صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بزم وصال ، ویژه نامه عیــد سعیــد قـــربان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93051

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اهل بیت علیهم السلام
    نوشته
    10,197
    حضور
    143 روز 16 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    622
    آپلود
    104
    گالری
    1493
    صلوات
    93051



    جهت بزرگ نمایی بر روی تصویر کلیک نمایید:

    بزم وصال ، ویژه نامه عیــد سعیــد قـــربان


  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487






    #عید قربان
    با نماز و عبادتش
    با ذکر و دعایش
    با قربانى وصدقات واحسانش
    بسترى براى جارى ساختن
    مفهوم عبودیت وبندگیست

    #این_عید_بندگی_بر_شما_مبارڪ

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    عید عبودیت (عید قربان )
    ساقي مي نابم ده ديوانه و مستم كن
    ديوانه ديوانه زنجير به دستم كن
    هر دم بده پيمانه با ساغر جانانه
    بي خود زخودم بنما بي هيچ زهستم كن
    جان را چه كنــم ديگر جانانه به بر دارم
    زن شعله به اين جان و بي پاي و بستم كن
    انداز تو جانم را اندر خم مي ســاقي
    هفت غسل بده آن راپاك ازهمه پستم كن
    دنيا و مافيها ديگر به چه كار آيد
    زنجير عبوديت بر گردن و دستم كن
    با خنجر پولادين بر گير ز من ديـده
    آزاد كن اين دل را دلدار پرستم كن
    بر درگه معشوقم مشتاق وصالم من
    انگشتري عقدش جانا تو به دستم كن
    آموز به من ساقي تو رسم وفـاداري
    يادآوري عهدم از روز الستم كن
    پيمان الست حق يا عقد عبـوديت
    فخر است براي من، مانع زشكستم كن
    محمد رجب زاده (راجی )

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    بگو ببخش نفهمیده ام ندید بگیر - سید محمد حسین ابوترابی
    دو تكه پارچه ساده و سپید بگیر

    بپیچ بر تن خود، بوى صبح عید بگیر


    گرفته سینه تو، در تراكم ابرى!

    براى باز شدن بارش شدید بگیر


    بگیر سر بالا مثل نخل در شجره

    كه گفته سر پایین چون درخت بید بگیر


    گناه كردى؟ باشد! مگر چه كرده خدا؟

    بگو ببخش نفهمیده ام! ندید بگیر


    بیا و فكرنكن بسته مى شود این در

    چقدر قفل به خود بسته اى، كلید بگیر


    نیاز نیست به ذكر و دعا بیا نزدیك

    و ذكر ساده یارب و یامجیر بگیر


    دلت شكسته اگر، در كنار كعبه گذار!

    بیا ز دست خدا یك دل جدید بگیر


    چقدر بوى رضایت گرفته اى حاجى!

    خدا خریده ترا، حالت شهید بگیر


    تولد تو مبارك برو! خداحافظ

    قبول شد حج ات، از خدا رسید بگیر


  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    اشارتی به زیارت بیت الله الحرام - عبدالرحمان جامی
    دینِ ترا تا شود اَركان تمام

    روی نِه از
    خانه به رُكن و مَقام



    گرنه بُوَد راحله باد پای


    راحله از
    پا كن و اندر رَه آی



    سایه بَفَرقَت كه مَغیلان كند


    بِه كِه
    سرا پرده سلطان كند



    بانگِ حَدی بشنو و صوتِ دَرای


    شو چو
    شُتُر گرم رَود تیزپای



    بار به میعادِ تَعَبُّد رسان


    رخت به
    میقاتِ تَجَرُّد رسان



    رشته تدبیر ز سوزن بكش


    خلعتِ سوزن
    زده از تن بكش



    هرچه دران بخیه زدی ماه و سال


    آر برون از
    همه، سوزن مثال



    گر نَه زمرگشت فراموشِیَت


    بِه كه بُوَد
    كارْ كَفَن پوشِیَت



    لب بگشا یافتنِ كام را


    نعره لبیك زن
    اِحرام را



    موی پژولیده و رُخ گردناك


    سینه خراشیده و دل
    دردناك



    رُو به حَرَم كن كه در آن خوش حریم


    هست سیه پوش
    نگاری مقیم



    صحن حَرَم روضه خُلدِ برین


    او بچنان صحنی مربّع
    نشین



    تا شِكَنی شیشه ناموس و ننگ


    كرده نهان در ته دامانْت
    سنگ



    چو تو از آن سنگ شوی بوسه چین


    بوسه زنِ دستِ كِه باشی؟
    ببین!



    سوی قدمگاهِ خلیل الله آی


    پا چو نیابی، به رَهَش
    دیده سای



    از لبِ زمزم شنو این زمزمه


    كز نمِ ما زنده دِلَند
    این همه



    تا نشود در عَرَفاتَت وُقوف


    كَی شود از راهِ نجاتت
    وقوف



    كَبْشِ مَنِی را به مِنا ریز خون


    نَفْسِ دَنی را به
    فنا كُن زبون



    سنگ بدست آر زِ رَمی جمار


    دیوِ هَوا را كُن
    از آن سنگسار



    چون دل از این سنگ بپرداختی


    كارِ حج و عُمره
    بهم ساختی



    شكرِ خدا گوی كه توفیق داد


    ره بسوی خانه خویشش
    گشاد



    ورنه، كِه یارَد كه به آن رَه بَرَد
    !

    ورچه شود مرغ
    بدان ره پَرَد
    حاجیان بازآیند - سنایی غزنوی
    همرهان حج کرده بازآیند با طبل و علم

    ما به
    زیر خاک در، با خاک ره یکسان شویم


    همرهان با سرخرویی چون به پیش ماه
    سیب

    ما به زیر خاک چون در پیش مَه کتّان شویم



    دوستان گویند حج
    کردیم و میآییم باز

    ما به هر ساعت همی طعمه دگر کرمان شویم
    ..


    گر
    نباشد حجّ و عمره، رمی و قربان گو مباش

    این شرف مارنه بس کز تیغ او قربان
    شویم


    این سفر بستان عیّاران راه ایزد است


    ما ز روی استقامت سرو
    آن بستان شویم


    حاجیان خاص مستان شراب دولتند


    ما به بوی جرعه ای
    مولای این مستان شویم


    نام و ننگ و لاف و اصل و فضل در باقی
    کنیم

    تا سزاوار قبول حضرت قرآن شویم



    بادیه بوته است ما چون زرّ
    مغشوشیم راست

    چون بپالودیم از او خالص چو زرّ کان شویم



    بادیه
    میدان مردان است و ما نیز از نیاز

    خوی این مردان گِریم و گوی این میدان
    شویم


    گرچه در ریگ روان عاجز شویم از بیدلی


    چون پدید آید جمال
    کعبه جانافشان شویم


    یا به دست آریم سرّی یا برافشانیم سر


    یا به
    کام حاسدان گردیم یا سلطان شویم


    یا پدید آییم در میدان مردان همچو
    کوه

    یا به زیر پشته ریگ اجل پنهان شویم



  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    ل سفر کن در منا و عید قربان را ببین
    چشمه‌های نور و شور آن بیابان را ببین
    گوسفند نفس را با تیغ تقوی سر ببر
    پای تا سر جان شو و رخسار جانان را ببین
    سفره ی مهمانی خاص خدا گردیده باز
    لاله ی لبخند و اشک شوق مهمان را ببین
    دیو نفس از پا درافکن، سنگ بر شیطان بزن
    هم شکست نفس را، هم مرگ شیطان را ببین
    تیغ در دست خلیل و بند در دست ذبیح
    حنجر تسلیم بنگر، تیغ بران را ببین
    کارد تیز و دست محکم، حلق نازک‌تر ز گل
    پای تا سر چشم شو، اخلاص و ایمان را ببین
    خاک گل انداخته از اشک چشم حاجیان
    در دل تفتیده ی صحرا، گلستان را ببین
    گریه و اشک و دعا و توبه و تهلیل را
    رحمت و لطف و عطا و عفو و غفران را ببین
    آتش گرما گلستان گشته چون باغ خلیل
    در دل صحرا صفای باغ رضوان را ببین
    روی حق هرگز نگنجد در نگاه چشم سر
    چشم دل بگشا جمال حی سبحان را ببین
    خیمه ی حجاج را با پای جان یک یک بگرد
    آتش دل، سوز سینه، چشم گریان را ببین
    دل تهی از غیر کن تا بنگری دلدار را
    سر بزن در خیمه‌ها شاید ببینی یار را

    سینه مشعر، دل حرم، میدان دید ما مناست
    گر ببندی لب ز حرف غیر، هر حرفت دعاست
    غم مخور گر گم شدی یا خیمه را گم کرده‌ای
    سیر کن تا بنگری گم‌گشته ی زهرا کجاست
    لحظه‌ای آرام منشین هر که را دیدی بپرس
    یار سوی مکه رفته، یا به صحرای مناست؟
    حیف یاران در منی رفتم ندیدم روی او
    عیب از آن رخسار زیبا نیست، عیب از چشم ماست
    حاجیان جمعند دور هم به صحرای منا
    حاجی ما در بیابان در مسیر کربلاست
    حاجیان کردند دل را خوش به ذبح گوسفند
    حاجی ما ذبح طفلش پیش پیکان بلاست
    حاجیان سر می‌تراشند از پی تقصیرشان
    حاجی ما هم چهل منزل سرش برنیزه‌هاست
    حاجیان دست دعاشان بر سما گردد بلند
    حاجی ما از بدن دست علمدارش جداست
    حاجیان را هست یک قربانی آن هم گوسفند
    حاجی ما هم ذبیحش جمله تقدیم خداست
    حاجیان را از هجوم زائرین بر تن فشار
    حاجی ما سینه‌اش از سم اسبان توتیاست
    خوش بود «میثم» همیشه سوگواری بر حسین
    حاجی آن باشد که اشکش هست جاری برحسین
    ***استاد حاج غلامرضا سازگار***

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    ای عزیزان به شما هدیه ز یزدان آمد
    عید فرخنده ی نورانی قربان آمد

    حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول
    رحمت واسعه ی حضرت سبحان آمد

    عید قربان به حقیقت ز خداوند کریم
    آفتابی به شب ظلمت انسان آمد

    جمله دلها چو کویری ست پر از فصل عطش
    بر کویر دل ما نعمت باران آمد

    خاک میسوخت در اندوه عطش با حسرت
    نقش در سینه ی این خاک گلستان آمد

    امر شد تا که به قربانی اسماعیلش
    آن خلیلی که پذیرفته ز رحمان آمد

    امتحان داد به خوبی بخدا ابراهیم
    جای آن ذبح عظیمی که به قربان آمد

    آن حسینی که ز حج رفت سوی کرببلا
    به خدا بهر سر افرازی قرآن آمد
    ***سید محمدرضا هاشمی زاده***

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    بزم وصال ، ویژه نامه عیــد سعیــد قـــربانبراي دانلود پوستر، روي تصوير کليک کنيد

    بندگی کن تا که سلطانت کنند … تن رها کن تا همه جانت کنند
    خوی حیوانی سزاوار تو نیست … ترک این خو کن که انسانت کنند
    چون نداری درد، درمان هم مخواه … درد پیدا کن که درمانت کنند
    بنده ی شیطانی و داری امید … که ستایش همچو یزدانت کنند؟!
    سوی حق نارفته چون داری طمع؟ … همسر موسی بن عمرانت کنن
    شکر و تسلیم سليمانیت کو؟ … ای که می خواهی سلیمانت کنند
    از چَهِ شهوت، قدم بیرون گذار … تا عزیز مصر و کنعانت کنند
    بگذر از فرزند و مال و جان خویش … تا خلیل الله دورانت کنند
    سر بنه در کف برو در کوی دوست … تا چو اسماعیل قربانت کنند
    در ضلالت مانده ای چون سامری … آرزو داری که لقمانت کنند
    چشم لاهوتی اگر داری بیا … تا به بزم قرب مهمانت کنند
    چون علی در عالم مردانگی … فرد شو تا شاه مردانت کنند
    همچو سلمان در مسلمانی بکوش … ای مسلمان تا که سلمانت کنند
    تا توانی در گلستان جهان … خار شو تا گل به دامانت کنند
    همچو خاک افتادگی کن پیش از آن … که به زیر خاک پنهانت کنند
    خوانده ای گر تو یحب الصابرین … صبر کن تا از محبانت کنند
    با یتیمان مهربانی پیشه کن … تا پس از تو با یتیمانت کنند
    همچو ذاکر ذکر حق کن روز و شب … تا مگر از اهل ایمانت کنند
    کلیات خزائن الاشعار، ص28

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    علاقه
    دین، کتاب، طبیعت
    نوشته
    23,588
    حضور
    63 روز 5 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    33487



    بزم وصال ، ویژه نامه عیــد سعیــد قـــربان
    ۱. بر پیکر عالم وجود جان آمد
    صد شکر که امتحان به پایان آمد
    از لطف خداوند خلیل الرحمن
    یک عید بزرگ به نام قربان آمد
    ۲. ای عزیزان به شما هدیه ز یـزدان آمد / عید فرخنده ی نورانی قربان آمد
    حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول / رحمت واسعه ی حضرت سبحان آمد . . .
    ۳. بارالها؛
    مقدر فرما آنچه ذبح می شود نفسانیت من باشد
    به پای ربانیت تو…
    * عید بر شما و خانواده محترمتان مبارک
    ۴. خوشا «ذی‌الحجه» روز عید قربان / شروع داستان عشق و ایمان
    خواهی که تو را کعبه کند استقبال / مایی و منی را به منا قربان کن . . .
    ۵. خلیلا! عید قربانت مبارک
    قبول امر و فرمانت مبارک
    پذیرفتیم این قربانی ات را
    پسندیدیم سرگردانی ات را
    بر این ذبح عظیمت آفرین باد
    شکوه عشق و تسلیمت چنین باد
    خلیل الله … ای معنای توحید
    کنون تیغت، گلوی نفس بُبرید
    // عید اثبات بندگی در امتحانات زندگی مبارک
    ۶. عید قربان ، مجراى فیض الهى و بهانه عنایت رحمانى به بندگان مومن و مسلم و مطیع است … عیدتون مبارک

  21. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود