صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا اختیار انسان با علیم بودن خداوند در تضاد است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهریور 1395
    نوشته
    13
    صلوات
    16
    حضور
    21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره آیا اختیار انسان با علیم بودن خداوند در تضاد است؟




    با سلام
    چالش جبرواختیار انگار حل نشدنیه
    خداوند علیم است.یعنی برتمام حقایق هستی آگاه است.چون خداوند دربعدزمان قرار نمی گیرد پس برگذشته و حال و آینده آگاه است(آگاهی را دراینجا معنی کنید)
    سوال:اگر خدا از گذشته،حال و بخصوص آینده ما باخبر است(چون علیم است)،آیا این مسئله در تناقض با اختیار انسان قرار ندارد؟و اگر درتناقض نیست،توضیح دهید چگونه ما هم در مورد آینده با توجه به اختیارخود،ازمیان چندین گزینه،یکی را انتخاب می کنیم و انجام می دهیم،درحالی که خداوند پیش ازآن انتخاب،ازآن تصمیم و وقوع فعل اش آگاهی داشت؟؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : 1395/09/03 در ساعت 12:30


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    19,931
    صلوات
    53703
    حضور
    146 روز 3 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    35



    با نام و یاد دوست






    آیا اختیار انسان با علیم بودن خداوند در تضاد است؟








    کارشناس بحث: استاد هادی

  4. صلوات ها 2


  5. #3

    عضویت
    جنسیت شهریور 1393
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,730
    صلوات
    6307
    حضور
    77 روز 11 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط S_SHT نمایش پست ها
    با سلام
    چالش جبرواختیار انگار حل نشدنیه
    خداوند علیم است.یعنی برتمام حقایق هستی آگاه است.چون خداوند دربعدزمان قرار نمی گیرد پس برگذشته و حال و آینده آگاه است(آگاهی را دراینجا معنی کنید)
    سوال:اگر خدا از گذشته،حال و بخصوص آینده ما باخبر است(چون علیم است)،آیا این مسئله در تناقض با اختیار انسان قرار ندارد؟و اگر درتناقض نیست،توضیح دهید چگونه ما هم در مورد آینده با توجه به اختیارخود،ازمیان چندین گزینه،یکی را انتخاب می کنیم و انجام می دهیم،درحالی که خداوند پیش ازآن انتخاب،ازآن تصمیم و وقوع فعل اش آگاهی داشت؟؟

    با سلام و عرض ادب و تقدیر از پرسش خوبتان

    یکی از مسلّمات اعتقادات مسلمین این است که خداوند علیم و قدیر ، عالم و خالق مطلق بوده قبل از ایجاد اشیاء ، به آنها علم داشته و همه ی امور را او آفریده است. و موجودات همانگونه آفریده شده اند که در علم پیشین خدا حضور داشته اند. « ... عَالِمٌ إِذْ لَا مَعْلُومَ وَ خَالِقٌ إِذْ لَا مَخْلُوقَ وَ رَبٌّ إِذْ لَا مَرْبُوبَ وَ إِلَهٌ إِذْ لَا مَأْلُوهَ وَ كَذَلِكَ يُوصَفُ رَبُّنَا وَ هُوَ فَوْقَ مَا يَصِفُهُ الْوَاصِفُون‏». عالم و دانا بود در هنگامى كه هيچ معلومى نبود كه علم به آن تعلق گيرد و خالق و آفريدگار بود در وقتى كه هيچ مخلوق و آفريده ای نبود و پروردگارى داشت در زمانى كه هيچ پروريده ای نبود كه قابل تربيت باشد و معبوديت داشت آنگاه كه هيچ عبادت‏ كننده‌ای نبود كه عبادت كند و پروردگار ما را چنين وصف بايد نمود و آن جناب بالاتر است از آنچه وصف‏كنندگان او را وصف مي كنند.»(التوحيد للصدوق ،ص 57)
    طبق این اعتقاد اگر حقیقت علمی همه ی موجودات ، قبل از خلقتشان ، در علم خدا حضور داشته و هیچ کس جز خدا خالق آنها نیست ، و همه ی موجودات مخلوق او هستند ، پس هر موجودی همانگونه خواهد بود که در علم خدا بوده و خدا آن را به آن گونه آفریده است.
    حال سوال این است که تکلیف افعال ارادی انسان در این میانه چه می شود؟ اگر خدا از گذشته،حال و بخصوص آینده ما باخبر است،آیا این مسئله در تناقض با اختیار انسان قرار ندارد؟ در پاسخ به این پرسش عرض می شود: خیر اراده و اختیار انسان هیچ تناقضی با علم پیشین الهی ندارد و علم پيشين الهى نسبت به اعمال ما مستلزم جبر نيست؛ زيرا زمانى جبر است كه علت اعمال ما باشد در حالى كه خدا از افعال ما آگاه است؛ چون ما آنها را انجام مى‏دهيم نه اينكه چون او مى‏داند ما انجام مى‏دهيم. به عبارت ديگر خداوند موجودى است غير زمانى و براى او قبل و بعدى نيست و همه زمان‏ها نزد او يكسان است و گذشته و آينده و حال نزد او مساوى است. پس همين طور كه علم ديگران به اعمال ما در حال انجام يا بعد از آن يا قبل از آن رافع اختيار از ما نيست علم قبلى خداوند به اعمال ما رافع اختيار نيست و علم خدا به افعال انسان قبل از خلقت به اين معنا نيست كه او تقدير كرده انسان چنين اعمالى را انجام دهد؛ بلكه تقدير و مشيت الهى بر اين قرار گرفته است كه انسان اعمالش را از روى اراده و اختيار خودش انجام دهد و خدا نيز علم دارد كه هر كسى با اراده و اختيار خودش چه كارهايى را انجام خواهد داد و اين مساوى با اراده و اختيار انسان است.

    آیا اختیار انسان با علیم بودن خداوند در تضاد است؟
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه


  6. #4

    عضویت
    جنسیت شهریور 1393
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,730
    صلوات
    6307
    حضور
    77 روز 11 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    توضیح بیشتر در این زمینه:
    خداوند متعال خالق مطلق و عالم به همه چیز بوده و علم پیشین به همه ی موجودات دارد. لذا او می داند که فلان شخص در فلان زمان ، فلان کار را با اختیار خود انجام خواهد داد. برای مثال خدا می داند که ابولهب به اختیار خود کافر خواهد شد. یعنی خدا به فعل ارادی انسان ، با وصف اختیاری بودن آن علم دارد نه بدون آن وصف. چون فرض فعل ارادی بدون وصف اختیاری بودن ، مثل فرض چهارضلعی سه گوش است.نکته ی اصلی نیز همین جاست. به دو جمله زیر توجّه فرمایید.
    1) خدا هر شخصی را آفریده و از پیش می داند که فلان شخص در فلان زمان چه کاری را انجام خواهد داد.
    2) خدا هر شخصی را مختار آفریده و از پیش می داند که فلان شخص در فلان زمان چه کاری را با اختیار خود انجام خواهد داد.
    جمله اوّل نادرست است ؛ امّا جمله دوم صحیح است. انسان از آن جهت که ذاتاً مختار آفریده شده است نمی تواند کار ارادی را بدون اختیار انجام دهد. لذا نمی توان وصف اختیاری بودن را از فعل ارادی او حذف نمود.علم پیشین خدا نیز به کار اختیاری او تعلّق گرفته است نه به کار او ، صرف نظر از اختیارش. بنا بر این ، در علم پیشین خدا ، چیزی به نام «ابولهبِ کافر» وجود نداشت ؛ لذا چنین چیزی نیز خلق نشده و در عالم هستی وجود ندارد. آنچه در علم خدا وجود داشته و دارد « ابولهبِ مختاراً کافر» است لذا خدا هم «ابولهبِ به اختیار خود کافر» را آفریده است نه «ابولهبِ کافر» را. بنا بر این ، از علم پیشین خدا نسبت به کار آینده ی انسان جبری لازم نمی آید. خدا می دانست که ابولهب به اختیارش کافر خواهد شد لذا ابولهب طبق علم تغییر ناپذیر خدا ، به اختیار خود کافر شد.
    امّا علم خدا باعث مجبور شدن آنها نشد ؛ بلکه بر عکس چون در علم خدا ابولهب با اختیار خود کافر بود ، پس حتماً باید ابولهب به اختیار خود کافر می شد. به عبارت دیگر انسان مجبور است که مختار باشد ؛ و این جبر ، جبرِ در مقابل اختیار نیست بلکه جبر علّی و معلولی است که بر وجود اختیار تأکید می کند. جبر در مقابل اختیار محال است با اختیار جمع شود ولی این جبر با اختیار جمع می شود. پس انسان مختار است چون در علم خدا مختار بود ؛ و اگر کاری می کند به اختیار می کند و اگر جهنّم یا بهشت می رود به اختیار خود می رود.

    حاصل سخن اینکه:
    خداوند انسان را با وصف مختار بودن می آفریند و هر عملی که انجام می دهد با اختیار خودش است لذا خداوند به «انسان مختار» علم دارد، برای مثال خداوند علم دارد که سران اسرائیل با اخیتار خود ظلم می کنند، لذا ظالم بودن سران اسرائیل در علم الهی همراه با وصف اخیتار است. بنابراین هیچ تناقضی بین علم الهی و اختیار انسان نخواهد بود چرا که در علم الهی وصف اختیار همواره موجود بوده و خداوند به «اسرائیل ظالم مختارا» علم دارد نه «اسرائیل ظالم».

    براى آگاهى بيشتر ر.ك: مصباح يزدى، محمد تقى، ج 1، آموزش عقايد، صص 180 - 187؛ همان، معارف قرآن، ج 1، صص 202 - 222؛ مطهرى، مرتضى، انسان و سرنوشت.


    آیا اختیار انسان با علیم بودن خداوند در تضاد است؟
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه


  7. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن 1394
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    690
    صلوات
    901
    حضور
    139 روز 2 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی نمایش پست ها
    خدا هر شخصی را مختار آفریده و از پیش می داند که فلان شخص در فلان زمان چه کاری را با اختیار خود انجام خواهد داد.
    با سلام....ازنظر عقلی نه نقلی چطور می توانیم ثابت کنیم که خدا می داند که مثلا بنده بیست سال دیگر با اختیار خود چه خواهم کرد؟؟
    که من فکر می کنم برای پاسخ دادن به این سوال باید بدانیم اصلا عملکرد و سازوکار این رفتار خدا چگونه است...یعنی خدا با چه متدی و ساز و کاری به آینده ی بنده آگاه است...مثلا فرض کنید که من یک رباط را ساخته باشم و از تمام پیچ و خم آن آگاهی داشته باشم، اگر رباط را مختار ساخته باشم، به فرض، دقیق نمی توانم به یقین پیش ببینی کنم که مثلا یک هفته ی دیگر چه خواهد کرد....اگر بدانم و پیش بینی کنم، خوب این جبری است که بر رباط حاکم است..به چه نحو؟؟چون هر تصمیمی که رباط می گیرد بنده دلیل آن را پیش بینی کرده ام...یعنی می دانم این تصمیم به خاطر فلان علت است....یعنی هر تصمیم رباط علتی دارد که من از آن آگاهم....و می توانم پیش بینی کنم که هر تصمیمی چه چیز را سبب می شود و آن چیز خود علت چه تصمیم بعدی ای می شود....پس دیگر رباط مختار نیست با این نوع ساز و کار....

  8. صلوات ها 2


  9. #6

    عضویت
    جنسیت تیر 1391
    علاقه
    کتب عرفانی و فلسفی-رسیدن به مقام قرب الهی
    نوشته
    621
    صلوات
    2183
    حضور
    18 روز 19 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هو العظیم

    با سلام و عرض ادب

    اختیار انسان در مقابل قضای الهی چگونه هست؟

    وقتی قضایی برای یک انسان حتمی شده ایا ممکن هست برگرده ؟ یا انسان در مقابلش اختیاری داره ؟

    تا جایی که من میدونم انسان در مقابل قضای الهی مختار نیست و هر چی که تعیین شده به سرش میاد
    این جهان کوه است و فعل ما ندا..........از نداها سوی ما اید صدا





  10. صلوات ها 3


  11. #7

    عضویت
    جنسیت مهر 1389
    نوشته
    174
    صلوات
    776
    حضور
    1 روز 14 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    3



    نقل قول نوشته اصلی توسط S_SHT نمایش پست ها
    چالش جبرواختیار انگار حل نشدنیه
    ان العلم السابق لایسلب الاختیار عن الفاعل (انسان) اذ لو کان کذلک لزم سلب الاختیار عن الله تعالی لانه عالم بافعاله ازلا اضف الی ذلک ان علم الله السابق علی افعال العباد انما تعلق بما لها من الاسباب وخصوصیات الفواعل ومن خصوصیات الانسان ان افعاله مسبوقه بالعلم والقصدوالاختیاروهذا مایجده من صمیم ذاته درکا وجدانیاوعلم حضوریا لایتطرق الیه الخطا مطلقا وعلی هذا کان لازم العلم الازلی حتمیه الاختیار لامجبوریه الفاعل فی فعله(1)
    1.القواعد الکلامیه .علی ربانی گلپایگانی صفحه 71.


  12. صلوات ها 2


  13. #8

    عضویت
    جنسیت شهریور 1395
    نوشته
    13
    صلوات
    16
    حضور
    21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    با سلام....ازنظر عقلی نه نقلی چطور می توانیم ثابت کنیم که خدا می داند که مثلا بنده بیست سال دیگر با اختیار خود چه خواهم کرد؟؟
    که من فکر می کنم برای پاسخ دادن به این سوال باید بدانیم اصلا عملکرد و سازوکار این رفتار خدا چگونه است...یعنی خدا با چه متدی و ساز و کاری به آینده ی بنده آگاه است...مثلا فرض کنید که من یک رباط را ساخته باشم و از تمام پیچ و خم آن آگاهی داشته باشم، اگر رباط را مختار ساخته باشم، به فرض، دقیق نمی توانم به یقین پیش ببینی کنم که مثلا یک هفته ی دیگر چه خواهد کرد....اگر بدانم و پیش بینی کنم، خوب این جبری است که بر رباط حاکم است..به چه نحو؟؟چون هر تصمیمی که رباط می گیرد بنده دلیل آن را پیش بینی کرده ام...یعنی می دانم این تصمیم به خاطر فلان علت است....یعنی هر تصمیم رباط علتی دارد که من از آن آگاهم....و می توانم پیش بینی کنم که هر تصمیمی چه چیز را سبب می شود و آن چیز خود علت چه تصمیم بعدی ای می شود....پس دیگر رباط مختار نیست با این نوع ساز و کار....
    آفرین به این مثال شما،بنده هم مشکلم همین است.خدا اگر پیش بینی کند،خدا نخواهد بود،زیرا دیگر علیم نخواهد بود و نقص برخداوند وارد نیست.متاسفانه ازاینگونه پیش بینی ها درقرآن زیاد است و من دلیل آن را متوجه نمیشم.مفاهیمی با این مضمون درقرآن => "لعلکم" یعنی "شاید شما"
    خداوند چرا از کلمه ی "شاید"استفاده می کند درحالی که درشأن خداوند نیست؟کلمه ی "شاید" مضمون پیش بینی را دارد وقطعیتی درآن نیست!!!


    ویرایش توسط S_SHT : 1395/07/04 در ساعت 17:54

  14. صلوات ها 2


  15. #9

    عضویت
    جنسیت شهریور 1395
    نوشته
    13
    صلوات
    16
    حضور
    21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی نمایش پست ها
    توضیح بیشتر در این زمینه:
    خداوند متعال خالق مطلق و عالم به همه چیز بوده و علم پیشین به همه ی موجودات دارد. لذا او می داند که فلان شخص در فلان زمان ، فلان کار را با اختیار خود انجام خواهد داد. برای مثال خدا می داند که ابولهب به اختیار خود کافر خواهد شد. یعنی خدا به فعل ارادی انسان ، با وصف اختیاری بودن آن علم دارد نه بدون آن وصف. چون فرض فعل ارادی بدون وصف اختیاری بودن ، مثل فرض چهارضلعی سه گوش است.نکته ی اصلی نیز همین جاست. به دو جمله زیر توجّه فرمایید.
    1) خدا هر شخصی را آفریده و از پیش می داند که فلان شخص در فلان زمان چه کاری را انجام خواهد داد.
    2) خدا هر شخصی را مختار آفریده و از پیش می داند که فلان شخص در فلان زمان چه کاری را با اختیار خود انجام خواهد داد.
    جمله اوّل نادرست است ؛ امّا جمله دوم صحیح است. انسان از آن جهت که ذاتاً مختار آفریده شده است نمی تواند کار ارادی را بدون اختیار انجام دهد. لذا نمی توان وصف اختیاری بودن را از فعل ارادی او حذف نمود.علم پیشین خدا نیز به کار اختیاری او تعلّق گرفته است نه به کار او ، صرف نظر از اختیارش. بنا بر این ، در علم پیشین خدا ، چیزی به نام «ابولهبِ کافر» وجود نداشت ؛ لذا چنین چیزی نیز خلق نشده و در عالم هستی وجود ندارد. آنچه در علم خدا وجود داشته و دارد « ابولهبِ مختاراً کافر» است لذا خدا هم «ابولهبِ به اختیار خود کافر» را آفریده است نه «ابولهبِ کافر» را. بنا بر این ، از علم پیشین خدا نسبت به کار آینده ی انسان جبری لازم نمی آید. خدا می دانست که ابولهب به اختیارش کافر خواهد شد لذا ابولهب طبق علم تغییر ناپذیر خدا ، به اختیار خود کافر شد.
    امّا علم خدا باعث مجبور شدن آنها نشد ؛ بلکه بر عکس چون در علم خدا ابولهب با اختیار خود کافر بود ، پس حتماً باید ابولهب به اختیار خود کافر می شد. به عبارت دیگر انسان مجبور است که مختار باشد ؛ و این جبر ، جبرِ در مقابل اختیار نیست بلکه جبر علّی و معلولی است که بر وجود اختیار تأکید می کند. جبر در مقابل اختیار محال است با اختیار جمع شود ولی این جبر با اختیار جمع می شود. پس انسان مختار است چون در علم خدا مختار بود ؛ و اگر کاری می کند به اختیار می کند و اگر جهنّم یا بهشت می رود به اختیار خود می رود.

    حاصل سخن اینکه:
    خداوند انسان را با وصف مختار بودن می آفریند و هر عملی که انجام می دهد با اختیار خودش است لذا خداوند به «انسان مختار» علم دارد، برای مثال خداوند علم دارد که سران اسرائیل با اخیتار خود ظلم می کنند، لذا ظالم بودن سران اسرائیل در علم الهی همراه با وصف اخیتار است. بنابراین هیچ تناقضی بین علم الهی و اختیار انسان نخواهد بود چرا که در علم الهی وصف اختیار همواره موجود بوده و خداوند به «اسرائیل ظالم مختارا» علم دارد نه «اسرائیل ظالم».

    براى آگاهى بيشتر ر.ك: مصباح يزدى، محمد تقى، ج 1، آموزش عقايد، صص 180 - 187؛ همان، معارف قرآن، ج 1، صص 202 - 222؛ مطهرى، مرتضى، انسان و سرنوشت.

    سلام جناب آقای هادی
    توضیحات مفیدی به بنده دادید.

    خداوند از بعد زمان خارج است.اگر این فرض را بپذیریم.می توانیم بگوییم که خداوند بر گذشته حال و آینده آگاهی دارد.

    واما برداشت بنده از مطالب شما اینطور بود:

    این آگاهی،همان نظاره کردن و مشاهده است.اما چون برای خداوند،گذشته و حال وآینده مفهومی ندارد.این آگاهی علاوه برمشاهده کردن،چون شامل مشاهده ی زمان نیامده(آینده) هم هست،پس دانستن راهم شامل می شود.پس خداوند هم می داند و هم انسانها در انجام تصمیمات خود(عمل درآینده) مختارند.

    مشکل اینجاست که نمیشه این گفته ها رو تصور کرد.وچیزی که نتوان با عقل تصور کرد،در قالب منطق نمی گنجه(همانگونه که تسلسل درعلل ازنظر منطق ما،امکان پذیر نیست و نتیجه میگیریم که باید،حتما علت تامه ای باشد یعنی خداوند)...هیچ مثالی نمیشه زد که این مفهوم رو ازنظر منطق بشری توجیه کنه و خب دلیلشم حتما اینه که درک یک وجود غیرمادی برای یک وجود مادی امکان پذیر نیست.
    فقط باید پذیرفت که چنین چیزی امکان پذیره.

    من فقط نمی فهمم چرا باید خداوند، انقدر شناختش با این ذهن ناقص ما سخت باشه!!

    ویرایش توسط S_SHT : 1395/07/04 در ساعت 18:53

  16. صلوات ها 2


  17. #10

    عضویت
    جنسیت شهریور 1395
    نوشته
    13
    صلوات
    16
    حضور
    21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reza64 نمایش پست ها
    ان العلم السابق لایسلب الاختیار عن الفاعل (انسان) اذ لو کان کذلک لزم سلب الاختیار عن الله تعالی لانه عالم بافعاله ازلا اضف الی ذلک ان علم الله السابق علی افعال العباد انما تعلق بما لها من الاسباب وخصوصیات الفواعل ومن خصوصیات الانسان ان افعاله مسبوقه بالعلم والقصدوالاختیاروهذا مایجده من صمیم ذاته درکا وجدانیاوعلم حضوریا لایتطرق الیه الخطا مطلقا وعلی هذا کان لازم العلم الازلی حتمیه الاختیار لامجبوریه الفاعل فی فعله(1)

    1.القواعد الکلامیه .علی ربانی گلپایگانی صفحه 71.

    کاش معنی این جمله رو هم قرار می دادید


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 28

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود