صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا تقلید کردن مقلد می بایست بر مبنای وحدت مرجع تقلید باشد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۵
    نوشته
    243
    حضور
    12 روز 15 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    404

    چرا تقلید کردن مقلد می بایست بر مبنای وحدت مرجع تقلید باشد؟




    سلام .
    امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشین .
    یک سوال برای من بوجود اومده گفتم ازتون بپرسم تا در صورت امکان بهم کمک کنین ...

    در انتخاب مرجع تقلید اون چیزی که من میدونم این هستش که باید به اعلمیت مرجع تقلید خودمون پی ببریم و برای این کار نیز راهکارهایی تبیین شده ... بنابراین من نوعی برای انتخاب مرجع تقلیدم باید راهکاری رو در پیش بگیرم تا بتونم متوجه بشم که کدومیکی از مراجع تقلید اعلم تر هستند ...

    اولین سوال : این هستش که یا من علمم بالاتر از یک مرجع تقلید هست یا کمتر از اون ... اگر بالاتر از اون باشه که نیازی نیست من از ایشان تقلید کنم و اگر کمتر باشه که اصلا نمیتونم بفهمم که کدومیک از مراجع تقلید اعلم تر هستند ...


    مساله دوم که برای من مهمتر هستش ... این هست که طبق چه وجه "عقلانی" یا "شرعی" من میبایست یک مرجع تقلید انتخاب کنم و برای تمامی مسائلم تاکید میکنم برای تمامی مسائلم به ایشان مراجعه کنم .

    مثلا ممکن هست من در درون مسایل سیاسی پی به اعلم بودن آقای جوادی آملی ببرم و بخوام در درون مسائل سیاسی از ایشون تقلید کنم و در مورد مسائل فقهی پی به اعلم بودن آقای شبیری زنجانی ببرم و بخوام از ایشون تقلید کنم .

    اصلا ممکن هست من در درون مساله ای رای آقای x رو درست بدونم و در درون مساله ای دیگر رای آقای y رو درست بدونم . اونوقت من طبق چه سند عقلانی و فقهی باید تنها از قول یک نفر تبعیت کنم . ... آیا این مساله میتونه وجه عقلی و شرعی داشته باشه ؟؟؟

    اینی که کسی خوب شربت درست میکنه و نظرش در مورد شربت درست کردن رو من درست میدونم آیا میتونه دلیلی بر این باشه که رانندگیش هم حتما از دیگران بهتر هست و من باید در تمامی موارد از ایشون تبعیت کنم ؟؟؟


    مساله این هستش که کسانی که "احتیاط" نمیکنند و تنها یک مرجع تقلید دارند برای این کارشون چه دلیل فقهی یا عقلانی دارند ؟؟؟

    من در مورد مسائل سیاسی نظر 4 مرجع تقلید را میشنوم ...
    در نهایت به نظرم باید در اون مساله خاص از آقای شبیری زنجانی تقلید کنم . ولی میبینم که قبلا من آقای جوادی آملی رو انتخاب کردم و باید بر خلاف اعتقادم از نظر آقای جوادی آملی تبعیت کنم چرا !!!!



    متشکرم

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58299



    با نام و یاد دوست






    چرا تقلید کردن مقلد می بایست بر مبنای وحدت مرجع تقلید باشد؟








    کارشناس بحث: استاد سجاد

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط هرمیون نمایش پست ها
    سلام .
    امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشین .
    یک سوال برای من بوجود اومده گفتم ازتون بپرسم تا در صورت امکان بهم کمک کنین ...
    در انتخاب مرجع تقلید اون چیزی که من میدونم این هستش که باید به اعلمیت مرجع تقلید خودمون پی ببریم و برای این کار نیز راهکارهایی تبیین شده ... بنابراین من نوعی برای انتخاب مرجع تقلیدم باید راهکاری رو در پیش بگیرم تا بتونم متوجه بشم که کدومیکی از مراجع تقلید اعلم تر هستند ...
    اولین سوال : این هستش که یا من علمم بالاتر از یک مرجع تقلید هست یا کمتر از اون ... اگر بالاتر از اون باشه که نیازی نیست من از ایشان تقلید کنم و اگر کمتر باشه که اصلا نمیتونم بفهمم که کدومیک از مراجع تقلید اعلم تر هستند ...
    مساله دوم که برای من مهمتر هستش ... این هست که طبق چه وجه "عقلانی" یا "شرعی" من میبایست یک مرجع تقلید انتخاب کنم و برای تمامی مسائلم تاکید میکنم برای تمامی مسائلم به ایشان مراجعه کنم .
    مثلا ممکن هست من در درون مسایل سیاسی پی به اعلم بودن آقای جوادی آملی ببرم و بخوام در درون مسائل سیاسی از ایشون تقلید کنم و در مورد مسائل فقهی پی به اعلم بودن آقای شبیری زنجانی ببرم و بخوام از ایشون تقلید کنم .
    اصلا ممکن هست من در درون مساله ای رای آقای x رو درست بدونم و در درون مساله ای دیگر رای آقای y رو درست بدونم . اونوقت من طبق چه سند عقلانی و فقهی باید تنها از قول یک نفر تبعیت کنم . ... آیا این مساله میتونه وجه عقلی و شرعی داشته باشه ؟؟؟
    اینی که کسی خوب شربت درست میکنه و نظرش در مورد شربت درست کردن رو من درست میدونم آیا میتونه دلیلی بر این باشه که رانندگیش هم حتما از دیگران بهتر هست و من باید در تمامی موارد از ایشون تبعیت کنم ؟؟؟
    مساله این هستش که کسانی که "احتیاط" نمیکنند و تنها یک مرجع تقلید دارند برای این کارشون چه دلیل فقهی یا عقلانی دارند ؟؟؟
    من در مورد مسائل سیاسی نظر 4 مرجع تقلید را میشنوم ...
    در نهایت به نظرم باید در اون مساله خاص از آقای شبیری زنجانی تقلید کنم . ولی میبینم که قبلا من آقای جوادی آملی رو انتخاب کردم و باید بر خلاف اعتقادم از نظر آقای جوادی آملی تبعیت کنم چرا !!!!
    متشکرم
    عرض سلام و احترام و تشکر از سؤال شما

    1. مردم نسبت به یک علم خاص به سه گروه تقسیم می شوند: الف- عده ای اطلاعی ندارند ،ب- عده ای تا حدودی مطلع هستند ، ج- عده دیگر کاملا مطلع هستند و در آن علم تخصص دارند.
    درست است که گروه اول نمی توانند مستقیما متخصص در یک علم را تشخیص دهند اما با واسطه گروه دوم این کار ممکن است چرا که گروه دوم تا اندازه ای با یک علم آشنا هستند و همین ها می توانند متخصصان بالاتر از خود را شناخته و به دیگران معرفی کنند و این شیوه دقیقا همان است که در رساله های عملیه برای انتخاب مرجع استفاده شده بدین صورت که به مکلف توصیه شده از دو نفر کارشناس خبره برای شناخت اعلم کمک بگیرد.

    2. اصطلاح تقلید در مسائل سیاسی به کار نمی رود و تقلید مختص مسائل فقهی می باشد و لازم هم نیست در همین مسائل فقهی نیز از یک مرجع تقلید کنید اگر شما توانستید در هر باب فقهی یک اعلم را شناسایی کنید که طبق معیارهای تشخیص اعلم در همان باب داناتر و تواناتر از دیگران باشد مانعی ندارد که تنها در همان باب از او تقلید کنید و در باب های دیگر از افراد دیگر .
    اما مشکل اینجاست که شناخت اعلم برای همه ابواب فقهی کار آسانی نیست چه رسد به شناخت اعلم برای تک تک آنها که به نظر محال می آید!

    در پناه حضرت حق باشید

    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۹۵/۰۶/۲۰ در ساعت ۰۹:۴۶

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۵
    نوشته
    243
    حضور
    12 روز 15 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    404



    استاد سجاد ...
    سلام .

    بابته پاسختون در ابتدا تشکر میکنم دو مطلب ...

    1. این رو تقریبا مطمئن هستم که اگر من از یک مرجع تقلید بپرسم که شما اعلم تر هستین یا اون یکی ... جوابش به من این هستش که الله اعلم . و در این جوابش هم صادق هست . به نظر شما من این سوال رو از چه کسی بپرسم که حرفش حرف باشه .

    2. در جواب قسمت دوم بزارین کمی مصداقی صحبت کنم . من نظر شما و مراجع تقلید رو در مورد ازدواج موقت و اذن پدر رو خوب خوندم . ممکن هست که من در امور فقهی نظر ایت الله جوادی املی رو درست بدونم و از ایشان تقلید کنم ولی به مرور زمان ببینم که ...

    غریزه جنسی داره بهم فشار میاره
    احتیاج به کسی برای صحبت و گفت و شنود دارم

    و ایشان این مساله رو منوط به تصمیم پدر کرده اند . ولی وقتی من دقت میکنم مساله به نحوی هست که ....
    1. اصلا ممکن هست من این مساله رو یک مساله کاملا خصوصی بدونم .
    2. ممکن هست حیایی بین من و پدرم باشه و من نتونم بهش بگم چه احساسی دارم .
    3. ممکن هست پدرم من رو درک نکنه
    4. ممکن هست اگر من بخوام این مساله رو با ایشون یا خانوادم مطرح کنم این مساله رو خیلی ها متوجه بشن و من نخوام اینجوری بشه .


    و با اینکه من نظر ایت الله جوادی املی رو کاملا درست میدونم و واقعا درک میکنم که خیلی ها برای داشتن چنین روابطی بهتر هست این مساله رو با بزرگترشون در میون بزارن ... ولی من ممکن هست ترجیح بدم در این مساله از آیت الله روحانی تقلید کنم که اذن پدر رو شرط ندونستند .

    و مثلا با کسی دوست بشم و روابط خفیفی باهاش داشته باشم .

    بنابراین در این مساله خاص من آیت الله روحانی رو اعلم تر میشناسم چون دقیق تر این نوع روابط رو دیدن و شاید تجربیاتی داشتند که این مساله رو میتونن درک کنن .

    بنابراین میخواستم بدونم اگر من در هر مساله نظر مراجع تقلید متفاوت رو بشنوم و اون نظری که به نظرم عقلانی تر هست رو انجام بدم و در اون مساله از اون شخص تبعیت کنم چه مشگلی داره .

  9. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    800
    حضور
    22 روز 18 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2727



    نقل قول نوشته اصلی توسط هرمیون نمایش پست ها
    من نظر شما و مراجع تقلید رو در مورد ازدواج موقت و اذن پدر رو خوب خوندم . ممکن هست که من در امور فقهی نظر ایت الله جوادی املی رو درست بدونم و از ایشان تقلید کنم ولی به مرور زمان ببینم که ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط هرمیون نمایش پست ها
    ولی من ممکن هست ترجیح بدم در این مساله از آیت الله روحانی تقلید کنم که اذن پدر رو شرط ندونستند .
    سلام
    آنگونه که صاحب جواهر ادعا می کند مشهور بین متقدمین و متاخرین سقوط اذن پدر در پاکره رشیده می باشد و آیت الله جوادی آملی هم در درس خارج فقه که دارند پس از مطرح کردن روایات مختلف وجه جمع بین روایات را سقوط اذن ولی دانسته و آن را اقوی الاقوال می دانند اما در مقام فتوا یک احتیاط هم به آن اضافه می کنند!


    کلام آیت الله جوادی در خارج نکاح که در فایل صوتی هم موجود است در زیر می آید (برای دانلود کلیک کنید و از 25 دقیقه و 44 ثانیه مطالبی که آوردیم شروع می شود)
    "
    ما چه بکنيم با اين دو طايفه؟ آن 23 روايت دلالت داشت بر استمرار ولايت أب و جدّ، اين چندتا روايتي که خوانده شد دلالت دارد بر اينکه وقتي که مالک خودش بود از تحت ولايت أب و جدّ درمي‌آيد. آيا تصرّف در ماده بکنيم؛ مثل روايت يک باب سه را حمل بکنيم بر ثيّب و شاهد جمع هم بعضي از رواياتي که خوانده شد آن باشد؟ اين تصرف در ماده است؛ يعني آن مطلقاتي که مي‌گويد دختر تحت ولايت هست همچنان به اطلاقش باقي است، اين روايت‌هايي که مي‌گويد اگر «مَلَكَتْ نَفْسَهَا» از تحت ولايت بيرون مي‌آيد حمل بر ثيّب مي‌شود؛ آن‌گاه دختر رشيده بالغه تحت ولايت أب و جدّ است، اين تصرف در ماده است. البته جمع بين مطلق و مقيد يا جمع بين دوتا عنوان با تصرف در ماده اين اُوليٰ است از حمل بر تصرف در هيئت که حمل بر استحباب بکنيم؛ لکن در خصوص مقام به تعبير مرحوم شيخ خصيصه‌اي است که ما ناچاريم تصرف در هيئت بکنيم و آن اين است که اين روايت‌هاي مطلق را که شامل بالغه رشيده باکره مي‌شود، نسبت به اين قسمت حمل بر استحباب بکنيم و بقيه را حمل بر لزوم. به چه دليل حمل بر استحباب بکنيم؟ به دليل اينکه روايتي که مي‌گويد باکره مي‌تواند بدون اذن پدر ازدواج کند، اين به طرح شبيه‌تر است تا به جمع دلالي! شما اين را مي‌خواهيد چگونه حمل بکنيد؟ اينکه مي‌گويد باکره بدون اذن پدر مي‌تواند ازدواج کند، معلوم مي‌شود او مستقل است و اگر چنانچه اطلاق آن قسمت باکره بالغه را هم شامل مي‌شود، حمل بر استحباب خواهد شد.

    بنابراين اين راهي را که مرحوم محقق ذکر فرمود که سقوط ولايت است مطلقا که در متن شرايع فرمودند، اين قول «اقوي الاقوال» است در بين اين اقوال هفت‌گانه. قول به استمرار ولايت تام نيست، قول به فرق بين دائم و منقطع و منقطع و دائم که دو قول بود و دو تفصيل بود هيچ کدام تام نيست، تفصيل بين أب و جدّ هم تام نيست، براي اينکه رواياتي که درباره جدّ بود ولايت جدّ را اُوليٰ از ولايت پدر دانستند، چگونه شما مي‌توانيد اين روايت مثبته را حمل بکنيد بر ولايت أب و روايت نافيه را حمل بکنيد بر ولايت جدّ؟ تفصيل بين أب و جدّ هم تام نيست؛ چه اينکه تفصيل بين دائم و منقطع هم تام نيست. تشريک «في الجلمه» تام است نه «بالجمله»؛ تشريک به اين نحو است که اين دختر بالغه مستقل است، احتياط آن است که از پدر اذن بگيرد؛ حالا اين چون احتياط است و فتوا نيست، موارد فرق مي‌کند؛ در بعضي از موارد مثل ايلات، عشاير، قبايل و اقوام که اينها زندگيشان به پدرسالاري و مادرسالاري و قبيله بودن است، يک ننگي است که دختر بدون اذن پدر ازدواج بکند، اين بر آن موارد ممکن است که يا تشريک باشد اصلاً، يا احتياط وجوبي باشد؛ اما در يک فضايي است که دانشگاهي‌ هستند، رفت و آمد دارند و بالغه هستند، هوش و درايت اين تحصيل کرده از پدر و مادر اگر بيشتر نباشد کمتر نيست، در اينجا احترام خانوادگي ايجاب مي‌کند که اذن بگيرد؛ حالا يا احتياط لزومي يا احتياط استحبابي و به هر تقدير اين حکم تکليفي است نه حکم وضعي."

    ویرایش توسط علــی : ۱۳۹۵/۰۶/۱۸ در ساعت ۱۵:۵۳

  10. صلوات


  11. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط هرمیون نمایش پست ها
    استاد سجاد ...
    سلام .
    بابته پاسختون در ابتدا تشکر میکنم دو مطلب ...
    1. این رو تقریبا مطمئن هستم که اگر من از یک مرجع تقلید بپرسم که شما اعلم تر هستین یا اون یکی ... جوابش به من این هستش که الله اعلم . و در این جوابش هم صادق هست . به نظر شما من این سوال رو از چه کسی بپرسم که حرفش حرف باشه .
    2. در جواب قسمت دوم بزارین کمی مصداقی صحبت کنم . من نظر شما و مراجع تقلید رو در مورد ازدواج موقت و اذن پدر رو خوب خوندم . ممکن هست که من در امور فقهی نظر ایت الله جوادی املی رو درست بدونم و از ایشان تقلید کنم ولی به مرور زمان ببینم که ...
    غریزه جنسی داره بهم فشار میاره
    احتیاج به کسی برای صحبت و گفت و شنود دارم
    و ایشان این مساله رو منوط به تصمیم پدر کرده اند . ولی وقتی من دقت میکنم مساله به نحوی هست که ....
    1. اصلا ممکن هست من این مساله رو یک مساله کاملا خصوصی بدونم .
    2. ممکن هست حیایی بین من و پدرم باشه و من نتونم بهش بگم چه احساسی دارم .
    3. ممکن هست پدرم من رو درک نکنه
    4. ممکن هست اگر من بخوام این مساله رو با ایشون یا خانوادم مطرح کنم این مساله رو خیلی ها متوجه بشن و من نخوام اینجوری بشه .
    و با اینکه من نظر ایت الله جوادی املی رو کاملا درست میدونم و واقعا درک میکنم که خیلی ها برای داشتن چنین روابطی بهتر هست این مساله رو با بزرگترشون در میون بزارن ... ولی من ممکن هست ترجیح بدم در این مساله از آیت الله روحانی تقلید کنم که اذن پدر رو شرط ندونستند .
    و مثلا با کسی دوست بشم و روابط خفیفی باهاش داشته باشم .
    بنابراین در این مساله خاص من آیت الله روحانی رو اعلم تر میشناسم چون دقیق تر این نوع روابط رو دیدن و شاید تجربیاتی داشتند که این مساله رو میتونن درک کنن .
    بنابراین میخواستم بدونم اگر من در هر مساله نظر مراجع تقلید متفاوت رو بشنوم و اون نظری که به نظرم عقلانی تر هست رو انجام بدم و در اون مساله از اون شخص تبعیت کنم چه مشگلی داره .
    با عرض سلام و احترام مجدد

    1. خیلی مطمئن نباشید و ممکن است برخی مراجع جواب هم بدهند.

    2. در فرض سؤال اگر مرجع تقلیدی که او را اعلم تشخیص داده اید فتوایی داشته باشد لازم است از ایشان تبعیت کنید و نمی توانید تشخیص عقل خود را مقدم بدارید چرا که در این صورت شما دیگر مقلد نخواهید بود و عمل شما مستند به فتوای مرجع تقلید نبوده و در قیامت حجیتی نخواهد داشت.

    3. هر جایی که مرجع شما قائل به احتیاط واجب شده و فتوا نداده می توانید با تحقیق بین مراجع، اعلم بعد از ایشان را تشخیص داده به فتوای او مراجعه کنید.

    در پناه حضرت حق باشید

    ویرایش توسط سجاد : ۱۳۹۵/۰۶/۲۰ در ساعت ۱۳:۱۰

  12. صلوات ها 4


  13. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,555
    حضور
    148 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27
    صلوات
    31823



    نقل قول نوشته اصلی توسط علــی نمایش پست ها
    سلام
    آنگونه که صاحب جواهر ادعا می کند مشهور بین متقدمین و متاخرین سقوط اذن پدر در پاکره رشیده می باشد و آیت الله جوادی آملی هم در درس خارج فقه که دارند پس از مطرح کردن روایات مختلف وجه جمع بین روایات را سقوط اذن ولی دانسته و آن را اقوی الاقوال می دانند اما در مقام فتوا یک احتیاط هم به آن اضافه می کنند!


    کلام آیت الله جوادی در خارج نکاح که در فایل صوتی هم موجود است در زیر می آید (برای دانلود کلیک کنید و از 25 دقیقه و 44 ثانیه مطالبی که آوردیم شروع می شود)
    "
    ما چه بکنيم با اين دو طايفه؟ آن 23 روايت دلالت داشت بر استمرار ولايت أب و جدّ، اين چندتا روايتي که خوانده شد دلالت دارد بر اينکه وقتي که مالک خودش بود از تحت ولايت أب و جدّ درمي‌آيد. آيا تصرّف در ماده بکنيم؛ مثل روايت يک باب سه را حمل بکنيم بر ثيّب و شاهد جمع هم بعضي از رواياتي که خوانده شد آن باشد؟ اين تصرف در ماده است؛ يعني آن مطلقاتي که مي‌گويد دختر تحت ولايت هست همچنان به اطلاقش باقي است، اين روايت‌هايي که مي‌گويد اگر «مَلَكَتْ نَفْسَهَا» از تحت ولايت بيرون مي‌آيد حمل بر ثيّب مي‌شود؛ آن‌گاه دختر رشيده بالغه تحت ولايت أب و جدّ است، اين تصرف در ماده است. البته جمع بين مطلق و مقيد يا جمع بين دوتا عنوان با تصرف در ماده اين اُوليٰ است از حمل بر تصرف در هيئت که حمل بر استحباب بکنيم؛ لکن در خصوص مقام به تعبير مرحوم شيخ خصيصه‌اي است که ما ناچاريم تصرف در هيئت بکنيم و آن اين است که اين روايت‌هاي مطلق را که شامل بالغه رشيده باکره مي‌شود، نسبت به اين قسمت حمل بر استحباب بکنيم و بقيه را حمل بر لزوم. به چه دليل حمل بر استحباب بکنيم؟ به دليل اينکه روايتي که مي‌گويد باکره مي‌تواند بدون اذن پدر ازدواج کند، اين به طرح شبيه‌تر است تا به جمع دلالي! شما اين را مي‌خواهيد چگونه حمل بکنيد؟ اينکه مي‌گويد باکره بدون اذن پدر مي‌تواند ازدواج کند، معلوم مي‌شود او مستقل است و اگر چنانچه اطلاق آن قسمت باکره بالغه را هم شامل مي‌شود، حمل بر استحباب خواهد شد.

    بنابراين اين راهي را که مرحوم محقق ذکر فرمود که سقوط ولايت است مطلقا که در متن شرايع فرمودند، اين قول «اقوي الاقوال» است در بين اين اقوال هفت‌گانه. قول به استمرار ولايت تام نيست، قول به فرق بين دائم و منقطع و منقطع و دائم که دو قول بود و دو تفصيل بود هيچ کدام تام نيست، تفصيل بين أب و جدّ هم تام نيست، براي اينکه رواياتي که درباره جدّ بود ولايت جدّ را اُوليٰ از ولايت پدر دانستند، چگونه شما مي‌توانيد اين روايت مثبته را حمل بکنيد بر ولايت أب و روايت نافيه را حمل بکنيد بر ولايت جدّ؟ تفصيل بين أب و جدّ هم تام نيست؛ چه اينکه تفصيل بين دائم و منقطع هم تام نيست. تشريک «في الجلمه» تام است نه «بالجمله»؛ تشريک به اين نحو است که اين دختر بالغه مستقل است، احتياط آن است که از پدر اذن بگيرد؛ حالا اين چون احتياط است و فتوا نيست، موارد فرق مي‌کند؛ در بعضي از موارد مثل ايلات، عشاير، قبايل و اقوام که اينها زندگيشان به پدرسالاري و مادرسالاري و قبيله بودن است، يک ننگي است که دختر بدون اذن پدر ازدواج بکند، اين بر آن موارد ممکن است که يا تشريک باشد اصلاً، يا احتياط وجوبي باشد؛ اما در يک فضايي است که دانشگاهي‌ هستند، رفت و آمد دارند و بالغه هستند، هوش و درايت اين تحصيل کرده از پدر و مادر اگر بيشتر نباشد کمتر نيست، در اينجا احترام خانوادگي ايجاب مي‌کند که اذن بگيرد؛ حالا يا احتياط لزومي يا احتياط استحبابي و به هر تقدير اين حکم تکليفي است نه حکم وضعي."
    با عرض سلام و احترام

    از شما بعید بود !

    1. اصولا مباحث علمی که در دروس خارج فقه و کتاب های استدلالی مراجع تقلید مطرح می شود برای مقلدان ایشان حجیت ندارد مگر خود حضرات تأیید کنند یا در رساله های عملیه و استفتائات آن را ذکر نمایند.

    2. وقتی مباحث علمی مجتهدی با فتوای او که در رساله ها ذکر شده ، متفاوت است آنچه حجیت دارد دومی است نه اولی .

    در پناه حضرت حق باشید


  14. صلوات ها 6


  15. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۱
    علاقه
    حق، افزایش آگاهی
    نوشته
    1,248
    حضور
    140 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    66
    صلوات
    6260



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    2. در فرض سؤال اگر مرجع تقلیدی که او را اعلم تشخیص داده اید فتوایی داشته باشد لازم است از ایشان تبعیت کنید و نمی توانید تشخیص عقل خود را مقدم بدارید چرا که در این صورت شما دیگر مقلد نخواهید بود و عمل شما مستند به فتوای مرجع تقلید نبوده و در قیامت حجیتی نخواهد داشت.

    سلام و عرض ادب

    جناب سجاد ممنون میشم به این موارد هم پاسخ بدید

    1- اگر شخصی بر خلاف نظر مرجعش عملی که جایز نیست انجام بده . (مثلا در جایی که همه مراجع چیزی گفتن ولی نظر مرجعش چیز دیگری هست) . آیا اگر در قیامت اثبات شود که حکم خدا هم خلاف نظر مرجعش بوده آیا بابت تخلف از نظر مرجعش مجازات میشه؟

    2- برعکس یعنی اگر مرجعش عملی رو مجاز بدونه و این شخص با رعایت روش درست انتخاب مرجع تقلید مرجعش رو انتخاب کرده باشه ولی در قیامت مشخص بشه مرجعش در اون مورد خاص اشتباه کرده و این کار از نظر خدا جایز نبوده آیا این شخص (مقلد) گناهکاره و خدا گناهش رو بر مبنای حجتی که داشته میبخشه یا کلا گناه کار نیست؟

    3- اگر شخصی تشخیص بده (با روش درست نه نتیجه گیری از حکم به اعلم بودن یا نبودن مرجع) تخصص مرجعش در مقابل مرجع دیگری در یک حوزه مثلا مسایل اقتصادی کم تر هست آیا
    میتونه و آیا باید در اون زمینه از مرجع دوم (که اعلم هست) تبعیت کنه؟

    با تشکر


    همان گونه كه [عذاب را] بر تقسيم‏ كنندگان نازل كرديم
    همانان كه قرآن را جزء جزء كردند
    [به برخى از آن عمل كردند و بعضى را رها نمودند]
    پس سوگند به پروردگارت كه از همه آنان خواهيم پرسيد
    از آنچه انجام مى‏ دادند (آیه ۹۰ تا ۹۳ حجر)

    امام علی علیه السلام:
    مؤمن دنیا را سپر دینش قرار می‌دهد و فاجر دینش را سپر دنیایش. غررالحکم، ح 1546

  16. صلوات ها 2


  17. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    77
    حضور
    1 روز 22 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    116



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    1. مردم نسبت به یک علم خاص به سه گروه تقسیم می شوند: الف- عده ای اطلاعی ندارند ،ب- عده ای تا حدودی مطلع هستند ، ج- عده دیگر کاملا مطلع هستند و در آن علم تخصص دارند.
    درست است که گروه اول نمی توانند مستقیما متخصص در یک علم را تشخیص دهند اما با واسطه گروه دوم این کار ممکن است چرا که گروه دوم تا اندازه ای با یک علم آشنا هستند و همین ها می توانند متخصصان بالاتر از خود را شناخته و به دیگران معرفی کنند و این شیوه دقیقا همان است که در رساله های عملیه برای انتخاب مرجع استفاده شده بدین صورت که به مکلف توصیه شده از دو نفر کارشناس خبره برای شناخت اعلم کمک بگیرد.
    خب استاد ببینید من نوعی اگه بخوام مرجع تقلید انتخاب کنم شیوه ای که در خود توضیح المسائلها نوشته شده اینه که از دو نفر خبره بپرسین به شرط این که دو نفر خبره دیگه باهاشون مخالفت نکنن یا اصلا فرض کنید فقط بگن از دو نفر خبره بپرسین وقتی من میدونم که بین افراد خبره اختلاف هست مثلا میدونم بعضی افراد قطعا رهبری رو معرفی خواهند کرد. بعضی افراد قطعا سیستانی، و بعضی افراد قطعا مکارم یا وحید خراسانی و ... این شیوه چطور من رو به اعلم میرسونه؟ و چقدر عملی هست فعلا؟
    روش سوم که یه گروه بگن هم ملحق به همین دو فرد خبره است.
    روش اول که میگه خود مقلد اطمینان کنه کی اعلمه تنها روش هست البته نه اطمینان، میتونه یه احتمال هرچند ضعیف و غیر سختگیرانه ای ایجاد کنه که ترجیح به اعلمیت یک نفر بده و از هر قرینه عقلانی میتونه برای برداشتش استفاده کنه که مثلا دونستن رای اون دو خبره هم یک قرینه است برای تشخیصش.


    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها
    1. خیلی مطمئن نباشید و ممکن است برخی مراجع جواب هم بدهند.
    من فکر نمیکردم مراجع جواب بدهند مگه مراجع ضعیفی و در واقع مجتهد باشند که خب از بررسی ما از اول خارج هستند.
    شما میتونید شش مرجع جامعه مدرسین رو سوال کنید و ترتیب اعلمیتشون رو با پرسش از خودشون بپرسید؟
    اگه مراجع نسبت به اعلم بودن یک مرجع دیگه نسبت به خودشون اظهارنظر نمیکنند چه علتی داره؟
    حداقل میتونن به غیر از نسبت به رهبری در مورد اعلمیت یا عدم اعلمیت بقیه نسبت به خودشون نظرشون رو بگن
    اونها باید بگن آقایون مقلد فلانی از نظر خود من از من اعلمتره. حالا شمای مقلد در یه فرض تقریبا محالی تونستی مطمئن شدی من اعلمم اون فرق میکنه. ولی به طور عمومی فلانی از من اعلمتره.
    آیا این قید اعلمیت اهمیتی نداره؟ یا محذوریت خاصی داره که نمیگن
    من روی این موضوع فکر کردم. اطلاعات کاملی ندارم ولی تا جایی که در کتابها دیدم همواره چهره شاخص فقهی هر عصر مشخص بوده به جز زمان ما. من فکر میکنم علتش شلوغ کردن مرجعیت و تقویت مرجعیت یک نفر باشه.
    ویرایش توسط صـادق خان : ۱۳۹۵/۰۶/۲۱ در ساعت ۰۰:۰۲

  18. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    77
    حضور
    1 روز 22 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    116



    در مورد عنوان سوال تاپیکتون نظر من این هست که اگه (همونطور که وقتی از فلسفه تقلید سوال میشه) میگن تقلید سیره عقلا است که مثلا مریض به پزشک رجوع میکنه یا پزشک به مثلا روانشناس برای مشاوره؛
    خب سیره همون عقلا هیچوقت به یک نفر رجوع نمیکنه.
    اما خب علت اینکه در دین متفاوت هست و باید به یه نفر رجوع کنی نمیدونم چی هست. یعنی مستند شرعی اش چی هست. ولی اگه فکر خودم رو بخوام بگم فکر میکنم چون در دین کسی فکر نمیکنه کدوم کار درست تره و دنبال رفع تکلیفه بیشتر، برای همین ممکنه فرد به هوای نفسش عمل کنه. یعنی اگه شما به سه تا روانشناس یا سه تا تعمیرکار یا تا دکتر رجوع کنی فکر میکنی کدوم درست تره ولی در دین اگه افراد بتونن به متخصصین مختلف رجوع کنن نگاه نمیکنن کدوم درست تره نگاه میکنن دلشون کدوم نظرو دوست داره یا کدوم آسونتره براشون. یه جای اینکه کدوم بر اساس مبانی دینی درست تره
    اما اگه دو مورد یکی اینکه فرد با مبانی دینی آشنایی داشته باشه یعنی بدونه مراجع فقط با عقلشون فتوا نمیدن و باید بتونن روایات اون موضوع رو هم ببینن و دوما هوای نفسش رو هم در انتخاب یک نظر دخالت نده بلکه دنبال درستی موضوع باشه اون وقت میتونه مثل سیره عقلا به متخصصین مختلف رجوع کنه

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود