صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دی 1348
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    9,875
    صلوات
    91200
    حضور
    114 روز 19 ساعت 42 دقیقه
    وبلاگ
    2
    دریافت
    621
    آپلود
    104
    گالری
    1304

    یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام




    یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام
    یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام
    یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام






  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت دی 1348
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    9,875
    صلوات
    91200
    حضور
    114 روز 19 ساعت 42 دقیقه
    وبلاگ
    2
    دریافت
    621
    آپلود
    104
    گالری
    1304




    دل سوخته، شبیه دل خیمه ها شده
    مانند پاره پیرهنی نخ نما شده
    دارم هنوز بر سرم عمامه ای که سوخت
    بغض گلوی سوخته ام بی صدا شده
    دارم به روی گردن خود دست می کشم
    دیدم که زخم کهنۀ سر بسته وا شده
    با یاد شام سینۀ من تیر می کشد
    این سینه زخم خوردۀ آن کوچه ها شده
    وای از کمان و حرمله و نیش خند او
    وای از رباب و اصغرِ از نی رها شده
    دیدم طنابِ دورِ گلوی رقیه را
    زنجیر داغ، مرحم یک زخم پا شده
    مانند خواهرم کمرم درد می کند
    گویی که مهرۀ کمرم جا به جا شده



  4. #3

    عضویت
    جنسیت خرداد 1392
    علاقه
    کلا کارای هنری ....
    نوشته
    4,359
    صلوات
    17796
    حضور
    245 روز 21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    252



    یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام



    حضرت سجده های طولانی
    السلام ای نبوغ عرفانی

    السلام ای عبودیت در وحی
    سر مکنون، بلوغ قرآنی

    خطبه های رسای تو کرده
    در صحیفه، عجیب طوفانی

    خط به خطِ دعای دستت هست
    باده ای از شراب روحانی

    من دخیلت شدم جلوس کنید
    در شبستان چشم بارانی

    میرسم عاقبت به کوی تو در
    کوچه پس کوچه های حیرانی

    داده اند این مدیحه را یادم
    آشنایم گدای سجادم


    ویرایش توسط اللیل والنهار : 1395/07/22 در ساعت 20:40
    درستکار آسوده است، بی گناه بی باک، خیانتکار ترسان و بدهکار هراسان است.
    امام حسین (ع)

    *************************************************
    یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام


  5. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن 1392
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    22,107
    صلوات
    32215
    حضور
    60 روز 13 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    كوچه های مدینه و بوی
    زخمهای تنی كه می آید
    چشم های سپید یعقوب و
    بوی پیراهنی كه می آید
    مرد سجاده ای كه درك نكرد
    هیچ كس آیه ی مقامش را
    در هیاهوی شهر كوفه نداد
    هیچ كس پاسخ سلامش را
    تا عزاداریش شروع شود
    دیدن شیرخواره ای كافی ست
    تا صدایش به گوش ما برسد
    دیدن گوشواره ای كافی ست
    وقت افطار كردنش هر شب
    تا كه چشمش به آب می افتاد
    تشنگی ضریح لب هایش
    یاد طفل رباب می افتاد
    من نمی دانم این كه خاكستر
    چه به روز سر امام آورد
    زیر زنجیر پیكر زردش
    معجزه بود اگر دوام آورد
    گیرم از دست كوفه راحت شد
    سنگ طفلان شام را چه كند؟
    گیرم از دست كوچه سنگ نخورد
    مردم پشت بام را چه كند؟
    تا كه این مرد قافله زنده ست
    حرفی از طفل كاروان نزنید
    پیش این مرد گریه، جانِ حسین
    حرفی از چوب خیزران نزنید
    علی اكبر لطیفیان



  6. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن 1392
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    22,107
    صلوات
    32215
    حضور
    60 روز 13 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درد بسیار، مداوا گریه
    ارث جامانده زهرا گریه
    روزها ناله و شب ها گریه
    آب می خورد، ولی با گریه
    گریه بر آب وضویش می ریخت
    خون دل بر سر و رویش می ریخت
    گریه بر شاه شهیدان خوب است
    گریه بر کشته ی عریان خوب است
    گریه بر دامن طفلان خوب است
    گریه بر آن لب و دندان خوب است
    خواسته هر سحرش گریه کند
    در فراق پدرش گریه کند
    گریه بر ناله آن مادرها
    گریه بر گریه آن دخترها
    گریه بر غارت انگشترها
    گریه بر وا شدن معجرها
    رنگ مهتاب، زمینش می زد
    دیدن آب، زمینش می زد
    گریه بر ناقه نشسته سخت است
    گریه با پیکر خسته سخت است
    گریه با بال شکسته سخت است
    گریه با گردن بسته سخت است
    گریه خوب است که هر شب باشد
    گریه بر چادر زینب باشد
    آن که را هست پیاده نکشید
    تشنه را بر لب باده نکشید
    طفل را این همه ساده نکشید
    ذبح را آب نداده........
    هیچ کس آب به گودال نبرد
    پدرم ذبح شد و آب نخورد
    آمد و دید تنی افتاده
    کشته بی کفنی افتاده
    شه بی پیرهنی افتاده
    پاره پاره بدنی افتاده
    همه پروانه و شمعش کردند
    بوریا آمد و جمعش کردند
    آمد و دید کنارش پر نیست
    بدن افتاده ولیکن، سر نیست
    چند انگشت، و انگشتر نیست
    این حسین است ولی دیگر نیست
    بس که با نیزه قلیلش کردند
    ذبح کردند قتیلش کردند
    علی اکبر لطیفیان


  7. صلوات ها 2


  8. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن 1392
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    22,107
    صلوات
    32215
    حضور
    60 روز 13 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من همان یا کریم دام شما
    جبرئیل قدیم بام شما
    صبح روز نخست خواندمتان
    چقدر آشناست نام شما
    صبح روز ازل حوالی نور
    سجده کردیم بر کدامِ شما؟
    من حلالم بود حلال شما
    من حرامم بود حرام شما
    چهارده قرن دست هیچ کسی
    دل ندادم به احترام شما
    به شما ساحل کرم گفتند
    و به ما سائل حرم گفتند
    پر من بال و بال من پر شد
    پر و بالی زدم کبوتر شد
    به نفس های حضرت زهرا
    حالمان خوب بود و بهتر شد
    سحر پنجم عبادت بود
    کوچه های خدا منوّر شد
    مردی از سمت ابرهای دعا
    آمد و خشکی دلم تر شد
    آمد و با خودش کتاب آورد
    او امام آمد و پیمبر شد
    مردی از سمت آفتاب آمد
    با مفاتیح مستجاب آمد
    آمده تا مرا تکان بدهد
    چشم گریان به این و آن بدهد
    آمده روی پشت بام سحر
    با صدای خدا اذان بدهد
    آمده بشكند قفس ها را
    بال ما را به آسمان بدهد
    با خودش نور مصحف آورده
    تا خدا را به ما نشان بدهد
    به نگاهش دخیل می بندیم
    تا مناجات یادمان بدهد
    ای مسیح! ای مسیر سبز نجات!
    بر مناجات کردنت صلوات
    ای مناجات ای نسیم دعا
    راه نزدیک ما به سمت خدا
    ای که دریا کنار تو قطره
    قطره با التفات تو دریا
    نذر سجاده ی شبانه ی توست
    چارمین رکعت نوافل ما
    ای امام علیّ دوم من
    ای امام چهارم دنیا
    مرد شب زنده دار سجاده
    مرد محراب، التماس دعا
    از تو بوی نماز می آید
    بوی راز و نیاز می آید
    مادر تو نگین حجب و حیاست
    شرف الشمس سیدالشهداست
    مایه ی آبروی ایران است
    افتخار همیشه ام به شماست
    از تو و مادر تو این دل ما
    عاشق خانواده ی زهراست
    یک سفر پیش ما نمی آیی؟
    وطن مادری تو این جاست
    تو عجم زاده ای تو فامیلی
    پس حرم سازی ات به گردن ماست
    تو در این سرزمین گل کاری
    به خدا حق آب و گل داری
    آفتابی که حق کشیده تویی
    جلوه ای که کسی ندیده تویی
    با ظرافت، خدای عزّوجل
    بی نظیری که آفریده تویی
    آن که با کَفّه ی تولایش
    پای میزانمان کشیده تویی
    شب اسیر هزار رکعت تو
    به خدایم قسم پدیده تویی
    نخل های بلند نخلستان
    بارش رحمتی که دیده تویی
    با دعای غلام تو دارد
    آسمان مدینه می بارد
    بی تو سجاده ای اگر هم بود
    فرش رسوایی دو عالم بود
    بی تو یا حرفی از بهشت نبود
    یا اگر بود هم جهنم بود
    خطبه های گلوی زخمی تو
    انعكاس غروب ماتم بود
    تو اگر خطبه ای نمی خواندی
    خانه هامان بدون پرچم بود
    تو اگر روضه ای نمی خواندی
    سال ما سال بی محرّم بود
    از تو داریم فصل ماتم را
    ده شب گریه ی محرم را
    احترام تو را سلام نبود
    حق تو كوچه های شام نبود
    حق آیینه ها شكستن نیست
    گیرم این آینه امام نبود
    هیچ جایی برای حال شما
    بدتر از مجلس حرام نبود
    گریه كردی صدا زدی «ای كاش...
    هیچ سنگی به روی بام نبود
    كاش مادر مرا نمی زایید
    من امامم، خرابه جام نبود»
    حرفِ ویرانه در میان آمد
    دختر شاه، یادمان آمد
    علی اکبر لطیفیان


  9. صلوات ها 2


  10. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن 1392
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    22,107
    صلوات
    32215
    حضور
    60 روز 13 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در تشنگی سراب به دردی نمی خورد
    تنها خیال آب به دردی نمی خورد
    حرفی بزن که اشک مرا در بیاوری
    این جام بی شراب به دردی نمی خورد
    باید به زیر نور بزرگان جلوس کرد
    در سایه، آفتاب، به دردی نمی خورد
    از این به بعد مَعْطلِ این دل نمی شوم
    این خانه ی خراب به دردی نمی خورد
    از منظر نگاه شما جلوه دیدنی ست
    عکس بدون قاب به دردی نمی خورد
    جان مرا بگیر ولی گریه را نگیر
    چشمه بدون آب به دردی نمی خورد
    چشمی بده که قلب مرا زیر و رو کند
    گریه مرا کنار تو با ابرو کند
    ما را به جز هوای شما پر نمی دهند
    ما را به جز برای شما سر نمی دهند
    بال وَبالْ مانع اوج است پس اگر...
    ...بالم نمی دهند چه بهتر نمی دهند
    گاهی کنار دلبریت جبر لازم است
    دل را به اختیار به دلبر نمی دهند
    جبریل هم به قبّه ی تو ره نیافته
    معراج را به غیر پیمبر نمی دهند
    آن جا که میل یار اسیری عاشق است
    در بند می روند ولی سر نمی دهند
    ایرانیان به هیچ بزرگ قبیله ای
    جز خاندان فاطمه دختر نمی دهند
    تا زنده ایم ترک ولایت نمی کنیم
    با غیر آل فاطمه وصلت نمی کنیم
    هر دیده ای به دیده ی گریان نمی رسد
    فصل خزان به فصل بهاران نمی رسد
    در بین گریه حاصل ما رشد می کند
    باران بدون سیل به پایان نمی رسد
    یک جا اگر تمامی خلقت گدا شود
    نقصی به آستان کریمان نمی رسد
    روزی ما کم است که مصحف نخوانده ایم
    عیب از کریم نیست که مهمان نمی رسد
    با دوری از صحیفه سجادیه قسم
    علامه هم به معنی قرآن نمی رسد
    بفرست سمت دشت غلام سیاه را
    یک چند وقتی است که باران نمی رسد
    کیسه به دوشی تو اگر کار هر شب است
    این پینه های شانه به درمان نمی رسد
    ما مستمند کیسه یخیراتی توایم
    ذاتاً فقیر آن کرم ذاتی توایم
    آقای من! حریم تو از عرش برتر است
    با این که خاکی است بهشت معطر است
    عادت نموده ایم به این گنبدی که نیست
    حیف از حریم تو که بدون کبوتر است
    فرصت غنیمت است ابوحمزه ای بخوان
    امشب برای پاکی این قوم بهتر است
    با تربت حسین به «تسبیح» می رسیم
    این تربت حسین عجب بنده پرور است
    اول فدایی قدمت مادر تو بود
    پس مادرت به تو ز همه با وفاتر است
    تو یادگار فاطمه بودی برای او
    حالا که شد فدای تو عالم فدای او
    یعقوب کربلا! چه قدر گریه می کنی
    از صبح زود تا به سحر گریه می کنی
    یعقوب را که غصه ی یوسف شکست و تو
    داری برای چند نفر گریه می کنی
    وقتی که چشم هات می افتد به معجری
    حق داری ای عزیز اگر گریه می کنی
    این طفل را به جان خودت آب داده اند
    دیگر چرا میان گذر گریه می کنی
    از صبح تا غروب فقط نیزه می زدند
    داری به «قتل صبر» پدر گریه می کنی
    چشمت چرا ضعیف شده بی رمق شده
    یعقوب کربلا چقدر گریه می کنی؟!
    با دیدن اسیر کجا می رود دلت؟!
    با دیدن فقیر کجا می رود دلت؟!
    علی اکبر لطیفیان


  11. صلوات ها 2


  12. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن 1392
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    22,107
    صلوات
    32215
    حضور
    60 روز 13 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نمی از دریای فضائل امام زین العابدین علیه السلام

    یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام


    با تعمق در سیره رفتاری امام سجاد علیه السلام ، می توان گوشه ای از فضائل و منقبت های اخلاقی امام سجاد علیه السلام را دریافت و به این ترتیب وجود خویش را از بوی خوش آن عطر آگین ساخت، از این رو شمه ای از آن ها را به اختصار بیان می نماییم .

    دانشی اعجاب انگیز

    یکی از ویژگی های ممتاز آن حضرت، احاطه علمی ایشان به اصول اعتقادی و احکام اسلامی بود، به گونه ای که در مقابل هر سۆالی که از او می شد، پاسخی دقیق و اعجاب انگیز، بیان می نمود . این ویژگی منحصر به فرد، دانشمندان دیگر مذاهب را به تحسین و اعجاب واداشته بود، چنان که زهری، از علمای دربار عبدالملک مروان که از مخالفین اهل بیت علیه السلام به شمار می رفت، درباره امام سجاد علیه السلام می گوید: احدی را فقیه تر و دانشمندتر از علی بن الحسین علیهما السلام ندیدم.(1)

    برگی از کتاب علم امام

    کتاب شریف صحیفه سجادیه که حاوی ادعیه و مناجات های چهارمین پیشوای شیعیان است، یکی از بزرگترین و مهمترین گنجینه های حقایق و اسرار الهی به شمار می رود، به همین خاطر به القابی چون «انجیل اهل بیت » و «زبور آل محمد» و «اخت القرآن»(2) مشهور گشته است و نظر به اهمیت و عظمت این کتاب، شرح های زیادی بر آن نوشته شده که صاحب کتاب «الذریعة»، چهل و هفت شرح را نام برده است.(3)
    علاوه بر صحیفه سجادیه، رساله گرانبهایی از آن حضرت به یادگار مانده که «رسالة الحقوق » نام دارد و در آن 51 حق و وظیفه برای انسان بیان شده که از حقوق خداوند بر انسان و سپس حقوق اعضاء و جوارح شروع و به حقوق اهل ذمه ختم شده است.(4)
    امام زین العابدین علیه السلام ، به خاطر معرفت کامل و عشق وافری که به معبود خویش داشت، در هنگام امور عبادی به پروردگار خود توجه کامل پیدا می نمود و نسبت به تمام امور اطراف خود بی توجه می گشت

    کثرت عبادت

    آن حضرت به «زین العابدین» یعنی زینت عبادت کنندگان، مشهور بود(5) امام محمد باقر علیه السلام درباره عبادت پدر خود می فرماید: به حدی عبادت کرده بود که دیگران به آن حد عبادت نمی کنند و از شب زنده داری رنگش زرد گشته بود و از گریه چشمانش سرخ شده بود و از سجده پیشانی اش برجسته شده بود و از ایستادن برای نماز، پاهایش ورم کرده بود.(6)
    این ویژگی امام سجاد علیه السلام چنان برجسته بود که علمای دیگر مذاهب زبان به تحسین او گشوده اند، چنان که مالک بن انس (رئیس مذهب مالکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت) می گوید: به من خبر رسیده که علی بن الحسین علیهما السلام در شبانه روز، هزار رکعت نماز می خواند و این کار تا زمان وفات او ادامه داشت.(7)

    یادگار کربلا ، ویژه نامه شهادت سیدالساجدین امام زین العابدین علیه السلام
    خشوع در عبادت


    امام زین العابدین علیه السلام ، به خاطر معرفت کامل و عشق وافری که به معبود خویش داشت، در هنگام امور عبادی به پروردگار خود توجه کامل پیدا می نمود و نسبت به تمام امور اطراف خود بی توجه می گشت. ابو نعیم اصفهانی از علمای اهل سنت نقل می کند که: همواره پس از وضو گرفتن و قبل از اقامه نماز، علی بن الحسین را لرزه ای فرا می گرفت، از ایشان درباره این حالت سۆال شد، امام علیه السلام فرمودند: وای بر شما! آیا می دانید که به درگاه چه کسی می ایستم و با چه کسی می خواهم مناجات کنم؟(8)

    سیادت و عظمت

    با همه دسیسه ها و نیرنگ ها و تبلیغات سوء حاکمان بنی امیه و تمام کسانی که از اهل بیت علیهم السلام بغض و کینه‌ای به دل داشتند، این خاندان در بین مردم مقام و منزلت والایی داشتند و مورد احترام و تکریم واقع می شدند .نقل شده که هشام بن عبدالملک از حکام بنی امیه، برای انجام فریضه حج عازم مکه شد، به هنگام طواف، وقتی می خواست حجر الاسود را استلام کند، به خاطر ازدحام جمعیت، موفق به این کار نشد، سپس منبری را در کنار حرم گذاشتند و هشام بر روی آن نشست و لشکریان دور او را گرفتند، در همین موقع امام سجاد علیه السلام وارد شد، در حالی که عبایی بر دوش مبارکش بود; زیباترین مردم از نظر صورت و خوشبوترین مردم بود و در بین دو چشمش (محل سجده) علامت سجده نمایان بود.
    آن حضرت نسبت به بهبود وضع زندگی فقراء و محرومین، اهتمام فراوانی داشت و چنان بر این کار مداومت می ورزید که آثار حمل طعام برای فقرا، بر روی جسم مبارکشان باقی مانده بود

    تواضع وفروتنی

    امام سجاد علیه السلام در رفتار با مردم آن چنان متواضع بودند که برخی اوقات سعی می کردند در میان مردم ناشناخته باشند تا بتوانند متواضعانه با مردم برخورد نمایند و به آن ها خدمت کنند . امام صادق علیه السلام می فرمایند: امام سجاد علیه السلام هنگامی که مسافرت می نمود با قافله ای حرکت می کرد که او را نمی شناختند و با اهل کاروان شرط می کرد که در طول سفر خدمت گذار آنان باشد . روزی بر همین منوال مسافرت نمود، از قضا مردی که امام را از قبل می شناخت، آن حضرت را مشاهده کرد، نزد کاروانیان رفت و به آنان گفت: آیا می دانید او کیست؟ گفتند: خیر، گفت: او علی بن الحسین علیهما السلام است، آن ها با شنیدن این سخن باسرعت به طرف امام علیه السلام رفتند و دست و پای او را بوسیدند و عرض کردند: ای پسر رسول خدا! آیا می خواهی که آتش جهنم ما را فرا بگیرد؟ اگر از جانب ما به شما بی احترامی صورت می گرفت، آیا تا ابد هلاک نمی شدیم؟ امام علیه السلام فرمود: روزی با گروهی مسافرت نمودم که آنان مرا می شناختند و به خاطر قرابتی که با رسول خدا صلی الله علیه و آله داشتم مرا بیش از حد مورد احترام قرار دادند، و چون ترسیدم شما نیز چنین کنید، خود را معرفی نکردم.(9)

    دستگیری از مستضعفین

    آن حضرت نسبت به بهبود وضع زندگی فقراء و محرومین، اهتمام فراوانی داشت و چنان بر این کار مداومت می ورزید که آثار حمل طعام برای فقرا، بر روی جسم مبارکشان باقی مانده بود.
    این نگاشته گوشه ای از فضائل ناب حضرت سجاد علیه السلام را ترسیم نمود. درست است که آن حضرت به کثرت عبادت معروفند،؛ اما این عبادت هنگامی ارزشمند است که با تمام توجه به رب العالمین باشد و چه زیباست تلفیق بسیاری عبادات با حضور قلب کامل. پس بیاییم از خداوند متعال بخواهیم که :
    خداوندا، آینه دل را به نور اخلاص روشنی بخش، و زنگار شرک و دوبینی را از لوح دل پاک گردان، و ما را به اخلاق کریمانه متخلق فرما، و عاقبت کار ما را، با سعادت قرین کن.
    بحق محّمد و آله الطاهرین صلوات اللّه علیهم اجمعین

    پی نوشت:
    1- سیر اعلام النبلاء، ذهبی، مۆسسة الرسالة، ج 4، ص 389 .
    2- الذریعة، آقا بزرگ تهرانی، المکتبة الاسلامیة، ج 15، ص 18 .
    3- همان، ج 13، ص 345- 359 .
    4- الامالی، شیخ صدوق، مجلس 59، ص 301- 306.
    5- تهذیب الکمال، همان.
    6- مناقب ابن شهر آشوب، دار الاضواء، ج 4، ص 162 .
    7- تهذیب الکمال، المزی، مۆسسة الرسالة، ج 20، ص 390.
    8- حلیة الاولیاء، ابو نعیم اصفهانی، دار الفکر، ج 3، ص 133 .

  13. صلوات ها 2


  14. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن 1392
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    22,107
    صلوات
    32215
    حضور
    60 روز 13 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این زهر، دردی از تب دردم دوا نکرد
    هیچ عقده ای از این گلوی بسته وا نکرد
    آنچه که آرزوی من آن بود آن نشد
    سی سال دیر آمد و فکر مرا نکرد
    طوفان گرفت و دار و ندارم به باد رفت
    روزی که غم وزید و به ما جز جفا نکرد
    غم های من ز عصر مصیبت شروع شد
    وقتی که دشمن آمد و رحمی به ما نکرد
    در گیر و دار غارت معجر ز دختران
    خلخال و گوشواره ای آرام وا نکرد
    عمه رسید و گفتم "علیکن باالفرار"
    یعنی کسی ز آل پیمبر حیا نکرد
    از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام
    دشمن ز بی حیایی و ظلمی ابا نکرد
    اما میان این همه رنج و غم وبلا
    جایی تلافی ستم "شام" را نکرد
    بازار داغ برده فروشی شامیان
    داغی به دل گذاشت که کرب و بلا نکرد
    در بین کوچه های یهودی نشین شهر
    ما را کسی به اسم مسلمان صدا نکرد
    دیدم میان بزم شراب حرامیان
    چوبی که دو لب پدرم را رها نکرد
    عمری به یاد این همه غم سوختم ولی
    این زهر، دردی از تب دردم دوا نکرد
    ***محمد علی بیابانی***

  15. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن 1392
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    22,107
    صلوات
    32215
    حضور
    60 روز 13 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بعد از آن واقعه ی سرخ، بلا سهم تو شد
    پیکر سوخته ی کرب و بلا سهم تو شد
    بعد از آن واقعه هفتاد و دو آیینه شکست
    ناگهان داغ دل آینه ها سهم تو شد
    بعد از آن واقعه آشوب قیامت برخاست
    بر سر نیزه سر خون خدا سهم تو شد
    بعد از آن واقعه خون جوش زد از چشمانت
    خطبه ی اشک برای شهدا سهم تو شد
    بعد از آن واقعه در هروله ی آتش و خون
    در شب خوف و خطر خطبه ی «لا» سهم تو شد
    بعد از آن واقعه در فصل شبیخون ستم
    خوردن زخم ز شمشیر جفا سهم تو شد
    خیمه ی نور تو در فتنه ی شب سوخت ولی
    کس نپرسید که این ظلم چرا سهم تو شد
    بعد از آن واقعه، ای زینت سجاده ی عشق
    از دلت آینه جوشید، دعا سهم تو شد
    بعد از آن واقعه، ای کاش که می مردم من
    مصلحت نیست بگویم، که چه ها سهم تو شد
    بعد از آن واقعه ی سرخ ، حقیقت گل کرد
    کربلا در تو درخشید، خدا سهم تو شد
    ***رضا اسماعیلی***


  16. صلوات ها 2


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از 1395/07/24, 10:47 : 47

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود