صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عشق با تماس شانسی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر 1395
    نوشته
    8
    صلوات
    18
    حضور
    2 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عشق با تماس شانسی




    باسلام
    من 18 سالمه.امسال کنکور دادم
    من بطور اتفاقی سال اول دبیرستان.4سال پیش به یه شماره ی رند برای سرگرمی با دوستام زنگ شدم..که اتفاقی پسر دراومد.من چن ماه با این پسره فقط اسمس میزدم..کلافه شده بودم..از خودم بدم میومد..که به مامانم گفتم و سیمکارتمو شکوندم..به مامانم گفتم مزاحمه..نگفتم که دوس شدم باهاش.وقتی سیمکارتمو شکوندم..چن ماهی گوشی نداشتم و.این درحالی بود که وابسته ی پسره بودم..که به فکرم رسید بیام چت روم ها و با چن نفری حرف بزنم...خیلی میومدم و اروم تر شده بودم..هزاربار رفتم و طوری نشد..ولی بارای اخر بود که با یه پسر اشنا شدم که شمارشو داد.ولی برنداشتم.که به نظرم خیلی خوب اومد..که چن بار اتفاقی دوباره تو چتروم باهاش حرف زدم..و این باعث شد کم کم صمیمی شم و شمارشو بردارم..این درحالی بود که گوشی نداشتم..اصرار کردم که سیمکارت مخام.برام خریدن
    اسمس زدن به محمد شروع شد..دوسه ماهی با اون اسمس و زنگ و دلبستن
    تا اینکه خونوادش فهمیدن و گوشیشو گرفتن..اونم برای اینکه بامن باشه.میرفت خونه ی دوستش سجاد و با گوشی سجاد به من اسمس میداد و بعد مرفت خونه
    چن ماه اینجوری بود.که کم کم فهمیدم..محمد سرکارم گذاشته..اسمسای سجاد شروع شد...اون نصیحتم مکرد که محمد اونی نیس که فکر مکنی و با حرفاش گریه مکردم که چقدر ساده ام.کم کم حرفای سجاد روم تاثیر گذاشت
    الان سه ساله با سجاد دوستم.البته .اون بیرجنده.من یزد...عاشقانه دوسش دارم..الانم رفته سربازی
    البته چن بار من تموم کردم قضیه رو..ولی اون پیگیرمه..مخام باهاش باشم..نمیتونم ازش دل بکنم.نمیتونم..عشقش بهم ثابت شده واقعا واقعا
    ولی نمیدونم...
    قرار شده دوماه دیه که اومد از آموزشی..تک بزنه.اگه ازدواج کرده بودمو اینا..جواب ندمو شمارمو عوض کنم.وگرنه جوابشو بدم
    تو فکر اینم که گوشیو بدم بابام..

    ولی واقعا نمیتونم..دوسش دارم...مخام شوهرم شه
    الانم میدونم نصیحت مکنید.البه اگه جواب بدید..نصیحت نصیحت نصیحت که ولش کنم...ولی نمیتونم


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    19,386
    صلوات
    52199
    حضور
    138 روز 12 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    35



    با نام و یاد دوست






    عشق با تماس شانسی








    کارشناس بحث: استاد نشاط


  4. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن 1395
    نوشته
    907
    صلوات
    5866
    حضور
    23 روز 8 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و احترام
    بزرگوار وظیفه یک راهنما و مشاور این است که کمک بکند شما در این مسئله تصمیم درستی بگیرید، پس به شرطی که عمل کرده و توجه کنید مشکل شما حل شدنی است.
    در چنین شرایطی بهتر است به این موارد دقت کنید:
    1. برای آینده زندگی خودتان تصمیم عاقلانه ای بگیرید، تصمیمی که بر اساس یک شناخت کامل و دقیق باشد طبیعتا موجب راحتی و آرامش شما می شود. در حقیقت اگر بتوانید با یک رویکرد تازه و روشن بینانه به این موضوع نگاه کنید به نفعتون تمام می شود. آیا از خودتان پرسیده اید که شناخت شما از این فرد تا چه حدی است، شخصیت خودش ، خانواده، طرز تفکرات و نظر خانواده خودتان؟! را کاملا بررسی کرده اید؟! ضمنا هدفتون از این گفتگو و صحبت چی هست و تا کجا باید ادامه داشته باشد؟ آیا واقعا هدف این فرد ازدواج هست؟!( این حالت فکری می تواند شما را به واقعیات نزدیک بکند)
    2. در کنار احساس و علاقه و مشورت عاقلانه با اهل تجربه داشته باشید و آن طوری که تجربه ثابت کرده و نشان داده چنین روابطی معمولا حتی ختم به ازدواج هم بشود، خیلی محکم نیست.( موضوع شکست در ازدواج چیز راحتی نیست و می تواند خیلی آسیب زا باشد)
    3. بر فرض که به این نتیجه رسیدید و با تحقیق از او و خانواده اش برایتان معلوم الحال شد که این فرد، قابلیت های خوب( اخلاقی، اعتقادی، فرهنگی و خانوادگی و...) را برای زندگی داراست و می تواند شما را خوشبخت بکند، در این صورت اگر مانعی نیست هماهنگی از سوی خانواده ها برای وصلت و ازدواج در نظر گرفته شود.
    در حالت کلی تصمیم به ازدواج و یا داشتن رابطه عاطفی با دیگران قانون و ضابطه خاصی دارد که در صورت کوتاهی و سستی و حرکت غیر منطقی می تواند آسیب زا بوده و برای زندگی شما دردسر ساز باشد، لذا بهتر است این موضوع را جدی بگیرید و از تمام زوایا و با فکر باز و استفاده از تجربه خانواده تصمیم عاقلانه و صحیحی را بگیرید که بعدا احساس پشیمانی نکنید.
    آرزوی سلامتی و موفقیت داریم.


    عشق با تماس شانسی


  5. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    مهدویت
    نوشته
    68
    صلوات
    186
    حضور
    4 روز 19 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    الان سه ساله با سجاد دوستم.البته .اون بیرجنده.من یزد...عاشقانه دوسش دارم..الانم رفته سربازی
    نصیحت ....خخخخ....ای کاش یکی بود و نصیحت میکرد.
    یکم واقع بین باشیم اول اینکه جامعه کلا سرشونو کردن زیر برف. این بچه است اون هنوز دهنش بوی شیر میده از این حرفا
    طرف خاستگار داره میگن میخاد درس بخونه.درس همیشه هست.مثل اینکه بگی ده ساله اب نخورده.طرف اب میخاد
    تربیت ضعیف بود وضع اقتصاد خرابه.اخلاق تعطیله. جهادگر میخاد
    حالا دربار خواهر گرامی
    شما دخترید با صدا باید جذب میشدید غیر از این بود باید تعجب میکردیم.درصد بالایی از دخترها هدفشون از یه اشنایی ازدواجه اما متسفانه درصد پایینی از پسرها
    هدفشون از یه اشنایی ازدواجه.امروز شما میگی کنکور داری امسال محرم هم هست شما برای سیدالشهدا عزاداری کن صلاحتو از ایشون بخاه
    التماس دعاااا

    "عمر و عاصی نشوی پشت "امامت" خالیست"
    "بی علی دست تو فردای قیامت خالیست"
    با علی باش
    "با علی بـــاش که دَه ضربه ی دیگر مانده"
    "این علی دوستی از مــالک اشتر مانده"

  6. صلوات ها 2


  7. #5

    عضویت
    جنسیت آذر 1393
    نوشته
    699
    صلوات
    2846
    حضور
    34 روز 8 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    سال اول دبیرستان

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    به یه شماره ی رند برای سرگرمی با دوستام زنگ شدم..که اتفاقی پسر دراومد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    چن ماه با این پسره فقط اسمس میزدم

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    به مامانم گفتم و سیمکارتمو شکوندم

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    به فکرم رسید بیام چت روم ها و با چن نفری حرف بزنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    هزاربار رفتم و طوری نشد

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    کم کم صمیمی شم و شمارشو بردارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    دوسه ماهی با اون اسمس و زنگ و دلبستن

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    برای اینکه بامن باشه.میرفت خونه ی دوستش سجاد و با گوشی سجاد به من اسمس میداد

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    کم کم فهمیدم..محمد سرکارم گذاشته

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    اسمسای سجاد شروع شد

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    حرفای سجاد روم تاثیر گذاشت

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    الان سه ساله با سجاد دوستم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    چن بار من تموم کردم قضیه رو

    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    واقعا نمیتونم..دوسش دارم...مخام شوهرم شه


    سلام
    دختر تو عجب پتانسیلی داری واسه بدبخت کردن خودت !!!!!!

    سه تا رابطه تو چهارسال ....
    واسه سرگرمی با یه پسر حرف میزنی بعد سیمکارت میشکونی
    میری چت روم که آروم شی
    دلبسته میشی
    میفهمی سر کاری .....
    از همه جالبتر اینجاست که با کسی که شاهد عشق بازیت با یکی دیگه بوده عشق بازی میکنی ....

    بذار بهت رک بگم
    نه پسر اولیه با قطع رابطت افسردگی گرفت
    نه محمد از بازی دادنت ککش گزید
    نه سجاد مرد زندگیته
    این وسط فقط تویی که با خواست خودت تو یه دور باطل گیر افتادی

    یکم واقع بین باش
    وقتی داشتی با محمد دل میدادی و قلوه میگرفتی سجاد شاهد این رابطه بود
    غیرت کدوم مردی قبول میکنه دختری رو بانوی زندگیش کنه
    که یه روزی جلوی چشمای خودش دلش واسه یکی دیگه تپیده؟؟؟

    اندوه بزرگیست چه باشی چه نباشی ...


  8. #6

    عضویت
    جنسیت شهریور 1392
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    4,746
    صلوات
    15538
    حضور
    97 روز 23 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رهگذر آسمان نمایش پست ها
    نه پسر اولیه با قطع رابطت افسردگی گرفت
    نه محمد از بازی دادنت ککش گزید
    نه سجاد مرد زندگیته
    این وسط فقط تویی که با خواست خودت تو یه دور باطل گیر افتادی
    سلام و عرض ادب
    پسر اولیه با فاطمه (نام کاربری)
    محمد با فاطمه
    سجاد با فاطمه

    هر پسر با یک دختر
    دختر با سه پسر!

    بیشتر به گیر انداختن شبیه است تا گیرافتادنا




    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    چن ماه اینجوری بود.که کم کم فهمیدم..محمد سرکارم گذاشته..اسمسای سجاد شروع شد...
    خیر بزرگوار ، ترتیبش کاملاً برعکس بوده
    ابتدا پیام های سجاد شروع شده و در نتیجه شما هم به خودتان قبولاندید که محمد شما را سر کار گذاشته!

    بدون کوچکترین تعارفی عرض میکنم اگر سریعتر روی خودتان کنترل نداشته باشید
    و همچنان به این راحتی با چهارتا پیام و کمی مخ زدن (کار پسرها) خودتان را ببازید
    احتمال وفاداری شما به شوهرتان (سجاد یا هر کس دیگر) بسیار پایین خواهد بود!


    شما حتی به ساده ترین ایرادها در این پسرها هم توجه ندارید
    برای نمونه موردی که خانم "رهگذر آسمان" اشاره کردند
    سجاد روی چه حسابی سمت دوست دختر رفیقش آمده؟
    حتی به این هم فکر نکردید؟!


    به نظر من شما بیشتر دنبال کسی بوده اید تا خلاء عاطفی شما پر بشود
    نوع تمایل و حرکت شما چندان شبیه به میل ازدواج نیست

    اینطوری هم خودتان را درگیر میکنید هم پسرها را که سودی برای هیچکدامتان ندارد

    ویرایش توسط Reza-D : 1395/07/13 در ساعت 12:16
    خداحافظ اسک دین
    خداحافظ دوستان خوبم

    بخصوص "مسعود" ؛ "حق دوست" و "حامی" عزیز



  9. #7

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    نوشته
    574
    صلوات
    2075
    حضور
    15 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هو العالم

    با سلام و عرض ادب

    از انجایی که شخصیت دختر ها در 21 الی 25 سالگی به ثبات و کمال میرسه هر گونه عشق و ... در این سن پایدار نخواهد بود و بر اساس هیچ ملاکی نیست و مساوی است با شکست

    اصلا شما از کجا میدونی اونی که پیام میده دختر نیست و هزاران هزار سوال دیگه !

    افرادی که به عشقشون رسیدن با هزار دنگ و فنگ و تحقیق اخرش میبینه اونی که میخواد نیست چه برسه به این موقعیت ...اخه ادم چی بگه !!!

    من جای شما بودم سرمو مشغول کتاب میکردم و البته شناخت جنس مخالف بد نیست ولی از راهش نه اینطوری !!

    له الكبرياء في السموات و الارض

    هیچ اگر سایه پذیرد من همان سایه ی هیچم



  10. #8

    عضویت
    جنسیت آذر 1393
    نوشته
    699
    صلوات
    2846
    حضور
    34 روز 8 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    بیشتر به گیر انداختن شبیه است تا گیرافتادنا

    سلام
    وقتتون بخیر
    عرض کردم که با
    خواست خودشون تو این دور باطل افتادن ....

    یادمه دوران دبیرستان خیلییییی شر بودم
    انقدر که اگه تو وسط قطب جنوب بهمن میومد
    من باید همون لحظه جلوی دفتر مدیر حاضر میشدم و با مدارک محکمه پسند ثابت میکردم کار من نبوده
    یکی از دبیرامون که آقا هم بودن همیشه به بقیه دبیرا میگفت :
    شانس آوردیم فلانی دختره
    این اگه پسر بود چی میشد؟؟؟؟

    حالا دقیقا قضیه همین فاطمه خانومه
    شانس آوردیم ایشون 15 سالگی اونم فقط واسه شوخی رفته سراغ پسرا
    اون وقت تو 4 سال با سه نفر بوده
    ایشون اگه سنش بیشتر بود و با قصد و غرض میرفت دنبال این کارا چی میشد؟؟؟؟

    اندوه بزرگیست چه باشی چه نباشی ...


  11. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد 1394
    نوشته
    181
    صلوات
    340
    حضور
    5 روز 8 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    باسلام
    سلام
    متاسفانه تو این دوره دختر و پسر از سن 10 سالگی به بلوغ میرسن و همه چی رو می دونن و این باعث هیجان و نیاز میشه به همین دلیل احساس نیاز شدید به جنس مخالف می کنن
    بنابراین خیلی طبیعیه که شما و همه افراد دیگه به جنس مخالف نیاز دارن و این نیاز به هیچ وجه قابل انکار نیست
    اما اینم قابل انکار نیست که الان انسان پاک تقریبا گیر نمیاد. چون بجا اینکه شخص تحمل کنه تا به وقتش با مورد مناسبی ازدواج کنه میره دنبال دوستی بعد از دوستی خیانت میاد بعدش اونی که خیانت دیده خودش شروع می کنه به خیانت کردن
    من نمی دونم آیا الان واقعا هست کسی که سالم باشه و هیچ رابطه و هیچ جربان جنسی انحرافی رو تجربه نکرده باشه؟؟ هست؟
    اگر شما ادامه بدین قطعا قطعا قطعا رابطه جنسی قبل از ازدواج رو تجربه خواهید کرد و این یعنی بدبختی کامل شما.
    دست بکشید، سختی بکشید، تحمل کنید، صبر کنید
    اگر خواستگار مناسبی براتون اومد بهونه های مزخرف نگیرید نگید می خوایید درس بخونید و....
    لااقل عقد کنید بعد از 2 سال ازدواج کنید. به مادرتون هم برسونید که به شوهر نیاز دارید.

    ضمنا اینم بهتون بگم که هیچ پسری نمیاد با دوست دختر دوستش ازدواج کنه حتی اگر خیلی هم احمق باشه اینکارو نمیکنه
    بنظر می رسه سجاد بجای محمد به شما پیام میداده بعدش دلتون رو شکونه بعد خودش رو معرفی کرده
    در کل حتی برای دوستی و سو استفاده هم جالب نیست ادم با کسی باشه که خودش میدونه طرفش قبلا با کسی رابطه داشته چه برسه برای ازدواج
    بر خلق جهان علی (ع) امیر است


  12. #10

    عضویت
    جنسیت مهر 1393
    نوشته
    890
    صلوات
    3882
    حضور
    23 روز 20 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاطمه علوم نمایش پست ها
    باسلام
    من 18 سالمه.امسال کنکور دادم
    من بطور اتفاقی سال اول دبیرستان.4سال پیش به یه شماره ی رند برای سرگرمی با دوستام زنگ شدم..که اتفاقی پسر دراومد.من چن ماه با این پسره فقط اسمس میزدم..کلافه شده بودم..از خودم بدم میومد..که به مامانم گفتم و سیمکارتمو شکوندم..به مامانم گفتم مزاحمه..نگفتم که دوس شدم باهاش.وقتی سیمکارتمو شکوندم..چن ماهی گوشی نداشتم و.این درحالی بود که وابسته ی پسره بودم..که به فکرم رسید بیام چت روم ها و با چن نفری حرف بزنم...خیلی میومدم و اروم تر شده بودم..هزاربار رفتم و طوری نشد..ولی بارای اخر بود که با یه پسر اشنا شدم که شمارشو داد.ولی برنداشتم.که به نظرم خیلی خوب اومد..که چن بار اتفاقی دوباره تو چتروم باهاش حرف زدم..و این باعث شد کم کم صمیمی شم و شمارشو بردارم..این درحالی بود که گوشی نداشتم..اصرار کردم که سیمکارت مخام.برام خریدن
    اسمس زدن به محمد شروع شد..دوسه ماهی با اون اسمس و زنگ و دلبستن
    تا اینکه خونوادش فهمیدن و گوشیشو گرفتن..اونم برای اینکه بامن باشه.میرفت خونه ی دوستش سجاد و با گوشی سجاد به من اسمس میداد و بعد مرفت خونه
    چن ماه اینجوری بود.که کم کم فهمیدم..محمد سرکارم گذاشته..اسمسای سجاد شروع شد...اون نصیحتم مکرد که محمد اونی نیس که فکر مکنی و با حرفاش گریه مکردم که چقدر ساده ام.کم کم حرفای سجاد روم تاثیر گذاشت
    الان سه ساله با سجاد دوستم.البته .اون بیرجنده.من یزد...عاشقانه دوسش دارم..الانم رفته سربازی
    البته چن بار من تموم کردم قضیه رو..ولی اون پیگیرمه..مخام باهاش باشم..نمیتونم ازش دل بکنم.نمیتونم..عشقش بهم ثابت شده واقعا واقعا
    ولی نمیدونم...
    قرار شده دوماه دیه که اومد از آموزشی..تک بزنه.اگه ازدواج کرده بودمو اینا..جواب ندمو شمارمو عوض کنم.وگرنه جوابشو بدم
    تو فکر اینم که گوشیو بدم بابام..

    ولی واقعا نمیتونم..دوسش دارم...مخام شوهرم شه
    الانم میدونم نصیحت مکنید.البه اگه جواب بدید..نصیحت نصیحت نصیحت که ولش کنم...ولی نمیتونم
    سلام
    آب دستته بذار زمین برو یکم اسپند دود کن چشم نخوری.فردش مهم نیست این آخری هم شمارتو بده به یکی دیگه این داستان ادامه داره
    چون میدونم از نصیحت خوشت میاد میگم آدم هر کاری رو دوست داره و نیاز داره نباید انجام بده
    حالا راه کار اون آخری رو هم بیخیال شو. اگه موقعیت ازدواج خوب و مناسب پیش اومد سریع تر ازدواج کن البته قبل از این بشین فکر کن رو اعتقاداتت کار کن کلا یکم راجع به دنیا و ما فیها فکر کن ببین بهتره چه جوری زندگی کنی و چه خط قرمزایی داشته باشی تا اون دنیات و این دنیات بهتر باشه
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 69

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود