صفحه 1 از 23 1231121 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حق رابطه ی زناشویی برای زن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,926
    حضور
    130 روز 55 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    18703

    حق رابطه ی زناشویی برای زن




    سلام
    در برخی تاپیک های این سایت ، همچنین در سایت های دیگر و برخی کتاب های دینی ، به موردی برخورد کردم که برایم جای سوال شد
    می دانیم که حقوق مردها در ازدواج
    (حقوق مربوط به همسر) پنج چیز است (اگر اشتباه میگویم اساتید اصلاح کنند)

    1 - حق رابطهء زناشویی

    2 - اجازه گرفتن زن از شوهر برای بیرون رفتن از خانه

    3 - حق ازدواج موقت

    4 - حق ازدواج دائم

    5 - حق طلاق

    و بجز اینها مرد هیچونه حق دیگری ندارد. حقوق 3 و 4 را که آنقدر ماده و تبصره برایش آورده شده و قانون شرایط برایش تعیین کرده
    (مثلاً لزوم اجازه همسر اول) و آنقدر بانوان محترمه از این حقوقِ مرد ابراز نفرت کرده اند که مگر در مواردی بسیار نادر ، در سایر موارد استفاده از آنها به معنای کاری خلاف شرع!!! خواهد بود. پس یک مرد عملاً باید این دو را به عنوان حقی قابل استفاده ، فراموش کند! حق شماره 5 را هم خانمها می توانند قبل از ازدواج شرط کنند که اجازه اش با آنها باشد ، یعنی قابلیت تغییر دارد. در نتیجه می ماند فقط دو حق. یکی حق روابط زناشویی و دیگری هم بحث اجازه گرفتنِ زن از شوهر


    موردی که من با آن در سال های اخیر مواجه شدم مربوط به حق رابطهء زناشویی است
    دو بخش است که البته هر دو بخش به یک موضوع اشاره دارند


    الف) دیده ام که از نظر احکام ، زن هم حق همخوابی با مرد را دارد. مثلاً اگر مردی فلج نخاعی بشود و نتواند با همسرش رابطه داشته باشد ، همسرش این حق را دارد که به دلیل عدم ارضای نیاز جنسی از طرف شوهر ، از او درخواست طلاق کند

    ب) جدای از بحث حقوقی ، از نظر عرفی و اخلاقی هم چنین بحثی مطرح است. برای مثال ، زنی به شوهرش خیانت می کند (جدای از درست و غلط بودن عمل زن) ، دلیل می آورد که شوهرم مرا ارضا نمی کرده و این یعنی زن هم نیاز جنسی داشته. یا خانمی به مشاور مراجعه می کند و میگوید از این موضوع که شوهرم نیازم را رفع نمی کند رنج می برم ، و مواردی از این دست

    نتیجه اینکه با توجه به این موارد ، نیاز جنسی نه یک نیاز از جانب مرد ، که نیازی دو طرفه است که زن نیز (به استثنائات کاری ندارم) به آن علاقمند است و علاوه بر آن ، از نظر شرعی هم مرد به نوعی همین وظیفه را نسبت به زن دارد ، شاید با تاکیدی کمتر البته



    سوالم را در دو بخش مطرح میکنم:

    1 - اگر نیاز جنسی یک نیاز دوطرفه است و زن نیز مانند مرد به رابطهء جنسی نیاز داشته و از آن لذت می برد ، دیگر چه معنایی دارد که ما یک نیاز دو طرفه را به عنوان حق مرد مطرح کنیم؟

    2 - اگر طبق توضیحات ، نیاز جنسی را یک نیاز دوطرفه بدانیم ، آن وقت فقط 1 حق برای مرد باقی می ماند! و آن هم اجازه گرفتن زن از شوهرش است. آیا این انصافِ اسلام است که مرد در رابطه با همسرش فقط و فقط یک حق داشته باشد؟!! آن هم حقی که چندان سودی برای خود مرد ندارد؟



    دوره ای که عاقلاش زنجیرین
    سوته دل شدن یه دیوونگیه...


    اگر دیوانه نیستی ، بدان هنوز عقلت کامل نشده



  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,184
    حضور
    166 روز 19 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    57196



    با نام و یاد دوست






    حق رابطه ی زناشویی برای زن








    کارشناس بحث: استاد شعیب

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,851
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4420



    با سلام و عرض دب
    با این تعبیراتی که شما در مقدمه سوال خود آوردید این گونه القا می فرمایید که خدا برای مرد باید حقوقی را در نظر بگیرد ولی زن هیچ حقی نباید داشته باشد!! و این اصلا درست نیست.
    نگاه ابزاری و دست دومی به زن، و این که حق و زندگی با مرد است و زن یک ابزار برای زندگی متعادل برای مرد است این نگاه، نگاه نا صحیحی است که در برخی از تحلیل ها دیده می شود.
    خانواده به عنوان مهمترین کانون زندگی بشری و مقدس ترین تشکل اجتماعی دارای دو طرف و دو جزء است که گر چه بر اساس مصلحت ها و تفاوت های درونی زن و مرد در حقوق و کاراآمدی با هم متفاوت هستند اما در انسانیت و شرافت و ارزش با هم برابر هستند.
    خداوند به عنوان خالق انسان، برای تشکیل کانون خانواده بر اساس توانایی ها و امیال درونی دو طرف(زن و مرد) برای هر یک از آنها حقوقی تعیین کرده و در مقابل تکلیفی نیز مشخص نموده است. این رابطه دو طرفه حق و تکلیف در تعالیم دینی به زیبایی نمود و ظهور دارد.
    زن و مرد هر دو انسان هایی هستند که از نظر نوع غرایز واحد هستند هر دو شهوت(نیاز جنسی) دارند هر دو غضب دارند هر دو ... اما این غرایز در آنها با این که واحد است اما نحوه ارضای آن متفاوت است و شارع مقدس برای دو طرف بر همین اساس حق و تکلیف مشخص کرده و در کانون خانواده هر کدام وظایفی بر عهده دارند.
    و هر گز این گونه نیست که زن به عنوان یک ابزار دست و پا بسته برای نیاز جنسی مرد در خانواده باشد و خود هیچ حقی در این راستا نداشته باشد بلکه او نیز حق رابطه جنسی داشته و شارع مقدس برای او نیز در این راستا حقوقی را قائل است.
    اگر می بینیم که در اسلام قیمومیت و ریاست و رهبری خانواده بر عهده مرد نهاده شده بر اساس همین تفاوت ساختاری روحیات و خلقت مرد و زن است نه ای که تمام حقوق در این بین با مرد باشد و زن حقی نداشته باشد . و به عبارت دیگر هر حقی که برای مرد در روابط خانوادگی گذاشته شده است متقابلا حقی برای زن در نظر گرفته شده است و این حقوق به گونه ای طرح ریزی شده که آن انسانیت و محتوای درونی دو نوع ضایع نشود.

    اما پنج حقی که برای مرد در روابط زناشویی بیان کردید:
    1- حق رابطه زناشویی
    این حق ابتدایی مرد در زندگی خانوادگی است اما شارع برای زن هم در این رابطه حق قائل شده است و این طبیعی است چرا که خانواده یک کانون مشترک است که دو طرف با آن به روابط جنسی مشروع می رسند نه این که این کانون خانواده مختص رفع نیاز مرد باشد(این تفکر نا درستی است)
    2- اجازه گرفتن زن برای خروج از منزل:
    این حق هم در راستای تحکیم روابط خانوادگی و استحکام کانون خانواده است و مواردی نیز شارع برای زن حق قائل شده است که بدون اجازه خارج شود:

    1. خروج از منزل براي كسب معارف اعتقادي بمقدار لازم و ضروري و همينطور براي فراگيري وظايف شرعي الزامي. 2. معالجه بيماري چنانكه امكان درمان درمنزل نباشد. 3. خروج براي فرار از ضررهاي جاني، مالي و عرضي4. خروج براي انجام واجبات عيني مانند حج، شركت در انتخابات، نجات نفس محترمه.
    5. چنانچه ماندن در منزل توام با عسر و حرج غير قابل تحمل باشد خروج جايز است. 6. چنانچه در ضمن عقد نكاح انتخاب مسكن و اشتغال به مشاغل اداري به زوجه محول شده باشد و به عنوان شرط ضمن عقد براي خود سلب محدوديت كرده باشد. 7. خروج براي تامين معاش چنانچه شوهر او قادر به آن نباشديا از انفاق سرپيچي كند. 8. خروج از منزل براي تظلم و دادخواهي(فاضل لنکراني، محمد، جامع المسائل، ج1، ص460، استفتاء 1625.)
    در صورتي كه مرد با زن كارمند يا شاغل ازدواج كند و هنگام ازدواج شرطي براي عدم ادامه كار نكند بعد از ازدواج حق ممانعت از اشتغال همسر را ندارد(همان ص463)

    3. حق ازدواج(موقت دائم)
    این هم یکی از حقوق مرد است که به خاطر ساختار بدنی که دارد و نیاز هایی که خدا در او قرار داده است بتواند ازدواج دیگری داشته باشد. اما اسلام تمانی شروط(شرعی) ضمن عقد را که جایز و لازم الاجرا دانسته و چون این یکی از حقوق مرد است می تواند ضمن عقد از این حق خود صرف نظر کند و برای به دست آوردن همسر مورد نظر از این حق چشم پوشی کند.
    4. حق طلاق:
    سپردن طلاق به مرد، منطقي ترين راه است، چون واگذاري طلاق به توافق زوجين نتيجه اي مفيد و گسترده ندارد، زيرا در صورت عدم توافق زوجين، زندگي همراه با ناسازگاري آنان بالاجبار ادامه يافته و طلاق و جدايي و در واقع رهايي واقع نخواهد شد. پس به ناچار بايد اختيار طلاق يا در دست زن باشد يا در دست مرد. دادن اختيار طلاق به زن با توجه به عاطفي و احساسي بودن او چندان به مصلحت نيست. بنابراين سپردن اختيار طلاق به دست مرد به عنوان تنها راه منحصر به فرد باقي مانده است امّا مرد در استفاده از اختيار طلاق مطلق العنان نيست، بلكه بايد با رعايت عدالت و حفظ حقوق زن از اين اختيار استفاده كند. ضمانت اجراي اين اصل هم، لزوم وقوع صيغه طلاق در محضر و شاهد عادل است كه اين خود مانع تحقق طلاق هاي ظالمانه مي شود. از طرفي حق طلاق قابل واگذاري و انتقال است و زن هنگام وقوع عقد ازدواج به صورت شرط ضمن عقد، مي تواند اين حق و اختيار را به صورت وكالتي به خود منتقل كند تا بتواند در مواقع و مواردي كه قانون بيان كرده و در سند ازدواج هم آمده است حق توكيل در طلاق پيدا كند و طلاق به دست خودش باشد.
    از طرفي ديگر در مواردي كه قانون مدني نيز مشخص كرده است زن مي تواند به دادگاه مراجعه كرده و تقاضاي طلاق بدهد و دادگاه با احراز شرايط مي تواند بدون رضايت مرد، زن را طلاق دهد و آن بيشتر زماني است كه دوام زوجيّت موجب عسر و حرج باشد. بنابراين طلاق هميشه به دست مرد نيست و مرد هم در طلاق مطلق العنان نيست و هر گاه مردي خواست زنش را طلاق دهد بايد تمام حقوق از جمله مهريه اش را بپردازد.

    در مقابل این حقوق مرد ، برای او نیز تکلیف هایی قرار داده شده است که از آنجمله حق نفقه است که مرد باید برای وسائل راحتی زن را فراهم کند و بسیاری از وظایف اخلاقی که بر عهده اوست که در جای خود قابل بحث است.


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,851
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4420



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    سوالم را در دو بخش مطرح میکنم:

    1 - اگر نیاز جنسی یک نیاز دوطرفه است و زن نیز مانند مرد به رابطهء جنسی نیاز داشته و از آن لذت می برد ، دیگر چه معنایی دارد که ما یک نیاز دو طرفه را به عنوان حق مرد مطرح کنیم؟
    همان طور که مطرح کردیم نیاز جنسی یک نیاز دو طرفه در مرد و زن است و زن فقط ابزار ارضای مرد نیست بلکه یک رابطه متقابل بین مرد و زن وجود دارد و در همین راستا احکامی هم برای آن در رابطه با مرد و زن وجود دارد. و حتی این نیاز در زن بیشتر هم هست: امام صادق(ع) می فرماید خدا شهوت را 10 جزء قرار داده که 9 تای آن در زن و یکی آن در مرد است.
    اما از آنجا که ابزار رفع این نیاز بیشتر در اختیار مرد است مدیریت بر طرف کردن این نیاز هم بر عهده مرد قرار داده شده است. «نسائکم حرث لکم ...»



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    2 - اگر طبق توضیحات ، نیاز جنسی را یک نیاز دوطرفه بدانیم ، آن وقت فقط 1 حق برای مرد باقی می ماند! و آن هم اجازه گرفتن زن از شوهرش است. آیا این انصافِ اسلام است که مرد در رابطه با همسرش فقط و فقط یک حق داشته باشد؟!! آن هم حقی که چندان سودی برای خود مرد ندارد؟
    از پنج حقی که که گفتیم هر پنج حق برای مرد هست ولی این به آن معنا نیست که در مقابل زن هم هیچ حقی نداشته باشد (بلکه می تواند زن هم حق ارضای جنسی داشته باشد) اما بقیه حقوق به صورت اولی برای مرد محقق است ولی همین مرد بنا بر یک قاعده ثانوی آن را از خود سلب می کند و این ایراد به قانون نیست. مرد عقل دارد که حقوق را از خود سلب نکند . شارع 5 حق برای او گذاشته حال او می تواند این حقوق را با شروط ضمن عقد از خود سلب کند این ایراد به مردی است که این حقوق را از خود سلب می کند نه به قانون خدا. یک مردی با سنجیدن جوانب امر می بیند که این همسری که می خواهد به زوجیت خود در آورد یک سری شروطی دارد و از طرفی این مورد ازدواج آنقدر بالا و والا هست که ارزش این همه محدودیت را دارد برای همین از حقوق حقه خود که شارع برای او گذاشته می گذرد و حتی این حقوق را به آن همسر تملیک می کند و این یک امر خود خواسته و در راستای سنجش های عقلانی است و هیچ ایرادی ندارد.

    اما این که بگوییم این ایارد از اسلام است درست نیست چرا که مرد می تواند این شروط را قبول نکند و زنی را اختیار کند که این شروط را نگذارد و این از حسن اختیار(در موردی که ارزشش را دارد که یک سری قیودی را بپذیرد ولی این مورد را برای ازدواج به دست آورد) و یا سوء اختیار فرد(در جایی که ارزشش را نداشته) است و این از امتیازات دین اسلام است که دست زوجین رابرای انتخاب و گذاشتن شروط باز گذاشته است.
    حالت دیگری هم در این امر مفروض است که فرهنگ یک جامعه این چنین شود که هیچ زنی این حقوق را برای شوهرش نپسندد و یک رسم لا یتغیر جامعه شود که این هم از شیوه رفتار ناپسند جامعه است نه از قوانین اسلام. (هر عیب که هست از مسلمانی ماست)



  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,926
    حضور
    130 روز 55 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    18703



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    با این تعبیراتی که شما در مقدمه سوال خود آوردید این گونه القا می فرمایید که خدا برای مرد باید حقوقی را در نظر بگیرد ولی زن هیچ حقی نباید داشته باشد!!
    با سلام مجدد
    اگر صورت مسئله را مي فرمائيد (حق داشتن رابطه) ، پس احتمال ميدهم كه اصل سوال را متوجه نشديد برادر عزيز و اين خيلي برايم عجيب است!
    چون كاملاً واضح سوالم را پرسيدم! در اينجا:
    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    1 - اگر نیاز جنسی یک نیاز دوطرفه است و زن نیز مانند مرد به رابطهء جنسی نیاز داشته و از آن لذت می برد ، دیگر چه معنایی دارد که ما یک نیاز دو طرفه را به عنوان حق مرد مطرح کنیم؟


    شايد به دليل مشغله زياد در تاپيك ها ، به اصل منظور سوال دقت نفرموديد كه اتفاقي طبيعي است
    پس دوباره توضيحي عرض ميكنم:


    سوال اين نيست كه:
    چرا زن حق رابطهء جنسي دارد؟ (و نبايد داشته باشد!)
    بلكه سوال اين است:
    چرا رابطه اي كه دو طرفه است (و بايد هم دو طرفه باشد) ، به عنوان يك حق براي مرد تعريف شده؟



    دوره ای که عاقلاش زنجیرین
    سوته دل شدن یه دیوونگیه...


    اگر دیوانه نیستی ، بدان هنوز عقلت کامل نشده



  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    2,924
    حضور
    77 روز 54 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3605



    با سلام و احترام

    ابتدا به این موضوعات درباره حقوق دو طرف دقت کنید
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=53918
    رابطه زوری با همسر
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=49434
    مردها باید از خانم ها اجازه بگیرند
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=49190
    چند همسری غیر و حسادت و مساله مالکیت
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=49747
    ایا بسیاری از مردان متاهل جهنمی خواهند شد
    http://www.askdin.com/showthread.php?t=49699
    زن حق طلاق دارد اما ندارد ( به پست ابتدایی توجه شود...)
    سوال زیاد دارم اما کسی نیست جواب بده

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    2,924
    حضور
    77 روز 54 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3605



    نکته ای که باید توجه کنید تفاوت حق با حکم است.

    مثلا اگر حق شیربها یک حق است ایا مرد میتواند همان ابتدا شرط کند که زن از حقش استفاده نکند و ان را ببخشد؟
    یا مثلا زن شرط کند که حق نفقه نخواهد؟

    اما اگر حکم باشد کسی نمیتواند ان را ساقط کند....

    نکته دیگر این است که نباید کوتاهی خود را به پای اسلام بگذاریم
    مثلا مرد خودش مهریه بالا یا شرط و شروطهای مختلف را قبول میکند بعد گله میکند...
    یا خودش از ازدواج دوم میترسد به خاطر فرهنگ یا از ترس هجمه خانم ها و خانواده اما ان را از چشم اسلام میبیند و مثلا میگوید ان قدر شرط و شروط گذاشته اند که عملی نشود.

    نکته بعدی توجه به اختلاف فتاوی در این زمینه است و توجه به مر فتاوی مجتهدان و مراجع.
    سوال زیاد دارم اما کسی نیست جواب بده

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,926
    حضور
    130 روز 55 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    18703



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    این ایراد به مردی است که این حقوق را از خود سلب می کند نه به قانون خدا
    بر اساس قانون جدید حمایت از خانواده ، مرد نمي تواند با داشتن زن دائم ، همسر دیگري اختیار کند مگر در شرایط خاص
    طبق اين قانون ،شروطي براي ازدواج مجدد مرد تعيين شده كه ارتباطي به شروط ضمن عقد ندارد بلكه الزامي قانوني است


    1. رضایت همسر اول
    2. عدم قدرت زن اول به ایفای وظایف زناشویی
    3. عدم تمکین زن از شوهر
    4. ابتلای زن اول به جنون یا دیگر بیماریهای صعب العلاج
    5. محکومیت زن به زندان
    6. ابتلای زن به هرگونه اعتیاد به مواد افیونی و مخدر
    7. عقیم بودن
    8. ترک زندگی توسط زن و....

    در حاليكه اين حق بايد كاملاً در اختيار مرد باشد ، بدون هيچ قيد و شرطي!
    قرار دادن اين شرايط با اصل اين حق منافات دارد
    مگر اينكه بفرمائيد قوانين كشور ما اسلامي نيست! كه در آن صورت من در اين مورد ديگر حرفي ندارم




    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    مرد می تواند این شروط را قبول نکند و زنی را اختیار کند که این شروط را نگذارد
    اگر ممكن است آن دسته از حقوق زن كه مرد ميتواند خلاف آن را شرط كند ، بفرمائيد
    مثلاً مرد بتواند شرط كند مهريه و نفقه نپردازد يا مانند اين



    دوره ای که عاقلاش زنجیرین
    سوته دل شدن یه دیوونگیه...


    اگر دیوانه نیستی ، بدان هنوز عقلت کامل نشده



  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    2,924
    حضور
    77 روز 54 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3605



    چرا مردها مثل برخی خانم ها شرط و شروط نمیگذارند در عقدنامه
    تا حقوق بیشتری پیدا کنند؟
    شاید این مسئله تابع فرهنگ جامعه و تابع اقتصاد جنسی و میزان عرضه و نقاضا باشد.
    مثلا وقتی مردها از مردانگی و اقتدار خود دور شوند حاضر میشوند زیر بار خیلی شرایط در عقدنامه بروند این در حالی است که در برخی فرهنگ ها اصلا چنین چیزی به ذهنشان هم خطور نمیکند.
    سوال زیاد دارم اما کسی نیست جواب بده

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    2,924
    حضور
    77 روز 54 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3605



    اگر نیاز جنسی یک نیاز دوطرفه است و زن نیز مانند مرد به رابطهء جنسی نیاز داشته و از آن لذت می برد ، دیگر چه معنایی دارد که ما یک نیاز دو طرفه را به عنوان حق مرد مطرح کنیم؟

    با سلام و احترام جناب رضا

    اولا من متوجه سوال شما نمیشوم و احساس میکنم ایراد دارد.

    دوم باید ابتدا حق را تعریف کنید و بگویید چرا وقتی نیاز جنسی دو طرفه باشد با حق نامیدن هر یک منافات دارد؟

    سوم
    مرد حق رابطه دارد یعنی به زور میتواند حق را طلب کند.
    اما زن حق ندارد به زور طلب کند و حداقل شاید چهارماه باید صبر پیشه کند...
    و بعد دادگاه... که یا مرد قبول میکند یا طلاق....
    بله
    زن میتواند در عقدنامه شرط کند هر زمان خواست مرد باید با او رابطه برقرار کند یا هر ماه مرد باید به عنوان مثلا مهریه با او رابطه داشته باشد.
    سوال زیاد دارم اما کسی نیست جواب بده

  21. صلوات


صفحه 1 از 23 1231121 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  2. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  3. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود