صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سخنرانی احمد قابل در مورد عاشورا و قیام امام حسین علیه السلام

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر 1395
    نوشته
    1
    صلوات
    14
    حضور
    1 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره سخنرانی احمد قابل در مورد عاشورا و قیام امام حسین علیه السلام




    با سلام
    جدیدا من فیلمی از جناب احمد قابل دیدم که ایشون کلا عاشورا و عملکرد امام حسین رو به شکل دیگه ای تعریف میکنند.
    میخواستم بدونم این حرف های ایشون تا چه حدی درست هست ؟؟؟

    من در مورد ایشون که جستوجو میکردم متوجه شدم خیلی از رسانه های منافق از حرف های ایشون بر ضد فرهنگ عاشورایی استفاده کرده اند. به همین دلیل بر این شدم تا یکی از سخنرانی های ایشون رو در مورد عاشورا بررسی کنم که با یک بیان بسیار متفاوت ایشون مواجه شدم.
    مثلا ایشون میفرمایند که امام حسین (ع) فرمودند من وظیفه ام امر به معروف و نهی از منکر هست و اگر مردم گوش نکردند صبر میکنم نه اینکه شمشیر میکشم.(دقیقه 1:40)
    در جایی دیگر میفرمایند امام حسین (ع) قیام نکرد بلکه فرار کرد تا جایی که من میدانم دلیل خروج امام حسین (ع) با عجله از مکه جلو گیری از خونریزی در مکه بود و اینکه حرمت مکه شکسته نشود. ولی ایشون طور دیگه ای مسئله رو بیان میکنن. (دقیقه 1:55).
    ایشون میفرمایند امام حسین (ع) برای حکومت به سمت کوفه نمیرفتند بلکه برای امنیت شخصی و صرفا امکان امر به معروف و نهی از منکر به سمت کوفه حرکت کردند. درحال که من در چندینجا شنیده ام که امام حسین (ع) به دلیل نامه های فراوان کوفیان و درخواست کوفیان از امام حسین (ع) برای حکومت کردن ایشان بر انان به سمت کوفه حرکت کرد.(دقیقه 2:33)
    ایشون میفرمایند در مصاف با سپاه حر امام حسین (ع) دوبار سخنرانی میکنند و میفرمایند اگر من را نمیخواهید رهایم کنید تا مکانی رو پیدا کنم و به جایی برم که امنیت داشته باشم. با اطلاعات بنده حقیر امام حسین (ع) پس از برخورد با سپاه حر و ممانعت حر از ادامه حرکت کاروان امام، حضرت قصد برگشت کردند ولی در جایی نشنیده ام که حضرت اینگونه با حر سخن گفته باشن. (دقیقه 3:21)
    از طرفی ایشون دائما اصرار دارند که امام حسین (ع) صرفا به خاطر امر به معروف و نهی از منکر به سمت کوفه حرکت کرد و در همه حال فقط امر به معروف و نهی از منکر رو هدف خود داشت در حالی که من در چندین جا شنیده ام که سه امام اول ما تا حدودی در صدد باز پس گیری حق خود از دشمنان داشتند وحتی امام حسین (ع) به اصرار مردم کوفه برای تشکلی حکومت با خانواده خود به سمت کوفه حرکت کرد.
    ایشون شدیدا اصرار میورزند که امام حسین (ع) به سپاه دشمن با کوچکی میفرمودند که اگر من را نمیخواهید رهایم کنید تا در جای امنی زندگی کنم. ولی این با شناختی که من از امام حسین(ع) دارم خوانایی ندارد. امام حسین (ع) شخصیتی نبودند که اینگونه خار با دشمنان و خون خواهانشان صحبت کنند.
    ایشون بعدا بحث های دیگری مانند حالت وحشت انفراد رو مطرح میکنن که انسان اگر منفرد باشد این انفراد بودن باعث وحشت میشود. من اصلا این مبحث رو برای امام حسین (ع) نمیتونم قبول کنم چون ایشون پدری مانند حضرت علی (ع) داشتند که تنها ترین فرد بود در زمان امامت خودش ولی دست از مبارزه بر نداشت. ایشون نوه ی پیغمبر هستن شخصی که تک نفری اسلام رو به چندین ملت معرفی کرد.
    خواهشمندم در پاسخ گویی از مصلحت اندیشی اجتناب کنید و پاسخ دقیق رو بدهید با تشکر بسیار زیاد.

    لینک سخنرانی ایشون:

    http://www.aparat.com/v/OWdBs
    ویرایش توسط سیده راضیه : 1395/09/04 در ساعت 00:19


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    18,805
    صلوات
    50776
    حضور
    133 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    35



    با نام و یاد دوست






    سخنرانی احمد قابل در مورد عاشورا و قیام امام حسین علیه السلام








    کارشناس بحث: استاد عامل


  4. #3

    عضویت
    جنسیت دی 1348
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    803
    صلوات
    3550
    حضور
    17 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام خدمت شما دوست گرامی

    بیان ایشان در مورد قیام امام حسین(علیه السلام) را می توان در دو محور کلی خلاصه کرد:
    1. علت اصلی خروج امام(علیه السلام) از مدینه و حرکت به سمت مکه: حفظ جان، امنیت و آزادی خود و خانواده اش برای انجام مسئولیت های صلح آمیز و اصلاح طلبانه انسانی و الهی بوده و نه هیچ چیز دیگر. همانطور که علت خروج از مکه، توطئه برای قتل امام(علیه السلام) بوده و ایشان در پی جای امنی برای زندگی و بیان حقایق و البته دفاع از حق مخالفت با سیاست های حکومت بوده است. همچنین حرکت امام(علیه السلام) از مکه به کوفه به دلیل حفظ حرمت مکه است.
    2. امام(علیه السلام) امر به معروف می کند و اگر کسی نپذیرفت، صبر می کند: اصبر حتی یحکم الله... و به عبارتی عقیده اش را تحمیل نمی کند.


    مقدمه؛ برای قیام امام حسین(علیه السلام) علل و اهداف متعددی می توان در نظر گرفت که غالب این اهداف از بیانات اباعبدالله(علیه السلام) بدست می اید؛ مواردی مانند:

    الف) احیاء احکام الهی و اصلاح امت اسلامی. همانطور که حضرت(علیه السلام) خطاب به برخی حجاج در مکه می فرماید: خدایا تو مى دانى آنچه از سوى ما انجام گرفته است (از سخنان و اقدامهاى بر ضد حاکمان اموى) به خاطر سبقت جویى در فرمانروایى و افزون خواهى در متاع ناچیز دنیا نبوده است; بلکه براى اینست که نشانه هاى دینت را (به مردم) نشان دهیم (برپا کنیم) و اصلاح در شهرهایت را آشکار کنیم. مى خواهیم بندگان ستمدیده ات در امان باشند و به دستورها و سنت ها و احکامت عمل شود.(1)

    ب) امر به معروف و نهی از منکر. امام(علیه السلام) در وصیت خود به برادرش محمد حنفیه می نویسد: من از روى سرمستى و گستاخى و تبهکارى و ستمگرى از مدینه خارج نشدم; بلکه براى طلب اصلاح در امت جدم خارج شده ام. مى خواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم و به سیره جدم(صلی الله علیه و آله) و پدرم على بن ابى طالب(علیه السلام) عمل کنم.(2)

    ج) تشکیل حکومت عدل، در صورت فراهم بودن شرایط اجتماعی و سیاسی. در همین راستا حضرت(علیه السلام) در پاسخ به نامه هاى اشراف و بزرگان کوفه مبنى بر آمدن به کوفه، شرایط حاکم بر حق را چنین بیان می کند: به جانم سوگند، پیشوا کسى است که به کتاب خدا حکم کند، عدل و داد را محقق سازد، متدین و ملتزم به دین حق باشد، خود را وقف خدا کند.(3)

    د) عدم بیعت با شخصی مثل یزید. حضرت(علیه السلام) در این رابطه می فرماید: هنگامی که امت اسلامی به پیشوائی مثل یزید گرفتار گردد باید فاتحه اسلام را خواند.(4)

    ه) مقابله با بدعت های بنی امیه و ...

    با توجه به مقدمه پیشین، حرکت امام حسین(علیه السلام) دارای ابعاد متعددی است که برخی پژوهشگران تنها به یک یا چند هدف آنرا محدود کرده اند. اما در مورد محور اول سخنان مرحوم قابل، بررسی جامع سخنان امام(علیه السلام) در طی مسیر و قبل از حرکت ایشان(علیه السلام)، بسیار نافع خواهد بود.

    علاوه بر اعتقاد امامیه به علم غیب امام و آگاهی او از حوادث آینده، در برخی روایات، امام(علیه السلام) خود را مامور به انجام وظیفه ای الهی دانسته و از شهادت خود پیشاپیش خبر می دهد. مانند زمانی که برای وداع بر سر قبر مطهر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حاضر شده و رویائی صادقه میبیند که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می فرماید: حسین(علیه السلام) بیرون شو، که خدا خواسته تو را کشته ببیند.(5) همچنین وقتي کاروان به منزل ثعلبيه رسيدند امام(علیه السلام)را مختصر خوابي در ربود بعد از بيدار شدن فرمود: هاتفي گفت شما مي رويد و مرگ هم شما را به جانب بهشت مي برد، علي بن الحسين(علیه السلام) گفت: آيا ما بر حق نيستيم؟ فرمود چرا فرزندم سوگند به كسي كه بندگان به او بازگشت خواهند داشت، علي گفت: اي پدر ما در اين صورت از مرگ باكي نداريم.(6) در طول مسیر نیز امام(علیه السلام) مکرر از حضرت یحیی(علیه السلام) یاد کرده و نحوه شهادت ایشان را متذکر می گردد و در جای دیگر خطاب به عاملان حکومت می فرماید: لا والله لا اعطیکم اعطاء الذلیل و لاافر فرار العبید؛ به خدا قسم، دستم را از روی خواری و ذلت به شما نمی‌دهم و مانند بردگان فرار نمی‌کنم.(7) این موارد همگی گویای علم امام به سرانجام حرکت و قیام خویش است.

    از طرفی حضرت(علیه السلام) از بیعت با یزید خوددارى کرد و با این عمل، از یک سو، آمادگى خود را براى شهادت و مقاومت در برابر حکومت یزید اعلام کردند، و از سوى دیگر، تلاش خود را جهت برانداختن حکومت یزید و تأسیس حکومت اسلامى، به کار گرفتند. بنابراین حضرت(علیه السلام) با عدم بیعت، جان خود را به مخاطره انداخته و دیگر معنی ندارد که بگوییم برای حفظ جان خود و آزادی از مدینه خارج شده است. با این بیان روشن می شود که چنین نهی از منکری آنهم در مقابل حاکم جائر و فاجری مثل یزید، سرانجامی جز شهادت ندارد. پس محور دوم بیان مرحوم قابل نیز قابل قبول نیست. چرا که امام(علیه السلام) دو راه بیشتر نداشت؛ یا بیت کرده و امنیت داشته باشد و یا مخالفت کرده و منتظر عواقب سخت آن باشد، در فرض دوم، صبر به معنای منتظر عواقب بودن است نه اینکه امام(علیه السلام) در صدد جنگ و قیام نبوده است. امام حسین(علیه السلام) در دیدار با فرزدق فرمود: اي فرزدق! همانا این مردم! اطاعت شیطان را پذیرفتند، و اطاعت پروردگار را رها کردند، و در زمین فساد را آشکار کردند، و حدود الهی را تعطیل، و شراب خوار شدند، و به اموال فقراء و مردم زمین گیر تجاوز کردند، و من از دیگران به یاري کردن دین خدا، و محترم نگاهداشتن احکام دین و جهاد در راه خدا سزاوارترم، تا نام خدا از همه چیز برتر باشد.(8) امام(علیه السلام) در این عبارت به روشنی هدف خود را جهاد برای احیاء دین معرفی می کند. در هر حال از عباراتی مانند این جمله: فانى لا ارى الموت الا شهاده، و لا الحياه مع الظالمين الا برما؛ همانا من مرگ را جز شهادت و زندگی با ظالمان را غیر از خاری نمیدانم.(9) طلب امنیت و عافیت برداشت نمی شود.



    1. ابن شعبة حرانى، تحف العقول، ص 172; مجلسى، بحار الانوار، ج97، ص 79.
    2. ابن اعثم کوفى، الفتوح، ج5، ص 21; خوارزمى، مقتل الحسین، ج1، ص 273; مجلسى، همان، ج44، ص 329 ـ 330.
    3. شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص 39; طبرى، تاریخ الامم و الملوک، ج4، ص 262; مجلسى، بحار الانوار، ج44، ص 334.
    4. مجلسی، بحار الانوار، ج 44، ص 324 تا 329.
    5. سید بن‏ طاووس، الملهوف علی قتلی الطفوف، ص 128؛ مقتل الحسین، سید محسن امین، ص 63.
    6. مجلسی، بحارالانوار، ج44، ص366، 367، 377.
    7. نعمانی، الغیبه، ص279.
    8. دشتی، فرهنگ سخنان امام حسین، ص145.
    9. تاريخ ‏الطبري، ج‏5، ص:404.



    تو غافل در انديشه سود مال-----------------------که سرمايه عمر شد پايمال
    غبار هوي چشم عقلت بدوخت------------سموم هوس کشت عمرت بسوخت
    بکن سرمه غفلت از چشم پاک------------که فردا شوي سرمه در چشم خاک


  5. #4

    عضویت
    جنسیت آبان 1392
    نوشته
    1,605
    صلوات
    3134
    حضور
    21 روز 18 ساعت 34 دقیقه
    وبلاگ
    21
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط fdm.pro نمایش پست ها
    با سلام
    جدیدا من فیلمی از جناب احمد قابل دیدم که ایشون کلا عاشورا و عملکرد امام حسین رو به شکل دیگه ای تعریف میکنند.
    میخواستم بدونم این حرف های ایشون تا چه حدی درست هست ؟؟؟

    من در مورد ایشون که جستوجو میکردم متوجه شدم خیلی از رسانه های منافق از حرف های ایشون بر ضد فرهنگ عاشورایی استفاده کرده اند. به همین دلیل بر این شدم تا یکی از سخنرانی های ایشون رو در مورد عاشورا بررسی کنم که با یک بیان بسیار متفاوت ایشون مواجه شدم.
    مثلا ایشون میفرمایند که امام حسین (ع) فرمودند من وظیفه ام امر به معروف و نهی از منکر هست و اگر مردم گوش نکردند صبر میکنم نه اینکه شمشیر میکشم.(دقیقه 1:40)
    در جایی دیگر میفرمایند امام حسین (ع) قیام نکرد بلکه فرار کرد تا جایی که من میدانم دلیل خروج امام حسین (ع) با عجله از مکه جلو گیری از خونریزی در مکه بود و اینکه حرمت مکه شکسته نشود. ولی ایشون طور دیگه ای مسئله رو بیان میکنن. (دقیقه 1:55).
    ایشون میفرمایند امام حسین (ع) برای حکومت به سمت کوفه نمیرفتند بلکه برای امنیت شخصی و صرفا امکان امر به معروف و نهی از منکر به سمت کوفه حرکت کردند. درحال که من در چندینجا شنیده ام که امام حسین (ع) به دلیل نامه های فراوان کوفیان و درخواست کوفیان از امام حسین (ع) برای حکومت کردن ایشان بر انان به سمت کوفه حرکت کرد.(دقیقه 2:33)
    ایشون میفرمایند در مصاف با سپاه حر امام حسین (ع) دوبار سخنرانی میکنند و میفرمایند اگر من را نمیخواهید رهایم کنید تا مکانی رو پیدا کنم و به جایی برم که امنیت داشته باشم. با اطلاعات بنده حقیر امام حسین (ع) پس از برخورد با سپاه حر و ممانعت حر از ادامه حرکت کاروان امام، حضرت قصد برگشت کردند ولی در جایی نشنیده ام که حضرت اینگونه با حر سخن گفته باشن. (دقیقه 3:21)
    با سلام
    بهترین راه این است که بر اساس مستندات تاریخی این مسائل روشن شود.
    بنده متن تقریبا مختصری در مورد قیام و واقعه عاشورا تقدیم می کنم که بدلیل کاملا مستند بودن قابل تکیه است. لطفا به آدرس زیر مراجعه کنید.
    http://www.larmoshaver.ir
    ان شاالله با مراجعه به این متن ابهامات برطرف می شود. متن کاملتر آن را در این آدرس می توانید ببینید.
    http://www.khabaronline.ir/detail/32...eblog/jafarian
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای

    رابطه عاشورا و ظهور
    ویژگی های جبهه حق و جبهه باطل
    نظام آفرینش

    در
    www.larmoshaver.ir





  6. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد 1394
    علاقه
    قرآن کریم
    نوشته
    286
    صلوات
    509
    حضور
    11 روز 1 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله تعالی

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    سلام علیکم


    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    بیان ایشان
    بنده این سخنرانی را چند سال پیش گوش کردم این سخنرانی درباره بیم و امید های دینداری در دوره معاصر است که در روز عاشورا سال 1385 ایراد شده و ایضا گریزی هم به واقعه عاشورا داشته اما بحث اصلی درباره نحوه دینداری است

    سخنان جالب و مفیدی هم در این سخنرانی وجود دارد(خصوصا قسمت 3و 5) که توصیه میکنم شما استاد عزیز و سایر دوستان هم نگاه کنند)

    اما درباره خود ایشان که شاید دوستان ندانند ایشان مجتهد بودند و اجازه اجتهاد مکتوب ایشان در اینترنت موجود است و به ادعای خودشان که در همین سخنرانی هم موجود است ایشان تمام روایات و احادیث را مطالعه کرده اند و اگر 10 نفر باشند(در حوزه قم) که تمام روایات را دیده باشند یکی ایشان است!(به ادعای خودشان که در همین سخنرانی موجود است)

    اما درباره سخنانشان درباره قیام امام حسین:

    اول اینکه تاکید ایشان بیشتر بر روی وصیت نامه امام به جناب محمد حنفیه است که در انتها فرمود صبر میکنم!(و یک نکته لطیف که خود ایشان هم اشاره کردند این است که عموما در منابر و رسانه ها و نوشته ها چرا به این قسمت آخر که حضرت فرمود صبر میکنم اشاره نمیشود؟؟؟؟؟؟؟؟!!! این نکته بسار مهم است و تبیین آن مهمتر!!!)

    دوم اینکه مقصود از امر به معروف و نهی از منکر فقط جهاد و جنگ و کشتار نبود بلکه خود عدم بیعت با یزید و هجرت حضرت به مکه و سپس خروجشان نوعی نهی از منکر عملی بود که به نوعی در سخنان ایشان هم مشهود بود اما متاسفانه همین مطلب هم در اجتماع بسیار کمتر به آن توجه میشود و حتی منابر و مادحین اهل بیت و ... هم بسیار کم به این بعد از امر به معروف و نهی از منکر میپردازند!

    سوم اینکه نکته اساسی در تمام مراحل هجرت و عدم بیعت و نبرد با یزیدیان و شهادت حضرتش احیای امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از بزرگترین دستورات اسلامی است که متاسفانه در همان زمان و تا به امروز در جوامع و ممالک اسلامی بسیار کم رنگ است بلکه بیشتر بر روی جهاد و شهادت طلبی و مسائل سیاسی تمرکز میشود نتیجه میشود شهادت امام حسین و پیروان راه حضرتش در طول تاریخ تا به امروز!

    چهارم اینکه نکته بسیار اساسی که ایشان در همان ابتدا کلیپ هم فرمودند و متاسفانه بسیار کمتر و عملا در حد صفر در آن در ایام محرم و سایر ایام سال در منابر و نوشته ها و گفته ها وجود دارد خلاصه شدن شناخت ما از امام حسین علیه السلام منحصر به 6 ماه آخر زندگی آن حضرت است!! یعنی حضرت که حدود 57 سال زندگی کردند و بیش از 10 سال امام جامعه بودند چرا نباید سخنی از ایشان درباره احکام و عقاید و اخلاق باشد!! یا اگر هست بسیار کمتر از سایر ائمه هست!! حتی در حوزه های علمیه هم سخنان امام حسین در 3 بخش احکام و عقاید و اخلاق اساسا مطرح نیست!!
    این برای جامعه شیعه یک امر ناپسند و خجالت آور است!! امامی که ما آنقدر دم از محبت و غلامی و ماتمش میزنم عملا با فرامینش کاری نداریم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!




    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    پس محور دوم بیان مرحوم قابل نیز قابل قبول نیست. چرا که امام(علیه السلام) دو راه بیشتر نداشت؛ یا بیت کرده و امنیت داشته باشد و یا مخالفت کرده و منتظر عواقب سخت آن باشد، در فرض دوم، صبر به معنای منتظر عواقب بودن است نه اینکه امام(علیه السلام) در صدد جنگ و قیام نبوده است.

    استاد به طور مطلق موافق نیستم!

    اولا افرادی بودند که با یزید بیعت نکردند اما به دست یزید کشته نشدند!! مثل عبد الله بن زبیر! هرچند که یزید برای سرکوب او به مکه لشگر کشید اما سر انجام نتوانست او را بکشد

    فرق ابن زبیر با امام حسین در این بود که ابن زبیر از ترس جانش با پناهنده شدن در کعبه ولو به قیمت شکسته شدن حرمت مکه و تخریب کعبه جانش را حفظ کرد اما حضرت امام حسین علیه السلام نخواست با ماندن در کعبه و مکه حرمت این شهر و خانه خدا شکسته شود به همین دلیل از مکه خارج شد!

    پس در کل این طور نبود که هرکه با یزید بیعت نکرد به دست او کشته شد!!

    ثانیا امام میتوانست با هجرت به یمن یا حتی خود عراق عرب یا قبایل بادیه نشین جانش را حفظ کند پس اینکه حتما اگر بیعت نمیکرد عاقبت حضرتش و خانواده اش خواهی نخواهی و بدون هیچ راهی مرگ و شهادت بود به نظر جای تامل دارد!

    ثالثا من متوجه نشدم شما از کجای واژه صبر جهاد و قیام را برداشت میکنید؟؟؟؟؟؟؟!!!! صبر منتظر ماندن و تسلیم عواقب شدن نیست بله اما به معنی حرکت هجومی علیه یزید و قیام مسلحانه و جهاد هم به نظر نمیرسد!!

    اما درباره سخنان حضرت درباره شهادت هم بنده فکر میکنم سوای از اخبار غیبی شهادت آن حضرت احتمال ترور و شهادت خویش را در مکه و در کوفه یا بین راه میدادند و اینگونه سخنان حضرت به نظر می آید که از روی غیرت دینی و شرافت انسانی که حتی اگر کشته شوم هم دست از امر به معروف و نهی از منکر و دفاع از حق و عدم بیعت با یزید بر نخواهم داشت و این مطلب به نوعی پاسخی است به این مطلب که ممکن است یزید به خاطر این اعمال شما را ترور کرد نه اینکه حتما حضرت جهاد کنند و قیام مسلحانه و...

    البته در انتها عرض میکنم که در واقعه کربلا حضرت راهی جز دفاع از خود و خانواده و نبرد با لشگر کافر یزید و حفظ شرافت دینی و انسانی خود نداشتند و در همین راه هم به شهادت رسیدند!

    با تشکر از شما اگر مطالبم طولانی شد عذر خواهی میکنم و اگر اشکالی دارد حتما بفرمایید تا بیاموزم!





  7. #6

    عضویت
    جنسیت دی 1348
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    803
    صلوات
    3550
    حضور
    17 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام علیکم
    جملاتی که از ایشان نقل شد، عین عبارت سخنرانی است.
    اما در مورد این عبارت شما:
    نقل قول نوشته اصلی توسط قرآن حکیم نمایش پست ها
    نکته اساسی در تمام مراحل هجرت و عدم بیعت و نبرد با یزیدیان و شهادت حضرتش احیای امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از بزرگترین دستورات اسلامی است که متاسفانه در همان زمان و تا به امروز در جوامع و ممالک اسلامی بسیار کم رنگ است بلکه بیشتر بر روی جهاد و شهادت طلبی و مسائل سیاسی تمرکز میشود نتیجه میشود شهادت امام حسین و پیروان راه حضرتش در طول تاریخ تا به امروز!
    انصافا محققین و پژوهشگران زیادی به بعد امر به معروف و نهی از منکر قیام عشورا پرداخته اند و تنها ایشان نیست که به این نکته اشاره کرده باشد. به عبارتی جهاد حضرت(علیه السلام) در راستای امر به معروف و نهی از منکر بود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط قرآن حکیم نمایش پست ها
    یعنی حضرت که حدود 57 سال زندگی کردند و بیش از 10 سال امام جامعه بودند چرا نباید سخنی از ایشان درباره احکام و عقاید و اخلاق باشد!! یا اگر هست بسیار کمتر از سایر ائمه هست!! حتی در حوزه های علمیه هم سخنان امام حسین در 3 بخش احکام و عقاید و اخلاق اساسا مطرح نیست!!
    دلیل مطرح نبودن روایات احکامی و عقایدی از امام حسین(علیه السلام)، عدم رجوع مردم آن زمان به دلیل شرایط خاص سیاسی است که معاویه بوجود آورده بود. علامه طباطبایی در این زمینه می فرماید: ما به اندازه انگشتان دست از امام حسین(علیه السلام) حدیث فقهی نداریم.
    آنقدر امام(علیه السلام) در آن دوران کنار زده می شود که شخصی در مسجد مساله ای تفسیری می پرسد و به امام(علیه السلام) اجازه جواب دادن نمیدهد تا ابن عباس پاسخ دهد. بنابراین عدم پرداختن به روایات فقهی امام حسین(علیه السلام) به دلیل نبود روایات ایشان است، نه اینکه بحث سیاسی مطرح باشد.
    لذا غالب روایات ما از امام حسین(علیه السلام) ، روایات اخلاقی است، نه احکامی.

    نقل قول نوشته اصلی توسط قرآن حکیم نمایش پست ها
    افرادی بودند که با یزید بیعت نکردند اما به دست یزید کشته نشدند!! مثل عبد الله بن زبیر! هرچند که یزید برای سرکوب او به مکه لشگر کشید اما سر انجام نتوانست او را بکشد
    منظور بنده افراد سرشناس بود. همانطور که شما هم اشاره کردید عبد الله بن زبیر هم با وجود پناه گرفتن در مکه، مورد تهاجم قرار گرفت، اما عمر یزید کفاف کشتن او را نداد. و از آنجایی که مخالفت امام حسین(علیه السلام) مهمتر بود، عدم بیعت علنی او به مثابه اعلام جنگ علیه یزید بود، علاوه بر اینکه از طرف شیعیان کوفه نیز نامه های حمایت دریافت کرده بود. پس شرایط امام(علیه السلام) با دیگران بسیار متفاوت بود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط قرآن حکیم نمایش پست ها
    امام میتوانست با هجرت به یمن یا حتی خود عراق عرب یا قبایل بادیه نشین جانش را حفظ کند پس اینکه حتما اگر بیعت نمیکرد عاقبت حضرتش و خانواده اش خواهی نخواهی و بدون هیچ راهی مرگ و شهادت بود به نظر جای تامل دارد!
    اتفاقا برخی(مانند محمد حنفیه) این پیشنهاد را به امام(علیه السلام) دادند، اما حضرت(علیه السلام) فرمود من هر کجا که بروم آنها به من دست پیدا کرده و به قتل می رسانند. این مطلب از شعری که خطاب به حضرت سکینه(سلام الله علیها) می فرماید نیز قابل برداشت است؛ لو ترک القطا لنام ...
    زمانی که ام‌سلمه آن حضرت(علیه السلام) را از رفتن به کوفه بازداشت امام(علیه السلام) در جواب فرمودند: «به خدا سوگند من این چنین کشته می‌شوم و اگر به عراق هم نروم باز مرا خواهند کشت.»(1). امام(علیه السلام) در جواب ابن‌‌زبیر هم که در ظاهر قصد داشت حضرت(علیه السلام) را از رفتن به عراق باز دارد از کشته شدن حتمی خود سخن به میان آوردند و فرمودند: «به خدا سوگند چنانچه در لانه‌ی جنبنده‌ای از جنبندگان زمین باشم مرا بیرون خواهند آورد تا مرا بکشند.»(2)
    در هر حال یمن پایگاه نظامی مستحکمی که بتواند در مقابل سپاه شام مقابله کند نداشت، مردم ان دیار فقیر بودند و ... شاید به همین دلایل امام(علیه السلام) کوفه را برگزید، چرا که احتمال حمایت شیعیان کوفه بیشتر بود.(این تحلیل با غض نظر از رویای صادقه ایشان(علیه السلام) و روایات متعدد پیشگویی شهادت ایشان(علیه السلام) است)

    نقل قول نوشته اصلی توسط قرآن حکیم نمایش پست ها
    من متوجه نشدم شما از کجای واژه صبر جهاد و قیام را برداشت میکنید؟؟؟؟؟؟؟!!!! صبر منتظر ماندن و تسلیم عواقب شدن نیست بله اما به معنی حرکت هجومی علیه یزید و قیام مسلحانه و جهاد هم به نظر نمیرسد!!
    جهاد و قیام از خروج امام(علیه السلام) و عدم بیعت او با یزید برداشت می شود، اما اینکه می فرماید صبر می کنم و منتظر قضای الهی می مانم، روشن است که منظور حضرت(علیه السلام) از عواقب سخت مخالفت با شخصی مانند یزید است. نهی از منکر شخصی مانند یزید آنهم با اقدام عملی و عدم بیعت، نتیجه ای جز شمشیر نداشت، همانطور که برخی در به اصطلاح نصایح خود به امام(علیه السلام) خونریزی بنی امیه را به ایشان متذکر شدند.


    1. المسعودی، اثبات الوصیه للامام علی بن ابیطالب(علیه السلام)، ص139؛ راوندی، الخرائج و الجرائح، ج1، صص253-254.
    2. الطبری، تاریخ طبری، ص385؛ ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ص38.


    ویرایش توسط عامل : 1395/07/29 در ساعت 20:19
    تو غافل در انديشه سود مال-----------------------که سرمايه عمر شد پايمال
    غبار هوي چشم عقلت بدوخت------------سموم هوس کشت عمرت بسوخت
    بکن سرمه غفلت از چشم پاک------------که فردا شوي سرمه در چشم خاک


  8. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد 1394
    علاقه
    قرآن کریم
    نوشته
    286
    صلوات
    509
    حضور
    11 روز 1 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله تعالی

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    سلام مجدد بر استاد عزیز


    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    انصافا محققین و پژوهشگران زیادی به بعد امر به معروف و نهی از منکر قیام عشورا پرداخته اند و تنها ایشان نیست که به این نکته اشاره کرده باشد. به عبارتی جهاد حضرت(علیه السلام) در راستای امر به معروف و نهی از منکر بود.
    اولا استاد عزیز مقصود بنده این نبود که فقط ایشان به این مطلب پرداختند و دیگران نه! مقصودم این بود که نظر ایشان بیشتر بر روی فریضه عظیم و فراموش شده امر به معروف و نهی از منکر است

    ثانیا حقیقت جامعه شیعه و بازخورد ایام محرم و بیشتر بر محور بکا و عزاداری و سینه زنی و مداحی و عمل حرام قمه زنی و... است حقیقتا امر به معروف و نهی از منکر حتی یک دهم این موارد فوق در ایام محرم توسط مداحان- هیئت ها-و حتی روحانیون در منابر پرداخته نمیشود!!! نه از شرایط آن نه از عظمت آن نه از تاثیر این امر در شهادت امام حسین و اصلاح جامعه اساسا هیچ!! الان چند سالی است که خواندن نماز ظهر عاشورا به یک رسم زیبا و شرعی و حکیمانه در میان عزاداران تبدیل شده! ای کاش همین کار درباره امر به معروف و نهی از منکر هم انجام میگرفت!

    ثالثا آنچه که عامه مردم از امر به معروف و نهی از منکر میدانند عموما برخورد فیزیکی یا قیام مسلحانه و ... است واقعا این فریضه عظیم بسیار مورد بی اعتنایی و حتی ستم قرار گرفته و مقصر اصلی در این باب به نظر من حوزه ها و علما هستند!! چرا که مردم را آگاهی نمیدهند!! یا اگر هست بسیار کم و ضعیف است! وقتی هم که از امر به معروف امام حسین در محرم و غیر ایام محرم بحث میشود ذهن عامه مردم به سمت جهاد و کشتار و شهادت میرود!! این واقعا غلط و زشت است!


    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    دلیل مطرح نبودن روایات احکامی و عقایدی از امام حسین(علیه السلام)، عدم رجوع مردم آن زمان به دلیل شرایط خاص سیاسی است که معاویه بوجود آورده بود. علامه طباطبایی در این زمینه می فرماید: ما به اندازه انگشتان دست از امام حسین(علیه السلام) حدیث فقهی نداریم.
    آنقدر امام(علیه السلام) در آن دوران کنار زده می شود که شخصی در مسجد مساله ای تفسیری می پرسد و به امام(علیه السلام) اجازه جواب دادن نمیدهد تا ابن عباس پاسخ دهد. بنابراین عدم پرداختن به روایات فقهی امام حسین(علیه السلام) به دلیل نبود روایات ایشان است، نه اینکه بحث سیاسی مطرح باشد.
    لذا غالب روایات ما از امام حسین(علیه السلام) ، روایات اخلاقی است، نه احکامی.

    تا حدود بسیار زیادی موافقم اما نکته این است که حتی همان مقدار اندک هم مورد بی توجهی است!! و حال آنکه با وجود کمی روایات و از طرفی فراگیری نام و یاد امام حسین در میان مردم در محرم و اربعین و زمان های دیگر این انتظار میرود که مردم بیشتر با روایات حضرتش آشنا باشند!!

    نکته دیگر اینکه نقل و پخش برخی از فرمایشات حضرت برای برخی از آقایان علما بسیار گران تمام میشود!! مثل خطبه ای که حضرت در ذم علمای مقصر و نا اهل اسلام در چند صفحه ایراد کرده اند
    که توصیه اکید دارم تمام شیعیان و محبین امام حسین حتما حتما حتما این خطبه شریف را مطالعه فرمایند که در کتاب شریف تحف العقول با ترجمه استاد حسن زاده در بخش سخنان امام حسین موجود است




    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    جهاد و قیام از خروج امام(علیه السلام) و عدم بیعت او با یزید برداشت می شود، اما اینکه می فرماید صبر می کنم و منتظر قضای الهی می مانم، روشن است که منظور حضرت(علیه السلام) از عواقب سخت مخالفت با شخصی مانند یزید است. نهی از منکر شخصی مانند یزید آنهم با اقدام عملی و عدم بیعت، نتیجه ای جز شمشیر نداشت، همانطور که برخی در به اصطلاح نصایح خود به امام(علیه السلام) خونریزی بنی امیه را به ایشان متذکر شدند.

    استاد عدم بیعت با یزید به منزله اعلام جنگ و جهاد و قیام مسلحانه نیست!! این حرکت امام حداقل در برهه اول به معنای عدم تعاون با ستم و ستمگر و نهی از منکری عملی است دیگر اینکه تا آنجایی که بنده میدانم هیچ کدام از ائمه هدی علیهم السلام با خلفای زمان خود بیعت نکردند!!(اگر اشتباه عرض میکنم بفرمایید) پس حرکت امام حسین هم مانند سایر ائمه هدی علیهم السلام عدم بیعت با خلفا جور و طاغوتهای زمان و غاصبان حق اهل بیت علیهم السلام است!

    سخن مرحوم قابل هم این بود که حضرت فرمود صبر میکنم نه اینکه شمشیر میکشم!! خوب استاد گرامی واقعا متفاوت است این دو با هم!

    شما فرض کنید که حضرت در مکه در امنیت بودند و یزیدیان نمیخواستند یا نمیتوانستند حضرت را ترور کنند آیا در این شرایط باز هم حضرت مکه را ترک میکردند؟؟؟ آیا قیام مسلحانه علیه یزید میکردند؟؟
    آیا به کوفه میرفتند؟؟ اینها سوالاتی است که باید تاریخ پاسخ بدهد!


    باز هم تشکر میکنم اگر
    اگر اشکالی دارد حتما بفرمایید تا بیاموزم!




  9. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد 1391
    نوشته
    1,651
    صلوات
    4952
    حضور
    67 روز 12 ساعت 4 دقیقه
    وبلاگ
    22
    دریافت
    108
    آپلود
    6
    گالری
    3



    سلام عليكم

    مطلبي در زمان مطالعه فرمايش استاد بياد بنده آمد كه با اجازه نقل ميكنم

    تنها راه چنين برداشتي قطع و جدا كردن صدر و ذيل نامه است . امر به معروف و نهي از منكر و اصلاح دين جدم چطور با در نظر نگرفتن جهاد محتمل ممكن هست ؟

    يك قسم از اقسام صبر كه فضيلت است و علماي اخلاق به آن در دسته بندي اشاره كرده اند صبر در اطاعت است . يعني هنگام اطاعت از فرمان خدا صبر بايد پيشه كرد . چه در جهاد اكبر و چه جهاد اصغر چه انجام ديگر امور ديني

    اين صبر قرآني است و با جهاد در راه خدا اعم از اكبر و اصغر تبايني ندارد كه هيچ كاملا امري همسو هستند

    ولي تصوري كه ايشان از صبر دارند آن منظور تحت اللفظي و عاميانه و مذموم صبر است كه ذلت پذيري هم در اين نوع صبر نمود پيدا ميكند .

    مثلا صبري كه آدم ترسو در برابر ظلم و جور ميكند كه هيچ اجري ندارد
    و يا صبري كه ي آدم تنبل و بيكار در زمان فقر و نداري ميكند ... خب اين صبر رذيلانه است نه صبري كه خداوند و رسولش و اهل بيت پيامبر به مردم معرفي كرده اند.

    متن وصيت حضرت در ذيل نقل كرده ام . حضرت ميفرمايد اگر كسي نپذيرفت صبر ميكنم تا خداوند بين من و اين جماعت داوري كند نه اينكه صبر ميكنم چون ظلم آنها را مي پذيرم و حق ميدانم ( اين برداشتي است كه اين شخص از كلام امام تقطيع و مصادره كرده ) .



       

    «بسم الله الرحمن الرحيم .
    هذا ما أوصى به الحسين بن على الى أخيه محمد بن الحنفيه :

    اين وصيت حسين بن علي به برادرش محمد بن حنفيه است .

    انّ الحسين يشهد أن لااله الاّ اللّه وحده لا شريك له و أنّ محمّداً عبده و رسوله

    همانا حسين شهادت مي دهد به وحدانيت خدا و به رسالت محمد

    جاء بالحقّ من عنده و أنّ الجنّة حق و النار حقّ و الساعةآتيةٌ لاريب فيها و أنّ اللّه يبعث من فى القبور
    كه از طرف خدا به حق آمده و شهادت مي دهد كه بهشت و جهنم حق است و شكي در برپايي روز قيامت نيست و خداوند همه مردگان را زنده خواهد كرد.


    و أنّى لم أخرج أشراً و لا يطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انّما خرجت ُلطلب الاصلاح فى أمّة جدى
    خروج من بر يزيد براي ايجاد فتنه و فساد يابراي سرگرمي و خودنمايي نيست , بلكه براي اصلاح امور امت جدّم رسول خدا است .

    أريد أن آمر بالمعرفو و أنهى عن المنكر و أسير بسيرة جدّى
    من تصميم گرفته ام امر به معروف و نهي از منكر كنم و از سيره و روش جدّم

    و أبى على بن أبى طالب
    و پدرم علي بن ابي طالب پيروي كنم.

    فمن قبلنى بقبول الحقّ فالله أولى بالحقّ
    اگر كسي دعوت به حق را پذيرفت , خداوند سزاوار به قبول آن است .

    و من ردّ على هذا أصبر حتّى يقضى الله بينى و بين القوم و هو خيرالحاكمين .
    اگر كسي آن را نپذيرفت , صبر خواهم كرد تا خداي متعال ميان من و اين جماعت داوري كند و او بهترين حكم كنندگان است .

    و هذه وصيّتى اليك يا أخى وما توفيقى الاّ باللّه عليه توكّلت و اليه أُنيب
    اين وصيت من است به تو اي برادر, و توفيقي نيست مگر با كمك خدا. توكل بر او مي كنم و به سوي او انابه مي نمايم .




    ویرایش توسط فاتح : 1395/07/30 در ساعت 02:51
    قال الله سبحانه و تعالي : اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى ( مائده / 8 )

    قال النبي : بالعدل قامت السموات و الارض (تفسير صافي ذيل آيه 7 سوره الرحمن)
    و قال :
    اياكم و الظلم فان الظلم عند الله هو الظلمات يوم القيامة ( سفينة البحار ماده "ظلم" )

    مسئوليت قرآني مردم در قبل عدل


  10. #9

    عضویت
    جنسیت دی 1348
    علاقه
    حب الحسین(ع)
    نوشته
    803
    صلوات
    3550
    حضور
    17 روز 17 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام و عرض ادب

    نقل قول نوشته اصلی توسط قرآن حکیم نمایش پست ها
    استاد عدم بیعت با یزید به منزله اعلام جنگ و جهاد و قیام مسلحانه نیست!! این حرکت امام حداقل در برهه اول به معنای عدم تعاون با ستم و ستمگر و نهی از منکری عملی است دیگر اینکه تا آنجایی که بنده میدانم هیچ کدام از ائمه هدی علیهم السلام با خلفای زمان خود بیعت نکردند!!(اگر اشتباه عرض میکنم بفرمایید) پس حرکت امام حسین هم مانند سایر ائمه هدی علیهم السلام عدم بیعت با خلفا جور و طاغوتهای زمان و غاصبان حق اهل بیت علیهم السلام است!
    شرایط امام حسین(علیه السلام) بسیار ویژه و خاص است که بعد ایشان تکرار نشد. چرا که خلفای پس از یزید تاثیر شهادت امام(علیه السلام) را در توده مردم مشاهده کرده و از تکرار چنین اتفاقی بر حذر بودند.

    نکته اساسی در مورد امام حسین(علیه السلام) اینست که ایشان(علیه السلام) علاوه بر رد بیعت، خروج کرده و علنا و عملا با یزید مخالفت نمود و این مخالفت به سرعت باعث برانگیخته شدن شیعیان کوفه شد. ابن صباغ در این رابطه می نویسد: شیعیان کوفه که خبر عدم بیعت امام حسین(علیه السلام) با یزید را شنیده و آماده براى مبارزه شده بودند، تصمیم گرفتند تا امام(علیه السلام) را به کوفه بیاورند، اجتمعت الشیعة فى منزل سلیمان بن صُرَد و تذاکرو أمر الحسین(علیه السلام) و مسیره الى مکّة، قالوا: نکتب الیه یأتینا الکوفة. (1) به همین دلیل است که در برخى از منابع آمده است که اگر حسین(علیه السلام) بیعت نکرد، او را بکش: إن أبى علیک فاضرب عنقه، و ابعث الىّ رأسه.(2) در خبرى هم ابن اعثم آورده است که یزید به ولید نوشت، اگر حسین(علیه السلام) بیعت نکرد، سر حسین(علیه السلام) را برایم بیاور: و لیکن جوابک إلىّ رأس الحسین(علیه السلام).(3) حتی مخالفت عملی امام حسین(علیه السلام) قبل از مرگ معاویه قابل پیش بینی بود. زمانی که معاویه اقدام به گرفتن بیعت برای یزید کرد، تعدادی از فرزندان صحابه، مخالفت هایی را ابراز کردند. مروان در نامه‌ای به معاویه نوشت: إنّى لسْتُ آمن أن یکون الحسین(علیه السلام) مَرْصدًا للفتنة، و أظنّ یومکم من حسین طویلا.(4) من در این باره ایمن نیستم که حسین(علیه السلام) منبع فتنه شود و تصور می‌کنم داستان طولانی با حسین خواهید داشت.

    در هر حال به نظر می رسد عدم بیعت امام(علیه السلام) به همراه مخالفت عملی ایشان باعث بوجود آمدن جریان کربلا شد. چرا که در زمان دیگر ائمه(علیهم السلام) ما چنین مخالفت عملی را سراغ نداریم. شاهد این مدعا روایاتی است که موسی بن جعفر(علیه السلام) به هارون الرشید، امیر المومنین خطاب می کند و گرد آوری سلاح و نفرات را انکار میکند. از أبو أحمد هانى بن محمّد در حديثى مرفوع نقل شده كه امام كاظم(علیه السلام) فرمود: زمانى كه بر هارون وارد شدم سلام كردم، و او جوابم را داد سپس گفت: اى موسى‏ ابن جعفر(علیه السلام)؛ آيا اين مملكت دو خليفه دارد كه نزد هر كدام مالياتى جداگانه گرد آيد؟ گفتم: يا أمير المؤمنين، از تو به خدا پناه می برم كه گناه من و خودت را بر دوش كشى و سخنان ياوه‏ اى كه عليه ما گفته مى‏ شود را از دشمنان قبول كنى، شما خوب مى‏ دانى كه از زمان وفات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله تا حال، بر ما دروغ بسته و به ما افتراء زده‏ اند مگر آگاه نیستی... (5)
    و اتفاقا زمانی که امام موسی کاظم(علیه السلام) حدود فدک را برای هارون مشخص میکند، هارون نقشه به شهادت رساندن ایشان را عملی میکند: هارون الرشيد به موسى بن جعفر(علیه السلام) پيشنهاد كرد كه فدك را پس بگيرد. امام(علیه السلام) امتناع می‌ورزيد تا اینكه هارون اصرار كرد سپس امام(علیه السلام) فرمود: فدك را فقط با حدود آن قبول میكنم. هارون گفت: حدود فدك كجاست؟ امام فرمود: اگر حدود آن را معين كنم نخواهى داد. گفت: تو را به حق جدت قسم ميدهم كه حدود آن را معين كنى. فرمود: حد اول آن عدن است، چهره رشيد درهم كشيده شد گفت بیشتر بگو! امام فرمود: حد دوم سمرقند است رنگ صورت رشيد سرخ شد فرمود حد سوم افريقا است چهره رشيد سياه شد باز گفت: حد ديگر را بگو فرمود: حد چهارم سيف البحر است كه هم مرز با جزائر و ارمنيه است. هارون گفت: ديگر براى ما چيزى باقى نماند پس بيا جاى من بنشين. حضرت موسى بن جعفر(علیه السلام) فرمود: من گفتم اگر مرز آن را تعيين كنم نخواهى داد. هارون از آن موقع تصميم كشتن موسى بن جعفر(علیه السلام) را گرفت. (6)

    بنابراین دیگر ائمه(علیهم السلام)، حتی اگر بیعت هم نکرده باشند، حرکت عملی برای براندازی حکومت هم نکردند. فرستادن سفرائی مانند جناب مسلم، قیس و دیگران که به گرد آوری شیعیان برای براندازی حکومت اموی تلاش میکردند، ادعای خروج امام برای کسب امنیت خود و خانواده اش را سست می کند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط قرآن حکیم نمایش پست ها
    شما فرض کنید که حضرت در مکه در امنیت بودند و یزیدیان نمیخواستند یا نمیتوانستند حضرت را ترور کنند آیا در این شرایط باز هم حضرت مکه را ترک میکردند؟؟؟ آیا قیام مسلحانه علیه یزید میکردند؟؟
    امام حسین(علیه السلام) مسلم بن عقیل را 15 رمضان به کوفه فرستاد و مسلم 5 شوال وارد کوفه شد، سپس 8 ذی الحجه دستگیر شده و فردای آن به شهادت رسید. در حالی که امام(علیه السلام) روز ترویه(8 ذی الحجه) از مکه خارج شد. بنابراین امام(علیه السلام) از قبل، قصد خروج از مکه و رفتن به کوفه را داشت. هر چند تهدید امویان این امر را تسریع کرد.
    بنابر این مطالبی که خدمت شما عرض شد:
    نقل قول نوشته اصلی توسط عامل نمایش پست ها
    زمانی که ام‌سلمه آن حضرت(علیه السلام) را از رفتن به کوفه بازداشت امام(علیه السلام) در جواب فرمودند: «به خدا سوگند من این چنین کشته می‌شوم و اگر به عراق هم نروم باز مرا خواهند کشت.»(1). امام(علیه السلام) در جواب ابن‌‌زبیر هم که در ظاهر قصد داشت حضرت(علیه السلام) را از رفتن به عراق باز دارد از کشته شدن حتمی خود سخن به میان آوردند و فرمودند: «به خدا سوگند چنانچه در لانه‌ی جنبنده‌ای از جنبندگان زمین باشم مرا بیرون خواهند آورد تا مرا بکشند.»(2)
    امام(علیه السلام) بالاخره با حکومت درگیر می شد و با آن روشی که پیش گرفته بود، چاره ای از جنگ نبود؛ یا به همراه سپاهی از شیعیان کوفه و یا با عده ای اندک از اصحاب و بنی هاشم.


    1. الفصول المهمة، ص 184.
    2.
    لهوف، ص 21؛ مثیر الاحزان، ص 9.
    3. الفتوح، ج 5، ص 25 ـ 26؛ مقتل الحسین(ع) خوارزمى، ج 1، ص 186.
    4. ترجمة الامام الحسین(ع) (ابن سعد) ص 54.
    5. مناقب آل أبی طالب عليهم السلام، ابن شهرآشوب، ج ‏۴، ص ۳۲۰؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ‏۴۸، ص ۱۴۴.
    6. عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق ج۱ ص ۸۱ ح ۹ إحتجاج،شیخ طبرسی: ج‏۲ ، ص ۳۸۹ ،ح۲۷۱ بحارالانوار،علامه مجلسی : ج ۴۸ ، ص ۱۲۵ ،ح ۲.



    تو غافل در انديشه سود مال-----------------------که سرمايه عمر شد پايمال
    غبار هوي چشم عقلت بدوخت------------سموم هوس کشت عمرت بسوخت
    بکن سرمه غفلت از چشم پاک------------که فردا شوي سرمه در چشم خاک


  11. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد 1394
    علاقه
    قرآن کریم
    نوشته
    286
    صلوات
    509
    حضور
    11 روز 1 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله تعالی

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    سلام علیکم


    نقل قول نوشته اصلی توسط فاتح نمایش پست ها
    متن وصيت حضرت در ذيل نقل كرده ام . حضرت ميفرمايد اگر كسي نپذيرفت صبر ميكنم تا خداوند بين من و اين جماعت داوري كند نه اينكه صبر ميكنم چون ظلم آنها را مي پذيرم و حق ميدانم ( اين برداشتي است كه اين شخص از كلام امام تقطيع و مصادره كرده ) .

    برادر گرامی اگر سخنرانی مرحوم آیت الله قابل را دقیق گوش داده باشید مسلما شنیدید که ایشان گفتند صبر میکنم نه اینکه شمشیر میکشم!! و ایشان تقریبا وصیت نامه را کامل خواندند!!

    نکته بسیار مهم در سخنان ایشان این بود که تقریبا در اکثر کتب و منابر فقط همان قسمت اول وصیت نامه نقل میشود و این قسمت آخر نقل نمیشود!!! واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!

    اما یک نکته دیگر شما به این 2 جمله ای که قرمز کردید دقت کنید:

    حضرت در ابتدا میفرماید:
    اگر كسي دعوت به حق را پذيرفت , خداوند سزاوار به قبول آن است .

    در جمله بعد میفرمایند:
    اگر كسي آن را نپذيرفت , صبر خواهم كرد تا خداي متعال ميان من و اين جماعت داوري كند و او بهترين حكم كنندگان است .

    اگر کسی دعوت مرا پذیرفت یعنی چه؟ خوب کوفیان که نامه نوشتند و فریاد واحسینا سر دادند!!(پس حضرت چه کسانی را و در چه زمانی مورد خطاب قرار میدهد؟) و اگر کسی نپذیرفت یعنی چه؟ یعنی اگر دعوت به حق و امر به معروف و نهی از منکر را نپذیرفت من امام حسین با او خواهم جنگید؟؟؟؟!! علیه او قیام مسلحانه خواهم کرد؟؟؟ بر او شمشیر خواهم کشید؟؟؟؟!!

    واقعا این تفسیر را میشود از صبر کرد؟؟؟ بله قبول دارم که صبر پذیرش ظلم و بیعت با یزید ترک امر به معروف و نهی از منکر نیست! اما اینکه صبر را بخواهمی به معنی حمله نظامی و جنگ و جهاد تفسیر کنیم جای بحث دارد!!


    با تشکر


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 70

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود