند را اثبات نمود ) ، اما :
    خداوند پس از معرفی ، کیفیت آنرا از ذهن بشر پاک نمود ، و معرفت خود را باقی گذاشت ، اما نه بصورت بیدار ،یعنی ما خداوند را فطراً میشناسیم ولی چگونه و چطور ، چیزی در ذهنمان نیست و برای بیدار شدن همین شناخت هم نیاز به تذکر داریم ،

    انبیاء علیهم السلام آمدند تا فطرت به خواب رفته بشر را بیدار کنند ، از همین رو در قرآن اینگونه آمده :

    فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ(الغاشية/21)
    پس تذکر ده که تو فقط تذکر دهنده‌اي!


    در ضمن در نهج البلاغه هم اولین هدف از اهداف بثت انبیاء همین معرفی شده :

    فبعث فیهم رسله، و واتر الیهم انبیائه ، لیستادوهم میثاق فطرته ، و یذکروهم منسی نعمته ، و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیروا لهم دفائن العقول و یرواهم الآیات المقدرة ( نهج البلاغه فیض الاسلام - خطبه 1 ص 33)
    پس رسولانش را در میا آنها برانگیخت ، و انبیاء ش را یکایک بسوی آنان گسیل داشت تا از آنها ادای میثاق فطریشان را طلب کنند ، و نعمتهای فراموش شده خدا را به یادشان آرند ، و با تبلیغ بر آنها احتجاج بیاورند ، و گنجینه های پنهان عقلشان را شکوفا سازند و آیات تقدیر شده را برایشن نمایان سازند .

    پس در بعثت انبیاء علیهم السلام علاوه بر تذکر به فطرت به خواب رفته ، دلایل دیگری نیز نهفته است .

    و همونطور که فرمودید :

    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید زنده نمایش پست ها
    ثالثاً اگر این مطلب، یعنی صدور فعل بیهوده (بعثت انبیاء)، برای خدا ثابت شود؟؟؟ چگونه با حکیم بودن خداوند که از ثوابت اعتقادات ماست، قابل جمع است؟؟؟
    خداوند حکیم هرگز عمل بیهوده ای انجام نخواهد داد و این اساساً ب حکمت خداوند ناسازگاره

    سعی شد با زبان ساده و مختصر جواب داده بشه ، اگر باز در جزئیات مشکلی بود عنوان کنید .
    لیت شعری أین استقرّت بک النّوی . . .

    مهدی جان . . .

    کاش میدانستم دلها کجا با تو آرام میگیرد . . . ؟

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما دلایلی بر وجود اصل فطرت خدا آشنا در انسان




    نقل قول نوشته اصلی توسط شهید زنده نمایش پست ها
    با سلام و درود

    چند سؤال اساسی که در بین برخی دانشجویان هم دوره ما مطرح است، امیدوارم که اساتید و کارشناسان عزیز بتوانند جواب آنها را مستنداً بیان کنند.

    آنگونه که به ما از ابتدا گفته اند یکی از راه های خداجوئی انسان، فطرت است؛ اما:

    اولاً این مطلب، فطرت خداجوئی چگونه قابل اثبات است؟ آیا بجز راه نقل از راه عقلی هم قابل اثبات است؟

    ثانیاً اگر چنین است، آیا وجود فطرت خداجوئی در انسان، برای هدایت بشر کافی نبوده و با این تفصیل، بعثت انبیاء الهی برای هدایت بشر کاری غیر ضروری و یا حتی بیهوده و عبث نبوده است؟

    ثالثاً اگر این مطلب، یعنی صدور فعل بیهوده (بعثت انبیاء)، برای خدا ثابت شود؟؟؟ چگونه با حکیم بودن خداوند که از ثوابت اعتقادات ماست، قابل جمع است؟؟؟

    ممنون از لطف تون

    با سلام و درود به دوست جدید و عرض خوشامدگوئی

    دلایلی بر وجود اصل فطریات و فطرت خدا آشنا در انسان اقامه می شوند که در ادامه به اختصار ذکر می کنیم:

    1. دلیل عقلی:

    اجمال دلیل آنکه:

    الف. انسان موجودی مجرّد است.
    ب. هر موجود مجرّدی فاعل و خالق خود را به صورت غیراکتسابی درک می کند.
    ج. نتیجه اینکه: انسان فطرتا خداشناس است.

    در صورتیکه برای دوست عزیزمان (شهید زنده) و هر یک از کاربران، اجمال دلیل عقلی، کافی نبود بفرمایید تا توضیح کاملتری ارائه شود.


    2. دلیل شهودی: همان گونه که گذشت، یکی از ویژگی های امور فطری، قابل تجربه درونی بودن آن هاست؛ یعنی اگر به خودمان رجوع کنیم و تأمّل نماییم، امور فطری را می یابیم و چون این امور هیچ منشأ خارجی ندارند و تنها به واسطه اصل خلقت ما ایجاد شده اند، پس فطری اند. البته این دلیل، استدلال عقلی نیست که با چیدن مقدّماتی بتوان مخاطب را قانع کرد. دلیل شهودی، وجدانی و یافتنی است و مشارکت خود مخاطب را می طلبد و اگر قصد عناد و محاجّه در بین باشد، این راه به نتیجه نمی رسد.

    یکی از مواردی که انسان از وابستگی های مادی جدا می شود و فطرت پاکش بیدار می شود در چند آیه قرآن(1) و در روایت معروف حضرت امام جعفر صادق علیه السلام آمده است که راوی به آن حضرت گفت: بحث ها و مجادله ها درباره وجود خداوند مرا متحیّر کرده است؛ مرا به خداوند راهنمایی کنید. حضرت می فرماید: آیا هرگز سوار بر کشتی شده ای؟ پاسخ داد: بله. فرمودند: آیا پیش آمده که کشتی تو بشکند و در میان امواج هیچ راه نجاتی نداشته باشی؟ عرض کرد: بله. فرمودند: آیا در این هنگام، قلب تو به چیزی که قادر بر نجات تو باشد، متوجه نشد؟ گفت: بله، قلبم به موجودی که قادر بر نجاتم باشد تعلّق گرفت. فرمودند: آن موجود خداوندی است که وقتی نجات دهنده ای نیست، او قادر بر نجات است.(2)

    در این حدیث، امام جعفرصادق علیه السلام صحنه قطع تمام وابستگی ها و دل بستگی های دنیایی را تصور می کند که هرکس، حتی منکر خدا، نیز در آن لحظه، متوجه فطرت الهی اش می شود و خدا را فطرتا می یابد.(3)

    دلیل شهودی دیگر، میل انسان به کمال مطلق است. انسان همواره در پی کمال است و تمام فعالیت هایش در این راستاست. ما به راحتی وجود این گرایش را در خود می یابیم. بسیاری اوقات انسان در اثر انس با اشیای مادی و محدود، کمال نهایی و مقصود خود را در شیئی محدود تصور می کند و پس از رسیدن به آن، متوجه می شود که میل کمال خواهی اش اشباع نشده و کمال را در مرتبه بالاتری می بیند و آن را هدف نهایی قرار می دهد، پس از رسیدن به آن باز هم متوجه می شود که کمال خواهی اش ارضا نشده است و خواهان کمال بالاتری می گردد و این سلسله ادامه دارد. از این تسلسل نتیجه می گیریم که انسان همواره به دنبال کمال مطلق است؛ یعنی منبع و سرچشمه همه کمالات که فطرت متمایل به آن است، اما در مصداق اشتباه می کند.(4)،(5)

    3. دلیل نقلی: هم که در توضیح دوستمان celyanic به اجمال و بخوبی گذشت. در صورت در خواست، تفصیل آن نیز در ادامه ارائه خواهد شد.

    در خصوص سؤال دوم و سوم شما گفتنی است: اگر چه کاربر محترم celyanic به اجمال پاسخ مناسبی داده اند، لکن انشاءالله بزودی در پست دیگری به تفصیل، ضرورت بعثت انبیاء (ع) را علیرغم وجود فطرت خداآشنا در انسان بیان می کنیم.

    موفق باشید ...

    پاورقی_________________________________

    1. از جمله: عنکبوت: 65 / انعام: 163

    2. شیخ صدوق،التوحید، تهران،مکتبة الصدوق،1387، ص 231

    3. عبدالله جوادی آملی، ده مقاله پیرامون مبدأ و معاد، چ سوم، قم، الزهرا، 1372، ص 7576

    4. امام خمینی، پیشین، همچنین ر.ک: محمدعلی شاه آبادی، رشحات البحار، تهران، نهضت زنان مسلمان، 1360، کتاب «الانسان و الفطرة»، ص 3537.

    5. برای مطالعۀ بیشتر ر.ک: مجله معرفت، شماره 62، سید محمدرضا موسوی فراز، مقاله برهان فطرت، پایکاه حوزه نت.
    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۸۹/۰۳/۲۵ در ساعت ۱۴:۱۷ دلیل: فاصله مطالب
    چند پرسش در موضوع فطرت؟؟؟ منتظر می مانم؟؟؟

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    506
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1144



    کل مولود یولد علی الفطرة یعنی علی المعرفة بان الله عز و جل خالقه ( بحار / ج 3 / ص 279 )
    هر نوزادی بر فطرت خدایی متولد میشود ، یعنی بر معرفت اینکه خدای عز و جل خالق اوست
    ملحدین هم می گویند نوزاد ملحد متولد می شود

    هر دوی این مواضع اشتباه است. نوزاد تا زنانی که لغت خدا و وجود را نشنیده باشد و جمله خدا وجود دارد را به او تلقین نکرده باشد هیچ شکلی حتی ساده ترین شکل از معرفت خدا را ندارد.

    البته می توان گفت نوزاد apatheist است. یعنی مساله خدا برایش مطرح نشده.

    امّا باید توجه کرد که معنی رایج apatheist این است که خدا با من کاری ندارد. من چه کار با او داشته باشم؟ و در این معنی نوزاد apatheist نیست.

    نتیجه: نوزاد نه خداباور است نه ملحد.

    ویرایش: کارشناس محترم کلی وقت گذاشتن و apatheist بودن نوزادو در معنی دوم رد کردن. در حالی که من اینو قبول دارم. ادعای من این بود که نوزاد در معنی اول apatheist است.


    ویرایش توسط armandaneshjoo : ۱۳۹۱/۰۵/۱۰ در ساعت ۲۰:۱۸

  9. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    506
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1144



    الف. انسان موجودی مجرّد است.
    ب. هر موجود مجرّدی فاعل و خالق خود را به صورت غیراکتسابی درک می کند.
    ج. نتیجه اینکه: انسان فطرتا خداشناس است.

    در صورتیکه برای ... هر یک از کاربران، اجمال دلیل عقلی، کافی نبود بفرمایید تا توضیح کاملتری ارائه شود.
    1- تجرّد انسان در نزد من مسلم نیست
    2- هیچ موجودی نمی شناسم که علت و خالق خود را درک کند. حتی یک مورد. چه رسد به هر موجود!


    ویرایش توسط armandaneshjoo : ۱۳۹۱/۰۵/۱۰ در ساعت ۱۸:۵۵

  10. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    506
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1144



    یکی از مواردی که انسان از وابستگی های مادی جدا می شود و فطرت پاکش بیدار می شود در چند آیه قرآن(1) و در روایت معروف حضرت امام جعفر صادق علیه السلام آمده است که راوی به آن حضرت گفت: بحث ها و مجادله ها درباره وجود خداوند مرا متحیّر کرده است؛ مرا به خداوند راهنمایی کنید. حضرت می فرماید: آیا هرگز سوار بر کشتی شده ای؟ پاسخ داد: بله. فرمودند: آیا پیش آمده که کشتی تو بشکند و در میان امواج هیچ راه نجاتی نداشته باشی؟ عرض کرد: بله. فرمودند: آیا در این هنگام، قلب تو به چیزی که قادر بر نجات تو باشد، متوجه نشد؟ گفت: بله، قلبم به موجودی که قادر بر نجاتم باشد تعلّق گرفت. فرمودند: آن موجود خداوندی است که وقتی نجات دهنده ای نیست، او قادر بر نجات است.(2)

    در این حدیث، امام جعفرصادق علیه السلام صحنه قطع تمام وابستگی ها و دل بستگی های دنیایی را تصور می کند که هرکس، حتی منکر خدا، نیز در آن لحظه، متوجه فطرت الهی اش می شود و خدا را فطرتا می یابد.(3)
    همان طور که قبلا عرض شد تقریبا همه ادیان را با فطرت خودم هماهنگ می بینم. حتی بی دینی را هم هماهنگ می بینم. البته اگر در کشتی بخواهم غرق شود تنها چیزی که یادم می افتد دین خودم و خدایی ست که از بچگی به من معرفی کرده اند.

    اتفاقا هر کس قصد و غرضی نداشته باشد می فهمد که این باد آوری من در شرایط بحرانی غرق کشتی ناشی از نا آشنایی من با ادیان دیگر در کودکی ست و ربطی به فطرت ندارد.

    خصوصا که برایش توجیه محکم روانشناسی وجود دارد. در شرایط فشار و ترس و ... از انسان ناخودآگاه رفتار دوران کودکی سر می زند. و این ردّی ست محکم بر نتایج بررسی صادقانه در شرایط خطر از قبیل کشتی. این توجیه صریحا اعلام می دارد که انسان فقط باید در حالت آرامش به قضاوت های عقلی دست بزند، نه در شرایط نا آرام و مضطرب که عقلش درست کار نمی کند.

    ردیه دوم این است که بچه ها و حتی بزرگانی که در شرایط الحاد بزرگ شده اند اگر قرار باشد در دریا غرق شوند پدر و مادرشان را صدا می زنند. نه خدا را.

    در کمپ های اسرا هم وقتی نگهبانان یک زندانی نسبتا ترسو را در شرایط بدون تماس با بقیه برای دریافت روجیه در فرایند کتک زدن تا سرحد مرگ می ترسانند او به کنج ها و سه گوشه ها می خزد، می لرزد و بلند یا آهسته مادرش را صدا می زند.



    ویرایش توسط armandaneshjoo : ۱۳۹۱/۰۵/۰۹ در ساعت ۰۵:۱۹

  11. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    506
    حضور
    8 روز 8 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1144



    دلیل شهودی دیگر، میل انسان به کمال مطلق است. انسان همواره در پی کمال است و تمام فعالیت هایش در این راستاست. ما به راحتی وجود این گرایش را در خود می یابیم. بسیاری اوقات انسان در اثر انس با اشیای مادی و محدود، کمال نهایی و مقصود خود را در شیئی محدود تصور می کند و پس از رسیدن به آن، متوجه می شود که میل کمال خواهی اش اشباع نشده و کمال را در مرتبه بالاتری می بیند و آن را هدف نهایی قرار می دهد، پس از رسیدن به آن باز هم متوجه می شود که کمال خواهی اش ارضا نشده است و خواهان کمال بالاتری می گردد و این سلسله ادامه دارد. از این تسلسل نتیجه می گیریم که انسان همواره به دنبال کمال مطلق است؛ یعنی منبع و سرچشمه همه کمالات که فطرت متمایل به آن است، اما در مصداق اشتباه می کند.
    آخر این که نشد کمال مطلق. این شد سیری ناپذیری انسان. امّا این که انسان دنبال کمال مطلق است یا سیری ندارد چه ربطی دارد به وجود داشتن آن؟

    البته اصراری ندارم که به این چواب بدید. آخه یه پست دیگه در مورد برهان فطرت تو فروم اثبات خدا بود که هر چی گشتم پیدا نکردم. سوالم بیشتر این بود که دلایل تون با دلایل اون پسته یکیه یا غیر از اوناست. انشا الله وقتی پیداش کردم میزارمش اینجا


  12. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما توضيحي بر برهان خداشناسي فطري




    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    نوزاد تا زمانی که لغت خدا و وجود را نشنیده باشد و جمله خدا وجود دارد را به او تلقین نکرده باشد هیچ شکلی حتی ساده ترین شکل از معرفت خدا را ندارد.
    سلام

    در پاسخ به اشكال شما چند نكته لازم بذكر است:

    اولاً؛ اينكه قضاوت و تفسير ديگران در باره انسان، اهميت چنداني ندارد زيرا معمولاً تفاسير مكاتب و انديشه هاي بشري در باره جهان و انسان، همراه با نقص و اشكال و محدوديت است، دليل آن، همينكه با اينهمه پيشرفت علم و دانش و اينهمه ادعا هنوز بسياري از اسرار و شگفتي هاي جهان و انسان، براي دانشمندان نامعلوم است.

    در اين ميان، مهم آنست كه اين قاعده ي عقلي را بپذيريم كه معمولاً بهترين قضاوت و تفسير را سازنده ي هر محصولي ارائه مي دهد. بلحاظ اينكه بيشترين شناخت و احاطه را نسبت به ابعاد وجودي محصول خود دارد، از آنجائيكه كه خداوند متعال، خالق و آفريدگار انسان و جهان است، بطور قطع، قضاوت و تفسير او شايسته ترين و كامل ترين، تفاسير است.

    چنانكه فرموده است: "فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يعْلَمُونَ؛(1)پس روي خود را متوجه آيين خالص پروردگار کن! اين فطرتي است که خداوند،انسانها را بر آن آفريده؛ دگرگوني در آفرينش الهي نيست؛ اين است آيين استوار؛ ولي اکثر مردم نمي‌دانند!"

    و پيامبر اكرم (ص) كه در همين راستا فرموده: "کل مولود یولد علی الفطرة یعنی علی المعرفة بان الله عز و جل خالقه؛(2)هر نوزادی بر فطرت خدایی متولد میشود، یعنی بر معرفت اینکه خدای عز و جل خالق اوست."

    ثانياً؛ ساختار وجودي انسان بگونه اي آفريده شده كه يكسري تمايلات و گرايشات دروني در وجود انسان نهادينه شده و انسان را به سمت امور مورد خواستش مي كشاند. بعبارتي مقصود از راه فطرت اين است كه شعور باطني و كشش درونى، او را به سوي نيازهاي دروني اش از جمله خداخواهي و ميل به پرستش رهبري مي كند، به طوري كه بدون هيچ دليل و استدلالى، ناخودآگاه، خداخواه و خداجوي است و حس خداخواهي در نهاد او به صورت يك امر غريزي و فطري به وديعت گذارده شده است و اين حس،(حس مذهبي) بسان غرايز ديگر انسانى، انسان را به مقصدي كه هدف آن است مي كشاند.

    ثالثاً؛ در علم روانشناسي ثابت شده در روح و روان و سرشت انسانى، چهار حس وجود دارد:

    1- حس كنجكاوى و حقيقت جويي 2- حس نيكى، 3- حس زيبايى دوستي، 4- حس مذهبى،(خداجويي، خدا خواهي و پرستش).(3)

    همانگونه كه حس كنجكاوي، گرايش به نيكي و خوبي و تمايل به زيبائي دوستي در نهاد همه انسان ها از همان ابتداي كودكي وجود دارد و اين امور نياز به ياد دادن و اموزش ندارند. حس خداخواهي نيز چنين است.

    گفته ايد:
    نقل قول نوشته اصلی توسط armandaneshjoo نمایش پست ها
    نوزاد تا زمانی که لغت خدا و وجود را نشنیده باشد و جمله خدا وجود دارد را به او تلقین نکرده باشد هیچ شکلی حتی ساده ترین شکل از معرفت خدا را ندارد.
    در رد اين فرضيه ي خام گفتني است: اتفاقاً تجربه خلاف آن را ثابت كرده و قضايا اينگونه نيست كه مثلاً:

    - ابتدا اصطلاح كنجكاوي و جستجوگري و نيز نام يك شيء مخفي را براي كودك تشريح كنيم سپس كودك با روحيه ي كنجكاوي آشنا و چيزهاي اطرافش را از سر كنجكاوي جستجو كند.

    - يا ابتدا مفهوم خوبي را برايش تعريف كنيم و بعد رفتار خوبي از خودمان نشان دهيم تا خوبي و نيكي را بفهمد.

    - يا برايش مفهوم زيبائي را توضيح دهيم و يك چيز زيبا هم به او نشان دهيم تا بتواند زيبائي و زشتي را تشخيص دهد.

    - يا گرسنگي و تشنگي را با ديدن غذا و آب حس كند و نياز به محبت را با آغوش مادر، بلكه اول در درون، احساس مي كند آنگاه براي رفع نياز اقدام مي كند(جستجو، گريه و ...)

    اينها را دست قدرتمند خالق، در نهاد و فطرت و درون كودك از ابتدا نهادينه كرده و تنها در مواجهه با موضوعات مختلف، مرحله به مرحله شكوفاتر مي شود.

    با اين توصيف، وجود (حس مذهبى) هم در روح انسان، ثابت است و نياز به تعليم ندارد چنانكه ميل به غذا و آب در كودك، با احساس گرسنگي و تشنگي، در كودك آشكار مي شود، حس مذهبي نيز چنين وضعيتي دارد و اين تمايل دروني و غريزي اثبات مي كند كه همه تمايلات مذهبي در انسان، ريشه ذاتي دارد و توجه به خدا و مسائل ماوراي طبيعى، از فطرت انسان سرچشمه مي گيرد البته لازم بذكر است تجليات اين فطرت، در دوران بلوغ نمايان تر و آشكارتر است.(4) چنانكه بعضي از غرايز دروني انسان، در سنين بلوغ و بزرگسالي نمود بيشتري پيدا مي كنند، اين امر بدين معنا نيست كه غرايز و تمايلات مزبور در فطرت و درون انسان وجود نداشته و به يكباره در نهاد انسان شكل گرفته است.

    موفق باشيد ...

    ادامه بحث، در پست هاي بعدي ...

    پاورقي______________________________________ __________
    1) روم، آيه 30
    2) بحار / ج 3 / ص 279
    3) ر.ك: عقاید اسلامی آیت الله سبحانی؛ فطرت، استاد شهيد مطهرى.
    4) همان منبع.


    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۱/۰۵/۰۹ در ساعت ۲۱:۲۰
    چند پرسش در موضوع فطرت؟؟؟ منتظر می مانم؟؟؟

  13. صلوات ها 2


  14. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170

    راهنما دلايلي بر اثبات وجود حس خداخواهي(فطرت خداخواه)




    [quote=armandaneshjoo;249875]البته می توان گفت نوزاد apatheist است. یعنی مساله خدا برایش مطرح نشده. امّا باید توجه کرد که معنی رایج apatheist این است که خدا با من کاری ندارد. من چه کار با او داشته باشم؟ نتیجه: نوزاد نه خداباور است نه ملحد.[/quote]
    سلام مجدد

    اما در ادامه بحث، در پاسخ به تفسير خاص و البته خام شما كه خلاف تجربه و وجدان بشري است
    بايد بگوييم كه اگر چنين باشد، راه براي انكار همه ي غرايز و قواي نفساني و روحي، رواني انسان باز مي شود بعبارتي مي توانيم بگوييم:

    آب و غذا هم كه كاري به كودك ندارند و چه بسا سراغ او را هم براي يكبار نگيرند، ممكن است پدر و مادر او هم وي را رها كنند و حتي يكبار سراغش را نگيرند، ميل به حفظ بقاء و ديگر غرايز حيواني و تمايلات متعالي و معنوي انساني كه هنوز زمان تجلي و بروز و ظهور واقعي شان نرسيده هم كه فعلاً تعطيل است و كاري به كودك ندارد.

    آيا با اين فرض، به صرف اينكه آب و غذا و پدر و مادر و ديگر غرايز حيواني و انساني به او كاري ندارند، اين كودك هم با خود مي گويد: اينها كه با من كاري ندارند پس من هم با انها كاري ندارم؟؟؟ (بيشتر دقت كنيد)

    يا معادله بگونه اي ديگر است: اينكه ابتداءً احساس نياز دروني و تمايلات غريزي (تشنگي و گرسنگي و نياز به محبت و شناخت اصالت خود) كودك را بي تاب مي كند و به هر سمت و سويي مي كشاند تا نياز دروني اش را برطرف سازد. و اصل ظهور و بروز اين تمايلات دروني، نيازي به مواجهه و آشنائي كودك با مفاهيم مورد نظر ندارد؟

    بطور قطع، حس مذهبي و گرايش به خدا هم، كه تجليات آن در سنين نوجواني بيشتر آشكار مي شود، آرام و قرار را از فرد انساني ستانده و حس حقيقت جويي، گرايش به نيكي و زيبائي دوستي، نهايتاً او را در مسير شناخت حقيقت مطلق، تمام و كمال نيكي و زيبائي كه همان خداي متعال است سوق خواهد داد.

    تحقيقاتِ نشان داده، گواه آنست كه حتي نباتات و گياهان، نسبت به امور معنوي و ذكر و ياد خدا عكس العمل مثبت نشان مي دهند. بعبارتي همه موجودات از جمادات تا انسان كه اشرف مخلوقات است، بقدر سعه ي وجودي شان داراي درك و حس خداخواهي هستند؛ چنانكه در قرآن مي فرمايد:

    "
    سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ؛(1) آنچه در آسمانها و در زمين است تسبيح‏ گوى خداى هستند و اوست‏ شكست‏ ناپذير سنجيده‏ كار."

    بعلاوه اينكه از بسياري آيات قرآن و روايات بدست مي آيد: انبياي الهي آمده اند تا انسانها را به تأمل در نشانه هاي آفاقي و انفسي فرا بخوانند و به اين شناخت فطري بازگردانند. به عبارتي: انبياي الهي نيامده اند تا به مردم بگويند: خدا وجود دارد، بلكه مي خواهند به انسانها بگويند؛ شما از وجود خدا آگاهيد چنانكه قرآن كريم مي فرمايد:

    "فذكر إنما أنت مذكر.(2) پس تذكر ده، تو تنها تذكر دهنده اي."

    روان شناسي تجربي نيز به اثبات رسانده است كه دين و ايمان ديني در پيشگيري درمان ناهنجاري هاي رواني بسيار مؤثر است. براي نمونه، تجربيات روانشناس برجسته مغرب زمين، كارل گوستاويونگ، اين تأثيرات را به اثبات رسانده است.(3)

    اين گواه آنست كه در اعماق فطرت و درون همه ي انسان ها روح خداجويي و خداخواهي، تلألؤ داشته و حس خداپرستي نهادينه شده است.

    دلايل بسيار ديگري بر همگاني بودن حس خداجويي و خداپرستي وجود دارد كه انشاءالله در فرصت هاي بعدي ذكر خواهيم نمود...

    موفق باشيد ...

    پاورقي_____________________________________
    1) حشر، 1.
    2) غاشيه، 21.
    3) جان مك كويري، تفكر ديني در قرن بيستم، مترجمان عباس شيخ شعاعي، محمد محمد رضايي، ص 222.

    چند پرسش در موضوع فطرت؟؟؟ منتظر می مانم؟؟؟

  15. صلوات ها 2


  16. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    143
    حضور
    3 ساعت نامشخص
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    249



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    در رد اين فرضيه ي خام گفتني است: اتفاقاً تجربه خلاف آن را ثابت كرده و قضايا اينگونه نيست كه مثلاً: - ابتدا اصطلاح كنجكاوي و جستجوگري و نيز نام يك شيء مخفي را براي كودك تشريح كنيم سپس كودك با روحيه ي كنجكاوي آشنا و چيزهاي اطرافش را از سر كنجكاوي جستجو كند. - يا ابتدا مفهوم خوبي را برايش تعريف كنيم و بعد رفتار خوبي از خودمان نشان دهيم تا خوبي و نيكي را بفهمد. - يا برايش مفهوم زيبائي را توضيح دهيم و يك چيز زيبا هم به او نشان دهيم تا بتواند زيبائي و زشتي را تشخيص دهد. - يا گرسنگي و تشنگي را با ديدن غذا و آب حس كند و نياز به محبت را با آغوش مادر، بلكه اول در درون، احساس مي كند آنگاه براي رفع نياز اقدام مي كند(جستجو، گريه و ...) اينها را دست قدرتمند خالق، در نهاد و فطرت و درون كودك از ابتدا نهادينه كرده و تنها در مواجهه با موضوعات مختلف، مرحله به مرحله شكوفاتر مي شود. با اين توصيف، وجود (حس مذهبى) هم در روح انسان، ثابت است و نياز به تعليم ندارد چنانكه ميل به غذا و آب در كودك، با احساس گرسنگي و تشنگي، در كودك آشكار مي شود، حس مذهبي نيز چنين وضعيتي دارد و اين تمايل دروني و غريزي اثبات مي كند كه همه تمايلات مذهبي در انسان، ريشه ذاتي دارد و توجه به خدا و مسائل ماوراي طبيعى، از فطرت انسان سرچشمه مي گيرد البته لازم بذكر است تجليات اين فطرت، در دوران بلوغ نمايان تر و آشكارتر است.(4) چنانكه بعضي از غرايز دروني انسان، در سنين بلوغ و بزرگسالي نمود بيشتري پيدا مي كنند، اين امر بدين معنا نيست كه غرايز و تمايلات مزبور در فطرت و درون انسان وجود نداشته و به يكباره در نهاد انسان شكل گرفته است.
    جناب صدیق شما دارین مسائل رو با هم قاطی می کنید . غذا و غریزه جنسی و ... که مثال می زنید جزو مسائل غریزی انسان هست و قابل اثیات هم هست چون علاوه بر این که درون خودمون حس می کنیم می بینیم اگر انسان های گذشته این غرایز رو نداشتن ما الان وجود نداشتیم و نسل بشر منقرض شده بود .
    اما در مورد فطرت خداجویی شما که الان در این زمان هستی چطور می تونی نسبت به انسان های 20000 سال پیش نظر بدی که همه فطرت خدا جوی دارن . با توجه به اینکه اگه مذهبی هم بوده خیلیاش خطا بوده و چیزهای مختلفی پرستش شده .

    در ضمن این مسائل خیلیاش بر می گرده به سود طلبی انسان و همچنین اینکه قبلا که علم و دانش بشر چندان زیاد نبوده به موهمات و نسبت دادن اونا به یک سری مسائل ماورایی روی آوردن . نمی تونیم گرایش انسان به چیزی رو نشون دهنده این بدونیم که حتما یک حقیقت ماورایی وجود داره . انسان به غذا نیاز داره هر غذایی گیرش بیاد مصرف می کنه ، این طور نیست که این نشون بده یک غذای خاص فقط نیاز انسان رو بر طرف می کنه .

    حالا با یک مثال مسئله رو روشن تر میکنم . انسانها از وقتی بیشتر به تکامل رسیدن که تشکیل جامعه دادن و به طبع باید برای بخش های مختلف رئیس تعیین می شده این کار هر چند به ضرر بعضیا بوده اما در کل باعث سود اون اجتماع می شده . حالا منم می تونم ادعا کنم رئیس جویی یکی از فطرت های بشره . و به دنبال اون ادعا کنم این به ما ثابت می کنه . یک رئیسی خاص و واحد و بزرگ وجود داره و این باعث کشش جوامع انسانی به رئیس طلبی بوده . اما اونها به اشتباه افراد مختلف رو به عنوان رئیس و رهبر قبول کردن .

    به نظر شما بین خدایان و رئیس ها شباهت وجود نداره .

    کی میتوان رسید به دریا از این سراب

  17. صلوات ها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. « بحث و مناظره تا چه مقدار سودمند است؟؟؟ »
    توسط ali pir در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۴, ۱۰:۳۷
  2. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۶, ۲۲:۰۸
  3. اتلاف زمان برای تیمم بدل از غسل؟؟؟!!!
    توسط kosar در انجمن متفرقه
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۲۲, ۰۹:۱۷
  4. « توسل و توحید » ؟؟؟
    توسط FTMH_Mohammadi در انجمن براهین اثبات خدا
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۱۴, ۱۳:۳۶

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود