صفحه 3 از 3 نخست 123
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: میل به ازدواج ندارم ، چه کنم؟

  1. #21

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11307



    نقل قول نوشته اصلی توسط a.mh نمایش پست ها
    سلام وقت بخیر
    خیلی وقته که از مطالب سایت استفاده میکنم ولی خب عضو نشده بودم تا الان که نیاز به کمک دارم و نمیدونم واقعا چیکار کنم!
    تا چند سال پیش برام خواستگار میومد ولی هیچ وقت جدی نبود یعنی نه من و نه خانوادم بهشون فکر میکردیم و مادرم تلفنی رد میکردن.
    الان چندوقتیه که پدرم حساس شدن و میگن چرا همه رو رد میکنین و از اون به بعد اونایی که تماس میگرفتن و تحقیق میکردن در موردشون میگفتن که بیان!
    چند شب پیش یه خانواده ای اومدن که یه آشنایی دوری باهم داشتیم ولی خب من و اون آقا همدیگرو ندیده بودیم خلاصه من تو نگاه اول از ایشون خوشم نیومد یعنی به دلم ننشستن و قدشونم از من یکمی کوتاه تره! جلسه ی اول رفتیم صحبت کنیم که شاید 5 دقیقه بیشتر نشد و من یکم رام تر شدم ولی باز مصمم میگفتم نه خانوادمم میگفتن بالاخره باید چند جلسه ای بگذره و بیشتر با هم آشنا بشید مهرش به دلت میفته...
    تاجلسه ی دوم هم با هم صحبت کردیم...ایشون تقریبا به معیارای من نزدیکن ولی خب نمیدونم چرا ته دلم نمیخوام نه اینکه مشکل از شخص ایشون باشه کلا میلی به ازدواج ندارم یکم به دوستام فکر میکنم که خب بیشترشون مجردن حالا من ازدواج کنم...اصلا قدرت تصمیم گیری ندارم و احساس میکنم اگه صبرکنیم خب موردای بهتری ممکنه بیان ممکنه هم نیان!!! ولی خب درکل هدف خاصی توی ازدواج ندارم فقط احساس میکنم محدودتر و پابندتر میشم غیر از اینه؟؟؟ نمیدونم چیکار کنم خانوادمم که میخوان برن تحقیق و...
    لطفا بهم راهکار بدید
    ممنون
    بسم الله الرحمن الرحیم
    بر خلاف نظر بعضی از دوستان ،بنده بهتون توصیه میکنم صبر کنید و موارد بیشتری رو جهت ازدواج بررسی کنید.
    اینکه گفتید قد خواستگارتون ازتون کوتاه تره مساله ی مهمیه..این اشتباه بزرگیه اگر قبول کنید..(چون ایشون تنها خواستگار شما نیستن)
    اینطور نیست که شما میل به ازدواج نداشته باشید،مورد درخوری که بیاد اشتیاق رو در وجود شما بیدار میکنه..این مورد هنوز پیدا نشده..
    زیاد بوده که دختر قبل خواستگاری میگفته نه و نه و نه!اما تا خواستگار اومده ،چنان ارامشی به قلبش داده که خدا خدا میکرده قبولش کنه اون خواستگاره..
    پس تا دلتون نلرزیده و طرفتون به دلتون ننشسته از سر ناچاری بله نگید که پیشمان میشید..درب خونتون رو به روی خواستگارهاتون نبندید..
    به توصیه ی یکی از اساتید قبل از اومدن خواستگار مادرتون صدقه بدهند و زمان اومدن خواستگار با تربت کربلا تیمم کنید به خودتون،بعدم یه توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها بکنید و ازشون بخواید اختیار قلبتون دست ایشون باشه و خودشون به دلتون بندازن خوب یا بد رو..


  2. صلوات ها 3


صفحه 3 از 3 نخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود