جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: این سخن آقای پناهیان تا چه اندازه صحیح است؟ (تنهایی انسان)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن 1394
    نوشته
    14
    صلوات
    35
    حضور
    2 روز 13 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اشاره این سخن آقای پناهیان تا چه اندازه صحیح است؟ (تنهایی انسان)






    با سلام
    این سخن آقای پناهیان تا چه اندازه درسته؟ منبع روایی تا قرآنی داره؟



    این سخن آقای پناهیان تا چه اندازه صحیح است؟ (تنهایی انسان)



    باتشکر

    ویرایش توسط سیده راضیه : 1395/07/02 در ساعت 16:50


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    18,833
    صلوات
    50800
    حضور
    133 روز 13 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    35



    با نام و یاد دوست






    این سخن آقای پناهیان تا چه اندازه صحیح است؟ (تنهایی انسان)








    کارشناس بحث: استاد هادی


  4. #3

    عضویت
    جنسیت دی 1348
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,625
    صلوات
    5968
    حضور
    69 روز 10 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط seyedali2 نمایش پست ها
    با سلام
    این سخن آقای پناهیان تا چه اندازه درسته؟ منبع روایی تا قرآنی داره؟
    با سلام و عرض ادب و تقدیر از پرسش زیبایتان
    غربت انسان در جهان
    در ادبیات عرفانی، انسان در دنیا حكم یك فردی را دارد كه در بلاد غربت بسر می برد، چه جور احساس غربت و احساس بیگانگی و احساس عدم تجانس می كند؟ انسان در این جهان یك نوع احساس بیگانگی با همه ی این عالم می كند و یك نوع احساس غربت در همه ی عالم می كند؛ چرا؟ می گویند برای این است كه ما، آنكه «ما» ی واقعی ماست كه همان روح الهی (وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی ) است، از جای دیگر به اینجا افاضه شده و باید برگردد، وطن اصلی اش اینجا نیست، جای دیگر است. از جای دیگر آمده و باید به آنجا برگردد، پس وطنش اینجا نیست، اینجا وطن سنگ است، وطن خاك است، وطن كلوخ است، وطن گیاه است، وطن سگ است، وطن حیوان است، یعنی موجودات صددرصد طبیعی، ولی ما یك موجود صددرصد طبیعی نیستیم، آن واقعیت ما واقعیت ماوراء الطبیعی است، وطن اصلی ما آنجاست، ما را از آنجا جدا كرده اند. این است كه ما در اینجا غریب هستیم.
    این است كه عرفا بحث بسیار شیرینی دارند راجع به غربت انسان. جامی قطعه ای دارد كه می گوید:

    «دلا تا كی در این كاخ مجازی
    كنی مانند طفلان خاكبازی
    تویی آن دست پرور مرغ گستاخ
    كه بودت آشیان بیرون از این كاخ
    چرا زان آشیان بیگانه گشتی
    چو دونان مرغ این ویرانه گشتی
    خلیل آسا دم از ملك یقین زن
    نوای لااحب الافلین زن»

    چه تمثیل عالی ای است! این ناله ی نی، این ناله ای كه به قول او شور در همه ی جهان فكنده و همه را به تب حركت و به طرب و هیجان می آورد، ناله ی چیست؟ ناله ی غربت است، ناله ی شوق است، ناله ی هجران است، ناله ی میل به بازگشت است: من یك تكه چوب هستم؛ چون مرا از نیستان بریدند و به اینجا آوردند این ناله ی غربت است كه در میان شما تنها مانده ام؛ شما یك عده انسانها هستید، یك عده سنگ و كلوخ و از این حرفها، من كه اینجا نیی نمی بینم، من باید برگردم به نیستان، من میان شما غریبم.

    «بشنو از نی چون حكایت می كند
    از جداییها شكایت می كند
    كز نیستان تا مرا ببریده اند
    از نفیرم مرد و زن نالیده اند
    سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
    تا بگویم شرح درد اشتیاق»

    بنابراین سخن استاد پناهیان در راستای فرمایشات استاد شهید مرتضی مطهری است؛ یعنی اولا انسان غریب و تنهاست و ثانیا غربت انسان به چیزی جز تقرب الی الله برطرف نمی شود .
    منبع: «مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 428- 426»


    ویرایش توسط هادی : 1395/06/17 در ساعت 19:07
    این سخن آقای پناهیان تا چه اندازه صحیح است؟ (تنهایی انسان)
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه


  5. #4

    عضویت
    جنسیت شهریور 1388
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,177
    صلوات
    147024
    حضور
    199 روز 14 ساعت 58 دقیقه
    وبلاگ
    2
    دریافت
    240
    آپلود
    8
    گالری
    582



    با كسب اجازه از محضر استاد هادي بزرگوار

    معرفي كتاب
    من مانده ام تنهای تنها (مهارت های رویارویی با غم غربت)، انتشارات امام خميني قم





    این سخن آقای پناهیان تا چه اندازه صحیح است؟ (تنهایی انسان)
    هر انسانی ممکن است در موقعیتی از زندگی خود به اجبار یا اختیار، به ترک یار مونس و دیار مأنوسش نیازمند شود. این سفرها ممکن است به دلیل تجاری، امنیتی، تحصیلی، آموزشی، خدمت سربازی، ازدواج، تبلیغ دین، بازاریابی، مأموریت، و... باشد. با جدایی از یار مونس و دیار مأنوس ما با رویدادهای مختلف تلخ و شیرین روبرو می شویم. یکی از رویدادهای تلخ که سلامت تن و روان مسافر و غریب را تهدید می کند غم غربت یا غربت زدگی( Homesickness ) است. این اختلال ما عایق ضخیمی برای شادکامی و رضایت از زندگی است و ما را از هدفی که براش سفر کرده ایم باز می دارد.

    اقسام غربت
    غربت اقسامی مختلفی دارد:
    ١-غربت فیزیکی: از شهری به شهری
    ٢-غربت حال: عالمی میان فاسقان، مومنی میان کفار
    ٣-غربت همّت : عرفی که اهل کشف و شهود است میان مردم طبیعی که بی خبر اند از این احوال
    ۴-غربت وجودی: انسان تنها در عالم هستی، احساس پوچی و بی معنایی
    ۵-غربت در عین حضور: خدا، امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) در بین ما
    متأسفانه با این که غم غربت مشکلات فراوانی را به فرد، خانواده، اقتصاد، فرهنگ و علم تحمیل کرده است، ما، مراکز آموزشی، مسئولان صنایع و پادگان ها و دانشگاه ها برای سلامت افراد زیر مجموعه تدبیر پیشگیرانه و درمانگرانه ای نیندیشیده اند. مهارت های زیر خلاصه ای از کتاب من مانده ام تنهای تنها(مهارت های رویارویی با غم غربت) از انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی است :
    این سخن آقای پناهیان تا چه اندازه صحیح است؟ (تنهایی انسان)

    1- پذیرش غم: به هرحال دوری از یار و دیار تلخ است باید اجازه ندهم غم در سرزمین وجودم لشکر اندازد. انکار مشکل فقط سبب می شود به موقع تدبیر و علاج نکنیم و مشکل روز به روز عمیق تر شود.


    2- انجام دستورات غم زدای اسلام (دعا، صله رحم و..)


    3- انجام دستورات شادی زای اسلام( نگاه به سبزه، پیاده روی، خوردن عسل، سوارکاری، شنا، نگاه به آب روان و..)


    4- جهان بینی توحیدی؛ توکل، توسل، دعا و توجه به این که همه عالم و همه امور به دست خداست احساس غریبی نمی کنیم؛ عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست.


    5- ایجاد حس تداوم؛ پوشیدن لباس محلی، چیدمان بومی و محلی در منزل، معاشرت با افراد هم محل و صحبت کردن با زبان محلی با آنها در شهر یا کشور جدید، استفاده از پوستر محل زندگی قبلی و... به ما حس تداوم زندگی در محل سابق را می بخشد.


    6- اشتغال ذهنی و جسمی و معنوی: نوشتن داستان، نقاشی، طراحی، وبلاگ نویسی و در کل فرار از بیکاری نقش مهمی در سلامت روان دارد. حضرت علی علیه السّلام می فرمایند: اگر نفس خود را مشغول نکنی او تو را مشغول می کند.


    7- مطالعه و علم آموزی: دین و روان شناسی می گوید: مطالعه، نوشتن و.. سبب آرامش و فرار از یک نواختی و روزمرگی و افکار مزاحم می شود.


    8- شوخ طبعی و مزاح: شوخی ما را از حالت ترد و شکننده بودن خارج می کند و سبب افزایش مهارت های ارتباط انسانی و ایجاد خُلق مثبت می شود.


    9- الگوگیری از افراد موفق: افرادی که اهل سفر بودند مانند امام خمینی (رحمة الله)، سعدی، مولوی، چمران و... موفق تر بوده اند و نگاهشان به زندگی جامع تر بوده است.


    10- تغییر نگرش: دوری از خانواده سخت است ولی بدون رنج، گنجی است.


    11- شکیبایی: بی صبری و بی تابی مانند سرسره است خودت را محکم نگیری یا از لب آن بلند نشوی با شتاب به زیر می کشاندت.


    12- وادار کردن خود به حلم و صبر و تظاهر به آن.


    13- تشکیل خودیاری: با افرادی که مثل شما در غربت زندگی می کنند بیشتر بجوشد. بلای عمومی، عروسی است! و مشکلات از یاد انسان می رود.


    14- ورزش: ورزش به ویژه گروهی نقش چشمگیری در سلامت تن، تقویت اراده، اعتماد به نفس، احساس کارآمدی و قدرت در برابر مشکلات دارد.


    15- تصویرسازی ذهنی مثبت: تجسم آینده ای موفق با تحقق اهداف، تجسم بودن در فضایی آرام به جای تجسم بدبختی می تواند سبب شادکامی شود.


    16- فهرست کردن سودهای سفر و مطالعه گاه گاهی آن.


    17- آشنایی با مکانیزم های دفاعی: روان ما در سختی ها برای حفظ خود واکنش های تدافعی از خود بروز می دهد مثل بهانه گیری، اجتناب از موقعیت، تعمیم یک مشکل جزئی به کل زندگی مثلا اگر از یک نفر بدی دید می گوید مردم این شهر بد و وحشی و تندخو هستند و...


    18- اصلاح خطاهای شناختی: فرد مضطرب درگیر افکار و باورهای غلط می شود. در واقع هیجان منفی جلوی بینش صحیح را می گیرد. مثلا می گوید چون این مدت حال خوب یا درآمد مناسب، یا رفیق همراه نداشتم، در این محل جدید به من بد می گذرد.


    19- کشف محیط و منابع رفع نیازمندی ها: مثل یاد گرفتن آدرس فروشگاه ها، کلانتری و خدمات درمانی در محل زندگی جدید.


    20- تماس تلفنی، چتی، ایمیلی و پیامکی «متعادل» با خانواده


    21- تقویت بنیه اقتصادی؛


    22- برنامه ریزی: برای سفر در وقت مناسب (نه وقت و بی وقت) به دیار خود برنامه ریزی کنیم.


    23- مقابله با خودگویی های منفی: اجتناب از گفتن مردم این جا یه حالی هستند، من نمی توانم با مردم این جا کنار بیام و...


    24- تلقین جملات تأکیدی مثبت: چه میوه هایی در این شهر هست! این جا با رسم ها و زبان جدیدی آشنا شدم، سفر، سبب اندوختن تجربه می شود؛ بسیار سفر باید تا پخته شود خامی


    25- فعالیت های جمعی و گروهی: اردو، مطالعه در کتابخانه، تفریح دسته جمعی و...


    26- استفاده از فرصت ها: تمرین برای زندگی مستقل، یادگیری رسم و رسوم و زبان مردم محل جدید.


    27- تهیه سوغات: آزاده ای به همسرش گفت در زندان پول نداشتم برایتان چیزی ارزشمند بخرم، قرآن را حفظ کردم تا هنگام برگشت به شما هدیه بدهم.


    28- کمک از روان شناس و روان پزشک در شرایط اورژانسی مثل افسرده شدن یا اضطرابی شدن.


    منبع: محمدحسين قديري، ماهنامه خانه خوبان

    ویرایش توسط حامی : 1395/06/17 در ساعت 22:49
    این سخن آقای پناهیان تا چه اندازه صحیح است؟ (تنهایی انسان)
    ..........
    رهبر سياسي اسلام، بايد شير باشد نه جوجه طلبه
    و گرنه دوشمن و نفس مثل آب خوردن دورش مي زنند.
    ....

    شيعياني كه خود را در انگلستان تافته جدا بافته مي دانند و به مراجع تقليد و برادران اهل تسنن و همسر پيامبر توهين مي كنند و سبب
    خونريزي و هتاكي و دشمني مي شوند مسيرشان نه به پيامبر
    ختم مي شود و نه به ائمه .
    (وهابي ها و تشيع انگليسي،
    صهيونيست هايي بين مسلمان هستند.)

    ..........................



  6. صلوات ها 3


  7. #5

    عضویت
    جنسیت شهریور 1388
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,177
    صلوات
    147024
    حضور
    199 روز 14 ساعت 58 دقیقه
    وبلاگ
    2
    دریافت
    240
    آپلود
    8
    گالری
    582



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    -غربت وجودی: انسان تنها در عالم هستی، احساس پوچی و بی معنایی
    از بين روان شناسان اريك فروم هم مي گويد انسان از وقتي كه از مهد آرام خود يعني طبيعت مادرش جدا مي شود با اضطراب جدايي و تنهايي به دنيا مي آيد و انسان ها دو گونه به جنگ اين اضطراب مي روند:
    الف) سازنده: غرق شدن در كارهاي هنري، كار متناسب با علاقه و استعداد و عشق هاي سازنده...
    ب) مخرب: مواد مخدر، عياشي، افراط در كار، تخدير ذهن با موسيقي شنيدن افراطي

    این سخن آقای پناهیان تا چه اندازه صحیح است؟ (تنهایی انسان)
    ..........
    رهبر سياسي اسلام، بايد شير باشد نه جوجه طلبه
    و گرنه دوشمن و نفس مثل آب خوردن دورش مي زنند.
    ....

    شيعياني كه خود را در انگلستان تافته جدا بافته مي دانند و به مراجع تقليد و برادران اهل تسنن و همسر پيامبر توهين مي كنند و سبب
    خونريزي و هتاكي و دشمني مي شوند مسيرشان نه به پيامبر
    ختم مي شود و نه به ائمه .
    (وهابي ها و تشيع انگليسي،
    صهيونيست هايي بين مسلمان هستند.)

    ..........................



  8. صلوات ها 3


  9. #6

    عضویت
    جنسیت دی 1348
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,625
    صلوات
    5968
    حضور
    69 روز 10 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    این سخن استاد پناهیان که می فرماید: انسان موجود تنهایی است و تنهایی اش جز با خدا برطرف نمی شود؛ درست است؟



    پاسخ:
    در ادبیات عرفانی، انسان در دنیا حكم یك فردی را دارد كه در بلاد غربت بسر می برد، چه جور احساس غربت و احساس بیگانگی و احساس عدم تجانس می كند؟ انسان در این جهان یك نوع احساس بیگانگی با همه ی این عالم می كند و یك نوع احساس غربت در همه ی عالم می كند؛ چرا؟ می گویند برای این است كه ما، آنكه «ما» ی واقعی ماست كه همان روح الهی (1)است، از جای دیگر به اینجا افاضه شده و باید برگردد، وطن اصلی اش اینجا نیست، جای دیگر است. از جای دیگر آمده و باید به آنجا برگردد، پس وطنش اینجا نیست، اینجا وطن سنگ است، وطن خاك است، وطن كلوخ است، وطن گیاه است، وطن سگ است، وطن حیوان است، یعنی موجودات صددرصد طبیعی، ولی ما یك موجود صددرصد طبیعی نیستیم، آن واقعیت ما واقعیت ماوراء الطبیعی است، وطن اصلی ما آنجاست، ما را از آنجا جدا كرده اند. این است كه ما در اینجا غریب هستیم.(2)
    جامی قطعه ای دارد كه می گوید:
    «دلا تا كی در این كاخ مجازی
    كنی مانند طفلان خاكبازی
    تویی آن دست پرور مرغ گستاخ
    كه بودت آشیان بیرون از این كاخ
    چرا زان آشیان بیگانه گشتی
    چو دونان مرغ این ویرانه گشتی
    خلیل آسا دم از ملك یقین زن
    نوای لااحب الافلین زن»
    خلاصه کلام این است که سخن استاد پناهیان درست است؛ چرا که اولا انسان غریب و تنهاست چون موطن اصلی انسان این جا نیست و ثانیا غربت انسان به چیزی جز تقرب الی الله برطرف نمی شود .
    پی نوشت
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــ
    1. «وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی»(حجر:29) از روخ خود در آن دمیدم.
    2. مجموعه آثار شهید مطهری . ج23، ص: 428- 426»


    ویرایش توسط مدیر تدوین : 1395/08/09 در ساعت 13:43
    این سخن آقای پناهیان تا چه اندازه صحیح است؟ (تنهایی انسان)
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  10. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: 1392/06/09, 11:14
  2. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 1391/03/08, 23:12
  3. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 1390/07/19, 23:32

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از 1395/06/19, 18:09 : 12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود