صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از زندگی خسته شدم، کاش میشد تمومش کنم!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان 1393
    نوشته
    40
    صلوات
    132
    حضور
    1 روز 13 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    از زندگی خسته شدم، کاش میشد تمومش کنم!




    سلام...
    من قبل این چند سوال پرسیده بودم و مشکلاتم رو گفته بودم.راستش حوصله ندارم دوباره بازگو کنم همه اونارو.
    فقط الان حس میکنم به آخر خط رسیدم.
    خسته ام از زندگی خودم. منی که میتونستم در بهترین موقعیت علمی و حتی شغلی باشم الان شاید بخاطر گناه خودارضائی در بدترین وضعیت قرار گرفتم. زندگیم سیاه شده. برمیگردم به گذشته م نگاه میکنم می بینم جوونیم داره از بین میره و من یه آدم بی روح و پژمردم که فقط دارم نفس میکشم و اسمش زنده بودنه!
    الان سال آخر ارشدم. از شش سال پیش یعنی سال اول دانشگاه درگیر رابطه های مختلف میشدم.با اینکه به حساب خودم آدم مذهبی بودم و مقید به انجام واجبات! ولی نمیدونم بخاطر تنهایی، نیاز عاطفی یا نیاز جنسی درگیر روابط مختلف شدم و جدایی های بعدش که الان روح و روانم داغون و افسرده ست! الان هم درگیر یه رابطه ام که مزخرفتر از همه قبلی هاست.چون رابطه با یه خانومیه ک همسر داره! میدونم دارم چ گناه بزرگی میکنم مخصوصا که به رابطه تماسی هم کشیده شده ولی هیچ امیدی نمی بینم واسه برگشتن.من هرچقدر تو گذشته بد میشدم ولی نمازم رو میخوندم،ولی الان نزدیک یه ماهه که نماز هم نخوندم.
    زندگیم به بدترین وضعیت ممکنش رسیده و دلم میخاد نباشم.نمیدونم با کی لج کردم، با خودم، یا با خانوادم که اگه به فکر من بودن و میدونستن من علاوه بر آب و غذا نیازهای دیگه ای هم دارم و معصوم نیستم الان وضعیتم این نبود. دلم میخاد این رابطه رو بفهمن تا متوجه بشن که اونجوری که فکر میکنن نیستم، اون پسر پاک و سر به زیری که تو خیالشونه نیستم و به گند کشیده شدم.خسته ام ازین که همه به چشم یه پسر آروم و مظلوم بهم نگاه کردن.از تحقیر شدن حالم بهم میخوره. دلم میخاد همه بفهمن من یه آدم مزخرفم.میخام کاری کنم که همه تعجب کنند.برم دنبال سیگار و مواد.دلم میخاد خدا آبروم رو ببره.
    خسته شدم ازینکه انقد گناه کردم و پوشوند گناهام رو!!
    امشب بعد مدتها نماز خوندم!
    میدونم اشتباهه این رابطه ولی نمیتونم تمومش کنم. انگیزه و امیدی نمی بینم.
    من یه شاگرد اول بودم ولی الان دو ترم مشروط شدم و شاید هم اخراج بشم از دانشگاه! واسه پایان نامه م هیچکاری نکردم. الان چی میتونه امید بده بهم. دلم میخاست برمیگشتم و جبران میکردم.از شش سال پیش همش به ازدواج فکر میکردم و گمون میکردم ازدواجه ک میتونه انگیزه بده بهم! ولی از طرفی وقتی می دیدم نمیشه حالم گرفته میشد و افسردگی میگرفتم.خسته م ازینکه همه چیز رو تو ازدواج میدیدم و خودم زندگیمو تغییر ندادم.چیکار کنم که راه برگشتی ندارم.از جوونیم بهره ای نبردم.الان هم توی بدترین وضعیتم...
    کاش میشد این رابطه لعنتی رو تموم کنم! ولی هم دلم برای اون میسوزه و هم شیطون نمیذاره..میگه الان ک نمیتونی ازدواج کنی لااقل این هست ک نیاز عاطفی و جنسیت رو رفع کنه!!
    کاش میتونستم خودکشی کنم و راحت بشم ازین زندگیم ولی به بعدش ک فکر میکنم که تو اون دنیا زندگیم بدتر ازین دنیا میشه پشیمون میشم.. چیکار کنم!!؟!



    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : 1395/07/14 در ساعت 22:59


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    18,833
    صلوات
    50790
    حضور
    133 روز 13 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    35



    با نام و یاد دوست






    از زندگی خسته شدم، کاش میشد تمومش کنم!








    کارشناس بحث: استاد راهنما


  4. #3

    عضویت
    جنسیت شهریور 1392
    نوشته
    525
    صلوات
    2760
    حضور
    17 روز 9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ye-nafar نمایش پست ها
    از زندگی خسته شدم، کاش میشد تمومش کنم!




    سلام...
    من قبل این چند سوال پرسیده بودم و مشکلاتم رو گفته بودم.راستش حوصله ندارم دوباره بازگو کنم همه اونارو.
    فقط الان حس میکنم به آخر خط رسیدم.
    خسته ام از زندگی خودم. منی که میتونستم در بهترین موقعیت علمی و حتی شغلی باشم الان شاید بخاطر گناه خودارضائی در بدترین وضعیت قرار گرفتم. زندگیم سیاه شده. برمیگردم به گذشته م نگاه میکنم می بینم جوونیم داره از بین میره و من یه آدم بی روح و پژمردم که فقط دارم نفس میکشم و اسمش زنده بودنه!
    الان سال آخر ارشدم. از شش سال پیش یعنی سال اول دانشگاه درگیر رابطه های مختلف میشدم.با اینکه به حساب خودم آدم مذهبی بودم و مقید به انجام واجبات! ولی نمیدونم بخاطر تنهایی، نیاز عاطفی یا نیاز جنسی درگیر روابط مختلف شدم و جدایی های بعدش که الان روح و روانم داغون و افسرده ست! الان هم درگیر یه رابطه ام که مزخرفتر از همه قبلی هاست.چون رابطه با یه خانومیه ک همسر داره! میدونم دارم چ گناه بزرگی میکنم مخصوصا که به رابطه تماسی هم کشیده شده ولی هیچ امیدی نمی بینم واسه برگشتن.من هرچقدر تو گذشته بد میشدم ولی نمازم رو میخوندم،ولی الان نزدیک یه ماهه که نماز هم نخوندم.
    زندگیم به بدترین وضعیت ممکنش رسیده و دلم میخاد نباشم.نمیدونم با کی لج کردم، با خودم، یا با خانوادم که اگه به فکر من بودن و میدونستن من علاوه بر آب و غذا نیازهای دیگه ای هم دارم و معصوم نیستم الان وضعیتم این نبود. دلم میخاد این رابطه رو بفهمن تا متوجه بشن که اونجوری که فکر میکنن نیستم، اون پسر پاک و سر به زیری که تو خیالشونه نیستم و به گند کشیده شدم.خسته ام ازین که همه به چشم یه پسر آروم و مظلوم بهم نگاه کردن.از تحقیر شدن حالم بهم میخوره. دلم میخاد همه بفهمن من یه آدم مزخرفم.میخام کاری کنم که همه تعجب کنند.برم دنبال سیگار و مواد.دلم میخاد خدا آبروم رو ببره.
    خسته شدم ازینکه انقد گناه کردم و پوشوند گناهام رو!!
    امشب بعد مدتها نماز خوندم!
    میدونم اشتباهه این رابطه ولی نمیتونم تمومش کنم. انگیزه و امیدی نمی بینم.
    من یه شاگرد اول بودم ولی الان دو ترم مشروط شدم و شاید هم اخراج بشم از دانشگاه! واسه پایان نامه م هیچکاری نکردم. الان چی میتونه امید بده بهم. دلم میخاست برمیگشتم و جبران میکردم.از شش سال پیش همش به ازدواج فکر میکردم و گمون میکردم ازدواجه ک میتونه انگیزه بده بهم! ولی از طرفی وقتی می دیدم نمیشه حالم گرفته میشد و افسردگی میگرفتم.خسته م ازینکه همه چیز رو تو ازدواج میدیدم و خودم زندگیمو تغییر ندادم.چیکار کنم که راه برگشتی ندارم.از جوونیم بهره ای نبردم.الان هم توی بدترین وضعیتم...
    کاش میشد این رابطه لعنتی رو تموم کنم! ولی هم دلم برای اون میسوزه و هم شیطون نمیذاره..میگه الان ک نمیتونی ازدواج کنی لااقل این هست ک نیاز عاطفی و جنسیت رو رفع کنه!!
    کاش میتونستم خودکشی کنم و راحت بشم ازین زندگیم ولی به بعدش ک فکر میکنم که تو اون دنیا زندگیم بدتر ازین دنیا میشه پشیمون میشم.. چیکار کنم!!؟!
    با عرض سلام و ادب
    از اینکه با این مسائل و عادات سخت و ناپسند مواجه هستید بسیار متاسفم امیدوارم نکاتی را که خدمتتون عرض میکنم راهگشای شما باشد .
    مطالبتون رو نگاه کردن و یکی از پستهاتون رو هم خواندم وضعیت سخت و نامناسبی دارید و گرفتارهای گناهان بدی هستید و اراده قوی ای می خواهد مه البته شما به کمک خداوند و توسل به اهل بیت قطعا دارید بدانید همین آشنایی با این سایت و بیان نکاتی که اینجا نوشتید نشان از دل خدایی شما دارد نشان از این دارد که فطرت شما بیدار است و می تونید برگردید فقط باید بخواهید.
    بدانید بعد از شرک به خداوند (العیاذ بالله) بزرگترین گناه نا امیدی است
    نگاه کنید به یکی از امید بخش ترین آیات قرآن :
    http://www.yjc.ir/fa/news/5502632/%D...A7%D8%B3%D8%AA
    هر چقدر گناه شما بزرگ باشد آیا به بزرگی رحمت خداوند می رسد هر جقدر شیطان قوی باشد آیا به قدرت خداوند می رسد و...
    به آیات و روایات و داستانهای باب توبه توجه نمایید و هگز نا امید نشوید.
    http://www.ashoora.ir/%D9%85%D9%82%D...%8C%D9%86.html
    مومن باید بین خوف و رجا باشید اگر خوف او بیشتر شود نامید می شود و اگر رجا ا و بیشتر شود جسور به گناه می شود.
    سعی کنید توبه نموده و جبران نمایید و این ایام برای توبه فرصت خوبی هست بروید در خونه امام حسین و...

    در مورد اون خانم هم توبه نمایید و برگردید و مواظب فریبهای شیطان و توجیه های او باشید رها کنید و بیایید در خونه خدا که خداوند خدای همه هست حتی حتی مشرکین و ملحدین و...
    به هیچ عنوان دلتون برای او نسوزد در مورد نادرست بودن ارتباطتون برای اون خانم نکاتی رابیان نمایید و ارتباط را یکباره قطع نمایید و با مهارتهای کنترل فکر ،فکر خود را مدیریت نمایید تا ضمن آرامش بیشتر دو باره به وضعیت قبلی برنگردید. و البته اگر می بینید که با ذکر همین نکات ،قطع ارتباط مشکل تر می شود همین را هم انجام ندهید و به یکباره قطع نمایید.
    بسم الله ...
    ما هم در صورت وجود سوال یا مسئله در خدمتیم...

    در پناه قرآن و عترت موفق باشید
    یا علی

    ویرایش توسط راهنما : 1395/07/19 در ساعت 08:39
    از زندگی خسته شدم، کاش میشد تمومش کنم!


  5. #4

    عضویت
    جنسیت شهریور 1392
    نوشته
    525
    صلوات
    2760
    حضور
    17 روز 9 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جلوه های محبت حضرت حق به بندگان


    1) بنده نوازی خدا: در ارشاد القلوب است که خداوند به موسی(علیه السلام) می فرماید: «بنده من به حقی که تو بر گردن من داری من تو را دوست می دارم پس به حقی که من بر تو دارم تو نیز مرا دوست بدار. خداوند به بنده هایش ابراز محبت می کند . این حدیث برای اهلش بسیار عظیم است. »
    مرحوم دولابی می فرماید: خدا بی نیاز مطلق است،او باید ناز کند و ما باید نیاز نشان بدهیم، او باید ناز کند و ما باید نازش را بخریم اما خدا برعکس عمل می کند، ما ناز می کنیم و خدا ناز ما را می خرد، ما نیازمند نوازشیم، خدا نوازش می کند. از این حدیث بوی نوازش می آید.
    2) حدیث قدسی: در حدیث قدسی دیگری آمده است که خداوند می فرماید: اگر بنده هایی که به من پشت می کنند بدانند که چقدر به آنان اشتیاق دارم از شوق خواهند مرد.
    3) حتی فرعون: فرعون لحظات آخر هر چقدر به موسی استغاثه کرد موسی جواب نداد. خداوند به موسی فرمود :
    موسی تو به فرعون جواب ندادی چون او را خلق نکردی اگر او به من استغاثه می کرد دستش را می گرفتم و به فریادش می رسیدم.
    اگر انسانی دچار خطا و گناه گردید و متوجه خطای خود شد و پشیمان و نادم گردید و عذر تقصیر به پیشگاه با عظمت خداوند آورد، ولی به آمرزش و لطف حق اعتمادی نداشت و تصورش این بود که مورد مغفرت و رحمت حق قرار نگرفته، معلوم است که وعده های الهی را باور نکرده و خداوند را به غفور بودن و رحمان و رحیم بودن نشناخته و یا گناه خود را که با همه بزرگی محدود است بزرگتر از صفات رحمت و مغفرت الهی که بی حد و بی کرانه است می بیند


    4) شدت محبت خدا به مخلوقاتش: یک نفر به محضر پیامبر اکرم رسید. بقچه ایی همراهش بود آن را باز کرد. دیدند یک پرنده و چند جوجه داخل آن است. گفت یا رسول الله، من از راه دور به دیدن شما آمدم. در بیابان به یک بوته رسیدم. دیدم کنارآن چند جوجه است. آنها را گرفتم و داخل بقچه کردم. روی سرم گذاشتم تا برای شما هدیه بیاورم. دیدم هر جا می روم، مادرشان به دنبال من می آید. نمی تواند از جوجه هایش دل بکند. بقچه را پهن کردم تا بیاید این جوجه ها را ببرد یا اینکه خودش را هم بگیرم. وقتی بقچه را بازکردم دیدم مادر جوجه ها به میان آنها آمد. شخص گفت: یا رسول الله مادر این جوجه ها با اینکه می دانست اسیر می شود، آمد نشست و فرار نکرد من هم او را گرفتم وخدمت شما آوردم. پیغمبر اکرم از این صحنه خیلی منقلب شد و فرمودند: این پرنده چقدر جوجه هایش را دوست دارد! حضرت فرمودند: مهر و محبت خداوند متعال به بندگان و مخلوقاتش هزار مرتبه از این پرنده به جوجه هایش بیشتر است. این محبتی که در عالم هست تنزلی از محبت عالم والاست لکل حق حقیقه هر حقی دراین عالم حقیقتی در عالم بالا دارد. محبت بقدری مهم است که فرمودند: اگر بین مأمومین و امام جماعت محبت نباشد نمازشان از سقف بالاتر نمی رود .
    - چطور می توان محبوبیت بیشتری نزد خدا پیدا کرد؟
    خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: بگو اگر خدا را دوست دارید از من اطاعت کنید تا خدا شما را دوست بدارد. عرض شد که علت خلق مخلوقات پیدایش انسان عارف است و براساس این آیه همانطور که حضرت استاد جوادی آملی فرمودند: وظیفه ی انسان کامل ترسیم هندسه ی محبت است.

    http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=195543

    در پناه قرآن و عترت موفق باشید
    یا علی


    از زندگی خسته شدم، کاش میشد تمومش کنم!


  6. #5

    عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    180
    صلوات
    201
    حضور
    9 روز 14 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بنام خدا.




    پاسخهای جناب کارشناس خیلی خوب و درست بودند و من نیز از انها لذت بردم.

    در مورد اون خانم و رابطه شما با ایشان که فرمودید هم برای لذت و هم برای دلسوزی نمیتوانید رهایش نمایید باید یه کاری برای این دل نرم و نازک خودتان بکنید و البته برخلاف نظر جناب کارشناس محترم من معتقد نیستم که ایشان را با این وضع رها نمایید بهرحال اونم همون خدا را دارد که شما و من داریم و اونهم ممکنه لطمه بخوره لذا یا ازایشان بخواهید طلاق گرفته و با هم ازدواج نمایید{چون ممکنه شما با هم برای هم ساخته شده بودید که یک اشتباه کار را به اینجا کشانده}

    یا اگر ایشان را در حد ازدواج و یک عمر زندگی نمی پسندید باید بگویید که پشنهادات یا راهنمایی های دیگری شود{مثلا نگفتید که ایا ایشان فرزند هم دارند یا نه و ..}

    و بهرحال باید بگونه ای این قطع ارتباط صورت بگیرد که هیچیک دچار مشکلات بعدی نشوند.


    در نهایت اگرمیتوانید گوشهایتان را برای دلسوزی ها یا راهنمایی های شیطان ببندید و دلتان را بسپارید دست نماز و خدا و همچنین انعکاس این مشکل در این انجمن را و اینکه تا این حد این مکان را قابل اعتماد و محرم دانستید ، دال بر مجبت و یاری خداوند بدانید فقط در جدایی از این خانم یا هر اقدام دیگر برای رفاه و امنیت خودتان دچار لغزشی دیگر یا گناهان دیگرنشوید و مطمئن باشید اکثر مشکلات با خوبی و محبت بهتر حل میشوند یا جواب میدهند.درپناه حق.

    ویرایش توسط عشق امام و ایران : 1395/07/19 در ساعت 09:49 دلیل: اصلاح یک کلمه

  7. #6

    عضویت
    جنسیت دی 1348
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,203
    صلوات
    26829
    حضور
    46 روز 18 ساعت 12 دقیقه
    وبلاگ
    2
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33



    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق امام و ایران نمایش پست ها
    در مورد اون خانم و رابطه شما با ایشان که فرمودید هم برای لذت و هم برای دلسوزی نمیتوانید رهایش نمایید باید یه کاری برای این دل نرم و نازک خودتان بکنید و البته برخلاف نظر جناب کارشناس محترم من معتقد نیستم که ایشان را با این وضع رها نمایید بهرحال اونم همون خدا را دارد که شما و من داریم و اونهم ممکنه لطمه بخوره لذا یا ازایشان بخواهید طلاق گرفته و با هم ازدواج نمایید{چون ممکنه شما با هم برای هم ساخته شده بودید که یک اشتباه کار را به اینجا کشانده}
    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم عجل لولیک الفرج
    سلام علیکم ورحمه الله وبرکاته


    حواستون هست چه می گویید؟ به راحتی حکم به طلاق یک فرد می دهید؟
    حق یک مرد رو نادیده می گیرید به خاطر احساساتی که در یک رابطه حرام شکل گرفته؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق امام و ایران نمایش پست ها
    و بهرحال باید بگونه ای این قطع ارتباط صورت بگیرد که هیچیک دچار مشکلات بعدی نشوند.
    گاهی وقت ها همان مشکلات بعدی و احساسی بسیار کار آمد و راه گشاست
    همین که شکست روحی از قطع این رابطه بخورند(البته نه شکستی که به ناامیدی تمام و افسردگی شدید منجر شود که از زندگی و امید به خدا باز بماند)
    برایشان خوب است



    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق امام و ایران نمایش پست ها
    در نهایت اگرمیتوانید گوشهایتان را برای دلسوزی ها یا راهنمایی های شیطان ببندید و دلتان را بسپارید دست نماز و خدا و همچنین انعکاس این مشکل در این انجمن را و اینکه تا این حد این مکان را قابل اعتماد و محرم دانستید ، دال بر مجبت و یاری خداوند بدانید فقط در جدایی از این خانم یا هر اقدام دیگر برای رفاه و امنیت خودتان دچار لغزشی دیگر یا گناهان دیگرنشوید و مطمئن باشید اکثر مشکلات با خوبی و محبت بهتر حل میشوند یا جواب میدهند.درپناه حق.
    ان شاء الله با تکیه بر خداوند متعال بتوانند مشکلشان را حل کنند.

    یا علی

    ویرایش توسط رستگاران : 1395/07/19 در ساعت 11:14
    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)




  8. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد 1394
    نوشته
    737
    صلوات
    3292
    حضور
    13 روز 12 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق امام و ایران نمایش پست ها
    ازایشان بخواهید طلاق گرفته و با هم ازدواج نمایید{چون ممکنه شما با هم برای هم ساخته شده بودید که یک اشتباه کار را به اینجا کشانده}
    فکر کنم شما فیلم هندی زیاد میبینی

    این دیگه چجور راهنمایی کردنیه

    اون خانم اگه مشکل نداشت که سعی میکرد رابطشو با همسرش درست کنه


    كـــــــــاش
    قلبـــها انقدر صــــاف بــــود

    كه قبـــــل از پاييـــــن آمدن
    دستــــها

    دعــــا ها
    مستــــجاب ميــــشد


  9. #8

    عضویت
    جنسیت دی 1394
    علاقه
    خوشنویسی ، زبان انگلیسی، برنامه نویسی لینوکس
    نوشته
    210
    صلوات
    613
    حضور
    11 روز 3 ساعت 5 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق امام و ایران نمایش پست ها
    در مورد اون خانم و رابطه شما با ایشان که فرمودید هم برای لذت و هم برای دلسوزی نمیتوانید رهایش نمایید باید یه کاری برای این دل نرم و نازک خودتان بکنید و البته برخلاف نظر جناب کارشناس محترم من معتقد نیستم که ایشان را با این وضع رها نمایید بهرحال اونم همون خدا را دارد که شما و من داریم و اونهم ممکنه لطمه بخوره لذا یا ازایشان بخواهید طلاق گرفته و با هم ازدواج نمایید{چون ممکنه شما با هم برای هم ساخته شده بودید که یک اشتباه کار را به اینجا کشانده}
    واقعا شما عشق امام هستید که اینطور نظر میدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟
    داند آنکس که آشنای دلست که صفای خط از صفای دلست


  10. #9

    عضویت
    جنسیت دی 1394
    علاقه
    خوشنویسی ، زبان انگلیسی، برنامه نویسی لینوکس
    نوشته
    210
    صلوات
    613
    حضور
    11 روز 3 ساعت 5 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به سوا ل کننده محترم:

    سلام. همین الان اون خانوم رو رهاش کن. نه فردا نه پس فردا بلکه همین الان. همین امشب که همه جا مجلس امام حسین هست برید و تضرع کنید و توبه کنید . از امام حسین بخواید واسطه بشه تا خداوند شما رو ببخشه. از امام حسین بخواید که دلتون رو آروم و قلبتون رو نسبت به رافت و بخشش و محبت خدا مطمئن کنه. همین امشب با علی اکبر امام حسین عهد ببندید که از راهتون برگشته اید و دیگه اشتباه نمی کنید. برای ثابت ماندن روی عهدتون همین امشب نذر کنید ، مثلا نذر کنید که برای این که دیگه به گناه نیوفتم از امشب بعد از هر نماز واجب تسبیحات بگم یا نمازمو همیشه اول وقت بخونم یا هر روز هدیه به حضرت زهرا یس بخونم یا هر روز زیارت عاشورا بخونم یا هر روز یک صفحه قران بخونم و هر روز برای سلامتی امام زمان اول صبح صدقه بدم ولو 100 تومن. نذر چیز کمی بکنید و سنگین نباشه که شیطان وسوسه به ترکش بکنه. حتی اگر چند بار هم ترک کردید به محض این که به خودتون امدید دوباره از سر بگیریدش.

    من این روش رو امتحان کردم و جواب داده. نذر کردم که بعد از همه نمازهام تسبیحات بگم تا در یک کار دشوار موفق بشم و الحمد لله شده ام و همچنان به نذرم عمل میکنم. نذر کردم که زبان انگلیسیم خوب بشه و تلاش هم کردم و بعد از چند ماه از این رو به اون رو شد.

    در خصوص اون خانوم: آیت الله جوادی آملی می گویند که زنی که بد حجاب با آرایش بیرون می آید در آن لحظه عین آتش است و عین شیطان است منتها ما با چشم بصر نمی توانیم ببینیم و اگر کسی اولیای خدا باشه میتونه ببینه. چنانچه برخی علما بودند که مردم اطراف رو به شکل برخی حیوانات میدیدن و باطن مردم براشون آشکار شده بود. لذا بنده با قاطعیت عرض میکنم که آن خانم که با داشتن همسر چنین کاری میکنند عین آتش هستند و شما هر چه نزدیک تر بشید بیشتر میسوزید ولی خودتون خبر ندارید . بسرعت از ایشون دور بشید و اصلا ارتباطی نداشته باشید همونطور که اگر خانه تان آتش گرفته باشه به سرعت ازش خارج میشید تا خود را نجات دهید و دیگه به فکر وسایل و غیره نیستید.
    داند آنکس که آشنای دلست که صفای خط از صفای دلست


  11. #10

    عضویت
    جنسیت دی 1348
    نوشته
    551
    صلوات
    720
    حضور
    33 روز 21 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط nobelist نمایش پست ها
    واقعا شما عشق امام هستید که اینطور نظر میدید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟
    شما نظرات ایشون رو در تاپیک های مختلف مطالعه کنید متوجه میشید که چی هستن

صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 96

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود