صفحه 1 از 889 1231121314151101501 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شوخ طبعی‌ها و حکایات طلبگی: فیلم کوتاه «تیهو»

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 23 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150317

    خونسرد شوخ طبعی‌ها و حکایات طلبگی: فیلم کوتاه «تیهو»




    .

    هر صنفی مسایل و لطایف و حتی ادبیات خاص خود را دارد در این جا كتابي درباره لطایف،
    حکایات و شوخ طبعی های طلاب را به تدريج در سايت قرار مي دهم و ان اشاالله بعد هم پي دي اف آن را در اختيارتان قرار مي دهم.
    به تدريج متن كتاب شوخ طبعي ها و حكايات طلبگي در اين تاپيك درج مي شود
    از دوستان تمنا دارم از نقل و نبات های طلبگی خود و تجارب تبلیغی هم ما را بی نصیب نکنند
    البته تجارب زیاده ولی تجارب بامزه را اینجا بنویسیم دم عیدی نشاطی ایجاد کنید

    ***
    دانلود
    نرم افزار لبخندها و دلخندها



    ღ دانلود نرم افزار
    «شوخ طبعي‌ها و حكايات طلبگي» ღ⋱ ..


    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 23 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150317



    تو حوزه بخور بخوره
    افرادی که نارسایی قلبی دارند متن زير را نخوانند ممکن است سکته کنند البته از خنده.
    قبل از این که به حوزه قم بیایم چند ماهی در یکی از مدارس اصفهان بودم .حالا اسم مدرسه را بهتره
    نگويم ولی اشاره ای می کنم، مدرسه خوراسگان زیر نظر آیت الله مقتدایی. مدرسه چندتا مغازه داشت که به چندتا از افراد متدین اجاره داده بودند . وقتی برای دیدن دوستانم از قم به مدرسه رفتم با یکی از مغازه دارها که دوست بودم، قبل از ورود به مدرسه به او سری زدم.
    گفت: حیف شد رفتی ! حاج آقای مقتدایی حسابی به طلاب می رسه!
    گفتم: چطور مگه؟!
    گفت: حسابی به طلاب مرغ میدن ؛ البته نه مرغ منجمد مرغ تازه. دیروز برا نماز به مسجد مدرسه رفتم دیدم پرو پیشای مرغا رو آفتاب کرده بودن.
    با تعجب گفتم: من که چشمم آب نمی خوره!!
    گفت: حالا برو ببین.
    وقتي وارد مدرسه شدم ديدم راست مي گفت، پر مرغ ها روی پارچه هایی کنار حوض مدرسه پهن بود. با تعجب سري تكان دادم و براي روشن شدن موضوع به حجره دوستم رفتم . سخنان مرد مغازه دار را گفتم و از او خواستم كه من را از اين چاه عميق و تاريك «ابهام» بيرون بكشد.
    دوستم از خنده به گمانم سه چهار معلق هم زد ،هم می خندید و هم از چشمانش آب سرازیر بود.
    گفتم: بابا پس به من بگو داستان چيه و چی شده؟!
    گفت: الوار را که می شناسی ؟ گفتم خب !گفت می دونی که لرها بالش های زیادی دارند و به بالش ها لم میدن، این بالش ها اغلب با پر مرغ است .یکی از طلاب بروجنی بالش هایش را شسته ، جا نبوده که پهن کنه اینجا پهن کرده است.
    تذكر: دوستان طلبه در مدرسه به مزاح می گفتند: أتراک جمع مُکسَّر تُرک و ألوار جمع مکسر لُر است.[1]


    پی نوشت :
    1.محمدحسين قديري، شوخ طبعي هاي طلبگي، نشر جمال.


    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۵/۰۹/۲۴ در ساعت ۱۲:۲۴
    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 23 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150317



    حاج آقا زخم معده داری یا...؟
    یکی از دوستانم که در دستگاه قضاوت است و فردی بسیار اخلاقی و خود ساخته است گفت برحسب وظیفه گفتم امسال تبلیغ بروم به امام زمان(عج) مدیون نشوم به سازمان تبلیغات شهر ایکس رفتم مردی با سبیل چنگیزی آمد و از بین مبلغان مرا برانداز کرد و گفت برای تبلیغ آمده ای گفتم خدا قبول کنه. داد زد و به مسئول دفتر گفت اینو به کسی قول نده من اینو میخوام(یاد خرید برده و کاکا سیاه ها افتادم و جلوی خنده ام را گرفتم) من خوش نداشتم به منزل فردی بروم به او گفتم مزاحم نمی شوم اگر مسجدی مدرسه ای کتابخانه ای باشد من آنجا می روم. او گفت مگه من مرده ام باید حتما بریم خونه ما. به رغم باطنی با اصرار او مجبور شدم و قبول کردم این مرد بر خلاف همه افرادی بود که طلاب می گویند میزبان است. نماز را فهمیدم تو منزل ایشان تنها او آن هم پیش من مجبوری می خواند. به او گفتم قبلا هم طلبه منزل شما برای ایام تبلیغ مییامد گفت اولین بار که آخوند جماعت تو خونه ما حاضر میشه بچه های من هم از دو فرسخی آخوند جماعت رد می شوند. گفتم امسال چی شده روحانی می بری.
    گفت راستش یک هیات با دوستام زدم گفتند سازمان تبلیغات برای هیات شکر می دهد ولی یک آخوند هم باید روش ببریم.
    روز اول: دیس برنجی اندازه خوراک سه نفر جلو من گذاشت با تعجب گفتم این همه را برای من کشیدی گفت کمه گفت نه چه خبر.کمی از آن برادشتم او اصرار کرد باید بخوری نکنه دست پخت ما را دوست نداری گفت نه . دوست دارم گفت فهمیدم باید از رستوران غذا سفارش بدم گفتم من اصلا غذایی رستوران را نمی خورم گفت پس چی چرا نمی خوری فهمیدم آب به آب شده یا دلت برا زن بچه ات تنگ شده گفتم مگه می خوام خودکشی کنم که این همه بخورم دست شما درد نکنه. بعد یک لیوان نوشابه برام ریخت گفتم دست گلت درد نکنه ولی من نوشابه نمی خورم گفت تو هم مثل من زخم معده داری گفتم نه.
    گفت همه معادلات ذهنی منو داری به هم می زنی من شنیده بودم آخوندها خوب می خورند.




    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


  7. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 23 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150317



    سلام کل علی
    (آدم کَنف بشود ولی کِنف نشود)
    این جریان برای طلاب زیادی پیش آمده است. بسیاری از مردم گمان می‌کنند چون رهبر انقلاب و برخی مسؤلان روحانی اند روحانیون در سازمان ها و ادارات نفوذ دارند غافل از این که افراد ریاکار و منافق زیادی در اداره ها هستند که منتطر گذر پوست به دباغ خونه برسه( جریمه ماشین، کاغذ بازی اداری و...از جمله مشکلاتی است که افراد منافق برای روحانیون ایجاد می کنند.
    طلبه ای می‌گفت چند روزی بود همسایه ما توجه عجیبی به من داشت حاج آقا اردت ، چاکریم، در خدمت هستیم روزی به اصرار من را به منزل خود دعوت کرد و به از یکی دو ساعت که با هم نشستیم گفتم حاج آقا به خدا جوانم و کار خوبی دارم مشکل مالی دارم می خوام یه خونه بخرم در خواست وام کرده ام. خدا پدر ومادرت را اگر زنده اند حفظ و اگر مرده اند رحمت کنه. گفتم من کاری از دستم بر آید می کنم گفت زنده باشی حاج آقا از آنجا که درس می خونی حوزه یه نامه برام بگیر . گفتم نامه برای تو گفت آره گفتم نامه برای چی گفت وام می خوام بگیرم سودش زیاده و شرایط ضمانتش سنگینه. نامه ای بگیر که سود کمتری از من بگیرند و با سفته بدون ضامن به من وام بدهند من که با کاغذ بازهای برداران بانکی و.. نتوانسته بودم حتی وام ازدواج خودم را بگیرم نمی دانستم بخندم یا گریه کنم. فاصله او تا واقعیت آن قدر زیاد بود که می دانستم توضیحات من اثری ندارد فقط گفتم ببین حوزه علمیه یک مرکز آموزشی و پرورشی است مانند آموزش و پرورش. ربطی به بانک و...ندارد آن جا مربوط به امور تحصیلی امتحانات و پذیرش حوزه و.. است او با نگاه عاقل اندر سفیهی گفت متوجه ام . بعد گفت حاج آقا 12 تومان به من دستی قرض می دی گفتم چرا ندم دست کردم تو جیبم گفت خدا پدرت را بیامرزد من هم دوازده هزار تومان شمردم و گفتم بفرمایید گفت دوازده میلیون تومان فکر کردم چک می خوای بدی گفتم اولا دسته چک مال آدم مایه داره دوما اگه من دوازدهم میلیون داشتم یک ماشین خوب برا خودم می خریدم و هر روز دست و اسم را با این پیکان قراضه سیاه نمی کردم
    بعد به او گفتم به نظرت در آمد من چقدره گفت نمی دانم
    گفتم حدس؟
    گفت دو سه میلیون
    گفتم مرد حسای دوسه میلیون کجا بوده
    من با بیست سال سابقه تو حوزه در آمدم سیصد هزار تومان نمی رسه. دوستان دوره دبیرستان من برخی باز نشسته شده اند و خونه و ماشینی من ناسپاس نیستم ولی من سه سال بیمه دارم. ولی به خدا اگر مجبور نبودم و نمی خواستم رفع شبهه کنم همین را به شما نمی گفتم
    سری تکان داد با خنده بلندگفت از قدیم گفتند مردها درآمدشونو به کسی نمی گن
    من گفتم داستان من تو همان داستان با مزه
    سلام کل علی است و بس.

    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


  8. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 23 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150317



    کتاب آشپزی طلاب در مدارس
    - کوکو سیب زمینی
    - کوکو سبزی
    - تخم مرغ نیم رو و تمام رو و...
    - املت
    - خوراک لوبیا و تخم مرغ
    - تخم مرغ آب پز و سیب زمینی
    منت خدای را عز وجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت هر تخم مرغی که فرو می رود ممد حیات است و چون ارزان شود مفرح ذات ....


    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


  9. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 23 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150317



    دعای طلاب مجرد بعد خوردن غذا
    اللهم ارزقنا رزقا حلالا طیبا و زوجنّا من حور عین سریعا عاجلا بدون هیچ تاخیرا
    برحمتک الواسع ای حکیم لانک همه جفتاً و ما تکیم

    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


  10. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 23 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150317



    گویند عالمي می گفت اگر خواستید بعد از مرگم قبر من را در تخت فولاد اصفهان پیدا کنید بیاید ببینید از کدام قبر شوره بیرون زده چون تو دوره طلبگی ام به اندازه موهای سرم نون پنیر خوردم
    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


  11. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 23 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150317



    کلفتی نون و نازکی کار
    یکی از طلاب نویسنده که کتاب های زیادی هم از او منتشر شده است
    می گوید من محل کارم اتاق مطالعه ام است و خیلی وقت ها به خاطر نوع کارم منزل هستم. تا حالا با خانمم مشکل و اختلاف جدی ای نداشته ایم مگر مواردی که او به من گیر داده که بیش از اندازه کار می کنی. همسرم همیشه میگه جریان این که میگند توش خودمونو کشته بیرونش مردم کار شما است به دلیل کار زیادت نه تفریح داریم و تفرجی زن همسایه، دوستانم و حتی فامیل ها می گویند خوب خدایی شوهرت کلفتی نون را گرفته و نازکی کار را همیشه تو خونه است.

    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


  12. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25218



    با سلام

    جناب حامي بزرگوار

    همان طور كه به نيكي مي دانيد اين گونه شوخي هاي زيبا در محافلي و جمع هاي مجرد به وجود مي ايد جنابعالي تايپك خوبي را كليد زديد

    پيشنهادي داشتم :

    غير از جمع هاي مجرد طلبگي جمع هاي مجرد دانشجويي در خوابگاهها دانشجويي بوده و هست و از طرفي خيل عظيمي از كاربران بزرگوار اين جمع هاي دانشجويي را تجربه كرده اند

    شنيدن لطايف و شوخي هاي جمع هاي دانشجويي هم خالي از لطف نخواهد بود.

    يه ندايي هم به رفقاي دانشجو بديم براي كفتن شوخي هاي زيباي جمع هاي دانشجويي



  13. صلوات ها 2


  14. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 23 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150317



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    با سلام

    جناب حامي بزرگوار

    همان طور كه به نيكي مي دانيد اين گونه شوخي هاي زيبا در محافلي و جمع هاي مجرد به وجود مي ايد جنابعالي تايپك خوبي را كليد زديد

    پيشنهادي داشتم :

    غير از جمع هاي مجرد طلبگي جمع هاي مجرد دانشجويي در خوابگاهها دانشجويي بوده و هست و از طرفي خيل عظيمي از كاربران بزرگوار اين جمع هاي دانشجويي را تجربه كرده اند

    شنيدن لطايف و شوخي هاي جمع هاي دانشجويي هم خالي از لطف نخواهد بود.

    يه ندايي هم به رفقاي دانشجو بديم براي كفتن شوخي هاي زيباي جمع هاي دانشجويي

    طاها جون سلام
    ممنونم به من سرزدید
    طاها این لطایف مربوط به مجردها نیست همان گونه که اول گفتم مربوط به طلاب و زندگی پر رمز و راز آنها است که برای بسیار ی از مردم شنیدنش جذابیت دارد و کمتر مردم شنیده اند از سویی دیگر همان گونه که گفتم هر صنفی ادبیات و حال هوای خودش را دارد بنابراین اگر اجازه بدهید این بحث را به خود طلاب اختصاص بدهیم همان گونه که ما کتابی درایم به نام فرهنگ جبهه و شوخ طبعی های جبهه که مختص به رزمندگان است.

    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


صفحه 1 از 889 1231121314151101501 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۹/۰۱, ۲۱:۵۸ : 97

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود