صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سنگسار ، مجازاتی قرآنی یا غیر اسلامی؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    نوشته
    20
    صلوات
    36
    حضور
    11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سنگسار ، مجازاتی قرآنی یا غیر اسلامی؟




    با عرض سلام.
    در مقاله ای به قلم اقای حسن بایگان ادعا شده که سنگسار مجازاتی یهودی توراتی ست و نه قرآنی اسلامی. لینک مقاله

    سید محمدجواد غروی نیز در کتابی به اسم "حکم رجم در اسلام" معتقد است که این مجازات ربطی به اسلام ندارد و همه روایات موجود را پس از بررسی ، حکم به ضعیف و خبر آحاد بودن داده اند و گفته اند که با اصل آیات قرآن و سیرۀ پیامبر(ص) تناقض دارند.
    همچنین ایشان در ان کتاب به روایاتی استناد می کنند دال بر نهی و مذمت "قتل زجر کش گونه" در اسلام. و می فرمایند که این روایات با سنگسار (که قتلی زجر کش گونه است) منافات دارد.

    دلیل بر نقض ادلۀ آقای بایگان وسید محمدجواد غروی چیست و آیا واقعا اینگونه است که سنسگار ربطی به اسلام ندارد و یا نسخ شده است؟
    ممنون
    شرافت به خرد و ادب است نه به دارایی ونژاد علی بن ابیطالب (ع)


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    نوشته
    20
    صلوات
    36
    حضور
    11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جالب است ک در بیشتر ایاتی ک حکم رجم امده،ایه ها مربوط به غیرمسلمین و اهل کتاب است و همین نوع سیاق ایات است که باعث شده مخالفین سنگسار این مجازات را برای ملل غیرمسلمان بدانند...
    اعتقاد برخی نیز این است که این نوع مجازات با نزول سوره نور نسخ شده و دیگر دلیل قرآنی ندارد و فقط دلیل روایی دارد...آیا نسخ سنگسار درست است و فقط ریشه روایی دارد؟

    -----
    احادیث سنگسار با احادیثی ک دال بر نهی از مرگ زجرکش گونه یا قتل صبر است(و آقای غروی بدانها استنادکرده) چگونه قابل جمع است در حالی که سنگسار مجازاتی ست که ممکن است منجر به مرگ انسان بگونه ای زجرآمیز بشود؟
    حتی حدیث هست دال بر نهی قتل صبر،حیوانات: رسول خدا(ص)نهی فرمود که جنبنده یی(از حشرات و حیوانات) به قتل صبرکشته شود. مسلم،صید61-65

    در صفحه25به بعد کتاب آقای غروی احادیث دیگری نیز دراین بار نقل شده
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : 1395/07/18 در ساعت 10:29
    شرافت به خرد و ادب است نه به دارایی ونژاد علی بن ابیطالب (ع)


  4. #3

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    نوشته
    20
    صلوات
    36
    حضور
    11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام.
    از مقاله اقای بایگان نقل میکنم:


    قرآن
    کتاب مقدس مسلمانان و حکم سنگسار
    سنگسار کلمه ای پارسی بر گرفته از سنگ میباشد، معادل عربی آن در قرآن آمده " رجم" میباشد.
    از سنگسار در قرآن تنها 4 بار نام برده شده است که آنها نیز داستانهائی میباشند مربوط به یهودیان. دستور سنگسار بهیچوجه در قرآن نیست و از محمد نیز صادر نشد؛ یعنی نه دستور قرآن است و نه سنتی از جانب محمد. از آنجا ئیکه قاعده دستوراتِ اسلامی؛ قرآن و سنت محمد میباشد کسانیکه چنین دستوراتی را میدهند تفکراتشان از جای دیگری نشات میگیرد که در همین نوشتار اشاره کوتاهی بدان خواهد شد. اما ابتدا در زیر تمامی آن 4 آیه آورده میشود.

    سوره کهف
    آیه 20
    انهم ان یظهر و اعلیکم یرجموکم او یعیدو کم فی ملتهم و لن تفلحوا اذا ابدا
    بدرستیکه ایشان اگر دست یابند بر شما سنگسار کنند شما را یا باز گردانند شما را در کیش خود و هرگز رستگار نشوید آنگاه هرگز

    توضیح:
    این جریان اصحاب کهف استکه داستانش در این سوره آمده است.
    در اینجا سنگسار یرجموکم آمده است.


    سوره شعرا
    آیه 116
    قالو الین لم تنته یا نوح لتکونن من المرجومین
    گفتند هر آینه اگر باز نایستی ای نوح خواهی شد از سنگسار شدگان

    توضیح:
    در اینجا قرآن دارد از داستان نوح صحبت میکند که قوم تهدید میکنند او را سنگسار خواهند کرد.
    در این یکی سنگسار المرجومین آمده است.


    سوره یس
    آیه 18
    قالو اناتطیرنابکم لئن لم تنتهوالنرجمنکم و لیمسنکم منا عناب الیم
    گفتند بدرستیکه ما فال بد گرفتیم بشما اگر باز نایستادید سنگسار میکنیم البته شما را و هر آینه مس میکند البته شما را از عذابی دردناک

    توضیح:
    این نیز داستانی از گذشته ها است که نقل میشود.
    سنگسار در این یکی النرجمنکم است.


    سوره دخان
    آیه 20
    و انی عذت بربی و ربکم ان ترجمون
    و بدرستیکه من پناه میبرم بپروردگار من و پروردگار شما که سنگسار کنید مرا.
    توضیح:
    این نیز داستانی است از زمان فرعون که رسولی فرستاده میشود و یهودیان قصد سنگسار او میکنند.
    سنگسار در اینجا ترجمون است.


    تفسیر:
    نگاهی به افعال صرف شده رجم در این آیات ( یرجموکم، المرجومین،النرجمنکم، ترجمون) خود نیز نشانی واضح از عدم دستور سنگسار میباشد.
    تا آنجائی که کتب مرجع را مطالعه کرده ام هیچگاه چیزی بعنوان سنگسار که در زمان (مخصوصا) محمد و حتی خلفای راشدین و خلفای بعدی باشد ندیده ام .
    کتبی که در زیر آورده میشوند جزو اولین کتب نوشته شده بعد از اسلام میباشند و وقایع آن زمانها را بوضوح بیان کرده و مرجعی برای کتبی مانند تاریخ تاریخ طبری هستند:

    1- سیرت رسول الله ( 2 جلد)، رفیع الدین اسحق بن محمد همدانی ( متوفی به سال 150 یا 151 ه ق)، با تصحیحات دکتر اصغر مهدوی، انتشارات خوارزمی، چاپ اول 1360
    2- مغازی، محمد بن عمر واقدی ( متوفی 207 ه ق)، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ دوم 1369
    3- طبقات ( در 8 جلد)، محمد بن سعد کاتب واقدی ( 168 – 230 ه ق) ترجمه دکتر محمود مهدوی دامغانی؛ انتشارات فرهنگ و اندیشه، تابستان 1374

    اما تولد طبری تقریبا متراداف است با مرگ کاتب واقدی پس بنظر معقول میرسد که مرجع طبری برای نوشتن تاریخ معروف خود از جمله این کتب بوده باشند.
    تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری (ولادت 224 یا اوایل 225 ه ق در آمل)، ترجمه علی اکبر شهابی، انتشارات اساطیر، چاپ دوم 1363
    در تاریخ طبری نیز چیزی بعنوان سنگسار از جانب محمد و سایر خلفا دیده نشده است.


    شیوه اعدام در میان اعراب
    دراصل طریق اعدام در میان اعراب قطع گردن با شمشیر بوده چیزی که هنوز هم درعربستان سعودی برقرار است.
    اگر محمد به سنگسار معتقد بود آنرا انجام ویا دستوری مستقیم میداد.
    اما مخصوصاً برای شیعیان علی باید شیوه اعدام قاتل علی بالاترین و اصلی ترین مرجع باشد و آن اعدام قاتل با ضربه شمشیر است که ظاهرا هم میبایست با تنها یک ضربه صورت بگیرد. پس وقتی این شیعیان به جای اعدام با یک ضربه شمشیر حکم سنگسار میدهند باید به سابقه خود این افراد توجه کرد.

    باید دقت کرد که وقتی دین یا فلسفه یا عقیده ای در جائی ظهور میکند و بعد به نقاط دیگری میرود بر فرهنگهای آنجا تاثیر میگذارد و از آنها نیز تاثیر میگیرد؛ بهمین دلیل دین اسلام که از عربستان شروع شد وقتی به نقاط دیگری رسید تغییرات زیادی کرد و هر گروه و قومی بنابرمیل و فرهنگ خود آنرا تغییر دادند.
    بنظر میرسد ورود یهودیان به اسلام نیز تاثیر خود را بصور مختلف در این دین گذاشت و از جمله همین سنگسار است که در میان آن دسته مسلمانانی که متاثیر از یهودیان بودند صورت میگرفته است. با این استدلال آن دسته از ملایانی که دستور سنگسار میدهند ریشه ای نه چندان دور در یهودیت دارند و از زمانیکه آنها از خواندن عهد عتیق به خواندن قرآن روی آورده اند زمان زیادی نمیگذرد. بنابراین هنوز ریشه های عهد عتیق یعنی سنگسار را با خود دارند و از آن کاملاً پاک نشده اند. این افراد میتوانند با توجه به آن ریشه ها (که حتی ممکن است خودشان متوجه نباشند) تفاسیری مطابق میل خود از این آیات بکنند.
    بررسی گسترده تر اعدام و شیوه های اعدام درجای مناسب دیگری ارائه خواهد کرد ولی در این نوشتار با توجه به شیوه اعدام در میان ادیان سامی و زرتشتی تا حدود زیادی مشخص میگردد که
    شیوه های اعدام در میان قبایل یا مردمان مختلف با شیوه زندگی آنها ارتباط مستقیم داشته است.
    بنظر میرسد برای صحرا گردان ( اعراب) مانند آن دسته که بعدها یهودی نامیده شدند امکان دار زدن و غیره وجود نداشت زیرا در بیابان درختی مناسب برای اعدام پیدا نمیشده همچنین در سفرهای بیابانی امکان همراه بردن چوبهای بلند برای اعدام وجودنداشته، بوته ای هم برای آتش زدن و سوزاندن محکوم نبوده پس ساده ترین راهِ ، پرتاب سنگ بوده است.
    پرتاب سنگ از جمله تفریحات صحرا گردان نیز بوده است.
    از جانب دیگر همین سنگ بهترین اسلحه آنها بوده و در پرتاب آن مهارت داشته اند، چنانچه به داستان جنگ داود با جالوت توجه شود این نکته بوضوح دیده میشود.
    سنگ مهماتی مجانی و قابل دسترس بود که اسلحه ای برای پرتاب آن لازم نبود.



    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : 1395/07/18 در ساعت 10:30
    شرافت به خرد و ادب است نه به دارایی ونژاد علی بن ابیطالب (ع)

  5. صلوات ها 2


  6. #4

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    نوشته
    20
    صلوات
    36
    حضور
    11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حکم سنگسار زناکار، غیر قابل قبول

    به قلم حجت الاسلام والمسلمین سید حسین موسوی زنجانی
    پرسش:
    چرا شما حکم سنگسار کردن زناکار را قبول نکردید؟
    پاسخ:
    اولا: در قرآن این حکم، آیه ندارد؟
    ثانیا: چون (این) حکم، حکومتی بوده اهل بیت(ع) برای بیان حکم واقعی آن مشکل داشتند.
    ثالثا: در کتاب «تاریخ فراموش شده» روایاتی نقل کرده ام دلالت دارد امام صادق(ع) فرموده تا ظهور امام عصر(عج) از اجرای حکم رجم دست نگه دارید.
    رابعا: عمر اصرار داشته ثابت کند سنگسار کردن در قرآن آیه داشته و مردم برداشته اند! و قول عمر را در ۲۱ روایت از صحاح و سنن اهل سنت نقل کرده اند، ولی خود اهل سنت طبق نقل کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه جلد ۵ صفحه ۷۵ روایت می کنند علی(ع) فرموده: سنگسار کردن سنت رسول خدا بوده (و نه آیه). پس این نقل های متفاوت نشان می دهد نه سنت بوده و نه آیه!!
    خامسا: سنگسار کردن حکم یهود در تورات است و نه حکم اسلام در قرآن.
    سادسا: چون تمام ده ها روایت شیعه مبنی بر وجود حکم سنگسار در اسلام، موافق فتوای اهل سنت و یهود است، حمل بر تقیه می شود.
    سابعا: طبق متن قرآن کریم جرم زنان پیامبر(ص) در صورت ارتکاب زنا دو برابر جرم سایر زنان است. این گواهِ این است که در اسلام حکم سنگسار نیست، چون اعدام قابل تکرار نیست. حکم فوق متن صریح قرآن در سوره احزاب آیه ۳۰ است.
    ثامنا: اگر در قرآن آیه رجم بوده و مسلمانان آن را می دانستند، چرا عمر این همه برای اثبات حکم رجم، خود را به زحمت می انداختند؟ بلی حکم رجم مال یهود بوده و رسول خدا(ص) فقط برای یهودی ها اجرا فرموده است.

    http://www.raherasti.ir/6822/%d8%ad%...8%d9%88%d9%84/
    شرافت به خرد و ادب است نه به دارایی ونژاد علی بن ابیطالب (ع)

  7. صلوات


  8. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    18,833
    صلوات
    50790
    حضور
    133 روز 13 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    35



    با نام و یاد دوست






    سنگسار ، مجازاتی قرآنی یا غیر اسلامی؟








    کارشناس بحث: استاد صدرا


  9. #6

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,681
    صلوات
    10261
    حضور
    32 روز 13 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ss8248 نمایش پست ها


    سید محمدجواد غروی نیز در کتابی به اسم "حکم رجم در اسلام" معتقد است که این مجازات ربطی به اسلام ندارد و همه روایات موجود را پس از بررسی ، حکم به ضعیف و خبر آحاد بودن داده اند و گفته اند که با اصل آیات قرآن و سیرۀ پیامبر(ص) تناقض دارند.
    همچنین ایشان در ان کتاب به روایاتی استناد می کنند دال بر نهی و مذمت "قتل زجر کش گونه" در اسلام. و می فرمایند که این روایات با سنگسار (که قتلی زجر کش گونه است) منافات دارد.

    دلیل بر نقض ادلۀ آقای بایگان وسید محمدجواد غروی چیست و آیا واقعا اینگونه است که سنسگار ربطی به اسلام ندارد و یا نسخ شده است؟
    با سلام و عرض ادب

    باید توجه داشت که مصادر احکام شرعی تنها منحصر در قرآن کریم نبوده؛ بلکه در کنار قرآن، سنت نیز به عنوان دومین مصدر اصلی استنباط احکام شرعی به شمار می آید که دلیل بر حجیت آن نیز عقل وآیات کریمه ی قرآن می باشد.

    در این میان سنگسار به عنوان یکی از احکام جزایی اسلام شناخته شده که مصدر تبیین آن نیز سنت می باشد؛ البته آیه ی پانزدهم سوره ی نساء نیز،[1] صریح در آن است که حکم حبس در مورد زنان زانیه ی محصنه،‌ همیشگی نبوده و این حکم به شکل موقت بوده تا اینکه گشایشی برای آنان فرا رسد؛[2] هر چند که فقها دلالت این آیه بر سنگسار را کافی ندانسته اند.[3]

    علمای فریقین(شیعه _ سنی)، به جز گروه منحرف خوارج،[4] بر اساس سنت قطعیه، بر اجرای چنین حکمی در مورد مرد و زن محصن و محصنه اتفاق نظر داشته اند.[5]

    در مصادر روایی شیعه این حکم، به شکل متواتر روایت شده[6] و فقهای شیعه نیز بر چنین امری اجماع نموده اند.[7] شیخ طوسی(ره) در باره ی مسلّم بودن حکم رجم درتفسیر «التبيان» می نویسند:
    «و ثبوت الرّجم معلوم من جهة التّواتر على وجه لا يختلج فيه الشّك و عليه اجماع الطّائفة بل اجماع الامّة و لم يخالف فيه الا الخوارج‏»[8]. حکم سنگسار به دلیل تواتر امری معلوم و ثابت است، به گونه ای که شکی نسبت به آن وجود ندارد . واجماع طایفه(شیعه) بلکه امت(شیعه و سنی) بر این امر قائم است و کسی جز خوارج با این حکم مخالفت نورزیده است.

    اين حكم در دوران رسالت رسول اكرم(صلّي الله عليه و آله) اجرا شده است، که داستان سنگسار كردن «ماعز بن مالك» و «غامديه» بیانگر اجرای چنین حدی است.[9]

    كيفر زنای محصنه در «تورات» بر اساس حکایت برخی روایات سنگسار بوده است. بر این اساس رسول اكرم(صلّي الله عليه و آله) اين حكم را بر اساس تورات درباره ی زن و مردی از يهود خيبر كه مرتكب زنای محصنه شده بودند، اجرا نمودند.[10] و حضرت علی(عليه السّلام ) نیز «شراحه همدانيه» را در روز پنج‌شنبه تازيانه زد و در روز جمعه سنگسار كرد و فرمودند: «تازيانه بر اساس كتاب خدا و سنگسار بر اساس سنّت رسول الله ( صلّي الله عليه و آله) است».[11] هر چند که در منابع موجود یهود مجازات زنا در برخی موارد سنگسار، و در موارد دیگر سوز‌اندن یا خفه کردن بیان شده است.[12]

    ادامه دارد...


    [1] . (وَ اللاَّتِي يَأْتِينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلا)؛ «و كسانى از زنان شما كه مرتكب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بر آنها بطلبيد! اگر گواهى دادند، آنان [زنان‏] را در خانه ها (ى خود) نگاه داريد تا مرگشان فرارسد يا اينكه خداوند، راهى براى آنها قرار دهد».

    [2] . آیه بیانگر آن است که نسبت به زنانی که حبس شده اند گشایشی خواهد رسید. بدیهی است که سنگسار که حکم جدیدی است حکمی شدیدتر از حبس بوده و عرفا گشایش محسوب نمی گردد؛ اما باید توجه داشت که حکم جدید(سنگسار) در مورد این افراد به اجرا در نیامده است؛‌ زیرا این افراد با تشریع حکم سنگسار به خاطر الغای حکم سابق از حبس آزاد شده؛ و از آنجا که حکم سنگسار بعد از عمل آنها تبیین گشته است،‌ چنین حکمی مشمول حال آنان نخواهد گردید؛ لذا در مورد این افراد آمدن حکم سنگسار سبیل و گشایشی در حق آنان خواهد بود. (ر. ک: تفسیر نمونه، ج3،ص389).

    [3] . تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، فاضل لنکرانی، کتاب الحدود، ص163: «و قد انقدح من جميع ما ذكرنا عدم ثبوت الرجم في القرآن، بل الدليل عليه هي السنّة المستفيضة بل المتواترة»؛ کتاب الحدود، منتظری، ص70: «و بالجملة الرجم غير مذكور في القرآن و لكن ثبت بالسنة المتواترة».

    [4] . ابن قدامة حنبلی در کتاب مغنی خود می نويسد: «الْفَصْلُ الْأَوَّلُ: فِي وُجُوبِ الرَّجْمِ عَلَى الزَّانِي الْمُحْصَنِ، رَجُلًا كَانَ أَوْ امْرَأَةً. وَهَذَا قَوْلُ عَامَّةِ أَهْلِ الْعِلْمِ مِنْ الصَّحَابَةِ، وَالتَّابِعِينَ، وَمَنْ بَعْدَهُمْ مِنْ عُلَمَاءِ الْأَمْصَارِ فِي جَمِيعِ الْأَعْصَارِ، وَلَا نَعْلَمُ فِيهِ مُخَالِفًا إلَّا الْخَوَارِجَ، فَإِنَّهُمْ قَالُوا: الْجَلْدُ لِلْبِكْرِ وَالثَّيِّبِ، لِقَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى: { الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ }. وَقَالُوا: لَا يَجُوزُ تَرْكُ كِتَابِ اللَّهِ تَعَالَى الثَّابِتِ بِطَرِيقِ الْقَطْعِ وَالْيَقِينِ، لِأَخْبَارِ آحَادٍ يَجُوزُ الْكَذِبُ فِيهَا، وَلِأَنَّ هَذَا يُفْضِي إلَى نَسْخِ الْكِتَابِ بِالسُّنَّةِ وَهُوَ غَيْرُ جَائِزٍ. وَلَنَا، أَنَّهُ قَدْ ثَبَتَ الرَّجْمُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَسَلَّمَ بِقَوْلِهِ وَفِعْلِهِ، فِي أَخْبَارٍ تُشْبِهُ الْمُتَوَاتِرَ، وَأَجْمَعَ عَلَيْهِ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَسَلَّمَ عَلَى مَا سَنَذْكُرُهُ فِي أَثْنَاءِ الْبَابِ فِي مَوَاضِعِهِ، إنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى».(المغنی، ابن قدامة، باب وجوب الرجم علی الزانی،ج20ص17).

    [5] . در این میان آیت الله صادقی تهرانی(ره) که خود را فقیه قرآنی معرفی می نمود و برداشتهایی بر محور اصلی توجه به آیات قرآن و عدم توجه کافی به روایات ارائه می نمود؛ معتقد بود سنگسار ریگبارانی بدون کشتن مجرم است. در میان اهل سنت معاصر نیز،‌ کاکه احمد مفتی زاده که تفکری قرآنی داشته، چنین حکمی را غیر اسلامی قلمداد نموده است. در تفکرات به اصطلاح روشنفکری معاصر نیز سید محمد جواد غروی منکر اصل چنین حکمی در اسلام شده است؟!

    [6] . من لایحضره الفقیه، الصدوق، ج4،‌کتاب الحدود؛ الکافی، الکلینی، ج7، ص176، تهذیب الاحکام، الطوسی، ج10، باب حدود الزنی. مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب: «وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة» در مجلد هجدهم،‌ در ابواب حدود زنا، بیش از چهل روایت، که موضوع آن سنگسار مرد و زن محصن و محصنه است را روایت نموده است.

    [7] . جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، محمد حسن النجفی، ج‌41، ص: 318: «أما الرجم فيجب على المحصن و المحصنة إذا زنى أو زنت ببالغة عاقلة أو بالغ عاقل بلا خلاف أجده فيه، بل الإجماع بقسميه عليه «بل المحكي منهما مستفيض أو متواتر كالنصوص فالحكم حينئذ مفروغ منه».

    [8] . التبیان، ج3، ص142.

    [9] . الطوسي، محمّد بن الحسن، الخلاف، قم، مؤسسة النشر الاسلامي، 1416ه‍. ق، الجزء الخامس، ص 365: «و زنا ماعز ، فرجمه رسول الله صلى الله عليه و آله، و رجم الغامدية ، و عليه إجماع الصحابة».

    [10] . مجمع البيان في تفسير القرآن، الطبرسی، ج‏2، ص: 723؛ تفسير نمونه، مکارم شیرازی، ج2، ص483، ذيل آيه ی 23، سوره ی آل عمران: (أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُدْعَوْنَ إِلى‏ كِتابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ). آيا نديدى كسانى را كه بهره‏اى از كتاب (آسمانى) داشتند، به سوى كتاب الهى دعوت شدند تا در ميان آنها داورى كند، سپس گروهى از آنان، (با علم و آگاهى،) روى مى‏گردانند، در حالى كه (از قبول حق) اعراض دارند؟؛ مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج‏8، ص87، ح4498: «حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ، حَدَّثَنَا أَيُّوبُ، عَنْ نَافِعٍ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ: أَنَّ الْيَهُودَ، أَتَوْا النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَسَلَّمَ، بِرَجُلٍ وَامْرَأَةٍ مِنْهُمْ قَدْ زَنَيَا، فَقَالَ: «مَا تَجِدُونَ فِي كِتَابِكُمْ»؟ فَقَالُوا: نُسَخِّمُ وُجُوهَهُمَا، وَيُخْزَيَانِ فَقَالَ: « کذَبْتُمْ إِنَّ فِيهَا الرَّجْمَ‏ فَأْتُوا بِالتَّوْراةِ، فَاتْلُوها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ‏»، فَجَاءُوا بِالتَّوْرَاةِ، وَجَاءُوا بِقَارِئٍ لَهُمْ أَعْوَرَ، يُقَالُ لَهُ: ابْنُ‏ صُورِيَا، فَقَرَأَ حَتَّى إِذَا انْتَهَى‏ إِلَى مَوْضِعٍ مِنْهَا وَضَعَ يَدَهُ عَلَيْهِ، فَقِيلَ لَهُ: ارْفَعْ يَدَكَ، فَرَفَعَ يَدَهُ، فَإِذَا هِيَ تَلُوحُ‏ فَقَالَ، أَوْ قَالُوا: يَا مُحَمَّدُ إِنَّ فِيهَا الرَّجْمَ، وَلَكِنَّا كُنَّا نَتَكَاتَمُهُ بَيْنَنَا، فَأَمَرَ بِهِمَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَسَلَّمَ، فَرُجِمَا، قَالَ: فَلَقَدْ رَأَيْتُهُ يُجَانِئُ عَلَيْهَا يَقِيهَا الْحِجَارَةَ بِنَفْسِهِ‏».

    [11] . الخلاف، الطوسی،ج5، ص366: «و روي: أن عليا عليه السلام جلد شراحة يوم الخميس، و رجمها يوم الجمعة، و قال: جلدتها بكتاب الله، و رجمتها بسنة رسول الله صلى الله عليه و آله. فقد ثبت ذلك بالسنة و إجماع الصحابة»؛ مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج‏2، ص203، ح839: «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ، عَنِ الشَّعْبِيِّ: « أَنَّ عَلِيًّا جَلَدَ شَرَاحَةَ يَوْمَ الْخَمِيسِ، وَرَجَمَهَا يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَقَالَ: أَجْلِدُهَا بِكِتَابِ اللَّهِ، وَأَرْجُمُهَا بِسُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ(وآله) وَسَلَّمَ».

    [12] . بر اساس تورات، مجازات زنا در برخی موارد سنگسار، و در موارد دیگر سوز‌اندن یا خفه کردن است. مجازات زنا بر اساس تورات و تلمود چنین است:‌

    1‌. مجازات زنا با دختر نامزددار، برای هر دو طرف، سنگسار است (تثنیه، 23 :22-24)؛ همچنین است حکم زنی که شوهرش ادعا کند وی در زمانی که در خانه پدرش بوده (و مطابق تفاسیر یهودی در نامزدی وی بوده) بکارتش را از دست داده است (البته منوط به اثبات آن) (تثنیه، 13 :22-.21)‌.
    2. زنا با زن شوهردار، مطابق اصول تلمود، برای هر دو طرف، مجازات خفه کردن را در پی دارد (تثنیه، ؛22 :22 لاویان، 10 :20). گفتنی است در تورات در این مورد فقط حکم به کشتن شده است و نوع کشتن مشخص نشده است. در این موارد اصل آن است که خفیف‌ترین نوع مجازات اعدام - یعنی خفه کردن - اعمال شود. با این همه، برخی از عالمان یهود با استناد به قیاس اولویت گفته‌‌اند: از آنجا که زنا با دختر نامزددار که خفیف‌تر است، مجازاتش سنگسار است، به طریق اولی در مورد زنا با زن شوهردار باید با سنگسار مجازات شود (تلمود بابلی، سنهدرین، ؛52 سفیرا، 9 :11).‌
    نکته قابل ذکر آنکه در یهودیت، برخلاف حقوق اسلامی، ملاک اعمال چنین مجازاتی، شوهردار بودن زن است، چه مرد دارای همسر باشد و چه نباشد؛ به این معنا که اگر زن دارای شوهر باشد، هم او و هم مرد زناکننده، حتی اگر بی‌همسر باشد، به این مجازات محکوم می‌شوند.‌
    3.‌ اگر دختر کاهن زنا کند، به سوز‌اندن محکوم می‌شود (لاویان، 21 :9) و مردی که با وی هم بستر شده است، خفه می‌شود.‌
    4‌. زنا با کنیز دیگری مجازات تازیانه در پی دارد (لاویان، 19 :20).‌
    5‌ . زنای به عنف با دختر نامزددار، مجازات اعدام (خفه کردن) را در پی دارد (تثنیه، 22 :25).‌
    6‌. زنای به عنف با دختر باکره جزای نقدی را به همراه دارد (تثنیه، 22 :26).‌
    7- زنای با محارم چند نوع مجازات دارد: زنا با مادر، زن پدر و عروس مجازات سنگسار را در پی دارد (تلمود بابلی، سنهدرین، 7 :6)؛ زنا با نادختری و نوه زن، مادرزن، مادربزرگ زن، دختر و نوه مجازاتش سوز‌اندن است (لاویان، 20 :14 تلمود بابلی، سنهدرین، 9 :1)؛ سایر انواع زنای با محارم مجازات آسمانی یا تازیانه در پی دارند.‌
    8‌. زنا
    با دختر باکره مستلزم پرداخت مهرالمثل دوشیزگان است (خروج، 17 :23-16).
    چنان که از مطالب فوق برمی‌آید، تورات در یک جا مجازات زنا را سنگسار دانسته است؛ آنجا که کسی با دختر نامزددار زنا کند. در مورد زنا با زن شوهردار، تورات فقط حکم به قتل کرده و رای غالب در اینجا قتل به شیوه خفه کردن است؛ گرچه سنگسار هم با استناد به قیاس اولویت طرفدارانی دارد. در برخی از انواع زنای با محارم نیز تلمود حکم به سنگسار کرده است.‌ (جرایم در حقوق کیفری یهود، حسین سلیمانی، پرتال جامع علوم انسانی).

    ویرایش توسط صدرا : 1395/07/27 در ساعت 01:47
    سنگسار ، مجازاتی قرآنی یا غیر اسلامی؟
    (فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)

    (الجاثیة:37)


  10. #7

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,681
    صلوات
    10261
    حضور
    32 روز 13 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توجه به نکات ذیل ما را در فهم چنین حکمی یاری می نماید.

    1. مجازات رجم (سنگسار) درمورد زنا کاری است که در زمان زنا محصن یا محصنه باشد (متأهل بوده و امکان دسترسی به همسر خود را داشته باشد.) و با یک فرد بالغ و عاقل عمل شنیع زنا را انجام داده باشد؛ اما غیر این مورد مجازات رجم ندارد.

    2. مستند فقهی حکم رجم، سنت قطعیه بوده و اجماع فقهای شیعه و سنی بر آن تعلق یافته است.[1]

    3. مستند اجماع فقهای شیعه وجود روایات متواتر در این موضوع بوده؛ به گونه ای که جای هیچ تشکیکی نسبت به چنین حکمی وجود ندارد.[2]

    4. تشکیک در اصل تشریع این حکم، با چنین توجیهی که روایات سنگسار تقیه ای صادر شده، ناشی از عدم فهم روایات این موضوع بوده؛ زیرا بدیهی است که صدور روایت به شکل تقیه ای زمانی است که روایات مخالف آن نیز از سوی امام(علیه السلام) صادر شده باشد که در این فرض در صورت عدم امکان جمع میان روایات و تعارض میان آنها، روایات موافق عامه حمل بر تقیه می گردد و این در حالی است که روایات متعدد بدون وجود روایات مخالف، بیانگر حکم رجم در مورد زن و مرد صاحب همسر می باشد.

    5. بدیهی است که تشریع چنین حکمی متناسب قبح آن و در راستای ایمن سازی جامعه ی اسلامی و کانون خانواده از رواج فحشا صورت پذیرفته و در صورت انجام چنین گناهی، اولین و بهترین راه برای نجات از این مهلکه عظیم، راه پشیمانی و توبه به درگاه الهی است. بر این اساس افراد گناهکار وظیفه دارند اسرار خود را حفظ نموده و تنها در پیشگاه خدای توبه پذیر مهربان به گناه خود اعتراف کرده وتوبه نمایند که چنین امری از اجرای حکم آن در نزد شارع مطلوبتر خواهد بود.[3]

    6. زنا به سه شکل: (اقرار زانی؛‌ شهادت شاهدان؛ علم حاکم)، ثابت می گردد؛ که البته نحوه ی اثبات آن با توجه به شروط معتبری که در آن لحاظ شده کاری بس دشوار می باشد.

    در نحوه ی اثبات زنا به واسطه ی اقرار شخص زنا کار آمده است:
    الف) اقرار به زنا زمانی پذیرفته است که شخص دارای بلوغ و عقل و اختیار و قصد بوده باشد؛ بنابراین در صورت فقدان یکی از این امور اقرار شخص علیه خودش پذیرفته نمی گردد.
    ب) اقرار باید صریح ویا به گونه ای گفته شود که خلاف آن(به احتمال عقلایی) محتمل نباشد و چنین اقراری می بایست چهار مرتبه در چهار مجلس صورت بپذیرد.
    ج) اگر به جرمی اقرار کند که مرتکبش باید سنگسار شود و پس از آن منکر آن شود، حد سنگسار از او ساقط می گردد.
    د) اگر به چیزی که موجب حدّ است اقرار نماید و سپس از گناه خویش توبه نماید،‌ امام(علیه السلام) حق عفو و یا اقامه ی حدّ بر او را چه رجم و سنگسار باشد و چه غیر آنرا خواهد داشت و ثبوت چنین تخییری برای فقیه حاکم بعید نمی باشد.[4]

    همچنین در اثبات زنا به وسیله ی شهادت شاهدان اموری معتبر است که عبارتند از:
    الف) شهود کمتر از چهار نفر مرد یا سه مرد و دو نفر زن نباشد، و شهادت زنان به تنهائی و حتی شهادت یک مرد و شش نفر زن پذیرفته نمی گردد. همچنین شهادت دو نفر مرد و چهار نفر زن در خصوص سنگسار مورد قبول نیست؛ ولی بنابر اقوی در غیر رجم از سایر حدود پذیرفته می شود، و اگر کمتر از چهار نفر مرد و نفراتی که حکم چهار نفر مرد را دارند از زنان، اگر کمتر از اندازه معتبر باشند حدی را ثابت نمی کنند نه رجم و نه غیر آن را؛ بلکه خود شهود باید حد افتراء بخوردند.
    ب) در شهادت شهود بر ارتکاب زنا معتبر است تصریح و یا نظیر تصریح بر اینکه ما با چشم خویش این عمل را به صورت کاملاً واضح دیده ایم،[5] بدون اینکه بین آن دو عقد ازدواجی بسته شده باشد و یا مرد این زن را همسر خود پنداشته باشد، و یا کسی او را بر این عمل اکراه نموده باشد.
    ج) اگر بعضی از شهود حاضر شوند و در غیاب بعضی دیگر شهادت دهند بر اینکه فلانی زنا کرده، بلا درنگ حد افتراء بر آنان زده می شود و نباید حاکم منتظر شهود دیگر شود تا بیایند و شهادت را تکمیل کنند؛ بنابراین اگر سه نفر شهادت دهند بر اینکه فلان شخص را دیدیم زنا می کرد و اضافه کردند که ما شاهد چهارم هم داریم که بعدا می آید، حاکم منتظر آمدن او نمی شود بلکه آن سه نفر را حد قذف می زند.
    د) اگر مجرم و گناه کار قبل از تمام شدن شهادت شهود توبه کند حد از او ساقط می شود چه اینکه حدش سنگسار باشد و چه تازیانه، ولی اگر بعد از تمامیت بینه توبه کند ساقط نمی شود، حتی در این هنگام امام(علیه السلام) هم نمی تواند او را عفو کند، با اینکه در اقرار گفته شد که امام بعد از اقرار مجرم می تواند او را عفو کند و اگر مرتکب جرم قبل از اقرار توبه کند حد از او ساقط می شود.[6]
    هـ) بر شاهدان مستحب است از شهادت به زنا خودداری کنند؛ بلکه بر قاضی نیز مستحب است با اشاره و کنایه شاهدان را بر ترک شهادت ترغیب نماید.[7]

    7. با توجه به مطالب فوق روشن می گردد که هدف اصلی شارع مقدس در تشریع چنین حکمی جنبه ی بازدارندگی آن از وقوع و گسترش چنین فحشای بزرگی در جامعه بوده و در مواردی نیز که این گناه صورت پذیرفته، توبه ی به درگاه الهی و سعی در جبران چنین گناهی در نزد خدای متعال بهتر از اجرای حد آن می باشد؛ لذا اشکال به حکم سنگسار با این توجیه که چنین امری مخالف رافت الهی است بیانگر عدم توجه به زوایای تشریع چنین حکمی می باشد؛ همچنین از آنجا که چنین گناهی در زمره ی بزرگترین گناهان بوده؛ مجازات آن نیز در صورت اثبات و عدم توبه بسیار سخت تشریع شده؛ اما باز باید توجه داشت که در اجرای چنین حکمی نیز ضوابطی حکمفرما است؛[8] بنابراین مقایسه ی چنین مجازاتی با آنچه در عملکرد مردم پیش از اسلام در قرآن بیان شده است، بسیار متفاوت بوده و وجود چنین حکمی در آئین و شریعت یهود نیز به معنای ورود این حکم از طریق منابع یهود به اسلام نخواهد بود؛ بلکه چنین امری به تشریع جدید توسط پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) صورت پذیرفته است.

    موفق باشید.


    [1] . جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، محمد حسن النجفی، ج‌41، ص: 318: «أما الرجم فيجب على المحصن و المحصنة إذا زنى أو زنت ببالغة عاقلة أو بالغ عاقل بلا خلاف أجده فيه، بل الإجماع بقسميه عليه «بل المحكي منهما مستفيض أو متواتر كالنصوص فالحكم حينئذ مفروغ منه».

    [2] . تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، فاضل لنکرانی، کتاب الحدود، ص163: «و قد انقدح من جميع ما ذكرنا عدم ثبوت الرجم في القرآن، بل الدليل عليه هي السنّة المستفيضة بل المتواترة»؛ کتاب الحدود، حسینعلی منتظری، ص70: «و بالجملة الرجم غير مذكور في القرآن و لكن ثبت بالسنة المتواترة».

    [3] . جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌41، ص: 307: «كان المستحب للشهود ترك إقامتها سترا على المؤمن إلا إذا اقتضى ذلك فسادا، كما يستحب ستر المؤمن نفسه و التوبة، بل للإمام التعريض بالترغيب عن إقامتها كما يرشد إليه‌ قوله (صلى الله عليه و آله): «لو سترته بثوبك كان خيرا لك»‌و الترغيب أيضا عن الإقرار به كما يومئ إليه قصة ماعز و‌ قوله (صلى الله عليه و آله) في خبر أبي العباس: «لو ستر ثم تاب كان خيرا له».‌ و قوله (عليه السلام) في خبر الأصبغ: «أ يضر أحدكم إذا قارف هذه السيئة أن يستر على نفسه كما ستر الله»‌ بل قال في‌مرفوع أحمد: «ما أقبح بالرجل منكم أن يأتي بعض هذه الفواحش فيفضح نفسه على رؤوس الأشهاد أ فلا تاب؟ فو الله لتوبته في ما بينه و بين الله أفضل من إقامتي عليه الحد»‌.

    [4] . ر.ک: ترجمه ی تحریر الوسیله،‌ امام خمینی، ج4، ص183-180.

    [5] . الكافي (ط - الإسلامية)؛ ج‌7، ص184: «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) لَا يُرْجَمُ الرَّجُلُ وَ الْمَرْأَةُ حَتَّى يَشْهَدَ عَلَيْهِمَا أَرْبَعَةُ شُهَدَاءَ عَلَى الْجِمَاعِ وَ الْإِيلَاجِ وَ الْإِدْخَالِ كَالْمِيلِ فِي الْمُكْحُلَةِ»؛ «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ: حَدُّ الرَّجْمِ فِي الزِّنَى أَنْ يَشْهَدَ أَرْبَعَةٌ أَنَّهُمْ رَأَوْهُ يُدْخِلُ وَ يُخْرِجُ». بنابراین لازم است چنین مشاهده ای بدین صورت باشد که شاهدان خود این عمل را همچون داخل نمودن میل سرمه در سرمه دان دیده باشند.

    [6] . ر.ک: ترجمه ی تحریر الوسیله،‌ امام خمینی، ج4، ص187-183.

    [7] . جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام؛ ج‌41، ص: 307: «كان المستحب للشهود ترك إقامتها سترا على المؤمن إلا إذا اقتضى ذلك فسادا، كما يستحب ستر المؤمن نفسه و التوبة، بل للإمام التعريض بالترغيب عن إقامتها».

    [8] . ر.ک: ترجمه ی تحریر الوسیله،‌ امام خمینی، ج4،ص193: اگر مجرم بعد از اینکه در گودال برای سنگسار شدن قرار گرفت، موفق به خروج از گودال شده و فرار کند در صورتیکه زنا بوسیله ی بیّنه و شاهدثابت شده باشد مجددا او را گرفته و در گودال می کنند؛ اما اگر از طریق اقرار ثابت شده باشد و فرارش و بعد از برخورد سنگ هر چند یکی بر بدنش باشد تعقیبش ننموده رهایش می سازند، و اگر در قبل از آن فرار کند او را بر می گردانند، و در قولی مشهور است که اگر زنای او با اقرار خودش ثابت شده باشد او را بر نمی گردانند چه اینکه سنگی به بدنش خورده باشد و چه نخورده باشد، و این قول به احتیاط نزدیکتر است.
    سزاوار آنست که سنگ ها کوچک باشد، بلکه این به احتیاط نزدیکتر است، و جائز نیست با ریگهای کوچک که کلمه سنگ بر آنها صادق نیست او را سنگسار کنند، همچنانکه جائز نیست با سنگ بسیار بزرگ که یکی یا دوتای آن او را می کشد بزنند، و احتیاط آنست که کسانی که مثل آن حد را بگردن دارند مخصوصا افرادیکه همان گناهی که محکوم مرتکب شد مرتکب شده اند حاضر در اجراء حد نشوند. بله اگر بین خود و خدا از آن گناه توبه کرده باشند می توانند حاضر شوند».

    ویرایش توسط صدرا : 1395/07/30 در ساعت 14:25
    سنگسار ، مجازاتی قرآنی یا غیر اسلامی؟
    (فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)

    (الجاثیة:37)


  11. #8

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    نوشته
    20
    صلوات
    36
    حضور
    11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با عرض سلام و تشکر از پاسخ کارشناسان محترم

    این بحث سنگسار مربوط به تایپک دیگری بود اما چون بحث تعارض(حداقل در ظاهر) روایات با قرآن مطرح شد، کارشناس محترم ان تایپک،تایپک جدیدی برای بررسی این مورد ایجاد کردند.
    اما ظاهرا به این مورد تعارض پرداخته نشده است و همان بحث و پاسخ های تکراری ان تایپک ارسال شد.
    ----
    در ان تایپک یکی از کاربران محترم در این پست حدیثِ «هر آنچه با كتاب خداوند مخالف بود به ديوارش بكوب» را بیان کردند.
    آیا این حدیث شامل روایات سنگسار می شود یا خیر؟(لطفا در این باره بیشتر بررسی شود )
    با توجه به اینکه سنگسار بیشتر بحثی روایی است تا قرآنی و از ظاهر آیات پیداست که دستور مستقیمی برای مسلمین نیامده که سنگسار کنید.و طبق پست اول این تایپک هر 4ایه مربوطه برای ادیان پیشین است که از زبان مخالفین انبیا و برای تهدید انبیا،بیان شده است.

    ----
    کارشناس محترم فرمودند که ایه صدضربه شلاق موقت است و راه گشایش سنگسار است. ایا این دلیل مستند و قاطعی ست و پشتوانه روایی دارد یا تنها یک حدس است؟
    ایه گفته است که زناکار منتظر گشایش باشد، خب این گشایش چرا باید سنگسار باشد؟ در حالی که خطر مرگ دارد وانگهی بنظر فضیحت است تا گشایش.
    ممنون

    ویرایش توسط ss8248 : 1395/08/06 در ساعت 03:43
    شرافت به خرد و ادب است نه به دارایی ونژاد علی بن ابیطالب (ع)

  12. #9

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    نوشته
    20
    صلوات
    36
    حضور
    11 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از ویکی پدیا :
    به گفته مصطفی محقق داماد در قرآن به صراحت آیه‌ای که بر تشریع سنگسار دلالت کند، وجود ندارد و هیچ‌یک از مفسران نیز نخواسته‌اند حکم رجم را از قرآن استنتاج کنند.[۱۰]
    شرافت به خرد و ادب است نه به دارایی ونژاد علی بن ابیطالب (ع)

  13. #10

    عضویت
    جنسیت مهر 1395
    نوشته
    7
    صلوات
    12
    حضور
    21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام.

    در تاپیک قبلی به سوالاتی که پیرامون تناقض روایت با ظاهر قران بود پاسخ داده نشد. اگر ممکن است توضیح بفرمایید چگونه روایات سنگسار را میتوان با ایات قران جمع بست....

    برای مثال این پرسش ؛

    طبق متن قرآن کریم جرم زنان پیامبر(ص) در صورت ارتکاب زنا دو برابر جرم سایر زنان است. این گواهِ این است که در اسلام حکم سنگسار نیست، چون اعدام قابل تکرار نیست. حکم فوق متن صریح قرآن در سوره احزاب آیه ۳۰ است.

    تشکر.

  14. صلوات


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی هویت اسلامی؟ایرانی؟ غربی؟ نسبت این ها با هم چه می تواند باشد؟
    توسط شهید علی اصغر پازوکی در انجمن حیات دنیوی انسان
    پاسخ: 60
    آخرين نوشته: 1394/02/12, 08:45
  2. جمع بندی مکاشفه؛ شیطانی یا رحمانی؟
    توسط راهی آسمان در انجمن عرفان عملی
    پاسخ: 53
    آخرين نوشته: 1393/10/18, 22:13
  3. شرک یا بی‌خدائی؟ کدامیک بزرگتر است؟
    توسط استوار در انجمن پلوراليسم و تساهل و دين
    پاسخ: 18
    آخرين نوشته: 1393/08/10, 21:10
  4. جمع بندی کار خوب با چه نیتی؟
    توسط مترصد در انجمن اخلاق اجتماعی
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 1393/07/17, 05:33
  5. سنت حسنه قربانی کردن، با روش خرافی؟!
    توسط شهید علی اصغر پازوکی در انجمن مناسبت مذهبي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1393/07/14, 19:14

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 69

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود