صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات وجود روح

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۵
    نوشته
    13
    حضور
    21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره اثبات وجود روح




    درمسئله خداشناسی دردیت اسلام،یکی ازمهمترین ارکان بعدازخداشناسی،باور به معاد و قیامت است.
    باور به معاد نیز،باور به وجود روح را طلب می کند.
    عقیده ی اسلام درمورد روح،غیرمادی بودن آن است(روح از وجود خداونداست و خدا،ماده نیست)که هنگام فرارسیدن مرگ،از وجودانسان گرفته می شود.(روح درقالب جسم انسان نهفته است و مکان دارد.)

    سوال اول:بافرض پذیرش وجودغیرمادی،چگونه یک وجودغیرمادی با معیارهای ماده سنجیده می شود؟یعنی چگونه یک وجودغیرمادی به وجود مادی محدود می شود؟

    سوال دوم:با پذیرش فرض قرارگیری روح در بدن و تعریف مکان برای آن(طبق تعریف قرآن)،آیا این فرض،خود تناقضی بر غیرمادی بودن روح نیست؟

    باتشکر
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۹:۱۶

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,104
    حضور
    160 روز 10 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    37



    با نام و یاد دوست






    اثبات وجود روح








    کارشناس بحث: استاد طاها

  4. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام به شما دوست گرامی

    تحقیقات فلسفی (ر.ک: آموزش عقاید، مصباح یزدی، دروس 42 و 43؛ مفاتيح الغيب، ملاصدرا، ص: 337 و فرهنگ معارف اسلامى، سید جعفر سجادی، ج‏3، ص: 2021) و بیانات دینی (ترجمه الميزان، ج‏17، ص: 407؛ تفسير نمونه، ج‏19، ص: 477) حاکی از این است که روح امری غیرمادی و غیر محصور در بدن مادی است؛ بلکه موجودی فراتر از سنخ ماده و بدن مادی است که در عین حال، تدبیر امور بدن مادی را به عهده دارد.

    از آیاتی که میتواند شاهد بر این مطلب باشد این دو مورد است:

    وَ هُوَ الَّذي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فيهِ لِيُقْضى‏ أَجَلٌ مُسَمًّى؛

    او كسى است كه (روح) شما را در شب (به هنگام خواب) مى‏ گيرد و از آنچه در روز كرده‏ ايد، با خبر است سپس در روز شما را (از خواب) برمى ‏انگيزد و (اين وضع هم چنان ادامه مى ‏يابد) تا سرآمد معينى فرا رسد. (انعام/60)

    اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي‏ لَمْ تَمُتْ في‏ مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتي‏ قَضى‏ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى‏ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى؛

    خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى ‏كند، و ارواحى را كه نمرده‏ اند نيز به هنگام خواب مى ‏گيرد سپس ارواح كسانى كه فرمان مرگشان را صادر كرده نگه مى ‏دارد و ارواح ديگرى را (كه بايد زنده بمانند) بازمى ‏گرداند تا سرآمدى معيّن.(زمر/42)

    بر اساس این دو آیه، غیر از بدن، موجودی به نام روح مجرد از بدن نیز به رسمیت شناخته شده، و علاوه بر این، آیات نامبرده حاکی است روح در قالب بدن محصور نیست و رابطه میان روح و بدن از سنخ ظرف و مظروف نیست زیرا همانطور که میدانیم آدمی هنگام خواب زنده است و اعضای حیاتی بدن مشغول کارند با اینحال خداوند میفرماید در هنگام خواب توفی (گرفتن تمام و کمال) صورت میگیرد همانگونه که در مرگ توفی صورت میگیرد. اگر روح در قالب جسم بود باید با گرفته شدنش (توفی) مرگ برای بدن به ارمغان آید در حالیکه در خواب توفی هست اما مرگی در کار نیست. این نشان میدهد علاوه بر اینکه روح غیر از بدن است، رابطه روح با بدن نیز از قبیل رابطه ظرف و مظروف نیست.

    بنابراین از نظر اسلام، نه روح محدود به بدن مادی است و نه بدن به عنوان مکان روح قلمداد شده است بلکه روح امری مجرد از ماده است که در این دنیا تدبیر یک بدن مادی را بر عهده دارد و آنرا ابزار کار خویش نموده است بدون اینکه به استقلال وجودی آن لطمه ای وارد شود.

    در پناه حق


  5. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    علاقه
    فوتبال
    نوشته
    21
    حضور
    2 روز 23 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام
    روح البته به آن شکل که ما آنرا می شناسیم و با آن عادت کرده ایم در قرآن وجود ندارد. در قرآن گفته نشده که ما از روح زنده ایم و وقتی بمیریم روح از بدن ما خارج می شود، یا وقتی روح از بدن ما خارج شد ما می میریم. در قرآن از بازگشت روح به بدن در روز رستاخیز صحبت نشده است. و قرآن از ما نیز نخواسته که به وجود روح ایمان داشته باشیم یا آنرا بشناسیم. در آیه 85 سوره اسری می خوانیم: « وَ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلاً = از تو راجع به روح می پرسند. به آنها بگو: روح از امر خدا است و دانشی که به شما داده شده کم است. (یعنی دانشی که به آن می رسید ناچیز است و روح در قلمرو دانش شما نیست).
    آنجا که قرآن می گوید "خدا روح خود را در انسان دمیده" بمعنی دمیدن جان و حیات در انسان نیست، چون بنابر آنچه در قرآن مطرح شده پیش از اینکه روح در انسان دمیده شود انسان از نظر حیات و زندگی وجود داشته و زندگی می کرده است. در سوره سجده آیات 7 تا 9 چنین میخوانیم:
    « الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الانـْسَانِ مِنْ طِينٍ ـ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ ـ ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالافْئِدَةَ قَلِيلاً مَا تَشْكُرُونَ: خدائی که آفرینش هر چیزی را بهتر نمود و آفرینش انسان را در گِل آغاز نمود ـ مدت درازی بعد نسل وی را از چکیده ای از آب بی ارزشی قرار داد ـ مدت درازی بعد او را راست (قامت) نمود و از روح خود در او دمید. همینطور شنوائی و بینائیها و احساسات (حس چشائی، لامسه و بويائی) برای شما درست کرد. افراد کمی از شما سپاسگذار هستند».
    در این آیات می بینیم که آفرینش انسان در گِل آغاز شده (یعنی حیاتی در گِـل پیدا شده که به پیدایش انسان راه می برده)، مدت درازی بعد (چنانکه حرف ثـُمّ که برای بیان فاصله زمانی بلند مدت است بر آن دلالت دارد) انسان از طریق نطفه تولید مثل می کرده است، و مدت درازی بعد انسان راست قامت شده و بعد روح خدا در وی دمیده شده است. یعنی پیش از دمیدن روح در انسان، انسان در قید حیات بوده و زندگی و تولید مثل داشته است. دمیدن روح در انسان بمعنی: دادن کارکرد و عملکرد خدائی به وی است. یعنی اندیشمند نمودن وی. (واژه روح از جمله به معنی: حرکت و کارکرد و عملکرد است). در قرآن روح به خدا نسبت داه می شود و نـَفـس به صاحب خود (یعنی به انسان).
    و آنچه در قرآن از آن صحبت شده که از بدن خارج می شود نـَفـس است. قرآن می گوید که هنگام مرگ نـَفـسِ انسان از انسان خارج میشود. نـَفـس بمعنی: خود و خویشتن خودآگاه است. اینکه هویت و ماهیت نفس چیست طبعاً می بایست به کمک دستگاه وبررسی های علمی شناخته شودولی به قول پروردگار دانشی که به آن می رسید ناچیز است و روح در قلمرو دانش ما نیست.
    همینطور در روز رستاخیز نیز از نـَفـسِ صحبت شده است. نحوه زنده شدن در روز رستاخیز نیز مکرراً به رشد مجدد گیاهان و درختان تشبیه شده است.وحال آن عنصری که قرار است انسان درروز رستاخیز از آن رشد بکند چه عنصری است الله اعلم.

  6. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    916
    حضور
    176 روز 8 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد1 نمایش پست ها
    « الَّذِی أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الانـْسَانِ مِنْ طِينٍ ـ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ مَاءٍ مَهِينٍ ـ ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالافْئِدَةَ قَلِيلاً مَا تَشْكُرُونَ: خدائی که آفرینش هر چیزی را بهتر نمود و آفرینش انسان را در گِل آغاز نمود ـ مدت درازی بعد نسل وی را از چکیده ای از آب بی ارزشی قرار داد ـ مدت درازی بعد او را راست (قامت) نمود و از روح خود در او دمید. همینطور شنوائی و بینائیها و احساسات (حس چشائی، لامسه و بويائی) برای شما درست کرد. افراد کمی از شما سپاسگذار هستند».
    سلام...این آیاتی که شما به اون اشاره داشتید یک چند روزی هس که مورد توجه من قرار گرفته...شما فکر نمی کنید که بشه به شکل دیگری تفسیرش کرد؟به این شکل مثلا، آیات شماره 9 سجده به بعد در واقع به فعل و انفعالاتی اشاره داره که در درون رحم مادر رخ می ده....کلمه ی ثم هم من توی ترجمه هایی که ازقران دارم به شکل آنگاه ترجمه شده اند.آیه می گه خدا خلقت انسان رو از گل آغار کرد.و ازدیاد نسل رو آبی بی مقدار قرار داده.بعد اشاره به رحم مادر می کنه....آنجا که می گه ثُمَّ سَوَّاهُ اشاره به تبدیل اون آب جهنده به جنین داره....نفخ روح هم در رحم مادر به جنین انسان صورت می گیره...یعنی هر انسانی در رحم مادرش، نفخ روح می شه....چشم و گوش و دلها هم که اشاره می کنه بهشون در واقع در رحم مادر در پی رشد جنین اشاره می کنه.این آیات مشابه آیات سوره مومنون است:
    سوره المؤمنون (23) آیه 12 وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الإِْنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ هر آينه ما انسان را از گل خالص آفريديم
    سوره المؤمنون (23) آیه 13 ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ سپس او را نطفه اي در جايگاهي استوار قرار داديم
    سوره المؤمنون (23) آیه 14 ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ آنگاه از آن نطفه ، لخته خوني آفريديم و از آن لخته خون ، پاره گوشتي ، واز آن پاره گوشت ، استخوانها آفريديم و استخوانها را به گوشت پوشانيديم ، بار ديگر او را آفرينشي ديگر داديم در خور تعظيم است خداوند ، از آن بهترين آفرينندگان

    آیه 14 مومنون که اشاره به رشد جنین داره معادل هست با آیه 9 از سوره سجده...اگر امکان داره استاد طاها هم نظرشون رو بگن در این باره....

    در ضمن شما یک اشاره ای هم داشتید به نفخ روح..اگر بخواهیم آیات رو با دیدگاه شما تفسیر کنیم..اینطوری هم می تونیم بگیم....که از کجا معلوم پیش از دمیدن روح بر انسان که آیه به اون اشاره داره...انسان پیشین هم روح نداشته؟؟ آیه که منکر نمی شه انسان پیشین روح نداشته...شاید روحی در حد حیوانات داشته...ولی بعد خدا از روح خودش بر انسان دمیده....

    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  7. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,345
    حضور
    34 روز 3 ساعت 42 دقیقه
    وبلاگ
    21
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط S_SHT نمایش پست ها
    درمسئله خداشناسی دردیت اسلام،یکی ازمهمترین ارکان بعدازخداشناسی،باور به معاد و قیامت است.
    باور به معاد نیز،باور به وجود روح را طلب می کند.
    عقیده ی اسلام درمورد روح،غیرمادی بودن آن است(روح از وجود خداونداست و خدا،ماده نیست)که هنگام فرارسیدن مرگ،از وجودانسان گرفته می شود.(روح درقالب جسم انسان نهفته است و مکان دارد.)

    سوال اول:بافرض پذیرش وجودغیرمادی،چگونه یک وجودغیرمادی با معیارهای ماده سنجیده می شود؟یعنی چگونه یک وجودغیرمادی به وجود مادی محدود می شود؟

    سوال دوم:با پذیرش فرض قرارگیری روح در بدن و تعریف مکان برای آن(طبق تعریف قرآن)،آیا این فرض،خود تناقضی بر غیرمادی بودن روح نیست؟

    باتشکر
    سلام
    روح در بدن نیست بلکه بعنوان امر مجرد فراتر از مکان و زمان است اما از آنجا که روح بعد فرامادی خودبدن است با وسائط و مراتبی از او تعالی یافته است و تا این وسائط موجودند توجه روح منصرف به بدن و دریافتهای آن می باشد. اگر روح به دلیلی مانند مرگ یا قدرت یافتن بتواند از بدن منصرف گردد خود را در فضای لایتناهی عالم مجردات می یابد و می تواند به همه یا اکثر آنها اطلاع یابد.
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای

    داستانی "الهام" در
    www.larmoshaver.ir



  8. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد1 نمایش پست ها
    روح البته به آن شکل که ما آنرا می شناسیم و با آن عادت کرده ایم در قرآن وجود ندارد.
    با سلام به شما دوست گرامی

    در پاسخ به مطالب شما چند نکته عرض میکنیم:

    1. برداشت شما از آیه 85 سوره اسراء نادرست است؛ آیه این است:

    وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً (اسراء/85)


    زیرا:

    اولا: این آیه دلالتی بر این ندارد که: لازم نیست به وجود روح (هستی روح) ایمان داشته باشید بلکه نهایتا میتوانید بگویید آیه میفرماید: لازم نیست شما از حقیقت روح (چیستی روح) مطلع باشید.

    ثانیا: آیه حتی نمیگوید: لازم نیست شما از حقیقت روح چیزی بدانید؛ بلکه به سوال پرسشگران درباره چیستی روح پاسخ میدهد و آن پاسخ این است که «روح از امر خداست» و وقتی به آیاتی از قرآن مراجعه میکنیم که مراد از «امر خدا» را توضیح داده اند (یس/82) روشن میشود که خدا این سوال را بی پاسخ نگذاشته و پاسخ داده است و ادامه آیه « وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلاً » اشاره به این مطلب است که این پاسخ و دانش شما درباره روح، اندكى از بسيار است.(برای مطالعه بیشتر ر.ک: ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 276)

    ثالثا: در اینکه اصلا مراد از این «الروح» در آیه یاد شده چیست میان مفسرین اختلاف است: اینکه آیا مراد روح انسانی است یا اشاره به ملکی از ملائکه خداست یا منظور قرآن است؟ با توجه به این اختلاف اقوال بهتر است آیه یاد شده را از موضوع بحث (روح انسانی) خارج بدانیم و به سراغ آیات دیگر برویم.

    2. برداشت شما از آیات 7-9 سوره سجده نیز نادرست است. آیات از این قرار است:

    الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ (سجده/7)

    ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ (سجده/8)

    ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ (سجده/9)

    واژه « نَسْلَهُ؛ نسل او » در آیه 8 نشان میدهد: منظور از «الانسان» در آیه 7، حضرت آدم است نه مطلق انسان؛ همانطور که در آیات دیگری از قرآن نیز به خلقت مستقیم آدم از تراب و طین اشاره شده (آل عمران/59) و (ص/71).

    بنابراین آیه 7 صرفا اشاره ای است به اینکه خلقت بشر امروزی از « طينٍ » در حضرت آدم آغاز شد و نسل آدم دیگر مستقیما از طین خلق نشدند بلکه از طریق مقاربت و «‎ ماءٍ مَهينٍ » خلق شده اند. پس آیه 7 اصلا به مساله تفصیل خلقت در رحم که موضوع دو آیه بعد است ربطی ندارد تا بخواهید با تکیه بر آن مراد از روح در آیات بعد را چیزی غیر نعمت حیات معرفی کنید.

    مسئله خلقت انسان در رحم مادر از آیه 8 آغاز میشود و در مراحلی که مطرح میشود هیچ سخنی از حیات نیست و صرفا مراحل شکل گیری بدن را توضیح میدهد تا اینکه در آیه 9 با عبارت « نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ » مسئله اضافه شدن روح به این بدن مادی را مطرح میکند.

    قرآن همچنین مسئله تعلق روح به بدن حضرت آدم را در امثال این آیات متذکر شده است:

    وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ (حجر/28-29)

    بنابراین تمسک شما به آیات سوره سجده برای نفی روح به عنوان بخشی از خلقت انسان که مایه حیات اوست، نادرست است.

    3. اینکه روح به دنبال خود حرکت و کارکرد و عملکرد خدایی «اندیشیدن» را برای انسان به ارمغان می آورد مطلب درستی است اما بر اساس کدام دلیل و سند، حقیقت روح را منحصر به همین کارکرد دانسته اید و نه چیز دیگر؟

    4. با توضیحاتی که در بالا گذشت تا حدودی روشن شد که یکی از معانی روح در قرآن، همین روح انسانی است که با واژه «نفس» نیز از آن تعبیر شده است؛ و برای توضیح بیشتر عرض میکنیم:

    قرآن از طرفی میفرماید:

    ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في‏ قَرارٍ مَكينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ (مومنون/14)

    از این آیه استفاده میشود: انسان سه مرحله (نطفه – تکوین بدن – خلق دیگر) را پشت سر گذاشته است.

    و از طرف دیگر میفرماید:

    ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ (سجده/8-9)

    از این آیه نیز میفهمیم: انسان سه مرحله (نطفه – تسویه بدن – نفخ روح) را پشت سر گذاشته است.

    از کنار هم قرار دادن این دو آیه روشن میشود منظور از عبارت « أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ » همان « نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ » است.

    از طرف سوم قرآن مکرر از «نفس»، و «خصوصیات غیر جسمانی نفس» سخن میگوید. حال سوالی که مطرح میشود این است که با توجه به آیات گذشته نفس منطبق بر کدام بخش است؟ پاسخ این است که خصوصیات غیر بدنی نفس بهترین گواه است بر اینکه نفس همان روح است.

    نتیجه ای که از این مطلب به دست می آید این است که هر خصوصیتی که قرآن به نفس نسبت میدهد در حقیقت خصوصیات روح انسانی است که از جمله آنها، مرگ (یا دقیقتر بگوییم: توفی) است.

    5. در مطالب شما تناقض گویی به چشم میخورد زیرا:

    از طرفی میگویید نفس غیر از روح است و خصوصیاتی از قبیل مرگ منحصر به نفس است نه روح اما از طرف دیگر از نفس همان تعریفی را ارائه داده اید که از روح ارائه داده اید:

    «نـَفـس بمعنی: خود و خویشتن خودآگاه است.»

    «دمیدن روح در انسان بمعنی: دادن کارکرد و عملکرد خدائی به وی است. یعنی اندیشمند نمودن وی

    و دیگر اینکه ویژگی «ناشناختنی بودن روح» را درباره نفس نیز بیان کرده اید:

    «دانشی که به آن می رسید ناچیز است و روح در قلمرو دانش شما نیست.»

    «اینکه هویت و ماهیت نفس چیست طبعاً می بایست به کمک دستگاه وبررسی های علمی شناخته شود ولی به قول پروردگار دانشی که به آن می رسید ناچیز است و روح در قلمرو دانش ما نیست.»

    در پناه حق


  9. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعات علوم عقلی و نقلی
    نوشته
    4,418
    حضور
    14 روز 5 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    سلام...این آیاتی که شما به اون اشاره داشتید یک چند روزی هس که مورد توجه من قرار گرفته
    با سلام به شما دوست گرامی

    پست قبل را مطالعه کنید و چنانچه مطلبی باقی ماند مطرح کنید.

    در پناه حق


  10. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۵
    نوشته
    13
    حضور
    21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها
    با سلام به شما دوست گرامی

    تحقیقات فلسفی (ر.ک: آموزش عقاید، مصباح یزدی، دروس 42 و 43؛ مفاتيح الغيب، ملاصدرا، ص: 337 و فرهنگ معارف اسلامى، سید جعفر سجادی، ج‏3، ص: 2021) و بیانات دینی (ترجمه الميزان، ج‏17، ص: 407؛ تفسير نمونه، ج‏19، ص: 477) حاکی از این است که روح امری غیرمادی و غیر محصور در بدن مادی است؛ بلکه موجودی فراتر از سنخ ماده و بدن مادی است که در عین حال، تدبیر امور بدن مادی را به عهده دارد.

    از آیاتی که میتواند شاهد بر این مطلب باشد این دو مورد است:

    وَ هُوَ الَّذي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فيهِ لِيُقْضى‏ أَجَلٌ مُسَمًّى؛

    او كسى است كه (روح) شما را در شب (به هنگام خواب) مى‏ گيرد و از آنچه در روز كرده‏ ايد، با خبر است سپس در روز شما را (از خواب) برمى ‏انگيزد و (اين وضع هم چنان ادامه مى ‏يابد) تا سرآمد معينى فرا رسد. (انعام/60)

    اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي‏ لَمْ تَمُتْ في‏ مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتي‏ قَضى‏ عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى‏ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى؛

    خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى ‏كند، و ارواحى را كه نمرده‏ اند نيز به هنگام خواب مى ‏گيرد سپس ارواح كسانى كه فرمان مرگشان را صادر كرده نگه مى ‏دارد و ارواح ديگرى را (كه بايد زنده بمانند) بازمى ‏گرداند تا سرآمدى معيّن.(زمر/42)

    بر اساس این دو آیه، غیر از بدن، موجودی به نام روح مجرد از بدن نیز به رسمیت شناخته شده، و علاوه بر این، آیات نامبرده حاکی است روح در قالب بدن محصور نیست و رابطه میان روح و بدن از سنخ ظرف و مظروف نیست زیرا همانطور که میدانیم آدمی هنگام خواب زنده است و اعضای حیاتی بدن مشغول کارند با اینحال خداوند میفرماید در هنگام خواب توفی (گرفتن تمام و کمال) صورت میگیرد همانگونه که در مرگ توفی صورت میگیرد. اگر روح در قالب جسم بود باید با گرفته شدنش (توفی) مرگ برای بدن به ارمغان آید در حالیکه در خواب توفی هست اما مرگی در کار نیست. این نشان میدهد علاوه بر اینکه روح غیر از بدن است، رابطه روح با بدن نیز از قبیل رابطه ظرف و مظروف نیست.

    بنابراین از نظر اسلام، نه روح محدود به بدن مادی است و نه بدن به عنوان مکان روح قلمداد شده است بلکه روح امری مجرد از ماده است که در این دنیا تدبیر یک بدن مادی را بر عهده دارد و آنرا ابزار کار خویش نموده است بدون اینکه به استقلال وجودی آن لطمه ای وارد شود.

    در پناه حق
    با توجه به اینکه رابطه ی روح با بدن از سنخ ظرف و مظروف نیست،ضرورت وجود روح برای بدن در چیست؟
    ویرایش توسط S_SHT : ۱۳۹۵/۰۷/۰۳ در ساعت ۱۸:۱۵

  11. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۵
    نوشته
    13
    حضور
    21 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاها نمایش پست ها


    با سلام به شما دوست گرامی

    در پاسخ به مطالب شما چند نکته عرض میکنیم:

    1. برداشت شما از آیه 85 سوره اسراء نادرست است؛ آیه این است:

    وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً (اسراء/85)


    زیرا:

    اولا: این آیه دلالتی بر این ندارد که: لازم نیست به وجود روح (هستی روح) ایمان داشته باشید بلکه نهایتا میتوانید بگویید آیه میفرماید: لازم نیست شما از حقیقت روح (چیستی روح) مطلع باشید.

    ثانیا: آیه حتی نمیگوید: لازم نیست شما از حقیقت روح چیزی بدانید؛ بلکه به سوال پرسشگران درباره چیستی روح پاسخ میدهد و آن پاسخ این است که «روح از امر خداست» و وقتی به آیاتی از قرآن مراجعه میکنیم که مراد از «امر خدا» را توضیح داده اند (یس/82) روشن میشود که خدا این سوال را بی پاسخ نگذاشته و پاسخ داده است و ادامه آیه « وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلاً » اشاره به این مطلب است که این پاسخ و دانش شما درباره روح، اندكى از بسيار است.(برای مطالعه بیشتر ر.ک: ترجمه الميزان، ج‏13، ص: 276)

    ثالثا: در اینکه اصلا مراد از این «الروح» در آیه یاد شده چیست میان مفسرین اختلاف است: اینکه آیا مراد روح انسانی است یا اشاره به ملکی از ملائکه خداست یا منظور قرآن است؟ با توجه به این اختلاف اقوال بهتر است آیه یاد شده را از موضوع بحث (روح انسانی) خارج بدانیم و به سراغ آیات دیگر برویم.

    2. برداشت شما از آیات 7-9 سوره سجده نیز نادرست است. آیات از این قرار است:

    الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طينٍ (سجده/7)

    ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ (سجده/8)

    ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَليلاً ما تَشْكُرُونَ (سجده/9)

    واژه « نَسْلَهُ؛ نسل او » در آیه 8 نشان میدهد: منظور از «الانسان» در آیه 7، حضرت آدم است نه مطلق انسان؛ همانطور که در آیات دیگری از قرآن نیز به خلقت مستقیم آدم از تراب و طین اشاره شده (آل عمران/59) و (ص/71).

    بنابراین آیه 7 صرفا اشاره ای است به اینکه خلقت بشر امروزی از « طينٍ » در حضرت آدم آغاز شد و نسل آدم دیگر مستقیما از طین خلق نشدند بلکه از طریق مقاربت و «‎ ماءٍ مَهينٍ » خلق شده اند. پس آیه 7 اصلا به مساله تفصیل خلقت در رحم که موضوع دو آیه بعد است ربطی ندارد تا بخواهید با تکیه بر آن مراد از روح در آیات بعد را چیزی غیر نعمت حیات معرفی کنید.

    مسئله خلقت انسان در رحم مادر از آیه 8 آغاز میشود و در مراحلی که مطرح میشود هیچ سخنی از حیات نیست و صرفا مراحل شکل گیری بدن را توضیح میدهد تا اینکه در آیه 9 با عبارت « نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ » مسئله اضافه شدن روح به این بدن مادی را مطرح میکند.

    قرآن همچنین مسئله تعلق روح به بدن حضرت آدم را در امثال این آیات متذکر شده است:

    وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ (حجر/28-29)

    بنابراین تمسک شما به آیات سوره سجده برای نفی روح به عنوان بخشی از خلقت انسان که مایه حیات اوست، نادرست است.

    3. اینکه روح به دنبال خود حرکت و کارکرد و عملکرد خدایی «اندیشیدن» را برای انسان به ارمغان می آورد مطلب درستی است اما بر اساس کدام دلیل و سند، حقیقت روح را منحصر به همین کارکرد دانسته اید و نه چیز دیگر؟

    4. با توضیحاتی که در بالا گذشت تا حدودی روشن شد که یکی از معانی روح در قرآن، همین روح انسانی است که با واژه «نفس» نیز از آن تعبیر شده است؛ و برای توضیح بیشتر عرض میکنیم:

    قرآن از طرفی میفرماید:

    ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في‏ قَرارٍ مَكينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ (مومنون/14)

    از این آیه استفاده میشود: انسان سه مرحله (نطفه – تکوین بدن – خلق دیگر) را پشت سر گذاشته است.

    و از طرف دیگر میفرماید:

    ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ (سجده/8-9)

    از این آیه نیز میفهمیم: انسان سه مرحله (نطفه – تسویه بدن – نفخ روح) را پشت سر گذاشته است.

    از کنار هم قرار دادن این دو آیه روشن میشود منظور از عبارت « أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ » همان « نَفَخَ فيهِ مِنْ رُوحِهِ » است.

    از طرف سوم قرآن مکرر از «نفس»، و «خصوصیات غیر جسمانی نفس» سخن میگوید. حال سوالی که مطرح میشود این است که با توجه به آیات گذشته نفس منطبق بر کدام بخش است؟ پاسخ این است که خصوصیات غیر بدنی نفس بهترین گواه است بر اینکه نفس همان روح است.

    نتیجه ای که از این مطلب به دست می آید این است که هر خصوصیتی که قرآن به نفس نسبت میدهد در حقیقت خصوصیات روح انسانی است که از جمله آنها، مرگ (یا دقیقتر بگوییم: توفی) است.

    5. در مطالب شما تناقض گویی به چشم میخورد زیرا:

    از طرفی میگویید نفس غیر از روح است و خصوصیاتی از قبیل مرگ منحصر به نفس است نه روح اما از طرف دیگر از نفس همان تعریفی را ارائه داده اید که از روح ارائه داده اید:

    «نـَفـس بمعنی: خود و خویشتن خودآگاه است.»

    «دمیدن روح در انسان بمعنی: دادن کارکرد و عملکرد خدائی به وی است. یعنی اندیشمند نمودن وی

    و دیگر اینکه ویژگی «ناشناختنی بودن روح» را درباره نفس نیز بیان کرده اید:

    «دانشی که به آن می رسید ناچیز است و روح در قلمرو دانش شما نیست.»

    «اینکه هویت و ماهیت نفس چیست طبعاً می بایست به کمک دستگاه وبررسی های علمی شناخته شود ولی به قول پروردگار دانشی که به آن می رسید ناچیز است و روح در قلمرو دانش ما نیست.»

    در پناه حق
    چگونه درهنگام حیات و چه هنگام مرگ،روح با بدن از سنخ ظرف و مظروف نیست،ولی شیخ کلینی حدیثی از امام صادق نقل می کند که:

    «کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ مَا یَقُولُ النَّاسُ فِی أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِینَ فَقُلْتُ یَقُولُونَ تَکُونُ فِی حَوَاصِلِ طُیُورٍ خُضْرٍ فِی قَنَادِیلَ تَحْتَ الْعَرْشِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع سُبْحَانَ اللَّهِ الْمُؤْمِنُ أَکْرَمُ عَلَى اللَّهِ مِنْ أَنْ یَجْعَلَ رُوحَهُ فِی حَوْصَلَةِ طَیْرٍ یَا یُونُسُ إِذَا کَانَ ذَلِکَ أَتَاهُ مُحَمَّدٌ ص وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ ع وَ الْمَلَائِکَةُ الْمُقَرَّبُونَ ع فَإِذَا قَبَضَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ صَیَّرَ تِلْکَ الرُّوحَ فِی قَالَبٍ کَقَالَبِهِ فِی الدُّنْیَا فَیَأْکُلُونَ وَ یَشْرَبُونَ فَإِذَا قَدِمَ عَلَیْهِمُ الْقَادِمُ عَرَفُوهُ بِتِلْکَ الصُّورَةِ الَّتِی کَانَتْ فِی الدُّنْیَ»، کلینی، الکافی، ج 3، ص 245، دارالکتب الاسلامیة، 1365ش

    که معنی اش می شود:

    امام صادق( ع) فرمود: چون خداوند روح مؤمنی را قبض کند این روح در کالبدی همچون کالبدی که در دنیا داشت قرار می گیرید و در آن متنعم است (می خورد و می آشامد) و چون تازه ‏واردى بدانها رسد او را به همان صورتى که در دنیا بوده می شناسد.



    این حدیث صراحتا داره میگه که روح در کالبد قرار می گیره که پس از مرگ هم در کالبد دیگری(که فکرکنم همون جسم مثالی منظوره) قرار می گیره.
    آیا این احادیث،با توجه به گفته ی شما و تفسیر شما از روح برطبق قرآن،متناقض نیست؟؟؟(رابطه روح با بدن،از سنخ ظرف و مظروف نیست)



صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود