صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اسلام و ازدواج کودکان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1390
    نوشته
    446
    صلوات
    584
    حضور
    23 روز 7 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره




    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و خسته نباشید

    نمیدانم داستان آن دختری را شنیده اید که در نه سالگی توسط پدرش به شوهر داده شده بود و خانواده شوهر او را با اینکه حامله بود آنقدر شکنجه کرده بودند و در تنور گذاشته بودند که بر اثر سوختگی در بیمارستان جان داد، این مساله بار دیگر توجه مسئولین حقوق بشر نسبت به ازدواج زود هنگام کودکان را برانگیخته .

    در همین راستا شخصی گفت که اسلام گرا ها اجازه نمیدهند ازدواج کودکان در افغانستان ممنوع شود و آن را بر خلاف شرع نمیدانند.

    حال میخواستم بدانم:

    1- آیا در قرآن آیه ای برای تحریم ازدواج و آمیزش با کودکان وجود دارد؟

    2- یا آیا در احادیث به چنین نکته ای اشاره شده، اگر شده سند حدیث تا چه اندازه معتبر است ؟

    3- علاوه بر آن اسلام چه راههایی برای پیشگیری از به فروش رسیدن فرزندان توسط پدر که بر دختر بچه ها ولایت دارد در نظر گرفته است؟

    با تشکر
    ویرایش توسط سیده راضیه : 1395/08/04 در ساعت 19:02
    من مهدی هستم، نویسنده وبلاگ مضموم

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    20,484
    صلوات
    54984
    حضور
    153 روز 10 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    36



    با نام و یاد دوست






    اسلام و ازدواج کودکان








    کارشناسان بحث: استاد صدرا و استاد سجاد
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : 1395/07/18 در ساعت 08:23 دلیل: درج کارشناس پاسخگوی دوم


  5. #3

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,771
    صلوات
    10422
    حضور
    41 روز 7 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها


    1- آیا در قرآن آیه ای برای تحریم ازدواج و آمیزش با کودکان وجود دارد؟

    2- یا آیا در احادیث به چنین نکته ای اشاره شده، اگر شده سند حدیث تا چه اندازه معتبر است ؟

    با سلام و عرض ادب

    1) در قرآن کریم آیه ای که بیانگر مشروط بودن صحت عقد ازدواج به سن خاصی باشد وجود نداشته؛ بلکه دلیل شرعی بیانگر آن است که قبل از سن رشد و بلوغ فرزند، با رعایت عدم مفسده بر فرزند و یا با رعایت حفظ مصلحت فرزند،[1] ولی فرزند،[2]می تواند او را به تزویج دیگری درآورد. در این صورت چنین عقدی لازم بوده و فرزند بعد از رسیدن به سن بلوغ نمی تواند آنرا فسخ نماید؛ اما در صورتی که چنین عقدی همراه مفسده ای باشد، صحت آن متوقف بر اجازه ی فرزند بعد از سن بلوغ خواهد بود. [3]

    قرآن کریم در باب ولایت ولی بر شخص سفیه می فرماید:
    (وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً؛ وَ ابْتَلُوا الْيَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُم...)؛[4]«اموال خود را، كه خداوند وسيله قوام زندگى شما قرار داده، به دست سفيهان نسپاريد و از آن، به آنها روزى دهيد! و لباس بر آنان بپوشانيد و با آنها سخن شايسته بگوييد! و يتيمان را چون به حد بلوغ برسند، بيازماييد! اگر در آنها رشد (كافى) يافتيد، اموالشان را به آنها بدهيد! ...».

    مراد از سفاهت در آيه ی فوق عدم رشد كافى در خصوص امور مالى است؛ به گونه ای كه شخص نتواند سرپرستى اموال خود را به عهده گيرد؛ در این موارد «ولی» اداره امور این اشخاص را به عهده خواهد داشت.[5]

    فقها از این آیه ولایت بر امر ازدواج فرزند صغیره را نیز استفاده نموده اند؛
    [6] اما آنچه در این میان صراحت در این امر داشته روایات صحیح وارده از سوی اهل بیت(علیهم السلام) می باشد که برخی
    از این روایات به نقل مرحوم کلینی در کتاب کافی عبارتند از:

    1) امام باقر و یا امام صادق(علیهما السلام) فرمودند: «از دختری كه تحت ولايت پدر و يا جد باشد، كسب تكليف نمى‏ شود؛ زيرا با وجود پدر و جد، او حق انتخاب ندارد». و همچنین فرمودند: «هركس كه بخواهد دوشيزه ای را شوهر دهد، بايد از او كسب تكليف كند، جز پدرش».[7]

    2) امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «مادام كه دختری تحت ولايت پدر و جد خود است و پدرش بخواهد او را شوهر دهد، از دختر كسب تكليف نمی شود. پدرش به سرنوشت او بيناتر است. اما از زنی كه بيوه است بايد كسب اجازه نمايند، گرچه تحت سرپرستى پدر و جد خود باشد و هم آنان بخواهند او را شوهر بدهند».[8]

    3) محمد بن حسن اشعری می گوید: «پسرعموى من به محضر حضرت ابو جعفر جواد(علیه السلام) نوشت: دختر نابالغى به وسيله ی عمويش تزويج شده است و اينك كه بالغ شده از زفاف با اين شوهر ابا مى ‏كند. تكليف آنان چيست؟ ابو جعفر به خط خود نوشت: حق ندارند كه دختر را مجبور كنند. فرمان فرمان خود اوست».[9]

    4) اسماعیل بن بزیع می گوید: ازابو الحسن الرضا(علیه السلام) از دختر نابالغى سؤال نمودم که به وسيله ی پدرش تزويج مى‏ شود، و بعد از مدتی، پدر مى‏ ميرد درحالى‏ كه دختر بالغ نشده است. آیا موقعى كه اين دختر به سن بلوغ می رسد و هنوز به خانه ی شوهر نرفته، تزويج پدر قاطعيت دارد يا اينكه اختيار رد و قبول ازدواج، با خود دختر است؟ ابو الحسن(علیه السلام) گفت: تزويج پدر در حق دختر نافذ است».[10]


    [1] . در اینکه علاوه بر عدم مفسده، رعایت مصلحت صغیره نیز شرط است باید در حقیقت ولایت ولی تامل نمود. در اين مسئله دو ديدگاه وجود دارد: الف)اگر نگاه ما به عنوان ولايت به شکل «مالكيت» باشد همچون اینکه گفته می شود‏: (انت و مالك لابيك: تو ومالت متعلق به پدرت می باشی) پدرهر كارى را که بخواهد می تواند انجام دهد، چون مالش مى‏ باشد و اختيارش را دارد، در اين صورت مفسده ‏اش هم اشكال ندارد، حتّى قاعده ی لاضرر هم نمى ‏تواند جلوى او را بگيرد (ولايت امتياز به پدر است). ب) اگر نگاه ما به عنوان ولايت اين است كه دلسوزترين فرد براى دختر، پدر و جد او می باشند، و انان در صدد تأمين منافع صغیرة می باشند، همچون وكيل، در اين صورت شارع مقدس نمى‏ خواهد امتيازى به پدر بدهد بلكه امتيازى است براى دختر، كه در اينصورت مصلحت مولّى عليه را بايد در نظر گرفت و عدم المفسدة كافى نيست. آیت الله مکارم شیرازی معتقد به قول دوم می باشند(ر.ک: کتاب النکاح، مکارم شیرازی، ج2، ص37). همچنین نظر مرحوم امام خمینی آن است که احتیاط واجب در مراعات مصلحت برای فرزند است: «بل الاحوط مراعاة المصلحة،‌ ترجمه ی تحریر الوسیله، امام خمینی، ج3، ص454).

    [2] . کسانی که ولایت دارند عبارتند از: «جد و اب؛ وصىّ بر صغار؛ مولى؛ حاكم شرع». پدر و جد از طرف پدر-یعنی پدر پدر و بالاتر- بر صغیر و صغیره و دیوانه ای که جنونش به بلوغ اتصال دارد و همچنین –ظاهرا- بر دیوانه ای که دیوانگیش از بلوغ فاصله دارد ولایت دارند. و مادر و جد مادری ولو از طرف مادر پدر به اینکه پدر برای مادر پدر مثلا باشد و برادر و عمو و دایی و اولاد آنها،‌بر آنها ولایت ندارند. همچنین پدر و جد پدری بر بالغ رشید و بر بالغه رشیده-در صورتی که ثیبه باشد- ولایت ندارند.(ر.ک: ترجمه تحریر الوسیله، امام خمینی، ج3، ص453).

    [3] . العروة الوثقى، مکارم شیرازی، ج2، ص852: «يشترط في صحّة تزويج الأب و الجدّ و نفوذه عدم المفسدة، و إلّايكون العقد فضوليّاً كالأجنبيّ. و يحتمل(1) عدم الصحّة(2) بالإجازة أيضاً، بل الأحوط مراعاة المصلحة(3)، بل يشكل(4) الصحّة إذا كان هناك خاطبان أحدهما أصلح من الآخر بحسب الشرف أو من أجل كثرة المهر أو قلّته بالنسبة إلى الصغير(ة)، فاختار الأب غير الأصلح لتشهّي نفسه». (1). الامام الخميني: لكنّه ضعيف‏؛‌الگلپايگاني: هذا الاحتمال في مسألة التزويج ضعيف (2). الخوئي: لكنّه بعيد؛ و كذلك الحال في المسألة الآتية (3). مكارم الشيرازي: بل الأقوى ذلك؛ و المسألة و إن كانت مجمعاً عليها بالنسبة إلى عدم المفسدة، كما قيل، و أدلّة لاضرر و إن كانت حاكمة على عمومات الولاية، ولكنّ العمدة في المقام أمر آخر و هو ما يستفاد من حقيقة الولاية و اعتبارها عند العقلاء، و قد أمضاها الشرع، و هي أنّ منصب الأب و الجدّ لولاية الصغار إنّما هو من باب الحسبة و الدفاع عن حقوقهم و كونهما أقرب من غيرهما، كما ورد في روايات الباب: «هو أنظر لها» لا أنّ الصغار من قبيل الملك لهما يتصرّفان فيهم كيف شائا؛ فعلى هذا، لابدّ من اجتناب المفسدة، بل مراعاة المصلحة. و أمّا ما ورد في بعض الروايات من أنّ «الولد و ماله لأبيه» فهو حكم أخلاقي، و لذا يشمل الصغير و الكبير، و قد أجمع الأصحاب على عدم جواز التصرّف في أموال الصغار إذا كان مشتملًا على المفسدة، ولا أقلّ من الشكّ في أنّ حقيقة الولاية هي الأوّل أو الأخير، و الأصل يقتضي العدم إلّابالنسبة إلى القدر المتيقّن (4). الگلپايگاني: بل لا إشكال فيها ما لم‏تكن فيه مفسدة و إن كان الأحوط و الأولى للأب مراعاة الأصلح».

    [4] . النساء(4)، 6-5.

    [5] . ر.ک: تفسیر نمونه، ج3، ص268.

    [6] . از آیه ی شریفه استفاده می شود که «ولی» ولایت بر امور مالی سفیه را دارد؛‌ از این امر می توان فهمید که بعید است شارع مقدس ولايت بر اموال یتیم سفیه را براى «ولی» او قرار دهد، امّا در نكاح ولايت قرار ندهد. ممکن است در اینجا گفته شود: این آیه مربوط به ولی یتیم می گردد، یعنی سخن از بیگانگانی است که باید رعایت مصلحت او را نمایند؛ لذا شامل پدر نمی گردد. مرحوم شيخ انصارى در مكاسب محرّمه در جواب این سوال مى‏ گويد: آيه شامل جد کودک مى‏ شود، يعنى ممكن است پدر مرده باشد؛ اما جد او زنده باشد، که چنين کودکی نیز يتيم است، پس اگر جد را شامل شد كه تصرّفات جد بايد از روى مصلحت باشد، پدر را نیز شامل مى‏ گردد؛ زیرا كسى ميان پدر و جد فرق نگذاشته است؛ بنابراین آيه شامل پدر و جد مى‏ شود. (ر.ک: كتاب النكاح، مکارم شیرازی،‌ج2، ص34).

    [7] . الکافی، الکلینی، ج5، ص393، ح2، (ط-الاسلامیة): «محمّد بن يحيى عن أحمد بن محمّد، عن عليّ بن الحكم، عن العلاء بن رزين، عن محمّد بن مسلم، عن أحدهما عليهما السّلام قال: لا تستأمر الجارية إذا كانت بين أبويها ليس لها مع الأب أمر. و قال: يستأمرها كلّ أحد ما عدا الأب»؛‌ «مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ ج‏20 ؛ ص128: الحديث الثاني‏: صحيح».

    [8] . همان، ح5: «حميد بن زياد، عن الحسن بن محمّد بن سماعة، عن جعفر ابن سماعة، عن أبان، عن فضل بن عبد الملك عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال: لا تستأمر الجارية الّتي بين أبويها إذا أراد أبوها أن يزوّجها. هو أنظر لها. و أمّا الثّيّب فإنّها تستأذن و إن كانت بين أبويها إذا أراد أن يزوّجاها»؛ «مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ المجلسی، ج‏20 ؛ ص129، الحديث الخامس‏: موثق».

    [9] . همان، ح7: «محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد، عن عليّ بن مهزيار، عن محمّد بن الحسن الأشعريّ قال: كتب بعض بني عمّي إلى أبي جعفر الثاني عليه السّلام: ما تقول في صبيّة زوّجها عمّها فلمّا كبرت أبت التزويج؟ فكتب بخطّه: لا تكره على ذلك و الأمر أمرها»؛ «مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ المجلسی، ج‏20 ؛ ص130، الحديث السابع‏: مجهول».

    [10] . همان، ح9: «محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد، عن محمّد بن إسماعيل بن بزيع قال: سألت أبا الحسن عليه السّلام عن الصبيّة يزوّجها أبوها ثمّ يموت و هي صغيرة فتكبر قبل أن يدخل بها زوجها. أيجوز عليها التزويج أو الأمر إليها؟ قال: يجوز عليها تزويج أبيها»؛‌ «مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ المجلسی، ج‏20 ؛ ص130، الحديث التاسع‏: صحيح».
    ویرایش توسط صدرا : 1395/09/22 در ساعت 10:18
    اسلام و ازدواج کودکان
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  6. صلوات


  7. #4

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,771
    صلوات
    10422
    حضور
    41 روز 7 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها


    1- آیا در قرآن آیه ای برای تحریم ازدواج و آمیزش با کودکان وجود دارد؟


    2) جواز انعقاد عقد ازدواج به معنای جواز همه ی استمتاعات جنسی و اعمال زناشویی نیست؛ زیرا بعضی از لذت های جنسی بین زن و شوهر مشروط به سن خاصی از زن(همسر) است تا از هرگونه آسیب جسمی و روحی او جلوگیری گردد، و در صورتی که شوهر از این قانون تخلف نموده و با همسر نابالغ خود نزدیکی کند و چنین امری موجب آسیب جسمی او گردد، از نظر اسلام علاوه بر حرام شدن دائمی این همسر بر او، مجازات های مالی سختی نیز در انتظار او است که فقها از قدما و معاصرین به این مجازات ها در کتب فقهی و رساله های عملیه خود تصریح کرده اند.

    شیخ مفید(متوفی 413 هـ‏) در این باره می گوید: «هر گاه مردی با دختری که کمتر از نه سال داشته نزدیکی کند و این کار موجب «افضاء» (بروز مشکلاتی در اعضای جنسی) دختر گردد، باید دیه کامل او را بپردازد و کلیه ی مخارج او را نیز تا آخر عمرش بر عهده گیرد».[1]

    شیخ طوسی(متوفی460هـ) نیز می گوید: «اگر مردی با همسرش نزدیکی کند و او را «افضاء» نماید، اگر همسر او کمتر از نه سال داشته، مرد ضامن است و باید دیه ی کامل به همراه مهر زن را به او بپردازد».[2]

    ابن إدریس حلی(متوفی598 هـ)نیز می فرماید: «کسی که با همسر خود که کمتر از نه سال دارد نزدیکی نماید، همسرش بر او حرام ابدی خواهد شد و...».[3]
    و...
    مرحوم امام خمینی در بیان مجازات چنین عملی از نظر اسلام می نویسند: «... اگر مرد با همسر خود قبل از تمام شدن سن نه سالگی او نزدیکی کند و او را «افضاء» نماید، زناشویی با این همسر بر او برای همیشه حرام خواهد شد و باید دیه کامل او را بپردازد و کلیه ی مخارج او را نیز تا آخر عمرش بر عهده بگیرد و همچنین باید مهر او را نیز تماماً بپردازد ....».[4][5]


    با توجه به این مطالب می توان گفت: آنچه بیان شد در باره ی جواز اصل عمل بود و الا در روایاتی تأکید بر این نکته شده که در دوران قبل از بلوغ بهتر است عقد ازدواجی صورت نگیرد،‌ همچنان که در روایتی می خوانیم: مردى به امام صادق و يا امام کاظم(عليهما السلام) عرضه داشت: ما پسران و دختران خود را در كودكى باهم تزويج مى‏ كنيم. آن حضرت فرمودند: « اگر در خردسالی فرزندان خود را ازدواج دهید به آسانی به هم الفت نمی گیرند».[6]

    بر همین اساس، در مقام عمل مردم به چنین ازدواجی ترغیب نشده اند و به جز در موارد نادر، چنین ازدواج هایی اتفاق نیفتاده، بنابراین می توان گفت این نوع ازدواج امروزه، چندان مصداق خارجی نداشته؛ مگر در مواردی ضروری خاصی که مصلحت کودک رعایت شده باشد.

    آیت الله مکارم شیرازی در این رابطه می گویند: «در عصر و زمان ما عادتا مصلحت صغير در نظر گرفته نمى‏ شود چون وقتى بزرگ شدند معمولا خودشان تصميم مى‏ گيرند و در غالب اوقات نظراتشان را بر پدر و مادر تحميل مى‏ كنند، پس در اين عصر و زمان مصلحت نيست، مگر در موارد استثنايى كه مصلحت وجود دارد».[7]



    [1] . المقنعة، المفید،‌ ص: 747: «...الرجل إذا جامع الصبیة و لها دون تسع سنین فأفضاها کان علیه دیة نفسها و القیام بها حتى یفرق الموت بینهما...».

    [2] . الخلاف، الطوسی، ج5، ص257: ««إذا وطئ زوجته فأفضاها ، فإن كان لها دون تسع سنين ، كان عليه ضمانها بديتها مع المهر الواجب بالدخول».

    [3] . السرائر الحاوی لتحریر الفتاوى، ابن ادریس، ج‏2، ص: 530: «من وطأ زوجته و لها دون تسع سنین، حرّمت علیه أبدا، و فرّق بینهما بغیر خلاف بینکم فی ذلک».

    [4] . تحریر الوسیلة، امام خمینی، ج‏2، ص: 242، مسألة 12: «و إن أفضاها بأن جعل مسلکی البول و الحیض واحدا أو مسلکی الحیض و الغائط واحدا حرم علیه وطؤها أبدا لکن على الأحوط فی الصورة الثانیة، و على أی حال لم تخرج عن زوجیته على الأقوى، فیجری علیها أحکامها من التوارث و حرمة الخامسة و حرمة أختها معها و غیرها، و یجب علیه نفقتها ما دامت حیة و إن طلقها بل و إن تزوجت بعد الطلاق على الأحوط، بل لا یخلو من قوة، و یجب علیه دیة الإفضاء، و هی دیة النفس، فإذا کانت حرة فلها نصف دیة الرجل مضافا إلى المهر الذی استحقته بالعقد و الدخول». این مسأله در مسأله ی 2410، رساله مراجع آمده است.

    [5] . ر.ک: http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa7619

    [6] . الکافی، الکلینی، ج5، ص399، ح1: «محمّد بن إسماعيل، عن الفضل بن شاذان؛ و عليّ بن إبراهيم، عن أبيه جميعا، عن ابن أبي عمير، عن هشام بن الحكم، عن أبي عبد اللّه- أو أبي الحسن عليهما السّلام- قال: قيل له: إنّا نزوّج صبياننا و هم صغار. قال: فقال: إذا زوّجوا و هم صغار لم يكادوا يتألّفوا»؛ «مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ المجلسی، ج‏20 ؛ ص137، الحديث الأول‏: حسن كالصحيح‏».

    [7] . انوار الفقاهة،‌ مکارم الشیرازی،ج3، ص300: «عقد الاولياء للصغار في عصرنا. انك قد عرفت أنّ أمر الولاية، لو دار مدار المصلحة، أو عدم المفسدة، فانّه لا يصح عقد الأولياء في الصغر في عصرنا، إلّا في موارد نادرة جدا. لأنّ هذه العقود تنتهي إلى مفاسد كثيرة بعد بلوغ الصغير أو الصغيرة. فهم لا يقبلون إلّا من انتخبوه و اختبروه و أحبّوه. فمن هذه الناحية لا بدّ للأولياء من التجنب عن هذه العقود».

    ویرایش توسط صدرا : 1395/09/22 در ساعت 10:31
    اسلام و ازدواج کودکان
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  8. #5

    عضویت
    جنسیت مهر 1389
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,551
    صلوات
    31718
    حضور
    146 روز 7 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27



    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    3- علاوه بر آن اسلام چه راههایی برای پیشگیری از به فروش رسیدن فرزندان توسط پدر که بر دختر بچه ها ولایت دارد در نظر گرفته است؟
    با عرض سلام و احترام

    تشکر از استاد گرامی بابت پاسخشان

    فروش فرزند از نظر شرعی جایز نیست و پدر حق چنین کاری را ندارد و اگر هم بخواهد سرپرستی برای فرزند انتخاب کند، لازم است مصلحت فرزند را طبق نظر مشهور فقهاء رعایت نماید و چنین کاری نباید برای فرزند مفسده داشته باشد.

    در پناه حضرت حق باشید

    پی نوشت:
    استفتاء از دفتر مراجع عظام تقلید در قم


  9. صلوات ها 3


  10. #6

    عضویت
    جنسیت دی 1393
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    923
    صلوات
    1875
    حضور
    46 روز 17 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام .

    صحبت به نظره من سره این نیست که بیایم و بحث کنیم که اگر مردی خوب بود چه ایرادی داره دختری مثلا 9 ساله رو به عقدش در آورد .

    صحبت سره نوعی قانونگذاری هست ، قانونی که باید انسانها رو میشناخت و بر اساس شناخت انسانها قانونگذاری میکرد .

    این قانون به نوعی بسیار بسیار راحت امکان سو استفاده از دخترانی که به بلوغ عقلی نرسیده اند رو محیا میکنه و ضمانت اینکه از اون دختر سو استفاده نشه رو در گرو اجازه و صلاحدید پدر کرده .

    کی حاضر هست به من 10 میلیارد تومن پول بده و من در اضای اون چکی 20 میلیارد تومنی برای هفته بعدش بهش بدم . هیچ کس ...

    چرا ...

    چون چک ضمانت خوبی برای این مساله نیست
    خوردن چای زیاد سم است : البته برخی از متخصصین میگویند که کافئین درون چای برای قلب مفید است . اما چای از دو جنبه صدمات غیر قابل جبرانی به بدن وارد میکند .

    الف ) اون شخص معتادش میشه و چون قند بیشتری مصرف میکنه ... در بالای 40 سالگی دچار دیابت میشه .
    ب) کسانی که براشون مشگل ریوی بوجود میاد ( سرطان و ... ) اکثرا بخاطر نوشیدن چای داغ بوده .


  11. صلوات


  12. #7

    عضویت
    جنسیت شهریور 1392
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,461
    صلوات
    17359
    حضور
    117 روز 15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    تزويج پدر قاطعيت دارد و بايد تسليم شود
    عجب! یک انسان را بدون اینکه توانایی نظر دادن داشته باشد به عقد مردی در بیاوریم و بعد هم که او بالغ شد ، حق ندارد امتناع کند!!!

    ویرایش توسط عبدالرحیم : 1395/09/21 در ساعت 22:10

    دموکراسی یعنی

    دیکتاتوریِ اکثریت بر عَقَلیت



  13. #8

    عضویت
    جنسیت شهریور 1392
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,461
    صلوات
    17359
    حضور
    117 روز 15 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    اموال خود را، كه خداوند وسيله قوام زندگى شما قرار داده، به دست سفيهان نسپاريد و از آن، به آنها روزى دهيد! و لباس بر آنان بپوشانيد و با آنها سخن شايسته بگوييد! و يتيمان را چون به حد بلوغ برسند، بيازماييد! اگر در آنها رشد (كافى) يافتيد، اموالشان را به آنها بدهيد! ...».

    مراد از سفاهت در آيه ی فوق عدم رشد كافى در خصوص امور مالى است؛ به گونه ای كه شخص نتواند سرپرستى اموال خود را به عهده گيرد؛ در این موارد «ولی» اداره امور این اشخاص را به عهده خواهد داشت.[5]

    فقها از این آیه ولایت بر امر ازدواج فرزند صغیره را نیز استفاده نموده اند
    فقها چگونه از سفید ، زرد را برداشت کرده اند؟!!

    اولاً آیه میگوید اموال. دیگر ازدواج از کجا آمده؟!

    ثانیاً خداوند فرموده سفیهان. کودکان نابالغ هستند نه دیوانه! این چه قیاسی است؟! کودک در حال رشد است و دیوانه کاملاً بدون عقل است
    (عقل تصمیم گیری)

    ویرایش توسط Reza-D : 1395/09/21 در ساعت 21:36

    دموکراسی یعنی

    دیکتاتوریِ اکثریت بر عَقَلیت



  14. صلوات


  15. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن 1394
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    831
    صلوات
    1044
    حضور
    156 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    عجب! یک انسان را بدون اینکه توانایی نظر دادن داشته باشد به عقد مردی در بیاوریم و بعد هم که او بالغ شد ، حق ندارد امتناع کند!!!
    سلام....اینکه انسان در اموری اختیار نداشته باشه چیز عجیبی نیست.....یک انسان بدون اینکه توانایی نظر دادن داشته باشه، به فرزندی یک پدر و مادر در می آد.....حالا کنار این شما ماجرای ازدواج رو هم بزار....به کجا بر می خوره؟

  16. صلوات


  17. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد 1393
    علاقه
    برنامه نویسی
    نوشته
    162
    صلوات
    462
    حضور
    11 روز 17 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    11



    من با یه قسمتی مشکل دارم و اون اینکه با تزویج دختر بچه کمتر از 9 سال توسط پدر و رسیدن دختر به سن بلوغ و ... خود دختر نمی تونه ازدواج رو فسخ کنه...
    حالا اومدیم و دیدیم که دختر هیچ مهری از فرد مد نظر به دل نداره... تکلیف چیه؟ دختره گفت نمی خوامش باباش گفت نه حتما برو، باید حتما با فرد مورد نظر پدر ازدواج کنه!!!
    آخه چرا؟ مگه اختیار دست خود دختر نباید باشه تا برا انتخاب شریک زندگیش تصمیم بگیره...
    آخه چرا باید یه جاهایی به فرد دیگری ولو پدر انقدری اختیار داده شه که برا بچه اش و به جای اون تصمیم سرنوشتی بگیره... واقعا یه جاهایی با خوندن یه سری مطالب فقهی کلافه می شم...
    یا ایراد از اصل قانون هست یا ایراد از فقها هست یا ایراد از عقل من هست...
    ببخشید تمام سالها سعی کردم به همه شبهات و ... جوابی بیابم و جوابهاشو در جاهایی که لازمه بازگو کنم ولی هیچ رقمه این یکی به کتم نمی ره!


  18. صلوات


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از 1395/07/10, 23:38 : 41

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود