صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا می‌شود مردم معجزه را ببینند و ایمان نیاورند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد 1394
    علاقه
    @asperger
    نوشته
    206
    صلوات
    284
    حضور
    24 روز 8 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا می‌شود مردم معجزه را ببینند و ایمان نیاورند؟




    در قرآن و منابع دینی بارها گفته شده است که مردم معجزه‌های پیامبران را دیدند و انکار کردند و ایمان نیاورند و هلاک شد به خاطر آن که مطمئن نشدند معجره آمده است یا سحر!

    صرف نظر از اعتقادات و راست دانستن اعتقادی قرآن و منابع دینی، و از دید علمی و اجتماعی، آیا ممکن است عده‌ای یک معجزه ببینید و ایمان نیاورند؟

    * امروزه یک قهرمان المپیک که کار خارق العاده‌ای هم نکرده و کارش طبیعی بوده است به شدت محبوب و حرفش بین مردم مقبول است. به طوری که برای پیام‌های اخلاقی از آن‌ها دعوت می‌شود که سخن بگویند.

    * کسی که مهارت ذهنی خاصی دارد مثلا می‌تواند به ظور ذهنی برخی محاسبات را انجام دهد مورد تشویق قرار می‌گیرد و مقبول است.

    * نفرات برتر کنکور و المپیاد محبوبند.

    * شعبده بازهای ماهر طرفدار دارند.

    * جنگجویان پیروز چه در گذشته و چه امروز محبوب هستند (مثل مختار ثقفی یا سردار سلیمانی).

    به نظر می‌رسد مردم ذاتا از نظر اجتماعی و روانی به گونه‌ای هستند که کسانی که استعداد ویژه‌ای دارند یا موقعیت ویژه‌ای دارند و یا کار عجیبی انجام می‌دهند، مورد توجه قرار می‌گیرند و محبوب می‌شود و طرفداران زیادی پیدا می‌کنند.

    با توجه به این واقعیت اجتماعی، چه طور ممکن است این همه پیامبر معجزاتی، چنان که توصیف می‌شود، عجیب، داشته باشند و کسی ایمان نیاورد و محبوب نشوند و لااقل طرفداران قابل توجهی پیدا نکنند. آیا این با علوم اجتماعی و واقعیت اجتماعات انسانی سازگار است؟ آیا می‌شود کسی ازدل کوه یک شتر بیرون بیاورد و هیچ کس ایمان نیاورد؟ آیا می‌شود کسی با اشاره‌ای ماه را دو نیم کند (و این کارش نقل مجالس نشود و باعث محبوبیت نشود) و پس از 13 سال دعوت حدود صد پیرو داشته باشد؟ آیا از نظر علمی و فارق از اعتقادات و باورهای مذهبی می‌توان این پدیده‌ها را پذیرفت؟

    آیا پدیدۀ مشابه امروزی هست که مردم چیزی واضع را ببینند و انکار کنند؟

    آیا این طور نیست که وقتی کسانی که ایران آن‌ها را دشمن و شیطان می‌خواند وقتی واقعیت‌های مسلم علمی ایران را می‌بینند به قدرت علمی ایران اعتراف میکنند و به قدرت علمی ایران ایمان می‌آورند؟ وقتی شیاطین امروزی چنان در برابر یک واقعیت مسلم تسلیم می‌شوند چگونه می‌شود تصور کرد مردمی معجزه‌ای غیر قابل انکار را ببینند و ایمان نیاورند یا لااقل به صاحب معجزه احترام نگذارند؟

    ویرایش توسط irancplusplus : 1395/07/22 در ساعت 12:46


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    18,833
    صلوات
    50800
    حضور
    133 روز 13 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    35



    با نام و یاد دوست






    آیا می‌شود مردم معجزه را ببینند و ایمان نیاورند؟








    کارشناس بحث: استاد صدیق


  4. #3

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    فلسفه اسلامی، فلسفه دین، کلام
    نوشته
    4,055
    صلوات
    13740
    حضور
    43 روز 18 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    چگونه می‌شود تصور کرد مردمی معجزه‌ای غیر قابل انکار را ببینند و ایمان نیاورند یا لااقل به صاحب معجزه احترام نگذارند؟
    باسلام
    دلایل بی تفاوتی و مخالفت و مقابله با پیامبران، چندین دلیل و عامل داشته است.
    قرآن کریم در این مورد بیان واضحی دارد که کفار و مشرکان در برابر دلایل و قرائن زیادی که بر صدق انبیاء می یافتند و با وجود اینکه این قرائن وشواهد باعث یقین آنان شده بود، ولی با این حال به مخالفت و عناد با ایشان بر میخواستند:
    این بیان نشان دهنده آن است که مخالفت با انبیا و نتیجه بخش نبودن این علم و معرفت آن هم در درجه یقین آنان، نوعی ظلم بوده است که در حق خود و جامعه خویش میکردند.

    كسى با روشن شدن بطلان اعمالش، باز هم آن را حق بپندارد از اين جهت است كه دلش مجذوب زينت‏هاى دنيا و زخارف آن شده، و در شهوات غوطه‏ ور گشته لذا همين جذب شدن به ماديت او را از ميل به پيروى حق و شنيدن داعى آن و پذيرفتن نداى منادى فطرت باز مى‏ دارد.(المیزان، 13، ص339)


    البته، این مخالفتها عوامل مختلفی داشته است که برخی از مهمترین آنها که از نظر جامعه شناسی نیز برای خود ما نیز قابل لمس است، در قرآن کریم منعکس شده است.
    این عوامل عبارتند از:
    1. «ميل به بى بند و بارى و پيروى از هواهاى نفسانى»( ر. ك: سوره مائده: آيه 70.)

    2. خودخواهى و غرور و خود برتربينى (استكبار) كه بيشتر در ميان اشراف و نخبگان و ثروتمندان، بروز مى‌كرد.(ر
    . ك: سوره غافر: آيه 56، سوره اعراف: آيه 76.)

    3. تعصبات و پايبندى به سنتهاى پيشينيان و نياكان و ارزشهاى غلطى بود كه در ميان جوامع مختلف، رواج داشت.(ر. ك: سوره بقره: آيه 170، سوره مائده: آيه 104، سوره اعراف: آيه 28، سوره يونس: آيه 78، سوره انبياء: آيه 53، سوره شعراء: آيه 74، سوره لقمان: آيه 21، سوره لقمان: آيه 21، سوره زخرف: آيه 22-23.)

    4. حفظ منابع اقتصادى و موقعيتهاى اجتماعى، انگيزه نيرومندى براى ثروتمندان و حكمرانان و دانشمندان بود( ر. ك: سوره هود: آيه 84-86، سوره قصص: آيه 76-79، سوره توبه: آيه 34.)

    5. جهل و ناآگاهى توده هاى مردم و نیز فشار حاکمان، عامل بزرگى براى فريب خوردن عوام و پیروی آنان از سران خویش بوده است. .
    (ر. ك: سوره ابراهيم: آيه 21، سوره فاطر: آيه 47، سوره هود: آيه 27، سوره شعراء: آيه 111.)



    ویرایش توسط صدیق : 1395/07/24 در ساعت 06:48
    آیا می‌شود مردم معجزه را ببینند و ایمان نیاورند؟


  5. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن 1394
    علاقه
    برنامه نویسی-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    592
    صلوات
    783
    حضور
    118 روز 3 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    دلایل بی تفاوتی و مخالفت و مقابله با پیامبران، چندین دلیل و عامل داشته است.
    با سلام...استاد اگر امکان دارد کمی مصداقی تر صحبت کنید...دوستمان مثال هایی زدند از اینکه چطور در عالم وافعی مردم جذب و مجذوب افرادی می شوند که کار های خارق العاده انجام می دهند...حالا چه می شود که به قول دوستمان پیامبر پس از 13 سال دعوت حدود صد پیرو داشته باشد؟....آیا پیامبر معجزه انجام ندادند؟
    این دلایل که شما از قرآن ذکر کردید آنچنان در دنیای امروز حس نمی شود...شخصی خواننده ای خوش صدا و چهره ای زیبا و منحصر به فرد دارد...هزاران و شاید میلیون ها نوجوان برایش حاظرند دست و پا بشکنند، چه از نوع مغرورش و چه از نوع بی بند و بارش چه از نوع با شخصیتش، چه سرمایه دارش و چه فقیرش....اکثریت اینگونه است....حالا شما می فرمایید که مثلا پیامبر معجزه کرده اند و بعد مثلا میل به بی بندوباری باعث شده، که مردم جذب پیامبر نشوند؟پذیرش همچین امری کمی دشوار است....واقعیت من با توجه به تخصص شما و با توجه به اینکه این تاپیک در بخش اعتقادی ایجاد شده، انتظار داشتم کمی فرا دینی تر و برون دینی تر و مصداقی تر و برهانی تر به این مسئله نگاه کنید و صرف ادعا نکنید(البته اگر شدنی است)...شاید با دید انتقادی و برون دینی به قضیه نگاه کنیم، تمام آن مواردی که شما از آیات نقل کردید بهانه و ترفندهایی برای حمله به مخالفان باشند و مایه ی ایجاد جوی ساختگی علیه مخالفان....یا مثلا پیامبر به خیال خود فکر می کردند که آیاتی که می خوانند معجزه است(در حالی که واقعا معجزه نبود)وقتی پیامبر می دیدند که کمتر کسی جذب ایشان می شوند،در نزد طرفدارانشان حمله می کردند به مخالفان که آی ببینید این مردم خاطی مایل به بی بند و باری هستند و معجزه ها را رد می کنند....اگر واقعا پیامبر معجزه ای می داشتند مردم به خاطر میل به بی بندوباری جذب پیامبر نمی شدند؟یا این نوع برخورد و ادعا های پیامبر یک جور تصور پیامبر و یک نوع حمله به مخاطب و کوچک کردن مخالفان بود؟خواهشن اگر امکانش هست مصداقی تر و برون دینی توضیح دهید که چطور می شود پیامبر اگر اشتباه نکنم به قول مجلسی چهار هزار معجزه انجام دهند ولی به قول دوستمان در طول 13 سال تنها 100 نفر پیرو پیامبر شوند؟واقعیت آن دلایلی که شما از قرآن یاد کردید، به نظر پذیرشش سخت است و با تجربه های هر روزه و اخبار و وقایع امروز نمی خواند....یادمه یکبار استاد شعیب گفتن که مردم فطرتا جذب معجزه می شن....

  6. صلوات ها 4


  7. #5

    عضویت
    جنسیت مهر 1395
    نوشته
    1
    صلوات:
    1
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بله به نظرم میشه
    گاهی وقتا حقیقت به ضرر بعضی از آدمای کافر هست و ترجیح میدهند حقیقت را قبول نکنند با اینکه میدونن دارن خودشون رو قول میزنن

  8. صلوات


  9. #6

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1394
    نوشته
    1,998
    صلوات
    2554
    حضور
    51 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اصلا شما طلا باش، ساحر باش، قهرمان باش...
    مردم وقتی احساس کننددارند فریب میخورند اصلا طرفدارش نمیشوند بلکه فحشش هم میدهند
    مردم وقتی بخواهند عقل و تشخیص او را بر خود مقدم کنند و هر چه گفت از او اطاعت کنند هرگز به راحتی طرفدارش نمیشوند...
    مثلا فرض کنید یک قهرمان مشهور بخواهد مردم مطیع او باشند... فکر میکنید مردم قبول میکنند؟! خیر داداش فحش خورش میکنند...
    برات متاسفم....که از یه نقل و قول ساده هم وحشت داری....
    =====================
    حکم احسان به فرزند و اطاعت از او توسط والدین ؟

    آیا بر پدر و مادر واجب است به فرزند، احسان کنند؟ (وَ بِالـوالِـدَيـنِ اِحـسانًا وَ ذِى الـقُربىٰ )
    آیا اطاعت از مومن ( مثلا پدر، مادر، فرزند، خاله، عمه، عمو، دایی ) در جایی که اطاعت نکردن از او موجب ناراحتی یا ایذاء او میگردد، واجب است ؟

  10. صلوات ها 2


  11. #7

    عضویت
    جنسیت مهر 1394
    علاقه
    فیزیک و کیهان شناسی وفلسفه
    نوشته
    157
    صلوات
    323
    حضور
    13 روز 13 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علت اینکه افراد نابغه و فوق العاده مثل یه خواننده بزرگ یا هنر پیشه یا ساحر حاذق و یا دانشمندان بنام مخالف ندارند بخاطر اینه که کاری به مردم ندارند. و مردم توسط آنها سرگرم میشوند ولی پیامبران که هم نابغه بودند هم معجزه داشتند بشدت با افراد ظالم و مغرور و سرور مبارزه میکردند.در نتیجه اینجا یه تفاوت ظریف دیده میشه



  12. #8

    عضویت
    جنسیت تیر 1395
    نوشته
    196
    صلوات
    298
    حضور
    8 روز 17 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    در قرآن و منابع دینی بارها گفته شده است که مردم معجزه‌های پیامبران را دیدند و انکار کردند و ایمان نیاورند و هلاک شد به خاطر آن که مطمئن نشدند معجره آمده است یا سحر!

    صرف نظر از اعتقادات و راست دانستن اعتقادی قرآن و منابع دینی، و از دید علمی و اجتماعی، آیا ممکن است عده‌ای یک معجزه ببینید و ایمان نیاورند؟

    * امروزه یک قهرمان المپیک که کار خارق العاده‌ای هم نکرده و کارش طبیعی بوده است به شدت محبوب و حرفش بین مردم مقبول است. به طوری که برای پیام‌های اخلاقی از آن‌ها دعوت می‌شود که سخن بگویند.

    * کسی که مهارت ذهنی خاصی دارد مثلا می‌تواند به ظور ذهنی برخی محاسبات را انجام دهد مورد تشویق قرار می‌گیرد و مقبول است.

    * نفرات برتر کنکور و المپیاد محبوبند.

    * شعبده بازهای ماهر طرفدار دارند.

    * جنگجویان پیروز چه در گذشته و چه امروز محبوب هستند (مثل مختار ثقفی یا سردار سلیمانی).

    به نظر می‌رسد مردم ذاتا از نظر اجتماعی و روانی به گونه‌ای هستند که کسانی که استعداد ویژه‌ای دارند یا موقعیت ویژه‌ای دارند و یا کار عجیبی انجام می‌دهند، مورد توجه قرار می‌گیرند و محبوب می‌شود و طرفداران زیادی پیدا می‌کنند.

    با توجه به این واقعیت اجتماعی، چه طور ممکن است این همه پیامبر معجزاتی، چنان که توصیف می‌شود، عجیب، داشته باشند و کسی ایمان نیاورد و محبوب نشوند و لااقل طرفداران قابل توجهی پیدا نکنند. آیا این با علوم اجتماعی و واقعیت اجتماعات انسانی سازگار است؟ آیا می‌شود کسی ازدل کوه یک شتر بیرون بیاورد و هیچ کس ایمان نیاورد؟ آیا می‌شود کسی با اشاره‌ای ماه را دو نیم کند (و این کارش نقل مجالس نشود و باعث محبوبیت نشود) و پس از 13 سال دعوت حدود صد پیرو داشته باشد؟ آیا از نظر علمی و فارق از اعتقادات و باورهای مذهبی می‌توان این پدیده‌ها را پذیرفت؟

    آیا پدیدۀ مشابه امروزی هست که مردم چیزی واضع را ببینند و انکار کنند؟

    آیا این طور نیست که وقتی کسانی که ایران آن‌ها را دشمن و شیطان می‌خواند وقتی واقعیت‌های مسلم علمی ایران را می‌بینند به قدرت علمی ایران اعتراف میکنند و به قدرت علمی ایران ایمان می‌آورند؟ وقتی شیاطین امروزی چنان در برابر یک واقعیت مسلم تسلیم می‌شوند چگونه می‌شود تصور کرد مردمی معجزه‌ای غیر قابل انکار را ببینند و ایمان نیاورند یا لااقل به صاحب معجزه احترام نگذارند؟
    خلیفه‌ی دوم گفت اگر علی نبود عمر هلاک می‌شد ... آیا او تابع حضرت علی علیه‌السلام شد؟

    کسی با پیامبری کاری ندارد و آن‌ها خیلی هم آدم‌های خوبی بودند و همه دوستشان داشتند مگر آنکه این پیامبران از نگاه گروهی بیایند و پا را از حدّ خود فراتر گذاشته و به ایشان امر و نهی کنند ... پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را محمد امین می‌گفتند ولی وقتی فرمودند که این کارها خوب نیست انجام ندهید ناگهان شدند دشمن شماره‌ی یک ایشان ... در قرآن هم این مطلب به روشنی آمده است:

    لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا ۖ كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَىٰ أَنفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَ فَرِيقًا يَقْتُلُونَ [المائده، ۷۰]
    هر آينه از فرزندان يعقوب پيمان گرفتيم و پيامبرانى سوى آنان گسيل داشتيم، هر گاه آنان را پيامبرى آمد بدانچه خوشايندشان نبود، گروهى را دروغزن شمردند و گروهى را كشتند.

    این ویژگی طبیعی انسان است، کاری را که بخواهد انجام بدهد کلی برایش فواید می‌تراشد و آن را کاری لازم یا لااقل خوب و مثبت توصیف می‌کند، نه فقط برای دیگران که بلکه در نزد خودش برای آنکه دل خودش هم نسبت به کارهایشش صاف باشد، کاری را هم که نخواهد بکند کلی اشکال برایش می‌تراشد تا انجام ندادنش را توجیه کند ... این وسط حقیقت چیزی است که تقریباً ارزشی ندارد، مگر آنکه در جایگاه قضاوت در مورد دیگران باشیم که آسیبی به منافع خودمان نرسد ... همانطور که حضرت علی علیه‌السلام فرمودند که حق در مقام توصیف میدانی وسیع است و در مقام عمل میدانی بس تنگ و باریک می‌باشد ... در خودتان هم نگاه کنید این مطالب را مشاهده خواهید کرد، همانطور که بنده در خودم سراغ دارم و هر کس دیگری هم این رویکرد نفس خود را بارها و بارها دیده و امتحان کرده است ... اگر اهل تعمق در خودش بوده باشد ...

    توجیه را نباید دست کم گرفت ... می‌دانید توجیه چه کارها که نمی‌تواند بکند؟ ... می‌شود در روز غدیر خم از چند هزار نفر برای خلیفه‌ی خود بیعت گرفت و بعد از دو ماه همه بروند سراغ یک نفر دیگر مگر سه یا پنج یا هفت نفر ... در کتاب سلیم آمده که حتی عمار و حذیفه هم باورشان شد که حق با ابوبکر باشد ولی بعد که فهمیدند اینطور نبوده توبه کردند ... توجیه قدرت بالایی دارد ... حضرت آدم علیه‌السلام گول شهادت دروغ ابلیس را خوردند، عمار و حذیفه هم گول شهادت دروغ چند تن از صحابه را خوردند ... وقتی پرسیده شد که مگر غدیر را از یاد برده‌اید و مگر همین چند روز پیش نبود که پیامبر خدا به شما دستور داد که تحت عنوان امیرالمؤمنین با حضرت علی علیه‌السلام بیعت کنید گفتند چرا از یاد نبرده‌ایم، ولی شما نمی‌دانید و هر و هر واقعه‌ای بعدش می‌تواند وقایع دیگری رخ دهد ... و بعد عده‌ای آمدند و شهادت دروغ دادند بر مطالبی که حضرت علی علیه‌السلام را که به دنبال حق خود بودند قدرت‌طلب معرفی کند و امثال آن ... در چنین جایی با منطق و استدلال نمی‌توان به حقیقت رسید و تنها نور ایمان است که می‌تواند انسان را نجات دهد ... فقط بصیرت قلبی ... در مقابل هر پیامبری هم همیشه کسانی بوده‌اند که چنین فتنه‌هایی را بر پا می‌کرده‌اند و توجیه می‌آوردند، توجیهاتی که هر شخص منطقی را دچار تردید کند ... وقتی می‌گویم شخص منطقی منظورم این است که راه رسیدن به حقیقت منطق و استدلال نیست ... چون هر شخص منطقی را دقیقاً می‌توان با توجیهات منطقی گمراه کرد، کافی است چیزی بگویید که او جوابی برایش نداشته باشد یا راهی برای دانستن صحت و سقم آن نیابد تا به شک بیفتد و شک درست در مقابل ایمان آوردن است همانطور که در حدیث عقل و جهل این جهل است که مقابل عقل شمرده شده و در نهج‌البلاغه هم آمده است که جهل ریشه‌ی هر شرّی است ...
    در زمان حضرت موسی علیه‌السلام هم حضرت معجزه کردند و ساحران هم سحر کردند، اما نتیجه چه شد؟ وقتی ساحران ایمان آوردند فرعون یک شبهه مطرح کرد که کاملاً شبهه‌ی واردی است اگر مخاطبانش اشخاصی مطلقاً منطق‌گرا بوده باشند ... او گفت که معلوم می‌شود که موسی استاد شماست که به شما سحر آموخته و این مواجهه هم توطئه‌ی شماست که می‌خواهید با یک مبارزه‌ی صوری مردم را فریب دهید ... برای مردمی که مخاطب این شبهه هستند چطور می‌توان گفت که نه آن‌ها با یکدیگر هم‌دستی نکرده‌اند؟ ... آیا همه هر روز با موسی علیه‌السلام بودند که بداند ایشان با آن ساحران سر و سرّی داشته‌اند یا نه؟ شاید واقعاً هم‌دست بوده‌اند و اینطور نقش بازی کردند تا فرعون را خار و ذلیل کنند؟ ... توجیهات منطقی برزمین‌زننده‌ی هر انسانی است که منطق را تنها یا بهترین راه تشخیص حقّ می‌داند و انسان منطق‌گرا چاره‌ای ندارد جز اینکه به ندانم‌گرایی متمسک شود و به جهل خودش افتخار کند که البته خود این هم به نوبه‌ی خود جهلی دیگر است ...
    در زبان دین وقتی گفته می‌شود نباید ظاهربین بود منظور همین است ... منظور از ظاهربینی این نیست که شخص تفکراتش سطحی باشد، منظور این است که دقیقاً مفادّی که روی آن‌ها تفکر می‌کند همه از عالم ظاهر باشند، یعنی ممکن است خیلی هم متفکر باشد ولی نتواند راه را تشخیص دهد چون قلبش کور است، ممکن است متفکر و منطق‌دان و فیلسوف بزرگی باشد ولی در لسان دین ظاهربین محسوب گردد ... سطحی محسوب گردد ... قشری محسوب شود ... در دین ارزش به عقل داده شده است و نه به تفکر منطقی ... منطق اگر در خدمت عقل باشد ارزش می‌یابد مگرنه می‌شود چراغ که در دستان دزد باشد و دزدی که چراغ داشته باشد گزیده‌تر برد کالا ... شناخت حقیقت در دین بر عهده‌ی قلب است و تنها کسانی می‌توانند حق را انتخاب کنند که قلبشان سیاه نشده باشد ... کسانی که گناهکار باشند و به شهوترانی خو کرده باشند در جلوی چشمانشان حجاب قرار می‌گیرد و بر گوش‌هایشان زده می‌شود تا در غفلت فرو روند و اگرچه راه درست و غلط را باز هم می‌توانند تشخیص دهند ولی زشتی راه غلط و زیبایی راه درست را نتوانند بفهمند، این همان غفلت است، و همین باعث می‌شود که انگیزه‌ی رفتن به راه درست برای مردم کم شود و زشتی مخالفت خود با حقیقت را دست‌کم بگیرند و آنقدر در راه غلط خود پیش روند که دیگر امیدی به بازگشت ایشان نباشد ...

    وَقَدْ كَفَرُوا بِهِ مِن قَبْلُ ۖ وَيَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ [سبأ، ۵۳]
    و پيش از اين به آن كافر شدند، و از جايگاهى دور نسبت به عالم غیب سخن مى‌پراكندند.

    بله ... مسأله‌ی مدّ نظر شما به هیچ وجه غیر قابل باور نیست ... بله ممکن است پیامبری بیاید و معجزه‌ی آشکاری هم بیاورد و همه هم متوجه بشوند که او بر حق است ولی حتی یک نفر هم به او ایمان نیاورد ... اگرچه ... «بفهمند» داریم تا «بفمند»، یکی می‌داند راهی درست است ولی زشتی راه باطل را آنطور که باید نمی‌فهمد (همانطور که با خو کردن به گناه قبح آن گناه در نظر انسان می‌شکند و انسان را نسبت به ارتکاب مجدد آن جریء می‌گرداند) و زیبایی حقیقت را هم آنطور که باید نمی‌فهمد تا از زشتی باطل به زیبایی حقیقت فرار کنند ... پس به راحتی با توجیه می‌تواند راه باطل را در پیش بگیرد ... غفلت همان کاتالیزوری است که امکان رفتن به راه باطل با وجود علم داشتن به راه حق را فراهم می‌کند ... و غفلت نتیجه‌ی حبّ دنیاست که فرمودند حب‌ّ الدّنیا رأس کل خطیئة ... مثل آن‌ها که گفتند اگر خدا و قیامتی باشد هم حتماً خداوند در آن دنیا بهتر از این دنیا را به ما می‌دهد «وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَ لَئِن رُّدِدتُّ إِلَىٰ رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا» [الکهف، ۳۶] ... یا آن‌ها که خواستند بت‌ها را بپرستند و اگر مشکلی پیش آمد همان‌ها را شفیع خود نزد خداوند گردانند ... «مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّـهِ زُلْفَىٰ» و «الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّـهِ قُرْبَانًا آلِهَةً» ... یا آن‌ها که گفتند شما این کار را بکن به حساب من، گناهت پای من ... «أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ * وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ * وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَىٰ * ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَىٰ» ... و یا هزار و یک توجیه دیگر که اگر خوب نگاه کنیم می‌توانیم در زندگی‌هایمان مثنوی هفتاد منّ از آن‌ها را سراغ بگیریم ...
    شاید هیچ زمانی به اندازه‌ی امروز شناخت حقیقت و ایمان آوردن به آن سخت‌تر نبوده باشد ... زمانی که همه علم‌زده شده‌اند و منطق‌گرایی تا آنجا در اذهان رسوخ کرده است که حتی دینداران هم منطق‌گرایی را تبلیغ می‌کنند و همان را بهترین و محکم‌ترین راه برای ایمان آوردن معرفی می‌کنند ... و لا حول و لا قوة الله بالله ...


    و بله ... امروز هم معجزه‌ای در اختیار ما هست ... علاوه بر اینکه کل عالم آیت و نشانه برای خداست و نشانه‌های خداوند در خود ما و در آفاق آشکار است، ولی به طور خاص آیات‌البینات در زمان ما که ما را مشخصاً به اسلام تشیع می‌رساند قرآن است ... بر خلاف معجزات قبلی قرآن ظاهر خارق‌العاده‌ای ندارد، ولی هر کسی که خودش را مواجه با آیات آن بکند می‌فهمد که قرآن از طرف خداست ... کسی هم که شک دارد می‌تواند به دعوت تحدی آن پاسخ دهد تا خودش بفهمد که قرآن از طرف خدا هست یا صرفاً یک کار بشری است، ولو اینکه قائل آن در بالاترین سطح از ادیبی و فصاحت و حکمت و امثال آن بوده باشد ...
    ویرایش توسط نقطه : 1395/07/23 در ساعت 15:56
    خدا همه‌ی ما رو هدایت کنه ...

  13. صلوات ها 3


  14. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد 1394
    علاقه
    @asperger
    نوشته
    206
    صلوات
    284
    حضور
    24 روز 8 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    آیا پیامبر معجزه انجام ندادند؟
    سلام. تا جایی که من بررسی کرده‌ام، معجزه داشتن پیامبر با متن قرآن سازگار نیست. در نتیجه، احتمال دارد تمام معجزات منتسب به پیامبر اسلام(ص) ساختۀ ذهن غالیان باشد. این پست(کلیک کنید) توضیح بیش‌تری دارد. به همین سبب، سوال من بیش‌تر معطوف به اقوام قبل از پیامبر(ص) بود. با این حال، این شما و این کارشناسان محترم سایت. من قصد مباحثۀ بیش‌تر ندارم. هر چند اگر داشتم شاید مشابه درخواست بحث شما را از کارشناس محترم درخواست می‌کردم و البته عدم ادامۀ مباحثه من، بدان معنی نیست که پاسخ کارشناس محترم برای من غیر قابل قبول بوده است!

    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    خلیفه‌ی دوم گفت اگر علی نبود عمر هلاک می‌شد
    فکر می‌کنم منظور ایشان فقاهت علی(ع) بوده است و فکر نمی‌کنم ایشان علی(ع) را در امر سیاست و تدبیر امور سیاسی قبول داشته است! در هر حال علی(ع) و خلیفۀ ثانی، از عشرۀ مبشره هستند و دشمنی‌ای نداشته‌اند و چه بسا گاه یکدیگر را مورد تفقد قرار داده‌اند!

    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    کسی با پیامبری کاری ندارد و آن‌ها خیلی هم آدم‌های خوبی بودند و همه دوستشان داشتند مگر آنکه این پیامبران از نگاه گروهی بیایند و پا را از حدّ خود فراتر گذاشته و به ایشان امر و نهی کنند ... پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را محمد امین می‌گفتند ولی وقتی فرمودند که این کارها خوب نیست انجام ندهید ناگهان شدند دشمن شماره‌ی یک ایشان
    مایل بودم مثالی امروزی و فرادینی و مستند از امری مشابه آورده شود. مثلا اگر ایران با عکس‌های فضایی ثابت کند که شهاب سنگی بزرگ در حال برخورد با اسرائیل است و اسرائیل هر چه زودتر باید خالی از سکنه شود تا آسیب نبیند، آیا باز هم اسرائیلی‌ها از روی عناد و گرگ‌صفتی نمی‌پذیرفتند! من دور از ذهن می‌دانم. این دقیقا همان کاری است که پیامبران کردند و گفتند عذابی بزرگ در حال نزدیک شدن به شماست و معجزه‌ای انکار ناشدنی آوردند از این که واقعا فرستاده هستند! حال چه کسی است که عذاب حتمی را نادیده بگیرد و انکار کند! یا صاحب معجزه و دلیلی را تحقیر کند و کذاب و دروغگو بخواند! نکاتی در باب مابقی پست شما هست که از بیانشان صرف نظر می‌کنم چون بحث‌های چالشی، اعصاب خردکن و فرسایشی هستند! :)
    ویرایش توسط irancplusplus : 1395/07/23 در ساعت 20:15


  15. #10

    عضویت
    جنسیت مهر 1395
    نوشته
    69
    صلوات
    119
    حضور
    2 روز 18 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط irancplusplus نمایش پست ها
    در قرآن و منابع دینی بارها گفته شده است که مردم معجزه‌های پیامبران را دیدند و انکار کردند و ایمان نیاورند و هلاک شد به خاطر آن که مطمئن نشدند معجره آمده است یا سحر!

    صرف نظر از اعتقادات و راست دانستن اعتقادی قرآن و منابع دینی، و از دید علمی و اجتماعی، آیا ممکن است عده‌ای یک معجزه ببینید و ایمان نیاورند؟

    * امروزه یک قهرمان المپیک که کار خارق العاده‌ای هم نکرده و کارش طبیعی بوده است به شدت محبوب و حرفش بین مردم مقبول است. به طوری که برای پیام‌های اخلاقی از آن‌ها دعوت می‌شود که سخن بگویند.

    * کسی که مهارت ذهنی خاصی دارد مثلا می‌تواند به ظور ذهنی برخی محاسبات را انجام دهد مورد تشویق قرار می‌گیرد و مقبول است.

    * نفرات برتر کنکور و المپیاد محبوبند.

    * شعبده بازهای ماهر طرفدار دارند.

    * جنگجویان پیروز چه در گذشته و چه امروز محبوب هستند (مثل مختار ثقفی یا سردار سلیمانی).

    به نظر می‌رسد مردم ذاتا از نظر اجتماعی و روانی به گونه‌ای هستند که کسانی که استعداد ویژه‌ای دارند یا موقعیت ویژه‌ای دارند و یا کار عجیبی انجام می‌دهند، مورد توجه قرار می‌گیرند و محبوب می‌شود و طرفداران زیادی پیدا می‌کنند.

    با توجه به این واقعیت اجتماعی، چه طور ممکن است این همه پیامبر معجزاتی، چنان که توصیف می‌شود، عجیب، داشته باشند و کسی ایمان نیاورد و محبوب نشوند و لااقل طرفداران قابل توجهی پیدا نکنند. آیا این با علوم اجتماعی و واقعیت اجتماعات انسانی سازگار است؟ آیا می‌شود کسی ازدل کوه یک شتر بیرون بیاورد و هیچ کس ایمان نیاورد؟ آیا می‌شود کسی با اشاره‌ای ماه را دو نیم کند (و این کارش نقل مجالس نشود و باعث محبوبیت نشود) و پس از 13 سال دعوت حدود صد پیرو داشته باشد؟ آیا از نظر علمی و فارق از اعتقادات و باورهای مذهبی می‌توان این پدیده‌ها را پذیرفت؟

    آیا پدیدۀ مشابه امروزی هست که مردم چیزی واضع را ببینند و انکار کنند؟

    آیا این طور نیست که وقتی کسانی که ایران آن‌ها را دشمن و شیطان می‌خواند وقتی واقعیت‌های مسلم علمی ایران را می‌بینند به قدرت علمی ایران اعتراف میکنند و به قدرت علمی ایران ایمان می‌آورند؟ وقتی شیاطین امروزی چنان در برابر یک واقعیت مسلم تسلیم می‌شوند چگونه می‌شود تصور کرد مردمی معجزه‌ای غیر قابل انکار را ببینند و ایمان نیاورند یا لااقل به صاحب معجزه احترام نگذارند؟
    این چه فرمایشی است که می کنید. در حال حاضر هم مردم جذب خوانندگان معروف، ورزشکاران برتر در سطح جهان و نفرات برتر کنکور و ... می شوند. خوب علتش معلوم است. چون این خوانندگان معروف و یا ورزشکاران برتر و ... توقعی از مردم ندارند و فقط موجبات سرگرمی افراد را فراهم می کنند. اما پیامبران بدین گونه نیستند. وقتی کسی صداقت و درستی کلام پیامبری را تایید کرد در مرحله بعد وی دعوت به اطاعت از خداوند و پیامبرش می شود. باید نماز بخواند و روزه بگیرد. باید دیگر ربا نخورد و از حرام ها اجتناب کند. باید دیگر دروغ نگوید و تهمت نزند و غیبت نکند و مهمتر از همه از وی انتظار می رود که امر به معروف و نهی از منکر کند. همه ی اینها مردم را از جهت صرف سرگرمی محض دور می کند و سبب می شود اگر در گذاشته اموال نامشروع تحصیل می کردند دیگر نتوانند به این کار ادامه دهند. بنابر این آنچه سبب میشده که افراد کمی ایمان بیاورند تکلیف هایی است که متعافب ایمان آوردن بر عهده ی مردم قرار می گیرد. تا جایی که من خبر دارم در زمان پیغمبر ما حضرت محمد ص نیز قبیله ای آمدند و گفتند که ما به شما ایمان می آوریم به شرطی که ما را از "نماز خواندن و ... " معاف کنید. که پیامبر چنین چیزی را نپذیرفتند. بنابر این تعجبی ندارد که بسیاری از مردم نپذیرند مگر اینکه با تمام وجود به آخرت و زندگی پس از مرگ ایمان بیاورند و وعده های پروردگار را بپذیرند که چنین کسانی معمولا در جامعه کم هستند حتی در جوامع امروزی.


  16. صلوات ها 2


صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 82

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود