صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا عقل سلیم می‌تواند خدای قرآن را، خدای جهان آفرین بداند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد 1394
    علاقه
    @asperger
    نوشته
    191
    صلوات
    254
    حضور
    22 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره آیا عقل سلیم می‌تواند خدای قرآن را، خدای جهان آفرین بداند؟





    من مسلمان هستم و هر مسلمان باید اهل تعقل باشد و حتی در خود قرآن هم با دیدی عاقلانه بنگرد که اصول دین تقلیدی نیست! سوالی دربارۀ قرآن دارم که هیچ جا جوابی برایش نیافته‌ام که آن را اینجا می‌پرسم. آنچه در ادامه می‌آید نظرات شخصی است و بررسی عمیقی از نظر دقت علمی در آن صورت نگرفته است و در نتیجه خواننده نباید آن‌ها را بی تحقیق اشکالات قطعی بداند و از کارشناسان می‌خواهم اگر اشکالی در اشکالات وارده هست بفرمایند و البته این‌ها نمونه‌هایی هست از اشکالات مشابه دیگر که به طور خلاصه به آن‌ها اشاره شده است. در ضمن امیدوارم کسی زبان گاه نسبتاً تند و بی رحمانۀ آن را نشانۀ عناد نداند.


    در قرآن گفته شده است که این کتاب حرف‌های خداست و عقیده بر این است که جملات و کلمات آن طراحی شده از سوی خداست. خدایی که زمین و آسمان را آفریده و به هر چیز آگاه است و خدایی که مهربان است و حکیم.
    به دنیا و به آفریدگان خدا می‌نگریم و متوجه می‌شویم این خدا باید یک دانشمند بسیار عالم و بسیار دقیق باشد و مسلماً کتاب چنین دانشمند دقیقی حتماً باید مطابق با علم و خالی از ابهام و بسیار دقیق و مربوط به همۀ زمان‌ها (از زمان پیامبر به بعد) باشد. اما با نهایت تأسف، می‌ببنیم که انگار هیچ کدام از این پیش‌بینی‌های ما درست نیست. قرآن را کتابی پر ابهام و رؤیا گون می‌یابیم، اثر واضحی از علم و دانشمندی در آن نمی‌بینیم (هر منصفی معترف است که آنچه در مورد گزاره‌های علمی قرآن بیان می‌شود با کمال تأسف تنها تلاشی ساده‌انگارانه برای علمی نشان دادن قرآن است و حتی جاهایی از قرآن هست که باید به زور قرآن را از اتهام غیر علمی بودن تبرئه کرد مثل «یخرج من بین الصلب والترائب»).


    همچنین قرآن را کتابی می‌یابیم که آیه آیه‌اش به زندگی شخص پیامبر گره خورده است و نه تنها نشانی روشن یا برنامه‌ای روشن از آینده در آن نیست که حتی به حوادث خارج از دیدرس شخص پیامبر در آن زمان هم اثر زیادی نیست. مثلا اشاره‌ای به آنچه در زمان پیامبر در چین یا جاهای دیگر اتفاق می‌افتاده نیست انگار خدای جهان آفرین تنها پشت چشمان پیامبرش جای گرفته است و از هیچ چیز در دنیا به خشم نمی‌آید جز آنچه پیامبرش می‌بیند و از آن به خشم می‌آید!


    خدایی که در سورۀ تحریم حرف‌هایی می‌زند که امروزه به آن‌ها حرف‌های خاله زنکی می‌گویند و معلوم نیست چرا خدایی به این عظمت تا به این حد محسور پیامبر است و بی توجه به هر چیز خارج از نگاه پیامبر؛ چه در جاهای دیگر و چه در زمان‌های دیگر. خدایی که در آیات ابتدایی سوره تحریم، گرسنه‌ها و بدبخت‌های دنیا را رها کرده و تنها غصۀ این را می‌خورد که پیامبرش از آنچه حلال است خود را تحریم کرده است! و این حلال ظاهرا آمیزش با یکی از زنان پیامبر است.


    می‌بینیم خدای قرآن از آنچه حرف می‌زند که مخصوص اعراب آن زمان است. ماه‌هایی را حرام می‌کند که اعراب حرام کرده‌اند و احکامی را در مورد برده داری صحه می‌گذارد که در بین اعراب آن زمان رایج است و حَجّی را تجویز می‌کند که تصحیح شدۀ حج اعراب بت‌پرست است و مثلاً نمی‌آید یک حکمی را از هندی‌ها بگیرد و به جای حکم اسلام بیاورد.


    می‌بینیم خدای دانشمندی که حیات را چنان تدبیر کرده است که تدبیرش فراتر از هزاران سال معتبر است در آیه‌ای حرفی می‌زند و در آیۀ بعد از حرفش بر می‌گردد! مثلاً خدایی که چون سازندۀ انسان‌هاست تنها کسی که می‌تواند احکام دینی برایش وضع کند، آن قدر اصحاب پیامبر را نمی‌شناسد که در آیۀ 12 سورۀ 58 به مؤمنین می‌گوید برای نجوا با پیامبر باید صدقه بدهید و بلافاصله در آیۀ بعد متوجه می‌شود که ای وای چه اشتباهی کرده که این‌ها را اهل صدقه دانسته و حکم را پس می‌گیرد (یعنی خدایی که اشتباه می‌کند). یا خدایی که ابتدا محدود به جلو می‌کند و معلوم نیست بعدا چه می‌شد که می‌گوید فأتوا حرثکم انی شئتم. آیا مثلا دلش می‌سوزد یا تحت تأثیر غر زدن‌های اصحاب پیامبر (ص) قرار می‌گیرد!


    خدایی که احساساتی است یک جا خشمگین می‌شود می‌گوید همه را بگیرد بکشید! در آیۀ دیگر مهربان می‌شود. در جایی یهود و جایگاهشان را می‌ستاید و وقتی یهود سر ناسازگاری می‌گذارند ناگهان به یاد تاریخ پر اشتباه یهود می‌افتد و سر به سرزنش می‌گذارد و حتی قبلۀ یهودی را هم کنار می‌گذرد. جایی از ابولهب به خشم می‌آید و سوره‌ای در موردش می‌آورد و حتی همسر او را که احتمالاً برای رفع حوائج زندگی (شرافتمندانه) هیزم حمل می‌کند، از آتش خشمش بی نصیب نمی‌گذارد!


    جایی می‌گوید چهار زن بیش‌تر نگیرید. سپس دلش به حال پیامبرش می‌سوزد و می‌گوید تو را استثنا می‌کنیم هر چه قدر دلت خواست همسر اختیار کن! و این خدای دلسوز آنجا که پیامبر از نیامدن معجزه دلگیر است، نه تنها معجزه‌ای نمی‌آورد که او را طوری عتاب می‌کند که گویی به زبان محاورۀ امروزی می‌گوید: «من که معجزه نمیارم براشون (این از من)؛ خودت خواستی از هر جا تونستی براشون معجزه جور کن.» (آیۀ 35 سورۀ 6).


    خدایی که گاهی دموکرات، منطقی و روشنفکر است و می‌گوید لااکراه فی الدین و در جایی دیگر مستبد و سرسخت است و می‌گوید با کسانی (از یهود و..) که ایمان نمی‌آورند پیکار کنید( و آن‌ها بکشید) تا آن که یا ایمان بیاورند یا (با خضوع) به جزیه دادن راضی شوند.


    خدایی که جایی نابینا را محترم می‌شمارد و برایش دل می‌سوزاند (آیه‌های 1 و 2 از سورۀ 80) و در جایی دیگر خود، افراد گنگ را تحقیر می‌کند (آیۀ 76 سورۀ 16).


    خدایی که مثال‌هایی می‌آورد و مثال برای درک بهتر مخاطب (یعنی انسان‌ها) است. اما این مثال‌ها نه تنها درک بهتری نمی‌دهند که خود چون معمایی رمزآلود هستند و مخاطب می‌اندیشد اصلا مقصود خدا از این مثال چه بوده است! (مثلاً فهم مقصود خدا از مثال‌های عجیبی که در آیه‌های 17 تا 20 سورۀ 2 آورده می‌شود، نیاز به رمز گشایی دارد در حالی که ظاهرا مسألۀ اصلی که برایش مثال اورد می‌شود روشن است و نیازی به مثال ندارد! حال آنکه مثال‌هایی که ما انسان‌ها می‌آوریم از اصل ماجرا ساده‌ترند).


    خدای قرآن انگار سال‌های قبل و پس از قرآن ساکت است و آرام و هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهد و جز هدایت آرام و بی حرف و حدیث دنیا کاری نمی‌کند. اما در زمان پیامبر، انگار پس از مدت‌ها یک رسانه پیدا کرده باشد زبان می‌گشاید و از خشم‌هایش می‌گوید و به کوچک‌ترین کنایه‌های مشرکین واکنش‌های تند نشان می‌دهد و برایشان آرزوهای بد می‌کند (تبت یدا ابی لهب ...) ... گویی میکروفون صبحگاه را داده باشند دست ناظم مدرسه..


    خدای قرآن هر کس را می‌خواهد گمراه می‌کند مثال‌هایی در قرآن می‌آورد که خود تصریح دارد که باعث گمراهی بسیاری خواهند بود (آیۀ 26 سورۀ 2) و انگار نه انگار قرآن را برای هدایت آورده است!


    خدایی که دستور زبان عربی را خوب رعایت نمی‌کند مثلا در آیۀ 11 سورۀ 41 آخرین کلمه مذکر است در حالی که به سیاق قبل در همین آیه باید مؤنث باشد. یا مثلاً در «ان هذان لساحران»..


    خدایی که شرابخواری را حرام می‌کند اما در برده‌داری (که بی شک زشت‌تر است) محدودیت زیادی قائل نمی‌شود و خدایی که امتیاز را به تقوا می‌داند و زنان و برده‌ها را شهروندان درجۀ دو و سه قرار می‌دهد.


    خدایی که به آیندۀ پیامبر و حتی جانشینش کوچک‌ترین اشاره‌ای نمی‌کند و چنان احکام را تببین می‌کند که گویی جز زمان پیامبر زمانی نیست و جز سرزمین پیامبر سرزمینی.


    خدای قرآن از حسابرسی مثقال ذره خبر می‌دهد اما آن قدر دقیق نیست که کارهای انسان را مو به مو ارزش گذاری کند. مثلا معلوم نیست کوتاه کردن مو را چگونه محاسبه خواهند کرد و چند امتیاز خواهد داشت و آن قدر احکام مبهمند که گاه حلال و حرام در هم شده‌اند و خدای جهان آفرین به نظر باید دقیق‌تر از این حرف‌ها باشد که چنین ابهام‌هایی را در تاریخ بگذارد و برود.
    —----
    در کل، تصویری که از خدا در قرآن ارائه می‌شود، زیاد با عقل امروزی ما جور نیست! چگونه باید بپذیریم خدای احساساتی و غیر علمی قرآن که انگار جز آنچه پیامبر می‌بیند و می‌شنود چیزی نمی‌بیند و نمی‌شنود، خدای گاه مهربان و گاه نامهربان قرآن که حرف‌هایش هم زیاد قابل فهم نیست و پر از ابهام است و انگار هر روز حالی دارد و نظری، چگونه باید بپذیریم این خدا همان خدای جهان آفرین است که عالم و دانشمندی بزرگ است و محیط بر همه چیز و مدبر همه جا و همۀ زمان‌ها و هیچ گاه قوانین طبیعت را تعویض نمی‌کند و آنچنان ثابت و دقیق این قوانین را تنظیم کرده است که نیازی به تعدیل و تغییر ندارند.


    اگر خدای قرآن، همان خدایی بود که بدن انسان را طراحی و خلق کرده، آیا نباید این طور می‌بود که به سیاق ناسخ و منسوخ‌های فراوان قرآن، هر روز تغییری در بدن انسان بدهد. مثلاً امروز می‌گفت «نه دو دست کافی نیست انسان باید چهار دست داشته باشد» و همه دو دست دیگر در می‌آوردند و فردا برای انسان بال قرار می‌داد و عصر فردا می‌دید «نه این‌ها لیاقت بال داشتن ندارند» و بال‌ها را حذف می‌کرد پس فردا قانون جاذبه را عوض می‌کرد و هفتۀ دیگر از دست کنایۀ امثال من به خشم می‌آمد و انسانی به حیوانی تبدیل می‌شد و سال بعد، کرۀ زمین به شکل مکعب در می‌آمد و... .
    با توجه به این که هیچ دلیل قاطعی در دست نیست که پیامبر اسلام معجزه‌ای مسلم داشته باشد که مورد تردید عده‌ای نباشد و هر چه معجزه از او بیان می‌شود در بین عالمان مسلمان مخالفانی دارد (چه برسد در بین غیرمسلمانان)، چگونه باید بپذیریم که محمد(ص) قرآن را از خدا دریافت کرده است؟ شاید از شیطان یا موجود ثالثی دریافت کرده باشد و شاید به ادعای برخی غربی‌ها احتمال ابتلای ایشان به نوعی اسکیزوفرنی وجود داشته باشد! و شاید همۀ این‌ها اشتباه است و خدای واقعی همین خدای قرآن است و ذهن ما درک نمی‌کند!


    آیا دلیل قاطعی هست که خدای قرآن همان خدای جهان آفرین است؟

    ویرایش توسط ذره بین : 1395/09/04 در ساعت 16:18


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    18,737
    صلوات
    50588
    حضور
    132 روز 18 ساعت 14 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    35



    با نام و یاد دوست






    آیا عقل سلیم می‌تواند خدای قرآن را، خدای جهان آفرین بداند؟








    کارشناس بحث: استاد میقات

  4. صلوات ها 2


  5. #3

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    نوشته
    2,081
    صلوات
    5830
    حضور
    42 روز 16 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    در ضمن امیدوارم کسی زبان گاه نسبتاً تند و بی رحمانۀ آن را نشانۀ عناد نداند.

    با سلام و درود

    خوب است در هر حال، به ویژه در مباحث علمی، حد انصاف رعایت شود. نمی توان غیر منصفانه و غیرمنطقی سخن گفت و انتظار داشت طرف مقابل، دلخور نشود؛ خصوصا وقتی موضوع مورد گفتگو، از قداست و جایگاه بسیار والایی برخوردار است. در چنین مواردی بایستی بیش از پیش، انصاف و عدالت را رعایت و با احتیاط و از روی منطق سلیم، سخن گفت.


    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    قرآن را کتابی پر ابهام و رؤیا گون می‌یابیم، اثر واضحی از علم و دانشمندی در آن نمی‌بینیم (هر منصفی معترف است که آنچه در مورد گزاره‌های علمی قرآن بیان می‌شود با کمال تأسف تنها تلاشی ساده‌انگارانه برای علمی نشان دادن قرآن است و حتی جاهایی از قرآن هست که باید به زور قرآن را از اتهام غیر علمی بودن تبرئه کرد مثل «یخرج من بین الصلب والترائب»).

    قرآن کتاب هدایت است لذا سراسر آن تعالیم الهی و هدایتگر است. این را گفتیم تا انتظارمان از قرآن را اصلاح کنیم.

    اما مطالب علمی که به حسب نیاز هدایتگرانه ای که بوده، قرآن بطور گذرا و کلی به آن ها اشاره نموده است، که علاوه بر نداشتن تعارض با علوم روز، برخی اعجاز علمی و موارد بسیاری شگفتی های علمی است که قرآن آن ها را مطرح نموده است.


    لذا اولا قرآن قرار نیست کتابی درسی و علمی باشد تا بعدا بخواهیم آن را علمی نشان دهیم و اگر نشد، آن را عیب بدانیم.
    در ثانی، اشارات علمی ای که قرآن مطرح نموده است، در جای خود بسیار شگفتی ساز و حتی برخی اعجاز علمی محسوب می شود.

    در باره آیه شریفه «یخرج من بین الصلب و الترائب» نیز در تاپیک دیگری گفتگو شده و نیازی به تکرار نیست:

    شبهات پیش آمده در قرآن: چگونگی به وجود آمدن انسان ها در قرآن



    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    همچنین قرآن را کتابی می‌یابیم که آیه آیه‌اش به زندگی شخص پیامبر گره خورده است و نه تنها نشانی روشن یا برنامه‌ای روشن از آینده در آن نیست که حتی به حوادث خارج از دیدرس شخص پیامبر در آن زمان هم اثر زیادی نیست. مثلا اشاره‌ای به آنچه در زمان پیامبر در چین یا جاهای دیگر اتفاق می‌افتاده نیست انگار خدای جهان آفرین تنها پشت چشمان پیامبرش جای گرفته است و از هیچ چیز در دنیا به خشم نمی‌آید جز آنچه پیامبرش می‌بیند و از آن به خشم می‌آید!

    ای کاش به جای ادعاهای بدون دلیل، کمی استدلالی و علمی، مطالب را طرح می کردید.

    اولا با توجه به نزول قرآن که به تدریج و در طول 23 سال و متناسب با نیاز هدایتی مردم، نازل شده است؛ پرداختن به نیازها و اتفاقات منطقه نزول، کاملا طبیعی است.

    در ثانی، آموزه های تربیتی و هدایتگرانه ای که در قرآن بیان شده است، در هر کجای زمین، قابل اجرا و موجب تعالی و رشد معنوی انسان می شود.
    بله، راجع به چین و آداب و غذا و ... سخن گفته نشده که این هم طبیعی و منطقی است و اگر غیر از این بود، جای سؤال بود.

    مطلب دیگر، تذکر و توجه دادن به جایگاه ویژه و رفیع رسالت و پیامبری است. پیامبر، نماینده خدا و بالاترین مقام را دارند، طبیعی و منطقی است که خداوند علاوه بر معرفی و شناساندن پیامبرش، دیگران را به جایگاه و مقام والای او متذکر نموده تا هم حقیقت را بیشتر بدانند و هم راحت تر بتوانند به او اعتماد کرده و بیش از پیش از ایشان پیروی داشته باشند.



    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    خدایی که در سورۀ تحریم حرف‌هایی می‌زند که امروزه به آن‌ها حرف‌های خاله زنکی می‌گویند و معلوم نیست چرا خدایی به این عظمت تا به این حد محسور پیامبر است و بی توجه به هر چیز خارج از نگاه پیامبر؛ چه در جاهای دیگر و چه در زمان‌های دیگر. خدایی که در آیات ابتدایی سوره تحریم، گرسنه‌ها و بدبخت‌های دنیا را رها کرده و تنها غصۀ این را می‌خورد که پیامبرش از آنچه حلال است خود را تحریم کرده است! و این حلال ظاهرا آمیزش با یکی از زنان پیامبر است.

    همان طور که بیان شد، جایگاه رهبری و حاکمیت، بسیار مهم و خطیر است و نباید این جایگاه تحت فشار قرار گیرد و یا تضعیف شود.

    عده ای با سوء استفاده از موقعیت شان، رهبر جامعه اسلامی را تحت فشار قرار داده و کار را به جایی رساندند که آیات الهی نازل و حکم نهایی را صادر فرماید.

    لذا موضوعات دلبخواه پیامبر نبوده بلکه وضعیتی بوده که بر پیامبر تحمیل شده است؛ از طرفی این آیات، دارای پیام های هدایتگرانه هستند.

    مطلب دیگر؛ قرآن برای گرسنگان و نیازمندان آیات متعددی دارد، کافی است جستجو کنیم.

    قرآن یک مجموعه به هم پیوسته از تعالیم و ارزش ها است که نمی توان بعضی را گرفت و بعضی را رها کرد؛ بلکه باید این مجموعه، با هم در نظر گرفته شود.

    برای کسی که با قرآن آشنایی داشته باشد، روشن است که قرآن به جهات مختلف ابعاد روحی و جسمی انسان ها توجه داشته و در زمینه هدایتگری، هر آن چه نیاز بشریت بوده است را آورده است.



    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    می‌بینیم خدای قرآن از آنچه حرف می‌زند که مخصوص اعراب آن زمان است. ماه‌هایی را حرام می‌کند که اعراب حرام کرده‌اند و احکامی را در مورد برده داری صحه می‌گذارد که در بین اعراب آن زمان رایج است و حَجّی را تجویز می‌کند که تصحیح شدۀ حج اعراب بت‌پرست است و مثلاً نمی‌آید یک حکمی را از هندی‌ها بگیرد و به جای حکم اسلام بیاورد.

    این کاملا منطقی و معقولانه است که دینی که در منطقه ای ارائه می شود، متناسب با آداب و مسائل مرتبط با مردم همان منطقه باشد.
    اگر غیر از این بود، جای ایراد داشت.

    البته موضع اسلام و قرآن در برابر مسائلی مانند برده داری، موضعی منطقی و معقول بوده تا بتواند ابتدا آن را مدیریت و سپس به تدریج آن را تعدیل و اصلاح کند.

    قرآن با عادات و رسوم غلط جامعه عرب، مبارزه کرده و در مقابل آن ها ایستاده است؛ البته برخی آداب و رسوم صحیح و مثبتی که وجود داشته را نیز تایید کرده است. این عیب و ایراد محسوب نمی شود. اگر اسلام برخورد غیر منطقی داشت و همه را رد می کرد و یا همه را تایید می کرد، جای انتقاد بود.

    از طرفی آن چه برای هدایت و سعادت انسان لازم است، در قرآن آمده و آن ها اختصاص به قومیت و نژاد خاصی ندارد زیرا مخاطبش انسانیت و فطرت انسانی است که آن هم در همه افراد بشر، وجود دارد.

    آیا عقل سلیم می‌تواند خدای قرآن را، خدای جهان آفرین بداند؟

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)


  6. #4

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    نوشته
    2,081
    صلوات
    5830
    حضور
    42 روز 16 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    می‌بینیم خدای دانشمندی که حیات را چنان تدبیر کرده است.........................................

    توجه!

    در ادامه مطالب، سعی شده هر مطلب مرتبط و غیرمرتبطی به هم بافته و شرق و غرب را به هم ربط داده تا نتیجه مورد نظر گرفته شود؛ لذا چون موضوع واحدی ندارد و از همه جا و همه چیز سخن رانده شده است، نمی توان در یک تاپیک به آن ها پرداخت.

    در ضمن، این مطالب، جدید و تازه نیست و سابقه زیادی دارد و پاسخ های کامل و مفصلی هم به هر کدام داده شده است.

    شایسته است ابتدا آن ها مطالعه سپس هر کدام از آن ها در تاپیک جداگانه و مستقلی پیگیری شود.

    آیا عقل سلیم می‌تواند خدای قرآن را، خدای جهان آفرین بداند؟

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)


  7. #5

    عضویت
    جنسیت مهر 1395
    نوشته
    76
    صلوات
    46
    حضور
    1 روز 21 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و عرض ادب خدمت عزیزان و کارشناس محترم جناب میقات.

    با اجازه بنده هم شرکت میکنم در تاپیک.

    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    من مسلمان هستم و هر مسلمان باید اهل تعقل باشد و حتی در خود قرآن هم با دیدی عاقلانه بنگرد که اصول دین تقلیدی نیست!
    بنده البته در نگاه کلی با جناب میقات موافقم در اینکه واقعا این سخن ها پیرامون قران, غیر منطقی و نا منصفانه است و یک تنه به قاضی رفتنه و بخشی از قران رو گرفتن و بخشی رو رها کردنه. و ته صحیح هست محتوا و نه جالب.

    اما...

    بنده حق میدم به شخصی که نگاهش صرفا و صرفا به قرآن هست و وقتی قرآن رو به تنهایی نگاه میکنه, با انبوهی از شاید سوالات مبهم , متناقض و یا متشابهات و حتی چیزایی که احمقانه هستند و منطقی نیستند رو به رو بشه.
    به نظر بنده و به اعتقاد بنده , این کاملا طبیعی و بدیهی هست.
    بنده به عنوان یک مسلمان و شیعه قرآن رو به تنهایی ابداً هدایتگر نمیبینم و بلکه شاید اگر به قرآن تنها اکتفی کنم و خودم مطالبش رو بخونم و عمل کنم , گمراه بشم خیلی هم بد.

    بنده قرآن رو زمانی هدایتگر میبینم که همراه با امامانِ معصوم ع که مفسر اون هستند باشه و استفاده بشه.

    پس از نگاهی, جناب irancplusplus در برخی از ایراداتتون ممکنه و شاید قطعا حق با شما باشه. چون به تنهایی فقط و فقط قرآن رو برداشتید.
    من فکر نمیکنم شیعه ای باشه و بگه اسلام فقط قرآن هست و از قران به تنهایی میتونیم احکام و عقاید رو بگیریم و خیلی از چیزها رو و هدایت بشیم. این غلطه.

    قرآن + معصومین ع = بدون ایراد و تناقض است.

    میشه واقعا در مقامی انسان با خودش فکر کنه که حقیقتا قرآن به تنهایی بسیار خطرناک هست.


    ممنون از توجهتون.
    ویرایش توسط مهدیین 313 : 1395/07/27 در ساعت 00:18
    ***
    یَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون ﴿یس-۳۰﴾
    ای افسوس بر این بندگان که هیچ فرستاده ای بر آنها نیامد مگر آن که او را مسخره میکردند.
    alas for the servants! there comes not to them an messenger but they mock at him - yasin-30
    *****


  8. #6

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    نوشته
    2,081
    صلوات
    5830
    حضور
    42 روز 16 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدیین 313 نمایش پست ها
    سلام و عرض ادب خدمت عزیزان و کارشناس محترم جناب میقات.

    با اجازه بنده هم شرکت میکنم در تاپیک.

    بنده البته در نگاه کلی با جناب میقات موافقم در اینکه واقعا این سخن ها پیرامون قران, غیر منطقی و نا منصفانه است و یک تنه به قاضی رفتنه و بخشی از قران رو گرفتن و بخشی رو رها کردنه. و ته صحیح هست محتوا و نه جالب.

    اما...

    بنده حق میدم به شخصی که نگاهش صرفا و صرفا به قرآن هست و وقتی قرآن رو به تنهایی نگاه میکنه, با انبوهی از شاید سوالات مبهم , متناقض و یا متشابهات و حتی چیزایی که احمقانه هستند و منطقی نیستند رو به رو بشه.
    به نظر بنده و به اعتقاد بنده , این کاملا طبیعی و بدیهی هست.
    بنده به عنوان یک مسلمان و شیعه قرآن رو به تنهایی ابداً هدایتگر نمیبینم و بلکه شاید اگر به قرآن تنها اکتفی کنم و خودم مطالبش رو بخونم و عمل کنم , گمراه بشم خیلی هم بد.

    بنده قرآن رو زمانی هدایتگر میبینم که همراه با امامانِ معصوم ع که مفسر اون هستند باشه و استفاده بشه.

    پس از نگاهی, جناب irancplusplus در برخی از ایراداتتون ممکنه و شاید قطعا حق با شما باشه. چون به تنهایی فقط و فقط قرآن رو برداشتید.
    من فکر نمیکنم شیعه ای باشه و بگه اسلام فقط قرآن هست و از قران به تنهایی میتونیم احکام و عقاید رو بگیریم و خیلی از چیزها رو و هدایت بشیم. این غلطه.

    قرآن + معصومین ع = بدون ایراد و تناقض است.

    میشه واقعا در مقامی انسان با خودش فکر کنه که حقیقتا قرآن به تنهایی بسیار خطرناک هست.


    ممنون از توجهتون.

    با سلام و درود

    قرآن هدایتگر است و هر کس به قدر فهم خودش، می تواند پیام برخی آیات را بفهمد و از قرآن برداشت صحیح داشته باشد.

    بله، فهم عمیق تر و وسیعتر قرآن و دستیابی به بطون قرآن، نیازمند مراجعه به معصومین (علیهم السلام) است و بدون مراجعه به ایشان، محقق نمی شود. لذا با مراجعه به معصومین، به فهم صحیح، بیشتر و کاملتر از قرآن می رسیم.

    این تفسیر به رأی و تحمیل نظرات شخصی بر قرآن است که مایه گمراهی می شود. که البته سبب این گمراهی نیز خود شخص است، نه قرآن.

    بنابر این، این که بگوییم قرآن به تنهایی خطرناک است، و یا تعابیری ... و غیرمنطقی در آن است، تعبیر صحیحی نیست.

    لازم به ذکر است یکی از روش های تفسیری، روش تفسیری قرآن به قرآن است. همین روشی که در تفاسیری مثل تفسیر المیزان (علامه طباطبایی) و یا تفسیر الفرقان (آیت الله صادقی تهرانی) دنبال شده است.
    ایشان آیات قرآن را با آیات دیگر قرآن، تفسیر نموده و در تفسیر المیزان، شاهد مثال روایی و ... را بعد از آن مطرح می کند تا بیان کند، این برداشت، منافات با روایات معصومین (علیهم السلام) ندارد.

    البته این که چنین روشی تا چه میزان موفق بوده و صحیح است و واقعا تا چه حد این مفسران بدون کمک روایات توانسته اند به این برداشت ها برسند، را باید به اهل فن و جای دیگر موکول کرد؛ ولی اصل عرضم این است: چنین نیست که قرآن بدون اهلبیت، خطرناک باشد.

    به نظر می رسد منظور واقعی شما، این مطالبی است که گفتم. لذا این پست و عرائض بنده برای این بود تا منظور شما بطور کاملتر و صحیح تری به کاربران منتقل شود و برداشت نادرست نشود.

    آیا عقل سلیم می‌تواند خدای قرآن را، خدای جهان آفرین بداند؟

    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:


    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)


  9. #7

    عضویت
    جنسیت مهر 1395
    نوشته
    76
    صلوات
    46
    حضور
    1 روز 21 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها


    به نظر می رسد منظور واقعی شما، این مطالبی است که گفتم. لذا این پست و عرائض بنده برای این بود تا منظور شما بطور کاملتر و صحیح تری به کاربران منتقل شود و برداشت نادرست نشود.
    بله همینطوره.
    ممنون و تشکر.
    البته یعنی در واقع اگر دقیقاً همینطور نباشه, حدوداً منظورم به طور کلی همین بود که شما بیان کردید و ممنون اما...
    یک سری جاهارو برای روشن شدن بیشتر یک توضیحی عرض میکنم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها

    قرآن هدایتگر است و هر کس به قدر فهم خودش، می تواند پیام برخی آیات را بفهمد و از قرآن برداشت صحیح داشته باشد.
    دقیقا.
    یعنی اگر ما به این نتیجه برسیم که تمام آیات قرآن رو میتونیم درک کنیم و عمل کنیم, حقیقتاً معصوم ع به کنار میره و این غلطه.
    اما نکته اینجاست, اگر کسی فقط قرآن در اختیار داشته باشه و اصلا از معصومین ع هیچی ندونه که هستند و کی هستند , این ممکنه یک سری آیات رو خیال کنه که داره درک می کنه و مقصود آیه همین هست و عمل کنه, در صورتی که ممکنه عکسش صحیح باشه و این اشتباه فهم کرده و فقط خیال کرده درسته.
    مقصودم اینه شاید حتی توی همون برخی آیاتی هم که ممکنه بفهمه, گاهیش غلط فهمیده باشه. کما اینکه در فرقه های اسلامی این مسائل وجود داره.
    لذا خیلی کار سخت هست بدون معصوم ع و از اونجایی که فاصله حق و باطل یک تار مو هست و واقعا فاصله ای نیست, این اشتباه خیلی گرون میتونه تموم بشه.
    و در اینجا جناب irancplusplus کل قرآن و تمام قرآن رو مد نظر گرفتن, لذا حقیقتاً این باعث گمراهی هست بدون معصوم ع و به نظر من میشه حق داد به کسی که کل قرآن رو بدون معصوم به دست بگیره و بگه مشکلاتی داره. در واقع قران مشکل نداره, مثالش رو پایین میزنم.

    اما اینکه قرآن هدایتگر هست, دقیقا بله هدایتگر هست در ادامه توضیح میدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    این تفسیر به رأی و تحمیل نظرات شخصی بر قرآن است که مایه گمراهی می شود. که البته سبب این گمراهی نیز خود شخص است، نه قرآن.
    دقیقا.
    البته کاش شما نمیگفتید تفسیر و رای و نظر شخصی بنده هست (صرفاً), البته احساسم این هست که شاید من درست نرسوندم مطلب رو.
    اما واضح تر میگم...
    طبیعتا خدا گمراه کننده نیست, اما گمراه میکنه, اما همون کسایی رو که خودشون تصمیم گرفتن گمراه بشن.
    یُضِلٌّ مَن یَشَآءُ وَیَهْدِى مَن یَشَآءُ
    نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا

    و الا واضح هست که قرآن هدایتگر هست و خدا خیرخواه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    بنابر این، این که بگوییم قرآن به تنهایی خطرناک است، و یا تعابیری ... و غیرمنطقی در آن است، تعبیر صحیحی نیست.
    چنین نیست که قرآن بدون اهلبیت، خطرناک باشد.
    مثالی که قرار بود بزنم رو اینجا میزنم پیرامون قران.
    هواپیمای پیشرفته ای رو فرض کنیم که در باند هست.
    ما میدونیم که اگر سوار این هواپیما بشیم, این هواپیما , با بهترین سرعت و دقت, مارو از اقیانوس ها و صخره های بلند و کوه ها عبور میده و مارو به مدینه فاضله میرسونه.
    این هواپیما به خودیِ خود در باند قرار داره و باعث سقوط کسی نمیشه.
    زمانی باعث سقوط میشه, که هر کس فکر میکنه به همین راحتیه که پشت فرمون این هواپیما بشینه و به مقصود برسه.
    لذا این هواپیما برای این افراد خطرناک هست که خیال میکنند بدون معصوم ع, میتونند به درستی از اون بهرهمند بشند.
    و اگر بتونند, پس دیگه معصوم ع برای شیعه نقشش چی هست ؟ بیشتر عقیده اهل سنت میشه این. کتاب برای ما کافیه.
    پس درسته, هواپیما به خودی خود برای سقوط و گمراهی نیست و این اشخاص هستند که با درک و فهم اشتباه, باعث هلاک شدن خودشون میشند اونهم به واسطه ی اون چیزی که قرار بود باعث خوشبختی و نجاتشون بشه.
    --------------
    لذا بخاطر همین هست که بنده شاید حق بدم به مخالفین که تنها قرآن رو برداشتند و اعتراض دارند که کتاب مشکل داره.
    درواقع کتاب مشکل نداره.
    کتاب برای معصوم ع بدون مشکل و نقص هست.
    اما برای افراد در سطوح مختلف, مشکل زا خواهد بود.
    و به طور کلی برای غیر معصومی که فکر میکنه بدون نیاز به معصوم ع و یا احادیث معصوم ع, میتونه کاملا هدایت بشه , حقیقتا بنده به اعتقاد بنده این تفکر صحیح نمیتونه باشه.

    جناب میقات اگر هم اختلاف نظری بین بنده و شما باشه در این مسئله هایی که توضیح دادم, حس میکنم خیلی جزئی باشه نهایتا.

    ممنون و تشکر
    ویرایش توسط مهدیین 313 : 1395/07/28 در ساعت 01:03
    ***
    یَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون ﴿یس-۳۰﴾
    ای افسوس بر این بندگان که هیچ فرستاده ای بر آنها نیامد مگر آن که او را مسخره میکردند.
    alas for the servants! there comes not to them an messenger but they mock at him - yasin-30
    *****

  10. صلوات


  11. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد 1395
    نوشته
    180
    صلوات
    230
    حضور
    10 روز 9 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مهدیین 313 نمایش پست ها
    قرآن + معصومین ع = بدون ایراد و تناقض است.
    سلام
    در تکمیل فرمایش شما باید اشاره کنم که قرآن + معصومین + جدیدترین نظرات مفسران راهگشاست.

    به طور مثال، هفت طبقه زمین در یکی از احادیث محکم نقل شده از امام صادق (ع) به شکلی مطرح شده که می تواند محل شبهه باشد:
    http://www.islamquest.net/fa/archive/question/tr21594
    در نتیجه همون طور که در آدرس بالا ذکر شده، از تطبیق با علوم قطعی استفاده می شود و به طور مثال، ماهی را به معنای مواد مذاب، گاو را به معنای جاذبه و ... تفسیر می نمایند.


  12. صلوات ها 2


  13. #9

    عضویت
    جنسیت مهر 1395
    نوشته
    76
    صلوات
    46
    حضور
    1 روز 21 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سعدی شیرازی نمایش پست ها
    سلام
    در تکمیل فرمایش شما باید اشاره کنم که قرآن + معصومین + جدیدترین نظرات مفسران راهگشاست.

    به طور مثال، هفت طبقه زمین در یکی از احادیث محکم نقل شده از امام صادق (ع) به شکلی مطرح شده که می تواند محل شبهه باشد:
    http://www.islamquest.net/fa/archive/question/tr21594
    در نتیجه همون طور که در آدرس بالا ذکر شده، از تطبیق با علوم قطعی استفاده می شود و به طور مثال، ماهی را به معنای مواد مذاب، گاو را به معنای جاذبه و ... تفسیر می نمایند.
    سلام
    ممنون از شما.

    منتها به نظرم نیاز به اضافه کردن مفسرین در این بحث نیست و بنده حدوداً , یعنی در واقع اگر منظورتون مطلقاً باشه, با این نظر موافق نیستم.
    حتی در همین لینکی که شما گذاشتید, نظر مفسرین بر مبنای , اگر و اما و شاید و احتمال هست و به صورت قطعی نیست.
    یعنی اینکه ماهی 100% منظور مذاب باشه و یا گاو 100% منظور جاذبه باشه, نیاز به اثبات داره. لذا در حد احتمال هست که منظور معصوم ع شاید این بوده.
    در کلام معصوم ع هم مثل قران, باز مجدد محکم و متشابه وجود داره, کما اینکه حدیثش رو داریم از ایشان ع.
    و ما باز متشابهات رو نمیتونیم بفهمیم مگر اینکه ارجاع بدیم به کلام خودشون و یا قران. اگر محکم شد که شد, اگر نشد هیچ وقت به طور قطعی نمیفهمیم و فقط میشه در حد ظن و گمان و احتمال صحبت کرد پیرامونش و قطعی نیست.
    اینکه جناب irancplusplus تنها نظرشون بر قرآن هست, کافیه فقط معصوم ع رو وارد کنیم و مشکل حل هست, نیازی به مفسرین نیست و اگر معصومی نباشه, مفسرین اگر نظراتشون با احادیث ائمه ع همخوانی داشت و ثابت شد, طبیعتا قابل قبوله اما اگر دلیلی نداشته باشند و یا نتونند ثابت کنند, صرفا نظر شخصی میمونه و فقط در حد اگر و اما و شاید و احتمال هست.

    این نظر بنده هست.
    ***
    یَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا یَأْتِیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُون ﴿یس-۳۰﴾
    ای افسوس بر این بندگان که هیچ فرستاده ای بر آنها نیامد مگر آن که او را مسخره میکردند.
    alas for the servants! there comes not to them an messenger but they mock at him - yasin-30
    *****


  14. #10

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1394
    نوشته
    97
    صلوات
    176
    حضور
    3 روز 4 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقد نسبتا خوبی انجام شده است و جا دارد و موضوعات مطرح شده در تاپیک بویژه برخی از آنها بررسی شوند. انتظار میرفت کارشناسان سایت به طرز بهتری پاسخگو باشند و پرسشگر را به تاپیک های دیگر ارجاع ندهند بلکه خودشان ان تاپیک ها را بخوانند و جمع بندی خود را بگویند. البته بعضی از تاپیک ها همانند این تاپیک موضوعات گسترده ای را مطرح میکنند که شاید یک کارشناس به تنهایی روی همه موارد تسلط نداشته باشد و بهتر باشد همکاری صورت گیرد

    اما من فعلا قصد پاسخ به نقدها و دفاع یا رد انها را ندارم. اما به طور کلی غیر از چند نقد که جدی تر بنظر میرسند و جای بحث دارند بقیه خیلی برای زیر سوال بردن قرآن محکم نیستند و تحت تاثیر محیط و شرایط بوده اند و اینکه این سوالات و شک و تردیدها شاید هیچ تمامی نداشته باشند و اگر قرآن چیزی غیر از این همه آمده بود باز هم عده ای پیدا می شدند و میگفتند چرا این طور گفته است و چرا این را گفته و آن را نگفته و موضوعاتی از این قبیل....

    من در اینجا راهکارهایی و گزینه هایی برای حل مسئله بیان میکنم.

    اینکه این جهان و هستی خالق، افریدگار و پدیدآورنده ای دارد، برای من روشن و مبرهن است و تعجب میکنم بعضی ها حرف های عجیب و غریب میزنند مثلاً اینکه خلقت را تصادفی میدانند و ... واقعا اینها معنی حادثه و رویداد تصادفی را هنوز نمیدانند و یا میدانند و غرض و هدف دیگری دارند

    اما اینکه این آفریدگار همان الله معرفی شده در قرآن است؟ من برای این سوال هنوز جواب قطعی ندارم و برای پاسخ به آن نیاز به بررسی بیشتر و جمع بندی دارم .
    و این بدلیل این است که هر پاسخی برای این سوال بایست توضیح دهنده خیلی از مسائل دیگر هم باشد و با آنها هماهنگی و مطابقت داشته باشد
    بایست توضیح دهنده ادیان ابراهیمی دیگر، پیامبران آنها و کتب عهدین باشد. مثلاً اگر بگوییم قرآن حاصل رویاهای پیامبر است بایست بگویم عیسی (ع) و بقیه پیامبران دیگر هم آیا دچار توهم شده بودند. نقل قول هایی که پیامبر در قران از آنها گفته تکلیفش چه میشود
    بایست توضیح دهنده تضادهای بین فریقین باشد و بگوید کدامیک برحق هستند و یا هیچکدام از اینها حقیقت ندارند و ساختگی و ناشی از دشمنی و کینه توزی طرفدارن آنها هستند. و توضیح دهنده موضوعات دیگر...
    این ها هستند که باعث میشوند پاسخ به این سوال نیاز به تامل و بررسی بیشتری پیدا میکند

    اما برای پاسخ به این سوال و یا بعبارتی نزدیک تر شدن به پاسخ آن یک روش مطرح کردن گزینه های مختلف و بحث روی آنهاست. این را من فکر کنم قبلا در جای دیگری هم گفته باشم. از این رو اگر در اینجا به جواب برسیم دیگر نیاز نیست پاسخ همه نقدها و شبه هایی که گفته میشود را بدهیم- غیر ار برخی نقدهای جدی. اگر به نوعی و از جای دیگر مطمئن شویم قرآن کلام الهی است مسائل دیگر هم خودبخود حل میشوند. یعنی میدانیم اینها همه جواب دارند ولی توانایی و ظرفیت و ... ما اجازه یافتن پاسخ برای همه انها نمیدهد
    .
    سعی میکنم همه حالات ممکن را در نظر بگیرم.
    (۱) انچه در قرآن آمده است کلام و سخنان خود پیامبر است و پیامبر اسلام مردم را به نوعی فریب داده است و صداقت نداشته است و در عین حال باهوش بوده است
    (۲) آنچه در قرآن آمده وحی و کلام الهی است
    (۳) آنچه در قرآن آمده است کلام و سخنان خود پیامبر است و در واقع برداشت و تفسیری بوده از آنچه پیامبر در یک حالت رویا گونه به عینه میدیده است.
    (۴) آنچه در قرآن آمده کلام و سخنان خود پیامبر است و در واقع برداشت و تفسیری بوده که پیامبر خیال میکرده از جانب خدا دارد بر او وحی میشود

    در اینجا به اختصار توضیحاتی میدهم. در مورد (۱): دلایل، شواهد و قرائن مختلف میگویند (۱) درست نیست

    در مورد (۳):این همان نظر رویای پیامبری دکتر سروش است که قبلا توسط برخی دیگر هم قبلا مطرح شده. البته خیلیها حرف دکتر سروش را متوجه نشده اند و با علم نداشته شان درصدد پاسخ هستند بدون اینکه اول بروند حرف ایشان را هضم کنند..اینها نمیدانند دکتر سروش در واقع دارد بزرگترین خدمت را به اسلام و مسلمین میکند و میگوید اگر در قرآن حرف یا سخنی است که خیلی با عقل ماجور درنمی آید و حتی گاها ایرادی هم بر ان وارد میکنیم بخاطر این است که تفسیر و برداشت خود پیامبر بوده از انچه میدیده است. به عبارتی همه قران شبیه تجربه معراج پیامبر است و اگر در جایی هم صحبت از انا انزلناء است و گویی خدا دارد حرف میزند این بخاطر تفنن در کلام است همانند آنچه مثلا در اشعار حافظ و سعدی گاهی آمده است. چرا که معجره اصلی قرآن بلاغت و فصاحت آن است... البته برای من این نظریه هنوز قابل دفاع نیست مگر اینکه به سوالات و ابهامات پاسخ بدهد... و اگر از پس ابهامات و سوالات برآید بنظرم از بزرگترین خدمت ها به اسلام مسلمین باشد. چرا که در این نظریه صداقت پیامبر و حقانیت و الهی بودن دین اسلام زیر سوال نرفته و بالعکس تایید میشود.

    در مورد (۴): در اینجا صحبت این است که قرآن منشا الهی ندارد و در واقع ادیان ابراهیمی ماقبل نیر منشأ الهی ندارند بلکه پیامبر با توجه به شرایطی که در ان بوده و نشست و برخاست هایی که با اقوام نصارا و یهود داشته و اطلاعاتی که از کتب قبلی به وی رسیده بوده مطالب آن کتب را به نوعی ویرایش و بازگو میکرده است. در اینجا (بر فرض اینکه توانایی فصاحت و بلاغت هم از جای نامعلومی به ایشان رسیده و یا استعداد آن را داشته اند) پیامبر صداقت داشته اند و بخاطر عبادت هایی که داشتند تصور میکردند که به پیامبری مبعوث شده اند.
    اگر (۴) درست باشد یقیناً در قرآن بایست مطالب غیر علمی و اشتباهات فراوان دیده شود . چرا که که پیامبر فی البداهه آیات را تلاوت میکردن و فرصت ویرایش هم نداشتند و با وجود اینکه در قران در مورد مسائل مختلف از جمله زمین و خورشید، کوه و دریا و باد و باران و جنین و انسان و موجودات دیگر صحبت شده و این امکان خطا و اشتباه را بالا میبرد من اشتباه مشخص و واضحی تابحال در قرآن ندیده ام بلکه در مواردی واقعیت های علمی را نیز بیان کرده است.
    ویرایش توسط پژوهشگر : 1395/07/28 در ساعت 03:54

  15. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 47

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود