جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بی نیازی خدا و هدف آفرینش

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر 1394
    علاقه
    فیزیک و کیهان شناسی وفلسفه
    نوشته
    177
    صلوات
    344
    حضور
    15 روز 16 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره بی نیازی خدا و هدف آفرینش




    سلام
    سوالی که برای بنده اخیرا مطرح شده در مورد هدفمندی خلقت جهان و بی نیازی خداوند است.میدانیم خدا کمال مطلق است و هیچ نقصی ندارد.
    و میدانیم هر نیازی یه نوع نقص محسوب میشود.خدا در قرآن فرموده جهان بیهوده خلق نشده و از خلق جهان و انسان هدفی داشته.البته این درست است که خدا به جهان و انسان نیازی ندارد .اما برای تحقق صفات خالقیت و فیاضیت خدا دست به آفرینش جهان و موجودات زنده و غیر زنده از جمله انسان زده است.این چگونه با بی نیازی و کمال خدا قابل جمع است؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : 1395/08/04 در ساعت 20:22



  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    19,401
    صلوات
    52262
    حضور
    138 روز 15 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    35



    با نام و یاد دوست






    بی نیازی خدا و هدف آفرینش








    کارشناس بحث: استاد هادی


  4. #3

    عضویت
    جنسیت شهریور 1393
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,652
    صلوات
    6056
    حضور
    74 روز 7 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss.Narges نمایش پست ها
    سلام
    سوالی که برای بنده اخیرا مطرح شده در مورد هدفمندی خلقت جهان و بی نیازی خداوند است.میدانیم خدا کمال مطلق است و هیچ نقصی ندارد.
    و میدانیم هر نیازی یه نوع نقص محسوب میشود.خدا در قرآن فرموده جهان بیهوده خلق نشده و از خلق جهان و انسان هدفی داشته.البته این درست است که خدا به جهان و انسان نیازی ندارد .اما برای تحقق صفات خالقیت و فیاضیت خدا دست به آفرینش جهان و موجودات زنده و غیر زنده از جمله انسان زده است.این چگونه با بی نیازی و کمال خدا قابل جمع است؟
    با سلام و عرض ادب و تقدیر از پرسش خوبتان
    خدا در ذات خود از هر اسم و رسمی منزّه و مبرّاست، خدا یعنی وجود محض و رها از هر گونه قیدی. آنگاه از همین وجود محض بودن ، تک تک اسماء و صفات او انتزاع می شوند. خدا چون وجود محض است لذا عدم بردار نیست؛ چون «عدم» نقیض وجود است ؛ از این رو او را واجب الوجود گویند و چون «عدم عین» بطلان است در مقابل، وجود محض را حقّ گویند. و چون منشاء تمام آثار وجود است لذا وجود محض را فاعل و فعّال گویند و چون وجود ذاتاً ظهور دارد او را ظاهر گویند و چون کنه وجود محض برای موجودات محدود نایافتنی است او را باطن گویند و چون در ذات خود ظاهر بوده و ظاهر کننده ی موجودات است او را نور گویند و چون ظهور نور حسّی و ملکوتی و جبروتی از اوست، وی را نور الانوار و منوّر النور و نورُ کلّ نور و نورٌ فوق کلّ نور گفته اند و چون آثار صادره از خدا محدود به حدودند او را خالق و موجودات را مخلوق گویند؛ چون خلق یعنی برش زدن و حدّ نهادن و خدا را قادر و مقتدر و مقدّر گویند چرا که « قدر » به معنی اندازه است و قادر یعنی کسی که حدود اشیاء را معیّن می کند. و به همین نحو تمام اسماء و صفات خدا از وجود محض بودن او انتزاع می شوند. لذا گفته می شود اسماء و صفات خدا عین ذات او هستند. یعنی ما هستیم که به خاطر محدودیّت خود ، آن وجود محض را به اعتبارات گوناگون ملاحظه نموده اسماء گوناگون از او انتزاع می کنیم و الّا کنه ذات او منزّه از هر اسم و رسمی است.

    حاصل سخن اینکه خالق بودن خدا از خلق او گرفته نشده بلکه چون او وجود محض است خالق می باشد و چون خالق است مخلوق دارد نه اینکه چون مخلوق دارد خالق شده است. اگر خالقیّت وصف ذاتی خدا نبود اساساً او خالق نمی شد و اگر خالق نمی شد عالمی وجود نداشت. پس خدا از ازل خالق بوده و چون از ازل خالق بوده از ازل نیز مخلوق داشته و فرض خدای بدون مخلوق ، فرضی است باطل و متناقض.
    خدا یعنی وجود و کمال محض ، حال اگر فرض کنیم که خدا در برهه ای خالق نبوده ، لازم می آید که در همان برهه ناقص بوده باشد؛ و نقص ، امر عدمی است. پس لازم می آید که در آن برهه وجود محض در عین محض بودن، محض نبوده باشد و عدم در او راه داشته باشد؛ یعنی حدّ عدمی داشته باشد و هر چیزی که محدود به حدّ عدمی است مقیّد است نه محض. بنا بر این ، از فرض خدای بدون مخلوق لازم می آید که او در عین محض بودن، محض نباشد و این تناقضی است آشکار. «برگرفته از: الاسفار، ج3، المرحلة التاسعة، فصل(9)، ص275»

    برای مطالعه بیشتر ر.ک:
    آموزش كلام اسلامى، محمد سعيدى‏مهر، ج 1
    شناخت صفات خدا، جعفر سبحانى

    ویرایش توسط هادی : 1395/07/08 در ساعت 21:26
    بی نیازی خدا و هدف آفرینش
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه


  5. #4

    عضویت
    جنسیت مهر 1394
    علاقه
    فیزیک و کیهان شناسی وفلسفه
    نوشته
    177
    صلوات
    344
    حضور
    15 روز 16 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    پاسخ شما مثل همیشه دقیق و قانع کننده بود و در این باره دیگر سوالی ندارم و فقط یک اشکال پیش اومد که مطرح میکنم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی نمایش پست ها
    خدا در ذات خود از هر اسم و رسمی منزّه و مبرّاست، خدا یعنی وجود محض و رها از هر گونه قیدی. آنگاه از همین وجود محض بودن ، تک تک اسماء و صفات او انتزاع می شوند.
    بله درسته.این گزاره ها کلید حل بسیاری از اشکالات هستند.ولی مشکلی که هست اینه که فهم و درک ان آسان نیست.چگونه خدا وجود محض است؟ ما از کلمه وجود درک روشنی داریم و از همه چیز روشن تر است .اما همین وجود که برای ما بدیهی ترین چیز است به خودیه خود قابل درک نیست.
    ما وقتی معنی وجود رو درک کرد ه ایم که کل جهان و اجزای آنرا درک کرده ایم.همه اجزای جهان بدون در نظر گرفتن ویژگی ها و ماهیت آنها هستی و وجود دارند.ولی آیا میتوان بدون نیاز به درک کردن پدیده ای وجود رو مستقلا درک کرد؟ یعنی آیا اگر پدیده ای وجود نداشت خود وجود باز قابل درک بود؟ پاسخ منفی بنظر میرسد. حتی در ذهن هم ما اگر از وجود درک روشنی داریم به واسطه دیدن پدیده های جهان است.
    بعنوان مثال گل لاله قرمز است .آیا میتوان معنای قرمز رو بدون در نظر گرفتن شیئی قرمز رنگ (در اینجا مثلا گل لاله) درک کرد؟ اگر گل لاله و یا چیزای دیگری که قرمز رنگ هستند نبودن خود قرمز هم مفهومی نداشت.
    بنابراین بنظر میرسد نمیتوان مفهوم وجود را بدون پدیده ای درک کرد.یعنی وجود مستقلا قابل درک نیست.چگونه خدا عینه وجود است؟
    ویرایش توسط Miss.Narges : 1395/07/09 در ساعت 18:04


  6. صلوات ها 4


  7. #5

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1394
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,388
    صلوات
    20289
    حضور
    118 روز 5 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3



    باسمه الخالق

    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی نمایش پست ها
    اگر خالقیّت وصف ذاتی خدا نبود اساساً او خالق نمی شد و اگر خالق نمی شد عالمی وجود نداشت.
    با سلام و احترام

    استاد گرامی جسارتا خالقیت صفت فعل است نه ذات،قدرت بر خالقیت است که صفت ذات محسوب می گردد.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  8. صلوات ها 3


  9. #6

    عضویت
    جنسیت شهریور 1393
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,652
    صلوات
    6056
    حضور
    74 روز 7 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    جسارتا خالقیت صفت فعل است نه ذات،قدرت بر خالقیت است که صفت ذات محسوب می گردد.
    سلام علیکم
    بنده هم خدمت حضرت عالی عرض ادب و احترام دارم
    صفات فعل بر حسب اصل و حقیقتی که در ذات باری تعالی دارند، مصداقاً با ذات باری تعالی و صفات ذات او عینیّت دارند. به علاوه، اصل صفات فعل، بر حسب تحلیل عقلی و از لحاظ مفهومی به صفتی ذاتی باز می گردند. (صدرالدین شیرازی، 1386، ج7، ص2، تعلیقة ط)
    اگر در این رابطه فرمایشی داشتید می توانیم در تاپیک دیگری استفاده کنیم .




    بی نیازی خدا و هدف آفرینش
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  10. صلوات ها 3


  11. #7

    عضویت
    جنسیت شهریور 1393
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,652
    صلوات
    6056
    حضور
    74 روز 7 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss.Narges نمایش پست ها
    له درسته.این گزاره ها کلید حل بسیاری از اشکالات هستند.ولی مشکلی که هست اینه که فهم و درک ان آسان نیست.چگونه خدا وجود محض است؟ ما از کلمه وجود درک روشنی داریم و از همه چیز روشن تر است .اما همین وجود که برای ما بدیهی ترین چیز است به خودیه خود قابل درک نیست.
    ما وقتی معنی وجود رو درک کرد ه ایم که کل جهان و اجزای آنرا درک کرده ایم.همه اجزای جهان بدون در نظر گرفتن ویژگی ها و ماهیت آنها هستی و وجود دارند.ولی آیا میتوان بدون نیاز به درک کردن پدیده ای وجود رو مستقلا درک کرد؟ یعنی آیا اگر پدیده ای وجود نداشت خود وجود باز قابل درک بود؟ پاسخ منفی بنظر میرسد. حتی در ذهن هم ما اگر از وجود درک روشنی داریم به واسطه دیدن پدیده های جهان است.
    بعنوان مثال گل لاله قرمز است .آیا میتوان معنای قرمز رو بدون در نظر گرفتن شیئی قرمز رنگ (در اینجا مثلا گل لاله) درک کرد؟ اگر گل لاله و یا چیزای دیگری که قرمز رنگ هستند نبودن خود قرمز هم مفهومی نداشت.
    بنابراین بنظر میرسد نمیتوان مفهوم وجود را بدون پدیده ای درک کرد.یعنی وجود مستقلا قابل درک نیست.چگونه خدا عینه وجود است؟
    با سلام مجدد خدمت برادر بزرگوار
    فرمایشات حضرت عالی صحیح است؛ با توجه به بیاناتی که حکمای اسلامی در این مورد ارائه فرمودند، «وجود محض» و به عبارت دیگر «صرف الوجود» قابل درک نیست و ممکن نیست به حقیقت وجود دست یافت؛ در نظر صدرالمتالهین وجود امری است متحقق در خارج وکسی نمی تواند کنه وحقیقت وجود را تصورنماید نه بوسیله حد ونه به وسیله رسم ونه به وسیله صورتی مساوی با حقیقت وجود. حقیقت وجود حقیقتی است واحد ودر عین حال دارای مراتبی است مختلف به اختلاف تقدم وتاخر ،ضعف کمال ونقص ،غنی وفقر.
    وچون حقیقت وجودامری عینی وخارجی است انتقال آن از خارج به ذهن مبطل حقیقت اوست وآنچه که از وجود در ذهن منعکس می گردد فقط شبحی از حقیقت وجود است نه حقیقت وجود، پس ممکن نیست به حقیقت وجود راه یافت مگراز طریق شهود به چشم باطن نه از طریق تحدید وتعریف واشاره برهان ودلیل وتفهیم از طریق الفاظ وعبارات. (ملاصدرا ، شواهدالربوبیه ترجمه جواد مصلح ، ص ، 11- 14)

    بی نیازی خدا و هدف آفرینش
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  12. صلوات ها 2


  13. #8

    عضویت
    جنسیت آبان 1392
    نوشته
    1,790
    صلوات
    3398
    حضور
    25 روز 15 ساعت 21 دقیقه
    وبلاگ
    21
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Miss.Narges نمایش پست ها
    سلام
    سوالی که برای بنده اخیرا مطرح شده در مورد هدفمندی خلقت جهان و بی نیازی خداوند است.میدانیم خدا کمال مطلق است و هیچ نقصی ندارد.
    و میدانیم هر نیازی یه نوع نقص محسوب میشود.خدا در قرآن فرموده جهان بیهوده خلق نشده و از خلق جهان و انسان هدفی داشته.البته این درست است که خدا به جهان و انسان نیازی ندارد .اما برای تحقق صفات خالقیت و فیاضیت خدا دست به آفرینش جهان و موجودات زنده و غیر زنده از جمله انسان زده است.این چگونه با بی نیازی و کمال خدا قابل جمع است؟
    سلام
    ذات حق تعالی کمال مطلق بلکه فوق آن است و چنین موجودی به جهت ذات خود غنی مطلق نیز هست اما در مقام ظهور لاجرم باید با حقایق رقیقه جلوه کند و هرچند این جلوه جز او نیست که جلوه می فرماید اما به جهتی هم ظهور غیر ذات ظاهر است چرا که ذات از قیود مبری است اما ظهورات مقیدند.
    پس به یک اعتبار غیری وجود ندارد که حق بدان نیاز پیدا کند و به یک اعتبار غیر هست اما ذات برای کمالی بدان نیز ندارد بلکه برای لطف و عنایت و رحمت بدان نظر دارد حال اگر این را هم نوعی از نیاز بدانیم باید اهل ادب بود همچنانکه جناب حافظ فرمود:
    ما بدو محتاج بودیم و او به ما مشتاق بود
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای

    داستان کوتاه و مقالات مذهبی در
    www.larmoshaver.ir
    مهدویت در
    imfuture@


  14. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 24

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود